ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۷۶۱.

نقش واسطه ای بخشودگی در رابطه بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بخشودگی نشخوار خشم ذهن آگاهی بین فردی دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی بخشودگی در رابطه ی بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران، در سال 1403 تشکیل داد که از بین آن ها به صورت دردسترس 262 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نشخوار خشم ساکودولسکی (2001، ساکودولسکی، ARS)، بخشودگی (2005، هارتلند، HFS) و ذهن آگاهی بین فردی (2018، پراتسچر و همکاران، IMS)، استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد مسیر ذهن آگاهی بین فردی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). مسیر ذهن آگاهی بین فردی به بخشودگی مثبت و معنی دار است (05/0>P). به همین صورت می توان مشاهده کرد مسیر مستقیم بخشودگی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). نتایج دیگر نشان داد که اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر پس فکرهای خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر افکار تلافی جویانه از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر خاطره های خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر شناختن علت ها نیز از طریق بخشودگی نیز معنی دار بود (05/0 ≥p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی بین فردی می تواند از طریق بخشودگی بر نشخوار خشم در دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران اثر بگذارد.
۷۶۲.

Depression vs. Neuroticism, the Relationships with Past and Present Life Satisfaction and Presence of Meaning in Life(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Depression neuroticism life satisfaction meaning in life Wellbeing

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۴
زمینه: دوران سالمندی یکی از دوره های مهم و حساس هر شخص می باشد، سبک زندگی و نشاط معنوی به عنوان مولفه هایی تاثیرگذار بر اختلال آلزایمر در این دوره سنی می تواند نقش آفرینی کند. مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در مبتلایان به اختلال آلزایمر با افراد بدون اختلال آلزایمر از نوآوری های پژوهش حاضر بود. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سبک زندگی و نشاط معنوی در سالمندان بالای 80 سال با و بدون اختلال آلزایمر بود. روش: پژوهش حاضر از نظرروش علی _ مقایسه ای و به لحاظ شیوه ی گردآوری داده ها پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه سالمندان (با اختلال آلزایمر و بدون اختلال آلزایمر) شهرستان قلعه گنج بود. که از بین آنها نمونه ای شامل 80 نفر سالمند در نظر گرفته شد. ابزارهای اندازه گیری پژوهش نیز پرسشنامه سنجش و اندازه گیری سبک زندگی اسحاقی و همکاران (1388)، پرسشنامه نشاط معنوی افروز (1395) که بین افراد توزیع گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی سبک زندگی از نظر آماری تفاوت معنی داری بود (54/61 F=؛ 013/0 P=؛ 99/0=لامبدای ویلکز؛ و 02/0 =مجذور اتای تفکیکی). بین گروه با اختلال آلزایمر و افراد بدون اختلال آلزایمر در متغیرهای وابسته ترکیبی در متغیر نشاط معنوی از نظر آماری تفاوت معنی داری بود (72/41 F=؛ 019/0 P=؛ 99/0 =لامبدای ویلکز؛ و 03/0 =مجذور اتای تفکیکی). نتیجه گیری: مطابق یافته های پژوهش، سبک زندگی و مولفه های آن و نشاط معنوی تاثیر مثبتی بر پیشگیری از اختلال آلزایمر در سالمندان دارد و می-تواند باعث کاهش آلزایمر در سالمندی گردد. گسترش مهارت آموزی و اصلاح سبک زندگی و ارتقای نشاط معنوی بخصوص در سالهای جوانی و کودکی و ارتقای روزبه روز آنها در کشور می تواند برنامه مقابله ای خوبی جهت پیشگری از آلزایمر در جمعیت
۷۶۳.

The Effectiveness of Premarital Education Using the Interpersonal Awareness and Choice Method on Marital Stability and Emotional Expressiveness(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Premarital education interpersonal awareness emotional expressiveness Marital Stability

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۹۹
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method in enhancing marital stability and emotional expressiveness among engaged couples. Methods and Materials: A randomized controlled trial design was used involving 30 participants recruited from premarital counseling centers in Tehran. Participants were randomly assigned to an experimental group (n = 15), which received a ten-session premarital education program, and a control group (n = 15), which received no intervention during the study period. The intervention was delivered in weekly 60-minute group sessions focusing on interpersonal awareness, emotional literacy, and decision-making in romantic relationships. Standardized instruments were used to measure marital stability and emotional expressiveness at three time points: pretest, posttest, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to assess within-group and between-group differences over time. Findings: Results indicated a significant interaction effect between time and group for marital stability (F(2, 56) = 14.72, p < 0.001, η² = 0.34), with the experimental group showing greater improvements compared to the control group. Similarly, emotional expressiveness demonstrated a significant group-by-time interaction (F(2, 56) = 17.59, p < 0.001, η² = 0.38), with post-hoc comparisons revealing that the experimental group had significantly higher scores at both posttest and follow-up phases. All assumptions for repeated measures ANOVA were confirmed prior to analysis. Conclusion: The findings suggest that premarital education based on the Interpersonal Awareness and Choice Method is an effective intervention for promoting emotional expressiveness and marital stability among engaged individuals. These results highlight the value of incorporating structured emotional and interpersonal training into premarital counseling services to support relationship resilience and long-term satisfaction. Keywords: Premarital education, interpersonal awareness, emotional expressiveness, marital stability.
۷۶۴.

مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی برپیشرفت درس علوم دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک های یادگیری شناختی وارک راهبردهای فراشناختی پیشرفت دانش آموزان درس علوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه: در پیشرفت تحصیلی، عوامل متعددی می توانند بر موفقیت دانش آموزان تأثیر بگذارند. دو رویکرد مهم و کاربردی در این زمینه، راهبردهای فراشناختی و سبک های یادگیری VARK هستند که هر کدام به شیوه ای منحصر به فرد، تلاش می کنند یادگیری و دست یابی به درک عمیق را تسهیل کنند. مطالعات قبلی اثربخشی هر یک از این رویکردها را در بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به طور جداگانه بررسی کرده اند. با این وجود، شکاف پژوهشی مهمی در مقایسه مستقیم اثربخشی این دو رویکرد برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت درس علوم دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموز پسر مقطع اول متوسطه شهر تهران در سال 1400-1399 بود، که براساس آخرین آمار رسمی اداره آموزش و پرورش شهر تهران برابر با 2400 دانش آموز است. برای انتخاب نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در مجموع 69 دانش آموز انتخاب شد و به سه گروه (هر گروه 23 نفر اختصاص داده شد). گروه آزمایش اول تحت آموزش راهبردهای فراشناختی (پنتریچ، 2004) قرار گرفتند؛ گروه آزمایش دوم سبک های یادگیری وارک (فلمینگ و میلز، 1998) آموزش داده شد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی علوم بود که توسط پژوهشگر ساخته شده بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P). همچنین آموزش مبتنی بر راهبردهای فراشناختی در پیشرفت تحصیلی درس علوم دانش آموزان تأثیر دارد (05/0 >P) همچنین یافته ها بیانگر این بود که اثر آموزش مبتنی بر سبک های یادگیری شناختی وارک و راهبردهای فراشناختی بر پیشرفت تحصیلی درس علوم متفاوت نیست (05/0 P>). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می توانند به تصمیم گیران و طراحان آموزشی در انتخاب روش های مناسب برای بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کمک کنند. همچنین، یافته های پژوهش حاضر می توانند برای معلمان و مشاوران آموزشی به عنوان راهنمایی در شناسایی و به کارگیری روش های آموزشی مؤثر برای دانش آموزان با نیازهای یادگیری متفاوت مفید واقع شوند و بدین ترتیب، به بهبود کیفیت آموزشی و حمایت از یادگیری فعال و مستقل کمک نمایند.
۷۶۵.

واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طلاق کم آسیب آسیب طلاق پدیدارشناسی کودکان طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
طلاق رویدادی استرس زاست که می تواند پیامدهای کوتاه و طولانی مدت فیزیکی، روانی و اجتماعی بسیاری را برای فرزندان به همراه داشته باشد، چگونگی تجربه فرایند طلاق نقش مؤثری در بروز این پیامدها دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی پدیدارشناسی بود و شرکت کنندگان این پژوهش را 13 نفر از مشاوران روانشناختی حوزه طلاق شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. لازم به ذکر است که فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی انجام گرفت. تحلیل تجارب شرکت کنندگان منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی تحت عنوان «مداخلات مشاوره ای»، «مداخلات معطوف به والدین» و «مداخلات معطوف به کودکان» شد. نتایج نشان داد طلاق وقتی می تواند آسیب کمتری برای کودکان داشته باشد که مداخلاتی برنامه ریزی شده مثل عدم تضعیف جایگاه والد دیگر، ارتباط سالم والدین پس از طلاق، حفظ پیوندهای پیشینی فرزندان پس از طلاق و مداخلات مثبت شناختی برای کودک و والدین آنها تعبیه و اجرا گردد. پژوهش حاضر منجر به شناسایی شاخص های طلاق کم آسیب شد و یافته های آن می تواند جهت برنامه ریزی برای کاهش آسیب طلاق در کودکان و ارائه راهکارهای مشاوره ای، مورد استفاده قرار گیرد.
۷۶۶.

بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصاحبه انگیزشی اضطراب آشکار و پنهان افسردگی اعتیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد بود. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی از نوع روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد شهر تهران که در 3 ماهه نخست سال 1403 به مراکز گروه های خودیاری مراجعه کرده اند و طی یک مصاحبه اولیه از لحاظ برخورداری شرایط ورود به نمونه آماری مورد گزینش قرار گرفته اند. نمونه پژوهش حاضر عبارت است از 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس و تقسیم آن ها به دو گروه 15 نفری بر مبنای گزینش تصادفی بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر و همکاران (1983)، افسردگی بک و پرسشنامه هم وابستگی دیر و رابرت (2000) استفاده شده است. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 51/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). همچنین، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 26/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نهایتا، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 71/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که کاربرد مصاحبه انگیزشی بر کاهش اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته دارای همسر معتاد تأثیر معناداری دارد. این مداخله می تواند به عنوان رویکردی کارآمد در بهبود سلامت روانی و ارتقای کیفیت زندگی این گروه محسوب شود و پیامدهای مفیدی داشته باشد.
۷۶۷.

مدل یابی اشتیاق تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی با میانجی گری ارزش ذاتی تکلیف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیازهای بنیادین روان شناختی ارزش ذاتی تکلیف اشتیاق تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
هدف پژوهش حاضر تبیین اشتیاق تحصیلی براساس نیازهای روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع روش تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 245 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های نیازهای بنیادی روان شناختی لاگاردیا و همکاران (2000)، ارزش تکلیف پینتریچ و همکاران (1991) و اشتیاق تحصیلی گونیوس و کوزو (2015) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. جهت اعتبار پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج حاکی از اعتبار مطلوب ابزارها بود. نتایج تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسب داشت و تأثیر نیازهای بنیادین روان شناختی بر ارزش ذاتی تکلیف (01/0P) و اشتیاق تحصیلی (01/0P) و همچنین تأثیر ارزش ذاتی تکلیف بر اشتیاق تحصیلی (01/0P) مثبت و معنادار بود. همچنین نقش واسطه گری ارزش ذاتی تکلیف نیز معنادار (01/0P) بود. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که نیازهای بنیادین روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف از پیشایندهای مهم اشتیاق تحصیلی هستند.
۷۶۸.

The effectiveness of therapy based on acceptance and commitment to internalized shame, anxiety sensitivity, and ataxia in infertile women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Anxiety Sensitivity ataxia Infertile Women internalized shame Treatment based on acceptance and commitment

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۸
Objective: The purpose of this study was to determine the effectiveness of treatment based on acceptance and commitment on internalized shame, anxiety sensitivity, and alexia in infertile women. Methods:  The present research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population included all the infertile women of Ali Ibn Abi Talib Hospital in Zahedan city in 2022. The sample size was 40 infertile women who were selected through available sampling. They were randomly assigned to two experimental and control groups (20 experimental subjects and 20 control subjects). The participants in the experimental group received 8 sessions of acceptance and commitment-based treatment, each lasting 60 minutes, while the control group did not receive any intervention. To collect data from the questionnaire, Taylor and Cox's (1998) anxiety sensitivity, Rajabi and Abbasi's internalized shame questionnaire (2013), and Toronto Besharat's personality disorder questionnaire (2007) were used. The covariance analysis method was used to analyze the data. Results: The results showed that the treatment based on acceptance and commitment led to a significant decrease in internal shame, anxiety sensitivity, and dyslexia in infertile women in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Also, the results of the covariance analysis showed that it is possible to benefit from treatment based on acceptance and commitment to reduce internalized shame, anxiety sensitivity, and dyslexia in infertile women.
۷۶۹.

مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: رضایت زناشویی زوج درمانی شناختی - رفتاری تقویت شده زوج درمانی هیجان مدار غنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۱
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی غنی سازی ازدواج بر اساس زوج درمانی شناختی-رفتاری تقویت شده و زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین بود. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و بر مبنای طرح پژوهش نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زوجین دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در اصفهان در سال 1402 تشکیل دادند که تعداد 45 زوج به عنوان نمونه به صورت هدفمند بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان یکبار پیش از مداخله، یکبار بعد از مداخله و یکبار در دوره پیگیری به پرسشنامه رضایت زناشویی فانک و راگ (2007)پاسخ دادند. هر کدام از گروه های آزمایش جداگانه یکی از رویکردهای غنی سازی(شناختی-رفتاری تقویت شده و هیجان مدار) برای آنها 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یکبار اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.یافته های پژوهش نشان داد هر دو رویکرد بر روی رضایت زناشویی تأثیر معنادار داشته است (p<0/05). و تفاوت معناداری بین دو رویکرد در افزایش رضایت زناشویی مشاهده نشد (p>0/05). بنابراین می توان نتیجه گرفت از دو رویکرد فوق می توان برای افزایش رضایت زناشویی زوجین استفاده نمود.
۷۷۰.

پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحمل پریشانی احساس گناه ذهن آگاهی شفقت به خود معلولیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تحمل پریشانی مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی براساس احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش مادران دارای فرزند معلول جسمی حرکتی مراجعه کننده به مراکز بهزیستی شهر اهواز در سال 1403 با تعداد 950 نفر بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس 265 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه ی تحمل پریشانی (DTS؛ سیمون و گاهر، 2005)، عاطفه خودآگاه (TOSCA_2؛ تانگنی و تریسی ، 1989)، مقیاس شفقت به خود (SCS؛ نف، 2003) و پرسشنامه ذهن آگاهی (MAAS؛ براون و ریان، 2003) گردآوری شدند. داده ها با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین احساس گناه با تحمل پریشانی رابطه منفی و معنادار و بین شفقت به خود و ذهن آگاهی با تحمل پریشانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/0>p). نتایج حاکی از آن بود که احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی 56/0 می توانند تحمل پریشانی را پیش بینی کنند. با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت از آنجا معلولیت جسمی و حرکتی فرزندان می تواند تحمل پریشانی را در مادران تحت تأثیر قرار دهد می توان با تمرکز بر متغیرهای روانشناختی احساس گناه، شفقت به خود و ذهن آگاهی در مادران موجب بهبود تحمل پریشانی در این گروه آسیب پذیر و افزایش کیفیت رابطه مادر فرزند شد.
۷۷۱.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز بازتوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته زنان اختلال مصرف مواد پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: این پژوهش با هدف پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد در یک مرکز اقامتی بازتوانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل زنان وابسته به مواد شهر گچساران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش هدفمند و تا مرز اشباع انجام شد که در نهایت 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کلایزی استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 3 مضمون گزینشی، 11 مضمون محوری و 42 مضمون باز گردید. مضمون مشکلات عاطفی و آسیب پذیری شامل خشم و شکل گیری روابط مخرب، استرس و ترس، احساس بی معنایی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و ناکامی بود. بد عملکردی خانواده شامل آسیب های خانواده، تعارض و قطع ارتباط با خانواده بود و تجارب ناخوشایند گذشته شامل تجربه شکست، ترک و لغزش های پیاپی و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: نتایج یافته های پژوهش علاوه بر افزایش بینش و آگاهی نسبت به بسترهای ایجاد اختلال مصرف مواد در زنان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های پیشگیرانه فراهم سازد و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخلات روان شناختی برای زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد دارد.
۷۷۲.

پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویژگی های شخصیتی مهارت حل مسئله کمک طلبی تحصیلی خودپنداره دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
۷۷۳.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی هیجانی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب فراگیر ناگویی هیجانی طرحواره درمانی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناگویی هیجانی زنان مبتلا به این اختلال انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه ای ۴۵ نفره از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی آرامیس شهرری مراجعه کرده بودند، به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. برای سنجش ناگویی هیجانی از پرسشنامه تورنتو استفاده شد و داده ها با تحلیل کوواریانس بررسی گردید. نتایج نشان داد هر دو رویکرد درمانی به طور معناداری ناگویی هیجانی را کاهش داده اند (p<0.05)، اما طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری در بهبود مؤلفه های تشخیص و توصیف احساسات و کاهش تفکر عینی نشان داد. این یافته ها مؤید نقش مؤثر هر دو رویکرد در بهبود تنظیم هیجانی در مبتلایان به اضطراب فراگیر است و بر ضرورت توجه به ابعاد هیجانی در درمان های روان شناختی تأکید دارد. توصیه می شود انتخاب رویکرد درمانی با در نظر گرفتن ویژگی های فردی مراجع صورت گیرد.
۷۷۴.

شاخص های روان سنجی مقیاس صبر کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روان سنجی مقیاس صبر کودکان و نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه و اهداف: مفهوم صبر کوته زمانی است که مورد توجه معدودی از روان شناسان قرار گرفته است. این مفهوم در حال گذار از روند تکوینی است. صبر توانش موجود زنده در به تاخیراندازی برخی از خواسته ها به منظور دستیابی به پاداش های سطح بالاتر در آینده ای نزدیک (اشنیتکر[1] 1 و همکاران، 2019) تعریف شده است. پژوهش ها اهمیت و نقش صبر را در کاهش پرخاشگری (شکوفه فرد و خرمایی)، زورگویی (فرمانی و خرمایی، 2015)، اضطراب و افسردگی (خرمایی، آزادی ده بیدی و زابلی، 1394) مورد بررسی قرار داده اند. همچنین دیگر پژوهش ها ارتباط این سازه روان شناختی -  دینی را با ناامیدی (خرمایی و فرمانی، 1393)، امید به زندگی (مرحمتی و خرمایی، 1397)، بهزیستی روان شناختی (مرحمتی و خرمایی، 2016)، رضایت زناشویی (فرمانی، خرمایی و دوکوهکی، 1393)، راهبردهای مقابله ای (کیهان فرد، 1389)، اهداف پیشرفت (آربزی و خرمایی، 1400) و اهمال کاری تحصیلی (خرمایی و آزادی ده بیدی، 1396) مورد بررسی قرار داده اند. در مجموع صبر قابلیتی زیستی - روان شناختی و فضیلتی اخلاقی است که به وسیله باور های دینی و عوامل تأثیر گذار درونی و بیرونی جهت داده می شود. بنابراین می توان گفت که هر چند صبر قابلیتی سرشتی دارد لیکن به وسیله باور های اعتقادی و جهان بینی دینی که ریشه در وحی دارند، محتوی می گیرد (خرمایی و فرمانی، 1393). اما آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که برای گسترش نظری و کاربردی این سازه، ساخت و تدوین ابزارهایی برای سنجش صبر ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این ضرورت هنگامی بیشتر احساس می شود که حوزه مطالعه صبر بر روی کودکان و نوجوانان تمرکز می یابد. بنابراین، هدف این پژوهش تدوین مقیاسی برای سنجش صبر کودکان و نوجوانان بر اساس مدل پنج عاملی صبر و بررسی شاخص های روان سنجی این مقیاس بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم شهر شیراز بودند که از میان آن ها تعداد 845 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس صبر کودکان و نوجوانان بر مبنای مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) تهیه شده است. به عبارت دیگر، همانند مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393الف) مفاهیم کلیدی که کلیه آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم بر آن تأکید داشته اند، مورد توجه قرار گرفت. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی تدوین گردید و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد که به سنجش پنج عامل استقامت، درنگ، متعالی شدن، شکیبایی و رضایت می پردازد. لازم به ذکر است که در این مقیاس گویه های 2، 3، 4، 6، 7، 8، 9، 11، 12، 13، 15، 16، 17، 19، 20، 21، 23، 24، 25، 26، 27، 28، 29، 30، 31، 32 و 33 نمره گذاری معکوس دارند. تجزیه و تحلیل داده های توصیفی پژوهش با استفاده از Spss - 21 بوده است و برای تعیین روایی از روش تحلیل عامل تاییدی در نرم افزار Amos - 21 استفاده شد. پایایی کل مقیاس و مؤلفه های آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده است. نتایج: جدول 1 توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان را نشان می دهد. در جدول 2 نیز اطلاعات توصیفی کل نمونه مشاهده می شود.   جدول 1: توزیع گروه نمونه برحسب مقطع تحصیلی و جنسیت دانش آموزان مقطع تحصیلی دختر پسر کل ابتدایی (%18) 151 (%16) 135 (%34) 286 متوسطه اول (%18) 149 (%14) 120 (%32) 269 متوسطه دوم (%17) 145 (%17) 145 (%34) 290 کل (%53) 445 (%47) 400 (%100) 845   جدول 2: اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه ها و نمره کل مقیاس صبر متغیر         میانگین انحراف استاندارد حداکثر نمره حداقل نمره کجی کشیدگی درنگ 32/27 73/7 50 10 12/0 - 48/0 - استقامت 69/36 77/7 50 12 40/0 - 46/0 - متعالی شدن 86/23 30/4 30 7 60/0 - 04/0 - شکیبایی 02/9 26/3 20 4 59/0 05/0 رضایت 33/10 88/2 15 3 38/0 - 32/0 - صبر 17/112 02/18 161 63 12/0 - 37/0 -   برای تعیین روایی مقیاس از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پیش از اجرای تحلیل عامل تاییدی مفروضه های این روش بررسی شدند و تمام مفروضه ها برقرار بودند. در ادامه، گویه های مقیاس در قالب مدل 5 عاملی در نرم افزار ایموس ترسیم و بر روی نمونه ای از دانشجویان شامل 845 نفر (400 پسر و 445 دختر) آزمون شد. شاخص های برازش مدل برای مدل محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقیاس صبر با 5 عامل استقامت (با بار عاملی 42/0 تا 65/0)، درنگ (با بار عاملی 32/0 تا 66/0)، متعالی شدن (با بار عاملی 34/0 تا 74/0)، شکیبایی (با بار عاملی 36/0 تا 67/0) و رضایت (با بار عاملی 45/0 تا 77/0) بارگذاری شد. شاخص های برازش مدل در جدول 3 گزارش شده است. جدول 3: شاخص های برازش مدل شاخص X 2 /df GFI AGFI CFI IFI RMSEA PCLOSE مقدار 32/2 92/0 91/0 90/0 90/0 04/0 1 مقادیر قابل قبول >3 <90/0 <90/0 <90/0 <90/0 >08/0 <05/0   گویه ها در تحلیل عاملی مرتبه اول روی پنج مؤلفه و مؤلفه ها در تحلیل عاملی مرتبه دوم روی یک عامل کلی بارگذاری شدند و کلیه ضرایب معنی دار بوده است. با توجه به نتایج پیشین، می توان گفت که صبر دربرگیرنده پنج مؤلفه متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ است که در عین استقلال این پنج عامل بر روی عامل کلی صبر بارگذاری می شوند. همچنین پایایی مقیاس صبر از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است. نتایج نشان می دهند ضرایب به دست آمده برای مؤلفه های متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت، درنگ و کل مقیاس به ترتیب 74/0، 62/0، 70/0، 80/0، 80/0 و 87/0 به دست آمده است. بحث و نتیجه گیری: در پژوهش حاضر با استناد به مقیاس صبر بزرگسالان (خرمایی و همکاران، 1393) و با استفاده از مؤلفه های قرآنی و روایتی صبر مقیاسی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان طراحی گردیده است. بدین صورت که آیات مرتبط با صبر در قرآن کریم و مفاهیم کلیدی این آیات استخراج شد. سپس با توجه به این مفاهیم عباراتی متناسب با گروه سنی کودک و نوجوان تدوین گردید. عبارات دارای مفاهیم مشابه حذف و نسخه نهایی این مقیاس در قالب 33 گویه براساس مقیاس درجه بندی لیکرت از کاملاً درست تا کاملاً نادرست تنظیم شد. سپس دانش آموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم به این مقیاس پاسخ دادند و ویژگی های روان سنجی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مقیاس صبر کودکان و نوجوانان دارای روایی و پایایی مناسب است و می توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان استفاده کرد. محققین این پژوهش پیشنهاد می کنند که ویژگی های روان سنجی این مقیاس در جمعیت های مختلف کودکان و نوجوانان مورد بررسی قرار گیرد. ساخت ابزار خودگزارشی جهت سنجش صبر کودکان و نوجوانان در پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلاء موجود در این زمینه و انجام پژوهش های گسترده و عمیق در حوزه ی صبر کودکان و نوجوانان صورت گرفته است و به نظر می رسد که مقیاس ساخته شده در این پژوهش بتواند راهگشای پژوهش های عمیق تر در مورد روند تحولی صبر در سنین مختلف، تظاهرات مختلف صبر در زندگی کودکان و نوجوانان، ارتباط صبر با سایر متغیرهای روان شناختی و نهایتاً تدوین روش های مداخله ای برای ارتقای صبر در این گروه سنی باشد. تقدیر و تشکر: از تمام افرادی که ما را در انجام و پیشبرد این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه تقدیر و تشکر می شود. تعارض منافع: بنابر اظهار نویسندگان این مقاله تعارض منافعی ندارد.
۷۷۵.

بررسی مقایسه ای میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران بخش های ویژه وعمومی بیمارستان توحید سنندج

کلیدواژه‌ها: استرس شغلی فرسودگی شغلی بخش ها پرستاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: پرستاران به دلیل ماهیت حرفه ی حساسی که دارند به طور مداوم در معرض استرس و فرسودگی شغلی قرار دارند واین موارد به چالشی برای این حرفه تبدیل شده است. هدف : این مطالعه با هدف مقایسه میزان استرس و فرسودگی شغلی پرستاران در بخشهای ویژه و عمومی بیمارستان توحید سنندج انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع توصیفی بود که در سال 1396 و از ماه فروردین تا خرداد بر روی پرستاران کل بخش های بیمارستان توحید سنندج انجام شد. حجم نمونه 214 پرستاربود که به صورت نمونه گیری سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (1986) و پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1987) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و نرم افزار spss نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که مقدار F=17.831 در متغیر استرس شغلی و همچنین مقدار F=17.831 در متغیر فرسودگی شغلی درر سطح a=0/05 معنادار است.به عبارتی، بین میانگین نمرات پرستاران در بخش های مختلف تفاوت آماری معناداری وجود دارد. بطوری که در متغیر استرس شغلی به ترتیب بخش های ویژه مانند اورژانس، سی سی یو و آی سی یو دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. همچنین در متغیر فرسودگی شغلی بخش های انکولوژی، اورژانس ،سوختگی و دیالیز دارای بیشترین مقدار میانگین نسبت به بقیه بخش ها بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از وجود استرس شغلی و فرسودگی شغلی نسبتا بالا در بین پرستاران خصوصا در بخشهای ویژه بیمارستان بود. فرسودگی شغلی در بخش هائی نظیر انکولوژی ،سوختگی ،اورژانس و دیالیزبیشتر دیده شد ،بدین ترتیب استرس و فرسودگی در بخش های جنرال به تفکیک بخش ها به مدت زمان حضور پرستار در شیفت ،تعداد شیفت ،تجربه و تعداد بیماران وابسته بود .
۷۷۶.

تحلیل ساختار ابزار سنجش خود مراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تحلیل عاملی خودمراقبتی دوران بلوغ والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون در سال 1402 انجام شد. روش: روش پژوهش با تکیه بر روش های روانسنجی (تحلیل عاملی) و ابزار مورد استفاده مقیاس خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) آزادیکتا (1402) بوده است. جامعه آماری والدین دارای فرزند دختر و پسر دانش آموز پایه ششم دوره ابتدایی شهر ماکو در سال تحصیلی 03-1402 بوده که 480 نفر از آنان به شیوه تصادفی در پژوهش مشارکت نمودند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و کاربست چرخش متعامد نشان داد که این مقیاس از 4 عامل معتبر تشکیل شده است که در مجموع 54/47 درصد از واریانس کل را تبیین می کردند. ضریب اعتبار اُمگا نیز بالاتر از 7/0 حاصل شد و ساختار عاملی بدست آمده طی تحلیل اکتشافی از شاخص های برازندگی (CFI، GFI، RFI، NFI، IFI) مطلوبی در تحلیل عاملی تاییدی برخوردار بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) از ساختار عاملی معتبر و شاخص های برازندگی مطلوب برخوردار است. این ابزار با در نظر گرفتن مؤلفه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی، نگرش و رفتار والدین در حوزه تربیت جنسی فرزندان را به طور مؤثر می سنجد. به کارگیری آن می تواند زمینه ساز مداخلات هدفمند در نظام آموزش خانواده باشد.
۷۷۷.

واکاوی علل ترک زودرس روان درمانی و مشاوره توسط مراجعان از دیدگاه متخصصین بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: روان درمانی مشاوره ترک زودرس بیماران علت شناسی پژوهش کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
اهداف امروزه، ترک زودرس روان درمانی و مشاوره یک چالش بالینی بزرگ برای درمانگران و مراجعین دریافت کننده خدمات بالینی است. هدف روان درمانی، کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. اطلاعات ما در مورد اینکه چگونه و چرا مراجعین درمان را پیش از موعد ترک می کنند کافی نیست. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران است. هدف روان درمانی کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. ترک زودرس یک تجربه رایج در میان درمانگران است. تحقیقات در زمینه ترک زودرس پیچیده است و اغلب یافته های متناقضی را به همراه دارد. تعداد زیادی از پژوهش های صورت گرفته در زمینه دلایل ترک زودرس با روش تحلیل کمی و بر مراجعان متمرکز بوده است. درمانگران می توانند از منابع اطلاعاتی ارزشمند در زمینه دلایل ترک زودرس مراجعان باشند. در پژوهش حاضر به دنبال بررسی جامع عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران هستیم. مواد و روش ها روش پژوهشی مطالعه حاضر کیفی و طرح آن تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش تمامی مشاوران و درمانگران فعال در حوزه سلامت روان بودند. محل اجرای پژوهش شهر بوشهر بود. روش نمونه گیری باتوجه به هدف پژوهشگران، غیراحتمالی و هدفمند بود و براساس قاعده اشتراوس و کوربین (1998)، نمونه گیری تا زمان اشباع نظری پیرامون عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره ادامه یافت. بنابراین، حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 31 نفر درمانگر زن و مرد بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. فرایند کدگذاری در پژوهش حاضر باتوجه به مسئله و اهداف پژوهش به صورت استقرایی صورت پذیرفت. یافته ها تمامی مصاحبه های ضبط شده به صورت نوشتاری تدوین و در نرم افزارMAXQDA نسخه 2020 ذخیره گردید. از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها 439 کد باز به دست آمد که در طول مصاحبه با آزمودنی های پژوهش، 3485 بار تکرار شده بود. در گام بعدی، کدهای باز در 60 طبقه فرعی قرار گرفتند و درنهایت، 9 طبقه اصلی حاصل گردید. این طبقات عبارت اند از: 1. کنش های شناختی، انگیزشی، هیجانی و رفتاری مراجع در طول جلسات، 2. ویژگی های بیوگرافیک مراجع، 3. عوامل محیطی، 4. شاخصه های ساختاری جلسات روان درمانی و مشاوره، 5. عدم تخصص و مهارت درمانگر در روان درمانی و مشاوره، 6. الگوهای شخصیتی مراجع، 7. سبک زندگی، شاخصه های شخصیتی و هیجانی درمانگر 8. عوامل بیوگرافیک درمانگر و 9. داروهای روانپزشکی. نتیجه گیری میزان شیوع ترک زودرس نشان می دهد تعداد زیادی از افرادی که خدمات روان درمانی دریافت می کنند از مزایای کامل درمان برخوردار نمی شوند. ضروری است درمانگران نسبت به شناخت عوامل مرتبط با ترک زودرس تلاشی جدی داشته باشند. توسعه مداخلات مؤثرتر برای کاهش ترک زودرس نیازمند درک و دریافت صحیح از عوامل علی بروز این پدیده است. در پژوهش های قبلی، فقدان یک مفهوم سازی سیستماتیک از نقش عوامل مراجع و درمانگر در شناخت ترک زودرس روان درمانی و مشاوره کاملاً محرز است. در پژوهش حاضر تلاش گردید شناخت عمیقی از عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره حاصل گردد. سهم عوامل مؤثر در درمانگران و مراجعان در بروز این پدیده مشخص و تبیین شد. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه ارتقای سطح کمی و کیفی روان درمانی و کاهش ترک زودرس جلسات توسط مراجعان را فراهم کند.
۷۷۸.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد با نسخه اینترنتی آن بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد انعطاف پذیری روان شناختی آشفتگی روان شناختی خیانت زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه: هدف تحقیق مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد با نسخه اینترنتی آن بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: تحقیق حاضر به صورت نیمه آزمایشی با سه گروه و در سه مرحله پیش آزمون- پس آزمون-پیگیری انجام گرفت. جامعه آماری شامل زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بودند که به مراکز مشاوره روانشناسی تحت نظر بهزیستی در شهر شیراز در سال 1401 مراجعه کرده بودند. 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. گروه حضوری تحت 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند. برای گروه اینترنتی یک سایت طراحی گردید که مطالب براساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه در اختیار آن ها قرار گرفت. از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و پریشانی روان شناختی کسلر (2003) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل کوواریانس و بونفرونی استفاده شد. یافته ها: هر دو روش حضوری و اینترنتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی اثربخش بودند. میان اثربخشی دو روش حضوری و اینترنتی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند کمک به سزایی در زمینه کمک به زوجین آسیب دیده از خیانت زناشویی داشته باشد.
۷۷۹.

Spousal Support and Marital Satisfaction: The Mediating Role of Gratitude Expression(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Spousal support Gratitude expression Marital satisfaction Mediation Structural Equation Modeling

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۱
Objective: This study aimed to examine the direct and indirect relationships between spousal support and marital satisfaction, with gratitude expression as a mediating variable. Methods and Materials: A descriptive correlational design was employed with 370 married individuals from Armenia, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Data were collected using standardized instruments for marital satisfaction, spousal support, and gratitude expression. Analyses were conducted in two stages: Pearson correlation analysis in SPSS-27 to examine bivariate associations, and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using established indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. Findings: Pearson correlations revealed that spousal support was significantly associated with both marital satisfaction (r = .58, p < .001) and gratitude expression (r = .51, p < .001), while gratitude expression was also correlated with marital satisfaction (r = .46, p < .001). SEM demonstrated acceptable model fit (χ²/df = 1.93, GFI = 0.93, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.049). Direct effects showed that spousal support positively predicted marital satisfaction (β = 0.37, p < .001) and gratitude expression (β = 0.44, p < .001), while gratitude expression also predicted marital satisfaction (β = 0.29, p = .001). The indirect effect of spousal support on marital satisfaction through gratitude expression was significant (β = 0.13, p = .002), confirming partial mediation. Conclusion: Findings underscore the dual importance of supportive behaviors and gratitude expression in shaping marital satisfaction. Spousal support enhances satisfaction both directly and indirectly by fostering gratitude, suggesting that couples who both provide support and express appreciation are more likely to sustain fulfilling relationships.
۷۸۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درد و کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کفایت اجتماعی درد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد فیبرومیالژیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درد و کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی درد دکتر سیروس مومن زاده از خرداد ۱4۰۲ تا بهمن 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 24 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده درد مگ کیل (2009، MPQ) و پرسشنامه کفایت اجتماعی برمستر و همکاران (1998، SCQ) بود. گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون شدت درد و کفایت اجتماعی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 001/0P< وجود داشت. این نتایج بیان می کند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یک روش روان درمانی مناسب برای کاهش شدت درد و بهبود کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان