فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
171 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رنگ آمیزی ماندالا بر اضطراب امتحان، سلامت روان و توجه بود. طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در شهر اصفهان در سال 1402-1401 بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دانش آموزانی که در پرسشنامه اضطراب امتحان (فریدمن و بنداس-جاکوب، 1997) نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند به صورت تصادفی انتخاب و به همین روش در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. در مرحله بعد از هر دو گروه در ابتدا پیش آزمون به عمل آمد و آزمودنی ها پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ، 1972) و پرسشنامه توجه (براون و رایان، 2003) را تکمیل نمودند. سپس آزمودنی های گروه آزمایش در معرض مداخله (رنگ آمیزی ماندالا) قرار گرفتند اما آزمودنی های گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از پایان مداخلات بار دیگر از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رنگ آمیزی ماندالا بر کاهش اضطراب امتحان و بهبود سلامت روان و توجه دانش آموزان اثر معنی دار دارد. پیشنهاد می شود با انتشار نتایج و کاربست بیشتر این درمان به مراکز مشاوره و روان درمانی مدارس، به کاهش اضطراب امتحان به وضعیت مطلوب سلامت روان و ذهن آگاهی دانش آموزان کمک نمود.
چگونه توانستم با استفاده از آموزش سواد رسانه تفکر انتقادی را در دانش آموزان کلاسم تقویت کنم؟
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
127 - 140
حوزههای تخصصی:
اقدام پژوهی حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش سواد رسانه ای برای بهبود مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان پایه چهارم شامل 39 نفر، دبستان دخترانه شهید محمدعلی قمی واقع در ناحیه1 در سال تحصیلی 1404 1403 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان تفکر انتقادی بود که مورد پژوهش قرار گرفت. در این پژوهش، پس از مشاهده ضعف دانش آموزان در مهارت های تفکر انتقادی، برنامه آموزش سواد رسانه ای در یک دوره ۱2 جلسه ای طراحی و اجرا شد. این برنامه آموزش مهارت های تحلیل پیام های رسانه ای، شامل شناسایی اطلاعات پنهان، منابع ارزیابی، و تشخیص اطلاعات نادرست بود. برای جمع آوری داده ها از روش های مشاهده، مصاحبه، آزمون تفکر انتقادی و بررسی عملکرد دانش آموزان استفاده شده است. نتایج نشان داد که آموزش سواد رسانه ای بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان تأثیرگذار و معنادار بوده است. بهبود تفکر انتقادی در دانش آموزان برای تحلیل، استنباط، ارزشیابی و استدلال پیام های دریافتی از رسانه ها پس از گذراندن دوره آموزش سوادرسانه ای مشاهده شد. همچنین، دانش آموزان را در تشخیص اطلاعات نادرست و ارزیابی اعتبار منابع مهارت پیدا کردند. این یافته ها اهمیت گنجاندن آموزش سواد رسانه ها در برنامه درسی مدارس را برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان نشان می دهد.
Developing a Marital Skills Training Package and its Effectiveness on Enhancing Intimacy and Psychological Well-being of Couples with Marital Conflicts: A Mixed-Methods Research(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This research aimed to develop a training package on marital skills and its effectiveness in improving intimacy and psychological well-being of couples involved in marital conflicts. Methods: The research method in the qualitative part was content analysis, and in the quantitative part, a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population in the qualitative section was 10 specialists in the field of counseling and psychology, and in the qualitative section, couples with conflict in the city of Shahrekord in 1403. The research method , purposive sampling method was used. In this research, 16 couples with the inclusion and exclusion criteria were selected and randomly assigned to the experimental group (8 couples) and the control group (8 couples). To collect data, the Marital Conflict Questionnaire (MCQ), Ryff's Psychological Well-being Scale (RPWBS), and the Marital Intimacy Scale (MIS) were used. The data were analyzed using analysis of covariance and SPSS24 software. The results of the analysis of covariance showed (P<0.01). Results: Therefore, it can be concluded that marital skills training, as a social approach, had an enhancing role in intimacy and psychological well-being of couples with marital conflicts. Conclusion: The results of this research can be used by counseling and psychological centers, education and training, parent-teacher associations, welfare organizations, and all cultural institutions.
Predicting family functioning based on life skills, locus of control, and marital expectations of couples in women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict family performance based on life skills, locus of control, and marital expectations of couples in working women. The method of the present study was predictive correlation. In the present study, the statistical population consisted of all women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs of Tehran during the period 2021-2022, which, according to the department's report, had 541 employees. The sample size was 225 women working in the Ministry of Labor, Cooperatives, and Social Affairs of Tehran, using the Morgan and Krejcie table proportional to the population. This sample was selected by convenience sampling. The instruments in this study were the Epstein, Baldwin, and Bishop Family Performance Questionnaire (1980), Saatchi Life Skills (2010), Rutter Locus of Control (1966), and Omidvar Marital Expectations (2007). Pearson correlation coefficient, and multiple regression tests were used to analyze the data using SPSS-24 software. The results showed that there was a significant relationship between life skills and family performance (r= 0.365), between locus of control and family performance (r= 0.446), and between couples' marital expectations and family performance (r= 0.254). Also, life skills explained 36% of the variance in family performance, 22% of the variance in locus of control, and 44% of the variance in couples' marital expectations.
اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
115 - 128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: میزان بالای کورتیزول در بدن یکی از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین این تحقیق با هدف اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی انجام شد. روش: در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری، تعداد 30 نفر از زنان دارای بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مطب یکی از متخصصان قلب وعروق شهر قم در سال 1402، که به روش در دسترس به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ابتلا به بیماری قلبی-عروقی، داشتن سن حداقل 40 و حداکثر 55 سال و معیارهای خروج غیبت در دو جلسه از برنامه آموزشی بود. میزان سطح کورتیزول، گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. تعداد 12 ﺟﻠﺴﻪ به ﻣ ﺪت ۲ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ در هفته برای گروه مداخله انجام شد. یک ماه پس از آن در مرحله پیگیری میزان سطح کورتیزول خون در زمان ناشتا و ساعت 8 صبح اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 آنالیز شد. یافته ها: میانگین سطح کورتیزول خون برای گروه آزمایش (مقابله درمانگری) در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون کاهش داشت. همچنین بین مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بین گروه درمانی و گروه کنترل در میزان کورتیزول تفاوت وجود دارد. بنابراین میزان کورتیزول بین گروه آزمایش (مقابله درمانگری) و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد(P<0.05). نتیجه گیری: اثر مقابله درمانگری باعث کاهش کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه تأثیر گروه درمانی بر بهبود عملکرد بیماران قلبی عروقی، لذا پیشنهاد می شود این درمان برای بهبود کیفیت زندگی این افراد در جنبه های دیگر نیز به صورت گسترده اجرا شود.
تدوین مدل ساختاری رضایت جنسی بر اساس سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجان با نقش میانجی گری سبک حل تعارض مصالحه در زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
220 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری رضایت جنسی بر اساس سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجان با نقش میانجی گری سبک حل تعارض مصالحه در زوجین شاغل بود. روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زوجین شاغل شهر تهران در سال 1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری هدفمند 434 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه رضایت جنسی (SSQ) لارسون و همکاران (1998)، پرسشنامه سبک های دلبستگی (ASQ) هازن و شاور (1987)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) کینگ و امونز (1990) و پرسشنامه سبک های حل تعارض (ROCI-II) رحیم (2003) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم سبک دلبستگی ایمن (0/69=β و 0/001=p) و ابرازگری هیجانی (0/61=β و 0/001=p) بر روی رضایت جنسی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که سبک حل تعارض مصالحه در رابطه بین سبک دلبستگی ایمن (0/65 =β و 0/001=p) و ابرازگری هیجانی (0/42=β و 0/001=p) با رضایت جنسی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (RMSEA=0/03, SRMR=0/06, p<0/05) و 85 درصد از واریانس رضایت جنسی تبیین می شود. با توجه به یافته های این پژوهش و نقش سبک دلبستگی ایمن و ابرازگری هیجانی بر رضایت جنسی استفاده از نتایج این پژوهش برای افزایش رضایت جنسی در زوجین پیشنهاد می شود.
رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی در زنان نابارور: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: علائم روان تنی یکی از مشکلات شایع در زنان نابارور می باشد که منجر به اختلال در کیفیت زندگی و عملکرد روزانه این افراد می شود. با توجه به اهمیت بهبود و درمان این علائم، پژوهش در خصوص عوامل روانشناختی موثر بر علائم روان تنی ضروری می باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور می باشد.
روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری در مشهد بودند که 360 نفر به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه، علائم روان تنی و فرم کوتاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، معادلات ساختاری و آزمون تحلیل مسیر به کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه مثبت و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه منفی معنی داری دارند (001/0>P.). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش میانجی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و علائم روان تنی ایفا می کند و شاخص های برازش نیز همگی حاکی از برازش مطلوب مدل بودند.
نتیجه گیری: آنچه از یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت، اهمیت آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور است. با توجه به بروز علائم روان تنی در این افراد، استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان منجر به کاهش شدت و بروز این علائم می شود
The role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety in university students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: Social anxiety disorder is a common problem in the field of mental health, one of its characteristic features is the fear of negative and positive evaluation by others. The purpose of this study was to investigate the role of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation in predicting social anxiety of university students.
Method: The research population included all female students from bachelor's degree to doctorate studying in Shahid Beheshti University, and 250 of these students responded to the online questionnaire related to the research. The method of the current research was correlation and multiple regression analysis, and in order to collect data from three cognitive flexibility questionnaires by Dennis et al. (2010), the questionnaire of cognitive emotion regulation strategies of Garnefsky and Kraaij (2006) and the Leibowitz LSAS social anxiety scale (1987) used.
Results: The obtained results showed that the correlation of cognitive flexibility and cognitive emotion regulation with students' social anxiety was significant (0.05). The current study emphasizes that students who have poor emotional flexibility in social and functional situations and use only one method to solve a problem, and on the other hand, due to the high tension of that situation, have limited access to cognitive regulation of emotions.
Conclusions: Finally, these factors can predict social anxiety in them. The results of this finding can be used by psychologists, counselors and other people who are in contact with students to help improve the symptoms of social anxiety in them by using treatments focused on these concepts.
مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
150 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران در پاییز سال ۱۴۰۳ بودند. بر اساس مدل کلاین (۲۰۲۳) و با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۳۰۰ نفر زن مبتلا به سرطان پستان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (BDDS) هانلی و همکاران (۲۰۲۰)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (۲۰۰۵)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNE) لری (۱۹۸۳) و مقیاس عزت نفس (RSEs) روزنبرگ (۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که عزت نفس در رابطه بین نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نشانه های اختلال بدریخت انگاری نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس توسط روانشناسان می تواند به تبیین نشانه های بدریخت انگاری بدن در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان پستان کمک نماید. بر این اساس یافته های پژوهش حاضر می تواند برای روانشناسان سلامت در مداخله های روان شناختی جهت کاهش نشانه های بدریخت انگاری بدن دارای تلویحات کاربردی باشد.
چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
311 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بود که به روش پدیدار شناختی تفسیری انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 18 نفر از جوانان متأهل بازه سنی 18 تا 35 سال ساکن شهر تهران در سال 1402 بود که به روش هدفمند انتخاب و پس از طی مراحل اخلاقی پژوهش، از آن ها مصاحبه به عمل آمد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته استفاده شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. درنهایت نتایج استخراج شده از مصاحبه ها بر اساس رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن و همکاران (1989) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده 5 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی را آشکار کرد. مضامین اصلی شامل «عوامل انگیزشی»، «عوامل شناختی»، «عوامل عاطفی/ هیجانی»، «عوامل رفتاری» و «تعیین کننده های فراروانی مؤلفه های روان شناختی مرتبط با فرزندآوری» بود. بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که عوامل انگیزشی، شناختی، عاطفی/ هیجانی و رفتاری در تعامل با کلان سیستم های خارج از خانواده بر تمایلات فرزندآوری و فرزندپروری زوجین تأثیر می گذارند؛ به همین جهت ضروری است این عوامل در مشاوره های پیش از ازدواج و مداخلات فردی و خانوادگی مورد توجه مشاوران، مددکاران اجتماعی و روان شناسان قرار گیرد.
تدوین برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری کودکان پیش دبستانی: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
55 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع مورد منفرد و طرح A-B با پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را کودکان عادی ۵ تا ۶ ساله شهرستان کرج در سال ۱۴۰۱ تشکیل می دادند که از این جامعه، تعداد سه کودک از طریق نمونهگیری دردسترس و بر اساس ملاک های ورود انتخاب شدند. برنامه مداخله ای تدوین شده در ۱۶ جلسه به-صورت انفرادی اجرا شد. برای جمع آوری داده ها از آزمون برو/ نرو جهت ارزیابی بازداری پاسخ و آزمون ان- بک (N- BACK) برای ارزیابی حافظه کاری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نمودار های تحلیل دیداری، ارزیابی محفظه ثبات و روند تغییر، ناهمپوشی داده ها و درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج مبتنی بر تحلیل دیداری و همچنین درصد داده های ناهمپوش (PND) نشان داد که برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. نتیجه گیری: برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی را می توان از سنین پیش از دبستان جهت ارتقا سطح این کارکرد ها به کار برد و این برنامه می تواند توسط والدین، معلمان و درمانگران حیطه کودک مورد استفاده قرار گیرد.
الگوی ساختاری سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و کنترل و انعطاف پذیری شناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: سیستم های بازداری و فعال ساز رفتاری تغییرات خلق و خو و رفتارهای شخص را بر اساس عوامل زمینه ای تبیین می کند و بنابراین تفاوت های فردی در حساسیت ها منجر به تفاوت هایی در پردازش می شود. علاوه بر آن نشخوار فکری به عنوان یک سبک پاسخ پایدار ارتباط نزدیکی با حفظ اختلال افسردگی اساسی دارد و یک الگوی ناسازگار از متمرکز بر افکار و احساسات منفی است. با توجه به تأثیر افسردگی بر ابعاد عاطفی، جسمی و شناختی می تواند در افراد مبتلا مشکلاتی را در توجه، حافظه و کنترل شناختی ایجاد کند، بنابراین، پژوهش های بیشتر در خصوص کنترل شناختی در اختلال افسردگی مورد نیاز است. هدف: این پژوهش با هدف الگوی ساختاری سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و کنترل و انعطاف پذیری شناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر نشخوار فکری انجام شد. روش: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و از نظر روش یک پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند تشکیل دادند. نمونه پژوهش 347 نفر از دانش آموزان شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های از پرسشنامه های نشخوار فکری نالن هوکسما و همکاران (1991)، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی زیگموند و اسنیت (1983)، پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) و پرسشنامه کنترل و انعطاف پذیری شناختی گیبرس و همکاران (2018) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری و AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سیستم فعال سازی رفتاری، کنترل و انعطاف پذیری شناختی با نشخوار فکری و افسردگی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 P<). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده هاست. نتایج مدل یابی معادله ساختاری نشان داد که 20 درصد از واریانس نشخوار فکری توسط کنترل و انعطاف پذیری شناختی و سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری تبیین می شود. در نهایت 29 درصد از واریانس افسردگی توسط کنترل شناختی و انعطاف پذیری و سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و نشخوار فکری تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها استفاده از مداخلات درمانی که زمینه را برای انعطاف پذیری روانشناختی و کنترل شناختی فرام سازد می تواند در جهت کاهش نشخوار گری و علائم افسردگی کمک کننده باشد.
مقایسه اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد با معنا درمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (خرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
۱۱۶-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: افسردگی مسئله ای است که باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی در دانش آموزان می شود و این مشکلات باعث جلوگیری از رشد استعدادهای آن ها می گردد و همچنین دانش آموزان افسرده معمولاً علاقه به درس و مطالعه ندارند و این امر در عملکرد تحصیلی آن ها تأثیرگذار است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد با معنا درمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان افسرده مقطع دوم متوسطه انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان افسرده دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه شهر خمین بودند که به مرکز مشاوره و روان شناختی مدیریت آموزش وپرورش شهر خمین در سال تحصیلی 1401-1400 مراجعه کرده بودند. 45 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و گواه) جایگذاری شدند. از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (دهقانی زاده و حسین چاری، 1391) برای گردآوری داده ها استفاده شد. همچنین از بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد محقق ساخته و پروتکل معنا درمانی هوتزل (2002) برای مداخله استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار Spss26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنا درمانی توانستند نمرات دانش آموزان افسرده در سرزندگی تحصیلی را افزایش دهند (01/0>p) و اثربخشی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشتر از معنا درمانی بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد رویکردی مؤثرتر در ارتقا سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان افسرده است و لزوم توجه به این نکته در درمان افسردگی دانش آموزان حائز اهمیت است.
مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۱۵۰-۱۳۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: کارکردهای اجرایی و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص نقش کلیدی در عملکرد تحصیلی آنها ایفا می کنند. پژوهش های گذشته نشان داده است که مداخلات مبتنی بر آگاهی واج شناختی و روش های شناختی-رفتاری مانند نیمانیکس می توانند به بهبود این توانایی ها کمک کنند. با این حال، تاکنون مقایسه سیستماتیک اثربخشی این دو نوع مداخله در بین این گروه خاص از دانش آموزان انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش اول (مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی) 20 نفر در گروه آزمایش دوم (مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس) و 20 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه نقائص کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان (بارکلی، 2012) و پرسشنامه حل مسئله (کسیدی و لانگ، 1996) بود. به گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی 13 جلسه 60 دقیقه ای و برای گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس نیز 12 جلسه 60 دقیقه ای ارائه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین میزان تأثیرگذاری دو روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی و مداخله نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و راهبرد حل مسئله سازنده، راهبرد حل مسئله غیرانطباقی یا ناسازگارانه تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و میزان تأثیرگذاری روش مداخله نیمانیکس بر متغیرهای مذکور بیشتر از روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی بود (05/0>P). نتیجه گیری: استفاده از این روش به عنوان یک استراتژی درمانی می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی این دانش آموزان کمک کند. پژوهش های آینده پیشنهاد می شود تا به بررسی طولانی مدت اثرات این مداخلات پرداخته و امکان ترکیب آن ها را بررسی کنند.
مقایسه اثربخشی روش های آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۱۲۶-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: نقص توجه و تمرکز یکی از اختلالات شایع دوران کودکی و بزرگسالی است و بر روی عملکرد و انگیزه تحصیلی بسیاری از دانش آموزان تأثیر منفی بجا می گذارد. تاکنون برای بهبود توجه و تمرکز این افراد آموزش های مختلفی مانند بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در مطالعات جداگانه انجام شده است؛ ولی هیچ مطالعه ای به مقایسه آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در جهت بهبود توجه و تمرکز نپرداخته است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز بود. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی و از سری طرح های پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دختر شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 60 نفر از دانش آموزان دارای مشکلات نقص توجه بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات آزمون عملکرد دیداری – شنیداری (سندفورد و ترنر، 1994) و آزمون محقق ساخته درک مطلب بود. گروه بازتوانی شناختی رایانه ای آموزش مبتنی بر الگوی (کاپیتان لاگ، 2018) در 8 جلسه 30 دقیقه ای دریافت کردند، گروه دوم آموزش نقشه مفهومی را مبتنی بر الگوی (پاپاداگیس و همکاران، 2022) همزمان دریافت کردند و گروه گواه آموزش صرف کلاسی دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS.26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخشی مثبت داشته است (001/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 >P). از بین دو روش آموزشی روش آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز اثربخش تر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخش بود درحالی که آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز اثربخش نبود.
تفاوت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
125 - 136
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی صورت گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک مراجعه کننده به کلینک های دولتی و خصوصی شهر زاهدان و همچنین افراد عادی ساکن این شهر در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 15 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 15 فرد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CER) گارنفسکی و کراج (2006) و پرسشنامه نارسایی شناختی (CFQ) برودبنت (1982) استفاده شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها : نتایح نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به افراد عادی بیشتر از سبک های تنطیم هیجان ناسازگارانه استفاده می کنند (0.05>P) و در استفاده از سبک های تنظیم هیجانی سازگارانه ببن دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (0.05<P). همچنین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نارسایی شناختی بیشتری نسبت به افراد عادی نشان دادند (0.05>P). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در استفاده از راهبردهای سازگارانه تفاوت معناداری با افراد عادی ندارند، اما نقص های شناختی و تمایل بیشتر به راهبردهای ناسازگارانه در آن ها اهمیت مداخلات تقویتی در بهبود تنظیم هیجان و ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران را برجسته می کند.
مدل پارادایمی برانگیزاننده های فرهنگی و اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
61 - 76
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران بوده است.
روش: روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع کیفی با راهبرد نظریه زمینه ای است. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 24 نفر از نوجوانان دارای رفتار پرخطر جنسی در شهر تهران بوده که با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری، و به کمک روش کدگذاری نظری (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شده اند.
یافته ها: به طورکلی در فرآیند تجزیه وتحلیل داده ها، 38 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی خلق شد. یافته های کلی حاکی از آن است که فقدان هدف و بیش کنترل گری به عنوان شرایط علّی، مهاجرت، فقر ادراک شده و فضای مجازی به عنوان شرایط زمینه ای، برچسب خوردن و محدودیت های دینی و فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر در بروز رفتار پرخطر جنسی استخراج شدند. جست وجوی مکان امن و خلوت و تلاش برای صمیمت زیاد با دوستان به عنوان راهبردهای به کاررفته شده توسط نوجوانان و نگرانی از گیر افتادن توسط پلیس، ترس از برخوردها و تنبیه های شدید خانواده و نگرانی از افشا نیز به عنوان پیامدهای این نوع رفتارها شناسایی شده اند.
نتیجه گیری: تأثیر متقابل شرایطی مانند مشکلات اقتصادی، مهاجرت، فضای مجازی و محدودیت های دینی و فرهنگی در شکل گیری رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان مشخص گردید. لذا پیشنهاد می شود که برای کاهش این رفتارها، اقداماتی در جهت افزایش صمیمیت در خانواده ها و آموزش و ارتقای سواد رسانه ای والدین و نوجوانان انجام شود.
آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
115 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب بود. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام نیز توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از بین آن ها تعداد 352 نفر به شکل دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات نیز مقیاس های آشفتگی روانشناختی (DASS؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995)؛ ناگویی هیجانی (TAS؛ بگبی و همکاران، 1994)؛ پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) و شاخص کیفیت خواب (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) بود. برای توصیف یافته ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای استنباط اطلاعات نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد نتایج این پژوهش نشان داد که این مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی گری کیفیت خواب بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثرگذار هستند. از این نتایج می توان برای طراحی مداخلاتی با هدف پیشگیری از پریشانی های روانشناختی استفاده نمود.
مدل یابی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، مدلسازی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی در دانشجویان دانشگاه های شهر ساری بود. روش شناسی: این پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری شامل 26250 دانشجو از دانشگاه های مختلف شهر ساری در سال تحصیلی 1402-1403 بود. براساس پروتکل کلاین (2023)، حجم نمونه 400 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های نامعتبر، 376 پاسخ معتبر تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودشناسی انسجامی، پرسشنامه سوگ پیچیده و پرسشنامه توانمندی ایگو بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها: یافته های استنباطی نشان داد که بین سوگ حل نشده و قدرت ایگو رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین، نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند، به گونه ای که قدرت ایگو از طریق ارتقای خودشناسی انسجامی، سوگ حل نشده را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد (ضریب مسیر مستقیم 0.87 و ضریب مسیر غیرمستقیم 0.12-). شاخص های برازندگی مدل نظیر RMSEA=0.041 و CFI=0.96 نشان دهنده برازش خوب مدل بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قدرت ایگو می تواند از طریق بهبود خودشناسی انسجامی، به کاهش سوگ حل نشده در دانشجویان کمک کند. این یافته ها اهمیت مداخلات مبتنی بر تقویت خودشناسی و تاب آوری روانشناختی در بهبود سلامت روان دانشجویان را برجسته می سازد.
اثربخشی پروتکل شفقت به خود ذهن آگاه بر اساس تجربه زیسته نوجوانان مبتلا به رفتارهای خودآسیب رسان بر تصویر بدنی و سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی پروتکل شفقت به خود ذهن آگاه مبتنی بر تجربه زیسته بر بهبود تصویر بدنی و سلامت معنوی در نوجوانان دارای رفتارهای خودآسیب رسان بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی تصادفی کنترل شده با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پنج ماهه بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 17 ساله مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بود که دارای رفتارهای خودآسیب رسان بودند. 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله مبتنی بر پروتکل شفقت به خود ذهن آگاه قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه چندبعدی تصویر بدنی و پرسشنامه سلامت معنوی الیسون و پالوتزین بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل آماری نشان داد که اثر گروه، زمان و تعامل گروه × زمان برای متغیرهای تصویر بدنی و سلامت معنوی معنادار بود (p < 0.001). نتایج آزمون بونفرونی نیز نشان داد که در گروه آزمایش، تفاوت بین پیش آزمون و پس آزمون و نیز پیش آزمون و پیگیری در هر دو متغیر معنادار بوده است (p < 0.001)، در حالی که در گروه کنترل هیچ تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: پروتکل شفقت به خود ذهن آگاه مبتنی بر تجربه زیسته می تواند به طور معناداری موجب بهبود تصویر بدنی و ارتقاء سلامت معنوی در نوجوانان دارای رفتارهای خودآسیب رسان شود و اثرات آن تا پنج ماه پس از مداخله نیز پایدار باقی بماند.