مقالات
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رشد اخلاقی در مکاتب روانکاوی می پردازد و روند شکل گیری مفهومی آن را از نظریه ساختاری فروید تا رویکردهای معاصر عصب- روانکاوی و ارتباطی دنبال می کند. در حالی که روانکاوی کلاسیک بر تعارض درونی و شکل گیری فرامن تأکید داشت، مکاتب بعدی به درک پیچیده تری از رشد اخلاقی دست یافتند و از مفاهیم روابط موضوعی و بین ذهنی، تنظیم هیجان و توانایی ذهنی سازی بهره بردند. این تلفیق میان رشته ای گذاری است از نگاهی به اخلاق به مثابه ساختاری آرمان گرایانه و درونی به سوی فرآیندی پویا که اساس آن همدلی، به رسمیت شناختن و یکپارچگی عصبی- رشدی است. این مقاله به بررسی دیدگاه های روانکاوانی همچون فروید، هارتمن، کلاین، وینیکات، کوهوت، بنجامین، فوناگی، سولمز و دیگران می پردازد و نشان می دهد که چگونه مسیر نظری رشد اخلاقی از تعارض درون روانی به سوی مدل های ارتباطی و عصب شناختی حرکت کرده است.
روابط ساختاری روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در متقاضیان انواع جراحی زیبایی صورت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی در رابطه بین روان رنجوری با اختلال بدریخت انگاری در متقاضیان انواع جراحی های زیبایی صورت انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل متقاضیان مراجعه کننده به کلینیک های پوست، مو و زیبایی در ارومیه در بازه زمانی تیر الی مرداد سال 1403 بود. 300 نفر به روش در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به پرسشنامه های وسواس اجباری ییل-براون برای اختلال بدریخت انگاری (YBOCS-BDD؛ فیلیپس، 1997)، شخصیتی پنج عاملی (FFPQ؛ مک کری و کاستا، 2004) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS؛ فریستون و همکاران، 1994) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم روان رنجوری بر اختلال بدریخت انگاری به طور مثبت معنادار بود(05/0>p)؛ در مقابل، عدم تحمل بلاتکلیفی نیز به طور مثبت بر اختلال بدریخت انگاری اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که روان رنجوری به طور مثبت بر عدم تحمل بلاتکلیفی اثر مستقیم داشت (05/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که عدم تحمل بلاتکلیفی به طور معنادار نقش میانجی بین روان رنجوری و اختلال بدریخت انگاری داشت(05/0>p). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که روان رنجوری به صورت مستقیم و با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی بر اختلال بدریخت انگاری اثر دارد.
مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای دوران کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علّی مشکلات برونی سازی نوجوانان براساس ترومای کودکی و نقش میانجی سبک های دلبستگی نا ایمن انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر بازه سنی 14 تا 18 سال شهر مشهد در سال 1403-1402 بود که از بین آن ها 631 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات سیاهه مشکلات برونی سازی (WPI؛ وودورث، 1920)؛ مقیاس دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990) و پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل مفهومی از برازندگی مطلوبی برخوردار بود. هم چنین ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن اثر مستقیم معنی داری بر مشکلات برونی سازی نوجوانان داشتند (01/0>p). به علاوه نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که سبک های دلبستگی ناایمن در ارتباط بین ترومای کودکی و مشکلات برونی سازی نقش میانجی معنی داری داشت (01/0>p). نتایج پژوهش لزوم بررسی و توجه بیشتر به ترومای کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن را در برنامه های پیشگیرانه با هدف جلوگیری از بروز مشکلات برونی سازی نوجوانان ضروری می سازد.
نقش واسطه ای توجه در رابطه خلق و منش با تنظیم هیجان در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای توجه در رابطه خلق و منش با تنظیم هیجان در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان 7 تا 10 ساله دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی کودکان در منطقه 2 تهران در سال 1403 بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 220 نفر از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار های این پژوهش شامل پرسشنامه خلق و خو و منش (TCI، کنستانتینو و همکاران، 2002)، تنظیم هیجان (CERQ، گراس و جان، 2003) و اختلال کم توجهی (CADHDQ، کانزر، 1990) بود. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که خلق و منش بر توجه و تنظیم هیجان تأثیر مثبت و معنادار داشت (01/0p<). همچنین تأثیر خلق و منش به واسطه توجه بر تنظیم هیجان مثبت و معنادار بود (01/0p<). از یافته ها می توان نتیجه گرفت که خلق و منش و توجه نقش کلیدی در پیش بینی تنظیم هیجان کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی دارند و بر همین اساس توجه بیشتر مراکز مشاوره به این متغیر ها در جهت بهبود عملکرد کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی ضروری بنظر می رسد.
واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی صورت گرفت. نوع پژوهش کاربردی و روش کیفی است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 24 نفر (13 دختر و 11 پسر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد مصاحبه های نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. جهت تحلیل اطلاعات از روش کلایزی استفاده شد. از مجموع تحلیل مصاحبه های مشارکت کنندگان 4 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 14 مفهوم اولیه حاصل شد. عوامل برانگیزاننده مشارکت کنندگان از برقراری روابط متعدد با غیرهمجنس؛ اجتناب تجربه ای شامل فرار (فرار از شکست عاطفی، فرار از آسیب رابطه های شکست خورده و فرار از تنهایی)، نیاز به هیجان خواهی شامل رفع محرومیت هیجانی (تجربه هیجان های خوشایند و افزایش مهرورزی)، نیاز به بقاء شامل امنیت (نیاز جنسی، نیاز مالی و نیاز به صحبت با جنس متفاوت) و جبران (جبران اشتباهات و جبران کمبودهای روابط گذشته) و یادگیری مشاهده ای شامل همسویی با دوستان (دریافت تحسین و تمجید و تاییدطلبی) و همسویی با رسانه های اجتماعی (رفع احساس لجاجت و کینه ورزی سرگرمی و تفریح) بود. بنابراین کمبودهای زندگی افراد و جبران آنها، نیازهای طبیعی و مشاهده دیگران در شکل گیری انگیزه گرایش به تعدد روابط عاطفی نقش دارد.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر صبر، مهارگری تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر صبر، مهارگری تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان انجام شد. پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان دوره دوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰4 در مدارس شهر خرم آباد بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در دو گروه آزمایش و گواه (هرگروه ۱5 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 2 ساعت درهفته، به صورت گروهی تحت آموزش مهارت های زندگی موتابی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس صبر خرمایی و همکاران (1398)، مقیاس خشم و پرخاشگری (AAS) نیلسون و همکاران (۲۰۰۰) و مقیاس مهارگری تلاشگر (ECS) الیس و رتبارت (۲۰۰۱) جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون صبر، کنترل تلاشگر و پرخاشگری دانش آموزان در گروه های آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (001/0P<) وجود دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های زندگی منجر به افزایش صبر و کنترل تلاشگر و کاهش پرخاشگری دانش آموزان می شود.
مطالعه کیفی تجربه زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی تجارب زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا بود. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدار شناختی استفاده شد. نمونه پژوهش به روش هدفمند از دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ در شهر سنندج انتخاب شد؛ و برای رسیدن به اشباع نظری با ۱۴ نفر به عنوان نمونه، مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های این پژوهش به روش تحلیل مضمون از نوع کلایزی تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها بیانگر سه مضمون هسته ای و هشت مضمون اصلی و سی ودو مضمون فرعی گردید. مضامین هسته ای شامل «سبب سازهای روانی اختلال مصرف مواد»، «پسامدهای کوتاه مدت مصرف»، «پسامدهای بلندمدت مصرف» بود. نتایج نشان داد که تأثیرات بلندمدت زیستی و روانی ماری جوانا می تواند ابعاد مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. یافته ها بیانگر تاثیرات روانی بیش تر مصرف ماری جوانا می باشد؛ که شامل پرخاشگری، اختلال در تنظیم هیجانی، افزایش خواب عمیق، بی تفاوتی، تجربیات مرتبط با مواد اعتیادآور جدید، تجربه تنگ دستی و تغییر سبک زندگی است. نوآوری این پژوهش شناسایی مضامین فلش بک و تغییر نگرش به مصرف ماری جوانا است. آشنایی با تأثیرات روانی، زیستی و تغییرات ناشی از مصرف می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کند.
مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم 1402 تشکیل دادند که از بین آنها تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه بهزیستی معنوی (SWBS) پالوتزین و الیسون (1983) و امید به زندگی بزرگسالان (AHS) اسنایدر و همکاران (1991) استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون امید به زتدگی و بهزیستی معنوی در دو گروه آزمایش و کنترل در سطح 05/0 تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین، از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش امید به زندگی و همینطور بهبود بهزیستی معنوی موثر بوده است.
اثربخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش سبک زندگی بر بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی در شهر تهران در سال 1403 بود که از بین آنها 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (PWBS-SF، 2002) و ادراک بیماری براد بنت و همکاران (brief_IPQ، 2006) بود. گروه آزمایش تحت مداخله آموزش سبک زندگی طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش سبک زندکی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و ادراک بیماری در بیماران مبتلا به کبد چرب غیر الکلی موثر بوده است.
اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر اضطراب و بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه این پژوهش شامل بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به مرکز پژوهش ها و درمان گوارش و کبد شهر شیراز در سال 1402 بودکه از بین آن ها 22 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. اعضای گروه آزمایش به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب کتل (CAS؛ کتل، 1957) و مقیاس بهزیستی روانشناختی (PWB؛ ریف و کیز، 1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون اضطراب و بهزیستی روان شناختی در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان متمرکز بر هیجان یک مداخله موثر در کاهش اضطراب و افزایش بهزیستی روانشناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است.
پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران قلبی- عروقی که کاندید عمل قلب مراکز قلب شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری هدفمند و به صورت داوطلبانه تعداد 250 نفر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر (FAD، اپشتین و همکاران، 1983)، پرسشنامه وابستگی بین فردی (IDI، هیرشفیلد و همکاران، 1997)، پرسشنامه امیدواری (LEQ، اشنایدر، 2002) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با به کارگیری روش رگرسیون به روش همزمان انجام شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان عملکرد خانواده و وابستگی بین فردی و امید رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 4/12 درصد از واریانس حل مسئله توسط وابستگی بین فردی و امید پیش بینی می شود (05/0>P). یافته های این پژوهش اهمیت عوامل روان شناختی مانند امید و وابستگی بین فردی را در ارتقای توانایی حل مسئله بیماران کاندید عمل قلب باز نشان می دهد.
اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری، در برگیرنده کلیه نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بودند که تعداد حجم نمونه به صورت در دسترس ۴۰ نفر برآورد شد که به دو گروه آزمایش و کنترل ۲۰ نفره به شیوه تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون حافظه فعال دانیمن و کارپنتر (۱۹۸۰، DWM)، آزمون توجه یا آزمون دقت تولز - پیرون (۱۹۸۶، TPT)، و فرم فارسی نسخه کودکان پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان (۲۰۰۷، CERQ-K-P) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه وجود داشت (۰۵/۰P<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که توان بخشی شناختی بر بهبود حافظه فعال، نظم جویی شناختی هیجان و نارسایی های توجه در نوجوانان دارای اختلال بیش فعالی - نقص توجه مؤثر بوده است.
تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB، ریف و همکاران، 1989) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بنابراین می توان گفت بسته آموزشی توانمندسازی والدگری روش مداخله ای مناسب جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی است.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر ابرکوه (استان یزد) در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از دو مدرسه انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی (ESCQ؛ زو و ای، 2012) و آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT؛ یانگ، 1996) استفاده شد. هر یک از گروه های درمانی طی 8 جلسه درمانی، مداخلات را به صورت گروهی دریافت کردند. از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. نتایج نشان داد که پیش آزمون شایستگی هیجانی-اجتماعی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تغییرات معناداری در شایستگی هیجانی-اجتماعی ایجاد کردند (05/0>P)؛ ضمن اینکه مشخص شد تفاوت معناداری بین دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی وجود نداشت (05/0<P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثربخشی یکسانی بر افزایش شایستگی هیجانی-اجتماعی افراد داشته است.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر معنویت بر تاب آوری و حل مسئله در نوجوانان دارای بزه ضرب و شتم ساکن کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر معنویت بر تاب آوری و حل مسئله در نوجوانان دارای بزه ضرب و شتم ساکن در کانون اصلاح و تربیت بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای بزه ضرب و شتم ساکن در کانون اصلاح و تربیت در سال 1403 که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. همه آنها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه تاب آوری کانر و همکاران (CD-RISC) (2003) و حل مسئله هپنر و همکاران (PSI) (1982) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش برنامه آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر معنویت را در 8 جلسه 90 دقیقه و هفته ای یک بار دریافت کردند. داده های پژوهش به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون در بین گروه ها تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). همچنین نتایج نشان داد در متغیرهای تاب آوری و حل مسئله بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p). بر این اساس می توان گفت استفاده از برنامه آموزش شناختی رفتاری مبتنی بر معنویت می تواند در افزایش تاب آوری و حل مسئله نوجوانان دارای بزه ضرب و شتم ساکن در کانون اصلاح و تربیت موثر باشد.
مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
اثربخشی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف از اﻧﺠﺎم ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻌییﻦ اﺛﺮﺑﺨﺸی درمان توانبخشی شناختی بر افسردگی و کارکردهای شناختی حافظه بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﺑﻮد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﻧیﻤﻪ آزﻣﺎیﺸی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن- ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﺑﻮد. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود که عضو انجمن مولتیپل اسکلروزیس هرمزگان در سال 1404 ﺑﻮدند. از ﺑیﻦ این افراد ٣٠ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﻧﻤﻮﻧﻪﮔیﺮی دردﺳﺘﺮس اﻧﺘﺨﺎب و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﻤﺎرش ﺗﺼﺎدﻓی در دو ﮔﺮوه (15 ﻧﻔﺮی) آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺟﺎیﮕﺬاری ﺷﺪﻧﺪ. اﺑﺰارﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﺷﺎﻣﻞ پرسشنامه کارکردهای شناختی نجاتی (CAT، 1392) و پرسشنامه افسردگی، استرس و اضطراب-21 (DASS-21، 1995) ﺑﻮد. ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ ﺗﺤﺖ ﻣﺪاﺧﻠﻪ توانبخشی شناختی ﻃی 10ﺟﻠﺴﻪ، ٩٠ دﻗیﻘﻪای ﻫﻔﺘﻪای یکﺒﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﮔﺮوه کﻨﺘﺮل ﻫیﭻﮔﻮﻧﻪ ﻣﺪاﺧﻠﻪای دریﺎﻓﺖ ﻧکﺮد. ﺟﻬﺖ ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ داده ها از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﭼﻨﺪ ﻣﺘﻐیﺮه اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. ﻧﺘﺎیﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺤﻠیﻞ کﻮواریﺎﻧﺲ ﻧﺸﺎن داد کﻪ ﺑﺎ کﻨﺘﺮل اﺛﺮ ﭘیﺶآزﻣﻮن ﺑیﻦ ﻣیﺎﻧﮕیﻦ ﭘﺲ آزﻣﻮن افسردگی و کارکردهای شناختی در ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و ﮔﻮاه ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﺎداری در ﺳﻄﺢ 05/0 وﺟﻮد داﺷﺖ. از یافته های فوق می توان ﻧﺘیﺠﻪ گرفت کﻪ درمان توانبخشی شناختی در ﺑﻬﺒﻮد افسردگی و کارکردهای شناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ.
پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
نقش واسطه ای رضایت زناشویی در رابطه بین سبک های دلبستگی با استرس اداراک شده در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای رضایت زناشویی در رابطه بین سبک های دلبستگی با استرس ادراک شده انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1402 بود. به روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 250 نفر به عوان نمونه انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک شده (PSS، کوهن و همکاران، 1983)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMS، فاورز و اولسون، 1993) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق رضایت زناشویی قادر به پیش بینی استرس ادراک شده بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک های دلبستگی ناایمن دوسوگرا و اجتنابی به صورت غیرمستقیم از طریق رضایت زناشویی توانستند استرس ادراک شده در دانشجویان متأهل را پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ایمن و ناایمن با توجه به نقش مهم رضایت زناشویی می توانند تبیین کننده استرس ادراک شده باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش استرس ادراک شده ضروری است.
اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر هویت زوجی و جهت گیری رابطه در زنان خیانت دیده بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان متأهل 25 تا 45 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرضا در سال 1403 بود. تعداد 30 نفر از جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و با روش تخصیص تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگذاری شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ما بودن در رابطه زوجی (WCRQ، کروز و همکاران،2013) استفاده شد. برای شرکت کنندگان گروه طرح واره درمانی با توجه به پروتکل طی 10 جلسه اجرا شد؛ اما گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. تحلیل داده ها با تحلیل آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری در هویت زوجی و جهت گیری رابطه تفاوت معناداری در سطح (05/0>P) وجود دارد. ازآنجاکه طرح واره درمانی سبب ایجاد هویت زوجی و بهبود جهت گیری رابطه می شود و می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر برای افزایش جهت گیری رابطه زنان خیانت دیده استفاده کرد.
تبیین پدیدارشناسانه چالش های والدگری در والدین کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
والدین دارای فرزند با نیازهای ویژه تجارب رنج آور و دغدغه های بسیاری را پیرامون مراقبت از فرزند ناتوان خود تجربه می کنند . این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه مادران دارای فرزندان با نیازهای ویژه مشغول به تحصیل در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش آذرماه تا دی ماه سال تحصیلی بود. حجم نمونه سیزده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند با نیازهای ویژه و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 2 مقوله اصلی چالش های والدگری در بدو تولد و چالش های والدگری در طول زندگی و 13 مقوله فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین دارای فرزندان با نیازهای ویژه نشان داد آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر وضعیت فرزند خود قرار می گیرند. بنابراین از این مقوله ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای کودکان با نیازهای ویژه استفاده کرد.
رابطه خودآگاهی هیجانی و تاب آوری فردی با نقش واسطه ای خودشناسی انسجامی در دانشجویان دارای تجربه شکست عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه خودآگاهی هیجانی و تاب آوری فردی با نقش واسطه ای خودشناسی انسجامی در دانشجویان دارای تجربه شکست عاطفی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تهران جنوب دارای شکست عاطفی در سال تحصیلی 04-1403 بود. از میان این جامعه، تعداد 310 نفر از دانشجویان که تمایل به همکاری در این پژوهش را داشتند، به صورت نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش جهت جمع آوری داده ها خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002؛ ESQ)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008؛ ISQ) و مقیاس تاب آوری کانور و دیویدسون (2003؛ RQ) بود. داده ها به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. یافته ها نیز نشان داد که خودآگاهی هیجانی بر هر دو متغیر تاب آوری فردی (001/0>P) و خودشناسی انسجامی (001/0>P) اثر مثبت و معناداری دارد. همچنین خودشناسی انسجامی در تاب آوری فردی اثر مثبت و معناداری دارد (۰۱/۰>P). با ورود متغیر خودشناسی انسجامی به مدل اثر غیرمستقیم خودآگاهی هیجانی بر تاب آوری فردی به صورت مثبت و معناداری شد (002/0>P). در نتیجه می توان گفت خودشناسی انسجامی می تواند در رابطه میان خودآگاهی هیجانی و تاب آوری فردی نقش میانجی ایفا کند.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در نوجوانان دارای قلدری سایبری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این راستا، 30 نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های قلدری و قربانی سایبری (CBVEQ، آنتیادو و همکاران،2016)، قانون گریزی (QATLB، خدایاری و همکاران،1396) و بی تفاوتی اخلاقی (MDS، بندورا و همکاران، 1996) استفاده شد. گروه آزمایش در 8 جلسه تحت مداخله آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این نوع آموزش تأثیر قابل توجهی بر قانون گریزی و بی تفاوتی اخلاقی نوجوانان دارای قلدری سایبری دارد.
اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر اضطراب، کیفیت خواب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان در مادران نخست زا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر اضطراب، کیفیت خواب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان در مادران نخست زا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری، زنان بارداری اول شهر تنکابن در سال1402 بودند که از این جامعه بر مبنای ملاک های ورود و خروج، به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 زن انتخاب شده و در گروه آزمایش و گروه گواه هر گروه 15 زن به صورت تصادفی جایگرین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI، 1988)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، 1989) و پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ( EPDS) ادینبورگ (2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت نمرات میانگین ها بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون برای متغیرهای اضطراب و علائم افسردگی پس از زایمان در گروه آزمایش، بیانگر کاهش و برای متغیر کیفیت خواب افزایش معنادار (001/0) و تفاوت ها از مرحله پس آزمون به مرحله پیگیری معنادار نبود، به این معنا که اثرات آموزش مدیریت استرس در طول زمان ثبات داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش مدیریت استرس باعث افزایش کیفیت خواب و کاهش اضطراب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان می شود.