ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۹۶۱.

ارزشیابی به مثابه کنش موقعیتی معلم: بازخوانی مهارت های سنجش در کلاس های چند پایه روستایی بر پایه تجربه های زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
پیشینه و هدف: کلاس های چندپایه روستایی از ساختارهای رایج آموزش ابتدایی هستند که معلمان در آن ها به طور هم زمان مسئول آموزش دانش آموزانی از پایه های تحصیلی متفاوت اند. هم زمانی چند پایه، ناهمگونی شدید دانش آموزان، محدودیت زمان و کمبود منابع آموزشی، شرایطی را ایجاد می کند که فرایند سنجش و ارزشیابی یادگیری ماهیتی پیچیده و متفاوت از کلاس های تک پایه پیدا می کند. با وجود اهمیت ارزشیابی در هدایت فرایند یاددهی–یادگیری، پژوهش های موجود عمدتاً به ارزشیابی به صورت کلی پرداخته و مهارت های ارزشیابی معلمان را در بستر واقعی کلاس های چندپایه روستایی کمتر بررسی کرده اند. هدف پژوهش حاضر تبیین مهارت های سنجش و ارزشیابی معلمان کلاس های چندپایه روستایی بر پایه تجربه های زیسته آنان است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و تجربه محور انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۹ معلم کلاس های چندپایه روستایی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها به استخراج چهار مضمون اصلی انجامید: مدیریت پیچیده ارزشیابی هم زمان چند پایه، طراحی و اجرای ارزشیابی های چندسطحی، اتکا به تشخیص حرفه ای معلم در قضاوت های ارزشیابانه و به کارگیری راهبردهای جبرانی برای مواجهه با محدودیت های زمانی و اجرایی. این مهارت ها در کلاس های چندپایه با شدت و پیچیدگی بیشتری نسبت به کلاس های تک پایه بروز می یابند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد ارزشیابی در کلاس های چندپایه روستایی فرایندی پویا، بافت محور و مبتنی بر تجربه عملی معلمان است. توجه به این یافته ها می تواند مبنایی برای بهبود برنامه های توانمندسازی معلمان، بازنگری در دستورالعمل های ارزشیابی و ارتقای کیفیت یادگیری در مدارس روستایی فراهم آورد.
۹۶۲.

اثربخشی آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر اضطراب ریاضی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر اضطراب ریاضی و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهر فسا که تعداد آنها 563 نفر بود. نمونه آماری پژوهش با روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد. نمونه آماری پژوهش یک مدرسه دوره ابتدایی است و از این مدرسه دو کلاس پایه ششم به صورت تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شد که حجم نمونه 60 نفر (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود. در گروه آزمایش با استفاده از فیلم و نرم افزارهای آموزشی به بررسی مفاهیم 2 فصل از ریاضی پایه ششم شامل مفاهیم کسر و درصد پرداخته شد و گروه دیگر در همین زمان طبق روال معمول، آموزش دید. قبل از آموزش، پیش آزمون بر روی دو گروه اجرا شد و پس از پایان آموزش ، مجددا پس آزمون بر روی دو گروه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب ریاضی چیو و هنری (1990) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) بود. روایی این ابزارها با نظر چند نفر از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت مورد تأیید قرار گرفت و پایایی این ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه اضطراب ریاضی075/. و پرسشنامه درگیری80/. محاسبه گردید. نتایج پژوهش به طور کلی نشان داد که آموزش ریاضی به شیوه فاوا بر کاهش اضطراب ریاضی و افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی تأثیر مثبت داشت.
۹۶۳.

بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
چکیده: هدف این پژوهش، بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان بود. پژوهش به روش ترکیبی انجام شد؛ در بخش کمّی، ویژگی های نمونه با آمار توصیفی بررسی گردید و در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در بُعد هیجانی–عاطفی، فشار روانی، احساس غرور، هیجانات منفی، محرومیت هیجانی، حس ترحم و امید به آینده تجربه شده است. در بُعد خانوادگی، تربیت مبتنی بر ارزش ها، افزایش مسئولیت ها، تعارضات ارتباطی و محدودیت تعاملات خانوادگی مشاهده گردید. در بُعد اجتماعی، برچسب زنی، بی عدالتی، مسئولیت پذیری اجتماعی و احساس عدم قدرشناسی گزارش شد. در بُعد تحصیلی–شغلی، تجربه برچسب «دانشجوی سهمیه ای»، نبود برنامه ریزی برای شکوفایی استعدادها و گرایش به رشته های خاص مطرح گردید. در بُعد اقتصادی، مشکلات مالی، هزینه های بالای درمان و باور به درآمد حلال شناسایی شد. در بُعد معنوی–ارزشی، پایبندی به اصول دینی و در برخی موارد کاهش باورمندی دینی گزارش شد. این نتایج بیانگر پیچیدگی و چندوجهی بودن تجارب فرزندان جانبازان و ضرورت توجه نهادهای حمایتی به ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی آنان است.
۹۶۴.

مؤلفه های تاب آوری فعال مبتنی بر خطبه های عاشورایی حضرت زینب: تحلیل محتوای کیفی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف استخراج مؤلفه های تاب آوری از خطبه های حضرت زینب پس از واقعه عاشورا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و به شیوه استقرایی انجام گرفته است. خطبه های حضرت زینب در کوفه، دربار ابن زیاد و دربار یزید بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفتمان حضرت زینب حاوی مؤلفه هایی چون تکیه گاه معنوی، هویت معنوی، تصحیح خطاهای شناختی، سوگ آگاهانه و معنا بخش، و مواجهه فعال با واقعیت است. یافته ها نشان می دهد که گفتمان حضرت زینب، به عنوان الگویی منحصربه فرد از تاب آوری در بستر فرهنگ اسلامی - شیعی، می تواند منبعی الهام بخش برای مواجهه مؤثر با بحران های اجتماعی در جهان معاصر باشد. این الگو با ترکیب عناصر معرفتی، اخلاقی و معنوی، نه تنها به بازسازی درونی فرد، بلکه به احیای هویت جمعی نیز کمک می کند و ظرفیت بالایی برای بازتولید اجتماعی ارزش های توحیدمدارانه همچون مقاومت، کرامت و امید دارد و می تواند راهبردهای نوینی برای مقاومت و تاب آوری در شرایط دشوار ارائه دهد.
۹۶۵.

بررسی رابطه علی تروماهای دوران کودکی بر شدت اضطراب فراگیر: نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان و باورهای خود انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تجارب تروماتیک دوران کودکی بر شدت اضطراب فراگیر و نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان و باورهای خود انتقادی انجام شد.   روش: روش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه شامل 250 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره دانشگاه های غیرانتفاعی در سنین  ۱۸ تا 60 سال مشهد در سال ۱۴۰۳ بود که به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها به کمک پرسش نامه اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، ۲۰۰6)، تجارب تروماتیک دوران کودکی (برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، خودانتقادی (تامپسون و زوروف، 2004) و دشواری تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004) جمع آوری شد. داده ها با نرم افزار SPSS(نسخه 26) و  SMARPLS( نسخه 3) تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش خوبی برخوردار است. در مسیر مستقیم تمامی اثرات مثبت و معنادار بودند (001/0=P). همچنین در مسیر غیر مستقیم نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان ( 136/0=β  ) و باورهای خودانتقادی (051/0=β ) در رابطه با تجارب تروماتیک دوران کودکی و شدت اضطراب فراگیر تأیید شد؛ که هر دو معنادار بودند (05/0P<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تجارت دوران کودکی، دشواری تنظیم هیجان و خود انتقادی به طور مستقیم و غیر مستقیم فاکتورهای مهمی در شدت اضطراب فراگیر هستند و بررسی این فاکتورها جهت مداخلات کارآمد باید مورد توجه درمانگران قرار گیرد.
۹۶۶.

شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل مضمون است. میدان پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ۱۷ نفر بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. جهت بررسی میزان پایایی متون کدگذاری شده از دو روش پایایی بازآزمون و پایایی بین دوکدگذار استفاده شده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان داد که الگوی عوامل مؤثر بر شکل گیری تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی (ایمنی سازه و امکانات و تجهیزات)، عوامل ساختاری (ساختار پویا و ساختار توانمندساز)، عوامل مدیریتی (رهبری تاب آورانه، شایستگی های مدیریتی و برنامه ریزی راهبردی)، عوامل فرهنگی (فضای روانی ایمن، فرهنگ یادگیری و جو مثبت)، عوامل پداگوژیکی (برنامه درسی منعطف و فعالیت های فوق برنامه)، عاملیت معلمان (مدیریت کلاس، تدریس اثربخش، رفتار سازمانی مثبت و توسعه حرفه ای)، تاب آوری دانش آموزان (ویژگی های تاب آورانه و مهارت های اجتماعی) و حمایت ذینفعان (پشتیبانی نهادهای اجتماعی، حمایت های مالی و مشارکت خانواده) تشکیل می شود. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که تاب آوری در مدارس ابتدایی یک پدیده ی چندبُعدی و نظام مند است که از تعامل پویا و هدفمند بین مولفه های درونی و بیرونی نشأت می گیرد. توجه متعادل به ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده در این پژوهش، نه تنها می تواند به پایداری و تاب آوری مدارس در برابر بحران ها بینجامد، بلکه زمینه ساز ارتقای مستمر کیفیت آموزشی و تقویت نقش اجتماعی مدرسه به عنوان یک نهاد پیشران در فرآیند توسعه پایدار خواهد شد.
۹۶۷.

تأثیر اشتیاق یادگیری (رفتاری، احساسی و شناختی) بر رضایت از یادگیری الکترونیکی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان زرین دشت: نقش متغیر تعدیلگر موانع ارتباطی و تکنیکی یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه و هدف : تاثیر اشتیاق یادگیری (رفتاری، احساسی و شناختی) بر رضایت از یادگیری الکترونیکی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان زرین دشت با نقش متغیر تعدیلگر موانع ارتباطی و تکنیکی یادگیری الکترونیکی است. روش شناسی پژوهش: نوع تحقیق همبستگی و استراتژی مورد استفاده پیمایش است که در حوزه تحقیقات کمی قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش عبارت است از دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرستان زرین دشت که تعداد آنها 603 نفر است. نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 203 نفر تعیین گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد اشتیاق به یادگیری سان و رودا (2012)، رضایت از یادگیری الکترونیکی از پرسشنامه استاندارد ابو سیدا و مصطفی (2017) و موانع یادگیری الکترونیکی از پرسشنامه استاندارد ابوسیدا و مصطفی (2017) استفاده شد. به دلیل وجود متغیر تعدیلگر و پیچیدگی مدل از نرم افزار اسمارت پی ال اس (Smart PLS) برای فرض آزمایی اقدام شد. در این نرم افزار از آزمون هایی مانند آزمون T، آزمون همگنی، پایایی اشتراکی، روایی سازه، کیفیت مدل ساختاری و انداز ه گیری، آزمون GFO و ... استفاده خواهد شد. یافته ها : یافته های حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که اشتیاق یادگیری و ابعاد آن (اشتیاق رفتاری، اشتیاق احساسی و اشتیاق شناختی) بر رضایت از یادگیری الکترونیکی تاثیر دارد. موانع ارتباطی یادگیری الکترونیکی در رابطه بین اشتیاق یادگیری و رضایت از یادگیری الکترونیکی به طور منفی نقشی تعدیلگر دارد؛ اما موانع تکنیکی یادگیری الکترونیکی در رابطه بین اشتیاق یادگیری و رضایت از یادگیری الکترونیکی نقشی تعدیلگر ندارد و این فرضیه رد شد. بحث و نتیجه گیری: نتایج  پژوهش به طور کلی نشان داد که اشتیاق به یادگیری و مؤلفه های آن (اشتیاق رفتاری، اشتیاق احساسی و اشتیاق شناختی) بر رضایت از یادگیری الکترونیکی تاثیر دارد.
۹۶۸.

طراحی الگوی توسعه حرفه ای مدیران آموزشگاهی در اُفق 1404 با رویکرد آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مناسب برای توسعه حرفه ای مدیران مدارس دوره ابتدایی در افق 1404 استان های شمالغرب کشور بوده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، براساس روش های جدید علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کیفی و کمی و در قالب روش های اسنادی و پیمایشی و در چهار مرحله شامل کدگذاری داده ها با استفاده از نظریه داده بنیاد، تعیین شاخص های کلیدی از طریق روش دلفی و پنل خبرگان و شناسایی پیشران های کلیدی با استفاده از نرم افزار میک مک بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع و ارائه سناریوهای مطلوب با استفاده از نرم افزار سناریو ویزارد انجام گرفته است. جامعه آماری شامل اساتید، صاحب نظران و متخصصان رشته ی مدیریت آموزشی در استان های شمالغرب کشور بوده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی تا جایی ادامه یافت که پژوهشگر با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از اعضای نمونه به اشباع نظری رسیده است. یافته ها : در نهایت نتایج حاصل از به کارگیری روش تحلیل تأثیرات متقاطع حاکی از آن بود که 15 عامل کلیدی از میان عوامل 52 گانه شناسایی شده در مرحله مصاحبه، بیشترین تأثیر را بر آینده توسعه حرفه ای مدیران دارد. در ادامه این عوامل به عنوان عوامل پایه در سناریونویسی استفاده شده است. به منظور سناریونگاری در این مرحله از خبرگان متخصص نظرخواهی شده است و با جمع بندی آن ها و با تهیه سبد سناریوها برای این عوامل، 45 وضعیت محتمل برای 15 عامل تعریف شده است. بحث و نتیجه گیری: با تحلیل نتایج سناریو ویزارد، 11 سناریوی قوی پیشِ روی توسعه حرفه ای مدیران مدارس در افق 1404 شناسایی و 4 خانواده سناریوهای مطلوب تعیین گردید. این سناریوها، «مدرسه شاهزاده ها»، «بچه های مدرسه والت»، «مدرسه موش ها» و «مبصر 4 ساله کلاس»، نام گرفتند.
۹۶۹.

توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران با رویکرد کیفی انجام شده است . روش شناسی پژوهش : روش تحقیق تحلیل محتوای مرسوم بود. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاه های سراسر کشور در حوزه ی آموزش عالی و آموزش سیّار در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تا رسیدن به اشباع نظری با تعداد 11 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اعتبار مصاحبه ها از نوع درونی بود و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون استفاده شد. یافته ها : برای تحلیل داده ها از روش «تحلیل محتوا» استفاده شد. از بین 260 کد اولیه، 152کد طبقه بندی شده، 23 زیرطبقه و 4 طبقه اصلی برای توسعه آموزش سیّار در دانشگاه تهران شامل: 1- بعد ساختاری (فنّاوری، فرهنگی- اجتماعی، کارایی و اثربخشی، رهبری و مدیریت، امنیت و حفظ اطلاعات، پشتیبانی، برنامه ریزی در سطح کلان) 2- بعد آموزشی (نیازسنجی، تدوین اهداف، برنامه ریزی در سطح خرد، محتوا، اجرا، ارزشیابی، یاددهنده ، یادگیرنده) 3- بعد ارتباطی (شبکه سازی و مشارکت، مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاقی، دسترسی پذیری) 4- بعد روانشناختی (اضطراب، لذت بردن، نگرش، یادگیری پذیری، سودمندی) شناسایی و تحلیل شد و مدل مورد نظر ارائه شد. بحث و نتیجه گیری: بهره گیری از توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران در پژوهش حاضر برای توسعه آموزش در این دانشگاه و سایر مراکز آموزش عالی جهت ارتقاء وضعیت آموزش سیّار توصیه می شود.
۹۷۰.

پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان بود. این مطالعه ازنظر روش پیمایشی، مقطعی بود و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 02-1401 می شد که از بین آنها، 291 نفر (178 زن و 113 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس های اشکال خودانتقادگری و خوداطمینان بخشی، بهزیستی ذهنی وارویک ادینبورگ و ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش پس از اصلاح، از برازش قوی برخوردار است و بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی به طور غیرمستقیم با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان پیش بینی می شود. اگرچه بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی همبستگی منفی معناداری یافت شد، ترس از ارزیابی منفی نتوانست به طور مستقیم بهزیستی ذهنی را پیش بینی کند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت ارتقا خوداطمینان بخشی و کاهش خودانتقادی می تواند اثرات منفی ترس از ارزیابی منفی را کاهش و بهزیستی ذهنی در دانشجویان را افزایش دهد.  
۹۷۱.

تدوین، تعیین اعتبار و روایی بسته مداخله روانشناسی مثبت مبتنی بر تجربیات زیسته دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی ضعیف و تأثیر آموزش بسته بر حوزه های درون فردی و بین فردی دانش آموزان: یک مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش با هدف تدوین، اعتباربخشی، تعیین روایی بسته و اثربخشی بسته مداخله روان شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ بر حوزه درون فردی و بین فردی دانش آموزان متوسطه اول با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. روش این پژوهش از نوع آمیخته بود. برای طراحی بسته مداخلات روان شناسی مثبت مبتنی بر فرهنگ، تجربیات زیسته دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین در محیط مدرسه (تعامل با معلمان، کادر مدرسه، دوستان و سایر دانش آموزان)، زندگی شخصی (ارتباط با خانواده) و جامعه بررسی شد و برای کسب اطمینان از روایی مطلوب بسته مداخلات، از روش روایی محتوایی با استفاده از مدل لاوشه با پانل خبرگان 11نفری و از دو ضریب کمّی نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی استفاده شد. پس از اعتباریابی بسته، طی طرح A-B با آزمودنی های مختلف، سه دانش آموز متوسطه اول از پایه های هفتم، هشتم و نهم با عملکرد تحصیلی پایین به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. کارایی بسته آموزشی در سه مرحله (خط پایه، 12 جلسه درمان و پیگیری) با استفاده از پرسشنامه بررسی شد. داده ها به روش ترسیم دیداری تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل دیداری داده ها نشان داد برنامه «مداخلات روان شناسی مثبت مبتنی بر تجربیات زیسته» از اعتبار کافی برخوردار است. روایی صوری بسته مداخله توسط متخصصان تأیید شد. همچنین، نتایج نشان داد برنامه طراحی شده بر حوزه درون فردی و بین فردی تحصیلی دانش آموزان مؤثر است و این اثربخشی در مرحله پیگیری تداوم داشته است. با توجه به اعتبار برنامه بالا و اثربخشی آن بر متغیرهای مختلف در گروه دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین، پیشنهاد می شود مشاوران مدارس و مسئولان ذی ربط در صورت نیاز از این مداخله استفاده کنند.  
۹۷۲.

مقایسه اثربخشی تحریک جریان متناوب فراجمجمه ای و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر کاهش ولع مصرف و کارکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
هدف : بر اساس مدل عصب شناختی اعتیاد، ایجاد و تداوم اعتیاد به مواد با نقص های شناختی و کاهش فعالیت در نواحی پیش پیشانی، به ویژه DLPFC، ارتباط دارد. این مطالعه به دنبال بررسی کارآمدی تحریک DLPFC در اعتیاد به مت آمفتامین و مقایسه اثربخشی تکنیک های تحریک غیرتهاجمی tDCS و tACS  بر کاهش ولع مصرف، تجارب هیجانی منفی و بهبود کارکردهای شناختی است.   روش: اثربخشی 10 جلسه تحریک با جریان متناوب tACS  و تحریک با جریان مستقیم tDCS بر DLPFC و تأثیر آن بر بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در بیماران مصرف کننده مت آمفتامین بررسی شد. 45 جوان مصرف کننده که به یک کمپ درمانی مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی در سه گروه tACS، tDCS  و گروه شم قرار گرفتند و در طی 5 هفته، 10 جلسه تحریک دریافت کردند.   یافته ها: گروه هایی که tDCS و tACS دریافت کردند، در مقایسه با گروه شم و خط پایه، در کارکردهای شناختی بلافاصله پس از مداخله و یک ماه بعد، به طور معناداری بهبود یافتند.   نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تحریک مکرر DLPFC می تواند به بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در مبتلایان به مت آمفتامین کمک کند. برای تأیید این یافته ها، مطالعات با پیگیری طولانی تر نیاز است.
۹۷۳.

اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبرد های حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد شهر یاسوج بود. روش: پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین نامزد مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی شهر یاسوج در سال ۱۴۰۳ (۹۴ نفر؛ ۴۷ زوج) بودند که ۶۰ نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل (هرگروه ۳۰ نفر) قرار گرفتند. شرکت کننده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس های راهبرد های حفظ رابطه (کاناری و استافورد، ۹۹۲) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، ۲۰۲۰) پاسخ دادند. گروه آزمایش در هشت جلسه نود دقیقه ای در برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری شرکت کردند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه آموزش پیش ازدواج مبتنی بر روش آدلری، باعث بهبود راهبرد های حفظ رابطه (۶۶/۴۱ = F، ۰۰۱/۰ p) و مدارا (۲۷/۲۹ = F، ۰۰۱/۰P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: برنامه آموزش پیش از ازدواج به روش آدلری، با ارتقای راهبرد های حفظ رابطه و تقویت مدارا، نقش مهمی در کاهش بی ثبانی های روابط دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود این بسته آموزشی در مراکز مشاوره ازدواج برای زوجین نامزد مورد استفاده قرار گیرد.
۹۷۴.

رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم: نقش میانجی ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای ذهن آگاهی کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) و مراکز تحت نظر بهزیستی شهر تهران، در سال 1403 را شامل می شد که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل ناگویی هیجانی )بگبی و همکاران، 1994)، هشیاری توجه ذهن آگاهانه ( براون و زیان،2003)، احساس گرفتاری (گیلبرت و آلن، 1998) و پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران ،2002) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS23 و Smart PLS3 استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی اثر مستقیم بر پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم دارد (01/0>p) و در ارتباط بین احساس گرفتاری و پریشانی روانشناختی به عنوان یک متغیر میانجی معنادار عمل می کند (05/0>p)، اما نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و پریشانی روانشناختی، معنی دار به دست نیامد (05/0<p). نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان داد که به منظور کاهش پریشانی روانشناختی در پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم، توجه به ناگویی هیجانی، ذهن آگاهی و احساس گرفتاری بایستی در تدوین مداخلات آتی برای این گروه مدنظر قرار گیرد.
۹۷۵.

بررسی ارتباط بهزیستی راون شناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روان شناسی تربیتی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بهزیستی راون شناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روان شناسی تربیتی با نقش میانجی عزت نفس انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی، کمی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز بود که تعداد نمونه با استفاده از نرم افزار جی پاور، 119 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۱۹۸۹)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) و پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، مدل سازی معادلات ساختاری و سوبل در نرم افزارهای spss نسخه 23 و smartpls نسخه 3.1.1 و در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و بهزیستی روان شناختی با عزت نفس (086/23=t؛ 001/0=p) و خودکارآمدی تحصیلی (306/6=t؛ 001/0=p) ارتباط معنی داری دارد و عزت نفس نیز با خودکارآمدی تحصیلی (118/4=t؛ 001/0=p) ارتباط معنی داری دارد. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که عزت نفس در ارتباط بهزیستی روان شناختی با خودکارآمدی تحصیلی (718/6=z؛ 001/0=p) نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین عملکرد روان شناختی بهینه و عزت نفس بالا موجب می شود تا دانشجویان احساس کنند در مواجهه با چالش ها توانمند هستند و در مقابله با مشکلات تحصیلی موفق عمل کنند.
۹۷۶.

طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: سردرد تنشی به عنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته کیفی-کمّی است. بخش کیفی تحقیق به منظور استخراج گویه های مورد استفاده در تدوین پرسشنامه به روش استقرایی انجام گرفت. در بخش کمّی، به منظور بررسی روایی و پایایی ابزار تدوین شده، از روش توصیفی در قالب مطالعات روانسنجی استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش در بخش کمّی را تمامی افراد مبتلا به سردردهای تنشی بر اساس معیارهای تشخیص سیستم بین المللی طبقه بندی اختلالات سردرد (ICHD-3) در سال 1404 تشکیل دادند. نمونه پژوهش حاضر از چهار شهر به تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه ی سردردهای تنشی (1404)، پرسشنامه ی شدت علایم میگرن نجاریان (1376) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS. 26 و LISREL. 10.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این پرسشنامه و خرده مقیاس های آن از پایایی مناسبی (α >70/0)  برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت بین متغیر سردردهای تنشی با شدت علایم میگرن (001/0>P و 750/0=r) نشان دهنده روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی بین متغیر بهزیستی روانشناختی (05/0>P و 155/0-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب می باشد. شاخص های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این پرسشنامه را تأیید کرد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه ی سردردهای تنشی پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیت های بالینی و پژوهشی می باشد.
۹۷۷.

تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی در دانش آموزان دختر بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی وجدان تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با توجه به نقش میانجی وجدان تحصیلی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 300 نفر به عنوان نمونه مورد نظر انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)؛ وجدان تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) و خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز (1999) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار  23 SPSS و 8/8 LISREL  انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین پایستگی تحصیلی به عنوان متغیر ملاک با مولفه های خودکارآمدی تحصیلی(استعداد، بافت و کوشش) و وجدان تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل روابط ساختاری نیز نشان داد که مولفه های خودکارآمدی هر سه بصورت مستقیم و غیرمستقم و وجدان تحصیلی به طور مستقیم بر پایستگی تحصیلی دانش آموزان اثر می گذارند (001/0p<) و وجدان تحصیلی نقش میانجی گری جزیی در این بین ایفاء می نماید. در نهایت محاسبه شاخص های برازش معلوم شد مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بر اساس یافته های این پژوهش خودکارآمدی تحصیلی هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم از طریق وجدان تحصیلی با پایستگی تحصیلی در ارتباط بود. بنابراین بهبود خودکارآمدی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان روش مناسبی برای ارتقای پایستگی تحصیلی آنها به شمار می آید.
۹۷۸.

ارزیابی مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به اثرات روابط معلم- شاگرد و معلم-والدین با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات روابط معلم-شاگرد و معلم-والدین بر پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش بنیادی ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، تعداد 11228 دانش آموز مشغول به تحصیل دوره متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99 -1398 بودند. تعداد 349 نفر (220 دختر، 129 پسر) به همراه یکی از والدینشان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل معدل نیمسال تحصیلی، پرسشنامه رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2010)، پرسشنامه رابطه معلم-والدین ویکرز و مینکه (1995) و پرسشنامه درگیری تحصیلی فردریکز، بلومنفلد و پریس (2004) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 22 و LISREL 8 انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که روابط معلم-شاگرد و معلم والدین به صورت مستقیم و با میانجیگری درگیری تحصیلی به صورت غیرمستقیم با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارند (05/0p>). یافته های حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، مهارت لازم را در اختیار معلمان و والدین قرار دهد تا رویکرد ارتباطی خود را با دانش آموزان در جهت مثبت سوق دهند و کاربردهای عملی ویژه ای را جهت ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در بردارد.
۹۷۹.

اعتباریابی متقاطع مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و دیگرآزاری، پیامدهای مخرب برای افراد و سازمان ها دارند. هدف پژوهش، اعتباریابی متقاطع و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار بود. روش: پژوهش توصیفی– همبستگی و اعتباریابی متقاطع بود. مقیاس چهارگانه های تاریک (تیبو و کلووی، ۲۰۲۰) پس از اخذ مجوز، با ترجمه– بازترجمه، بررسی روایی صوری و محتوایی و آزمون مقدماتی روی ۳۰ نفر به فارسی برگردانده شد. جامعه آماری ۴۰۰ نفر از کارکنان تبریز بود که به دو زیرنمونه ۲۰۰ نفری تقسیم شد. تحلیل عاملی اکتشافی با SPSS 22 انجام و ساختار عاملی با نسخه اصلی مقایسه شد. تحلیل عاملی تأییدی با LISREL 8 برازش مدل چهارعاملی را بررسی کرد. روایی همگرا با مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (یوسفی و ایمان زاد، ۱۳۹۷) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل اکتشافی چهار عامل با ۲۴ ماده استخراج کرد که ۶۱٪ واریانس را تبیین نمود و با نسخه اصلی همسو بود. پایایی عامل جامعه ستیزی 72/0 بود که کمی پایین تر از نسخه اصلی 75/0 است. آلفای کرونباخ مؤلفه ها 69/0 تا 87/0 و کل مقیاس 89/0، ضریب دو نیمه سازی مؤلفه ها 66/0 تا 75/0 و کل مقیاس 79/0 بود. تحلیل تأییدی برازش مدل چهارعاملی را تأیید کرد (91/0= NFI، 94/0= CFI، 05/0= RMSEA). نتیجه گیری: نسخه فارسی دارای روان سنجی مطلوب و اعتبار فرهنگی است و برای گزینش و مدیریت کارکنان، پیشگیری از رفتارهای مخرب و کنترل قلدری در سازمان ها و ادارات ایران کاربردی است.
۹۸۰.

مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
مقدمه و اهداف: انسان ها نسبت به پدیده های پیرامون خود دو دسته قضاوت سامان می دهند؛ یک دسته در شکل گزاره هایی چون سیب در یخچال هست، اسحاق نیوتن نیروی جاذبه زمین را کشف کرد و لبخند ژوکند اثر لئوناردو داوینچی بیان می شوند. این گزاره ها هست ها و نیست ها را به نمایش می گذارند و دسته دوم قضاوت هایی مانند عدالت خوب است، ظلم بد است، ازدواج زن و مرد خوب است، همجنس گرایی بد است، قانون بقای انرژی درست است و مانند آن هستند. این قضاوت ها را که دارای مفاد خوب و بد، زشت و زیبا، باید و نباید و بایستگی و نبایستگی می باشند، قضاوت های ارزشی می نامند. از مفاد این گزاره ها به ارزش ها و امور ارزشمند برای انسان یاد می شود؛ از جمله حوزه های ارزشی در زندگی انسان، ارزش های علمی است که در چارچوب آنها درباره ارزشمندی یافته ها و دیگر متعلقات یک علم قضاوت می شود. روان شناسی یکی از عرصه های دانش است که حرکت کمالی خود را در مجرای سازمان ارزش شناختی دانشمندان خود به پیش برده است. یکی از مؤلفه های سازمان ارزش شناختی، مبانی ارزش شناختی است که اندیشمند به آنها باور دارد و در سایه آنها به حدود و ثغور علم خود شکل می دهد و به آن پایبند می ماند. در اینجا این سؤال اساسی مطرح می شود که اگر علم روان شناسی بنا باشد در چارچوب سازمان ارزش شناختی اسلامی شکل گیرد، دارای چه مختصاتی است؟ به همین منظور هدف این پژوهش بررسی مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی است و به طور خاص تلاش می کنند دو سؤال اساسی را پاسخ دهد: الف) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی کدامند؟ ب) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی چه تأثیری بر شکل دهی روان شناسی اسلامی دارند؟ روش: در این پژوهش، نخست به منابع معتبر ارزش شناختی از جمله آثار لودوینگ گرونبرگ، میلتون روکیچ، نورمن تی. فدر و آر. اس. نئاگارازان مراجعه شد. ارتباط دانش و به عبارت دیگر ارتباط یافته های علمی و ارز ش های حاکم بر روان اندیشمندانی که به علم ورزی می پردازند به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شد. این نقطه نظرها با اندیشه های ارزش شناختی اسلامی که بیشتر در علم کلام، اصول فقه، منطق و اخلاق مطرح شده بود و همچنین کتاب های فلسفه اخلاق مقایسه شد که از آثار مرتضی مطهری، علامه مصباح یزدی و دیگر اندیشمندان بودند و نتایج به روش تحلیل محتوا استنباط شد. یافته ها: الف) در ساختار روان هر فرد در کنار سازمان شناختی، سازمان ارزش ها نیز شکل می گیرد که کارکرد آن از لحاظ روان شناختی به صورت باید و نباید، خوب و بد و شایسته است و... تجربه می شود و در مقام عمل به صورت ترجیحات و درنهایت انتخاب یک گزینه و ترک دیگری نمودار می گردد؛ ب) سازمان ارزشی هر فرد مبانی، حوزه های ارزشی و گزاره های ارزشی را دربردارد که حوزه های ارزشی آن شامل شش حوزه نظریه ای، اقتصادی، زیبایی شناختی، اجتماعی، سیاسی، دینی و اخلاقی است؛ ج) اندیشمند در تلاش برای کشف واقع، معمولاً در چارچوب سازمان ارزشی خود دست به انتخاب می زند نه قضاوت های مطلق عقلی؛ بدین سبب هر فرد، علمی با موضوع، قلمرو، مسائل، نحوه تبیین، روش بررسی و اهداف خاص را پدید می آورد؛ د) از نظر علامه مصباح یزدی حوزه های ارزشی در کنار مبانی شش گانه آنها دست به دست هم می دهند تا هر علم از جمله روان شناسی چارچوبی خاص می یابد. این مبانی عبارت اند از: 1. واقع نمایی قضایای ارزشی؛ 2. اثبات پذیری قضایای ارزشی؛ 3. اطلاق برخی قضایای ارزشی؛ 4. ذومراتب بودن ارزش های وسیله ای (غیری) و تقدم ارزش های تأثیرگذار در دستیابی به هدف در مقام تزاحم؛ 5. نیّت فاعل، ملاک ارزش فعل اختیاری؛ 6. قرب به خداوند، ارزش نهایی انسان و ملاک نهایی ارزشمندی علم به عنوان فعل اختیاری؛ ﻫ) اگر روان شناسی بخواهد موضوع آن فراگیر شود و به سلامت و سعادت انسان کمک کند، باید «ابعاد و کنش های نفس و فرایندهای زیرین آن به عنوان موضوع قرار دهد؛ زیرا تنها در این صورت ویژگی های روان شناختی انسان به شکل جامع مورد بحث قرار می گیرد؛ و) در کنار روش تجربی، روش استدلالی (عقلانی)، شهودی و وحیانی نیز باید به کار گرفته شود؛ ز) در عرصه سلامت و بیماری در کنار ملاک های روان شناختی، ملاک ایمان و کفر و عمل صالح و به طور کلی هنجارهای دینی نیز مدنظر قرار گیرد. نتیجه گیری: اولاً قضاوت ارزشی و ارزش گذاری وقتی از سازمان روانی انسان صادر می شود که دو امر را با هم مقایسه کند و یکی را به عنوان ابزار دستیابی به دیگری ادارک کند. تپه ای را در نظر بگیرید که میان دو محله قرار گرفته و دسترسی به دو محله را برای اهالی سخت کرده است. در این فرض، اهالی دو محله به ذهن شان می آید که این تپه نباید اینجا باشد و چیز بدی است. این ادراک وقتی حاصل می شود که وجود تپه با سهولت یا صعوبت تعامل اهالی دو محله مقایسه شود. اکنون اگر جنگی میان اهالی دو محله رخ دهد، جایگاه ارزشی این تپه عوض می شود؛ چون این بار وجود تپه با حفاظت از دو محله سنجیده می شود و چه بسا ادراک افراد دو محله این شود که تپه چیز خوب و مناسبی است. اگر اهداف متنوع و متعارض شود، ممکن است ارزش ها نیز متعارض شود. چنان که می بینیم در اینجا امر ارزشی به شیئی از اشیا نسبت داده شد، اما برخی ارزش ها مانند نیکوکاری و بخشندگی، فقط به انسان نسبت داده می شوند. ثانیاً براساس این مبانی، نخستین عرصه ای که روان شناسی اسلامی با روان شناسی معاصر متفاوت می شود، اصل و حدود و ثغور موضوع روان شناسی به عنوان علم است. براساس مبانی ارزش شناختی دین اسلام موضوع روان شناسی اسلامی «ابعاد و کنش های نفس» است، نه رفتار که مکتب رفتارگرایی بر آن اصرار می ورزد، و نه رفتار و فرایندهای زیرین آن که حاصل سه مکتب رفتاری، شناختی و زیستی می باشد؛ زیرا اینها تنها بخشی از ابعاد و کنش های نفس اند. دومین تفاوت این است که ارتباط انسان با خدا به عنوان عام ترین رفتار انسان به منزله یکی از قلمروهای اصلی روان شناسی اسلامی در نظر گرفته می شود. سومین دگرگونی در عرصه اختلالات روانی رخ خواهد داد که بر اثبات پذیری و اطلاق قضایای ارزشی مترتب می شود. در دین اسلام، اولاً افزون بر سه معیار همرنگی با هنجارها، ناراحتی درونی و بدکاری، ایمان و کفر نیز معیاری اساسی برای تشخیص هنجار و نابهنجار شمرده می شود و ثانیاً دیدگاه اسلام درباره برخی مصداق های هنجار و نابهنجار مانند همجنس گرایی، تغییر جنسیت و... با روان شناسی تفاوت دارد. چهارمین تفاوت این است که بُعد اخلاقی نفس در کنار قضاوت های اخلاقی موردنظر لارنس کُلبِرگ و دیگران به موضوعات روان شناسی اسلامی افزوده می شود. پنجمین مورد، استفاده از همه روش های ممکن برای شناخت ابعاد موضوع روان شناسی اسلامی است. ششمین جنبه اینکه قرب به خداوند به عنوان ارزش نهایی انسان شناخته می شود و درنتیجه مقرِّب بودن ذاتی علم، ملاک نهایی ارزشمندی روان شناسی اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر علمی که حاصل اندیشه ورزی جمع زیادی از دانشمندان است، باید علمی نافع باشد و ظرفیت تأمین سعادت دنیوی و اخروی افراد را داشته باشد. این علم ابزاری است که سعادت اخروی انسان را تأمین می کند، هرچند بهزیستی او در این جهان را نیز مدنظر قرار می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان