مهناز جوکار کمال آبادی

مهناز جوکار کمال آبادی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

واکاوی علل ترک زودرس روان درمانی و مشاوره توسط مراجعان از دیدگاه متخصصین بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: روان درمانی مشاوره ترک زودرس بیماران علت شناسی پژوهش کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۲
اهداف امروزه، ترک زودرس روان درمانی و مشاوره یک چالش بالینی بزرگ برای درمانگران و مراجعین دریافت کننده خدمات بالینی است. هدف روان درمانی، کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. اطلاعات ما در مورد اینکه چگونه و چرا مراجعین درمان را پیش از موعد ترک می کنند کافی نیست. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران است. هدف روان درمانی کاهش پریشانی روانی و ایجاد محیطی است که در آن رشد بین فردی یا درون فردی امکان پذیر باشد. گاهی مراجعان قبل از دستیابی به مزایای کامل روان درمانی اقدام به ترک جلسات می کنند. ترک زودرس یک تجربه رایج در میان درمانگران است. تحقیقات در زمینه ترک زودرس پیچیده است و اغلب یافته های متناقضی را به همراه دارد. تعداد زیادی از پژوهش های صورت گرفته در زمینه دلایل ترک زودرس با روش تحلیل کمی و بر مراجعان متمرکز بوده است. درمانگران می توانند از منابع اطلاعاتی ارزشمند در زمینه دلایل ترک زودرس مراجعان باشند. در پژوهش حاضر به دنبال بررسی جامع عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره از دیدگاه درمانگران هستیم. مواد و روش ها روش پژوهشی مطالعه حاضر کیفی و طرح آن تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش تمامی مشاوران و درمانگران فعال در حوزه سلامت روان بودند. محل اجرای پژوهش شهر بوشهر بود. روش نمونه گیری باتوجه به هدف پژوهشگران، غیراحتمالی و هدفمند بود و براساس قاعده اشتراوس و کوربین (1998)، نمونه گیری تا زمان اشباع نظری پیرامون عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره ادامه یافت. بنابراین، حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 31 نفر درمانگر زن و مرد بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. فرایند کدگذاری در پژوهش حاضر باتوجه به مسئله و اهداف پژوهش به صورت استقرایی صورت پذیرفت. یافته ها تمامی مصاحبه های ضبط شده به صورت نوشتاری تدوین و در نرم افزارMAXQDA نسخه 2020 ذخیره گردید. از تجزیه وتحلیل مصاحبه ها 439 کد باز به دست آمد که در طول مصاحبه با آزمودنی های پژوهش، 3485 بار تکرار شده بود. در گام بعدی، کدهای باز در 60 طبقه فرعی قرار گرفتند و درنهایت، 9 طبقه اصلی حاصل گردید. این طبقات عبارت اند از: 1. کنش های شناختی، انگیزشی، هیجانی و رفتاری مراجع در طول جلسات، 2. ویژگی های بیوگرافیک مراجع، 3. عوامل محیطی، 4. شاخصه های ساختاری جلسات روان درمانی و مشاوره، 5. عدم تخصص و مهارت درمانگر در روان درمانی و مشاوره، 6. الگوهای شخصیتی مراجع، 7. سبک زندگی، شاخصه های شخصیتی و هیجانی درمانگر 8. عوامل بیوگرافیک درمانگر و 9. داروهای روانپزشکی. نتیجه گیری میزان شیوع ترک زودرس نشان می دهد تعداد زیادی از افرادی که خدمات روان درمانی دریافت می کنند از مزایای کامل درمان برخوردار نمی شوند. ضروری است درمانگران نسبت به شناخت عوامل مرتبط با ترک زودرس تلاشی جدی داشته باشند. توسعه مداخلات مؤثرتر برای کاهش ترک زودرس نیازمند درک و دریافت صحیح از عوامل علی بروز این پدیده است. در پژوهش های قبلی، فقدان یک مفهوم سازی سیستماتیک از نقش عوامل مراجع و درمانگر در شناخت ترک زودرس روان درمانی و مشاوره کاملاً محرز است. در پژوهش حاضر تلاش گردید شناخت عمیقی از عوامل مؤثر در ترک زودرس روان درمانی و مشاوره حاصل گردد. سهم عوامل مؤثر در درمانگران و مراجعان در بروز این پدیده مشخص و تبیین شد. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه ارتقای سطح کمی و کیفی روان درمانی و کاهش ترک زودرس جلسات توسط مراجعان را فراهم کند.
۲.

تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن در دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهمالکاری ادراک و نگرش اهمالکارانه عوامل اهمالکاری دانشجویان تحقیق کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش کیفی حاضر با هدف تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمالکاری و عوامل آن (زمینه ای، تداوم بخش و آشکارساز) در دانشجویان انجام گرفت. این مطالعه با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابتدا از جامعه دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی 1403-1402 در زمینه اهمالکاری شیوع شناسی شد و دانشجویانی که نمرات آنها دو انحراف معیار بالاتر از میانگین بود، به عنوان اهمالکار شناسایی شدند. سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات لازم از 22 نفر دانشجوی اهمالکار، جمع آوری گردید. یافته ها در ادراک و نگرش اهمالکاری، دو مقوله اصلی (منفی و مثبت) و هفت مفهوم اولیه (تاخیر در انجام وظایف، ویژگی های شخصیتی، فرسودگی، عاطفه منفی، خودسرزنشی، نگرش مثبت موقتی، دارا بودن افکار مقابله ای) را نشان دادند. عوامل اهمالکاری از سه مقوله اصلی (عوامل زمینه ای، تداوم بخش و آشکار ساز) و دوازده مفهوم اولیه (ویژگی های شخصیتی، خانواده، شیوه فرزندپروری، اعتماد بنفس پایین، فضای مجازی، فرسودگی، سبگ زندگی، دوران کرونا، زمینه تحصیلی، ارتباط با دیگران، دوران نوجوانی و زمینه شغلی) تشکیل شدند. الگوهای پایدار شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی طبقه مرکزی یافته های حاضر را شکل دادند. این یافته ها تلویحات کاربردی مهمی در فهم نیمرخ شخصیتی، خانوادگی و انگیزشی افراد اهمالکار دارند.
۳.

تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمال کاری و راهبردهای مواجهه با آن در دانشجویان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهمال کاری ادراک و نگرش اهمال کارانه راهبردهای مقابله ای دانشجویان تحقیق کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
اهمال کاری پدیده ای فراگیر و بیانگر تاخیر در فعالیت های تحصیلی است که با عوامل متعددی در ارتباط است و یکی از چالش هایی است که اکثر دانشجویان در طول تحصیل با آن روبرو هستند که می تواند بر جنبه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی آنان تاثیرگذار باشد.  هدف از مطالعه حاضر تبیین ادراک و نگرش نسبت به اهمال کاری و راهبردهای مواجهه با آن در دانشجویان می باشد. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه خلیج فارس مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود. ابتدا از جامعه دانشجویان در زمینه اهمال کاری شیوع شناسی شد و دانشجویانی که نمرات آنها بالاتر از 2 انحراف معیار از میانگین بود، به عنوان اهمال کار شناسایی شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات، با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 22  نفر از دانشجویان مصاحبه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. یافته ها در ادراک و نگرش اهمال کاری، دو مقوله اصلی (منفی و مثبت) و هفت مفهوم اولیه (تاخیر در انجام وظایف، ویژگی های شخصیتی، فرسودگی، عاطفه منفی، خودسرزنشی، نگرش مثبت موقتی، دارا بودن افکار مقابله ای) را نشان دادند. راهبردهای مواجهه از چهار مقوله اصلی (راهبرد اجتنابی، مقابله ای، تسلیم و هیجان مدار) و هشت مفهوم اولیه (اجتناب از وظایف، روی آوردن به فضای مجازی، گرایش به پیشگیری از اهمال کاری، برنامه ریزی، خودباوری پایین، جایگزین کردن خواب، هیجانات منفی و احساسات منفی) تشکیل شدند. الگوهای پایدار شخصیتی و انگیزشی طبقه مرکزی یافته های حاضر را شکل دادند. این یافته ها تلویحات کاربردی مهمی در فهم نیمرخ شخصیتی  و انگیزشی افراد اهمال کار دارند.
۴.

پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس هوش هیجانی و سلامت معنوی در افراد متأهل شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی طلاق عاطفی سلامت معنوی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جسمی و روانی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
تعداد بازدید : ۲۰۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۷۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش هوش هیجانی و سلامت معنوی در پیش بینی طلاق عاطفی افراد متأهل شهر بوشهر صورت گرفت. افراد نمونه به تعداد 272 نفر (139 مرد و 133 زن) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامه های طلاق عاطفی محمدی، هوش هیجانی شات و سلامت معنوی پولوتزین و الیسون را تکمیل کردند. در زمینه پیش بینی مؤلفه های هوش هیجانی هیجانی و سلامت معنوی، نتایج نشان داد که تنظیم هیجانی پیش بینی کننده مؤلفه های طلاق عاطفی (واکنش عاطفی، آمیزش عاطفی، مشکلات جنسی، مشکلات منابع و قدرت) است. همچنین در زمینه نقش مؤلفه های سلامت معنوی در پیش بینی مؤلفه های طلاق عاطفی این نتیجه به دست آمد که سلامت وجودی همه مؤلفه های طلاق عاطفی را پیش بینی می کند و سلامت مذهبی، مؤلفه های سکوت و جبهه گیری، فقدان و افسردگی و محدود کردن را پیش بینی می نماید. بنابراین، مطابق یافته های پژوهش، هم عوامل عواطفی و هم عوامل معنوی در بروز طلاق عاطفی نقش ایفا می کند.
۵.

ساخت، تحلیل عاملی و هنجاریابی آزمون طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی خانوادگی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
تعداد بازدید : ۱۹۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۰۱
هدف این مطالعه ساخت، هنجاریابی و شناسایی عوامل زیربنایی پرسشنامه طلاق عاطفی است. جامعه آماری این تحقیق، شامل مردان و زنان عادی و متقاضی طلاق استان بوشهر بود. حجم گروه نمونه 1312 نفر بود که 1001 نفر گروه عادی و 311 نفر گروه متقاضی طلاق بودند. 501 پرسشنامه برای تحلیل عاملی اکتشافی و 500 عدد برای تحلیل عامل تأییدی تحلیل شد. گروه نمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل یافته ها همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، تاییدی و تحلیل واریانس چند متغیره است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های انریچ فورز و اولسون (1989)، میل به طلاق روزلت و همکاران (1986) و بی ثباتی ازدواج ادواردز و همکاران (1987) است. نتایج به روش تحلیل عامل اکتشافی 9 عامل را به عنوان عوامل اصلی طلاق عاطفی شناسایی کرد. همبستگی این پرسشنامه با پرسشنامه میل به طلاق 0/59و سطح معناداری P

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان