ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۸۰۱.

تدوین چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هدف این پژوهش تدوین چارچوبی بومی برای روان درمانی عرفانی بر پایه آموزه های مولانا است؛ چارچوبی که با تکیه بر ظرفیت های عرفان ایرانی _ اسلامی، فهمی عمیق تر از ماهیت انسان، منشأ رنج روانی و مسیر درمان ارائه کند. ▐روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و با بهره گیری از تحلیل مضمون انجام شد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه های روان درمانی به عنوان مضامین اولیه (قیاسی) تعیین گردید. سپس شش دفتر مثنوی معنوی به عنوان منبع اصلی داده ها تحلیل شد و مضامین مرتبط با آموزه های مولانا، همراه با مضامین نوظهور، به صورت استقرایی استخراج گردید. در مجموع حدود ۶۰۰ کد اولیه به دست آمد که پس از تجمیع و سازمان دهی در قالب ۴۴ مضمون فرعی و ۱۱ مضمون اصلی دسته بندی شد. برای سنجش اعتبار، یافته ها توسط پنج متخصص روان شناسی و ادبیات عرفانی بررسی و تأیید شد و شاخص روایی محتوایی کل (S-CVI/Ave) بیش از 0.79 به دست آمد. ▐یافته ها: بر اساس دیدگاه مولانا، انسان دارای «خود اصیل» الهی و سالم است و در عین حال گرفتار «خودهای کاذب» ذهنی می شود که منشأ اصلی رنج روانی اند. مهم ترین آسیب ها شامل گرفتار شدن در هشیاری ذهنی، پندار کمال و دل بستگی به لذت های گذراست. سلامت روان در گرو رهایی از خودهای توهمی و بازگشت به حضور اصیل و تجربه یکتایی و یکپارچگی درونی است. در این چارچوب، تعارض های میان فردی ریشه در تعارض های درون فردی دارند و هدف نهایی درمان، آشکار شدن خود اصیل، دستیابی به هشیاری ناظر، تجربه آرامش و شادی اصیل درونی و تعالی انسانی است. ▐بحث و نتیجه گیری: چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا می تواند به عنوان رویکردی بومی و مکمل درمان های مرسوم، در ارتقای سلامت روان، مدیریت تعارض های درونی، افزایش خردمندی و رشد معنوی افراد مؤثر باشد. این چارچوب با تأکید بر خودشناسی، عبور از هویت های ذهنی و ارتقای هشیاری، ظرفیت فراهم کردن مبنایی برای توسعه مداخلات درمانی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی را دارد.
۸۰۲.

رابطه خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در زنان متأهل با نشانگان افسردگی: نقش میانجی پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۴
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی پریشانی روان شناختی در رابطه بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در میان زنان متأهل با نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از زنان متأهل ۱۸ تا ۵۰ ساله ی شهرستان میاندوآب با نشانگان افسردگی در سال 1403 بودند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه افکار خودکشی (BSSI؛ بک و همکاران، 1979)، سیاهه افسردگی (BDI-II؛ بک، 1961)، مقیاس خود خاموشی (STSS؛ جک و دیل، 1992)، پرسشنامه سوگیری تفسیری (AST-D؛ برنا و همکاران، 2011) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (KPDS؛ کسلر، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد خود خاموشی، سوگیری تفسیری و پریشانی روان شناختی اثر مستقیم مثبتی بر ایده پردازی خودکشی داشتند (01/0> p). خود خاموشی و سوگیری تفسیری اثر مستقیم مثبتی بر پریشانی روان شناختی داشتند (01/0> p). هم چنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد پریشانی روان شناختی بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی به طور مثبت و معنادار (01/0> p) نقش میانجی داشت. این نتایج نشان می دهد که خود خاموشی و سوگیری تفسیری با توجه به نقش مهم پریشانی روان شناختی می توانند تبیین کننده ی ایده پردازی خودکشی در زنان دارای نشانگان افسردگی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خودکشی ضروری است.
۸۰۳.

تدوین بسته آموزشی تقویت رابطه والد -کودک بر مبنای نظریه ذهنی سازی و سنجش اثر بخشی آن بر ظرفیت تاملی والدین، تنظیم هیجانی والدین و همچنین استرس فرزندپروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: آموزش فرزندپروری نقش کلیدی در ارتقای آگاهی، مهارت های والدین و کودکان و در نهایت سلامت روان فردی و اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی اثربخشی یک بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد والدگری تأملی (ذهنی سازی) صورت گرفته است؛ رویکردی که با تکیه بر ویژگی های مادران موفق و نظریه ذهنی سازی، به بهبود ابعاد کلیدی رابطه والد–کودک می پردازد. این بسته آموزشی هشت جلسه ای به صورت آنلاین برگزار شد و تمرکز آن بر ارتقای ظرفیت تأملی والدین، بهبود مهارت های تنظیم هیجانی، و کاهش استرس والدگری بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل (لیست انتظار) بود. گروه آزمایش شامل 13 مادر بود که طی هشت جلسه هفتگی در مداخله شرکت کردند و 14 مادر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان از میان مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال که به مرکز مشاوره مهرروان در تهران مراجعه کرده بودند و با مشکلات رفتاری و هیجانی کودک خود مواجه بودند، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ظرفیت تأملی والدین، چک لیست تنظیم هیجانی والدین، و نسخه کوتاه شاخص استرس فرزندپروری بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر ذهنی سازی منجر به بهبود معنادار ظرفیت ذهنی سازی در رابطه والد–کودک و مهارت های تنظیم هیجانی مادران در گروه آزمایش شده است. با این حال، کاهش استرس فرزندپروری به مداخله های چندبعدی یا مکمل نیاز دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گامی مؤثر در جهت توسعه مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی در حوزه فرزندپروری و انطباق آن با بافت فرهنگی ایران محسوب می شود، و می تواند به غنای ادبیات نظری و کاربردی این حوزه کمک کند
۸۰۴.

تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۵
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26   بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام  به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
۸۰۵.

پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۲
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
۸۰۶.

مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۹
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۸۰۷.

ضرورت ها و اهداف برنامه درسی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ضرورت ها و اهداف برنامه درسی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران در سال ۱۴۰۳ در شهرستان آزادشهر و با حمایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوای قراردادی صورت گرفت. جامعه پژوهش شامل اساتید علوم تربیتی، روان شناسی، الهیات و ادبیات فارسی، و نیز معلمان و مدرسان آشنا با موضوع تربیت عاطفی بود که با روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، ۱۸ نفر در پژوهش مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده های حاصل پس از پیاده سازی کامل با نرم افزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری) به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که ضرورت تربیت عاطفی در سه مقوله اصلی «پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی»، «بهبود کیفیت زندگی و یادگیری» و «تقویت نظام آموزشی و فرهنگی» و اهداف آن در سه محور «پرورش مهارت های عاطفی»، «بهبود رفتار و سلامت روان» و «تقویت ارزش های انسانی و فرهنگی» قابل طبقه بندی است. نتایج پژوهش علاوه بر شناسایی ضرورت ها و اهداف، منجر به استخراج مدل مفهومی تربیت عاطفی در آموزش ابتدایی ایران شد که روابط میان ضرورت ها و اهداف را تبیین می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گنجاندن مؤلفه های تربیت عاطفی در برنامه درسی رسمی دوره ابتدایی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری، کاهش اضطراب و پرخاشگری، افزایش تاب آوری، و تقویت همدلی و هویت فرهنگی دانش آموزان منجر شود. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی با تدوین چارچوبی بومی برای آموزش مهارت های عاطفی، زمینه توانمندسازی معلمان و مشارکت فعال خانواده ها را فراهم سازند تا پیوند خانه و مدرسه در جهت پرورش نسلی متعهد، مسئول و برخوردار از سلامت روان تقویت شود.
۸۰۸.

ارزشیابی و واکاوی قابلیت استفاده اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی قابلیت استفاده ی اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار از دو منظر مکمل «قابلیت استفاده آموزشی» و «قابلیت استفاده رابط کاربری» انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، «آمیخته با طرح تبیینی متوالی» بود. در بخش کمی، روش توصیفی-پیمایشی و همبستگی به کار رفت که جامعه ی آماری آن شامل کلیه ی 276 معلم مقطع ابتدایی شهرستان خلخال (بخش مرکزی) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که به روش سرشماری شرکت کردند. در بخش کیفی، جهت تبیین دقیق تر یافته های کمی، مصاحبه هایی با 8 نفر از خبرگان همین جامعه (انتخاب شده به روش هدفمند) انجام شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه ی استاندارد (CECAM) ناوارو و همکاران (2024) و در بخش کیفی، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، مدل سازی معادلات ساختاری (برای تایید مدل اندازه گیری و آزمون مدل ساختاری) و تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان دهنده ی ماهیت دوگانه ی قابلیت استفاده ی شاد است؛ این اپلیکیشن در خرده مقیاس های «طراحی»، «ناوبری» و «سفارشی سازی» (رابط کاربری) و «تعامل اجتماعی» (آموزشی) عملکردی بالاتر از حد متوسط داشت. در مقابل، در خرده مقیاس های «شخصی سازی»، «فعالیت ها»، «چندرسانه ای»، «محتوا» (آموزشی) و «بازخورد» (رابط کاربری) با ضعف های جدی مواجه بود. یافته های کیفی ضمن تأیید نتایج کمی، تبیین کرد که این ضعف ها ریشه در چالش هایی همچون «انعطاف ناپذیری مسیر یادگیری»، «فقدان بازخورد سیستمی و آنی»، «ماهیت منفعل تکالیف»، «فقر زیبایی شناختی» و «ضعف در طراحی پیام» دارد. نتایج نشان می دهد شاد برای تبدیل شدن به ابزار یادگیری مؤثر، نیازمند بازنگری راهبردی در قابلیت های آموزشی است. با توجه به محدودیت نمونه به یک منطقه، تعمیم نتایج به کل کشور باید با احتیاط صورت گیرد.
۸۰۹.

نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۵۳
زمینه: اختلال طیف اتیسم یکی از پیچیده ترین اختلالات رشدی است که بر توانایی های شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان تأثیر می گذارد. تنظیم هیجان و سبک های دلبستگی از عوامل مهمی هستند که می توانند به طور مستقیم بر مهارت های اجتماعی و میزان اضطراب کودکان مبتلا به این اختلال تأثیر بگذارند. با وجود پژوهش های متعدد در زمینه اختلال طیف اتیسم، هنوز خلأهای بسیاری در فهم کامل نقش واسطه ای تنظیم هیجان در این رابطه ها وجود دارد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه سبک های دلبستگی با مهارت های اجتماعی و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم در سال 1403-1402 در شهر کرمانشاه بود که از میان آن ها تعداد 200 کودک به صورت دردسترس با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، والد یا مراقب کودکان به پرسشنامه های سبک دلسبتگی در کودکی میانه (رونقی و همکاران، 1392)، مهارت های اجتماعی (بلینی و هوف، 2007)، تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1997) و اضطراب (راجرز و همکاران، 2016) پاسخ دادند. جهت تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار Spss-24 و Amos-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی ایمن تر با افزایش مهارت های اجتماعی (382/0 =β) و کاهش اضطراب (138/0- =β) در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم همراه است. همچنین تنظیم هیجان نقش میانجی در رابطه سبک دلبستگی و مهارت اجتماعی (067/0 =β) و سبک دلبستگی و اضطراب (029/0- =β) دارد (05/0 <p). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای مناسب توسط متخصصان طراحی شود و در مراکز و مدارس استثنایی ویژه اتیسم اجرا شود. همچنین برگزاری کارگاه های آموزش خانواده (به ویژه مادر/ مراقب) مبتنی بر نقش سبک دلبستگی بر مهارت های اجتماعی و اضطراب کودکان دچار اختلال طیف اتیسم تدارک دیده شود.
۸۱۰.

نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه ذهنیت های طرحواره ای با حل ناسازگارانه تعارض زنان تک والد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۲۸
زمینه: ذهنیت های طرحواره ای به عنوان الگوهای پایداری از افکار، احساسات و رفتارها که در دوران کودکی شکل می گیرند، می توانند در شیوه های مقابله با تعارضات نقش اساسی ایفا کنند. حل ناسازگارانه تعارض، به ویژه در زنان تک والد، می تواند با این ذهنیت ها در تعامل باشد و تحت تأثیر حساسیت بین فردی قرار گیرد. حساسیت بین فردی، به عنوان توانایی درک و پاسخ دهی به احساسات دیگران، ممکن است نقش میانجی در این رابطه ایفا کند. با این حال، تحقیقات موجود کمتر به بررسی نقش حساسیت بین فردی در این زمینه پرداخته اند، و شکاف پژوهشی در تبیین این روابط وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه ذهنیت های طرحواره ای و حل ناسازگارانه تعارض در زنان تک والد بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان 20 تا 30 ساله شهر تهران در نیمه ی دوم (شش ماه دوم) سال 1402 بودند. تعداد 359 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه حساسیت بین فردی (پارکر و بایس، 1989)، ذهنیت های طرحواره ای (یانگ و همکاران، 2003) و حل ناسازگارانه تعارض (توماس و کیلمن، 1974) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل براساس داده های تجربی برازش مطلوب دارد و همچنین ذهنیت های طرحواره ای اثرمستقیم بر سیک حل ناسازگارانه تعارض و نیز ذهنیت های طرحواره ای اثرغیرمستقیم به واسطه حساسیت بین فردی بر سبک حل ناسازگارانه تعارض در زنان تک والد دارد (05/0 >P). همچنین حساسیت بین فردی اثرمستقیم بر سبک حل ناسازگانه تعارض زنان دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند کاربردهای مهمی در حوزه مشاوره و مداخله های روانشناختی برای زنان تک والد داشته باشد. تقویت حساسیت بین فردی از طریق آموزش های مهارتی یا درمان های روانشناختی می تواند به بهبود شیوه های حل تعارض کمک کند و از تأثیرات منفی ذهنیت های طرحواره ای ناسازگار جلوگیری کند. این نتایج می توانند به طراحی برنامه های حمایتی برای این گروه آسیب پذیر کمک کنند و کیفیت زندگی آن ها را بهبود بخشند.
۸۱۱.

مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۴
زمینه: افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و اضطراب فراگیر از سوگیری توجه رنج می برند. در این راستا، فقدان مطالعات مشابه در بررسی سوگیری توجه در گروههای مورد مطالعه، مقایسه وضعیت سوگیری توجه در گروه های با اختلال با افراد بهنجار را ضرورت می بخشد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها)، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای (پس- رویدادی) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. جهت تعیین حجم نمونه، از بین پاسخدهندگان، به صورت هدفمند 15 نفر برای هر یک از چهار گروه (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها، اضطرابی ها و بهنجار) انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های وسواسی-اجباری (مادزلی، 1997) و اضطراب (بک، 1990) به روش در دسترس جهت غربالگری دانشجویان با اختلال توزیع شد. در نهایت آزمون استروپ هیجانی (استروپ، 1935) با چهار دسته واژه شامل واژه های انزجاری، اضطرابی، وارسی و خنثی به منظور بررسی سوگیری توجه بر روی این افراد اجرا گردید. پس از اجرای آزمون ها داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه شستشوکننده در مقایسه با سه گروه دیگر به شکل معناداری دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های انزجاری (0/001≥P) بود. گروه وارسی کننده نیز دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های وارسی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) و گروه اضطرابی دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های اضطرابی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده مبنی بر سوگیری توجه بیشتر در افراد دارای اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) و اختلال اضطراب فراگیر نسبت به گروه بهنجار، پیشنهاد می گردد از طریق اجرای مداخلات درمانی و توانبخشی شناختی مبتنی بر ارتقاء تمرکز به کاهش سوگیری توجه در دو گروه اقدام نمود.
۸۱۲.

پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
زمینه: منافع و نگرانی های عمومی اغلب برای مدیران مدارس دوراهی ایجاد می کند. به این ترتیب معضلات اخلاقی برای مدارس به عنوان مکان هایی که با تنوع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مشخص شده اند، وجود دارد. لذا بررسی ارتباط سبک های مدیریت و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان در جهت درک این تنوع ها چندگانه ضروری است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری بود. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران مدارس شهرستان سلماس در سال تحصیلی 1401 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 35 نفر از مدیران مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان سلماس بود که به توجه به حجم جامعه محدود به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های سبک های رهبری (سالزمن اندرکولک، 1982)، مقیاس ریاکاری روانشناختی در سازمان (قلیچ اوغلو و یالماز قلیچ اوغلو، 2019) و پرسشنامه سواد اخلاقی (استوکوویچ و بگلی، 2017) استفاده شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS.26 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به روش هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک های رهبری و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که به ترتیب سبک های رهبری آزادمنشانه 13 درصد، حساسیت اخلاقی 3 درصد و استدلال ورزی اخلاقی 7 درصد از واریانس ریاکاری روانشناختی در سازمان را در مدیران تبیین می کنند. نتیجه گیری: این مطالعه با تأکید بر اینکه کدام متغیرها با ریاکاری روانشناختی در سازمان مرتبط هستند و چه نوع رفتارهایی می تواند در مدارس ایجاد کند، به مدیریت آموزشی، رفتار سازمانی و ادبیات رهبری کمک می کند.
۸۱۳.

نقش باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی در پیش بینی شیفتگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی در پیش بینی شیفتگی تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی دوّم ناحیه ی یک شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای برآورد حجم نمونه از نرم افزار G-Power نسخه 1/3 استفاده شد. با در نظرگرفتن اندازه اثر 15/0، توان 95/0 و آلفای 05/0 حجم نمونه 120 نفر به دست آمد که به منظور افزایش تعمیم پذیری نتایج با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 150 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی راهبردهای انگیزشی یادگیری پنتریچ و دی گروت (1990)، پرسشنامه ی نیازهای اساسی خودتعیین گری دسی و رایان (2000)، پرسشنامه ی بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003) و پرسشنامه ی شیفتگی تحصیلی مارتین و جکسون (2008)، استفاده شد. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی با شیفتگی تحصیلی دانش آموزان رابطه ی مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون آشکار کرد که 68 درصد از واریانس شیفتگی تحصیلی دانش آموزان براساس باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی قابل پیش بینی است (01/0p<). بنابراین می توان نتیجه گرفت که باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی در پیش بینی شیفتگی تحصیلی دانش آموزان نقش دارند و برای افزایش شیفتگی تحصیلی در دانش آموزان ضروری است، مداخلاتی روی باورهای انگیزشی، خودتعیین گری و بهزیستی ذهنی صورت گیرد.
۸۱۴.

ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۲۲۲
مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی (SSCS) در دانشجویان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و اعتباریابی بود. از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه شاهد در فاصله روزهای 2 تا 23 تیرماه سال 1403 تعداد 274 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و علاوه بر (SSCS؛ رز و کوکووسکی، 2020)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (FNES-B؛ لیری، 1983)، مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSC؛ تامپسون و زوروف، 2004)، و سیاهه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانور و همکاران، 200) توسط ایشان تکمیل شد. جهت محاسبه پایایی بازآزمایی 30 نفر از افراد به فاصله سه هفته مجددا SSCS را تکمیل کردند. تحلیل عاملی تاییدی حاکی از برازش مطلوب مدل دو عاملی SSCS بود. همبستگی این مقیاس با FNES-B، SPIN، LOSC و SCS-SF، حاکی از روایی واگرا و همزمان مطلوب SSCS بود. آلفای کرونباخ برای دو عامل منفی و مثبت و نمره کل به ترتیب 76/0، 76/0 و 80/0، و پایایی بازآزمایی به ترتیب 62/0، 70/0 و 87/0 محاسبه شد. در نتیجه، نسخه فارسی SSCS، ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی بالینی و اهداف پژوهشی می باشد.
۸۱۵.

بررسی تأثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از این مطالعه بررسی تاثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده بود . پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. روش براساس ماهیت و روش اجرا، توصیفی-همبستگی و با توجه به مطالعه تاثیر متغیرها به نوعی از شیوه علی بود. جامعه آماری این تحقیق 960 نفر از پرستاران و کادر درمان بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی لاله در شهرک غرب تهران بوده است. محاسبه تعداد نمونه آماری با توجه به فرمول کوکران، تعداد اعضای نمونه آماری 274 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی استفاده شد. پرسشنامه های تحقیق شامل انطباق پذیری شغلی ساویکاس و پورفلی (2012)، چشم انداز شغلی آینده زیمباردو و بوید (1999) و اضطراب شغلی موسسه سلامت و ایمنی انگلستان (HSE) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از این بود که انطباق پذیری شغلی بر اضطراب شغلی تاثیر منفی و بر چشم انداز زمانی آینده تاثیر مثبت و معناداری دارد. انطباق پذیری شغلی تاثیری منفی بر اضطراب شغلی داشته و چشم انداز زمانی آینده بر این رابطه اثر منفی و اثر میانجی معکوسی دارد؛ این طور می توان نتیجه گرفت که جنبه های خاصی از منابع سازگاری شغلی می تواند ادراک مثبت از آینده را افزایش دهد و پیامدهای عاطفی منفی را کاهش دهد و هر دو ممکن است بر رفتارهای مرتبط با شغل تأثیر بگذارند.
۸۱۶.

عوامل مؤثر بر شکل گیری الگوهای نوظهور آرزوهای مسیر شغلی در نوجوانان با افق ۲۰۵۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: با توجه به فقدان چارچوب های آینده نگر و چندسطحی برای تبیین آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان در شرایط ناپایدار آینده کار، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر و الگوهای نوظهور این آرزوها در افق ۲۰۵۰ انجام شد؛ به گونه ای که تعامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناورانه، حقوقی، زیست محیطی و روان شناختی در چارچوب مدل توسعه یافته PESTEL-P تحلیل شود. ▐روش و ابزار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی و اکتشافی انجام گرفت و شامل تحلیل نظرات متخصصان و مرور حیطه ای ادبیات علمی بود. در بخش کیفی، ۱۴ متخصص از حوزه های مرتبط به صورت هدفمند انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش مرور حیطه ای، ۱۶ مقاله نمایه شده در پایگاه اسکوپوس (۲۰۰۰-۲۰۲۴)، پس از اعمال ملاک های ورود و خروج تحلیل شدند. داده ها با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. ▐یافته ها: پنج الگوی نوظهور شناسایی شد: (۱) تغییر معنایی آرزوها از منزلت های پایدار به موفقیت های فوری و نمادین؛ (۲) فشارهای اقتصادی و تضعیف انسجام هویت شغلی؛ (۳) نقش برجسته فناوری، رسانه و هویت های مجازی؛ (۴) کاهش مرجعیت خانواده و نهادهای آموزشی و تقویت الگوگیری رسانه ای؛ و (۵) شکاف میان سیاست گذاری رسمی و واقعیت های نسلی و پیامدهای آن بر انتخاب های شغلی ناپایدار. ▐نتیجه گیری: آرزوهای مسیر شغلی نوجوانان از اهداف سنتی و معنا محور به مسیرهای فناورانه، رسانه ای و کوتاه مدت در حال گذار است و این تحول، ضرورت بازنگری در سیاست های آموزشی، مهارت آموزی و مشاوره مسیر شغلی را برجسته می سازد
۸۱۷.

ساخت و اعتبار یابی مقیاس طرحواره تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۹
زمینه: طرح واره ها به معنای الگوها، قالب ها و نمونه های اساسی هستند که در ذهن ما شکل می گیرند و نحوه فکر کردن، احساسات و رفتار ما را تحت تأثیر قرار می دهند. این چهارچوب شناختی که محتوای آن در محیط تحصیل دانش آموز و تحت تأثیر ارتباطات او شکل گرفته است طرح واره تحصیلی نامیده می شود، شناسایی این طرحواره ها و عوامل مؤثر بر آن برای جلوگیری از مشکلات تحصیلی و روان شناختی دانش آموزان ضروری به نظر می رسد. هدف: این پژوهش باهدف ساخت و اعتبار یابی مقیاس طرحواره تحصیلی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر آمیخته از نوع اکتشافی و مدل تدوین ابزاراست. برای این منظور ابتدا طی یک مطالعه کیفی با تعداد 17 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان شبستر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد، متن مصاحبه ها با استفاده از سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شد مقوله های به دست آمده از بخش کیف ی پژوهش، ابزاری جهت سنجش طرحواره تحصیلی ساخت و اعتبار یابی شد و بر روی تعداد 450 نفر از آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان شبستر در سال تحصیلی 1400-1401 که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند اجرا شد. یافته ها: در نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مقیاس طرحواره تحصیلی حاوی 37 گویه و مشتمل بر 7 عامل تأیید شد، جایگاه دانش آموزی (6 گویه)، ارزش تحصیل (4 گویه)، آینده شغلی (6 گویه)، مقررات مدرسه (7 گویه)، نگرش و رفتار معلم (5 گویه)، سنجش و ارزشیابی (6 گویه) و ارتباط با همکلاسی ها (4 گویه) و شاخص های برازش مدل در تحلیل عاملی تأییدی روایی این مقیاس را مورد تأیید قرار داد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه شواهدی را برای روایی و پایایی پرسشنامه طرح واره تحصیلی نشان می دهد که می توان از آن به عنوان مقیاسی برای سنجش طرحواره دانش آموزان در حوزه تحصیل که مانع پیشرفت و رضایت تحصیلی می شودمورداستفاده قرار گیرد.
۸۱۸.

واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی صورت گرفت. نوع پژوهش کاربردی و روش کیفی است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 24 نفر (13 دختر و 11 پسر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد مصاحبه های نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. جهت تحلیل اطلاعات از روش کلایزی استفاده شد. از مجموع تحلیل مصاحبه های مشارکت کنندگان 4 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 14 مفهوم اولیه حاصل شد. عوامل برانگیزاننده مشارکت کنندگان از برقراری روابط متعدد با غیرهمجنس؛ اجتناب تجربه ای شامل فرار (فرار از شکست عاطفی، فرار از آسیب رابطه های شکست خورده و فرار از تنهایی)، نیاز به هیجان خواهی شامل رفع محرومیت هیجانی (تجربه هیجان های خوشایند و افزایش مهرورزی)، نیاز به بقاء شامل امنیت (نیاز جنسی، نیاز مالی و نیاز به صحبت با جنس متفاوت) و جبران (جبران اشتباهات و جبران کمبودهای روابط گذشته) و یادگیری مشاهده ای شامل همسویی با دوستان (دریافت تحسین و تمجید و تاییدطلبی) و همسویی با رسانه های اجتماعی (رفع احساس لجاجت و کینه ورزی سرگرمی و تفریح) بود. بنابراین کمبودهای زندگی افراد و جبران آنها، نیازهای طبیعی و مشاهده دیگران در شکل گیری انگیزه گرایش به تعدد روابط عاطفی نقش دارد.
۸۱۹.

ویژگی های روان سنجی مقیاس مدیریت تعهدات هویت اوترخت (U-MICS): مطالعه اعتبارسنجی در میان جمعیت نوجوان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۹
مقیاس مدیریت تعهدات هویت اوترخت (U-MICS) ابزاری ضروری برای ارزیابی شکل گیری هویت در جمعیت های نوجوان است. این مطالعه ویژگی های روان سنجی U-MICS را در میان 240 نوجوان از شهر اراک مورد بررسی قرار داد. هدف پژوهش ارزیابی شاخص های اندازه گیری، قابلیت اطمینان و روایی بود. از طریق تحلیل آماری نتایج، مطالعه به بررسی یکپارچگی ساختاری و قابلیت مقایسه بین گروهی مقیاس پرداخت. نتایج نشان داد که U-MICS دارای ویژگی های روان سنجی قوی، شامل سازگاری درونی بالا و برقراری تغییرناپذیری پیکربندی، متریک و تک مقیاسی جزئی در جمعیت موردمطالعه است. این یافته ها از قابلیت اطمینان و روایی مقیاس به عنوان ابزاری بین فرهنگی برای اندازه گیری تعهدات هویت در تحقیقات توسعه نوجوانان حمایت می کند. این مطالعه به درک روش شناختی ابزارهای سنجش هویت کمک کرده و شواهد تجربی برای کاربرد U-MICS در تحقیقات هویت نوجوانان ارائه می دهد. با تأیید ویژگی های روان سنجی، این پژوهش به محققان و متخصصان بالینی ابزاری اعتبارسنجی شده برای کاوش فرایندهای شکل گیری هویت در جمعیت های متنوع نوجوانان می دهد.
۸۲۰.

مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۴۹
زمینه: در چارچوب نقش خانه داری، جامعه اغلب از زنان خانه دار انتظار دارد که رفتارهای منفعل، عاطفی، مطیع و فداکارانه داشته باشند. این انتظارات به مرور زمان درونی شده و تأثیرات منفی در سلامت اجتماعی، مهارت های ارتباطی و عزت نفس زنان خانه دار در روابط اجتماعی می گذارد. با این حال، مطالعه ای به بررسی مقایسه ای آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار، نپرداخته است. هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به همراه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان خانه دار شهر مشهد در تابستان سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج مطالعه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایش اول و دوم طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به ترتیب تحت آموزش امنیت هیجانی (کترال، 2006) و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود (صالحی، 1402) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های عزت نفس (روزنبرگ، 1965)، دلبستگی (کولینز و رید، 1990) و شایستگی اجتماعی- هیجانی (ژو و ای، 2012)، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش امنیت هیجانی و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود باعث ارتقاء عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار شدند (05/0 >p) و آموزش امنیت هیج

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان