فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
200 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف: زندگی در خوابگاه و دور از خانواده، دانشجویان را با چالش های هیجانی و رفتاری روبرو می کند و به همین دلیل هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ناگویی هیجانی دانشجویان دختر خوابگاهی بود. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی دانشجویان دختر ۲۰ الی ۳۰ ساله مقیم خوابگاه دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که ۴۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرگروه ۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش را دریافت کردند اما مداخله ای برای گروه کنترل انجام نشد. هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و ناگویی هیجانی بگبی و همکاران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سنجیده شدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش تنظیم هیجان توانسته است تفاوت معناداری بین دو گروه در دو متغیر پژوهش ایجاد کند بدین صورت که تأثیر ۱۷ درصدی بر افزایش تحمل پریشانی (۷۷/۷ = F، ۰۱/۰ > p) و تأثیر ۱۳ درصدی بر کاهش ناگویی هیجانی گروه آزمایش داشته است (۷۹/۵ = F، ۰۵/۰ > p). نتیجه گیری: با آموزش مهارت های تنظیم هیجان به دانشجویان می توان توانایی هیجانی آن ها را جهت زندگی در شرایط چالش برانگیز خوابگاه افزایش داد.
از بازآفرینی مسیر شغلی تا ادراک موفقیت شغلی: واکاوی نقش استخدام پذیری و حمایت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
139 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: با تحول الگوهای اشتغال در دنیای معاصر، درک موفقیت شغلی دیگر صرفاً بر مبنای مسیرهای شغلی خطی و سازمان محور تعریف نمی شود، بلکه نیازمند الگوهای خودراهبر و منعطف است. در این میان، بازآفرینی مسیر شغلی به عنوان فرآیندی آگاهانه برای بازطراحی اهداف، نقش ها، مهارت ها و محیط کاری، نقشی کلیدی در شکل دهی به تجربه و ادراک موفقیت شغلی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بازآفرینی مسیر شغلی بر ادراک موفقیت شغلی با درنظرگرفتن نقش میانجی ادراک استخدام پذیری و نقش تعدیل گر حمایت سازمانی ادراک شده است. روش: برای تحقق هدف پژوهش از روش پیمایش و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پرسشنامه پژوهش میان 497 نفر از کارکنان شرکت های کارگزاری بازار سرمایه ایران به صورت تصادفی توزیع شد. نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، بازآفرینی مسیر شغلی تأثیر مثبتی بر ادراک موفقیت شغلی دارد و این اثر از طریق ادراک استخدام پذیری میانجی گری می شود. به علاوه، حمایت سازمانی ادراک شده در این رابطه نقش تعدیل گر ایفا می کند. نتیجه گیری: ادراک موفقیت شغلی مفهومی است که هم از طریق عاملیت فردی و تسهیل مداخلاتی مانند بازآفرینی مسیر شغلی توسط خودِ فرد حاصل می شود و هم تابع حمایت های سازمانی است.
Global Trends and Evolution in Eye Tracking Research: A Scientometric Analysis Using VOS Viewer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction and Objective: Eye-tracking has emerged as a powerful tool in psychology, education, and technology, and understanding its global research trends is essential for mapping its scholarly evolution. This study aims to explore the global trends and developmental trajectory of Eye Tracking research by employing a scient metric analysis to offer a holistic overview of its scholarly growth and impact. Research Methodology: A systematic search was conducted in the Web of Science database, retrieving 4,370 relevant articles published between 1990 and 2021. The data were analyzed using VOS viewer software through co-authorship networks, keyword co-occurrence mapping, and trend visualization techniques. Findings: The results reveal a significant and accelerating growth in Eye Tracking publications, particularly over the past decade. Prominent keywords such as Eye-tracking, Movements, Information, Attention, Perception, Children, and Performance reflect the field's thematic diversity and growing relevance across various disciplines. A notable shift in research focus is observed—from early investigations into psychological disorders to more recent emphasis on cognitive processes and executive functions. Conclusion: This study provides a comprehensive roadmap of the evolution of Eye Tracking research, offering valuable insights into past trends, present hotspots, and future directions, with implications for its application in domains such as education, marketing, and technology. Value: The novelty of this research lies in its integrative use of scient metric tools to identify emerging topics, map interdisciplinary connections, and highlight underexplored areas in Eye Tracking studies.
Body Image in the Mirror of Psychodrama: A Group Therapy Report(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction and Objective: Negative body image is one of the most common problems among women and is associated with various psychological disorders such as obsessive-compulsive disorder, anxiety, anorexia nervosa, bulimia nervosa, and depression. This issue appears to be a psycho-social problem; therefore, group psychotherapies may serve as effective treatment methods. Despite its potential suitability, psychodrama has rarely been used in studies addressing negative body image. The present study aimed to investigate the effectiveness of group psychodrama on the modulation of negative body image in a group of girls. Research Methodology: Fifteen girls with negative body image, aged 18 to 22 years, participated in this randomized controlled trial. Participants were randomly assigned to an intervention group (n = 8) and a control group (n = 7). The intervention group attended 12 sessions of group psychodrama, while the control group was placed on a waiting list. The effectiveness of the intervention was evaluated using the Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire (MBSRQ). Findings: The findings showed that group psychodrama was significantly effective in modifying the negative body image of the participants. Conclusion: Group psychodrama is effective in moderating negative body image and demonstrates feasibility as a therapeutic method for addressing similar problems.
ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
143 - 157
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایشهای اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است.
روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازهای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایشهای اجتماعی مطلوب استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تکعاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشاندهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگیهای قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایشهای اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایتبخش است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار میتواند بینشهای ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینههای پژوهشی و کاربردی روانشناسی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
60 - 71
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط (DMX-12) در دانشجویان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی، به لحاظ روش گرد آوری اطلاعات پیمایشی، و از نظر روش شناسی از جمله مطالعات روان سنجی بود که در قالب یک طرح پژوهش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد 18 تا 40 ساله با تابعیت ایرانی در شش ماه نخست سال 1403 بود. حجم نهایی پژوهش به تفکیک کل تحلیل، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب 342 نفر (264 زن و 78 مرد)، 138 نفر و 204 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روایی سازه این پرسشنامه با تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی، پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و پایایی بازآزمایی، روایی همگرای آن از طریق بررسی همبستگی پیرسون آن با ویراست دوم سیاهه افسردگی بک (BDI-II) و سیاهه نشانه شناسی سریع افسردگی (QIDS-SR) ارزیابی گردید. داده ها با کمک نسخه 27 نرم افزار SPSS و نسخه 24 نرم افزار Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که گویه های این پرسشنامه سه عامل تنش و حواس پرتی، واکنش پذیری و بی ثباتی و تکانشگری و پرخاشگری را تشکیل داده و در مجموع 08/37 درصد واریانس کل پرسشنامه را تبیین می کنند. تحلیل عاملی تأییدی نیز مؤید ساختار عاملی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی بود. نتایج نشان داد ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، عامل تنش و حواس پرتی، عامل واکنش پذیری و بی ثباتی و عامل تکانشگری و پرخاشگری به ترتیب 84/0، 78/0، 72/0 و 74/0 می باشد که حاکی از همسانی درونی مطلوب آنها است. تحلیل های همبستگی نیز روایی همگرای این پرسشنامه را تأیید کردند. نتیجه گیری: نتایج ذکر شده نشان می دهند که نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ لذا می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش اختلال افسردگی با ویژگی های مختلط در زمینه های پژوهشی و بالینی مختلف استفاده کرد.
اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۱۸۵-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه انجام مداخله باهدف افزایش رفتارهای اخلاقی و مدنی-تحصیلی و کاهش رفتارهای فریبکارانه تحصیلی مهم و ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس غیردولتی رجایی شهر کرج در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش هوش اخلاقی بوربا قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه های فریب کاری تحصیلی فارنسه و همکاران (2011) و رفتارهای مدنی-تحصیلی گل پرور (1389) ابزار پژوهش حاضر بودند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی (01/31 =F) و رفتارهای مدنی-تحصیلی (86/11 =F) دختران نوجوان اثربخش بود (05/0 >P). اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بوربا بر فریب کاری تحصیلی و رفتارهای مدنی-تحصیلی دختران نوجوان در دوره پیگیری نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود در راستای کاهش رفتارهای فریبکارانه و بهبود و گسترش رفتارهای اخلاقی در مدارس، از آموزش های مبتنی بر هوش اخلاقی توسط مشاوران مدارس استفاده گردد.
تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: در حوزه اختلال سلوک طیف گسترده ای از مداخلات بر آموزش والدین کودک تمرکز داشته است تا به دورن نوجوانی و اگر به اختلال سلوک در دوره نوجوانی توجه نشان داده نشود، این اختلال می تواند درآینده منجر به پیامدهای نامطلوبی گردد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی و اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی نوجوانان با اختلال سلوک بود. روش: روش پژوهش آمیخته (کیفی –کمی) بود. در بخش کیفی با تحلیل محتوا برنامه تدوین و اعتباریابی شد و بخش کمی شامل روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه همراه با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه بخش کیفی شامل مجموعه آثار و 30 متخصص بوده که براساس تحلیل محتوا منابع مورد نظر انتخاب شد و برای اعتبار یابی برنامه 10 متخصص با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و جامعه بخش کمی، شامل تمامی نوجوانان 12 تا 16 ساله با اختلال سلوک شهر اصفهان در سال 1402 بود، که 24 نوجوان با اختلال سلوک با روش نمونه گیری هدفمند از کانون اصلاح و تربیت انتخاب و به شیوه تصادفی در 2 گروه آزمایش (12 نفر) و گواه (12 نفر) گمارش شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) بود. برنامه آموزشی در 12 جلسه 45 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و اندازه گیری مکرر تحلیل با استفاده از نرم افزار SPSS.26 تحلیل شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که برنامه تدوین شده روایی محتوایی قابل قبولی دارد. یافته های بخش کمی نشان داد که برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی موجب بهبود خودتنظیمی هیجانی (01/0 >p) نوجوانان با اختلال سلوک شده است. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود اجرای برنامه آموزش نظریه ذهن مبتنی بر شناخت اجتماعی در اولویت آموزشی درمانگران با اختلال سلوک قرار گیرد.
اختلالات مصرف مواد و رفتارهای خودکشی: مقایسه مواد غیر قانونی و متادون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
شیوع خودکشی در میان افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد همچنان یک مسئله مهم سلامت عمومی در سطح جهان است. مرور متون پزشکی نشان می دهد که هم اعتیاد به مواد و هم اعتیادهای رفتاری ارتباط نزدیکی با افزایش افکار و تلاش برای خودکشی دارند. یک بررسی نظام مند که آرمون و همکاران انجام دادند، نشان داد 35 درصد از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افکار خودکشی را گزارش کردند، درحالی که 20 درصد در سال گذشته اقدام به خودکشی کرده بودند [1]. در بین افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری، افکار خودکشی در اختلال قمار (22/9) و اعتیاد جنسی (18/2) بالاترین میزان بود [2]. عواملی مانند سابقه اقدام به خودکشی قبلی، افسردگی و سوء مصرف چند ماده به طور قابل توجهی خطر خودکشی را افزایش می دهند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین و عدم حمایت خانواده نیز به افزایش آسیب پذیری کمک می کند [2].
طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۱۵۵-۱۳۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رخدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند باعث از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین محرومیت هیجانی و ناگویی خلقی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بودند که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین مراجعان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، ناگویی خلقی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و محرومیت هیجانی (یانگ، 1998) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین محرومیت هیجانی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین محرومیت هیجانی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی به واسطه ناگویی خلقی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس محرومیت هیجانی با میانجی گری ناگویی خلقی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات محرومیت هیجانی و تعدیل ناگویی خلقی استفاده کنند.
اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفیت دوستی در بین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
173-200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفت دوستی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. نمونه آماری شامل تعداد ۴۰ نفر از آنان بر اساس نقطه برش نمرات پایین از75 برای مقیاس های سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران و نمرات پایین از28 برای کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (۲۰ نفر در هر گروه) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران (1979) و پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند (1380) بود. برنامه مداخله ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گروس و تامسون (2007) به گروه آزمایش مدت ۱۰ جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شده و در نهایت پس آزمون و پیگیری از دو گروه آزمایش و گواه گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر با نرم افزار 23 spss-تحلیل شدند. نتایج نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر متغیر سرسختی روان شناختی و مؤلفه های آن، کنترل، تعهد و چالش طلبی و متغیر کیفیت دوستی و مؤلفه های آن، مجاورت، صمیمیت و افشای خود و وفاداری و اعتماد مؤثر بود (01/0>P). همچنین، اثربخشی در مرحله پیگیری 4 ماهه تداوم داشت. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این راهبردها می توانند به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر برای تقویت سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت روابط دوستی در نوجوانان مورد استفاده قرار گیرند.
Mediating Role of Organizational Envy in the Relationship between Quality of Work Life, Job Burnout, and Organizational Productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the mediating role of organizational envy in the relationship between quality of work life, job burnout, and organizational productivity among employees at Zahedan University of Medical Sciences. A descriptive-correlational design was employed using structural equation modeling (SEM). A total of 165 employees were selected through convenience sampling. Data were collected using validated questionnaires: the Organizational Envy Questionnaire (Valizadeh & Azarbayejani, 2009), the Job Burnout Questionnaire (Reis & Xanthopoulou, 2015), the Quality of Work Life Questionnaire (Lopez et al., 2007), and the Organizational Productivity Questionnaire (Hersey & Goldsmith, 2002). Data were analyzed using Smart PLS–4 software, incorporating Pearson correlation, reliability and validity tests (Cronbach’s alpha, composite reliability, AVE, HTMT), and bootstrapping for mediation analysis. Organizational envy showed significant negative correlations with organizational productivity ( r = -0.43, p < 0.01) and quality of work life ( r = -0.18, p < 0.05), but was not significantly related to job burnout. Quality of work life significantly predicted reduced burnout ( β = -0.417, p < 0.001), lower envy ( β = -0.252, p < 0.05), and increased productivity (β = 0.299, p = 0.001). Organizational envy significantly reduced productivity ( β = -0.384, p < 0.001), yet it did not mediate the relationship between quality of work life and either burnout or productivity. Based on the findings, enhancing the quality of work life directly contributed to reducing job burnout and increasing organizational productivity, underscoring its strategic importance in human resource development.
تجربه برش هیجانی از منظر فرزندان دختر بزرگسال: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
34 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و درک عمیق تجربه زیسته دختران بزرگسال از برش هیجانی با خانواده انجام شد. روش: روش پژوهش، کیفی، از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. نمونه مورد مطالعه شامل 15 نفر از دختران بزرگسال در سنین 18-25 سالی بودند که تجربه برش هیجانی از خانواده داشتند. میانگین سنی شرکت کنندگان 5/21 سال بود. نمونه گیری به شکل هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابتدا با استفاده از خرده مقیاس برش هیجانی موجود در پرسشنامه تجدیدنظر شده تمایزیافتگی خود (اسکورون و فریدلندر، 1988)، افراد دارای تجربه برش هیجانی انتخاب شدند و سپس در گام دوم، با آنان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. سپس کلمه به کلمه پیاده سازی شده و به روش هفت مرحله ای کلایزی (1969) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 5 مضمون اصلی شامل: 1) عوامل مؤثر در تصمیم به برش هیجانی ؛ 2) دشواری های اجرای تصمیم به برش هیجانی؛ 3) آسیب های ایجاد شده به دنبال برش هیجانی؛ 4) سازگاری با برش هیجانی و 5) جنبه های رشدگونه برش هیجانی، شناسایی شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت دختران بزرگسالی که برش هیجانی از خانواده را تجربه می کنند با چالش های جدی روبرو هستند و آسیب های قابل توجهی می بینند، که لازم است تناسب شرایط شان، برای آنان و خانواده هایشان سیستم های حمایتی فراهم شود.
The Role of Body Image, Marital Satisfaction, and Happiness in Predicting Sexual Desire Among Married Women: A Correlational Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to explore how body image, marital satisfaction, and happiness influence the sexual desire of married women. Methods: Conducted as a descriptive correlational study, it involved 286 married women who visited pre-divorce counseling centers at the Bojnord General Prosecutor's Office in 2023. These participants, selected through convenience sampling, were summoned due to their husbands' complaints of non-compliance with conjugal rights. Data collection tools included the Body Image Questionnaire (Fisher), Oxford Happiness Questionnaire (Argyle et al.), Enrich Couple Scale (Olson), and Hollander Sexual Desire Questionnaire. Results: The analysis, which used correlation and stepwise multiple regression, revealed significant positive correlations between positive body image, marital satisfaction, happiness, and sexual desire (p < 0.05). Specifically, body image explained 39% of the variance in sexual desire, marital satisfaction accounted for 30%, and happiness accounted for 35%. Conclusion: The findings suggest that enhancing body image, marital satisfaction, and happiness could significantly boost sexual desire in married women, indicating that targeted interventions in these areas may be beneficial.
مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
322 - 334
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افسردگی یکی از مشکلات بسیار شایع در افراد مبتلا به سایبرکندریا است که نیازمند اقدامات و مداخلات موثر است، از این رو در این مطالعه به مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر در قالب یک طرح آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را نوحوانان مبتلا به سایبرکندریا شهر اصفهان تشکیل می دادند که در این میان تعداد ۴۵ پسر ۱۴ تا ۱۸ ساله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در ادامه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده در گروه های آزمایش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری و گروه کنترل قرار گرفتند . این افراد در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به تکمیل پرسش نامه افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پرداختند، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حکایت از آن داشت که درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری علائم افسردگی را کاهش داده است (05/0>P). از طرفی دیگر درمان شناختی رفتاری نیز در کاهش علایم افسردگی به طور معناداری نتیجه بخش بوده است (05/0>P). اما بین مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری تفاوت معناداری در کاهش افسردگی مشاهده نشد. نتیجه گیری: این یافته ها از اثربخشی هر دو مداخله در کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا حمایت می کنند و درمانگران می توانند برای کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا از این مداخلات استفاده کنند.
Self-Esteem in Marital Relationships(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The objective of this study is to explore the role of self-esteem in marital relationships, examining how self-esteem influences marital satisfaction, communication, and overall relationship dynamics. Methods: This research utilizes a descriptive analytical narrative review approach. Data were collected from valid scientific databases, including both Persian and English sources such as Google Scholar, PubMed, SID, Magiran, and IranDoc. The inclusion criteria focused on peer-reviewed studies that examined the link between self-esteem and marital relationships. A qualitative content analysis was conducted to identify key themes, patterns, and differences across the literature. Findings: The analysis reveals that self-esteem is a critical factor in marital satisfaction, with individuals possessing higher self-esteem experiencing more fulfilling and stable relationships. Self-esteem also plays a significant role in improving communication between couples, reducing marital conflicts, and enhancing emotional intimacy. Furthermore, the review highlights a reciprocal relationship between self-esteem and sexual satisfaction, where individuals with higher sexual self-esteem demonstrate better marital functioning. Cross-cultural comparisons between Persian and English literature suggest similar themes but also reveal cultural nuances in the perception and role of self-esteem within marriages. Conclusion: The findings emphasize the importance of self-esteem in marital relationships, suggesting that higher self-esteem leads to better marital satisfaction, improved communication, and reduced conflicts. Interventions aimed at boosting self-esteem, particularly among women, could have a positive impact on marital dynamics and overall family well-being. The study calls for greater attention from family counselors and institutions to promote self-esteem through workshops and educational programs, ultimately contributing to happier and more stable marriages.
A Comprehensive Review of the Impact of Family Cohesion, Religious Values, and Spiritual Intelligence on Youth Susceptibility to Addiction(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aims to explore the impact of spiritual intelligence and family cohesion on youth addiction prevention. Methods: A comprehensive review of the literature was conducted using peer-reviewed journal articles, books, and authoritative reports published between 2000 and 2024. Databases such as PubMed, PsycINFO, Scopus, and Google Scholar were searched using keywords related to spiritual intelligence, family cohesion, and youth addiction. Inclusion criteria focused on studies examining the relationship between these variables and their role in substance abuse prevention among adolescents and young adults. Findings: The review identified several protective mechanisms through which spiritual intelligence contributes to resilience, such as self-awareness, moral integrity, and emotional regulation. Similarly, family cohesion, characterized by effective communication, emotional support, and strong parental bonds, was found to significantly reduce the risk of substance abuse in youth. An interactive effect was observed, where spiritual intelligence and family dynamics together enhanced adolescents’ ability to cope with stress and peer pressure, minimizing the likelihood of engaging in addictive behaviors. Conclusion: Spiritual intelligence and family cohesion are crucial protective factors in preventing youth addiction. Early interventions that focus on fostering spiritual intelligence and strengthening family relationships can effectively reduce addiction risk. The article emphasizes the need for educational programs and community-based initiatives to promote these protective factors from adolescence.
Impact of Pilates Training on the Levels of Depression and Self-Esteem in School Teachers
حوزههای تخصصی:
Objective : It is crucial to prioritize the enhancement of teachers’ mental health within the education system. As a result, this study aims to examine the impact of a Pilates training course on the psychological and mental well-being of school teachers, encompassing aspects such as depression and self-esteem. Methods : The research was carried out using a quasi-experimental approach. The study involved 60 elementary school teachers who were chosen through convenience sampling and then randomly and equally divided into two groups - experimental and control. Data was collected using standard questionnaires. T tests and ANCOVA were used to analyze data. Results : The results showed that there is no significant difference in both depression and self-esteem in the pretest (both P>0.05). However, it was observed that experimental group had significantly lower depression and higher self-esteem compared to control group in the posttest (both P=0.001). Finally, the results of ANCOVA showed significant differences between experimental and control groups in both depression and self-esteem (both P=0.001). Conclusions : These findings indicate that it is possible to recommend Pilates exercise and movement activities as a way to improve mental health, self-esteem, satisfaction with life, efficiency, positive mood and reduce mental and emotional tensions in school teachers.
رابطه هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با قصد کارآفرینانه: نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین میزان برازش مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی بود. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و جامعه آماری شامل مدیران مدارس شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 400 نفر بود؛ که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 196 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ی پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و همکاران، پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینانه دی نابل و همکاران، پرسشنامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران و پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال بود و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و ضرایب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر قصد کارآفرینانه، سرمایه اجتماعی بر خودکارآمدی کارآفرینانه، خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی با میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار بوده است (t ≥ 1.96; P ≤ 0.05)؛ اما ضریب مسیر مستقیم هوش فرهنگی بر خودکارآمدی کارآفرینانه و اثر غیرمستقیم هوش فرهنگی به واسطه خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه معنی دار نبود. نتیجه گیری: مدل مفهومی قصد کارآفرینانه بر اساس هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی با نقش واسطه ای خودکارآمدی کارآفرینانه با مدل تجربی برازش دارد و سرمایه اجتماعی از طریق خودکارآمدی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی داری دارد اما خودکارآمدی کارآفرینانه میانجی معنی داری برای هوش فرهنگی و قصد کارآفرینانه در این پژوهش نیست.
طراحی و بررسی ویژگی های روانسنجی ابزار سنجش هوش ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۲۵۹-۲۳۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: هوش ورزشی به عنوان توانایی پردازش و واکنش مؤثر به محرک های محیطی، به ویژه در ورزش های سطح بالا، نقش کلیدی ایفا می کند و شامل مؤلفه هایی چون زمان واکنش، توجه، دقت، مهارت های همزمان و انعطاف پذیری ذهنی است. بسیاری از مطالعات به اهمیت این مؤلفه ها در موفقیت ورزشی پرداخته اند، اما ابزارهای موجود تنها به ارزیابی جنبه های محدودی از هوش ورزشی پرداخته و به طور جامع توانایی های چندگانه ورزشکاران را در شرایط پویا نمی سنجند. این شکاف پژوهشی نیاز به طراحی ابزاری جامع و روان سنجی شده را برجسته می سازد که بتواند با ارزیابی چندبعدی، درک دقیق تری از توانمندی های شناختی و عملکردی ورزشکاران ارائه دهد. بنابراین، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی این ابزار می تواند به شکل گیری معیارهای معتبر در ارزیابی هوش ورزشی و بهبود عملکرد ورزشی منجر شود. هدف: این پژوهش باهدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی ابزار هوش ورزشی در میان ورزشکاران و غیرورزشکاران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع ساخت ابزار بود. جامعه آماری آن شامل تمامی ورزشکاران و غیرورزشکاران 16 تا 55 ساله استان البرز در سال 1401 بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 624 نفر انتخاب شدند. علاوه بر ابزار هوش ورزشی، از آزمون هوش کتل (1961) نیز استفاده شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS نسخه 27 و R نسخه 4.0.2 و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد و ضریب همبستگی درون طبقه ای تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ابزار هوش ورزشی شامل پنج عامل است. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد هوش ورزشی و آزمون هوش کتل مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی ملاکی مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7 /0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ابزار هوش ورزشی از روایی و اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی هوش ورزشی در افراد 16 تا 55 سال مورد استفاده قرار گیرد.