ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۹۶۱.

چالش های مشاوران مدرسه جدیدالاستخدام در راهبری هدایت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش مشاوران جدیدالاستخدام هدایت تحصیلی مطالعه کیفی تجارب زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۲
در نظام آموزشی ایران، هدایت تحصیلی دانش آموزان جهت افزایش آمادگی تحصیلی/شغلی و همچنین دست یابی به موفقیت در مدرسه و پسامدرسه، از جمله وظایف مشاوران مدارس است. این مطالعه با هدف بررسی چالش های مشاوران مدرسه جدیدالاستخدام در راهبری هدایت تحصیلی دانش آموزان، به روش کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شده است. در این مطالعه هشت نفر از مشاوران مدارس با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، بر اساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده پنج مضمون اصلی به دست آمد که عبارتند از: چالش های مرتبط با برنامه هدایت تحصیلی، مشکلات دانش آموزان در انجام موفق هدایت تحصیلی، عدم آماده سازی مشاوران قبل از اشتغال در مدرسه، موانع عملکرد حرفه ای مشاور حین اشتغال در مدرسه و چالش های هویت حرفه ای مشاوران. شناخت و بررسی چالش های مشاوران تازه کار پیرامون برنامه هدایت تحصیلی، به تأثیرگذاری بیشتر آنها و همکاری هر چه بیشتر با معلمان، مدیران و خانواده ها در جهت بالابردن سطوح رشدی دانش آموزان خواهد انجامید. نتیجه ی این بررسی ها در حوزه های رشد تحصیلی، شغلی و شخصی/اجتماعی دانش آموزان به طور موفقیت آمیزی نمایان خواهد شد.
۹۶۲.

اثربخشی آموزش ویژه هدایت تحصیلی-شغلی بر دانش و مهارت مشاوران مدارس متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش متوسطه اول مهارت مشاور مدرسه هدایت تحصیلی-شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۶
هدایت تحصیلی-شغلی در دوره متوسطه اول، زیر نظر مشاور مدرسه رقم می خورد و میزان آگاهی و مهارت مشاوران در اجرای صحیح این فرایند و سرنوشت دانش آموزان تعیین کننده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش هدایت تحصیلی_شغلی بر دانش و مهارت مشاوران مدارس متوسطه اول صورت پذیرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مشاوران مدارس متوسطه اول شاغل در سال تحصیلی1401-1400 مناطق 21گانه شهرستان های استان تهران بودند که تعداد30 نفر بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پیش از هرگونه مداخله پیش آزمون گرفته شد و سپس گروه آزمایش 8 جلسه مداخله آموزش هدایت تحصیلی-شغلی را دریافت نمودند و درپایان از هردو گروه پس آزمون اخذ شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته سنجش دانش و مهارت مشاوران در زمینه هدایت تحصیلی بودکه با توجه به عدم وجود پرسشنامه مناسب این پژوهش، طراحی شده و پس ازکسب اطمینان از روایی و پایایی، توزیع شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل کوواریانس بوده و یافته های پژوهش حاکی از این بود که آموزش ویژه هدایت تحصیلی-شغلی، بطور معناداری باعث بهبود دانش و مهارت مشاوران مدارس متوسطه اول شهرستانهای استان تهران شده است. لذا می توان نتیجه گرفت که آموزش ویژه هدایت تحصیلی-شغلی ارائه شده در این پژوهش می تواند بر بهبود دانش و مهارت مشاوران اثربخش واقع شود و مورد استفاده متولیان تربیت مشاور مدرسه در نظام آموزش عالی و نظام آموزش و پرورش ایران قرار گیرد.
۹۶۳.

روند ساختار فکری مطالعات تربیت جنسی بر اساس مقالات نمایه شده در Web of Science(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تربیت جنسی بیبلومتریک پایگاه کتاب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش سعی دارد با استفاده از فنون تحلیل هم رخدادی واژگان، نقشه دانش در پژوهش های منتشرشده در پایگاه Web of Science در حوزه تربیت جنسی را با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و دیداری سازی علمی موردمطالعه قرار دهد. در یک مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد 1556 منابع علمی موضوع تربیت جنسی از پایگاه Web of Science به صورت جستجوی عنوانی، مورد تحلیل بیبلومتریک قرار گرفت. تحلیل داده ها توسط امکانات این پایگاه و همچنین نرم افزار VOS viewer که یک نرم افزار تحلیل شبکه اجتماعی است صورت گرفت. یافته ها: منابع بازیابی شده تولیدات علمی سال های 1909 تا 2021 را پوشش داد. نتایج مطالعه نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تربیت جنسی در ده سال اخیر بود. بیشترین تعداد مقالات در سال 2019، 190 مقاله بود. بیشترین انتشارات این حوزه به صورت مقاله پژوهشی اصیل (661/62 %) و از کشورهای آمریکا (368/38 %) بود. مدارک موردمطالعه نشان داد، مفاهیمی از قبیل: تحقیقات آموزشی، بهداشت شغلی محیط عمومی، روانشناسی ازجمله پرکاربردترین زمینه ها در حوزه ی تحقیقات تربیت جنسی در سطح بین المللی به شمار می روند. ترسیم شبکه هم تألیفی مجلات در موضوع تربیت جنسی در 6 خوشه و با تعداد 393 تألیف مشترک نمایش داده شد. واژه های کلیدی از پیشگیری از بارداری و بیماری های مقاربتی به سمت هویت یابی جنسی و سپس پیشگیری از آسیب های روانی متحول شدند. ازآنجاکه مبحث تربیت جنسی به طور گسترده در کشورهای دنیا و ایران موردتوجه قرارگرفته؛ به نظر ضروری می رسد برای ارائه برنامه های آموزشی مرتبط جهت آموزش مباحث جنسی به دانش آموزان متناسب با سطح آن ها در راستای آشنایی آن ها با این مباحث اندیشیده شود.
۹۶۴.

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتباریابی بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز نظریه کاین مجذوبیت تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. نمونه آماری به منظور اعتباریابی بسته آموزشی تولید شده شامل 15 نفر از صاحب نظرانی بود که در موضوع یادگیری سازگار با مغز دارای تخصص بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. نمونه آماری در بخش کمی 4۰ نفر از دانش آموزان دوره مقطع ابتدایی منطقه 2 تهران بود که با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مجذوبیّت تحصیلی (ریو،2013) بود. این پرسش نامه پیش و پس از اجرای بسته آموزشی، از دو گروه آزمایش و کنترل به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 3 ماه گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری در بخش کمّی، با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که که بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از روایی مناسبی برخوردار است. در بخش کمّی، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین مجذوبیّت تحصیلی گروه دریافت کننده آموزش یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از دانش آموزان در گروه کنترل بیشتر بود (001/0sig = ). تأثیر این مداخله آموزشی پس از گذشت سه ماه نیز پایدار بود. بنابراین بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مؤثّر بود.این بسته آموزشی می تواند ابزار مؤثّر و کاربردی در راستای ایجاد یادگیری معنی دار و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر باشد.
۹۶۵.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر روش تدریس معکوس و آموزش مبتنی بر روش تدریس مشارکتی بر میزان یادگیری خودراهبر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش آموزان یادگیری خودراهبر یادگیری مشارکتی یادگیری معکوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
با توجه به تغییر شیوه های آموزش از معلم محوری به دانش آموز محوری، و وجود خلا در الگوهای آموزش دانش آموز محور، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی برروش تدریس معکوس و روش تدریس مشارکتی بر یادگیری خودراهبر در درس شیمی یک دانش آموزان دختر  پایه دهم (دوره دوم متوسطه) انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش، شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه (پایه ی دهم) یک منطقه از شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲ – ۱۴۰۱ بود که تعداد آنها 600 نفر بود. حجم نمونه بر اساس جدول کوهن برآورد گردید. با روش نمونه گیری در دسترس 90 نفر از دانش آموز دختر پایه دهم  بر اساس معیارهای ورود انتخاب و به روش تصادفی ساده در سه گروه مساوی آزمایش و گواه قرار گرفتند (هر گروه 30 نفر). دانش آموزان گروه آزمایش اول تحت آموزش یادگیری به شیوه معکوس در 8 جلسه 75 دقیقه ای و دانش آموزان گروه آزمایش دوم تحت آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی در 8 جلسه 75 دقیقه ای قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و آزمون  تعقیبی بونفرونی انجام شد. نتایج نشان دهنده این بود که بین اثربخشی آموزش مبتنی برروش تدریس معکوس و روش تدریس مشارکتی بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد (0/01≥P ) و اثر گذاری آموزش مبتنی بر یادگیری معکوس نسبت به آموزش مبتنی بر یادگیری مشارکتی بر میزان یادگیری خودراهبر در دانش آموزان در درس شیمی یک بیشتر بوده است. بنابراین، برای بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می توان با برنامه ریزی ها و به کارگیری تدابیر وبرگزاری کلاس های آموزشی  به شیوه یادگیری معکوس و مشارکتی میزان یادگیری خودراهبر را در آنها تقویت نمود.
۹۶۶.

مدل علی کیفیت زندگی بر اساس حس انسجام با نقش واسطه ای اضطراب درد در بیماران سرطانی

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی حس انسجام درد اضطراب بیماران نئوپلاسم ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه: سرطان یکی از شایع ترین بیماری های مزمن چند دهه اخیر است که بر جنبه های مختلف زندگی فرد مبتلا و خانواده او اثرات مخربی می گذارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی مدل علی کیفیت زندگی بر اساس حس انسجام با نقش واسطه ای اضطراب درد در بیماران سرطانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی-بنیادی و توصیفی (معادلات ساختاری) است. جامعه آماری شامل بیماران سرطانی مراجعه کننده به کلینیک های درمان سرطان شهر سنندج در پاییز ۱۴۰۲ بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و تعداد نمونه با استفاده از نرم افزار GPOWER و با در نظر گرفتن آلفای ۰.۰۵ و توان آزمون ۰.۹۰، ۱۸۶ نفر تعیین گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی، اضطراب درد و حس انسجام بود. داده ها با نرم افزار AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد حس انسجام تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت زندگی دارد (β= +0.218, p≤0.001). اضطراب درد تأثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد (β= -0.414, p≤0.001). اثر حس انسجام بر اضطراب درد منفی بود (β= - 0/343785, p≤0/001)؛ و همچنین نقش واسطه ای اضطراب درد در رابطه بین حس انسجام و کیفیت زندگی معنادار بود (β= -0.180, p≤0.001). معیار نیکویی برازش مدل برابر با 0.223 بوده که برازش متوسط مدل تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد حس انسجام می تواند با کاهش اضطراب درد، کیفیت زندگی بیماران سرطانی را بهبود بخشد. مداخلات درمانی باید بر تقویت حس انسجام و کاهش اضطراب درد متمرکز شوند تا کیفیت زندگی این بیماران ارتقا یابد.
۹۶۷.

اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر تاب آوری، ذهن آگاهی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مواجهه درمانی روایتی تاب آوری کیفیت زندگی ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: مواجهه درمانی روایتی یک درمان متمرکز بر ضربه-حافظه است. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی متغیرها بررسی شده است ولی در مورد اثربخشی آن بر تاب آوری، کیفیت زندگی و ذهن آگاهی افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر تاب آوری، کیفیت زندگی و ذهن آگاهی افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (۱۸ تا ۶۰ سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR، در شهر قزوین در سال ۱۴۰۱ بود؛ که از بین آن ها ۱۶ نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت (SCIP) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲)، مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، ۲۰۰۳)، کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۶) و پنج عاملی ذهن آگاهی (بائر و همکاران، ۲۰۰۶) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. درمان به صورت ۵ جلسه ۹۰ دقیقه ای فردی برای هریک از افراد گروه آزمایش ارائه شد و داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری تاب آوری (637/2- t=، 033/0 =P)، کیفیت زندگی (608/4- t=، 001/0 =P) و ذهن آگاهی (306/8- t=، 001/0 =P) را در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت افزایش داده است. نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، به منظور افزایش تاب آوری، کیفیت زندگی و ذهن آگاهی بیماران پیشنهاد نمود
۹۶۸.

اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش اخلاقی فریب کاری تحصیلی رفتارهای مدنی-تحصیلی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: امروزه انجام مداخله باهدف افزایش رفتارهای اخلاقی و مدنی-تحصیلی و کاهش رفتارهای فریبکارانه تحصیلی مهم و ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیردولتی رجایی شهر کرج در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش هوش اخلاقی بوربا قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های فریب کاری تحصیلی فارنسه و همکاران (2011) و رفتارهای مدنی-تحصیلی گل پرور (1389) ابزار پژوهش حاضر بودند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی (01/31 =F) و رفتارهای مدنی-تحصیلی (86/11 =F) دختران نوجوان اثربخش بود (05/0 >P). اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان در دوره پیگیری نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود در راستای کاهش رفتارهای فریبکارانه و بهبود و گسترش رفتارهای اخلاقی در مدارس، از آموزش های مبتنی بر هوش اخلاقی توسط مشاوران مدارس استفاده گردد.
۹۶۹.

اثربخشی رفتار درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر حساسیت اضطرابی و الکسی تایمیا در زنان مبتلا به اختلال پوست کنی و مو کنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال پوست کنی و موکنی الکسی تایمیا رفتار درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد حساسیت اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در زنان دارای اختلالات کندن پوست و مو در شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران، 30 نفر که بر اساس ملاک های پژوهش به اختلال کندن پوست و مو مبتلا بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در طی 8 جلسه تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های مشخصات دموگرافیک، حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا بود که در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه تکمیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که میانگین نمرات حساسیت اضطرابی و آلکسی تایمیا در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری کاهش یافته است (p<0.05). این یافته ها حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش مؤلفه های هیجانی و شناختی در زنان مبتلا به اختلالات کندن پوست و مو است و بر کارآمدی این رویکرد در بهبود مشکلات همراه با این اختلالات تأکید دارد.
۹۷۰.

رابطه فابینگ و سلامت روان دانشجویان: نقش واسطه ای خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکنترلی دانشجویان فابینگ سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
پدیده نوظهور فابینگ و ارتباط آن با سلامت روان اخیرا نگرانی هایی را ایجاد نموده که به دلیل عدم غنای مطالعاتی درباره نوع این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین فابینگ و سلامت روان در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعه بنیادی و از نوع روش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی ۱۴۰۰۰ دانشجوی دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از بین جامعه مذکور ۲۵۵ نفر (۱۵۱ زن و ۱۰۴ مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه عمومی فابینگ (چوتپیتایاسونوند و داگلاس، ۲۰۱۸)، پرسش نامه خودکنترلی (تانجی، بون و بامیستر، ۲۰۰۴) و پرسش نامه سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و شیوه مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 27 و JASP 0.18.3.0 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از رابطه منفی و معنادار بین فابینگ و خودکنترلی بود.همچنین بین خودکنترلی و سلامت روان نیز رابطه مثبت و معناداری وجود داشت . به علاوه، بین فابینگ و سلامت روان نیز رابطه منفی و معناداری یافت شد. در پژوهش حاضر رابطه غیرمستقیم فابینگ و سلامت روان ازطریق خودکنترلی معنادار بود. براساس نتایج، تمرکز بر افزایش آگاهی دانشجویان درباره تأثیرات منفی و زیان بخش این پدیده نوظهور و کوشش روان درمانگران و مشاوران در این حیطه بسیار حائز اهمیت است.
۹۷۱.

نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی هیجانی - اجتماعی جوعاطفی خانواده خودتنظیمی هیجانی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر خرم آباد در سال1403 -1402 بود. در این مطالعه 340 دانش آموزن دختر (143 نفر) و پسر (197 نفر) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس خودتنظیمی هیجانی (هافمن و کاشدن،2010)، ، مقیاس جو عاطفی خانواده (هیل برن، 1964) و مقیاس شایستگی هیجانی- اجتماعی ژو و ای، 2012 انجام شد. به منظور آزمون روابط ساختاری در مدل مفروض، از روش آماری مدل یابی معادله ساختاری،  نرم افزار آماری24-SPSS  و 24-AMOS  استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد اثرات مستقیم جوعاطفی خانواده بر شایستگی هیجانی- اجتماعی، جوعاطفی خانواده بر خودتنظیمی هیجانی و خودتنظیمی هیجانی بر شایستگی هیجانی- اجتماعی معنادار بود (۰۵/۰p<)، همچنین نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین جوعاطفی خانواده و شایستگی هیجانی- اجتماعی نقش میانجی دارد (۰۵/۰p<). یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات کاربردی برای مداخله های آموزشی و مشاوره ای برای دانش آموزان و خانواده ها با هدف ارتقای شایستگی هیجانی- اجتماعی دانش آموزان بر اساس تقویت جوعاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی است تا دانش آموزان بتوانند به شیوه کارآمد و سازگارانه با محیط اجتماعی و مدرسه سازگاری مطلوبی را کسب نمایند.
۹۷۲.

Exploring the Role of Humor as a Coping Component in Marital Satisfaction(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Humor Coping Strategies Marital satisfaction Intimacy Communication Resilience Qualitative Research

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
Objective: This study aimed to explore how humor functions as a coping mechanism that contributes to marital satisfaction among couples in Slovenia. Methods and Materials: A qualitative design was employed, relying on semi-structured interviews to capture couples’ lived experiences of humor in marriage. Twenty-four participants (12 couples) from Slovenia, married for at least three years, were recruited using purposive sampling. Interviews were conducted until theoretical saturation was achieved, with each session lasting between 60 and 90 minutes. Data were transcribed verbatim and analyzed thematically using NVivo 14 software. Trustworthiness was enhanced through peer debriefing, member checking, and triangulation with field notes. Findings: Four major themes emerged from the data: (1) Humor as an Emotional Buffer, where couples described humor as a strategy for stress relief, emotional recovery, and conflict de-escalation; (2) Humor and Intimacy, highlighting the role of shared jokes, playful teasing, and affectionate humor in strengthening closeness and trust; (3) Humor as a Communication Strategy, with participants explaining how humor allowed them to soften criticism, indirectly express sensitive issues, and repair conflicts; and (4) Humor and Marital Resilience, where humor facilitated coping with external stressors, fostered perspective-taking, and sustained hope during challenges such as illness or financial strain. Couples reported that affiliative and self-enhancing humor styles were most beneficial, while aggressive humor could undermine satisfaction. Humor was also noted as increasingly expressed through digital interactions, including memes and messaging. Conclusion: The findings suggest that humor is a multidimensional coping resource in marriage, functioning simultaneously as an emotional, relational, communicative, and resilience-enhancing tool. While humor generally promotes marital satisfaction, its effects depend on style and context. These insights highlight the importance of constructive humor in maintaining healthy, satisfying, and enduring marital relationships.
۹۷۳.

Effectiveness of a Mindfulness-Based Acceptance Training Package on the Attitude of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: mindfulness-based acceptance training package attitude Autism Spectrum Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of a mindfulness-based acceptance training package on the attitude of mothers of children with ASD. Methods: This quasi-experimental study used a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population consisted of mothers of children with ASD attending the Special Children’s Clinic at Shahid Beheshti University in Tehran. Using convenient sampling, 30 mothers were selected. These mothers were randomly assigned to either the experimental group or the control group, with 15 participants in each group. The experimental group received the 12-session, 120-minute mindfulness-based acceptance training package, while no intervention was applied to the control group. Both groups completed the Parent Attitude Toward Special Needs Children Scale (Gonder, 2002) before and after the intervention. Data analysis was conducted using the covariance matrix analysis method in SPSS version 27. Findings: The results showed that there was a significant difference between the experimental group, which received the mindfulness-based acceptance training package, and the control group in terms of overall attitude (p < 0.001). The effect of the intervention was also stable at the follow-up stage (p < 0.001). Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that a mindfulness-based acceptance training package can foster a positive attitude in mothers of children with ASD. Therefore, this training package can be utilized to promote a positive attitude among mothers of children with ASD.
۹۷۴.

Modeling Marital Satisfaction and Parental Problem-Solving on Children's Mental Health with the Mediating Role of Parental Emotional Support(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: emotional support Marital satisfaction mental health Parental Problem-Solving

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۵
Objective: The present study aimed to model marital satisfaction and parental problem-solving on children's mental health with the mediating role of parental emotional support. Methods: The research method was descriptive-correlational and of the structural equation modeling type. The study population included all adolescent girls aged 15 to 18 years along with their parents residing in Tehran in 2024, from whom 258 adolescents and their parents were selected as the sample through convenience sampling. Data collection instruments included the Marital Satisfaction Questionnaire (EMSS, ENRICH, 1987) and the Problem-Solving Styles Questionnaire (PSS, Cassidy & Long, 1996) for parents, and the Emotional Atmosphere Questionnaire (FEA, Hilburn, 1964) and the General Health Questionnaire (GHQ, Goldberg, 1979) for adolescents. Parents responded to the Marital Satisfaction and Problem-Solving Styles Questionnaires, while adolescents responded to the Emotional Atmosphere and Mental Health Questionnaires. Findings: The results showed that the proposed model had a good fit. Findings also indicated that the direct path of marital satisfaction, parental problem-solving, and parental emotional support to children's mental health was significant (P < 0.05), and the indirect path of marital satisfaction and parental problem-solving to children's mental health through parental emotional support was also significant (P < 0.05). Conclusion: These findings suggest that marital satisfaction and parental problem-solving can affect children's mental health through parental emotional support.
۹۷۵.

اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی واکنش پذیری به استرس تبعیت از درمان زخم پای دیابتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: دیابت یک بیماری کشنده و خاموش است که سالانه باعث مرگ میلیون ها تن در جهان می شود این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان انجام شد. روش: تحقیق حاضر نیمه آزمایشی و به شیوه پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع دو در انجمن دیابت شهر گرگان در سال 1402 تشکیل دادند و 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و معیار زخم واگنر بود. گروه آزمایش درمان ذهن آگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کرد، اما گروه گواه تا پایان پژوهش هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکردند. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: درمان ذهن آگاهی منجر به کاهش واکنش پذیری به استرس، افزایش تبعیت از درمان و تسریع ترمیم زخم در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 می شود. لذا می توان از این مدل درمانی به عنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض دیابت نوع 2 استفاده نمود.
۹۷۶.

بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استرس ادراک شده پرستاران تاب آوری شفقت به خود ناگویی هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
۹۷۷.

اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی - حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمادگی کاری حرفه ای روان شناختی فنی مهارت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های روان شناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان دختر فنی-حرفه ای بود. این پژوهش کاربردی به روش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر سال یازدهم دبیرستان های فنی-حرفه ای دخترانه شهر تبریز، در سال تحصیلی 1401-1402، با میانگین سنی 1±16 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای، انجام شد. ابتدا یک ناحیه و سپس یک دبیرستان فنی-حرفه ای دخترانه به طور تصادفی انتخاب شد. سپس دو کلاس هم رشته و هم سطح (یازدهم) از آن مدرسه به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس به طور تصادفی یکی از کلاس ها به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. نمونه مورد مطالعه شامل 42 نفر (21 نفر در هر گروه) بود. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه آمادگی کاری، قبل و بعد از اجرای آموزش بسته مداخله ای مهارت های روان شناختی انجام گردید. آموزش مهارت های روانشناختی برای گروه آزمایش، طی شانزده جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. گروه کنترل آموزشی غیر از آموزش های روتین مدرسه دریافت نکرد. تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های روانشناختی بر آمادگی کاری دانش آموزان و مؤلفه های آن اثربخش است. پیشنهاد شد جهت ارتقای آمادگی کاری دانش آموزان به آن ها مهارت های روانشناختی آموزش داده شود.
۹۷۸.

اثربخشی آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مثبت نگری انعطاف پذیری شناختی تاب آوری دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۸۰۹
زمینه: نوجوانی با مخاطرات ویژه دوران بلوغ و بحران های اجتماعی، می تواند زمینه را برای بروز و یا تشدید مشکلات روانشناختی فراهم سازد؛ از آنجایی که این دوران مرحله ای حساس و سرنوشت ساز است، بهره گیری از رویکردهای آموزشی و درمانی در جهت افزایش سطح انعطاف پذیری و تاب آوری در برابر مشکلات اهمیتی ویژه ای دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری شناختی و تاب آوری دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی از نظر روش نیمه آزمایشی از سری طرح های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه پژوهش 42 نفر از دانش آموزان دختر پایه یازدهم شهر تهران بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) و تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری جمع آوری شد. گروه آزمایشی 14 جلسه 90 دقیقه ای آموزش مثبت نگری مبتنی بر برنامه آموزشی (رشید، 2014) به گروه آزمایشی ارائه شد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش مثبت نگری بر انعطاف پذیری و تاب آوری دانش آموزان مؤثر است (05/0 >P). همچنین، نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و گواه در نمرات انعطاف پذیری و تاب آوری تفاوت وجود دارد و اثر مداخله در مرحله پیگیری حفظ شد. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان از آموزش مثبت نگری به عنوان یک مداخله مبتنی بر شواهد در جهت بهبود انعطاف پذیری و تاب آوری روانشناختی دانش آموز در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی دانش آموزان استفاده کرد.
۹۷۹.

نقش تعدیل گر دوره تحصیلی در رابطه خودکارآمدی انتخاب شغل با هوش های چندگانه و اطمینان به مهارت ها در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی تصمیم گیری شغلی هوش های چندگانه باور به مهارت ها دوره تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی بر اساس هوش چندگانه و باور به مهارت ها با توجه به نقش تعدیل کننده دوره تحصیلی بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 14137 بود که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 636 نفر انتخاب و به پرسشنامه های خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی (بتز و همکاران، 1996)، هوش های چندگانه (گاردنر، 2002) و باور به مهارت ها (بتز وهمکاران، 1996) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون در نرم افزار spss نسخه 25 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دوره تحصیلی در تأثیر هوش های چندگانه و باور به مهارت ها بر خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی نقش تعدیل گری داشت (05/0< P). اثر هر دو متغیر باور به مهارت ها و هوش های چندگانه روی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی در گروه کارشناسی ارشد قوی تر از کارشناسی و دکتری است (05/0< P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می توانند به سیاست گذاران و مشاوران شغلی کمک کنند تا برنامه های آموزشی و مشاوره ای مؤثرتری طراحی کنند که بر تقویت هوش های چندگانه و باور به مهارت ها متمرکز باشد. همچنین، توجه به تفاوت های دوره تحصیلی در این زمینه می تواند راهکارهای اختصاصی تری را برای دانشجویان در مراحل مختلف تحصیلی فراهم کند، که منجر به بهبود تصمیم گیری شغلی و افزایش خودکارآمدی در این زمینه خواهد شد.
۹۸۰.

Explaining the Structural Model of Marital Satisfaction Based on Spirituality with the Mediating Role of Happiness in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Marital satisfaction married women spirituality happiness

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
Objective: The present study aimed to explain the structural model of marital satisfaction based on spirituality with the mediating role of happiness in married women. Methods: The research method was descriptive-correlational of the structural equation modeling (SEM) type. The statistical population included all married women employed in schools in Tehran. The total number was 41,656 in the 2022–2023 academic year. The sample size was calculated based on the PLS method proposed by Barclay et al. (1995), which required a minimum of 70 participants. However, due to the potential risk of participant attrition, a larger sample of approximately 120 individuals was examined. The sampling method used in this study was convenience sampling. The measurement instruments included the Enrich Marital Satisfaction Questionnaire (1989), the Parsian and Dunning Spirituality Questionnaire (2009), and the Oxford Happiness Questionnaire (1989). The assumptions were analyzed using SPSS 26 and SMART-PLS statistical software. Findings: The results of this study indicated that the structural model of marital satisfaction based on spirituality, with happiness as a mediator, demonstrated a good and acceptable fit, with a significance level of 0.05. Therefore, it is predicted that the structural model of marital satisfaction based on spirituality with the mediating role of happiness applies to married women. Consequently, spirituality, mediated by happiness, enhances marital satisfaction. Conclusion: Thus, by increasing the level of spirituality among couples, with happiness as a mediator, a higher level of marital satisfaction can be anticipated.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان