ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۱۰۴۱.

بررسی تبیین مدل ساختاری خستگی هیجانی بر اساس جو مدرسه: نقش میانجی اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: جو مدرسه خستگی هیجانی معلمان درگیری شغلی عاطفه شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: خستگی هیجانی معلمان می تواند تاثیر منفی بر عملکرد معلمان بر جای بگذارد، بر این اساس شناسایی عوامل موثر بر خستگی هیجانی معلمان ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تببین مدل ساختاری بین جو مدرسه با خستگی هیجانی با نقش میانجی اشتباق شغلی و عاطفه شغلی است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان شهر رومشکان بود که در سال 1403-1404 در این شهر تدریس می کردند که از بین آنها تعداد 340 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه پژوهش پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و Spss در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. متغیرهای جو مدرسه (337/0-=β)، اشتیاق شغلی (234/0-=β) و عاطفه شغلی (350/0-=β) تاثیر علی مستقیمی بر خستگی هیجانی معلمان داشته اند (05/0>p)، از سویی دیگر متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی در ارتباط بین جو مدرسه با خستگی هیجانی معلمان تاثیر نقش میانجی معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که جو مدرسه به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین خستگی هیجامی معلمان دارد، همچنین بخشی از تاثیر جو مدرسه بر خستگی هیجانی معلمان به طور غیر مستقیم از طریق متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی معلمان اعمال می گردد.
۱۰۴۲.

اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تعلق به مدرسه خوش بینی تحصیلی مداخله مثبت نگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری) و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان شهر دزفول در سال 1402 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز تعلل ورز بود که در پرسشنامه تعلل ورزی سواری (1390) نمره بالاتر از 24 را کسب کرده بودند و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی مثبت نگر را طی 8 هفته در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل خوش بینی تحصیلی (شانن موران و همکاران، 2013)، انعطاف پذیری شناختی (واندروال و دنیس 2010)، تعلق به مدرسه (بری، بنتی و وات، 2004) و تعلل ورزی (سواری، 1390) بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 و سطح معناداری 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه از نظر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/001>p) و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر به عنوان یک روش کارا جهت بهبود خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه مورد استفاده قرار گیرد .
۱۰۴۳.

بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت هیجان بر رفتارهای خشونت امیز و مولفه های آن بر دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان تبریز سال تحصیلی 1403-1402

کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش آموزش مهارت های مدیریت هیجان رفتار های خشونت آمیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت هیجان بر رفتارهای خشونت امیز و مولفه های آن بر دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر تبریز انجام یافته است. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی به روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. از میان جامعه آماری پژوهش که شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 بوده است، نمونه آماری متشکل از 30 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در یک گروه آموزش مهارت های مدیریت هیجانی و یک گروه کنترل جای دهی شدند. بعد از اجرای پیش آزمون دانش آموزان به صورت تصادفی در یک گروه 10 نفری آزمایش و یک گروه 10 نفری گواه تقسیم بندی شدند گروه یک آموزش های مبتنی بر مهارت های مدیریت هیجانی مبتنی بر فرایند گراس دریافت کردند و گروه دوم هیچ گونه آموزش دریافت نمی کردند.ابزار گرداوی اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه خشم و رفتارهای خشونت امیز کودکان نیلسون و همکاران (۲۰۰۰) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره با پیش فرض های نرمال بودن توزیع نمارت از طریق آزمون شاپیرو ویلک، مفروضه همگنی شیب رگرسیون ها با استفاده از اثر متقابل گروه x پیش ازمون و ازمون لورین برای همگنی خطای واریانس متغیر وابسته در گروه ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 27spss استفاده می شود. نتایج پژوهش نشان داد. بین گروهی که تحت اموزش مهارت های مدیریت هیجان قرار گرفته بودند با گروه کنترل اختلاف معنی داری وجود نداشت.
۱۰۴۴.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب اجتماعی نگرانی سازگاری اجتماعی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
زمینه: اضطراب اجتماعی و نگرانی های مرتبط با آن، به ویژه در زنان سرپرست خانوار، می تواند تأثیر منفی بر سازگاری اجتماعی و عملکرد روزمره آنان بگذارد. درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک روش مداخله ای نوین، با ترکیب مؤلفه های شناختی-رفتاری و تمرین های ذهن آگاهی، می تواند در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی مؤثر باشد. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی اثربخشی این روش در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج از مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال، 2009) را دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، نگرانی پنسیلوانیا (مایر و میلر، 1990) و سازگاری اجتماعی (بل، 1961) استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS-27 و از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی اثربخش بود (01/0 p<). همچنین اثر مداخله پس از پیگیری دو ماهه حفظ شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۴۵.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتیاد به اینترنت شایستگی درمان شناختی رفتاری درمان مبتنی بر ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان دختر با اعتیاد به اینترنت انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر ابرکوه (استان یزد) در سال 1404 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از دو مدرسه انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی (ESCQ؛ زو و ای، 2012) و آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT؛ یانگ، 1996) استفاده شد. هر یک از گروه های درمانی طی 8 جلسه درمانی، مداخلات را به صورت گروهی دریافت کردند. از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد. نتایج نشان داد که پیش آزمون شایستگی هیجانی-اجتماعی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تغییرات معناداری در شایستگی هیجانی-اجتماعی ایجاد کردند (05/0>P)؛ ضمن اینکه مشخص شد تفاوت معناداری بین دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی وجود نداشت (05/0<P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثربخشی یکسانی بر افزایش شایستگی هیجانی-اجتماعی افراد داشته است.
۱۰۴۶.

رابطه بین سه گانه تاریک شخصیت و دلزدگی زناشویی با نقش واسطه ای تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دلزدگی زناشویی تنظیم هیجان سه گانه تاریک شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سه گانه تاریک شخصیت و دلزدگی زناشویی با نقش واسطه ای تنظیم هیجان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد متاهل شهر تهران در سال 1403 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه ای به تعداد 242 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه دلزدگی زناشویی (CBM، پاینز، 1996)، مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که ویژگی های شخصیتی سه گانه تاریک ماکیاولیسم و خودشیفتگی به صورت غیر مستقیم و از طریق ابعاد ارزیابی مجدد و سرکوبی متغیر تنظیم هیجان، قادر به پیش بینی دلزدگی زناشویی بودند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سه گانه تاریک شخصیت با توجه به نقش مهم تنظیم هیجان می تواند تبیین کننده دلزدگی زناشویی در افراد متاهل باشند و در نتیجه شناخت این مکانیسم ها می تواند در طراحی مداخلات روانشناختی برای ارتقای کیفیت روابط زناشویی مؤثر باشد.
۱۰۴۷.

شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودتنظیمی خودکارآمدی تاب آوری هوش معنوی معلمان تحلیل مضمون آموزش متوسطه دخترانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم تربیتی، روان شناسی و برنامه ریزی درسی بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و سپس طی سه مرحله کدگذاری باز، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۰۱ کد اولیه (مضامین پایه) گردید که در قالب ۳۰ مؤلفه محوری (مضامین سازمان دهنده) طبقه بندی شدند. این مؤلفه ها در نهایت در ۸ مضمون فراگیر شامل خودارزیابی، خودرهبری، خودمدیریتی، خودآموزی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظارتی (نظم دهی) و خودقضاوتی سازمان دهی شدند که به عنوان ابعاد اصلی خودتنظیمی معلمان در بافت آموزشی مورد بررسی شناخته شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که خودتنظیمی معلمان پدیده ای چندبعدی است که از تعامل مؤلفه های شناختی، هیجانی، رفتاری، انگیزشی و معنوی شکل می گیرد. درک این ابعاد می تواند مبنای طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای و سیاست گذاری های آموزشی مؤثر در راستای ارتقاء کیفیت عملکرد معلمان باشد.
۱۰۴۸.

جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان‏شناختی شرط بندی ورزش عوامل شخصی انگیزه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزه ها، تصمیم گیری ها و تأثیرات اجتماعی شرط بندی به درک عمیق تری از این پدیده کمک می کند. این پژوهش به بررسی جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی می پردازد. روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرط بندی بود. نمونه گیری به شیوه گلوله ای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرط بندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیت های شرط بندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% به دست آمد. یافته ها: جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیب های دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی،  چالش سلامتی، استراتژی های مقابله ای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی می باشد.  نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. به منظور کاهش آسیب های ناشی از این رفتار، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرط بندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروه های حمایتی می تواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرط بندی کمک کند.
۱۰۴۹.

اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر کارکرد شناختی و پریشانی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پردازش هیجانی کارکرد شناختی پریشانی روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله پردازش هیجانی بر بهبود کارکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی در بزرگسالان بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری پنج ماهه بود. شرکت کنندگان شامل ۳۰ فرد بزرگسال ساکن تهران بودند که به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای مداخله پردازش هیجانی شرکت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسش نامه نارسایی های شناختی (CFQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شدند. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی گروه بر کارکرد شناختی معنادار بود (F(1,28)=15.46, p=.001, η²=.35) و گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در عملکرد شناختی نشان داد. همچنین اثر گروه بر پریشانی روان شناختی نیز معنادار گزارش شد (F(1,28)=18.97, p<.001, η²=.40) و گروه آزمایش کاهش معناداری در سطح پریشانی تجربه کرد. آزمون بونفرونی نشان داد که تغییرات در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون در هر دو متغیر معنادار بود، ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مداخله پردازش هیجانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در بهبود عملکرد شناختی و کاهش پریشانی روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد و این اثرات تا پنج ماه پس از درمان نیز پایدار باقی می ماند.
۱۰۵۰.

اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: های اسکوپ خلاقیت مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستانی شهر تبریز بود. جامعه آماری شامل نوآموزان 4 و 5 ساله ی شهر تبریز در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 40 نوآموز بود که 20 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 20 نفر به عنوان گروه کنترل به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. در قالب طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای آزمون تورنس فرم ب تصویری و آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS) اطلاعات لازم جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی های اسکوپ طی 3 ماه و تحلیل داده ها با روش کواریانس، نتایج نشان داد که الگوی آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان موثر بوده است.
۱۰۵۱.

نقش خود راهبری در پرورش استعداد کودکان در شرایط قرنطینه

کلیدواژه‌ها: خود راهبری پرورش استعداد مسئولیت پذیری کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۹
همزمان با ظهور و پیدایش اینترنت، آموزش مجازی رشد زیادی داشته است. این شیوه فرصت آموزش در خارج از مرزهای یک کشور یا دولت را برای همگان ایجادکرده است.همچنین در زمان قرنطینه آموزش ها به سوی آموزش در فضای مجازی کشیده شده است.در کنار مزایای بسیاری که دارد نباید از مضرات آن هم غفلت کرد بنابراین پژوهش حاضر با هدف تاثیر خود راهبری در پرورش استعداد کودکان در شرایط قرنطینه انجام شده. این پژوهش به روش مروری با استفاده از پایگاه های معتبراطلاعاتی منابعی با کلید واژه های خود راهبری، پرورش استعداد، مسئولیت پذیری، کودکان برگزیده. یافته ها حاکی از آن است که خودراهبری کودکان با توجه به زمان قرنطینه و استفاده درست از فضای مجازی سبب پرورش استعدادهای شناختی بسیاری شود. اهمیت این پژوهش میتواند جلوگیری از بروز بزهکاری در کودکان و نوجوانان به علت استفاده افراطی از فضای مجازی باشد. همچنین میتوان افزود این پژوهش چشم اندازی در جهت پرورش استعدادهای شناختی و فیزیکی(ورزشی) به معلمان و مدیران مدارس بدهد.
۱۰۵۲.

اثربخشی درمان کوتاه مدت روابط موضوعی برکاهش کمال گرایی و نشانگان شخصیت خودشیفته: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان کوتاه مدت روابط موضوعی کمال گرایی شخصیت خودشیفته نشانگان خودشیفته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان کوتاه مدت روابط موضوعی در کاهش کمال گرایی در افراد دارای نشانگان شخصیت خودشیفته بود. روش: این پژوهش از نوع موردمنفرد با طرح A-B و خط پایه چندگانه و پیگیری یک ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانشجویان ۱۸ تا ۳۰ ساله ای بود که بین دی ۱۳۹۹ تا فروردین ۱۴۰۰ به کلینیک روانشناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد مراجعه کردند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و از میان ۱۷ مراجعه کننده، ۳ نفر دارای نشانگان شخصیت خودشیفته شناسایی شدند. غربالگری با استفاده از پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و مصاحبه ساختاریافته انجام گرفت. شرکت کنندگان در موقعیت های خط پایه، جلسات پنجم، دهم، شانزدهم و پیگیری به پرسشنامه های میلون و کمال گرایی پاسخ دادند. درمان کوتاه مدت روابط موضوعی طی شانزده جلسه هفتگی و فردی اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل دیداری و درصد داده های ناهمپوش (PND) نشان داد که درمان کوتاه مدت روابط موضوعی به طور مؤثری کمال گرایی و نشانگان خودشیفتگی را کاهش داده است. PND در پیگیری برای دو مراجع اول ۱۰۰٪ و برای مراجع سوم ۶۶٪ بود که بیانگر اثربخشی درمان است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد درمان کوتاه مدت روابط موضوعی می تواند رویکردی کارآمد برای کاهش ویژگی های شخصیتی ناسازگار مانند کمال گرایی و نشانگان خودشیفتگی باشد، به ویژه زمانی که این ویژگی ها به صورت همزمان مشاهده می شوند. این یافته ها کاربرد این درمان را در مداخلات بالینی تأیید می کنند.
۱۰۵۳.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبارسنجی پذیرش بدن تحلیل عاملی سرطان پستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۵۴.

بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غر زدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مربی گری روانشناختی مثبت گرا غرزدن خودکارآمدی شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه: مربی گری روان شناختی مثبت گرا نقش مهمی در بهبود عملکرد و افزایش خودکارآمدی شغلی ایفا می کند. همچنین خودکارآمدی شغلی، یکی از عوامل کلیدی در بهره وری و رضایت شغلی محسوب می شود. از سوی دیگر، غرزدن یا ابراز نارضایتی مکرر در محیط کار، می تواند جو سازمانی را تضعیف کرده و کارایی فردی و گروهی را کاهش دهد. اگرچه پژوهش های متعددی بر اهمیت مربی گری مثبت گرا در افزایش خودکارآمدی متمرکز شده اند، تأثیر این نوع مداخله بر کاهش رفتارهای منفی مانند غرزدن کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مربی گری روانشناختی مثبت گرا بر غرزدن و خودکارآمدی شغلی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان آموزش و پرورش شهرستان ایلام در سال 1402 بودند؛ که با روش نمونه گیری تصادفی ساده 40 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس غرزدن (کووالسکی، 1996)، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی (ریگز و نایت، 1994) بود و مدل مربی گری روانشناختی (وبلدینگ، 2020) در 8 جلسه 60 دقیقه ای فقط برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که بین غرزدن و خودکارآمدی شغلی در گروه آزمایشی (مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا) و گروه گواه تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده می شود (000/0 P<). همچنین نتایج آزمون انکوا در متن مانکوا نشان داد که مداخله مربی گری روانشناختی مثبت گرا در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه موجب کاهش غرزدن (000/0 >P) و افزایش خودکارآمدی شغلی (001/0 P<) در کارکنان آموزش و پرورش می شود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مدیران و سیاست گذاران آموزشی می توانند با بهره گیری از این رویکرد، محیط کاری مثبت تری ایجاد کرده و عملکرد کارکنان را بهبود بخشند. برگزاری دوره های مربی گری مثبت گرا برای کارکنان و مدیران، طراحی برنامه های آموزشی مبتنی بر رویکردهای روان شناختی مثبت گرا، و تقویت مهارت های ارتباطی و حل مسئله می تواند به کاهش تنش ها و بهبود بهره وری سازمانی منجر شود.
۱۰۵۵.

تفاوت های جنسیتی در صبر: یک مطالعه تحولی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: صبر استقامت درنگ شکیبایی رضایت متعالی شدن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تفاوت های جنسیتی در صبر و مؤلفه های آن انجام شده است. بدین منظور 967 دانش آموز دختر و پسر (317 نفر مقطع ابتدایی، 320 نفر مقطع متوسطه اول و 330 نفر مقطع متوسطه دوم) شهر شیراز و 444 دانشجو (142 پسر و 302 دختر) دانشگاه شیراز و در مجموع 1411 مشارکت کننده به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و دانش آموزان به مقیاس صبر کودک و نوجوان و دانشجویان به مقیاس صبر بزرگ سالان پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد که در سنین مختلف تفاوت معنی داری در نمره کل صبر و برخی مؤلفه های آن بین دختران و پسران وجود دارد. در مقطع ابتدایی میانگین دختران در نمره کل صبر و مؤلفه های استقامت، درنگ و رضایت بالاتر از پسران بود. در دانش آموزان مقطع متوسطه اول میانگین نمره کل صبر و مؤلفه های استقامت، درنگ و متعالی شدن در پسران بیش از دختران بود. در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم نیز میانگین نمره کل صبر و مؤلفه های استقامت و شکیبایی در پسران بیشتر از دختران بود. در دانشجویان نیز از لحاظ نمره کل صبر تفاوت معنی داری مشاهده نشد، اما در مؤلفه های متعالی شدن و درنگ میانگین نمره دختران بیشتر از پسران و در مؤلفه رضایت میانگین نمره پسران بیشتر از دختران بوده است. تلویحات نظری این پژوهش آن است که نیم رخ های متفاوتی از تفاوت های جنسیتی در صبر و مؤلفه های آن در دوره های مختلف سنی می توان مشاهده نمود.
۱۰۵۶.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر الگوی توسعه ی راهبرد خود تنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر اساس مدل انگلرت بر اختلال خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبردهای خودتنظیمی راهبردهای شناختی اختلال خواندن اختلال یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی آموزش راهبرد خود تنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر کاهش اختلال خواندن دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز توانبخشی و آموزشی اختلالات یادگیری خاص منطقه 1 شهر تهران در سال 1401 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی اقتباس از احمدیان و همکاران (1396) و راهبردهای شناختی اقتباس از بهرامی و همکاران (1390) قرار گرفتند. از پرسشنامه اختلالات یادگیری ویلکات و همکاران (2011) و آزمون اختلال خواندن و نارساخوانیِ نما کرمی نوری و همکاران (1387) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس آمیخته با نرم افزار SPSS نسخه 28 استفاده شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش اختلال خواندن داشته است (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی اثربخشی بیشتری بر کاهش اختلال خواندن دارد (05/0>P). بر اساس نتایج آموزش راهبردهای خودتنظیمی و شناختی می توانند به عنوان شیوه های آموزشی مناسب برای کاهش اختلال خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری در مراکز اختلالات یادگیری با همکاری سازمان آموزش و پرورش می تواند به کار برده شوند.
۱۰۵۷.

واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان دختر متوسطه دوم موفق به تصمیم گیری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته دانش آموزان تصمیم گیری شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۷
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی می باشد. روش: روش پژوهش کمی _کیفی است. در بخش کمی، از پرسشنامه تصمیم گیری شغلی بتزو تایلور(۱۹۸۳) برای شناسایی دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی و در بخش کیفی(نظریه زمینه ای)، از مصاحبه عمیق برای بررسی تجربیات دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی، استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر در پایه یازدهم و دوازدهم در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۲ در شهر کرمانشاه است و شیوه ی نمونه گیری در مرحله کمی با هدف شناسایی دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی به صورت خوشه ای تصادفی انجام شد، که ۲۰۰ دانش آموز پرسشنامه تصمیم گیری شغلی را تکمیل کردند. در مرحله دوم نمرات دانش آموزان محاسبه و کسانی که نمره بالاتر از یک انحراف معیار کسب کردند به عنوان دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی شناسایی شدند، و با ۱۵ نفر از آنها مصاحبه عمیق به عمل آمد که در دو مصاحبه آخر اطلاعات جدیدی به دست نیامد و داده ها به اشباع رسید. یافته ها: پس از بررسی و کد گذاری داده های هر گروه در سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی در مجموع ۴۲ مفهوم در رابطه با تجربیات دانش آموزان موفق در تصمیم گیری شغلی به دست آمد که در قالب ۱۰ کد محوری دسته بندی شدند و در نهایت در ۳ کد انتخابی: خودشناسی، عوامل محیطی و شغل شناسی طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت شناخت دانش آموز از خود، شغلی که در نظر دارد و محیطی که در آن قرار دارد، در تصمیم گیری شغلی او نقش بسزا و تاثیر گذاری دارند.
۱۰۵۸.

شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر مبنای کارکردهای دین داری مبتنی بر الگوی پارادایمی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: پیشرفت تحصیلی دین داری کارکردهای دین داری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
تحقیق حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بر مبنای کارکردهای دین داری انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و برحسب نوع داده، کیفی از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل صاحب نظران دانشگاهی و حوزوی است که به روش هدفمند گلوله برفی10 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته مشتمل بر 8 سؤال بود که با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شد. ضریب پایایی بین کدگذاری های انجام شده 72 درصد و پایایی حاصل از دو کدگذار 68 درصد بود. نتایج حاصل از تحلیل سؤالات مصاحبه، 100 شاخص (گویه)، 6 بعد اصلی و 24 مؤلفه فرعی را شناسایی نمود: جهان بینی (مبانی اعتقادی، مبانی فطری، مبانی کرامتی، مبانی عقلی)، یادگیری (کارکرد، جهت گیری، مهارت)، الزامات یادگیری (محیط خانواده، باورهای فرهنگی، مناسک دینی، نقش معلمان، مناسب سازی محیط آموزشی)، مشکلات یادگیری (بی توجهی به رشد شناختی دانش آموزان، ارائه حجم زیادی از مطالب، استفاده از مربیان غیرمتخصص وکارناآزموده، انحرافات اجتماعی)، استفاده از روش تدریس (تأکید بر روش یادآوری، تأکید بر آموزش تدریجی، تأکید بر آموزش مستمر، تأکید بر روش آگاهی بخشی، تأکید بر روش قصه گویی)، تربیت (رشد اخلاقی، رشد تفکری، رشد آموزشی). با توجه به نتایج می توان نتیجه گیری نمود که الگوی نقش و کارکردهای دین داری دارای ابعاد متعدد بوده و به منظور به کارگیری الگوی دین داری در پیشرفت تحصیلی تمامی این ابعاد و مؤلفه ها نیازمند مداخله می باشد.
۱۰۵۹.

طرح زوج درمانی مبتنی بر الگوی خودنظم دهی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمانی خودنظم دهی عقل رویکرد اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: خودنظم دهی به نحوه اِعمال کنترل بر پاسخ های خود در جهت تعقیب اهداف و برآورده ساختن معیارها اشاره دارد. در نظریه شناختی اجتماعی بندورا (1991)، خودنظم دهی از طریق سه خرده کنش اصلی عمل می کند؛ این کنش ها عبارت اند از: خودنظارت گری بر رفتار فرد، عوامل مؤثر و نتایج آن؛ خودقضاوتی در مورد نسبت رفتارهای خود با معیارهای شخصی و شرایط محیطی و خودواکنشی عاطفی. کارور و شیر (2004) فرایند خودنظم دهی را در قالب نظریه کنترل سایبرنتیک به جامعه روان شناسی ارائه کردند. در قلمرو روان شناسی دین، محققان تلاش کرده اند که خودنظم دهی دینی را با بررسی تأثیرات دین بر فرایندهای خودنظم دهی نشان دهند. بررسی منابع اسلامی در قلمرو «تنظیم رفتار» نشان می دهد که منبع محوریِ فرایند تنظیم رفتار «عقل» است. پژوهش جهانگیرزاده و همکاران (1399) نشان داد که عقل دارای بیست مؤلفه است که در چهار ساحت شناختی، انگیزشی، هیجانی و اجرایی قابل سازمان دهی است. تبیین آسیب های روانی براساس مشکلات خودنظم دهی و تنظیم مداخلات درمانی بنابر صلاحیت های خودنظم دهی، محور پژوهش های مختلف بوده است. در همین راستا زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی نخستین بار توسط هالفورد، ساندرز و بهرنس (2004) برای کمک به بهبود رابطه زوجین مطرح شد. با توجه به اهمیت سازه خودنظم دهی در تحقیقات روان شناختی دهه های اخیر، تأثیر دینداری بر فرایند خودنظم دهی و ورود سازه خودنظم دهی در حیطه مداخلات بالینی، محقق درصدد برآمده است براساس الگوی خودنظم دهی مبتنی بر روابط میان مؤلفه های عقل در منابع اسلامی و با الهام از مدل زوج درمانی هالفورد، یک برنامه زوج درمانی را با هدف تأثیر بر شاخص های کیفیت رابطه زناشویی طراحی کند. روش: در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. تحلیل محتوا دربرگیرنده تحلیل درون مایه یک متن حاوی باورها، دیدگاه ها و احساسات گوینده آن می باشد و کمک می کند تا مفاهیم، اصول، نگرش ها و کلیه عناصر مطرح شده در چارچوب آن متن بررسی شود. جامعه پژوهش حاضر شامل مفاد آیات و روایات در منابع معتبر دینی براساس طبقه بندی طباطبایی (1393) می باشد. نمونه پژوهش شامل روایاتی است که درباره مفهوم «عقل» به فرایندهای خودنظم دهی اشاره دارد که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. پس از غربال روایات تکراری و مشابه، روابط میان مؤلفه ها از راه فرایند کدگذاری و در قالب مدل خودنظم دهی استخراج شد. سپس در چارچوب این مدل و با الهام از ساختار زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی (هالفورد، 1994)، طرح «زوج درمانی مبتنی بر خودنظم دهی با رویکرد اسلامی» برای ارتقای فرایندهای سازگارانه و افزایش رضایت زناشویی تدوین گردید. درنهایت روایی طرح زوج درمانی در محورهای ساختار، اهداف و تکنیک ها از سوی پنج کارشناس دارای تحصیلات عالیه در روان شناسی و علوم حوزوی ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی خودنظم دهی اسلامی دربردارنده شش روند پویای مواجهه با موقعیت، تحلیل موقعیت با تمرکز بر نقش خود بر مبنای باورها و ارزش های اسلامی، فعال سازی انگیزش های فطری متعالی، انگیختگی عاطفی، تدبیر عملی، هدایت توجه، صورت بندی عمل، و ارزیابی پسینی است. در این رویکرد، نخست، اطلاعات کافی از وضعیت خانواده جمع آوری می شود. سپس، وضعیت موجود براساس نقش خود در موقعیت مورد وارسی قرار می گیرد. این وضعیت با حقایق اساسی و معیارهای اخلاقی در اندیشه اسلامی سنجیده می شود. در ادامه، وضعیت های مطلوب خود تعریف شده و هدف گذاری معطوف به خود براساس وضعیت ایده آل در دو سطح عمل و قصد صورت می پذیرد؛ برای مثال، در سطح قصد، وضعیت ایده آل توجه به خواست الهی و رستگاری نهایی و اقتضای عملکرد اخلاقی؛ در نقطه مقابل توجه به خواسته نفس و نتایج دنیوی قرار دارد. سپس طرح های عملی خودتغییری برای تحقق وضعیت، با استفاده از سازوکارهای رایج در روندرمانی های مبتنی بر خودنظم دهی  یا روش های مطرح شده در آموزه های دینی طراحی می شود. درگیرکردن هوشیاری با امور معنوی، تصویرپردازی های دینی، مطالعه متون مقدس و اخلاقی، تعدیل شناختی از راه تفسیرهای دینی، نمونه ای از روش هایی است که می تواند فرایند خودنظم دهی را براساس آموزه های دینی غنا بخشد. در آخرین مرحله، تأثیر روش های خودتغییری ارزیابی می شود. این ارزیابی می تواند به تغییراتی در نحوه فعال سازی الگوهای رفتاری، طرح های اجرایی و حتی اهداف تعیین شده بینجامد. در نهایت، روایی ساختار، اهداف و تکنیک های درمانی از سوی کارشناسان ارزیابی و براساس شاخص های CVI و CVR تأیید شد. بحث و نتیجه گیری: شباهت های مدل فرایند سایبرنتیک خودنظم دهی (کارور و شیر، 2011) و مدل فرایندی تنظیم هیجان (گراس و تامپسون، 2007) با الگوی خودنظم دهی در منابع اسلامی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: تأکید بر بعد عقلانی انسان؛ تأکید بر نقش خودآگاهی و خودنظارتی؛ تأکید بر نقش اهداف و ارزش ها در فرایند تنظیم؛ تأکید بر فرایندهای پیشاعمل یا «فرایندهای تدبیری»؛ تأکید بر فرایندهای پساعمل یا «تجربه اندوزی». ویژگی های الگوی اسلامی را نیز می توان در موارد زیر خلاصه کرد:  ورود باورها و انگیزش های متعالی در هدایت فرایند خودنظم دهی؛ گسترش مفهوم عقلانیت به عقلانیت دینی؛  هدایت فرایند تفکر به کاستی های انسان در مسیر سعادت؛ ورود مفاهیم دینی خاص به فرایند خودتنظیمی، همچون تسلط بر نفس، مخالفت با هواهای نفسانی و قصد قربت. هدف کلی درمان در رویکرد اسلامی، تنظیم فرایندهای روانی براساس معیارهای دینی است؛ اهداف جزئی درمان نیز گسترش تفکر منطقی، خداباورانه، معادباورانه و فضیلت اندیش؛ اعتلای انگیزش های معنوی و اخلاقی؛ تحول احساسات ابتدائی و انفعالی به احساسات متعالی و ارتقای توان خودنظم دهی و مهارت های اجرایی در روابط همسران می باشد. برنامه زوج درمانی مبتنی بر رویکرداسلامی با حفظ ساختار زوج درمانی خودنظم دهی (هالفورد، 2004)، فرایندهای شناختی اجرایی را در راستای ارزش های مبتنی بر آموزه های اسلامی هدایت می کند و در این راستا از تکنیک های برآمده از متون دینی نیز استفاده می نماید. این الگوی زوج درمانی با برجسته ساختن جایگاه خودتغییری، مسئولیت شخصی و آزادی عمل افراد در تنظیم کنش های روانی و نیز افزودن عناصر معنوی و اخلاقی در سطح ملاک های ارزیابی، هدف گذاری و تکنیک های مداخله، به درمان های وجودگرا یا معنوی از نوع دینی آن نزدیک می شود. تقدیر و تشکر: از جناب آقای دکتر فتحی آشتیانی و سرکار خانم دکتر فرشته موتابی که در تدوین مبانی نظری و تنظیم طرح مداخله، نویسنده را یاری کردند، سپاسگزارم. تعارض منافع: بدین وسیله اعلام می گردد که در رابطه با مقاله ارائه شده به طورکامل از قواعد اخلاق نشر تبعیت کرده و از هرگونه سرقت ادبی، سوءرفتار، جعل داده ها و ارسال و انتشار دوگانه پرهیز نموده ام و منافعی تجاری در این راستا وجود ندارد و در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت ننموده ام.
۱۰۶۰.

اثر برداشت مثبت یا منفی بر ارزیابی درد توسط پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزیابی درد برداشت مثبت و منفی پرستاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: ارزیابی درد بیمار ممکن است تاثیر قابل توجهی بر سطح مراقبتی داشته باشد که بیمار دریافت می کند. بسیاری از مطالعات نشان داده اند که عوامل زمینه ای ممکن است بر تخمین درد ناظر تأثیر بگذارد؛ ازجمله مشخص شده است که چگونگی برداشت مثبت یا منفی درباره فرد دردمند ممکن است موجب ارزیابی بیشتر یا کمتر درد در آنان شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر برداشت مثبت و منفی درباره فرد دردمند بر ارزیابی درد آنها در پرستاران و افراد عادی است. روش: 60 فرد پرستار و عادی زن و مرد (هرگروه 30 نفر) روایت هایی را درباره چهار شخصیت مثبت و چهار شخصیت منفی (مرد و زن) همراه با نام و عکس آنها شنیدند. سپس ویدیوهای از چهره دردمند همان افراد در چهار سطح (خنثی، خفیف، متوسط، شدید) مشاهده کردند. از آنان خواسته شد تا میزان درد هر کدام را از 1 تا 100 ارزیابی نمایند. داده های دو گروه با کمک نرم افزار SPSS-21 مقایسه شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر (4×2) در دو گروه مشخص نمود که اولاً افراد عادی، درد شخصیت های مثبت را بیش از شخصیت های منفی ارزیابی نموده بودند؛ درحالی که ارزش گذاری مثبت یا منفی در پرستاران تفاوتی ایجاد نکرده بود. دوماً پرستاران درمجموع سطح درد کمتری را گزارش کرده بودند. نتیجه گیری: این نتایج در کنار تاکید بر اهمیت برداشت ناظران عادی از فرد دردمند، همچنین مشخص نمود که تجربه و دانش حرفه ای پرستاران در زمینه های درمانی، اثر سوگیری برداشت را در آنان کاهش داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان