ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۷۲۱.

بررسی ساختارمند مفهوم استرس در طراحی: تحلیلی بر ادبیات پژوهشی موجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: درک استرس در فعالیت های طراحی امری حیاتی است، زیرا می تواند بر تجربه شناختی طراحان و کیفیت نتایج طراحی تأثیر بگذارد. با وجود تلاش هایی که برای روشن ساختن این موضوع انجام شده، تاکنون این موضوع همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. بنابراین پرداختن به این مسئله می تواند خلاء موجود در این راستا را تا حدودی پرنماید. این پژوهش، با هدف ابهام زدایی از مفهوم استرس در مطالعات طراحی بر اساس یافته های حاصل از اولین مرور نظامند مطالعات موجود در این زمینه انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی به روش توصیفی_تحلیلی و از طریق مرور نظام مند و نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش مقالات حوزه مطالعاتی طراحی می باشد که به موضوع استرس پرداخته اند. ابزار جمع آوری داده ها نیز سیاهه وارسی از کلید واژه های منتخب برای جستجو در پایگاه های علمی بین المللی معتبر است. یافته ها: در این پژوهش، با به کارگیری روش مرور ساختارمند و تحلیل محتوای کیفی، مقالات علمی مرتبط با حوزه طراحی که به موضوع استرس پرداخته بودند، شناسایی و بررسی شدند. در مجموع ۲۱ مقاله واجد شرایط انتخاب و داده های آنها طی سه مرحله کدگذاری تحلیل شدند. با استفاده از نمودار توزیع فراوانی نسبی این نتیجه حاصل شد که تمامی مطالعات در حوزه موضوعی استرس طراحی قرار دارند و بیشتر تمرکز مطالعات بر روی استرس ذهنی در فرآیند طراحی و خلاقیت طراحی بوده است. نتیجه گیری: تئوری حاصل از این پژوهش یک رابطه پیچیده بین استرس و طراحی را نشان می دهد که از تعامل بین فشارهای روانی، ذهنی، فیزیکی، رفتاری و هیجانی ناشی از فرآیند طراحی و الزامات خلاقیت و نوآوری شکل می گیرد. این استرس می تواند تأثیرات منفی بر سلامت روانی و عملکرد حرفه ای طراحان داشته باشد. در نتیجه، پژوهش حاضر تأکید می کند که درک استرس طراحی مستلزم یک رویکرد چندوجهی است که به شناسایی همچنین، بینش های به دست آمده می توانند به ترویج فرهنگی حرفه ای کمک کنند که بر شناخت، مدیریت و ارتقای سلامت روانی و فیزیکی طراحان تأکید دارد و در نهایت به بهبود تجربه طراحی و سلامت طراحان منجر شود.
۷۲۲.

اثر بخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر تاب آوری و شفقت ورزی در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر تاب آوری و شفقت ورزی در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک بود. روش: پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آ زمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مردان مصرفکننده مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر زاهدان در سال 1403 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، مقیاس تاب آوری و مقیاس شفقت ورزی را تکمیل کردند. درمان خودشفابخشی طی 10 جلسه 90 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی باعث افزایش تاب آوری و شفقت ورزی در گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد برای افزایش مهارت های خودمراقبتی در افراد وابسته به مواد در ترک اعتیاد از آموزش خود شفابخشی استفاده شود.
۷۲۳.

اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت بر استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت بر استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره منطقه 2 شهر تهران در سال 1403-1402 تشکیل دادند. از بین آنها 30 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه به شیوه هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استرس والدگری آبیدین-فرم کوتاه (1995PSI-SF, )، و خودکارآمدی والدینی دومکا و همکاران (1996 PSAM,) بود. آموزش فرزندپروری مثبت در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. درحالی که که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و آموزش فرزندپروری مثبت دارای ماندگاری اثر در دوره پیگیری بود (05/0>P). درنتیجه آموزش فرزندپروری مثبت می تواند به عنوان روشی کارآمد در افزایش خودکارآمدی والدینی و استرس والدگری مادران دارای کودک بیش فعال/نقص توجه مورد استفاده قرار گیرد.
۷۲۴.

Prevalence of Internet Addiction among Psychology, Accounting, and Management Students at Islamic Azad University of Bandar Anzali

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۳
 Objective: Internet addiction has become a global problem due to its high incidence, rapid growth rate, and serious adverse consequences. The aim of the present study was to investigate the prevalence of Internet addiction among students of psychology, accounting, and management at Islamic Azad University, Bandar Anzali Branch.Methods: This study was a descriptive study. The statistical population of the study included all students of psychology, accounting, and management at Bandar Anzali International Azad University in the academic year 1402-1403. Of these, 150 were selected using convenience sampling. Then, the Internet Addiction Questionnaire (IAT; Yang, 2005) was administered to them, and the data were analyzed using SPSS software.Results: The obtained frequency and percentage showed that 64 (43.2%) of the subjects were regular users without dependence or addiction to the Internet. 75 (46.8%) of the subjects were exposed to Internet addiction (had Internet dependence) and 11 (6%) of the subjects had Internet addiction.Conclusion: There was a small amount of Internet addiction among students, but a high percentage of students had Internet dependence, which justifies the need to pay attention to teaching students about the optimal use of cyberspace.
۷۲۵.

Strategies and Consequences of Non-Marriage among Men: A Grounded Theory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۶۸
Objective: The aim of this study is to examine the strategies and consequences of non-marriage among single men. Methods and Materials: The study was carried out using a qualitative approach and grounded theory methodology. The study population consisted of men whose age ranged between 33 and 45 years, considering the average age of marriage for men in the city of Kazerun in 2023 was 30.9 years. All participants were residents of Kazerun County in Fars Province. Sampling was conducted using purposive sampling based on inclusion/exclusion criteria until theoretical saturation was reached (15 participants). Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using Strauss and Corbin's (1998) grounded theory approach, including open, axial, and selective coding. Findings: In the open coding phase, out of 232 identified codes, 33 open codes related to strategies and 56 open codes related to consequences were extracted. These codes were categorized into different concepts during axial coding. Finally, in the selective coding phase, the main categories and related outcomes of non-marriage were identified. The most significant strategies for not pursuing marriage included improving economic conditions, enhancing mental and physical well-being, developing alternative relationships, and seeking emotional or financial bonds. On the other hand, mental and psychological consequences, objective consequences, and environmental consequences were among the major outcomes associated with prolonged singlehood in men. These included negative emotions such as depression, isolation, wasted time and energy, and economic and social problems. Conclusion: This study revealed that the decision not to marry among men is the result of a combination of psychological, social, cultural, and economic factors that influence individual choices. Based on the findings, it is recommended that social and cultural policies aimed at supporting youth and facilitating marriage are essential. Moreover, identifying and thoroughly examining cultural and social barriers to marriage could help reduce the rate of singlehood and increase the willingness to marry among young people.
۷۲۶.

Investigating the Low Motivation of Young Couples for Childbearing in Shiraz Through Developing a Conceptual Model Using a Quantitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
Objective: Considering the significance of population and its optimal growth in Iran, the present study examined the low motivation of young couples for childbearing in Shiraz by developing a conceptual model using a quantitative approach. Methods: This research is applied in terms of its goal. The statistical population of this study includes all young couples without children in Shiraz in 2021 (based on the 2016 census, approximately 14% of couples are childless). According to the population size, the number of questions, Cochran's formula, and the G-power sample adequacy index, the approximate sample size consisted of 300 young childless couples, who were selected using the convenience sampling method. Data were collected using a researcher-made questionnaire, and based on factor analysis, the conceptual model of factors was explained and extracted. To test the model, the structural equation modeling approach was employed. The software used in this research was SPSS and AMOS. Findings: The results showed significant differences between the component of economic support and the components of personal growth inhibition, body self-concept, semantic attitude, communicative attitude, and social judgment. According to the model's fit indices, it was observed that the X2/df index was equal to 3.70, which is at an acceptable level. Additionally, the values of the RMSEA index were 0.08, CFI was 0.843, FMIN was 3.21, NFI was 0.798, ECVI was 3.70, and IFI was 0.844, all of which were at an appropriate level. Therefore, the model had a good fit. Conclusion: Based on the research findings, it is recommended that researchers focus on improving attitudes in the areas of body self-concept, social judgment, semantic attitude, and communicative attitudes regarding childbearing.
۷۲۷.

Neuropsychological profile of memory and attention in individuals with temporal lobe epilepsy and its comparison with healthy people(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
Background: Epilepsy is associated with multiple neuropsychological deficits, and various studies have reported impairments in memory, language, executive functions, and attention. This condition can significantly affect social interactions and communication, leading to challenges in daily life. Aims: The present study aimed to investigate the neuropsychological profile of attention and associative memory in individuals with temporal lobe epilepsy (TLE) and compare it with healthy individuals. Methods: The research employed a descriptive, causal-comparative design. Sixty individuals with temporal lobe epilepsy and 60 healthy individuals (N= 120) comprised the sample. The Wechsler Memory Scale(Wechsler, 1945) for Adults and the Integrated Visual and Auditory Continuous Performance Test(Berginström et al., 2015) were used to measure variables. Data analysis was conducted using an independent t-test and its non-parametric equivalent, the Mann-Whitney U test. Results: The results indicated a significant difference in associative memory between individuals with epilepsy and healthy individuals (Z= 8.90, p< 0.01). Moreover, a significant difference was found in auditory attention between the two groups (Z= 8.18, p< 0.01). Finally, there was a significant difference in visual attention between individuals with epilepsy and healthy individuals (Z= 9.90, p< 0.01). Conclusion: The study’s findings suggest that individuals with temporal lobe epilepsy exhibit significant deficits in memory and attention compared to their healthy counterparts. These findings highlight the importance of the temporal lobe in cognitive processes and emphasize the necessity of neuropsychological assessments in treatment programs to improve the quality of life for these patients.
۷۲۸.

نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه ی بین انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود فرزندان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تشکیل داد که در سال 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. بنابراین با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 220 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و سپس پرسشنامه ها در اختیار آن ها قرار گرفت و تکمیل و جمع آوری گردید. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های ابراز وجود (AI، گمبریل و ریچی، 1975)، جو عاطفی خانواده (BEFCQ، هیل برن، 1964)، خودکارآمدی (GSE، شرر و همکاران، 1982) و انعطاف پذیری خانواده شاکری (1382) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر خودکارآمدی اثر مثبت و معنادار (05/0>P و 05/0>P) داشتند. انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده بر ابراز وجود اثر مثبت و معنادار (05/0>P) داشتند. همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده نیز به واسطه خودکارآمدی بر ابراز وجود اثر غیرمستقیم و معناداری (001/0P<) داشتند. نتایج این پژوهش نشان داد خودکارآمدی در رابطه با انعطاف پذیری و جو عاطفی خانواده با ابراز وجود دانشجویان نقش واسطه ای داشت.
۷۲۹.

سلامت اجتماعی و مدگرایی؛ نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در کاربران اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و مدگرایی با نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز در سال 1402-1403 بود که از بین آنها 397 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS) خواجه احمدی و همکاران (1395)، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی (NfOSFS) دورادونی و همکاران (2023)، مقیاس سلامت اجتماعی (SHS) کیس (2004) و مقیاس مدگرایی (FTS) امیرکواسمی و همکاران (1394) بود. روش تحلیل داده ها، تحلیل مسیر بود. طبق نتایج مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج تحلیل ها نشان داد که سلامت اجتماعی دارای اثر مستقیم منفی و معنادار بر مدگرایی است (01/0>P). افزون بر این، سلامت اجتماعی از طریق دو متغیر میانجی، یعنی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر مدگرایی دارد (001/0>P). همچنین، نیاز به بازخوردهای اجتماعی نه تنها پیش بینی کننده ای معنادار برای مدگرایی بود (01/0>P)، بلکه از طریق تأثیر بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی نیز نقش میانجی مؤثری ایفا کرد (001/0>P). در مجموع، یافته ها حاکی از آن است که افراد با سلامت اجتماعی پایین به دلیل نیاز بیشتر به بازخورد اجتماعی، بیشتر در معرض اعتیاد به شبکه های اجتماعی هستند و در نتیجه تحت تأثیر محتوای مد و تبلیغات این فضا قرار گرفته و به مدگرایی سوق پیدا می کنند.
۷۳۰.

پیش بینی کیفیت تدریس بر اساس تفکر سیستمی با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در رابطه تفکر سیستمی با کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، معلمان مقطع ابتدایی مشغول به تدریس در شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 245 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های کیفیت تدریس سراج (2003، TQQ)، تفکر سیستمی فردی شفیعی و همکاران (1398، ISTQ)، جهت گیری مکانیکی-ارگانیکی ساشکین و موریس (1984، OSQ) و تعامل معلم لارداسمی و کنی (2001، TIQ) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس تفکر سیستمی، جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس بر کیفیت تدریس در معلمان مقطع ابتدایی اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین تفکر سیستمی بر کیفیت تدریس با میانجی گری جهت گیری آموزشی و تعامل اجتماعی کلاس در معلمان مقطع ابتدایی تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال برنامه ها و مداخلاتی برای افزایش تفکر سیستمی و جهت گیری آموزشی و همچنین تعامل اجتماعی کلاس می توان به بهبودی کیفیت تدریس پرداخت.
۷۳۱.

اثربخشی آموزش رویای شفاف بر سوگیری توجه و ولع مصرف در مصرف کنندگان مت آمفتامین در دوره پرهیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف: پژوهش حاضر در جهت بررسی اثربخشی آموزش رویای شفاف بر سوگیری توجه و ولع مصرف در مصرف کنندگان مت آمفتامین در دوره پرهیز صورت گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مصرف کنندگان مت آمفتامین در حال ترک شهرتبریز بود که در نیمه اول سال 1402 به مراکز درمانی و بازتوانی اعتیاد مراجعه کردند. تعداد 36 نفر از این جامعه آماری به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 18 نفره آزمایشی و 18 نفره کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به تعداد 10 جلسه به مدت 3 هفته تحت مداخله آموزش رویای شفاف و گروه کنترل تحت لیست انتظار قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، از پرسش نامه های ولع مصرف و آزمایه پروب دات استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از این بود که آموزش رویای شفاف بر کاهش سوگیری توجه و ولع مصرف در مصرف کنندگان مت آمفتامین در دوره پرهیز تاثیر معنی داری داشت. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که آموزش رؤیای شفاف می تواند مداخله روان شناختی مفیدی برای بهبود پیامدهای درمان در مصرف کنندگان مت آمفتامین در حال ترک باشد.
۷۳۲.

مقایسه سبک دلبستگی، کنترل خشم، تحمل ابهام با میزان تاب آوری در والدین کودکان بیش فعال و عادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: این پژوهش با هدف "مقایسه سبک دلبستگی، کنترل خشم، تحمل ابهام با میزان تاب آوری در والدین کودکان بیش فعال و عادی" مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق: روش پژوهش از نوع کاربردی و علی-مقایسه ای بود که در آن والدین دارای کودکان بیش فعال و والدین دارای کودکان عادی در خصوص متغیرهای تحقیق مورد مقایسه قرار گرفتند. جامعه آماری: جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی والدین کودکان بیش فعال و عادی شهر تهران در سال 1402 بودند. نتایج حاکی از آن است که کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی از تاب آوری پایین تری نسبت به دانش آموزان عادی برخوردار هستند. تاب آوری می تواند سطوح استرس و ناتوانی را در شرایط استرس زا تعدیل کند و افزایش رضایت از زندگی را باعث شود. تاب آوری روانشناختی به فرآیند پویای انطباق و سازگاری مثبت با تجارب تلخ و ناگوار در زندگی گفته می شود. کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی به دلیل اینکه نمی توانند زیاد تمرکز کنند از تاب آوری پایینی برخوردارند. . ابزار پژوهش: در این پژوهش از پرسشنامه های تشخیصی ADHDکانرز، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و رید، پرسشنامه پرخاشگری اهواز، پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس تحمل ابهام مکلین استفاده شد.
۷۳۳.

Psychometrics and Standardization of the Extended Persian Version of the Knowledge of Parenting Strategies Scale(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
Objective: This study seeks to validate and standardize the extended version of the knowledge of parenting strategies scale (KOPSS) among Iranian citizens. Methods:  This paper is a descriptive measure validation study, which falls in the category of quantitative research. The statistical population consisted of Iranian parents with children aged 3-12, living together. Thirty parents were selected through convenience sampling and were tested using the Persian KOPSS in order to estimate the standard deviation of the total KOPSS score and obtain the sample size for validation and standardization (n=725). Then, thirty parents were studied at an interval of three weeks to calculate the test-retest reliability. Furthermore, 330 other parents were selected through convenience sampling to measure internal consistency reliability and concurrent criterion validity. To calculate concurrent criterion validity, the Persian KOPSS scores were correlated with the scores of Robinson’s Parenting Styles and Dimensions Questionnaire (PSDQ). To obtain the standardized scores and percentile ranks of the raw Persian KOPSS scores, an online survey was conducted on 725 eligible parents (including 532 mothers and 193 fathers). Results: The correlation of the total Persian KOPSS-20 score with the PSDQ sub-scales was found to be larger than 0.40 (0.417-0.508). The standardized KOPSS-20 was obtained by converting the raw scores into normed z and T-scores and calculating the percentile ranks of the entire group (n=725). Conclusion: KOPSS-20 was found to yield reproducible and reliable results with satisfactory validity coefficients.
۷۳۴.

Is it Possible to Learn Complex Implicit Tasks, Such as Artificial Grammars, While Mind Wandering?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۵۰
The current investigation examined whether it is possible to implicitly learn a set of rules, such as those found in an artificial grammar task, while mind wandering. Participants memorized 23 grammatical stimuli in 10 blocks of trials. Between blocks were mind wandering probes to determine their level of attention devoted to the task. Then, during the testing phase, participants were presented with 32 novel stimuli indicating whether they were grammatical or nongrammatical. Participants were significantly better than chance at identifying grammatical items. A Bayesian correlation analysis indicated no correlation between the amount of mind wandering and the proportion of items correctly identified in the testing phase (r = .04), with a 95% CI [-14, .22] and a Bayes Factor of B01= 12.78. The results suggest that participants implicitly learned the grammar structure and that the degree of mind wandering was not related to learning of artificial grammar, suggesting that implicit learning can occur although one is mind wandering.
۷۳۵.

مقایسه اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۸
زمینه: اضطراب، تشویش یا دلشوره از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و نگرانی با منشأ ناشناخته است که شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. تاکنون مطالعات متعددی به بررسی نتیجه درمان های مختلف بر اضطراب پرداخته اند ولی مطالعه ای به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان در درمان اضطراب انجام نشده است. هدف: ﭘﮋوﻫﺶ حاضر با هدف اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری متشکل از تمامی زنان دارای اضطراب 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک حضور نو واقع در شهر تهران بود. از این افراد تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند و پیش از اجرای مداخلات پرسشنامه های کمال گرایی (تری-شورت و همکاران، 1995)، مسئولیت پذیری (گاف، 1984) و عزت نفس (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. پس از آن، گروه آزمایش تحت آموزش طرحواره درمانی قرار گرفت. در نهایت هر دو گروه پس آزمون را دریافت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری به کمک نرم افزار SPSSV19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد بین دو گروه در دو مؤلفه کمال گرایی مثبت (019/0 >p و 275/6 =F) و کمال گرایی منفی (006/0 >p و 136/9 =F) تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که در متغیر مسئولیت پذیری (009/0 >p و 808/7 =F) و عزت نفس (001/0 >p و 439/13 =F) بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: استفاده از روش طرحواره درمانی در درمان اضطراب باعث کاهش کمال گرایی و ارتقای مسئولیت پذیری و عزت نفس افراد شده و ازاین رو آگاهی از این آموزش می تواند در جهت بهبود متغیرهای کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس افراد داری اضطراب به روانشناسان، مشاوران، دانشجویان و سایر متخصصان کمک نماید.
۷۳۶.

مقایسه اثر بخشی مشاوره پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت به شیوه گروهی بر نظم جویی هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
زمینه: ناباروری به عنوان یک مسئله استرس زا می تواند تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، درمان های مبتنی بر پذیرش و تعهد و شفقت به عنوان رویکردهای نوین روان درمانی مطرح شده اند که هر دو بر بهبود تنظیم هیجان و ارتقای روابط زناشویی تأکید دارند. بااین حال، پژوهش های اندکی به مقایسه اثربخشی این دو رویکرد در جامعه زنان نابارور پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد مبتنی بر شفقت بر تنظیم هیجان و کیفیت رابطه زناشویی زنان نابارور انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان نابارور شهر بجنورد در سال 1402 بودند، که از بین آنان 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ) جایگزین شدند. مداخلات آزمایشی با رویکرد پذیرش و تعهد و رویکرد شفقت در 8 جلسه 120 دقیقه ای برای گروه های آزمایش به اجرا در آمد. ابزار پژوهش پرسشنامه تنظیم هیجانات (گراس و جان، 2003) و پرسشنامه وضعیت زناشویی (گلوم بوگ راست، 1988) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس به شیوه اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد اثرات زمان، گروه و اثر متقابل زمان و گروه همگی معنادار بودند (001/0> p). در مقایسه های زوجی تفاوت دو رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت با یکدیگر در پس آزمون بازارزیابی هیجانی و تفاوت آن ها در بازداری هیجانی معنادار و گروه پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری داشت و در کیفیت روابط زناشویی تفاوت معناداری نداشتند (001/0< p). همچنین هر دو گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه در ابعاد بازارزیابی و بازداری هیجانی و کیفیت روابط زناشویی تفاوت معنادار و تأثیر بیشتری داشتند (001/0> p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد به منظور بهبود تنظیم هیجان و کیفیت روابط زناشویی در زنان نابارور، می توان از مشاوره گروهی با رویکرد پذیرش و تعهد و شفقت استفاده نمود تا از عوارض خانوادگی و روانشناختی فقدان توانمندی تنظیم هیجان و همچنین کیفیت پایین روابط زناشویی و احتمال افزایش تعارضات و طلاق جلوگیری شود.
۷۳۷.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و دشواری تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه: تحمل پریشانی و تنظیم هیجان از جمله چالش های رایج در افسردگی است هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و دشواری تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شهر زنجان در سال 1402 بودند که از آن میان تعداد 45 داوطلب واجد شرایط مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل مقیاس دو افسردگی (بک، 1961)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (گراتز و رونمر، 2004) بود. گروه آزمایش اول تحت 9 جلسه طرح واره درمانی هیجانی و گروه آزمایشی دوم تحت 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هر هفته یک جلسه و هر جلسه نود دقیقه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره، تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 با نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان بر تحمل پریشانی و تنظیم هیجان اثربخش بودند (05/0> p). این در حالی است که نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد هیچ یک از درمان ها در میزان تأثیر بر تحمل پریشانی و تنظیم هیجان بر یکدیگر ارجحیت نداشته و هر دو به یک اندازه مؤثر بودند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان اظهار داشت که طرح واره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند مداخله هایی مفید و نوید بخش برای افزایش تحمل پریشانی و کاهش دشواری تنظیم هیجان در افراد افسرده باشند.
۷۳۸.

مقایسه اثربخشی برنامه های مداخله در روابط فرازناشویی مبتنی بر درمان متمرکز بر هیجان و زوج درمانگری شناختی رفتاری بر ادراک رنج و ترس از صمیمیت زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
زمینه: پدیده خیانت زناشویی یک تجربه دردناک برای شریک زندگی است که با کاهش سلامت روانشناختی پیوند خورده و می تواند رنج و ترس از صمیمیت را بدنبال داشته باشد. علیرغم بررسی اثربخشی درمان متمرکز برهیجان و زوج درمانی شناختی رفتاری بر مشکلات روانشناختی زنان آسیب دیده از خیانت، در مورد مقایسه اثربخشی آن بر ادراک رنج و ترس ازصمیمیت زنان آسیب دیده از خیانت، خلآ پژوهشی در این زمینه وجود دارد. هدف: پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه های مداخله در روابط فرازناشویی مبتنی بر درمان متمرکز بر هیجان و زوج درمانی شناختی رفتاری بر ادراک رنج و ترس از صمیمیت زنان آسیب دیده از خیانت انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان آسیب دیده از خیانت مراجعه کننده به مراکز مشاوره توحید، ارشاد و زیتون شهر اصفهان بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس 45 نفر از زنان انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 زن) گمارده شدند. گروه آزمایش اول، برنامه مداخله در روابط فرازناشویی مبتنی بر درمان متمرکز بر هیجان (کریمی و همکاران، 1403) و گروه آزمایش دوم، درمان شناختی رفتاری (گرجیان مهلبانی و همکاران، 1402) در 9 جلسه 90 دقیقه ای، یک بار در هفته دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مقیاس ادراک رنج (اسچالز و همکاران،2010) و مقیاس ترس از صمیمت (دسکاتنر و ثلن، 1991) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار 24SPSS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد هر دو برنامه مداخله بر ادراک رنج و ترس از صمیمیت زنان آسیب دیده از خیانت مؤثر بوده اند و اثربخشی آن ها در طول زمان پایدار بوده است ( 001/0 >p). همچنین مقایسه دو برنامه، حاکی از اثربخشی بیشتر مداخله در روابط فرازناشویی مبتنی بر درمان متمرکز بر هیجان بر ادراک رنج و ترس از صمیمیت زنان آسیب دیده از خیانت داشت ( 001/0 >p). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، با توجه به اثربخشی بیشتر برنامه مداخله در روابط فرازناشویی مبتنی بر درمان متمرکز بر هیجان، این شیوه درمانی می تواند به عنوان درمان انتخابی برای کاهش مشکلات روانشناختی زنان آسیب دیده از خیانت استفاده شود.
۷۳۹.

اثربخشی برنامه توالی واجی لیندامود بر کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی کودکان با اختلال نارسایی توجه – فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی یکی از اختلالات شایع دوران کودکی است که کودکان با این اختلال در هماهنگی با آموزش ها و محیط اجتماعی دچار کام نایافتگی می شوند. بنابراین این پژوهش با هدف اثربخشی برنامه توالی واجی لیندامود بر کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی کودکان با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی انجام شد. روش: این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه سوم تا پنجم ابتدایی با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی شهرستان خمام در سال تحصیلی 1403 _ 1404 بود. نمونه پژوهش 24 نفر از دانش آموزان جامعه آماری مذکور بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه هفتگی در دوره آموزشی برنامه توالی واجی لیندامود به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس نارسایی در کنش های اجرایی (بارکلی، 2012) و خودپنداشت تحصیلی (چن، 2004) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS-25 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه توالی واجی لیندامود اثربخشی قابل توجهی بر گروه آزمایش داشت؛ بدین معنا که نمرات کنش های اجرایی (05/0>P، 76/55 =F) و خودپنداشت تحصیلی (05/0>P، 23/45 =F) گروه آزمایش افزایش یافت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد برنامه توالی واجی لیندامود با تقویت دیداری و شنیداری و توسعه تفکر انتقادی و حل مسئله به بهبود کنش های اجرایی و خودپنداشت تحصیلی در کودکان با اختلال نارسایی توجه _ فزون کنشی منجر شده است؛ بنابراین می تواند به عنوان یکی از محورهای آموزشی و درمانی توسط متخصصان و درمانگران اجرا شود.
۷۴۰.

بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان