ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۰۰۱.

تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند

کلیدواژه‌ها: اختلالات یادگیری آموزش ریاضیات مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.
۱۰۰۲.

رابطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پر خطر زندانیان: نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: توانایی های شناختی رفتارهای پرخطر راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی زندانیان غفلت هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: غفلت هیجانی با مشکلات سلامت روانی مانند اختلال افسردگی، اقدام به خودکشی، مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی مرتبط است. از سوی دیگر تجارب اولیه آسیب زا بر توانمندی شناختی و هیجانی تأثیر می گذارند. بنابراین بررسی رفتارهای پرخطر در زندانیان با توجه به تجربه رویدادهای ناخوشایند اولیه و رابطه آن با نظم جویی هیجانی یک ضرورت پژوهشی است. این مطالعه با هدف بررسی رایطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پرخطر زندانیان با توجه به نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زندانیان شهر شیراز تشکیل در سال 1403 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 409 نفر از زندانیان شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه آسیب دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، مقیاس رفتارهای پرخطر جوانان (اسنو و همکاران، 2019) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). بین توانایی های شناختی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). همچنین بین راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی از جمله شاخص های 91/0=CFI، 91/0=IFI، 90/0=NFI و 06/0=RMSEA با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 29 درصد از واریانس راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجانی و 31 درصد از واریانس راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی توسط توانایی های شناختی و غفلت هیجانی و 60 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر توسط توانایی های شناختی، غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش مداخله زودهنگام و اقدامات پیشگیرانه در کاهش رفتارهای پرخطر به عنوان بعد قابل مشاهده رفتار و به طور خاص با تمرکز بر روی مداخلات مبتنی بر بازسازی شناختی و نظم جویی هیجانی می توان بخش مهمی از مشکلات هیجانی، شناختی و ارتباطی ناشی از تجربیات نامطلوب اولیه زندگی را بهبود ببخشد.
۱۰۰۳.

اثربخشی بسته آموزش گروهی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تقویت خانواده قلدری دانش آموزان پسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه از رفتار های ناسازگارانه دوره ی نوجوانی است که در دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حیطه ی روانشناسی تربیتی را به خود معطوف ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پی گیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج به همراه پدرشان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین داوطلبان واجد شرایط و بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه قلدری ایلی نویز (2001) با مولفه های قلدری، نزاع و قربانی بود. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) آموزش مبتنی بر تقویت خانواده دریافت کرد؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر معنادار بود و این تأثیرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن مؤثر است. بنابراین این یافته می تواند مبنای طراحی مداخلات پیشگیرانه در مدارس قرار گیرد.
۱۰۰۴.

بررسی صلاحیت های معلم کثرت گرا در نظام آموزش ایران: یک مطالعۀ کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صلاحیت های معلم معلم کثرت گرا نظام آموزشی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
زمینه: تعلیم و تربیت کثرت گرا، معلمان کثرت گرا را می طلبد و هر معلمی نمی تواند این نقش مهم را به عهده گیرد. بنابراین نیاز جامعه علمی است که صلاحیت ها و ویژگی های این گونه معلمان را شناسایی نموده و نسبت به تربیت آن ها اقدام نماید. اگر چه در ایران، مطالعاتی در زمینه صلاحیت های معلمان در حوزه های مختلف انجام شده است، اما در مورد شناسایی صلاحیت های معلمان کثرت گرا در قالب مطالعات کیفی، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی صلاحیت های معلم کثرت گرا در نظام آموزش ایران بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی معلمان و اساتید استان فارس بود. نمونه مورد مطالعه نیز با روش هدفمند انتخاب شد. اطلاعات جمع آوری شده پژوهش، از نفر بیست و هشتم به اشباع نظری رسید. ابزار جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. هم چنین داده های جمع آوری شده پژوهش از طریق روش تحلیل مضمون آتراید استرلینگ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش، صلاحیت های معلم کثرت گرا را در 4 مضمون فراگیر (دانش، نگرش، مهارت و رفتار)، 16 مضمون سازمان دهنده و 81 مضمون پایه شتاسایی کرد. هم چنین بر اساس اطلاعات جمع آوری شده و طبقه بندی آن ها در قالب مضامین سه گانه، یک الگوی مرتبط با صلاحیت معلمان کثرت گرا در نظام آموزشی ایران، پیشنهاد شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود آموزش و پرورش در آزمون های استخدامی معلمان، صلاحیت های شناسایی شده معلمان کثرت گرا را از مؤلفه های اصلی خود قرار دهد. هم چنین لازم است، آموزش و پرورش با بیان و معرفی شاخص ها و صلاحیت های معلم کثرت گرا، نگرش معلمان در ارتباط با نحوه تعامل با دانش آموزان را اصلاح نماید.
۱۰۰۵.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی اضطراب مادر تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
۱۰۰۶.

عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تسهیل کننده ها خانواده درمان اعتیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد انجام شد. روش: مطالعه حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ ها و مراکز ترک اعتیاد در شهر سنندج در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری، نمونه ای به حجم 19 فرد انتخاب و تجارب زیسته آنان از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روش های درگیرشدن طولانی مدت، بازبینی و بررسی یافته ها توسط متخصصان، مشارکت کنندگان و همکاران محقق استفاده شد. یافته ها: چهار مضمون اصلی خودنگری های تسهیل کننده خانوادگی (با مضامین فرعی نگرانی از افشای اعتیاد در خانواده، احساس گناه در قبال خانواده، ترس های آینده خانوادگی و احساس مسئولیت در قبال خانواده)، حمایت های خانوادگی (با مضامین فرعی حمایت های انگیزشی، مالی، منزلتی و عاطفی)، خانواده بالنده (با مضامین فرعی روابط زناشویی و پیوند های خانوادگی مناسب) و مشارکت خانواده در فرایند ترک (با مضامین فرعی مشارکت مستقیم و غیر مستقیم) به عنوان عوامل تسهیل کننده خانوادگی شناسایی شدند. نتیجه گیری: انتظار اینکه فرد مبتلا بتواند به تنهایی روند درمان اعتیاد خود را مدیریت کند واقع بینانه نیست. خانواده با ارائه حمایت های گوناگون، ایجاد محیطی امن و آرام در خانه و مشارکت فعال در فرایند درمان نقشی اساسی در بهبود و تداوم درمان اعتیاد ایفا می کند. مضامین اصلی و فرعی این پژوهش نیز می توانند به طور روشن به اهدافی کاربردی برای مداخلات خانوادگی تبدیل شوند، اهدافی که به ارتقای آمادگی، افزایش توان حمایتی و تقویت نقش خانواده در مسیر درمان کمک می کنند.
۱۰۰۷.

نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریف شناختی ناگویی خلقی نگرش مذهبی رضایت جنسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متأهل شهر اردبیل در سال 1402 بودند. از میان جمعیت ذکر شده 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای ناگویی خلقی باگبی و همکاران (TAS-20، 1994)، تحریف شناختی حمام چی و بویاکازترک (ICDS ، 2004)، نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران (RAQ، 1379) و رضایت جنسی یاوری کرمانی و بحرینیان، (SSQ، 1388) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ناگویی خلقی و تحریفات شناختی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنادار و بین نگرش مذهبی با رضایت جنسی در زنان متأهل رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0p<). همچنین با استفاده از رگرسیون گام به گام 53/0 رضایت جنسی زنان متأهل توسط متغیرهای ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی تبیین گردید (05/0p<). با توجه به تأثیرگذاری ناگویی خلقی، تحریفات شناختی و نگرش مذهبی بر رضایت جنسی در زنان متأهل، به روانشناسان و متخصصان بهداشت پیشنهاد می شود که به نقش این متغیرها در بهبود رضایت جنسی در زنان متأهل توجه بیشتری نشان دهند.
۱۰۰۸.

اثربخشی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افسردگی کارکردهای شناختی درمان توانبخشی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۶
ﻫﺪف از اﻧﺠﺎم ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻌییﻦ اﺛﺮﺑﺨﺸی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی حافظه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﺑﻮد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﻧیﻤﻪ آزﻣﺎیﺸی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن- ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﺑﻮد. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود که عضو انجمن مولتیپل اسکلروزیس هرمزگان در سال 1404 ﺑﻮدند. از ﺑیﻦ این افراد ٣٠ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔیﺮی دردﺳﺘﺮس اﻧﺘﺨﺎب و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﻤﺎرش ﺗﺼﺎدﻓی در دو ﮔﺮوه (15 ﻧﻔﺮی) آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺟﺎیﮕﺬاری ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﺷﺎﻣﻞ پرسشنامه کارکردهای شناختی نجاتی (CAT، 1392) و پرسشنامه افسردگی، استرس و اضطراب-21 (DASS-21، 1995) ﺑﻮد. ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ ﺗﺤﺖ ﻣﺪاﺧﻠﻪ توانبخشی شناختی ﻃی 10ﺟﻠﺴﻪ، ٩٠ دﻗیﻘﻪای ﻫﻔﺘﻪای یکﺒﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﻫیﭻﮔﻮﻧﻪ ﻣﺪاﺧﻠﻪای دریﺎﻓﺖ ﻧکﺮد. ﺟﻬﺖ ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ داده ها از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﭼﻨﺪ ﻣﺘﻐیﺮه اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﻧﺸﺎن داد کﻪ ﺑﺎ کﻨﺘﺮل اﺛﺮ ﭘیﺶآزﻣﻮن ﺑیﻦ ﻣیﺎﻧﮕیﻦ ﭘﺲ آزﻣﻮن افسردگی و کارکردهای شناختی در ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری در ﺳﻄﺢ 05/0 وﺟﻮد داﺷﺖ. از یافته های فوق می توان ﻧﺘیﺠﻪ گرفت کﻪ درمان توانبخشی شناختی در ﺑﻬﺒﻮد افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ.
۱۰۰۹.

پیش بینی تفکر انتقادی بر اساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی کارکردهای اجرایی ویژگی های شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تفکر انتقادی براساس ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از این بین 382 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند، اما درنهایت داده های 350 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا: فرم ب فاسیون و فاسیون (1990، CCTST:FB)، سیاهه ساختار شخصیت کاستا و نئومک کری (1985، NEO-FFI) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی نجاتی (1392،EFQ ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین مؤلفه های ساختار شخصیت و کارکردهای اجرایی با تفکر انتقادی در دانشجویان رابطه معناداری وجود داشت (05/0>P) و درمجموع 3/56 درصد از واریانس متغیر تفکر انتقادی را تبیین می کنند (05/0>P). به طورکلی می توان بیان داشت که برای ارتقای تفکر انتقادی باید به نقش ویژگی های شخصیت و کارکردهای اجرایی در دانشجویان توجه ویژه داشت.
۱۰۱۰.

واکاوی بسترهای زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحواره ناسازگاری خودگردانی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بسترهای زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی طرحواره ناسازگاری خودگردانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی بسترها ی زمینه ساز فرهنگی جراحی زیبایی با طرحو اره های ناسازگاری خود گردانی در زنان بود. جامعه آماری تمامی زنان (18 تا 40 ساله) شهر اهواز .بود. نمونه پژوهش27 نفر از زنان از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختار استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که 11 مضمون اولیه براساس مفاهیم مشترک استخراج شد که شامل تمایلات ظاهر پسندانه مردان، تمایلات ظاهر پسندانه زنان، نابرابری ایجاد شده توسط ظاهر، قبح زدایی اجتماعی عمل های زیبایی، دسترسی آسان به عمل های زیبایی، خود زشت انگاری زنان، فرار از روزمرگی، پسند شدن و ازدواج، رقابت جویی در زیبایی، کمال گرایی در زیبایی و کلیشه های جنسیتی در مورد زیبایی بود. پیامد های جراحی زیبایی زنان شامل افزایش عزت نفس، تسهیل اجتماعی، تزلزل سرمایه اجتماعی و شئ انگاری بدن بود. هم چنین نتایج نشان داد طرحواره ناس ازگار خودگردانی بیش ترین تاثیر را بر گرایش به جراحی زیبایی دارد. زنانی که متقاضی جراحی هستند طرحواره های ناسازگار مانند بی ثباتی، بی اعتمادی، محرومیت هیجانی، نقص و شرم، انزوای اجتماعی و بیگانگی، طرد، خودگردانی مختل، محدودیت های غیرمنطقه ای، وابستگی و بازداری دارند. برخی از زنان متقاضی جراحی طرحواره تسلیم دارند و به درست بودن آن گردن می نهند و هیچ گاه سعی نمی کنند با طرحواره بجنگند یا از آن اجتناب کنند، بلکه می پذیرند که طرحواره ها درست هستند. بنابراین برای جلوگیری از افزایش بیشتر این مسئله اجتماعی و فرهنگی لازم است مشاوره تخصصی روان شناختی به زنان متقاضی جراحی زیبایی جهت کاهش طرحواره های ناسازگار ارایه شود.
۱۰۱۱.

بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عوامل فرهنگی روابط زناشویی مثبت دیدگاه زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۷
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان بود. جامعه پژوهش تمامی متون فرهنگی و روان شناختی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با عوامل فرهنگی و روابط مثبت زناشویی از دید گاه زنان بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. جهت گردآوری متون مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد و سپس به تحلیل اطلاعات و داده ها پرداخته شد. نتایج یافته ها 9 عامل فرهنگی را شناسایی کرد. این عوامل شامل ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی بود. هم چنین یافته ها نشان داد که عوامل فرهنگی تأثیر زیادی بر کیفیت روابط زناشویی مثبت دارند که این تأثیر اغلب از طریق ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی شکل می گیرد. این عوامل از جمله عوامل فرهنگی کلیدی هستند که می توانند روابط زناشویی را تسهیل یا محدود کنند. به عبارتی شناخت عمیق و جامع از عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت از دیدگاه زنان می تواند به طراحی برنامه های آموزشی، مشاوره ای و رسانه ای مؤثر در جهت تقویت روابط زناشویی کمک کند.
۱۰۱۲.

تحلیل ساختار ابزار سنجش خود مراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تحلیل عاملی خودمراقبتی دوران بلوغ والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون در سال 1402 انجام شد. روش: روش پژوهش با تکیه بر روش های روانسنجی (تحلیل عاملی) و ابزار مورد استفاده مقیاس خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) آزادیکتا (1402) بوده است. جامعه آماری والدین دارای فرزند دختر و پسر دانش آموز پایه ششم دوره ابتدایی شهر ماکو در سال تحصیلی 03-1402 بوده که 480 نفر از آنان به شیوه تصادفی در پژوهش مشارکت نمودند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و کاربست چرخش متعامد نشان داد که این مقیاس از 4 عامل معتبر تشکیل شده است که در مجموع 54/47 درصد از واریانس کل را تبیین می کردند. ضریب اعتبار اُمگا نیز بالاتر از 7/0 حاصل شد و ساختار عاملی بدست آمده طی تحلیل اکتشافی از شاخص های برازندگی (CFI، GFI، RFI، NFI، IFI) مطلوبی در تحلیل عاملی تاییدی برخوردار بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) از ساختار عاملی معتبر و شاخص های برازندگی مطلوب برخوردار است. این ابزار با در نظر گرفتن مؤلفه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی، نگرش و رفتار والدین در حوزه تربیت جنسی فرزندان را به طور مؤثر می سنجد. به کارگیری آن می تواند زمینه ساز مداخلات هدفمند در نظام آموزش خانواده باشد.
۱۰۱۳.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

کلیدواژه‌ها: استرس شغلی فرسودگی شغلی بخش ها پرستاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۵
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۱۰۱۴.

مقایسه ابعاد سرشت و منش مردان چند همسر و تک همسر بر اساس مدل کلونینجر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرشت منش چندهمسری تک-همسری کلونینجر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه: با تغییر نگرش ها نسبت به سبک های رابطه، بررسی ویژگی های روانشناختی مرتبط با چندهمسری اهمیت یافته است. چندهمسری از منظر فرگشتی با برخی ابعاد شخصیتی پیوند دارد. نظریه کلونینجر با تفکیک سرشت و منش، چارچوبی مناسب برای تحلیل این ابعاد فراهم می سازد. این پژوهش با هدف شناسایی تفاوت های شخصیتی میان مردان چندهمسر و تک همسر، به خلأ مطالعاتی در پیوند میان مدل کلونینجر و چندهمسری پاسخ می دهد. هدف: هدف اصلی پژوهش، مقایسه ابعاد سرشت و منش در گروه مردان چندهمسر و تک همسر بود. روش: روش مطالعه از نوع علی-مقایسه ای و مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش، مردان متأهل چندهمسر و تک همسر مراجعه کننده به مراکز ثبت ازدواج و طلاق و مراکز مشاوره استان آذربایجان شرقی در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ بود. شرکت کنندگان در یک نظرسنجی با استفاده از پرسشنامه سرشت و منش 125 سؤالی کلونینجر (1994) شرکت کردند. نمونه موردنظر 120 نفر (هر گروه 60 نفر) انتخاب شده بود. برای تحلیل داده های به دست آمده از نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. همچنین برای تحلیل آماری از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داده است که تفاوت معنی داری بین دو گروه چندهمسر و تک همسر در ویژگی های شخصیتی وجود دارد. سطوح بالایی از نوجویی (01/0 p<) در گروه چندهمسر با نمره بالا نسبت به مردان تک همسر مشاهده شد. همچنین میانگین نمره مردان تک همسر در عوامل آسیب پرهیزی (05/0 p<)، پشتکار (01/0 p<)، همکاری (01/0 p<) و خودراهبری (01/0 p<) بیشتر از مردان چندهمسر بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود مشاوران و درمانگران در مداخلات پیش از ازدواج و زوج درمانی، از ابزارهای ارزیابی مبتنی بر مدل کلونینجر برای شناسایی ویژگی های شخصیتی مرتبط با چندهمسری استفاده کرده و برنامه های آموزشی و درمانی متناسب (مانند آموزش مدیریت تکانه یا تقویت تعهد) را طراحی کنند.
۱۰۱۵.

اثربخشی برنامه سبک زندگی مبتنی بر تنظیم هیجان بر مدیریت هیجانات دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان سبک زندگی مدیریت هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
کودکان در خانواده و مدرسه با چالش های گوناگونی همچون مشکلات هیجانی روبرو می شوند. هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه سبک زندگی مبتنی بر تنظیم هیجان بر مدیریت هیجانات دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. در این پژوهش 60 دانش آموز کلاس ششم دبستان که به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شده بودند، شرکت داشتند. آزمودنی ها به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (14 دختر و 16 پسر) و دو گروه کنترل (13 دختر و 17 پسر) تقسیم شدند. گروه های آزمایش در 8 جلسه 60 دقیقه ای در برنامه سبک زندگی مبتنی بر تنظیم هیجان شرکت کردند، در حالی که به گروه های کنترل این آموزش ارائه نشد. ابزار پژوهش مقیاس های مدیریت هیجان کودکان بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله (0/001=P) و جنسیت (0/03=P) اثر معناداری بر مدیریت هیجان داشتند و تاثیر آن بر دانش آموزان دختر نسبت به دانش آموزان پسر بیشتر بود. علاوه بر این، مداخله اثر معناداری بر کاهش خشم دانش آموزان داشت (0/02=P) ولی تاثیر معناداری بر غم (0/61=P) و نگرانی (0/83=P) آنها نداشت. به طورکلی، برنامه آموزش سبک زندگی مبتنی بر تنظیم هیجان توانست مدیریت هیجان و خشم دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین، این برنامه با افزایش سازش یافتگی، صمیمیت، مردم آمیزی و مسئولیت پذیری و کاهش مشکلات میان فردی، افسردگی و هیجان های منفی سبب شد تا دانش آموزان هیجان های خود را مدیریت و کنترل کنند. 
۱۰۱۶.

Parental Rejection and Child Emotion Dysregulation: The Mediating Role of Shame(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Parental rejection Shame Emotion Dysregulation adolescents

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
Objective: This study aimed to examine the mediating role of shame in the relationship between parental rejection and child emotion dysregulation among adolescents in Colombia. Methods: The research employed a descriptive correlational design using a sample of 482 adolescents aged 10 to 17, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Participants were recruited from public and private schools in urban areas of Colombia. Standardized tools were used to measure perceived parental rejection, internalized shame, and emotion dysregulation. Data were analyzed using Pearson correlation to assess bivariate relationships and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to evaluate the direct, indirect, and total effects within the hypothesized mediation model. Assumptions for normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to analysis. Findings: Pearson correlation analysis revealed significant positive associations between parental rejection and shame (r = .61, p < .001), parental rejection and emotion dysregulation (r = .58, p < .001), and shame and emotion dysregulation (r = .65, p < .001). SEM results indicated that the structural model had a good fit (χ²(84) = 211.63, χ²/df = 2.52, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.055). Parental rejection significantly predicted shame (β = 0.61, p < .001), and shame significantly predicted emotion dysregulation (β = 0.54, p < .001). A significant direct effect was found from parental rejection to emotion dysregulation (β = 0.33, p < .001), alongside a significant indirect effect through shame (β = 0.33, p < .001), supporting full mediation. Conclusion: The findings suggest that shame is a critical emotional mechanism linking perceived parental rejection to difficulties in emotion regulation among adolescents. Targeting shame in therapeutic and educational interventions may mitigate the negative emotional consequences of parental rejection and promote emotional resilience in youth.
۱۰۱۷.

نقش فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلاقیت فعالیت عالی شناختی ذهن تیزهوش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این پژوهش بررسی نقش فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی در پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان شهر تبریز بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه مدارس تیزهوشان شهر تبریز (دوره اول و دوم متوسطه)  به تعداد 80  نفر در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1363)، آزمون ویسکانسین گرانت و برگ (1984)، مقیاس هوشی وکسلر (1939) برای کودکان و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو، سالنوا و شافلی (2007) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحت نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. نتایج نشان داد بین فعالیت عالی شناختی ذهن  (عملکرد در ویسکانسین، واژگان و فراخنای ارقام) با خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (001/0 P=). همچنین بین خستگی تحصیلی ، بی علاقگی تحصیلی، ناکارآمدی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی با خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان رابطه منفی معنی داری وجود دارد (001/0 P=). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد متغیرهای فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی62 درصد توانایی پیش بینی خلاقیت دانش آموزان مدارس تیزهوشان را دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان نمود فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی توانایی پیش بینی خلاقیت در دانش آموزان مدارس تیزهوشان را دارند و برای افزایش خلاقیت در دانش آموزان تیزهوش باید به فعالیت عالی شناختی ذهن و فرسودگی تحصیلی توجه ویژه ای نمود.
۱۰۱۸.

تأثیر فاکتورهای جمعیت شناختی بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی

کلیدواژه‌ها: حافظه روزمره سکته مغزی سکته قلبی بیماران دیالیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه: تفاوت های فرهنگی، سن، جنسیت و تحصیلات، زمینه های مهمی در ارزیابی از حافظه روزمره به شمار می روند. هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر فاکتورهای دموگرافیک مثل سن، جنسیت، تحصیلات و مدت ابتلا بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی انجام گردید. روش: در این مطالعه توصیفی از نوع علی- مقایسه ای که در میان بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی شهر زاهدان انجام گرفت تعداد 90 بیمار مبتلا به سکته مغزی (30)، سکته قلبی (30) و دیالیزی (30) شهر زاهدان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه حافظه روزمره ساندرلند همکاران (1983) و مشخصات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و مدت ابتلا به بیماری جمع آوری و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و t برای مقایسه میانگین های گروه های مستقل در نرم افزار spss نسخه 23 تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد که عملکرد حافظه روزمره به طور معناداری تحت تأثیر سن و تحصیلات قرار داشت (05/0>P). به این صورت که با افزایش سن و تحصیلات اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. جنسیت بر عملکرد حافظه روزمره تأثیر معنی داری نداشت (05/0<P). با افزایش مدت ابتلا در دو گروه بیماران مبتلا به سکته مغزی و سکته قلبی اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. در صورتی که در گروه دیالیزی با افزایش مدت دیالیز اختلالات حافظه روزمره بیشتر می شود. نتیجه گیری: از آنجایی که حافظه و یادآوری از عوامل مؤثر بر پیروی بیمار از درمان است، می توان نتیجه گرفت به هر میزان که افراد از حافظه بهتر و خطای حافظه کمتری برخوردار باشند، میزان پیروی از درمان در آنان بیشتر می شود.
۱۰۱۹.

پژوهشی در رفتار شهروندی سازمانی: یک مرور مفهومی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رفتار شهروندی سازمانی رفتار سازمانی رفتار شهروندی رفتار فردی رفتار فردی/گروهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
طی سال های اخیر، رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یکی از مفاهیم مهمِ رفتار سازمانی مورد توجه پژوهشگران بوده و محققان بسیاری در سراسر جهان در حال انجام تحقیقات تجربی در این زمینه هستند. ما در این پژوهش به بررسی مطالعات مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی طی دو دهه اخیر پرداخته و روندها و ویژگی های متمایز آن را شناسایی کردیم. در این پژوهش از تحقیقات منتشر شده در دو دهه اخیر که عبارت «رفتار شهروندی سازمانی » در چکیده آن ها شامل می شده است، تعداد 120 مقاله را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و خلاصه بررسی ها را به ترتیب از گذشته تا کنون ارائه نمودیم. هدف از این پژوهش ارائه سیر مطالعات انجام شده در دو دهه اخیر و بیان نقطه نظرات محققان این حوزه و نیز نتایج تجربی حاصل از پژوهش های ایشان بوده است. هر چند که ممکن است این پژوهش برای درک کل تحقیقات رفتار شهروندی سازمانی ناکافی باشد، لیکن برای درک وضعیت فعلی این تحقیقات می تواند مفید واقع گردد.
۱۰۲۰.

پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روانشناختی مادران اوتیسم خودمهارگری خودشناسی انسجامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل 100 نفر از مادران کودکان اوتیسم شهر تهران بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی در مادران دارای کودک اوتیسم ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدل رگرسیونی پژوهش تأیید شد و ضریب تعیین تعدیل شده 0.864 به دست آمد که بیانگر آن است که 86.4 درصد تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط این دو متغیر پیش بینی می شود. همچنین، تاثیر خودمهارگری بر بهزیستی روانشناختی نسبت به خودشناسی انسجامی قوی تر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش اهمیت نقش خودمهارگری و خودشناسی انسجامی را در ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران کودکان دارای اوتیسم نشان می دهد. برنامه های مداخله ای با هدف تقویت این ویژگی ها می توانند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان