مقالات
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی در والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه والدین دارای فرزند مبتلا به اتیسم در دامنه سنی 3 الی 18 سال بودند که به مراکز درمانی (کاردرمانی، توانبخشی و روان درمانی) شهر تهران در سال 1403 مراجعه کرده بودند. 220 نفر از 5 مرکز درمانی به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، شاخص استرس والدینی- فرم کوتاه (PSI-SF؛ آبدین، 1990) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که استرس والدینی به طور مثبت و شفقت به خود به طور منفی بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین استرس والدینی به طور منفی بر شفقت به خود اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت به خود به طور مثبت و معنادار بین استرس والدینی و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع نتایج دلالت بر این دارند که استرس والدینی به طور مستقیم و با میانجی گری شفقت به خود بر پریشانی روانشناختی والدین فرزندان مبتلا به اختلال طیف اتیسم اثر داشت.
اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری دانشجویان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دختر 18 تا 40 ساله دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل مقیاس نشخوار فکری-تامل تراپنل و کمپل (1996، RRQ)، پرسشنامه حالت-صفت بیان خشم اسپیلبرگر (1999، STAXI-2) و پرسشنامه کوتاه سازمان جهانی بهداشت (1996، WHOQOL-BREF) استفاده به عمل آمد. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی طی ۸ جلسه ۹0 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کیفیت زندگی، خشم و نشخوار فکری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد طرحواره درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی و کاهش خشم و نشخوار فکری دانشجویان اثربخش بوده است.
نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه بین آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه با آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 301 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI، لیشنرنیگ، 1999)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم قادر به پیش بینی خصیصه های اختلال شخصیت مرزی بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک دلبستگی ناایمن توانست از طریق نقص در شفقت خود به صورت غیرمستقیم، خصیصه های اختلال شخصیت مرزی پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ناایمن با توجه به نقش مهم نقص در شفقت خود می تواند تبیین کننده خصیصه های اختلال شخصیت مرزی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه ی بین انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود فرزندان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تشکیل داد که در سال 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 220 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار آن ها قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های ابراز وجود (AI، گمبریل و ریچی، 1975)، جو عاطفی خانواده (BEFCQ، هیل برن، 1964)، خودکارآمدی (GSE، شرر و همکاران، 1982) و انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر خودکارآمدی اثر مثبت و معنادار (05/0>P و 05/0>P) داشتند. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر ابراز وجود اثر مثبت و معنادار (05/0>P) داشتند. همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده نیز به واسطه خودکارآمدی بر ابراز وجود اثر غیرمستقیم و معناداری (001/0P<) داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد خودکارآمدی در رابطه با انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان نقش واسطه ای داشت.
سلامت اجتماعی و مدگرایی؛ نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در کاربران اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و مدگرایی با نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز در سال 1402-1403 بود که از بین آنها 397 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS) خواجه احمدی و همکاران (1395)، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی (NfOSFS) دورادونی و همکاران (2023)، مقیاس سلامت اجتماعی (SHS) کیس (2004) و مقیاس مدگرایی (FTS) امیرکواسمی و همکاران (1394) بود. روش تحلیل داده ها، تحلیل مسیر بود. طبق نتایج مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج تحلیل ها نشان داد که سلامت اجتماعی دارای اثر مستقیم منفی و معنادار بر مدگرایی است (01/0>P). افزون بر این، سلامت اجتماعی از طریق دو متغیر میانجی، یعنی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر مدگرایی دارد (001/0>P). همچنین، نیاز به بازخوردهای اجتماعی نه تنها پیش بینی کننده ای معنادار برای مدگرایی بود (01/0>P)، بلکه از طریق تأثیر بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی نیز نقش میانجی مؤثری ایفا کرد (001/0>P). در مجموع، یافته ها حاکی از آن است که افراد با سلامت اجتماعی پایین به دلیل نیاز بیشتر به بازخورد اجتماعی، بیشتر در معرض اعتیاد به شبکه های اجتماعی هستند و در نتیجه تحت تأثیر محتوای مد و تبلیغات این فضا قرار گرفته و به مدگرایی سوق پیدا می کنند.
نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین سبک های دلبستگی و نوموفوبیا در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این تحقیق متشکل از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال 1403 بود که تعداد 220 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، مشارکت داشتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015)، مقیاس ذهن آگاهی (MAAS؛ ریان و براون، 2003) و پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ؛ هازان و شاور، 1987) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج اثرات مستقیم نشان داد که سبک های دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به صورت مثبت و معنادار و سبک دلبستگی ایمن به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر داشتند (05/0>P). همچنین ذهن آگاهی به طور منفی و معنادار بر نوموفوبیا اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج دیگر گویای این بود که دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی به طور منفی و دلبستگی ایمن به طور مثبت بر ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اضطرابی، اجتنابی و ایمن به طور معنادار با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر غیر مستقیم داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که سبک های دلبستگی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی ذهن آگاهی بر نوموفوبیا اثر دارند.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تحریف های شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تحریف های شناختی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 395 نفر انتخاب شدند و به فرم آنلاین پرسشنامه تحریف های شناختی (CD-Quest، دی اولیویرا و همکاران، 2015)، زیرمقیاس افسردگی چک لیست نشانه های اختلال های روانی (SCL-90، دروگاتیس و همکاران، 1973) و مقیاس رضایت از زندگی (SWLS، دینر و همکاران، 1985) پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روایی همزمان بررسی شد و پایایی پرسشنامه با بهره گیری از ضریب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد و روش دونیمه سازی مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تاییدی، روایی سازه تک عاملی این پرسشنامه را مورد تأیید قرار داد. همبستگی مثبت بین تحریف های شناختی و افسردگی (01/0P<، 628/0r=) و همبستگی منفی بین تحریف های شناختی و رضایت از زندگی (01/0P<، 343/0- r=)، حاکی از تایید روایی همزمان پرسشنامه بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه تحریف های شناختی برابر با 881/0، ضریب امگای مک دونالد برابر با 884/0 و ضریب دونیمه سازی گاتمن برابر با 857/0 برآورد شد. به طور کلی، نتایج حاکی از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه تحریف های شناختی در جامعه دانشجویان ایرانی بود. این پرسشنامه می تواند ابزار مفیدی برای درمانگران و پژوهشگرانی باشد که روی تحریف های شناختی از طریق شناخت درمانی و به ویژه بازسازی شناختی کار می کنند.
اثربخشی برنامه همیاری کارکنان بر پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه همیاری کارکنان بر پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی انجام گردید. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان یکی از شرکت های مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران مپنا در سال 1403 بودند. 48 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه 24 نفری (گروه آزمایش و گواه) جایگذاری شدند. از آزمون مجموعه نتایج محل کار (WOS، لنوکس و همکاران، 2010) و همچنین پروتکل پنج جلسه ای (پروتکل 5 جلسه ای، هر هفته یک جلسه و هر جلسه 5 ساعت) برنامه همیاری کارکنان برای مداخله استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون پریشانی در محل کار و رضایت از زندگی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برنامه همیاری کارکنان منجر به کاهش پریشانی در محل کار و افزایش رضایت از زندگی کارکنان می شود.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی گروهی و درمان گروهی پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی و درمان گروهی پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی و تنظیم هیجان دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با مرحله ی پیگیری 3ماهه می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی دوم دارای اعتیاد به اینترنت شهرستان بروجرد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آنها 36 نفر به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 3 گروه مداخله یک (12 تن)، مداخله دو (12تن) و کنترل (12تن) جای گذاری شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی جمعیت شناختی، پرسشنامه ی اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT، 1998)، پرسشنامه ی تنظیم هیجان گراس و جان (2003 ،ERQ) و پرسشنامه ی اهمال کاری تحصیلی سواری (1390،APQ) بود. گروه های آزمایش، تحت مداخله ی " پذیرش و تعهد " و "طرحواره درمانی گروهی" قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم هیجان و اهمالکاری تحصیلی در سه گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بیانگر تفاوت معنادار در سطح 05/0 بین دو گروه آزمایش بود. به طوری که طرحواره درمانی گروهی نسبت به درمان پذیرش و تعهد از اثربخشی بالاتری بر روی دو متغیر وابسته برخوردار بود.
ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آموزش ذﻫﻦ آﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮدک ﻣﺤﻮﺭ ﺑﺮ ﺷﺎیﺴﺘﮕﯽ هیجانی و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺍﻧﺶ آﻣﻮزﺍﻥ پسر ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼل یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر شایستگی هیجانی و اجتماعی دانش آموزان پسر با اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش وپرورش شهرستان آران و بیدگل در سال 1403-1402 بود. 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه شایستگی هیجانی و اجتماعی (SECQ) زو و جی (2012) بود. گروه آزمایش در10جلسه 50 دقیقه ای هفته ای دو بار جلسات آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل ها نشان داد آموزش ذهن آگاهی کودک محور باعث افزایش شایستگی هیجانی و اجتماعی(671/14F= ، 001/0P<) و مؤلفه های آن در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شده است. بنابراین آموزش ذهن آگاهی کودک محور را می توان در مدارس برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مورداستفاده قرارداد.
پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 264 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس تحول مثبت نوجوانی (PYDS، گلدوف و همکاران، 2014)، پرسشنامه پذیرش و عمل - نسخه دوم (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود با تحول مثبت نوجوانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود در مجموع 25 درصد از تغییرات تحول مثبت نوجوانی را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری روان شناختی و شفقت به خود می توانند تبیین کننده تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های ارتقا تحول مثبت نوجوانی ضروری است.
نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه دلبستگی ناایمن و اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) در سال 1403 بود. در این مطالعه 220 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و روئمر، ۲۰۰۴)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AASQ؛ هازن و شیور، ۱۹۸۷) و پرسشنامه اختلال بازی اینترنتی-20 (IGD؛ پونتز، 2014) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برقرار است. نتایج نشان داد که دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P)؛ همچنین دلبستگی اجتنابی و اضطرابی بر دشواری در تنظیم هیجان به طور مثبت اثر مستقیم دارند (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که دلبستگی های اجتنابی و اضطرابی با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی اثر غیرمستقیم داشتند (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که دلبستگی ها ناایمن به طور مستقیم و با نقش میانجی تنظیم هیجان بر اختلال بازی اینترنتی در دانشجویان اثر دارند.
پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به مصرف الکل بر اساس تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان دختر و پسر متوسطه دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از بین آنها 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه گرایش به مصرف مشروبات الکلی شیخ (1393 ACTQ,)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵DTS, ) و پرسشنامه تنظیم شناختی گارنفسکی و کرایج (2006،CERQ ) جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تحمل پریشانی و تنظیم هیجان قادر به پیش بینی گرایش به مصرف الکل بوده اند (05/0>p) و درمجموع 39 درصد از واریانس گرایش به مصرف الکل را تبیین می کنند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که تحمل پریشانی و تنظیم هیجان نقش معنی داری در پیش بینی گرایش به مصرف الکل دارند و لزوم توجه به این عوامل برای کاهش گرایش به مصرف الکل در نوجوانان ضروری به نظر می رسد.
مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری (2 ماهه) بود جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر دارای خلق مخرب مقطع متوسطه اول شهر قدس در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که تعداد 48 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI) بود. مداخله درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری انعطاف پذیری شناختی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و نتایج نشان داد درمان پذیرش و تعهد نسبت به درمان عقلانی هیجانی به طور معناداری بر انعطاف پذیری شناختی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). می توان این گونه نتیجه گرفت که بین دو درمان عقلانی-هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنادار وجود دارد.
مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و زندگی درمانی بر پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب با نشانگان اضطراب شهر بابل در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از بخش قلب بیمارستان مهرگان شهرستان بابل انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI؛ بک و همکاران، 1993) و مقیاس پایبندی به درمان موریسکی (MMAS؛ موریسکی و همکاران، 2008) استفاده شد. درمان هیجان مدار بر اساس پروتکل گرینبرگ و زندگی درمانی بر اساس پروتکل حسن زاده در طول 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی ارائه شدند. داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی در مقایسه با درمان هیجان مدار به طور معنادار تاثیر بیشتر بر افزایش پایبندی به درمان در بیماران عروق کرونری قلب در مرحله پیگیری داشته است (05/0>P)؛ اما هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تا مرحله پیگیری بر پایبندی به درمان به طور معنادار موثر بوده اند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار و زندگی درمانی دو درمان موثر بر افزایش پایبندی به درمان است؛ اما زندگی درمانی در طول زمان اثر بیشتری داشته است.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان گروهی بر خودکارآمدی و تاب آوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان گروهی بر خودکارآمدی و تاب آوری در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد در سال تحصیلی 1403 -1402 بود. 30 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خودکارآمدی (SES؛ جینکس و مورگان، 1999) و مقیاس تاب آوری (RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. آموزش تنظیم هیجان بر اساس گراس طی 8 جلسه برای گروه مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته های مقایسه زوجی نشان داد که در گروه مداخله تغییرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری در متغیرهای خودکارآمدی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ اما بین پس آزمون و پیگیری در دو متغیر خودکارآمدی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P)؛ که نشان دهنده ثبات تغییرات در طول زمان است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که آموزش تنظیم هیجان گروهی یک مداخله موثر در افزایش خودکارآمدی و تاب آوری دانشجویان در طول زمان است.
نقش میانجی تکانشگری و تاب آوری در رابطه والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تکانشگری و تاب آوری در رابطه والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر رشت در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 220 دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لمونه و بوچانان، 2011)، مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران، 1995)، مقیاس تاب آوری (CD-RISC؛ کونور و دیویدسون، 2003) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995) استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که والدگری هلیکوپتری به طور مثبت، تاب آوری به طور منفی و تکانشگری به طور مثبت بر پریشانی روانشناختی اثر مستقیم دارند (05/0>P)؛ همچنین والدگری هلیکوپتری به طور مثبت بر تکانشگری و به طور منفی بر تاب آوری اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تکانشگری و تاب آوری بین والدگری هلیکوپتری و پریشانی روانشناختی نقش میانجی داشتند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به طور مستقیم و با میانجی گری تکانشگری و تاب آوری بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثر داشت.
نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندر عباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندرعباس بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه تمامی زوجین متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر بندرعباس در سال 1403 بود. در این پژوهش 270 نفر (135زوج) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه سلامت روانی (MHC-SF ؛ کیز، 2002)، پرسشنامه تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003)، پرسشنامه سرسختی (PHQ؛ کوباسا، 1989) استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و تاب آوری، سرسختی روانشناختی و سبک های دلبستگی اثر مستقیم بر سلامت روان تاثیر داشتند (05/0<P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد همچنین تاب آوری و سرسختی روانشناختی در ارتباط بین سبک های دلبستگی با سلامت روان زوجین متعارض نقش میانجی گری داشت (001/0>p ). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که سبک های دلبستگی، تاب آوری و سرسختی روانشناختی در یک تعامل پیچیده و چندبعدی، می توانند سلامت روان زوجین متعارض را پیش بینی کنند.
پیش بینی تنظیم شناختی هیجان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تنظیم شناختی هیجان براساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی در زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تعداد 794 نفر از زنان مطلقه ساکن شهر تنکابن در سال 1403 بود که از بین آن ها تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارانفسکی و همکاران (2001)، طرحواره های ناسازگار اولیه (PISQ) یانگ (1998) و مکانیزم های دفاعی (DMQ) آندروز و همکاران (1993) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی با تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه همبستگی معناداری وجود دارد (001/0P˂). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 22 درصد از تنظیم شناختی هیجان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی تبیین می شود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه و مکانیزم های دفاعی پیش بین مناسبی برای تنظیم شناختی هیجان در زنان مطلقه است.
پیش بینی کیفیت تدریس بر اساس تفکر سیستمی با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در رابطه تفکر سیستمی با کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، معلمان مقطع ابتدایی مشغول به تدریس در شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 245 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های کیفیت تدریس سراج (2003، TQQ)، تفکر سیستمی فردی شفیعی و همکاران (1398، ISTQ)، جهت گیری مکانیکی-ارگانیکی ساشکین و موریس (1984، OSQ) و تعامل معلم لارداسمی و کنی (2001، TIQ) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس تفکر سیستمی، جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس بر کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین تفکر سیستمی بر کیفیت تدریس با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش تفکر سیستمی و جهت گیری آموزشی و همچنین تعامل اجتماعی کلاس می توان به بهبودی کیفیت تدریس پرداخت.
اثربخشی گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در نوجوانان دارای افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در نوجوانان دارای افکار خودکشی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 1 ماهه بود. جامعه آماری نوجوانان دارای افکار خودکشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر کوه چنار در سال ۱۴۰۳ بود. با توجه به ملاک های ورود به پژوهش 30 نوجوان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) جایگذاری شدند. در مراحل سنجش از مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016)، مقیاس ناامیدی بین فردی (IHS؛ توکر و همکاران، 2018)، و مقیاس تحمل پریشانی (DTS؛ سیمونز و گاهر، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار تحت مداخله قرار گرفت. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که بین نمرات نشخوار خودانتقادی، ناامیدی بین فردی و تحمل پریشانی در گروه آزمایش از مراحل پیش آزمون تا پس آزمون و پیش آزمون تا پیگیری به طور معناداری تفاوت وجود دارد (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت نقش مؤثری در بهبود وضعیت روان شناختی نوجوانان دارای افکار خودکشی داشته و به نظر می رسد این مداخله توانسته با کاهش مؤلفه های منفی روان شناختی و تقویت توانمندی های مقابله ای، تغییرات مثبتی را ایجاد کند که در طول زمان نیز پایدار باقی مانده اند.
اثربخشی خود نظارتی توجه بر دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی خودنظارتی توجه بر دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دارای اختلال یادگیری ریاضی در پایه تحصیلی اول، ارجاع داده شده به مرکز اختلالات شهرستان بروجرد در سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش تحت 12 جلسه برنامه آموزشی خودنظارتی توجه قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از آزمون هوش وکسلر برای کودکان-4 (WISC-IV، وکسلر، 2003) انجام شد. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت. نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع نتایج پژوهش حاضر بر خودنظارتی توجه به عنوان یک راهبرد و نقطه امیدوار کننده برای بهبود دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی، تمرکز دارد و می توان از آن برای رسیدگی به مشکلات شناختی (به طور خاص دقت و سرعت پردازش اطلاعات شناختی) در دانش آموزان با اختلالات یادگیری ریاضی استفاده کرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نگرانی، شرم درونی شده و عملکرد جنسی در زنان دچار اضطراب بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نگرانی، شرم درونی شده و عملکرد جنسی در زنان دچار اضطراب بارداری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دچار اضطراب بارداری و مراجعه کننده به مراکز درمانی و متخصصین مامایی شهر قم در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند که از بین آن ها ۳۰ نفر به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری آزمایش و گواه جایگزاری شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس شرم درونی شده کوک (1993، ISS)، پرسشنامه عملکرد جنسی روزن (1997، FSFI)، و مقیاس نگرانی پنسلوانیا (1990، PSWQ) بود. برای گروه آزمایش ۸ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای جلسات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد انجام شد. داده ها جمع آوری شده با استفاده تحلیل کواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون گروه آزمایش و گواه در نگرانی و شرم درونی شده و عملکرد جنسی وجود داشت (05/0p<). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نگرانی، شرم درونی شده و عملکرد جنسی در زنان دچار اضطراب بارداری موثر بوده است.
اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری شامل افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر یزد در سال 1403 بود. 226 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس انگیزش اجتماعی (SMS، فلیپس و همکاران، 2021)، پرسشنامه کفایت اجتماعی (SCQ، پرندین و همکاران، 1385)، و مقیاس احساس تنهایی (LS، دهشیری و همکاران، 1387) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار 5 عاملی مقیاس حمایت کردند. نتایج روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس انگیزش اجتماعی با کفایت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج روایی واگرا نشان داد بین مقیاس انگیزش اجتماعی با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای نمره کل و مؤلفه های آن شامل خودکارآمدی اجتماعی و انتظار پیامد، تشخیص بیان هیجانی، پیوند اجتماعی، برانگیختگی، و قدرت/رهبری به ترتیب برابر با 86/0، 94/0، 87/0، 88/0، 89/0، 82/0 بدست آمد. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار پژوهشی در مطالعات روانشناسی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به نارسایی قلبی جزیره کیش در سال 1402- 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت هدفمند 310 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی باند و همکاران (1993، DSQ-40)، وسواس مرگ عبدالخالق (1998، DOQ) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997، ACQ) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون همزمان بود. یافته ها نشان داد که وسواس مرگ و کنترل عواطف توانایی پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده را دارند و حدود 1/18 درصد از واریانس مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلابه نارسایی قلبی توسط وسواس مرگ و کنترل عواطف پیش بینی می شود (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت وسواس مرگ و کنترل عواطف در بروز مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نقش اساسی دارند.