ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۰۸۱.

روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای پرخطر قلدری سایبری نشخوار خشم نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه: نوجوانی مرحله رشدی منحصر به فردی است که در طی آن چالش های سلامت روان و اختلالات روان شناختی بسیاری آشکار می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم انجام شد. روش: جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه اول و دوم شهر بوشهر بودند که در بازه زمانی دی الی اسفند ماه سال تحصیلی 1404-1403 بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، و از بین لیست مدارس مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه یک شهرستان بوشهر تعداد 4 مدرسه برگزیده و از هر کدام 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه های قلدری سایبری (CBVEQ)، پرسش نامه رفتار پرخطر، تکانشی و خود مخرب (RISQ)، و مقیاس نشخوار خشم (ARS)، بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری SmartPLS 4 و SPSS-27 استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که قلدری سایبری اثر مستقیم معنادار بر نشخوار خشم (0/36) و رفتارهای پرخطر (0/44) داشت. همچنین، نشخوار خشم اثر مستقیم مثبت و معناداری بر رفتارهای پرخطر (0/47) داشت. به علاوه، اثر غیرمستقیم قلدری سایبری بر رفتارهای پرخطر از طریق متغیر میانجی نشخوار خشم معنادار بود (0/17).  نتیجه گیری: به طور کلی، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین، شناسایی و مداخله در عوامل روان شناختی میانجی گر مانند نشخوار خشم در طراحی برنامه های پیشگیری جهت کاهش رفتارهای پرخطر اهمیت فراوانی دارد.
۱۰۸۲.

رابطه اضطراب ظاهر و کمال گرایی با اضطراب اجتماعی با نقش میانجی عزت نفس در میان کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عزت نفس کمالگرایی اضطراب ظاهر شبکه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه: حضور گسترده نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی همراه با پیامدهای روانشناختی و اجتماعی می‌باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عزت‌نفس در روابط بین کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر در میان نوجوانان کاربر شبکه‌های اجتماعی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی و روش تحقیق، توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه دانش‌آموزان متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای دومرحله‌ای انجام گرفت. تعداد 460 نفر از دانش‌آموزانی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند، مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی (هارت و همکاران، 1989)، مقیاس کمال‌گرایی (نجاریان و همکاران، 1387)، پرسشنامه اضطراب نوجوانان (لاگریکا و لوپز، 1998) و مقیاس عزت‌نفس (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق آزمون‌های همبستگی پیرسون، t مستقل و تحلیل معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر بطور مستقیم و به واسطه عزت‌نفس بر اضطراب اجتماعی اثرگذار بود (0001/0> p). با توجه به تفاوت‌های جنسیتی در متغیرهای اضطراب اجتماعی، کمال‌گرایی و عزت‌نفس، مدل پیشنهادی بطور جداگانه در بین دختران و پسران برازش شد. نتایج نشان داد که با وجود اینکه در مدل دختران، مقادیر و اندازه اثرها مشابه مدل کلی می‌باشد، اما در مدل مربوط به پسران اثر عزت‌نفس بر اضطراب اجتماعی معنادار نبود (05/0<p). نتیجه‌گیری: در بین دختران نوجوان کاربر شبکه‌های اجتماعی، کمال‌گرایی و اضطراب ظاهر از طریق کاهش عزت‌نفس منجر به افزایش اضطراب اجتماعی می شود.
۱۰۸۳.

The relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors: the mediating role of positive and negative emotional motivations in college students(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Adverse childhood experiences impulsive and risky behaviors positive and negative emotional motivations

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
Impulsive and risky behaviors include behavioral choices that may expose people to serious risks of harm. Therefore, the present study was conducted with the aim of the relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors, the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. In terms of purpose, the research was applied, and in terms of the implementation, the correlation based on structural equations. The statistical population of the research included the students of Islamic Azad University, Babol in 1402-1403, and 200 people were selected as a sample by sampling method. Questionnaires risk tolerance of Zadeh Mohammadi et al. (2003), childhood trauma by Bernstein et al. (2003); Bernstein et al.'s childhood trauma (2003): Positive and negative effect, Watson and Telgen were used to collect data. The collected data were analyzed using structural equations in SPSS and AMOS software. The results showed that adverse childhood experiences and negative emotional motivations have a positive and direct effect on impulsive and risky behaviors, and positive emotional motivations have a direct negative effect on impulsive and risky behaviors. Also, adverse childhood experiences have an indirect effect on impulsive and risky behaviors with the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. Therefore, various types of abuse or neglect and ignoring their needs and types of abuse in the context of family or society can have long-term harmful effects and cause risky and impulsive behaviors in the future
۱۰۸۴.

تاثیر هوش هیجانی معلمان بر تعامل با دانش آموزان در فضای کلاس

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی معلمان تعاملات کلاسی همدلی آموزش و پرورش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش هیجانی معلمان بر کیفیت تعامل آنان با دانش آموزان در فضای کلاس درس بود. این مطالعه با رویکردی توصیفی–همبستگی و با استفاده از ابزارهای معتبر اندازه گیری هوش هیجانی و تعاملات کلاسی انجام گرفت. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی و متوسطه اول شهر تهران بود و نمونه ای به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شد. یافته ها نشان داد که بین سطح هوش هیجانی معلمان و کیفیت تعامل آن ها با دانش آموزان رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. مؤلفه های «همدلی»، «تنظیم هیجان» و «آگاهی اجتماعی» از جمله عوامل پیش بین قوی در شکل گیری ارتباطات انسانی مؤثر در کلاس شناسایی شدند.نتایج همچنین بیانگر آن بود که معلمانی با هوش هیجانی بالاتر توانایی بیشتری در مدیریت تعارض، کنترل هیجان های منفی، و پاسخ دهی مؤثر به نیازهای روانی–عاطفی دانش آموزان دارند. از این رو، توسعه هوش هیجانی می تواند یکی از مؤلفه های کلیدی ارتقاء کیفیت آموزش و بهبود جو روانی کلاس تلقی شود. این یافته ها با نظریه های روان شناسی هیجانی و پژوهش های پیشین در حوزه آموزش و پرورش هماهنگ است.پژوهش حاضر بر ضرورت گنجاندن آموزش مهارت های هیجانی در برنامه های تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت تأکید می ورزد. همچنین پیشنهاد می شود که سیاست گذاران آموزشی، هوش هیجانی را به عنوان معیاری در ارزیابی حرفه ای معلمان در نظر گیرند تا بتوانند فضایی حمایتی و یادگیرنده محور در مدارس ایجاد نمایند.
۱۰۸۵.

واکاوی خلاءهای موجود در مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشاوره پیش از ازدواج روابط زناشویی چالش های مشاوره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: ازدواج به عنوان نهادی اجتماعی کلیدی، با چالش های زندگی مدرن مواجه است که ضرورت مشاوره پیش از ازدواج را برجسته می کند. این پژوهش با هدف واکاوی خلاءهای مشاوره پیش از ازدواج از نگاه صاحب نظران، به شناسایی نقاط ضعف و ارائه راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی این خدمات می پردازد. روش: پژوهش حاضر، کیفی با رویکردی اکتشافی و با کارگیری روش کیفی تحلیل مضمون بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 شرکت کننده (10 زن و 5 مرد) جمع آوری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها، گزاره های معنادار در قالب 120 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. پنج مضمون سازمان دهنده شامل الزامات مشاوره پیش از ازدواج، زمینه های مناسب در ارتقای مشاوره، چالش ها و خلاءهای موجود، استراتژی ها و راهبردهای لازم، و پیامدهای مشاوره پیش از ازدواج شناسایی بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ارتقای اثربخشی مشاوره پیش از ازدواج در ایران نیازمند تطبیق مدل های معتبر بین المللی با شرایط فرهنگی، استانداردسازی خدمات مشاوره، مشارکت نهادهای سیستمی، استفاده از فناوری هدفمند، و رفع چالش های فرهنگی-ساختاری است تا بتواند نرخ طلاق را کاهش داده و روابط زناشویی پایدار و سالمی را در جامعه تقویت کند.
۱۰۸۶.

اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکنیک های تنظیم هیجان تعارضات زناشویی احتمال طلاق زوجین کودکان کم توان ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
زمینه: داشتن کودک معلول، سلامت جسمی و روانی والدین را به مخاطره انداخته و آن ها را با رویدادهای نامطلوب و چالش زا مواجه می کند. این زوجین فشارهای روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی زیادی را تجربه می کنند که می تواند بر روابط آن ها تأثیرگذار باشد و حتی منجر به طلاق شود؛ بنابراین با اتخاذ تدابیر و استفاده از آموزش و روش های درمانی مناسب باید به گونه ای عمل کرد که از شدت این تنش ها کاسته شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوج های دارای کودکان کم توان ذهنی و تحت پوشش اداره بهزیستی ساکن شهرستان دره شهر (استان ایلام) و نمونه آماری شامل 20 نفر از زوج های دارای فرزند معلول ذهنی بودند که با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت کاملاً تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و گروه گواه (10 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت مداخله تکنیک های تنظیم هیجان (گراس، 2002) قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مهارت های تنظیم هیجان (برکینگ، 2016)، پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی ذاکر و براتی، 1378) و پرسشنامه میزان بی ثباتی ازدواج (ادواردز و همکاران، 1987) در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.25 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش تعارضات و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی مؤثر است (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش با آموزش مهارت های تنظیم هیجان به زوجین دارای کودک کم توان ذهنی می توان گام مهمی در کاهش تعارضات زناشویی و تنظیم هیجانی آن ها برداشت. لذا به مراکز آموزشی پیشنهاد می شود از راهبردهای تنظیم هیجانی به عنوان یک مداخله مستقل و ترکیبی در کنار سایر مداخلات مبتنی بر شواهد برای کاهش تعارضات زناشویی و احتمال طلاق زوجین دارای کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
۱۰۸۷.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانگان سایبر کندریا در بیماران دارای دیابت نوع دو در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نشانگان سایبر کندریا دیابت نوع دو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه: مطالعات مختلف نشان دادند که اضطراب سلامت به میزان بالایی در بیماران مبتلا به دیابت مشاهده می شود. این اضطراب می تواند زمینه ساز اختلال سایبرکندریا نیز باشد. علی رغم بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی سلامت روان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، در مورد اثربخشی این رویکرد درمانی بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بین بیماران مبتلا به دیابت، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهر تهران انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در مراکز درمانی شهر تهران (انجمن دیابت تهران و مرکز دیابت نیاوران) بودند (589 نفر) بود. برای انتخاب نمونه آماری، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شدت سایبرکندریا (مک الروی و شولین، 2014) استفاده شد. هم چنین برای اعضای گروه آزمایش، 8 جلسه 90 دقیقه ای از پروتکل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2006؛ هیز و همکاران، 1999) برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس طرح درون گروهی- بین گروهی و نرم افزار SPSS-20 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش تمامی مؤلفه های سایبرکندیا در گروه آزمایش مؤثر بود (001/0 P<) و این کاهش، پایداری خود را در مرحله پیگیری نیز حفظ شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، روان شناسان حوزه سلامت از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای کاهش نشانگان اضطراب سلامت، به ویژه در افراد مبتلا به سایبرکندریا استفاده کنند.
۱۰۸۸.

تجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته زنان مطلقه طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۶
هدف پژوهش حاضر، بررسیتجربه زیسته زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره از طلاق در بستر فرهنگی جامعه ایران بود. جامعه آماری تمامی زنان مطلقه تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی ره جوان در بازه سنی 20 تا 35 سال در شهرستان مشهد انجام شد. نمونه پژوهش 9 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند تا مرحله اشباع انتخاب شدند. جهت گرد آوری داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد. سپس پرسش های باز پاسخ از طریق پرسشنامه نیمه ساختاریافته و مصاحبه عمیق انجام شد و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و طبقه بندی صورت گرفت. .نتایج یافته ها نشان داد پدیده و مفهوم طلاق در دو طبقه به عنوان اسناد مثبت و اسناد منفی طلاق تبیین شد. هر یک از طبقات توسط زیر طبقاتی توصیف شدند. طبقه اسناد مثبت در زیر طبقه دستاورهای طلاق و اسناد منفی در دو زیرطبقه فردی و اجتماعی و زیر طبقه اجتماعی نیز در دو زیرطبقه خانواده و جامعه مفهوم پردازی شد. همچنین نتایج نشان داد طلاق در زنان مطلقه فقیر، اگر چه به دلیل رهایی از رنج زندگی مشترک و پر چالش، بعضا دستاورد محسوب می شود به دلیل چالش های فردی ، فرهنگی و اجتماعی متعددی که ایجاد می کند به مثابه یک بحران آسیب زا است اما احساس نداشتن حامی و طرد شدن از جامعه ، موجب شده این گروه از زنان ، احساسات و نگرشی بسیار منفی نسبت به خود و جامعه داشته باشند و از روابط اجتماعی سالم فاصله بگیرند. این موضوع موید لزوم برنامه ریزی های مضاعف برای تغییر نگرش این افراد به توانمندی های خود و شرایط جامعه می باشد.
۱۰۸۹.

تدوین مدل پیش بینی گرایش به طلاق قانونی مبتنی بر ویژگی های شخصیتی و توانمندی های منشی با میانجی گری سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرایش به طلاق قانونی توانمندی های منشی ویژگی های شخصیتی سرمایه روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: هدف این پژوهش، ارائه مدل ساختاری پیش بینی گرایش به طلاق قانونی بر مبنای ویژگی های شخصیتی و توانمندی های منشی با نقش میانجی سرمایه روان شناختی در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و به لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل 360 زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره تحت نظارت بهزیستی شهر تهران در سال 1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های گرایش به طلاق قانونی، توانمندی های منشی، ویژگی های شخصیتی نئو و سرمایه روان شناختی بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون سوبل تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل ارائه شده برازش مطلوبی دارد. توانمندی های منشی به صورت مستقیم و غیرمستقیم (از طریق سرمایه روان شناختی) اثر منفی معناداری بر گرایش به طلاق قانونی داشتند. همچنین، روان رنجورخویی، توافق پذیری و وظیفه شناسی به طور مستقیم بر گرایش به طلاق اثرگذار بودند و روان رنجورخویی، برون گرایی، گشودگی به تجربه و توافق پذیری از طریق سرمایه روان شناختی به صورت غیرمستقیم اثر معناداری داشتند. نتیجه گیری: توانمندی های منشی و سرمایه روان شناختی نقش مهمی در کاهش گرایش به طلاق قانونی ایفا می کنند. تقویت این مؤلفه ها می تواند رویکردی مؤثر در پیشگیری از فروپاشی روابط زناشویی محسوب شود. همچنین، نقش برخی ویژگی های شخصیتی در گرایش به طلاق، نشان دهنده ضرورت توجه به آموزش و درمان مبتنی بر شخصیت در زوج درمانی است.
۱۰۹۰.

Comparing the Effectiveness of Resilience Training and Acceptance and Commitment Group Training on Quality of Life in Students from Divorced Families, Controlling for Age at Divorce and Time Since Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: resilience training Acceptance and Commitment Therapy quality of life divorced families adolescents psychological Intervention

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of resilience training and acceptance and commitment group training on improving quality of life in male students from divorced families, while controlling for age at the time of parental divorce and the duration since the divorce. Methods and Materials: This quasi-experimental study was conducted on 90 male students in grades 5 to 9 from Kouhchenar County, whose parents were divorced. Participants were selected using convenience sampling from six schools with the highest prevalence of students from divorced families and were randomly assigned to three groups: resilience training (n = 30), acceptance and commitment training (n = 30), and control (n = 30). The interventions included ten 50-minute weekly sessions based on Kruger’s (2006) resilience protocol and eight weekly sessions based on Hayes and Rose’s (2008) ACT protocol. All participants completed the WHOQOL-BREF before the intervention, immediately after, and at a one-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and MANCOVA while adjusting for confounding variables. Findings: Significant improvements were observed in all four domains of quality of life—physical health, psychological health, social relationships, and environmental health—in both intervention groups across time (p < 0.001). The time × group interaction effect was also significant for all components (p < 0.001). Between-subjects analysis showed significant differences in posttest mean scores among the three groups (p < 0.001), and Bonferroni post hoc comparisons confirmed that both experimental groups outperformed the control group (p < 0.001), with the ACT group showing significantly greater improvements than the resilience group in all domains (p < 0.001). Conclusion: Both resilience training and ACT-based group training effectively enhanced the quality of life of students from divorced families; however, ACT demonstrated superior and more sustained improvements. These findings highlight the potential of ACT as a preferred school-based intervention for adolescents coping with familial disruption.
۱۰۹۱.

Family Economic Hardship and Adolescent Risk-Taking: The Mediating Role of Family Cohesion(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Family economic hardship Family Cohesion adolescent risk-taking Mediation Structural Equation Modeling

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۱
Objective: This study aimed to examine the mediating role of family cohesion in the relationship between family economic hardship and adolescent risk-taking. Methods and Materials: A descriptive correlational research design was employed with a sample of 520 adolescents recruited from secondary schools in India, determined through Morgan and Krejcie’s sample size table. Data were collected using standardized self-report instruments: the Adolescent Risk-Taking Questionnaire (ARQ), the Economic Hardship Questionnaire (EHQ), and the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales (FACES IV). Statistical analyses were conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation coefficients were calculated to determine associations among variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was performed to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using Chi-square, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA indices. Findings: Results indicated that family economic hardship was positively correlated with adolescent risk-taking (r = .42, p = .001) and negatively correlated with family cohesion (r = −.40, p = .001). Family cohesion was inversely related to adolescent risk-taking (r = −.36, p = .002). The SEM analysis demonstrated adequate model fit (χ²/df = 2.17, GFI = .93, AGFI = .90, CFI = .95, TLI = .94, RMSEA = .048). Direct paths showed that family economic hardship significantly predicted adolescent risk-taking (β = .38, p = .001) and negatively predicted family cohesion (β = −.41, p = .001). Family cohesion negatively predicted adolescent risk-taking (β = −.29, p = .002). The indirect effect of economic hardship on risk-taking via cohesion was significant (β = .12, p = .006), supporting the mediation hypothesis. Conclusion: Findings highlight that family cohesion partially mediates the link between economic hardship and adolescent risk-taking. Strengthening family cohesion may buffer adolescents from the adverse effects of financial strain and serve as a practical target for interventions aimed at reducing risk behaviors.
۱۰۹۲.

Comparison of the Effectiveness of Parent-Child Relationship-Based Play Therapy and Attachment-Based Play Therapy on Internalizing and Externalizing Behavioral Disorders in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Play therapy Parent-Child Relationship attachment-based play therapy behavioral disorders learning difficulties

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
Objective: The study aimed to compare the effectiveness of attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy on internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities. Methods: This quasi-experimental study employed a pre-test, post-test, and follow-up design with a control group. A total of 45 children with learning disabilities were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: attachment-based play therapy, parent-child relationship-based play therapy, and a control group. The study used the Achenbach and Rescorla (2001) Behavioral Disorders Questionnaire to measure internalizing and externalizing behaviors at each stage. Both experimental groups received nine 60-minute therapy sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and ANCOVA to compare the effectiveness of the interventions. Findings: The findings indicated that both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy significantly reduced internalizing and externalizing behavioral disorders in children with learning disabilities, with large effect sizes (η² = 0.864 and η² = 0.773, respectively). Repeated measures ANOVA and ANCOVA confirmed the interventions' effectiveness (p < 0.001), and Bonferroni post-hoc tests revealed significant differences between the experimental groups and the control group, but no significant differences between the two experimental groups. The positive effects were sustained over time, demonstrating the long-term efficacy of both therapeutic approaches. Conclusion: Both attachment-based play therapy and parent-child relationship-based play therapy effectively reduce internalizing and externalizing disorders in children with learning disabilities, with lasting effects over time.
۱۰۹۳.

