ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۸۲۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۷
زمینه: مادران دارای فرزند کم توان ذهنی با چالش های روانی متعددی از جمله تحمل پریشانی پایین، نشخوار فکری و افسردگی مواجه هستند. این عوامل می توانند بر کیفیت زندگی و عملکرد مراقبتی آن ها تأثیر منفی بگذارند. درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد روان درمانی نوین، بر افزایش خودشفقتی و کاهش انتقاد از خود تمرکز دارد و ممکن است به بهبود این متغیرها کمک کند. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این درمان بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی در این گروه خاص پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تحت پوشش اداره بهزیستی مرند بود که برای فرزندان خود پرونده مراقبت و حمایت داشتند و از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب شد و به پرسشنامه های افسردگی (بک و همکاران، 1996)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمون و گاهر، 2005) و پرسشنامه نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارلو، 1991) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رویکرد شفقت درمانی به طور معناداری باعث کاهش افسردگی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شد (05/0 >P). همچنین این روش درمانی در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی به طور معناداری اثر داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رویکرد درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این مادران به کار گرفته شود. استفاده از این درمان در مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی می تواند به کاهش بار روانی و بهبود عملکرد مراقبتی این گروه کمک کند.
۸۲۲.

آسیب شناسی و راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در مبارزه با اعتیاد در ایران: تحلیل چالش ها و فرصت های مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این پژوهش با هدف آسیب شناسی، تحلیل چالش ها، فرصت ها و ارائه راهبردهای ساماندهی سازمان های مردم نهاد در حوزه مبارزه با اعتیاد در ایران انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری شامل 270 نفر از مدیران، کارشناسان و روسای کمیته های تخصصی سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه مبارزه با اعتیاد بود. همه افراد این جامعه نمونه مطالعه را تشکل دادند. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شدند. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار تخصصی تحلیلی داده های کیفی و روش های آماری تکمیلی (آزمون های خی دو، تحلیل واریانس، و ضریب همبستگی پیرسون) برای بخش کمی صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آسیب های سازمان های مردم نهاد را می توان در سه دسته ی ساختاری، زمینه ای و رفتاری طبقه بندی کرد که بیشترین سهم مربوط به آسیب های ساختاری بود. به طور خاص، مهم ترین آسیب ها و چالش های سازمان های مردم نهاد به ترتیب شامل مشکلات و کمبود منابع مالی؛ ضعف در سیستم های پایش و ارزیابی مستمر؛ کمبود دانش، آموزش و نیروی متخصص؛ عدم توجه کافی به کیفیت برنامه ها و اثربخشی آن ها؛ و کمبود پروژه های تحقیقاتی و مطالعاتی بودند. در مقابل، فرصت هایی نظیر تقویت گفتمان مشارکت اجتماعی در مبارزه با اعتیاد، حساسیت بالای افکار عمومی نسبت به مسائل اعتیاد و پتانسیل شبکه سازی سازمان های مردم نهاد شناسایی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که سازماندهی و توانمندسازی سازمان های مردم نهاد از طریق رفع چالش ها و بهره برداری از فرصت ها، نقش حیاتی در افزایش اثربخشی تلاش های مبارزه با اعتیاد خواهد داشت. به علاوه، راهبردهایی شامل توسعه طرح های کلان ملی، ایجاد پلتفرم تبادل تجربیات، توانمندسازی سازمان های مردم نهاد، تقویت مکانیزم های نظارت و ارزیابی و همکاری بین بخشی برای مبارزه با اعتیاد پیشنهاد می شود.
۸۲۳.

مقایسه سخت رویی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرسختی روان شناختی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. تعداد 50 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز (25 دختر و 25 پسر) در سال تحصیلی 1403-1402 به روش خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سرسختی کوباسا (HQ)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) و مقیاس امید اسنایدر (SHS) انجام شد. تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که دانشجویان پسر در سرسختی روان شناختی و رضایت از زندگی نمرات بالاتری نسبت به دانشجویان دختر کسب کردند، در حالی که امیدواری در دانشجویان دختر بیشتر از پسران بود (0.05>P). این یافته ها بر تأثیر تفاوت های جنسیتی بر ویژگی های روان شناختی تأکید می کند و اهمیت بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی در تبیین این تفاوت ها را مورد تأکید قرار می دهد. پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی با استفاده از نمونه های بزرگ تر و متنوع تر انجام شود تا درک بهتری از این متغیرها و تأثیرات طولی آن ها حاصل گردد.
۸۲۴.

بررسی نقش میانجی گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
مقدمه: رفتارهای ضداجتماعی به اعمالی اطلاق می شود که مغایر با هنجارها و قوانین اجتماعی هستند و شامل خشونت، پرخاشگری و تخریب اموال می شوند. این رفتارها در نوجوانان می تواند منجر به مشکلات تحصیلی، اجتماعی و قانونی شود و بر روابط بین فردی آن ها با خانواده و همسالان تأثیر منفی بگذارد؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر با رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان شهر شیراز بود. روش: جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش شامل 567 دانش آموز مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود که به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های مهارگری تلاشگر (الیس و رتبارت، 2001)، گرایش به انتقام (فلورس-کاماچو و همکاران، 2022) و رفتارهای ضداجتماعی (بارت و دونلان، 2009) بود که در میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از تحلیل مسیر و با کمک نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. نتایج نشان داد اثر مستقیم مهارگری تلاشگر به گرایش به انتقام (000/0=p، 51/0-=β)، مهارگری تلاشگر به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 11/0=β) و گرایش به انتقام به رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p، 13/0=β) معنی دار است. دیگر یافته های پژوهش نشان داد گرایش به انتقام در رابطه بین مهارگری تلاشگر و رفتارهای ضداجتماعی (000/0=p ، 40/0-=β) در سطح 01/0 نقش واسطه ای دارد. نتیجه گیری: بنابراین تقویت مهارگری تلاشگر منجر به کاهش گرایش به انتقام و رفتارهای ضداجتماعی می شود.
۸۲۵.

پیش بینی رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، به علت شرایط و نیازهای مراقبتی خاص کودک، با استرس های زیادی در زندگی روزمره مواجه هستند که ممکن است ادراک آن ها از فرزندپروری، معناهای زندگی و پیش بینی شان از آینده را تغییر داده و زمینه را برای بروز آزردگی های روانی، از جمله نشانگان افت روحیه آماده کند. این امر می تواند به نوبه خود باعث افزایش احتمال درگیرشدن آن ها در یک چرخه مزمن، منفی شود که متعاقباً رفتارهای ناسازگار کودک را تشدید و بر دشواری های فرزندپروری بیفزاید. این مطالعه با هدف پاسخ به این سؤال که آیا رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قابل پیش بینی است، انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر پایه یک طرح همبستگی بوده است. با مراجعه حضوری به مدارس کودکان استثنائی و مؤسسات توان بخشی مستقر در چهار جهت جغرافیایی شهر تهران و جلب همکاری مدیران و مادران، 130 نمونه از بین مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در رده سنی 6 تا 12 سال ساکن شهر تهران که شدت و سطح اختلال فرزندشان بر اساس مقیاس گارز-3 منطبق با معیارهای شمول بود، به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در زمستان 1401 انجام پذیرفت. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه «رفتارهای فرزندپروری - نسخه اختلال طیف اوتیسم»، آزمون «گارز-3» و پرسش نامه «نشانگان افت روحیه». داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 برای محاسبه رگرسیون خطی بین متغیرهای پیش بینی و ملاک پردازش شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشانگان افت روحیه می تواند به ترتیب 6 درصد، 8 درصد،  13/6 درصد و 4/5 درصد از تغییرات در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، انضباط، قوانین و تحریک رشد را پیش بینی کند نتیجه گیری: مادرانی که شدت نشانگان افت روحیه بیشتری را گزارش کرده بودند، رفتارهای انضباطی بیشتری از خود نشان داده، اما در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، قوانین و تحریک رشد، نمرات کمتری به دست آوردند.
۸۲۶.

بررسی نقش میانجی خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه میان اضطراب کرونا و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه اضطراب کرونا و سلامت روان با میانجی گری خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کمی و روش تحقیق در این پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، افراد 18 تا ۶۰ساله ساکن در شهر اصفهان در سال 1400 بودند که از این میان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه های اضطراب کروناویروس (CDAS)، نسخه تجدیدنظر شده آزمون جهت گیری زندگی (LOT – R) (خوش بینی) شییر و کارور، پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام و روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر، بیانگر آن بود که اضطراب کرونا دارای ضریب رگرسیونی معنادار در پیش بینی سلامت روان است، همچنین اضطراب کرونا با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به شکل معناداری به صورت غیرمستقیم پیش بینی کند. در نهایت اضطراب کرونا با اثرگذاری مستقیم بر انعطاف پذیری روان شناختی و اثرگذاری غیرمستقیم بر خوش بینی با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به طور معناداری پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر می تواند در حوزه سلامت روان به پژوهشگران، سیاست گذاران و درمانگران جهت حمایت های روانی اجتماعی در دوران همه گیری کرونا یاری رساند.
۸۲۷.

از سرگرمی تا شناخت: مرور نظامند اثرات شناختی بازی ماینکرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با هدف واکاوی نظام مند شواهد تجربی در زمینه تأثیرات بازی دیجیتال ماینکرفت بر ساختار و فرآیندهای شناختی یادگیرندگان انجام شد. بر اساس دستورالعمل های PRISMA، جست وجوی جامع در پایگاه های داده Scopus، ScienceDirect، ERIC و Web of Science برای مطالعات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت. پس از طی مراحل غربالگری، ۱۵ مطالعه واجد شرایط بر اساس معیارهای ورود و خروج، انتخاب و وارد تحلیل کیفی شد. ترکیب یافته های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون شناختی زیرساخت های پردازش فضایی (چرخش ذهنی، بازیابی فضایی و تفکر فضایی)، استدلال منطقی-محاسباتی (درک مفاهیم الگوریتی، تفکر محاسباتی و انتزاعی و تفکر فرآیندی)، کارکردهای اجرایی و تنظیمی (مدیریت منابع توجه، خودتنظیمی عاطفی-شناختی، حافظه رویدادی و حافظه معنایی، و توسعه ظرفیت های تطبیقی و خلاقانه (استدلال فضایی و بازنمایی خلاقانه و خلاقیت) شد. شواهد نشان می دهد که ماینکرفت به عنوان یک اکوسیستم شناختی تعاملی، بستری برای درگیری عمیق ذهنی فراهم می کند. علاوه بر این، به منظور ترسیم نقشه های کتاب سنجی و شناسایی ساختارهای موضوعی و روندهای پژوهشی مطالعات منتخب، از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. با این حال، تأثیرات این بازی تحت تأثیر متغیرهای تعدیل کننده ای نظیر سن، ساختار گروه و بار شناختی ناشی از رقابت اجتماعی قرار دارد. این مرور بر پتانسیل ماینکرفت به عنوان یک ابزار آموزشی چندوجهی تأکید کرده و لزوم توسعه ابزارهای ارزیابی نوین و بررسی مکانیسم های عصبی زیربنایی را برای درک کامل این ظرفیت های تطبیقی پیشنهاد می کند.
۸۲۸.

مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه و اهداف: تفکر انتقادی امروزه به عنوان یکی از مهارت های اساسی و حیاتی برای همه افراد در جوامع مختلف شناخته می شود و جایگاه ویژه ای در نظام های آموزشی سراسر جهان دارد. این مهارت به واسطه تأثیرگذاری بر توسعه مهارت های شناختی سطح بالا نظیر تأمل، خودآگاهی و تحلیل مسائل پیچیده، نقش مهمی در توانمندسازی افراد برای تصمیم گیری های منطقی و حل مسائل در زندگی شخصی و حرفه ای ایفا می کند.  در دنیای پرتحول امروز، تفکر انتقادی برای مواجهه با چالش های ساده و پیچیده اهمیت زیادی دارد، به ویژه در برابر پدیده هایی مانند اخبار جعلی و نظریه های توطئه در فضای مجازی که نیازمند تحلیل و مدیریت هوشمندانه اطلاعات است. تفکر انتقادی فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که شامل تفکر منطقی، ارزیابی شواهد و تصمیم گیری بر پایه استدلال می شود. اندیشمندان آن را گاه تفکری معقول و بازتابی و گاه فرایندی هدفمند و خودگردان می دانند. از سوی دیگر، آموزه های دینی به ویژه قرآن و روایات اسلامی نیز تأکید زیادی بر تفکر و تعقل دارند. قرآن کریم در آیات متعددی انسان ها را به تأمل و نقد باورها و سنت های بی اساس دعوت می کند و آن ها را از پذیرش کورکورانه آموزه های گذشته بر حذر می دارد. این رویکرد در راستای پرورش عقل و جلوگیری از جمود فکری است. اندیشمندانی مانند مطهری و ابن سینا نیز بر اهمیت تفکر نقادانه تأکید داشته و آن را عاملی مؤثر در رشد عقلانی و دوری از تعصب و قضاوت های عجولانه دانسته اند. علی رغم وجود پژوهش های متعدد در حوزه تفکر انتقادی از منظر روان شناسی، تعلیم و تربیت و فلسفه، هنوز مدلی جامع و مشخص که مبتنی بر منابع اسلامی باشد و مؤلفه های تفکر انتقادی را به طور دقیق تبیین کند، ارائه نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تفکر انتقادی از منابع اسلامی و تدوین مدل مفهومی کاربردی برای تقویت این مهارت است. این مدل با تأیید متخصصان می تواند زمینه ساز برنامه های آموزشی مؤثر و ارتقای تصمیم گیری منطقی در سطوح فردی و اجتماعی شود. روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر رویکرد، آمیخته است که شامل ترکیب روش های کیفی و کمّی به صورت متوالی اکتشافی می باشد. در بخش کیفی، برای شناسایی مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی در منابع اسلامی، از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل قرآن کریم و منابع روایی معتبر از کتب درجه «الف» و «ب» و آثار پیشوایان دینی تا سده پنجم هجری است. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شده و داده ها با نظر کارشناسان تجزیه و تحلیل گردیده است. ابتدا با روش معناشناسی زبانی، مفاهیم مشابه تفکر انتقادی در قرآن و روایات شناسایی شد. سپس این داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی گردید تا مضامین اصلی استخراج شود. در تحلیل محتوا، داده ها به صورت نظام مند طبقه بندی شده و مفاهیم کلیدی شناسایی شدند. در بخش کمّی، برای ارزیابی روایی محتوایی مؤلفه ها از روش         توصیفی زمینه یابی استفاده شد. نظرات پنج کارشناس در مرحله مفاهیم و هفت کارشناس در مرحله مؤلفه ها به صورت هدفمند جمع آوری شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) محاسبه و مفاهیمی که مقدار آن کمتر از 0.79 بود، حذف گردید. ویژگی های جمعیت شناختی کارشناسان شامل تحصیلات حوزوی و دانشگاهی نیز بررسی شد تا از تخصص آن ها اطمینان حاصل شود. درنهایت، روند مراحل پژوهش از آغاز تا پایان به صورت طرح نما ارائه شد تا سیر پژوهش و نحوه دستیابی به نتایج به روشنی مشخص شود. این فرآیند موجب افزایش دقت و اطمینان در یافته های پژوهش شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش منجر به تدوین یک مدل مفهومی جامع برای تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی شد. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی استخراج شد. در این راستا، ابتدا ۱۴ مفهوم کلیدی شناسایی گردید که پس از ارزیابی روایی محتوایی توسط کارشناسان، هشت مفهوم اصلی شامل فکر نظام مند، حقیقت جویی، گشوده فکری، پرسشگری، شنونده فعال، استقلال فکری، انعطاف پذیری و فهم عمیق تأیید و انتخاب شد. مدل مفهومی طراحی شده، در سه بُعد ساختاربندی شد: بعد شرایطی: این بعد به عواملی اشاره دارد که زمینه ساز شکل گیری تفکر انتقادی هستند. مؤلفه هایی همچون فکر نظام مند (برنامه ریزی و نظم در اندیشه)، حقیقت جویی (جستجوی فعالانه حقیقت)، گشوده فکری (پذیرش دیدگاه های مختلف)، پرسشگری (طرح سؤالات بنیادین) و شنونده فعال (گوش دادن دقیق و تحلیلی) در این بعد قرار دارند. بعد هسته ای: این بعد به ماهیت و جوهره تفکر انتقادی پرداخته و شامل استقلال فکری (اتکای فرد به قضاوت شخصی)، قدرت پردازش اطلاعات (تحلیل و استنباط داده ها)، انعطاف پذیری (سازگاری با شرایط جدید) و فهم عمیق (درک عمیق از مسائل) است. بعد پیامدی: این بعد بر پیامدها و نتایج حاصل از تفکر انتقادی متمرکز است. مؤلفه هایی چون ارتباط سازنده (تعامل مؤثر با دیگران)، خودهشیاری (آگاهی از نقاط ضعف و قوت فردی)، بازنگری و ارتقای دانش (مرور و اصلاح آموخته ها)، تصمیم گیری منطقی و سخن مستندانه (استدلال بر اساس شواهد) در این بعد گنجانده شده اند. در مرحله کمّی، میزان روایی محتوایی این مؤلفه ها توسط هفت کارشناس حوزه علوم انسانی و روان شناسی بررسی شد. شاخص CVI برای تمامی مؤلفه ها بالاتر از 0.85 گزارش شد که نشان دهنده اعتبار بالای مدل ارائه شده است. این مدل قابلیت تبدیل به ابزارهای سنجش روان شناختی و برنامه های آموزشی برای ارتقای مهارت تفکر انتقادی را داراست.   شکل 1. مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی           نتیجه گیری: فکر انتقادی به عنوان یک مهارت بنیادین، نقشی اساسی در رشد فکری، تصمیم گیری آگاهانه و حل مسائل پیچیده دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی، نشان داد که آموزه های دینی می توانند چارچوبی جامع و کارآمد برای پرورش این مهارت ارائه دهند. مدل استخراج شده نشان می دهد که تفکر انتقادی نه تنها به مهارت های فردی محدود نمی شود، بلکه با مؤلفه هایی همچون حقیقت جویی و گشوده فکری، زمینه ساز تعامل مؤثر با محیط و پذیرش دیدگاه های متنوع است. استقلال فکری به افراد این توانایی را می دهد که از تعصب و تقلید کورکورانه دوری کرده و با تحلیل منطقی به نتایج قابل اعتماد دست یابند. همچنین انعطاف پذیری و فهم عمیق به آن ها کمک می کند تا در شرایط متغیر، تصمیم گیری های منطقی و هوشمندانه داشته باشند. از منظر آموزه های اسلامی، تأکید بر تفکر، تعقل و تدبر، نشان دهنده اهمیت بالای تفکر انتقادی در ارتقای سطح فکری و اخلاقی انسان است. این آموزه ها بر پرهیز از تعصب، دعوت به پرسشگری و بررسی عمیق امور تأکید دارند. به ویژه در عصر اطلاعات که انسان با انبوهی از داده ها و اخبار جعلی مواجه است، بهره گیری از تفکر انتقادی می تواند مانع از گمراهی و تصمیم گیری های نادرست شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که با به کارگیری این مدل مفهومی می توان برنامه های آموزشی مؤثری برای تقویت مهارت تفکر انتقادی طراحی کرد. این مدل می تواند به عنوان یک الگوی علمی برای پرورش تفکر نقادانه در سطوح مختلف آموزشی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، توصیه می شود این مدل در قالب ابزارهای سنجش و برنامه های آموزشی مورد آزمون و بازنگری قرار گیرد تا ضمن ارتقای دقت آن، امکان به کارگیری مؤثر آن در تربیت نسل هایی با توانمندی تفکر نقادانه فراهم شود. همچنین پژوهش های آینده می توانند با تمرکز بر مقایسه این مدل با سایر الگوهای بین المللی، نقاط قوت و کاستی های آن را شناسایی و اصلاح کنند.
۸۲۹.

بررسی رابطه بین احساس تنهایی و هیجان خواهی با اعتیاد به فضای مجازی در بین دانش اموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم شهرستان قزوین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هیجان خواهی، احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی در بین دانش اموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم شهرستان قزوین انجام یافته بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش اموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم شهرستان قزوین ، 8067 دانش اموز در سال 1404-1403 بود. برای این منظور بر اساس جدول مورگان 369 نفر از دانش اموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم شهرستان قزوین انتخاب شدند. دانش اموزان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس احساس تنهایی راسل و پیلوا و کورتونا (1980)، پرسشنامه اعتیاد به فضای مجازی یانگ (1998) و پرسشنامه هیجان خواهی زاکرمن (1978) جمع آوری و به کمک آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین مولفه های هیجان خواهی، تجربه طلبی، گریز از بازداری و ملال پذیری و احساس تنهایی با اعتیاد به فضای مجازی رابطه معناداری (01/0>P) وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان استنباط کرد که با افزایش احساس تنهایی و هیجان خواهی، میزان اعتیاد به فضای مجازی نیز افزایش می یابد.
۸۳۰.

پرسش نامه سلامت روان بر اساس مدل مفهومی «سلامت روان اسلامی»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۳
روان شناسان دین معتقدند ادیان ازجمله اسلام تبیین هایی در زمینه سلامت روان داشته و اندیشمندان دینی با استفاده از مبانی خود به طرح مدل هایی پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف ساخت، رواسازی و اعتیاریابی مقیاس سنجش سلامت روان بر اساس مدل مفهومی رفیعی هنر برای سلامت روان اسلامی انجام شد. در مدل مفهومی که پرسش نامه حاضر بر اساس آن ساخته شده است، سه مضمون کلیدی «توانایی» «مهارگری توحیدی» و «سازش پذیری توحیدی» به عنوان مؤلفه های مدل اسلامی سلامت روان تعیین شد. روش پژوهش این مطالعه پیمایشی و جامعه آماری بزرگسالان بالای 16 سال بود. در این پژوهش از نمونه گیری در دسترس استفاده شد. برای بررسی روایی محتوا نظرات ده نفر از کارشناسان استخراج گردید و همه گویه هایی که CVR آنها کمتر از 99/0 و CVI آنها کمتر از 79/0 بود، حذف شدند. در نهایت 190 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. بر اساس تحلیل عامل اکتشافی چهار عامل سازش پذیری، انگیزش، مهارگری و شناخت استخراج گردید. در مجموع عامل های استخراج شده توانستند 71/50 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین کنند. آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر با 941/0 بود؛ همچنین ضریب گاتمن برابر با 88/0 بود. این مقدار نشان دهنده پایایی قابل قبول و رضایت بخش این مقیاس است. سپس با استفاده از ضریب اسپیرمن براون، پایایی کل مقیاس بر اساس همبستگی بین دو نیمه تخمین زده شد. مقدار ضریب اسپیرمن براون برابر با 89/0 به دست آمد. پیشنهاد می گردد که متخصصان سلامت روان از طریق استفاده از این ابزار بومی جهت ارتقای سلامت روان گام های مؤثری بردارند.
۸۳۱.

اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پسر پایه دوازدهم منطقه 10 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984، PASS) و خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن (1988،ASEQ ) بهره گرفته شد و مداخله ی آموزش معنامحور در 12 جلسه دوساعته، هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، آموزش معنامحور تحصیلی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای دانش آموزان پایه دوازدهم مورد توجه قرار داده شود.
۸۳۲.

بررسی رابطه فرسودگی تحصیلی با اعتیاد به اینترنت از طریق واسطه گری الگوی ارتباط همنوایی در دانش آموزان متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
مقدمه: نوجوانی دوره ای پرتلاطم همراه با تغییرات عاطفی و رفتاری است که می تواند منجر به حساسیت بیشتر نسبت به محرک های محیطی و افزایش گرایش به فضای مجازی، اینترنت و در نتیجه، کاهش کارآمدی تحصیلی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت با میانجی گری الگوی ارتباط همنوایی در میان دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 940 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (مسلش و جکسون، 1981)، پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) و پرسشنامه الگوی ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1994) بود. داده های جمع آوری شده به وسیله شاخص های آمار توصیفی و همچنین روش های همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری با اعتیاد به اینترنت و رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط همنوایی داشت (05/0p<). علاوه بر این، الگوی ارتباط همنوایی رابطه منفی و معناداری با اعتیاد به اینترنت نشان داد (05/0p<). همچنین نتایج حاکی از معنادار بودن نقش واسطه ای الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت بود.  نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده نقش میانجی گر الگوی ارتباط همنوایی در رابطه بین فرسودگی تحصیلی و اعتیاد به اینترنت است. بر اساس این نتایج، تدوین برنامه هایی برای بهبود الگوهای ارتباطی خانواده و مدیریت استفاده نوجوانان از اینترنت توصیه می شود.
۸۳۳.

رابطه جنسیت و سطح تحصیلات معلمان با نگرش آن ها نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش (مطالعه موردی: منطقه ضیاءآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به یکی از مؤلفه های کلیدی تحول در نظام های آموزشی تبدیل شده است. با این حال، میزان پذیرش و بهره گیری از آن در محیط های آموزشی، به ویژه در مناطق کمتر برخوردار، همچنان با چالش های متعددی مواجه است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر عدم استفاده معلمان منطقه ضیاءآباد از هوش مصنوعی در فعالیت های آموزشی است که با تاکید بر مولفه جنسیت و تحصیلات و با بهره گیری از رویکرد کمی و روش پیمایشی، بر اساس مدل پذیرش فناوری (TAM)، انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس منطقه ضیاءآباد به تعداد ۳۸۶ نفر بوده که به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد مدل دیویس (1989) شامل مؤلفه های فایده مندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، نگرش نسبت به فناوری و تمایل رفتاری بود. روایی و پایایی ابزار با استفاده از نظرات خبرگان و ضریب آلفای کرونباخ (0.89) تأیید شد. داده ها با استفاده از آزمون t، تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان متغیرهای فردی (جنسیت، سطح تحصیلات)، محیطی (دسترسی به اینترنت)، و مؤلفه های مدل TAM با میزان پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مؤلفه های فایده مندی و سهولت استفاده درک شده، پیش بینی کننده نگرش معلمان بودند و نگرش نیز به طور معناداری تمایل رفتاری را پیش بینی می کرد. یافته ها نشان می دهد که پذیرش هوش مصنوعی در آموزش، نیازمند توجه همزمان به عوامل فناورانه، فرهنگی و سازمانی است. بر اساس نتایج، پیشنهادهایی جهت توسعه زیرساخت ها، آموزش معلمان، و ارتقای حمایت نهادی در مناطق کم برخوردار ارائه شد.
۸۳۴.

Comparison of the Effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and Compassion-Based Approach on Suicidal Ideation and Spiritual Well-Being in Women Victims of Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۰
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and the Compassion-Based Approach on suicidal ideation and spiritual well-being in women victims of domestic violence. Methods: This study is applied in terms of its purpose and quasi-experimental in nature and method, utilizing a pre-test, post-test, and two-month follow-up design with a control group. The study population comprised all women victims of domestic violence who sought help from social emergency centers and family counseling clinics in Tehran during the second half of 2023. The sample consisted of 51 participants who were selected through purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The first experimental group received an eight-session (90-minute each) Compassion-Based Therapy intervention program, while the second experimental group received a ten-session (60-minute each) Unified Transdiagnostic Treatment program at these centers. The control group did not receive any intervention. Data collection tools included the Violence Against Women Questionnaire by Haj-Yahya (2001), the Beck and Steer Suicidal Ideation Scale (1991), and the Spiritual Well-Being Scale by Paloutzian and Ellison (1982). The obtained data were analyzed using repeated measures analysis of covariance (ANCOVA) and Bonferroni post hoc test with SPSS 27 software. Findings: The study findings indicate that both Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment led to a reduction in suicidal ideation and an increase in spiritual well-being in the experimental groups. Additionally, considering the mean difference, Unified Transdiagnostic Treatment had a greater effect than the Compassion-Based Approach in reducing suicidal ideation and enhancing spiritual well-being (p < .05). Conclusion: Based on the findings of this study, Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment are effective approaches for improving spirituality and reducing suicidal ideation in women victims of domestic violence. Psychologists and family specialists are encouraged to utilize these findings to enhance the quality of family life.
۸۳۵.

سبک های دلبستگی، مشکلات بین فردی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در خودشیفتگی: یک مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۷
این مطالعه به بررسی مدل ساختاری روابط بین سبک های دلبستگی، مشکلات بین فردی و استراتژی های تنظیم هیجان شناختی در افراد با ویژگی های شخصیتی خودشیفته پرداخته است. این تحقیق به صورت توصیفی-همبستگی و کاربردی انجام شده و از مدل یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نمونه پژوهش شامل ۲۰۰ دانشجوی با ویژگی های شخصیتی خودشیفته در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه شخصیت خودشیفته، پرسشنامه مشکلات بین فردی، پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی و مقیاس دلبستگی بزرگسالان بود. نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی امن، اجتنابی و اضطرابی، اثر مستقیم معناداری بر مشکلات بین فردی دارند. همچنین، استراتژی های تنظیم هیجان سازگارانه اثر مستقیم منفی، و استراتژی های غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت بر مشکلات بین فردی داشتند. دلبستگی امن از طریق استراتژی های تنظیم هیجان سازگارانه، و به طور غیرمستقیم بر مشکلات بین فردی اثر داشت، در حالی که دلبستگی های اجتنابی و اضطرابی، از طریق استراتژی های غیرسازگارانه و به طور غیرمستقیم بر مشکلات بین فردی اثر داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که سبک های دلبستگی به میانجی گری استراتژی های تنظیم شناختی هیجان، می تواند بر مشکلات بین فردی افراد با ویژگی های شخصیتی خودشیفته اثر داشته باشد.
۸۳۶.

تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB، ریف و همکاران، 1989) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بنابراین می توان گفت بسته آموزشی توانمندسازی والدگری روش مداخله ای مناسب جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی است.
۸۳۷.

The role of personality characteristics in life expectancy, quality of work life, and work-life balance: a systematic review

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۰ تعداد دانلود : ۲۷۲
Personality as an individual factor is one way of describing human characteristics, usually referred to as a number of relatively stable behavioral traits or characteristics. This systematic review reviewed all related Iranian studies in international databases, including Google Scholar, PubMed, PsycINFO, Web of Science (ISI), Scopus, and national databases, including the Scientific Information Database (SID) and Magiran which was published between 2002 and 2024. The following keywords and combinations of them were used to search the databases: “personality characteristics” “life expectancy,” “quality of work life,” and “work-life balance”. Personality characteristics significantly influence various aspects of life, including life expectancy, quality of work life, and work-life balance. Research indicates that traits such as conscientiousness, neuroticism, and overall personality profiles can contribute to both individual and organizational outcomes. Personality traits, such as conscientiousness and emotional stability, significantly impact life expectancy, job satisfaction, and work-life balance by promoting healthier lifestyles and well-being. Understanding these influences can inform interventions to improve health outcomes and workplace dynamics.
۸۳۸.

شناسایی و طبقه بندی مداخلات روانی- تربیتی در مطالعات توازن خودهای ممکن: مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۶
مطالعه حاضر در صدد شناسایی و طبقه بندی انواع مداخلات روانی -تربیتی در حوزه توازن خودهای ممکن انجام شد. روش پژوهش مرور سیستماتیک توصیفی با رویکرد مرور دامنه است. حوزه مرور شامل مقالات منتشر شده بین سال های 2000 تا 2024 با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، پابمد، ساینس دایرکت و سال های 1380 تا 1402 در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بود. از بین 3767 مقاله مرتبطِ شناسایی شده با توجه به کلمات تخصصی کلیدی، 11 مقاله پس از غربالگری حائز شرایط ورود به مرور دامنه شدند.در تعیین معیارهای ورود از چهارچوب جمعیت، مفهوم، زمینه (PCC) استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که مداخلات روانی- تربیتی انجام شده بر اساس رویکردهای شناختی، شناختی – رفتاری و شناختی-اجتماعی در سه حیطه ، آموزشی ، آموزشی- درمانی و درمانی انجام شده اند. عمده مداخلات مبتنی بر روش های تحقیق آزمایشی و نیمه آزمایشی بود. مداخلات روانی-تربیتی در حوزه خودهای ممکن عمدتا شامل مداخلات مبتنی بر جامعه، ذهن آگاهی ، هدف گذاری، خود ممکن-قدردانی و درمان شناختی-رفتاری بودند. این مداخلات به طور مستقیم یا غیر مستقیم افزایش یا تعدیل خود تنظیمی را مورد توجه قرار داده بودند. مهم ترین شکاف در مداخلات موجود این بود که مطالعه ای در حوزه توازن خودهای ممکن براساس تجربه زیسته افراد و تاثیرات فرهنگی و اجتماعی انجام نشده بود. همه مداخلات به کار گرفته شده اثربخشی بر رفتار را نشان دادند. اثر بخشی به صورت مستقیم بر متغیر خودممکن و به صورت غیر مستقیم بر انواع مدل های فرآیند کنترل خود تنظیمی متمرکز بود.
۸۳۹.

تاثیر بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود بر اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود و اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی انجام شد. روش شناسی: این یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی افراد بزرگسال زن و مرد با میانگین سنی ۱۸-۴۰ سال مراجعه کننده به کلینیک درمانی مهر البرز و کلینیک دانشگاه تهران واقع در استان تهران بین سال های ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول جرسی و مورگان تعداد ۱۴۸ نفر برآورد و نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیار های ورود به مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ۴ پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه مقیاس بدرفتاری روانشناختی (AMI24)، مقیاس تمایزیافتگی خود (DSI)، مقیاس انعطاف پذیری روانشناختی (CFI)، مقیاس اضطراب اجتماعی (LSAS) جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و نرم افزار Smart PLS-3.3 انجام شد. یافته ها: در این مطالعه ۱۴۸ نفر (۱۱۷ مرد، ۳۱ زن) مورد مطالعه قرار گرفتند که از این میان ۱/۷۹٪ آن ها مرد بودند. همچنین از نظر سطح تحصیلات ۷/۲۷٪ افراد دارای سطح تحصیلات زیر دیپلم، ۵۲٪ دیپلم و ۳/۲۰٪ آن ها دارای سطح تحصیلات کاردانی بودند. بر اساس نتایج مقدار R2 برای اضطراب اجتماعی (۶۶۹/۰) و انعطاف پذیری روانشناختی (۳۱۸/۰) بسیار بالا بود. اثر غیرمستقیم تمایزیافتگی خود روی اضطراب اجتماعی از طریق انعطاف پذیری روانشناختی (۳۷۱/۲t=، ۲۱۴/۰=ضریب بتا) معنی دار است. همچنین بدرفتاری روانشناختی بر انعطاف پذیری روانشناختی (۹۶/۱t>، ۸۰۳/۵=ضریب بتا) اثر مثبت و معنی داری دارد. بدرفتاری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۰۳/۵ دارای تاثیر معنی دار مثبت بر انعطاف پذیری روانشناختی است (۹۶/۱<t). همچنین انعطاف پذیری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۲۵/۵ تاثیر معنی دار مثبت بر اضطراب اجتماعی دارد (۹۶/۱<t). مقدار t غیرمستقیم حاصل از آزمون سوبل برای سنجش معناداری میانجی ۱۱۱/۴ بود. بحث و نتیجه گیری: تمایزیافتگی می تواند بر بدرفتاری روانشناختی و انعطاف پذیری روانشناختی تاثیر مثبت داشته باشد. همچنین انعطاف پذیری روانشناختی می تواند رابطه تمایزیافتگی و بدرفتاری روانشناختی را میانجی گری نماید.
۸۴۰.

تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۸۸
والدین در طول زندگی خود با استرس ها و تنش های بسیاری مواجه می شوند که یکی از آن ها استرس های مربوط به تحصیل فرزندان است. تغییر جوامع و شدت گرفتن فشار برای موفقیت در تحصیل، اهمیت توانمندسازی والدین برای مدیریت استرس های مربوط به تحصیل فرزندان خود را دوچندان می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی، از نوع نظریه مبنایی انجام شده است. بدین منظور والدین (پدر یا مادر) دانش آموزان در حال تحصیل در مقطع متوسطه دوم، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از میان مناطق 22 گانه شهر تهران در سال ۱۴۰۲ انتخاب شدند. سه منطقه ۱، ۹ و۲۲ تهران انتخاب، و سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، و بر مبنای اصل اشباع نظری، با ۱۸ والد مصاحبه شد. پس از انجام کدگذاری ها، الگوی پارادایمی مستخرج از یافته ها ترسیم شد. یافته های حاصل از این پژوهش توانست عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای حاصل از راهبردها را در قالب الگوی پارادایمی ارائه کند. سپس با استفاده از شاخص روایی محتوایی، الگوی حاصله، اعتباریابی شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که مؤلفه های استرس زای مرتبط با تحصیل فرزندان در قالب سه دسته مؤلفه های متمرکز بر فرزند، والدین، و عوامل بیرونی مقوله بندی شدند. راهبردهای مؤثر در مدیریت استرس نیز در قالب پنج مقوله راهبردهای شناختی، راهبردهای درون خانوادگی، راهبردهای رفتاری، راهبردهای مدیریت نقش والدی، راهبردهای مرتبط با منابع بیرونی مفهوم بندی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان