فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
72 - 85
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی مقیاس بهزیستی جنسی به اجرا درآمد. روش نمونه گیری به شیوه در دسترس بود. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه ی 25 سؤالی محقق ساخته بود. قبل از تکمیل پرسشنامه ها، شرکت کنندگان به سؤالاتی در مورد وضعیت دموگرافیک، سلامت روانی و جسمی فعلی آن ها پاسخ دادند. برای بررسی روایی و پایایی ابزار به ترتیب از تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل موازی و آلفای کرونباخ استفاده شده است. توجه به این نکته مهم است که مراحل ساخت پرسشنامه ی بهزیستی جنسی در دوران پاندمی کرونا صورت گرفت و لذا بخش عمده ای از فرایند جمع آوری اطلاعات از طریق ارزیابی آنلاین صورت گرفته است. نتایج نشان داد که اندازه ی شاخص برابر با 927/0 و آزمون کرویت بارتلت (03/11572= X2 و 001/0>p) نیز معنادار است؛ بنابراین با توجه به کفایت نمونه برداری و معناداری آزمون بارتلت، داده ها برای تحلیل عاملی مناسب است. بر اساس KMO، عواملی که دارای ارزش ویژه بالاتر از 1 هستند می توانند به عنوان عوامل استخراج شوند و نتایج نشان می دهد که 4 عامل دارای ارزش ویژه بیشتر از یک هستند.همچنین مقادیر بارهای عاملی مشترک، برای همه متغیرهای مورد بررسی مقدار بزرگی را نشان می دهد و کوچکترین مقدار مشترک برابر با 52/0 است. در مجموع مقدار مشترک همه عبارات در حد مطلوب می باشد.
نقش فعالیت های ورزشی در تعدیل ساختارهای روانی، عصبی و هورمونی مرتبط با خشونت: رویکردی مبتنی بر حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
91 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن ها بر شاخص های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می پرداخت. یافته ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک پذیری و تکانشگری کمک می کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت های حل تعارض، زمینه ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. این یافته ها نشان می دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.
طراحی و اعتباریابی برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز-گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف در فضای آموزشی درمانی کودکان استثنایی، وجود مجموعه متنوعی از مداخلات برای پاسخگویی به نیازهای همه کودکان حیاتی است.هدف از انجام این پژوهش طراحی یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز و گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها این مطالعه پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهشی را تمامی متون چاپ شده بین سال های 1953 تا 2023 به قلم دلوز و گتاری یا مفسران فلسفه آنان تشکیل داد و نمونه گیری از آن به روش هدفمند انجام شد. حجم نمونه، مبتنی بر داده ها بوده و در فرایند مطالعه تا اشباع داده ها نمونه گیری ادامه یافت. در مرحله بعد داده های گردآوری شده تفسیر و تحلیل و جهت تدوین چارچوب محتوایی برنامه بازی درمانی استفاده شد و برنامه تدوین شده جهت بررسی روایی صوری و محتوایی (بررسی ضریب نسبی روایی محتوا (CVI)و شاخص روایی محتوا (CVR)) به متخصصان سپرده و نتایج تحلیل شد. یافته ها براساس نتایج، تحلیل محتوای فلسفه دلوز -گتاری و با عطف نظر به ویژگی های اختلال طیف اوتیسم، مؤلفه های درون ماندگاری، زندگی، مجموعه، دید افقی، بدن بدون اندام، صیرورت/ شدن، ریزوم، استراتا(لایه ها)، عمل در برابر بیان، ادراک دیگری، هموار کردن، قلمروزدایی باز قلمروسازی، فضای مواجهه و تکرار تشخیص داده و استخراج شد. این مؤلفه ها به منظور استفاده در طراحی برنامه بازی درمانی در سه گروه قالب، محتوا و روند دسته بندی و براساس این مؤلفه ها برنامه بازی درمانی حسی حرکتی در 12 جلسه طراحی شد. مقادیر دو شاخص CVR و CVI نشان دهنده اعتبار مناسب برنامه بود. نتیجه گیری تحلیل محتوای فلسفه دلوز-گتاری نشان دهنده ظرفیت های این چارچوب فلسفی جهت استفاده در کار بالینی با اختلال طیف اوتیسم می باشد. در این پژوهش یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی براساس فلسفه دلوز – گتاری با قابلیت اجرا برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم طراحی شد و از نظر متخصصان با اعتبار مناسب ارزیابی شد.
نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
11 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل انشجویان 18 الی 24 سال دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1402بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای خوشه ای 350 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود گزارشی علائم اختلال نافرمانی مقابله ای بزرگسالان (ASROS-5) جانستون و همکاران (2020)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) راسکین و هال (1981) و پرسشنامه روابط موضوعی و واقعیت آزمایی بِل (BORRTI) بل (1995) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم روابط موضوعی بر صفات اولیه خودشیفتگی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای و همچنین اثر مستقیم صفات اولیه خودشیفتگی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم روابط موضوعی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای با میانجی گری صفات اولیه خودشیفتگی بود (01/0>P). این نتایج نشان می دهد که صفات اولیه خودشیفتگی با توجه به نقش روابط موضوعی می تواند تبیین کننده نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای دانشجویان باشد.
Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Schema Therapy on Attachment Styles and Emotion Regulation in Women Affected by Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine and compare the effectiveness of emotion-focused therapy and schema therapy on attachment styles and emotion regulation in women affected by infidelity. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with a pretest–posttest and control group. The statistical population included all women affected by infidelity who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From this population, 45 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to three groups: the first experimental group (emotion-focused therapy, 15 participants), the second experimental group (schema therapy, 15 participants), and the control group (15 participants). The experimental groups received the respective interventions across a set number of sessions, while the control group did not receive any intervention. All three groups were assessed at pretest, posttest, and follow-up stages using the Attachment Styles Questionnaire and the Emotion Regulation Questionnaire. Findings: Data analysis using repeated measures analysis of variance and post hoc tests indicated that both therapeutic approaches led to significant improvements in attachment styles and enhanced emotion regulation abilities in women affected by infidelity (p < .05). Moreover, a comparison of results showed that schema therapy demonstrated greater effectiveness than emotion-focused therapy in certain indices. Conclusion: Based on the findings, emotion-focused therapy and schema therapy can be considered effective approaches for promoting secure attachment styles and improving emotion regulation among women affected by infidelity.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (مرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
۱۹۶-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیماران تحت دیالیز با چالش های جسمی و روانی متعددی روبرو هستند که می تواند امید به زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، مداخلات روان درمانی مانند گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان روش های مؤثر برای بهبود سلامت روان شناخته شده اند. با این حال، مقایسه اثربخشی این دو روش بر افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان خاتم الانبیا در شهرستان شاهرود در سال 1402 به تعداد 211 نفر بودند. از بین افراد جامعه آماری، 45 نفر با نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امید به زندگی (اسنایدر، 1991) بود. پروتکل درمان شناختی-رفتاری (والساراج و همکاران، 2021) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال و همکاران، 2023) برای گروه هیا آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته در نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو شیوه مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی در پس آزمون اثر معنی دار داشت (001/0 >P). بین نمرات امید به زندگی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت. از بین دو روش مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی رفتاری در افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی مؤثرتر بود (001/0 >P) نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که استفاده از مداخلات روان درمانی، به ویژه شناختی رفتاری، می تواند به عنوان یک راهکار کاربردی در بهبود امید به زندگی و ارتقای سلامت روان بیماران تحت دیالیز مورد توجه قرار گیرد
بررسی تأثیر نگرش به درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در مقطع دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۲۷۴-۲۴۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: عملکرد تحصیلی، رضایت تحصیلی و انگیزش تحصیلی به عنوان مهم ترین شاخص توفیق فعالیت های علمی و آموزشی و موضوع با اهمیتی برای سیاستگذاران نظام آموزش و پرورش محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نگرش دانش آموزان در درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در دبیرستان شهر کربلا در سال تحصیلی 23- 2022 انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستان های شهر کربلاء به تعداد 885 نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر ابا روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ، از پنج پرسشنامه استاندارد نگرش به درس عسگری (1389)، هیجانات تحصیلی از پکران و همکارانش (2002)، رضایت از تحصیل از احمدی (1388)، عملکرد تحصیلی از فام و تیلور (1999) و انگیزش تحصیلی از هارتر (1981) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه نگرش به درس 82/0، هیجان های تحصیلی 91/0، رضایت از تحصیل 88/0، عملکرد تحصیلی 89/0 و انگیزش تحصیلی 86/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان که نگرش به تحصیل به صورت مستقیم و با نقش میانجی هیجان های تحصیلی بر رضایت تحصیلی، عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: معلمان سر مشق ها و الگوهای بسیار مؤثر و قوی در شکل گیری رفتارها، عادات و نگرش های دانش آموزان محسوب می شوند. همچنین نگرش تحصیلی حتی در دوران بزرگسالی با آموزش قابل تغییر است. کیفیت مناسب کلاس درس می تواند این باور را به دانش آموزان القاء کند که فعالیت های کلاسی ارزشمند هستند.
مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: رفتارهای پرخطر در نوجوانان می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بنابراین به کارگیری مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد برای این نوجوانان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای پرخطر شهر بهبهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش 45 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر بهببهان بود که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های پژوهش مقیاس سنجش رفتارهای پرخطر (مرکز پیشگیری و کنترل بیماری های آمریکا، 1995)، مقیاس مشکلات در نظم جویی هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های هر کدام از گروه های آزمایش، آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت را در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی آزمودنی های گروه گواه در لیست انتظار بودند و هیچ گونه مداخله ای در طول اجرای پژوهش دریافت نکردند. پس از اتمام مداخله ها مجدداً همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.24 و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت به طور معنادار بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان تأثیرمعناداری دارند (05/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان مبتنی بر شفقت بر بهبود نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر تأثیر بیشتر داشته است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های تنظیم هیجانی و شفقت به خود می توان نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین به متولیان آموزشی پیشنهاد می شود با اجرای آزمون های غربالگری برای رفتارهای پرخطر و متناسب سازی مداخلات از آموزش تنظیم هیجانی و شفقت به خود به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد در جهت بهبود مهارت های رفتاری، شناختی و هیجانی این افراد استفاده کنند.
نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۲۲۳-۲۰۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از عوامل استرس زای شدید، می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد. باورهای مذهبی و معنا در زندگی به عنوان منابع روانشناختی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی حوادث استرس زا ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی نقش میانجی این متغیرها در ارتباط میان شدت حوادث استرس زا و سلامت روان، به ویژه در زنان خیانت دیده، پرداخته اند. این شکاف پژوهشی ضرورت بررسی دقیق تر این روابط را برجسته می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی، بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهرستان جهرم طی 3 ماهه دوم سال 1402 بودند که از این میان تعداد 360 با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سلامت روانی (ویتوویر، 1983)، ارزیابی میزان فشار روانی استرس (هولمز و راهه، 1967)، باورهای مذهبی (جورج، 1998)، معنا در زندگی (استگر و اویشی، 2004) بودند. داده ها با نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Smart PLS نسخه 3 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شدت حوادث استرس زا و سلامت روانی (05/0 <P)، رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و معنا و هدف زندگی (05/0 <P) و رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و باورهای مذهبی (05/0 <P) رابطه مستقیم نداشتند، رابطه مستقیم معنا و هدف زندگی و سلامت روانی (05/0 >P)، رابطه مستقیم باورهای مذهبی و سلامت روانی (05/0 >P) و رابطه مستقیم باورهای مذهبی و معنا و هدف زندگی (05/0 >P) از نظر آماری معنی دار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، باورهای مذهبی و معنای زندگی در زنان قربانی خیانت نقش واسطه ای در کاهش شدت حوادث استرس زا بر سلامت روان داشتند، از این رو، آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این مدل می تواند در جهت ارتقای سلامت روان این دسته زنان بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.
تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۲۲۸-۲۱۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: در سال های اخیر، توجه به تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان به عنوان عواملی اساسی در توسعه ی شخصیت و عملکرد تحصیلی آنان مورد تأکید پژوهش ها بوده است. تعلق به مدرسه، حس پیوند و ارتباط با محیط آموزشی را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی، به دانش آموزان کمک می کند که روابط مثبت تری با همسالان و معلمان برقرار کنند. آموزش مهارت های مثبت اندیشی می تواند در بهبود این جنبه ها نقش مؤثری داشته باشد. با این حال، شکاف پژوهشی موجود به دلیل کمبود مطالعاتی که به صورت مستقیم اثرات مثبت اندیشی را بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی در سطح دانش آموزان ابتدایی، بررسی کرده اند، مشهود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی (4945 نفر) شهر اردبیل در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 30 نفره (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مهارت های اجتماعی (ماتسون، 1983) و احساس تعلق به مدرسه (بری و همکاران، 2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS.24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی منجر به افزایش تعلق به مدرسه در دانش آموزان ابتدایی شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش مثبت اندیشی در ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 3 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج مطالعه حاضر، آموزش مهارت مثبت اندیشی می تواند به عنوان یک برنامه پیشگیرانه برای دانش آموزانی که در زمینه تحصیلی و هیجانی دچار مشکل و نقص هستند یا در قالب یک برنامه مداخله ای برای کاهش آسیب در کودکان و نوجوانان، به ویژه توسط درمانگران و مشاوران مدنظر قرار گیرد.
پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود: نقش واسطه ای امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۷۲-۱۶۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان براساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود با نقش واسطه ای امنیت روانی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خودگزارشی آخنباخ (YSR، آخنباخ، 1991)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده FECQ) ، هیل برن، 1964)، پرسشنامه شفقت به خودFPQ) ، نف، 2003) و پرسشنامه امنیت روانی (MSQ، مازلو، 2004) بودند. روش تحلیل این پژوهش، مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری، حاکی از برازش مناسب مدل بود. سایر یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای جو عاطفی خانواده و شفقت به خود، اثر مستقیم و معناداری بر کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان دارند (05/0>P). همچنین اثر غیرمستقیم امنیت روانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و شفقت به خود و مشکلات هیجانی و رفتاری معنادار بود (05/0>P). بنابراین آموزش مؤلفه های شفقت به خود و تقویت جو عاطفی خانواده با در نظر داشتن امنیت روانی می تواند از مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بکاهد.
فراتحلیل اثربخشی درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی زنان با استفاده از روش فرا تحلیل است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع فرا تحلیل است که به منظور ترکیب و تجزیه وتحلیل نتایج پژوهش های مختلف انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهش هایی است که تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان را بررسی کرده اند و در پایگاه های Magiran و SID منتشرشده اند. جستجوی مقالات در فاصله زمانی 1393 تا 1403 انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از فرم کاربرگ فرا تحلیل استفاده شد که شامل اطلاعاتی همچون شناسه پژوهش، مشخصات نمونه، و شاخص های آماری بود. با غربال مطالعات درنهایت 23 مطالعه وارد تحلیل نهایی شد. یافته ها: نتایج فرا تحلیل نشان داد که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد جنسی زنان دارند. اندازه اثر در مدل های ثابت و تصادفی به ترتیب 22/1 و 45/1 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر مثبت و متوسط درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی است. همچنین، نتایج تحلیل های جزئی تر نشان داد که پروتکل MBSR (درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس 8 جلسه ای) بیشترین تأثیر را بر عملکرد جنسی زنان نسبت به سایر پروتکل ها دارد. پروتکل های شناختی-رفتاری و سکس تراپی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیرات مثبت اما ضعیف تری نسبت به MBSR داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی می توانند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود جنبه های مختلف سلامت جنسی زنان در نظر گرفته شوند.
Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy and Metaphor Therapy on Marital Burnout in Women with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The purpose of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) and metaphor therapy on marital burnout in women with marital conflicts. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design, a control group, and a three-month follow-up period. The statistical population included women with marital conflicts who visited counseling centers in Shiraz in 2023. A total of 60 participants were selected voluntarily and randomly assigned to two experimental groups and one control group. The research instrument was the Marital Burnout Questionnaire (Pines, 1996, CBM). The educational interventions, based on the cognitive-behavioral approach (Gehart, 2012) and the metaphor-based approach (Coup, 2013), were conducted in eight 60-minute sessions for the two experimental groups. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA. Findings: The results indicated a significant difference in the posttest and follow-up stages between the control group and the CBT group (p < .001) and the metaphor therapy group (p < .001). The effectiveness of CBT and metaphor therapy in improving marital burnout was 59.6% and 29.7% in the posttest, and 69.2% and 34.8% in the follow-up stage, respectively. Additionally, the findings showed a significant difference between the two experimental groups in both the posttest and follow-up stages, with differences of 26.3% and 37.1%, respectively. Conclusion: Based on the findings, it can be concluded that both CBT and metaphor therapy lead to improvements in marital burnout among women. Family therapists can utilize these educational approaches to enhance marital relationships in couples experiencing conflicts.
Comparison of the Effectiveness of Mindfulness-Based Therapy and Transactional Analysis on Sexual Function and Sexual Satisfaction in Female Patients with Bipolar Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to compare the effectiveness of mindfulness-based therapy and transactional analysis on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder. Methods: In this study, 20 women with bipolar disorder who referred to the Gyrus Specialty Neurology and Psychiatry Clinic in Tehran from April to August 2022 were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: mindfulness-based therapy, transactional analysis therapy, and a control group. All participants completed the Female Sexual Function Index (FSFI) by Rosen et al. (2000) and the Sexual Satisfaction Scale by Larson et al. (1998) before and after the intervention. The mindfulness-based therapy group underwent eight 90-to-120-minute sessions held twice a week, while the transactional analysis group received treatment in nine 60-to-120-minute sessions held twice a week. Data were analyzed using descriptive statistics and repeated measures analysis. Findings: The results indicated that both mindfulness-based therapy and transactional analysis therapy had an effect on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder. Moreover, a comparison of the effectiveness of the two therapeutic approaches across all dimensions showed that mindfulness-based therapy had a greater impact on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder compared to transactional analysis. Conclusion: Therefore, the use of mindfulness-based therapy is recommended in psychology clinics.
Examining the Effectiveness of Reflective Parenting Training on Emotion Regulation and Parent-Child Relationship in Mothers with Children Under 6 Years(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aims to examine the effectiveness of reflective parenting training on emotion regulation and the parent-child relationship in mothers with children under 6 years of age. Method: This is a quantitative study with a pre-test, post-test, and follow-up design involving an experimental group and a control group. The statistical population includes all mothers with children under 6 years old in Isfahan. For sampling, a purposive sampling method was used by visiting kindergartens in Isfahan, and 30 participants were selected based on the cut-off point of the questionnaires and inclusion and exclusion criteria. They were randomly assigned to two groups: an experimental group (15 people) and a control group (15 people). Subsequently, reflective parenting training sessions based on the Bateman and Fonagy (2001) protocol were conducted for the experimental group, while the control group received no intervention. The research instruments included the Parent-Child Relationship Scale (Pianta, 1992) and the Emotion Regulation Inventory (Shield & Cicchetti, 1995). The collected data were analyzed using appropriate statistical tests (repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc test) and SPSS software. Findings: Given that the calculated F-value for between-group effects (group membership effect), within-group effects (time effect), and the interactive effect of group and time was significant at the 99% confidence level (P < 0.01), these results indicate a significant difference between the two groups. Furthermore, it suggests that this significant difference exists at least at one time point during the intervention among the research groups. The Bonferroni post hoc test results showed differences in adaptive emotion regulation, instability/negativity, and the parent-child relationship scores during the research stages between the experimental groups (P < 0.01). In other words, the reflective parenting intervention had a significant impact on improving the research variables. Conclusions: Therefore, it can be concluded that this intervention was effective on the research variables and confirms that this approach can be used as an effective strategy in improving parental abilities and reducing psychological challenges in mothers during the parenting period.
Assessing the Effectiveness of Single-Session Therapy (SST) on Couples' Mental Health: An Explanatory Mixed-Method Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study employed an aims to evaluate the effectiveness of SST in enhancing the mental health of couples. Methods: In the quantitative section of this explanatory mixed-method design, a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group was utilized. The Mental Health Inventory-28 (MHI-28) by Basharat (2009) was employed to assess couples' mental health before and after the intervention. Data analysis was performed using SPSS22 software, and the findings indicated that SST significantly improved couples' mental health. In the qualitative section, semi-structured interviews were conducted with couples to examine their experiences with this type of therapy through descriptive phenomenology. Findings: According to the eta coefficient, SST accounted for 34% of the variance in the psychological well-being subscale and 17% in the psychological distress subscale, indicating large and medium effect sizes, respectively. The qualitative findings supported the quantitative results, highlighting positive changes such as improved emotional state, increased interest in life, a sense of calmness, feeling loved, hope for the future, and reduced stress and distress one month after the session. These changes aligned with the subscales and questions of the mental health questionnaire, serving as confirmation of the quantitative outcomes. Conclusion: Ultimately, this study emphasizes the importance of SST as an effective therapeutic tool for couples. The findings may be valuable for therapists and future researchers while encouraging clients to seek therapy.
بررسی تأثیر فناوری های دیجیتال بر صمیمیت زناشویی با تأکید بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ بر صمیمیت زناشویی در بستر استفاده از فناوری های دیجیتال است. روش شناسی: این مطالعه از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پنج ماهه با گروه کنترل بود. نمونه شامل ۳۰ زن متأهل ساکن تهران بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش روان شناختی شرکت کرد. ابزار اندازه گیری، مقیاس صمیمیت زناشویی بود و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در نمرات صمیمیت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.001). میانگین نمرات گروه آزمایش از مرحله پیش آزمون به پس آزمون افزایش چشمگیری یافت و در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. نتایج آزمون بونفرونی نیز معناداری تفاوت بین مراحل مختلف را در گروه آزمایش تأیید کرد. نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر نظریه استرنبرگ منجر به افزایش معنادار صمیمیت زناشویی و پایداری آن در بلندمدت شد. این نتایج نشان می دهد آموزش های ساختاریافته در حوزه مهارت های ارتباطی دیجیتال و هیجانی می تواند کیفیت روابط زناشویی را در دوران دیجیتال بهبود بخشد.
«امکان شناخت واقع» از نگاه روان شناسان پدیدارگرا به ویژه انسان گرایان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
35 - 55
حوزههای تخصصی:
اندیشه های روان شناختی همانند دیگر اندیشه ها بر مبانی استوارند. در این میان مبانی معرفت شناختی اهمیتی مضاعف دارند. هدف این تحقیق، بررسی یکی از مهم ترین مصادیقِ این مبانی، یعنی مبنای امکان شناخت واقع در اندیشه روان شناسان پدیدارگراست. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع روان شناسی و معرفت شناسی سامان یافته است، پس از تحلیل مبنای امکان شناخت واقع از نگاه ایشان، با رویکردی انتقادی به بررسی لوازم این دیدگاه پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهند انحصارگرایی در باب منابع معرفت، به عدم امکان دستیابی به تمام واقعیت، آن گونه که هست منجر می شود. علی رغم آنکه پدیدارگرایی در حوزه روان شناسی، به لحاظ منطقی، لوازمی مانند نسبیت گرایی معرفت شناختی و به دنبال آن شکاکیت در معرفت و عدم امکان تعلیم و تعلّم واقعی را در پی دارد، عملکرد رفتاری روان شناسان پدیدارگرا با این مبنای نظری همخوان نیست. در مقابل پدیدارگرایی، بر اساس دیدگاه برگزیده، شناخت نفس الامر به تناسب مورد با روش های عقلی، نقلی، شهودی یا تجربی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم برای انسان امکان پذیر است.
A Causal Model of Marital Quality of Life Based on Resilience with the Mediating Role of Sexual Satisfaction in Married Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate a causal model of marital quality of life based on psychological resilience with the mediating role of sexual satisfaction in married teachers. Methods and Materials: The research employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 375 married teachers selected through purposive sampling. Data were collected using the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), the Sexual Satisfaction Questionnaire by Hudson et al., and the Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS) by Busby et al. Descriptive statistics and inferential analyses were conducted using SPSS and AMOS software. Assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to model testing. Findings: The results revealed a significant direct effect of resilience on marital quality of life (β = 0.42, p < 0.001), indicating that higher resilience is associated with greater marital quality among married teachers. However, the indirect effect of resilience on marital quality of life through sexual satisfaction was not statistically significant (β = 0.10, p = 0.113), suggesting that sexual satisfaction does not mediate the relationship between resilience and marital well-being in this population. Model fit indices confirmed the adequacy of the proposed model (χ²/df = 2.54, RMSEA = 0.05, CFI = 0.94, NFI = 0.91, GFI = 0.95, AGFI = 0.93). Conclusion: Resilience plays a crucial and independent role in enhancing marital quality of life among married teachers, while sexual satisfaction, despite its overall importance, does not serve as a mediating factor in this relationship. The findings underscore the importance of psychological strengths in marital dynamics and suggest the need for interventions that enhance resilience to promote relational well-being, especially in high-stress professional contexts.
تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
54 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی در بین افراد شاغل در شهر شیراز در سال 1402 انجام شد. روش: این پژوهش دارای طرح همبستگی با کاربست تحلیل مسیر بوده و جهت گردآوری داده برای آزمون الگوی ترسیم شده؛ از مقیاس تعارض کار-خانواده کارلسون و همکاران (WFCS)(2000)؛ غنی سازی کار-خانواده کارلسون و همکاران (2006)؛ تقاضای شغلی دی جونگه (1993)؛ منابع شغلی باباکاس و همکاران (۲۰۰۹) و سرمایه های روانشناختی لوتاز (2007) استفاده گردید. روش تحلیل داد ه ها تحلیل مسیر بوده که پیش از آن با استفاده از برآورد شاخص ماهالانوبیس، داده های پرت شناسایی و از مجموع داده ها حذف گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی ار برازش مطلوبی برخوردار بوده است چرا که شاخص های برازش NFI، CFI، IFI، RFI، RMSEA و SRMR در محدوده قابل قبول قرار گرفتند. علاوه بر این یافته ها حاکی از آن بود که تقاضای شغلی بر تعارض کار-زندگی با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.16, P<0.05) و منابع شغلی بر غنی سازی کار-خانواده با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.19, P<0.05) اثر غیرمستقیم معناداری داشته است. وجود رابطه معنادار بین تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده نیز تایید شد (r=-0.827, P<0.01). نتیجه گیری: براساس این یافته ها، اجرای مداخلاتی برای کاهش تقاضای شغلی، افزایش منابع شغلی، تقویت سرمایه های روانشناختی، ارتقای غنی سازی کار-خانواده و کاهش تعارض کار-زندگی در محیط های واقعی مانند محل کار یا برنامه های کمک به کارکنان می تواند راهگشا باشد.