Father Involvement and Mother–Father Coordination as Predictors of Child Social Competence(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Father involvement Mother–father coordination Child social competence Coparenting Paternal engagement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
Objective: This study aimed to examine the predictive roles of father involvement and mother–father coordination on child social competence in a sample of Mexican families. Methods: A correlational descriptive design was used to explore the relationships between father involvement, mother–father coordination, and social competence in children. The sample consisted of 432 parents from urban and semi-urban regions of Mexico, selected based on the Morgan and Krejcie sample size table. Standardized instruments were used to assess each variable: the Inventory of Father Involvement (IFI), the Coparenting Relationship Scale (CRS), and the Social Skills Rating System (SSRS). Data analysis was conducted using SPSS-27. Pearson correlation was used to evaluate the relationships between each independent variable and the dependent variable, and multiple linear regression was performed to determine the combined and unique predictive effects of the two independent variables on child social competence. Findings: Pearson correlation coefficients revealed that father involvement (r = .43, p < .01) and mother–father coordination (r = .47, p < .01) were both significantly and positively associated with child social competence. The multiple linear regression model was statistically significant (F(2, 429) = 61.42, p < .01), with an R² of .34, indicating that 34% of the variance in social competence was explained by the predictors. Both father involvement (B = 0.06, β = .25, p < .01) and mother–father coordination (B = 0.08, β = .31, p < .01) made significant unique contributions to the model. Conclusion: The findings highlight the critical roles of both direct paternal engagement and coordinated coparenting in fostering children’s social competence. Interventions aiming to enhance children’s social skills should incorporate strategies that support father involvement and strengthen collaborative parenting dynamics.
۱۰۹۴.

Exploring the Place and Space of Games: How Do 7- to 12-Year-Old Children Describe Their Experiences of Searching in Game Space?(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: child Game Tourism Lived Experience adventure Exploration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۶۵
This study aims to investigate children's lived experience of tourism in the space of computer games as a background that influences the development of 7- to 12-year-old children. The research method was based on a qualitative and descriptive phenomenological research design. Accordingly, 37 participants were selected from the community of 7- to 12-year-old children to access children rich in information in this field, from the participants who had the most information about computer games and were able to express their experience completely and clearly. Themes extracted from interviews with 13 students who were 12-year-olds included freedom and empowerment, educational value, emotional and psychological impact, attention to game aesthetics, realism and immersion, preference for challenge, contrast between virtual and real life, and impact on real-life skills. For 12 students who were 9-year-olds, themes extracted from interviews included excitement and combat, adventure and exploration, challenges and traps, discovery and use of weapons, interactive and dynamic environments, special abilities and equipment, achievement and power, historical and cultural elements, victory and power, preferences for play environments, and beautiful and clean environments—various ways children engage with video games emotionally and socially. For 7-year-olds, themes extracted from interviews included learning through play, exploration, visual and auditory appeal, quick solutions and cheat codes, emotional engagement and environment, cultural insight, interactive and rewarding experiences, and social interaction. The findings suggest that games can impact children’s emotional and social development, from boosting self-esteem to increasing social interactions.
۱۰۹۵.

Determining the mediating role of emotional repression in the relationship between parenting styles and ego strength(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Ego strength emotional repression parenting styles

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۱
Objective: The present study investigated the relationship between parenting styles and ego strength, with the mediating role of emotional repression. Methods:  The current type of research is descriptive-correlation based on structural equation modeling. The statistical population of the research includes female students of the first secondary level of schools in Abbas Abad city in the academic year of 2022-2023. 200 students were selected by a multi-stage cluster sampling method. To collect information in this research, the Parenting Styles & Dimensions Questionnaire, Psychosocial Inventory of Ego Strengths, and Weinberger Adjustment Inventory were used. Then, the data was analyzed using correlation tests and structural equation modeling using SPSS-24 and SmartPLS3. Results: The results showed that permissive and authoritative parenting styles have a positive and direct effect on ego strength, and authoritarian parenting styles have a negative and direct effect on ego strength (p<0.05). Also, emotional repression has a negative and direct effect on ego strength (p<0.05). In addition, parenting styles have an indirect effect on ego strength through the mediating role of emotional repression (p<0.05). Conclusion: The results showed that the authoritative parenting style and emotional repression will have a negative effect on creating a strong ego in students. Therefore, it is necessary to train parents with healthy parenting styles to raise students with a strong ego.
۱۰۹۶.

The Impact of Acceptance and Commitment Training on Psychological Disturbances, Psychological Capitals and Problem-Solving Styles of Female Prisoners(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Acceptance and Commitment Therapy Psychological Disturbances Psychological Capitals Problem Solving Styles Female Prisoners

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۸۹
Objective: The present study aimed to investigate the effect of ACT training on mental disturbances, psychological capital, and problem-solving styles in female prisoners of Urmia City in 2022. Methods:  A semi-experimental design was used for the pre-test-post-test and follow-up (two months) with a control group. 40 participants were selected by purposive sampling and divided into two groups of 20 people, experimental and control. The experimental group was trained in 10 sessions of 90 minutes. Anxiety, stress, and depression questionnaires DASS-21, Loutans et al.'s psychological capitals (PCQ-24), and Cassidy and Long's problem-solving styles (PSS-24) were filled in three time stages. The data were analyzed using the statistical method of variance analysis with repeated measures. Results: The effectiveness of training (ACT) was stable on all three dependent variables. ( p <0.01)  There was a significant difference between the research groups in the mean scores of psychological disturbance, psychological capital, and problem-solving styles at the stage (pre-test, post-test, and follow-up). There was a significant difference between the research groups in all three dependent variables. ( p <0.05). Conclusion: Based on the findings, current research considers it possible to treat these people with ACT training in the prison environment.
۱۰۹۷.

Personality and Relationship Satisfaction Across Cultures: A Comparative Review of Collectivist and Individualist Contexts

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Cross Cultural Psychology Five-Factor Model personality traits relationship satisfaction

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۶
Objective : This review examines how personality traits, particularly those outlined in the Five-Factor Model (FFM), impact relationship satisfaction across diverse cultural contexts. The study highlights the cultural dimensions of collectivism and individualism in shaping how traits such as conscientiousness, agreeableness, extraversion, and neuroticism affect relational outcomes. Methods : A comparative analysis of Persian and Western literature was carried out to evaluate how personality traits predict satisfaction in romantic, familial, and parent-child relationships. The review integrates meta-analytical findings, theoretical frameworks such as self-construal theory, and cross-cultural assessments using tools such as the NEO-FFI and EPQ, while addressing methodological challenges in cross-cultural measurement. Finding : Neuroticism was found to have a universally negative effect on relationship satisfaction across cultures. In a collectivist context such as Iran, conscientiousness and agreeableness emerged as the strongest predictors of relational harmony, while in individualist cultures, extraversion and personal autonomy played more significant roles. The study also revealed measurement biases and the underrepresentation of non-romantic relationships in prior research. Conclusion : Cultural values profoundly moderate the impact of personality on relationships. This review underscores the importance of culturally sensitive assessment tools and intervention strategies. It calls for future research involving direct cross-cultural comparisons, mixed-methods approaches, and broader relational contexts to build more inclusive psychological models and effective clinical practices.
۱۰۹۸.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای فراشناختی خودشفقت ورزی ذهن آگاهی شناخت درمانی متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: باورهای فراشناختی از چالش های مهم درمان وابستگی است و روش های مؤثر درمانی می توانند نقش بسزایی در کاهش آن داشته باشند. این پژوهش با هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی بر باورهای فراشناختی در افراد وابسته به مواد بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل ومرحله پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 بودند. ۴۸ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 16 نفره شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کاترایت- هاتون (2004) استفاده شد. گروه آزمایشی اول، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و گروه آزمایشی دوم درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی (8 جلسه 90 دقیقه ای) را به صورت یک جلسه در هفته دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی در نرم افزار SPSS26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دومداخله د بهبود مولفه های باورهای فراشناختی درپس آزمون وپیگیری موثر بوده اند (0/05<p). همچنین، بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری در میانگین پس آزمون و پیگیری مولفه های باورهای فراشناختی وجود داشت و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر خودشفقت ورزی نسبت به شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی اثربخش تر بود (0/05<p). نتیجه گیری: این یافته ها بر لزوم بهره گیری ازدرمان ذهن آگاهی مبتنی برخودشفقت ورزی در درمان وابستگی به مواد تأکید دارد.
۱۰۹۹.

رابطه ی مهارت های فراشناختی با خلاقیت هیجانی: مقایسه دانشجویان حضوری و الکترونیکی دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش حضوری آموزش الکترونیکی تفاوت های جنسیتی خلاقیت هیجانی مهارت های فراشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
هدف پژوهش ، بررسی رابطه ی مهارت های فراشناختی با خلاقیت هیجانی در دانشجویان حضوری و الکترونیکی دانشگاه اصفهان بود.پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه ی آماری آن شامل کلیه ی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد حضوری و الکترونیکی در این دانشگاه بود. نمونه ی پژوهش شامل 235نفر (83 نفر الکترونیکی و 152 نفر حضوری) بود که به روش نمونه گیری تمام شمار ( برای دانشجویان الکترونیکی ) و نمونه گیری طبقه ای با اختصاص متناسب ( برای دانشجویان حضوری ) انتخاب شدند. ابزارگرد آوری داده ها شامل پرسشنامه مهارت های فراشناختی ولز(1997) و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل (1999) بود. داده ها با استفاده از آزمون کالموگروف-اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون تی تحلیل شدند . نتایج نشان داد بین کلیه ی مولفه های مهارت های فراشناختی و خلاقیت هیجانی در هر دو گروه دانشجویان رابطه ی معناداری وجود دارد (05p≤/) . درحالی که بین برخی از مولفه های مهارت های فراشناختی با خلاقیت هیجانی دانشجویان الکترونیکی رابطه معنی دار وجود داشت (05p≤/) . همچنین تفاوت های جنسیتی معناداری در مهارت های فراشناختی و همچنین خلاقیت هیجانی دانشجویان مشاهده شد.
۱۱۰۰.

اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب: مروری نظام مند و فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب فرا تحلیل مهارت حل مسئله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر باهدف مرور اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب در قالب فرا تحلیل انجام گرفت. جامعه آماری فرا تحلیل حاضر، پژوهش های در دسترس مرتبط با اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب در بانک های اطلاعاتی رایانه ای در دسترس در ایران، از قبیل پایگاه علمی جهاد دانشگاهی (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سال های 1380 تا 1401 و همچنین پایگاه های علمی خارجی Science Direct، PubMed و Google Scholar که در سال های 2000 تا 2022 منتشرشده اند، است. بر اساس ملاک های تعریف شده ورود و خروج پژوهش های اولیه، 21 اندازه اثر از 22 مطالعه اولیه توسط نرم افزار CMA موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. میزان اندازه اثر ترکیبی کل با توجه به معیار کوهن بزرگ ارزیابی شد و بیانگر اثر مثبت آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب است. ازآنجاکه روش آم وزش ح ل مس ئله ب ه ارتق اء مه ارت بالین ی، کاه ش اضط راب و اس ترس منجر می شود، بنابرای ن پیش نهاد می شود آموزش مهارت های ح ل مس ئله در برنامه آموزشی مدارس گنجانده شود

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان