رابطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پر خطر زندانیان: نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
133 - 151
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: غفلت هیجانی با مشکلات سلامت روانی مانند اختلال افسردگی، اقدام به خودکشی، مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی مرتبط است. از سوی دیگر تجارب اولیه آسیب زا بر توانمندی شناختی و هیجانی تأثیر می گذارند. بنابراین بررسی رفتارهای پرخطر در زندانیان با توجه به تجربه رویدادهای ناخوشایند اولیه و رابطه آن با نظم جویی هیجانی یک ضرورت پژوهشی است. این مطالعه با هدف بررسی رایطه بین توانایی های شناختی و غفلت هیجانی با رفتارهای پرخطر زندانیان با توجه به نقش میانجی راهبردهای نظم جویی هیجان انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زندانیان شهر شیراز تشکیل در سال 1403 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 409 نفر از زندانیان شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه آسیب دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، توانایی های شناختی (نجاتی، 1392)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی (گارنفسکی و همکاران، 2001)، مقیاس رفتارهای پرخطر جوانان (اسنو و همکاران، 2019) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). بین توانایی های شناختی و راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجانی با رفتارهای مخاطره آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). همچنین بین راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی با رفتارهای پر خطر رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0≥P). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی از جمله شاخص های 91/0=CFI، 91/0=IFI، 90/0=NFI و 06/0=RMSEA با داده هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 29 درصد از واریانس راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجانی و 31 درصد از واریانس راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی توسط توانایی های شناختی و غفلت هیجانی و 60 درصد از واریانس رفتارهای پرخطر توسط توانایی های شناختی، غفلت هیجانی و راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجانی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش مداخله زودهنگام و اقدامات پیشگیرانه در کاهش رفتارهای پرخطر به عنوان بعد قابل مشاهده رفتار و به طور خاص با تمرکز بر روی مداخلات مبتنی بر بازسازی شناختی و نظم جویی هیجانی می توان بخش مهمی از مشکلات هیجانی، شناختی و ارتباطی ناشی از تجربیات نامطلوب اولیه زندگی را بهبود ببخشد.