فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective : It is crucial to prioritize the enhancement of teachers’ mental health within the education system. As a result, this study aims to examine the impact of a Pilates training course on the psychological and mental well-being of school teachers, encompassing aspects such as depression and self-esteem. Methods : The research was carried out using a quasi-experimental approach. The study involved 60 elementary school teachers who were chosen through convenience sampling and then randomly and equally divided into two groups - experimental and control. Data was collected using standard questionnaires. T tests and ANCOVA were used to analyze data. Results : The results showed that there is no significant difference in both depression and self-esteem in the pretest (both P>0.05). However, it was observed that experimental group had significantly lower depression and higher self-esteem compared to control group in the posttest (both P=0.001). Finally, the results of ANCOVA showed significant differences between experimental and control groups in both depression and self-esteem (both P=0.001). Conclusions : These findings indicate that it is possible to recommend Pilates exercise and movement activities as a way to improve mental health, self-esteem, satisfaction with life, efficiency, positive mood and reduce mental and emotional tensions in school teachers.
I am living in a different world: Adolescents’ Behavioral Patterns in Facing Family Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to investigate adolescents’ behavioral patterns when facing family challenges. Methods: For the present research, a qualitative and grounded theory approach was used. The research population consisted of all female adolescents aged 14 to 18 in Tehran who were studying in the academic year 2023. The data were collected and saturated through semi-structured interviews with 17 adolescents selected via purposive and snowball sampling. Results: The results extracted the 53 open codes, 11 axial codes, and 5 selective codes from interviews with participants. The findings showed that “extreme parental concerns,” “ideological disagreement,” and “the imposition of strict restrictions” were the main family challenges experienced by adolescents. Moreover, efficient and inefficient coping strategies were the most frequent strategies adopted by adolescents when facing family challenges. Finally, intrapersonal and interpersonal consequences were the main consequences of adolescents’ behavioral patterns in facing family challenges. Conclusion: Knowing the behavioral patterns of teenagers when facing family challenges can help provide family counseling services and raise awareness of the developmental characteristics of teenagers.
بررسی اثر غیر مستقیم حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری بر ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری در ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا انجام شد. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و مازندران در سال ۱۴۰3 بود که از میان آن ها 630 نفر به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس شدت سایبرکندریا (CSS)، پرسش نامه آمیختگی شناختی (CFQ)، مقیاس خودشفقتی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی (ASI) و تفکر منفی تکرارشونده (RTQ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos نسخه 29 انجام شد. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد آمیختی شناختی، خودشفقتی، حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکرارشونده با سایبرکندریا رابطه معناداری دارند. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد حساسیت اضطرابی نقش میانجی معناداری در رابطه آمیختگی شناختی (0/157=P<0/001, β) و خودشفقتی (0/197-=β, P<0/001) با سایبرکندریا دارد، اما اثر میانجی معناداری برای متغیر تفکر منفی تکرارشونده مشاهده نشد. نتیجه گیری براساس یافته های پژوهش، به نظر می رسد افرادی با سطوح خودشفقتی پایین و آمیختگی شناختی بالا در مواجهه با تجربیات بدنی ناشناخته و غیرمنتظره، حساسیت اضطرابی بیشتری نشان دادند؛ به همین دلیل بیشتر احتمال دارد دست به جست وجوی آنلاین افراطی درمورد تجربیات بدنی خود بزنند. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مربوط به سایبرکندریا عامل خودشفقتی و آمیختگی شناختی موردتوجه قرار گیرد.
عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
129 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل تسهیل کننده خانوادگی درمان اعتیاد انجام شد. روش: مطالعه حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ ها و مراکز ترک اعتیاد در شهر سنندج در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری، نمونه ای به حجم 19 فرد انتخاب و تجارب زیسته آنان از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. اطلاعات بدست آمده با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روش های درگیرشدن طولانی مدت، بازبینی و بررسی یافته ها توسط متخصصان، مشارکت کنندگان و همکاران محقق استفاده شد. یافته ها: چهار مضمون اصلی خودنگری های تسهیل کننده خانوادگی (با مضامین فرعی نگرانی از افشای اعتیاد در خانواده، احساس گناه در قبال خانواده، ترس های آینده خانوادگی و احساس مسئولیت در قبال خانواده)، حمایت های خانوادگی (با مضامین فرعی حمایت های انگیزشی، مالی، منزلتی و عاطفی)، خانواده بالنده (با مضامین فرعی روابط زناشویی و پیوند های خانوادگی مناسب) و مشارکت خانواده در فرایند ترک (با مضامین فرعی مشارکت مستقیم و غیر مستقیم) به عنوان عوامل تسهیل کننده خانوادگی شناسایی شدند. نتیجه گیری: انتظار اینکه فرد مبتلا بتواند به تنهایی روند درمان اعتیاد خود را مدیریت کند واقع بینانه نیست. خانواده با ارائه حمایت های گوناگون، ایجاد محیطی امن و آرام در خانه و مشارکت فعال در فرایند درمان نقشی اساسی در بهبود و تداوم درمان اعتیاد ایفا می کند. مضامین اصلی و فرعی این پژوهش نیز می توانند به طور روشن به اهدافی کاربردی برای مداخلات خانوادگی تبدیل شوند، اهدافی که به ارتقای آمادگی، افزایش توان حمایتی و تقویت نقش خانواده در مسیر درمان کمک می کنند.
Screen Time vs. Quality Time: Examining the Relationship between Multi-screen Addiction and Marital Relationship Quality through the Lens of maintenance-oriented relationship commitment(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to investigate the predictive model of marital relationship quality based on multi-screen addiction with the mediating role of maintenance-oriented relationship commitment in married individuals.Methods: The current research method was applied in terms of purpose, descriptive in data collection, and correlational based on the analysis process. The statistical population of the present study was the married teachers of Zanjan province in 2023, and 402 teachers participated in this research through convenience sampling. Data collection tools included the Relationship Quality Questionnaire (RQ) by Chonody et al. (2016), the maintenance-oriented relationship commitment Scale (MORC) by Schoebi et al. (2015), and the Multiple screen Addiction Scale (MSAS) by Saritepeci (2021). Data analysis was conducted using Pearson correlation tests, confirmatory and exploratory factor analyses, and structural equation modeling with SPSS 27 and AMOS 26 software.Results: The results revealed that all scales had appropriate reliability. According to the Pearson correlation matrix, there was a significant positive relationship between MORC and RQ (r=0.593, P<0.01), as well as between MSA and RQ (r=-0.237, P<0.01). Structural equation modeling also indicated a good fit of the research conceptual model with the data (RMSEA=0.074).Conclusion:It can be concluded that maintenance-oriented relationship commitment mediates the relationship between multi-screen addiction and marital relationship quality, suggesting that considering these factors in therapeutic interventions and marital enrichment programs can be beneficial.
تعامل کارکردهای عصب شناختی و هیجانی معلمان: ارتباط انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی با تبعیض در محیط کار
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ادراک تبعیض از سوی معلمان ممکن است کنترل موثر متغیرهای هیجانی و شناختی (مانند ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی) را تحت الشعاع قرار دهد. هدف: پژوهش حاضر از طریق بررسی همزمان مولفه های شناختی (انعطاف پذیری شناختی) و هیجانی (ناگویی خلقی)، به امکان پیش بینی ادراک تبعیض در میان زنان معلم می پردازد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با جامعه آماری شامل معلمین زن شهر مشهد در سال 1402 بود که از میان شرکت کنندگان در فراخوان، 120 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، ناگویی خلقی تورنتو (1994) و تبعیض در محیط کار پاسکوئه و ریچمن (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار 26-SPSS، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد تبعیض در محیط کار با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی معنی دار و با ناگویی خلقی رابطه مثبت معنی دار داشت (001/0>P). همچنین، انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی 57 درصد از کل واریانس تبعیض در محیط کار را تبیین کردند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، ارائه آموزش ها و خدمات روان شناختی به معلمین، جهت مقابله موثر با تبعیض های محیط شغلی و ارتقای توانمندی های آنان در ارتباط با مولفه هایی نظیر ناگویی خلقی و انعطاف پذیری شناختی ضروری است. پیشنهاد می شود تدوین دوره های آموزشی نحوه برخورد با تبعیض و ارائه مداخلات ارتقای کارکردهای روان شناختی همچون انعطاف پذیری شناختی و ناگویی خلقی در اولویت برنامه های نهاد آموزش و پرورش قرار گیرد.
بررسی نقش میانجی گر انعطاف پذیری روانشناختی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و فرسودگی شغلی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۳۳-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات نشان داده است که ویژگی های شخصیتی نقش مهمی در پیش بینی فرسودگی شغلی معلمان ایفا می کنند، اما مکانیسم های میانجی این رابطه هنوز به طور کامل شناخته نشده است. انعطاف پذیری روانشناختی به عنوان یک متغیر میانجی پتانسیل دارد تا تأثیر ویژگی های شخصیتی بر فرسودگی شغلی را تنظیم کند؛ با این حال، پژوهش های محدودی در این زمینه انجام شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه ویژگی های شخصیتی و فرسودگی شغلی با میانجی گری انعطاف پذیری روانشناختی معلمان انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان ابتدایی در حال تدریس مدارس دولتی شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل بود. تعداد 312 معلم به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های فرسودگی شغلی (ماسلاچ، 1981)، ویژگی های شخصیتی (مک کری و کاستا، 1992) و انعطاف پذیری روانشناختی (هیز و همکاران، 2004) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای spss نسخه 27 و mplus نسخه 8/3 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد روان رنجورخویی، برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و انعطاف پذیری روانشناختی دارای اثر مستقیم بر فرسودگی شغلی هستند؛ اما تأثیر مستتقیم گشودگی بر فرسودگی شغلی تأیید نشد (05/0 >P). همچنین تأثیر مستقیم پنج ویژگی شخصیتی بر انعطاف پذیری روانشناختی تأیید شد. تحلیل روابط غیرمستقیم نشان داد که روان رنجورخویی و وظیفه شناسی با میانجی گری انعطاف پذیری روانشناختی بر فرسودگی شغلی اثر دارند اما اثر غیر مستقیم برون گرایی، توافق پذیری و گشودگی معنادار نشد. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه می توان گفت برنامه های مداخله ای که بر روی افزایش انعطاف پذیری روانشناختی تمرکز دارند می توانند در پیشگیری از فرسودگی شغلی و تقویت سلامت روانی معلمان مؤثر باشند. همچنین، شناسایی ویژگی های شخصیتی مثبت، مانند برون گرایی و توافق پذیری، می تواند به مدارس کمک کند تا محیط کاری مناسب تری برای معلمان ایجاد کنند و از فرسودگی جلوگیری کنند.
مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی برپیشرفت درس علوم دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۶۹-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: در پیشرفت تحصیلی، عوامل متعددی می توانند بر موفقیت دانش آموزان تأثیر بگذارند. دو رویکرد مهم و کاربردی در این زمینه، راهبردهای فراشناختی و سبک های یادگیری VARK هستند که هر کدام به شیوه ای منحصر به فرد، تلاش می کنند یادگیری و دست یابی به درک عمیق را تسهیل کنند. مطالعات قبلی اثربخشی هر یک از این رویکردها را در بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به طور جداگانه بررسی کرده اند. با این وجود، شکاف پژوهشی مهمی در مقایسه مستقیم اثربخشی این دو رویکرد برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت درس علوم دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموز پسر مقطع اول متوسطه شهر تهران در سال 1400-1399 بود، که براساس آخرین آمار رسمی اداره آموزش و پرورش شهر تهران برابر با 2400 دانش آموز است. برای انتخاب نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در مجموع 69 دانش آموز انتخاب شد و به سه گروه (هر گروه 23 نفر اختصاص داده شد). گروه آزمایش اول تحت آموزش راهبردهای فراشناختی (پنتریچ، 2004) قرار گرفتند؛ گروه آزمایش دوم سبک های یادگیری وارک (فلمینگ و میلز، 1998) آموزش داده شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی علوم بود که توسط پژوهشگر ساخته شده بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P). همچنین آموزش مبتنی بر راهبردهای فراشناختی در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P) همچنین یافته ها بیانگر این بود که اثر آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم متفاوت نیست (05/0 P>). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می توانند به تصمیم گیران و طراحان آموزشی در انتخاب روش های مناسب برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کمک کنند. همچنین، یافته های پژوهش حاضر می توانند برای معلمان و مشاوران آموزشی به عنوان راهنمایی در شناسایی و به کارگیری روش های آموزشی مؤثر برای دانش آموزان با نیازهای یادگیری متفاوت مفید واقع شوند و بدین ترتیب، به بهبود کیفیت آموزشی و حمایت از یادگیری فعال و مستقل کمک نمایند.
تأثیر مداخله آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) بر خود تنظیمی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم: آزمایشی بر اساس مدل پینتریچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: یادگیری خودتنظیمی، فرآیند فعالانه مدیریت شناخت، هیجان و رفتار برای بهبود یادگیری است. اگرچه این مهارت برای موفقیت تحصیلی حیاتی است، اما نظام آموزشی ایران به دلیل تأکید بر محفوظات و نبود برنامه های مدون، در پرورش آن ضعف دارد. این پژوهش با طراحی یک مداخله ترکیبی (فراشناختی-انگیزشی) بر اساس مدل پینتریچ، درصدد پر کردن این شکاف و ارتقای کیفیت یادگیری است. هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) مبتنی بر مدل خود تنظیمی پینتریچ و اثربخشی آن بر خودتنظیمی دانش آموزان متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه دهم رشته علوم تجربی شهر سمنان بودند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. دو مدرسه داوطلب همکاری انتخاب شد. برای جلوگیری از اثر انتشار، به صورت تصادفی یکی از مدارس به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. از بین 60 دانش آموز، تعداد 10 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (5 =n) و کنترل (5 =n) قرار گرفتند. مداخله آموزشی 7 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. آموزش های گروه کنترل به صورت رقیق شده بود. همه دانش آموزان پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (پینتریچ و همکاران، 1991) را در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکووا) در نرم افزار Spss22 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی - فراشناختی) استفاده از راهبردهای انگیزشی برای یادگیری را در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار افزایش داد (001/0 p<، 83/0 =ƞ2). نتیجه گیری: یرنامه آموزشی تلفیقی (انگیزشی-فراشناختی) می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در سیستم های آموزشی برای تقویت راهبردهای انگیزشی برای یادگیری دانش آموزان به کار گرفته شود. این نتیجه بر استفاده عملی از یافته ها در محیط های آموزشی واقعی (مدارس، دانشگاه ها) و تأثیر آن بر ارتقای یادگیری تأکید دارد.
مدل ساختاری اعتیاد به غذا براساس حساسیت به تنبیه و پاداش: نقش میانجی ولع به غذا و پردازش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
124 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجی ولع به غذا و پردازش هیجانی در رابطه بین حساسیت به پاداش و تنبیه با اعتیاد به غذا انجام شد. روش: پژوهش حاضر بنیادی از نوع توصیفی و به روش همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد چاقی بود که در بهار و تابستان ۱۴۰۲ به مراکز و کلینیک های تغذیه تهران مراجعه کردند. ۳۵۷ نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از محاسبه شاخص توده بدنی شرکت کنندگان و مقیاس اعتیاد به غذای یل (گرهارد و همکاران، ۲۰۰۹)، پرسشنامه حساسیت به تنبیه و حساسیت به پاداش (کانر و همکاران، ۲۰۱۸)، پرسشنامه ولع به غذا-صفت (سپدابنیتو و همکاران، ۲۰۰۰) و مقیاس پردازش هیجانی (باکر و همکاران، ۲۰۰۷) جمع آوری و با استفاد از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار Amos۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: مدل با داده های مشاهده شده برازش مطلوب داشت. ضریب مسیرمستقیم بین حساسیت به تنبیه و اعتیاد به غذا منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم حساسیت به تنبیه بر اعتیاد به غذا با میانجیگری ولع به غذا منفی و با میانجیگری پردازش هیجانی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم حساسیت به پاداش بر اعتیاد به غذا با میانجیگری ولع غذا مثبت و با میانجی گری پردازش هیجانی منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد مشکلات پردازش هیجان، ولع غذا و حساسیت به تنبیه و پاداش نقش معناداری در سبب شناسی و تداوم خوردن بیمارگون ایفا می کنند و تمرکز بر تعامل این عوامل می تواند در پیشگیری و درمان مشکلات خوردن افراد دارای اضافه وزن و چاقی سودمند باشد.
تأثیر برنامه خواندن مبتنی بر حافظه کاری واجی بر آگاهی واج شناختی کودکان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
103 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، ارزیابی و تعیین اثربخشی یک برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری (حلقه آوایی) برای افزایش آگاهی واج شناختی در کودکان مبتلا به نارساخوانی بود. روش: این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان پایه اول تا سوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری آموزش و پرورش شهرستان اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ است که پس از غربالگری و حذف آزمودنی های نامناسب، تعداد نمونه ها به 40 دانش آموز نارساخوان (پایه های اول تا سوم) کاهش یافت که به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش (هر کدام 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه برنامه بهبود خواندن را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل بدون مداخله ماندند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون تشخیصی اختلال خواندن (کرمی، ۱۳۹۹)، آزمون هوش ریون (1938)، و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و همکاران، ۱۳۸۴) بودند. اندازه گیری ها در هر دو گروه قبل از مداخله، بلافاصله پس از آن و شش ماه بعد (دوره پیگیری) انجام شد. یافته ها:تحلیل آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که نمرات گروه آزمایش در متغیر آگاهی واج شناختی به طور معناداری افزایش یافته است (p < 0.05). در گروه کنترل چنین بهبودی مشاهده نشد. نتیجه گیری: برنامه بهبود خواندن مبتنی بر مدل حافظه کاری در بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی مؤثر
The Mediating Role of Financial Anxiety in the Relationship between Coping Strategies and Marital Stress during an Economic Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Financial anxiety can affect the lives of many people, but in the literature, especially in Iran, it has not received much attention. The aim of this study was to determine the mediating role of financial anxiety in the relationship between coping strategies and marital stress.
Methods: The statistical population of the study is married people in Isfahan city. The Research method was correlation-path analysis. By convenience sampling method, 200 people were selected and completed the Financial Anxiety Questionnaire (FAQ), Coping Strategies Questionnaire (CISS), and Marital Stress Scale (MSS). Amos-24 software was used for the final evaluation of the model.
Results: Findings showed that problem-focused coping strategy and emotion-focused coping strategy indirectly affect marital stress through financial anxiety in married people. The normalized chi-square index is 1.34, the root of the mean squared error (RMSEA) is 0.04, and CFI = 0.99, TLI = 0.96, GFI = 0.99, and NFI = 0.98. Then it can be claimed that the model has a good fit.
Conclusion: Based on the results of this study, it can be said that the coping strategies that people use to deal with stressful situations affect their financial anxiety and, subsequently, their marital stress.
پیش بینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف پیش بینی وفاداری به برند و سبک های تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های وفاداری به برند و شبکه های مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده Smartpls بود. یافته ها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و همچنین سبک های تصمیم گیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05). نتیجه گیری: یافته ها به میزان قدرت شبکه های مجازی در پیش بینی وفاداری به برند و سبک های خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان می دهد. این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکه های مجازی بر رفتار مصرف کنندگان هم راستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرم ها را در بازاریابی مدرن نشان می دهند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
25 - 36
حوزههای تخصصی:
طلاق یکی از تجارب تنش زای خانواده است که می تواند منجر به تاب آوری پایین در بین زوجین شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی بود. روش این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم سال 1402-1401 تشکیل می دهد که از این بین تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (در هر گروه 20 نفر) گمارش تصادفی شد. پیش آزمون و پس آزمون بعد از مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی اجرا گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و برای تحلیل فرضیه ها نیز از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر روی متغیر تاب آوری اثربخشی داشتند (0/05>p). با توجه به نتایج پژوهش حاضر بین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی در متغیر وابسته تفاوت وجود داشت که میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشتر از طرحواره درمانی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش تاب آوری و بهبود وضعیت زنان مطلقه تاثیر دارد.
اثربخشی روش های یاددهی- یادگیری مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی - عاطفی یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
300 - 310
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی و عاطفی یادگیری زبان انگلیسی بود. در راستای این هدف و در قالب طرح آزمایشی بین گروهی با پیش آزمون و پس آزمون از دانش آموزان پایه نهم شهرستان بستان آباد است. آزمودنی ها 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (دو کلاس 15 نفره) جایگزین شدند. سپس برای گروه های آزمایشی راهبردهای آموزشی مبتنی بر مغز طی 10 جلسه به مرحله اجرا گذارده شده و برای گروه کنترل، مداخله ای به عمل نیامده جهت اندازه گیری بازده های شناختی - عاطفی یادگیری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از آزمون پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی و پرسشنامه انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی گاردنر استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد بهبود بازده های شناختی- عاطفی یادگیری زبان انگلیسی اثربخش است. این یافته ها تلویحات کاربردی در عرصه های آموزش زبان انگلیسی داشته که به طور مبسوط مورد بحث واقع می شود.
Assessing the Impact of Cognitive Behavioral Therapy on Irrational Beliefs, Anxiety Sensitivity, and Resilience in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder: A Quasi-Experimental Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of preventive Counselling, Volume ۶, Issue ۲, June ۲۰۲۵
103 - 115
حوزههای تخصصی:
Aim: Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) is a chronic mental health condition marked by persistent, intrusive thoughts and repetitive behaviors or mental acts that individuals feel compelled to perform. This study examines the efficacy of Cognitive Behavioral Therapy (CBT) in addressing irrational beliefs, anxiety sensitivity, and resilience in patients with OCD. Method: The research employed a semi-experimental, pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included patients diagnosed with OCD at Ardabil City in 2024. A total of 34 students with patients were selected using purposive sampling and were divided into experimental (n=17) and control (n=17) groups. The experimental group attended eight 90-minute CBT sessions, while the control group received no intervention. Data collection involved administering the Obsessive-Compulsive Disorder Questionnaire, Irrational Beliefs Questionnaire, Anxiety Sensitivity Index, and Resilience Questionnaire. The data were analyzed using multivariate analysis of covariance in SPSS-27. Finding: The results indicated that CBT significantly decreases helplessness for change (F=38.59), demand for approval (F=27.35), problem avoidance (F=36.69), emotional irresponsibility (F=33.58), physical (F=34.28), cognitive (F=28.97), social (F=32.62), and increases resilience (F=38.29) in patients with OCD (P<0.001). Conclusion: These findings demonstrate that CBT effectively reduces irrational beliefs and anxiety sensitivity while enhancing resilience in OCD patients. This supports the broader use of CBT in clinical settings to address these psychological factors in OCD management specifically.
پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با میانجی گری تاب آوری کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۸۲-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی با فرسودگی کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، کارکنان صنایع پتروشیمی خلیج فارس به تعداد 1600 نفر در سال 1403 بود که 250 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI)، ارگونومی شناختی شفیعی (1401)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981،MBI ) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003، CD-RISC) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس انعطاف پذیری شناختی، ارگونومی شناختی و تاب آوری بر فرسودگی شغلی در کارکنان اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی بر فرسودگی شغلی با میانجی گری تاب آوری در کارکنان تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و ارگونومی شناختی و همچنین تاب آوری می توان از فرسودگی شغلی در کارکنان کاست.
Spousal Support and Marital Satisfaction: The Mediating Role of Gratitude Expression(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to examine the direct and indirect relationships between spousal support and marital satisfaction, with gratitude expression as a mediating variable. Methods and Materials: A descriptive correlational design was employed with 370 married individuals from Armenia, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Data were collected using standardized instruments for marital satisfaction, spousal support, and gratitude expression. Analyses were conducted in two stages: Pearson correlation analysis in SPSS-27 to examine bivariate associations, and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using established indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. Findings: Pearson correlations revealed that spousal support was significantly associated with both marital satisfaction (r = .58, p < .001) and gratitude expression (r = .51, p < .001), while gratitude expression was also correlated with marital satisfaction (r = .46, p < .001). SEM demonstrated acceptable model fit (χ²/df = 1.93, GFI = 0.93, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.049). Direct effects showed that spousal support positively predicted marital satisfaction (β = 0.37, p < .001) and gratitude expression (β = 0.44, p < .001), while gratitude expression also predicted marital satisfaction (β = 0.29, p = .001). The indirect effect of spousal support on marital satisfaction through gratitude expression was significant (β = 0.13, p = .002), confirming partial mediation. Conclusion: Findings underscore the dual importance of supportive behaviors and gratitude expression in shaping marital satisfaction. Spousal support enhances satisfaction both directly and indirectly by fostering gratitude, suggesting that couples who both provide support and express appreciation are more likely to sustain fulfilling relationships.
Constructing Parenthood After Infertility: A Narrative Study of Adoptive Parents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to explore how adoptive parents construct their identities and meaning of parenthood following experiences of infertility. Methods: This qualitative research employed a narrative methodology to investigate the lived experiences of 31 adoptive parents residing in Austria, all of whom had previously experienced infertility. Participants were recruited through purposive sampling, ensuring diversity in gender, relationship status, and duration since adoption. Data were collected through semi-structured interviews, each lasting between 60 and 90 minutes. Interviews were transcribed verbatim and analyzed using thematic narrative analysis with the assistance of NVivo software. Theoretical saturation guided the cessation of data collection. Data analysis focused on identifying shared themes and patterns in the way participants narrated their transition from infertility to adoptive parenthood. Findings: Three major themes emerged from the data: Redefining Parenthood, Emotional Journey, and Social and Relational Adjustments. Within these categories, participants described subthemes such as letting go of biological ties, reconstructing identity, symbolic rituals, emotional ambivalence, hope and renewal, navigating social stigma, and coping with institutional processes. Participants emphasized the importance of narrative reconstruction, spiritual or moral reframing, and peer support in legitimizing their parental identity. Despite the fulfillment found in adoption, many expressed that emotional residues from infertility persisted, shaping their experience of parenthood in both subtle and explicit ways. Conclusion: The findings highlight that adoptive parenthood after infertility is a complex, emotionally layered, and socially negotiated process. Narrative identity construction plays a vital role in helping individuals reconcile reproductive loss with the joys and challenges of adoption.
The Effectiveness of Premarital Education Using the Interpersonal Awareness and Choice Method on Marital Stability and Emotional Expressiveness(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method in enhancing marital stability and emotional expressiveness among engaged couples. Methods and Materials: A randomized controlled trial design was used involving 30 participants recruited from premarital counseling centers in Tehran. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15), which received a ten-session premarital education program, and a control group (n = 15), which received no intervention during the study period. The intervention was delivered in weekly 60-minute group sessions focusing on interpersonal awareness, emotional literacy, and decision-making in romantic relationships. Standardized instruments were used to measure marital stability and emotional expressiveness at three time points: pretest, posttest, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to assess within-group and between-group differences over time. Findings: Results indicated a significant interaction effect between time and group for marital stability (F(2, 56) = 14.72, p < 0.001, η² = 0.34), with the experimental group showing greater improvements compared to the control group. Similarly, emotional expressiveness demonstrated a significant group-by-time interaction (F(2, 56) = 17.59, p < 0.001, η² = 0.38), with post-hoc comparisons revealing that the experimental group had significantly higher scores at both posttest and follow-up phases. All assumptions for repeated measures ANOVA were confirmed prior to analysis. Conclusion: The findings suggest that premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method is an effective intervention for promoting emotional expressiveness and marital stability among engaged individuals. These results highlight the value of incorporating structured emotional and interpersonal training into premarital counseling services to support relationship resilience and long-term satisfaction. Keywords: Premarital education, interpersonal awareness, emotional expressiveness, marital stability.