سلامت روان کودک

سلامت روان کودک

سلامت روان کودک دوره 12 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 44) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پریشانی روان شناختی تعامل بین فردی شن بازی درمانی کودکان بی سرپرست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: پریشانی روان شناختی و مشکلات در تعامل بین فردی از کشاکش های اساسی کودکان بی سرپرست است که می تواند بر تحول شناختی، اجتماعی، و عاطفی آنها اثرات عمیقی بگذارد. با توجه به اهمیت مداخلات درمانی مبتنی بر بازی در بهبود وضعیت روان شناختی این گروه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شن بازی درمانی بر پریشانی روان شناختی و تعامل بین فردی کودکان بی سرپرست انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کودکان بی سرپرست 7 تا 10 سال تحت نظر بهزیستی استان تهران در سال ۱۴۰3-۱۴۰2 بود که از بین آنها ۳۰ کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه شن بازی درمانی دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و در فهرست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه پریشانی روان شناختی (کسلر و همکاران، ۲۰۰2) و تعامل بین فردی (کیم و موتیو، ۲۰۰۶) بود که قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله شن بازی درمانی به طور معنا داری موجب کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود عملکرد روانی کودکان بی سرپرست شد (01/0>P ،86/5 =F) و تعامل بین فردی آنها را بهبود داد (01/0>P ،67/8 =F). نتیجه گیری: شن بازی درمانی به عنوان یک مداخله کارآمد می تواند در کاهش مشکلات روان شناختی و بهبود مهارت های بین فردی کودکان بی سرپرست مؤثر باشد. پیشنهاد می شود این روی آورد، به عنوان بخشی از برنامه های حمایتی و درمانی برای این کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
۲.

استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه: مطالعه مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ویژه استعداد روان شناسی مثبت مروری روایتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: دانش آموزان با نیازهای ویژه برای شکوفایی توانایی های خود به آموزش های ویژه و خدمات حمایتی نیاز دارند، با وجود این، روی آوردهای سنتی آموزشی بیشتر بر نواقص و کشاکش های این دانش آموزان تمرکز داشته اند و کمتر به شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه آنان پرداخته اند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چهارچوب علمی استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه است. روش : پژوهش حاضر یک مرور روایتی است که به بررسی چهارچوب علمی مرتبط با استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه پرداخته است. جستجوی مقالات در پایگاه های معتبر علمی از جمله Google Scholar، Elsevier، PubMed، Scopus و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. راهبرد جستجو شامل ترکیب عملگرهای بولی و محدودیت زمانی برای مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ بود. مقالات بر اساس معیارهای دقیق ورود و خروج بررسی شد که شامل انتشار در مجلات معتبر علمی، ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، و استفاده از روش های کمّی، کیفی، ترکیبی، و مروری بود. به منظور افزایش دقت و اعتبار تحلیل ها، از چارچوب استاندارد PRISMA برای شناسایی، غربالگری و انتخاب مطالعات استفاده شد. داده های حاصل از مقالات منتخب بر اساس اصول تحلیل مطالعات مرور روایتی طبقه بندی شدند تا چهارچوب علمی در حوزه استعدادیابی و پرورش استعداد استخراج شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که روی آورد مبتنی بر نقاط قوت با تکیه بر مفاهیم تنوع عصبی و دوسو استثنایی، ظرفیت های کمتر دیده شده افراد با نیازهای ویژه را شناسایی و تقویت کرده و در ارتقای تحول شناختی، مهارت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، و کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده است. مدل های نظری مانند مدل بونتینکس، هورن، کوپر و همکاران و سوباتنیک و همکاران نیز بر غنای این حوزه افزوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت تغییر نگرش در سیستم های آموزشی و سیاست گذاری های مرتبط با دانش آموزان با نیازهای ویژه تأکید دارد. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندی و استعدادیابی متمرکز شوند.
۳.

واکاوی مفهوم احترام در کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مفهوم احترام کودکان نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: احترام به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در تحول اجتماعی و اخلاقی کودکان و نوجوانان، نقش بسزایی در شکل گیری روابط مثبت و سالم میان همسالان و در جامعه ایفا می کند. احترام نه تنها به عنوان یک ارزش اخلاقی شناخته می شود، که به عنوان یک عامل مؤثر در شکل گیری و تقویت رفتار اجتماعی عمل می کند. روش: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری هایدگری انجام شد تا چگونگی شکل گیری و تفسیر معانی مرتبط با مفهوم «احترام» در کودکان و نوجوانان مورد کاوش قرار گیرد. مشارکت کنندگان کودکان و نوجوانان 6، 8، 10، 12 و 15 ساله شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع نظری با 143 کودک و نوجوان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. جهت تحلیل کیفی داده ها و درک دلالت های اصلی متون مرتبط با مفهوم احترام، از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. به منظور مستندسازی بهتر مصاحبه ها و همچنین نظم دهی، تلخیص و ترکیب داده های اولیه به دست آمده، از نرم افزار MAXQDA 2024 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 6 مضمون اقتدار، قرارداد اجتماعی، رفتار اجتماع پسند، عدالت، شایستگی، و آزادی فردی استخراج شدند. کودکان در سن 6 سالگی در توصیف مفهوم احترام به اقتدار اشاره کردند، در سن 8 سالگی رفتارهای اجتماع پسند مانند کمک به دیگران، محبت کردن و همدلی، در سن 10 سالگی در توصیف احترام از مفاهیم رفتار اجتماع پسند و قرارداد اجتماعی همانند هنجار اجتماعی و آداب و رسوم استفاده کردند، کودکان 12 ساله وقتی درباره احترام صحبت می کنند، به مفاهیمی مثل عدالت، انصاف و برابری اشاره کردند و در نهایت در سن 15 سالگی نوجوانان در توصیف احترام از مفاهیم شایستگی و آزادی فردی استفاده کردند. نتیجه گیری: این پژوهش با ترسیم نقشه راه تحول مفهوم احترام، بر ضرورت توجه به فرایند تحولی در طراحی برنامه های آموزشی و اجتماعی تأکید می کند. یافته ها نشان می دهد که مداخلات متناسب با سن می تواند به پرورش نسلی همدل تر، عادل تر، و مسئولیت پذیرتر کمک کرده و مبنایی برای پژوهش های آتی فراهم آورد.
۴.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر الگوی شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی مشکلات رفتاری کم توانی ذهنی آموزش مهارت های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: افراد کم توان ذهنی افزون بر مشکلاتی در زمینه یادگیری و تحصیل، دارای مشکلات رفتاری ناشی از ضعف در فرایندهای شناختی اجتماعی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر ۹ تا ۱۳ سال با کم توانی ذهنی شهر اراک در سال 1403 بود. تعداد 36 نفر از این دانش آموزان با بهره هوشی 55 تا 70 از یکی از مدارس استثنایی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از آخررین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه مشکلات رفتاری- فرم معلمان (راتر، 1967) در ایران استفاده شد. گروه آزمایش طی ۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه ای برنامه آموزشی مهارت اجتماعی را بر اساس مدل شناختی اجتماعی کرک و داج دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار بودند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش مهارت اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش بود (598/0=η2 ، 001/0=p، 57/50=(68، 2)F). نتیجه گیری: آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی توانسته است با بهبود در مراحل پردازش شناختی از جمله تفسیر دقیق تر نشانه های اجتماعی، انتخاب پاسخ های سازش یافته تر و تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی، به کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی منجر شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این مدل آموزشی در مدارس به عنوان روی آوردی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای سازش یافتگی اجتماعی کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
۵.

پیامدهای روانشناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن (روش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیامدهای روان شناختی و تحصیلی کرونا دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: همه گیری ویروس کرونا به تغییراتی در سراسر جهان و به خصوص در نظام تعلیم و تربیت منجر شد که این تغییرات در دوران پساکرونا، کشاکش ها و فرصت های متنوعی را برای نظام تعلیم و تربیت ایجاد کرد. بنابراین این پژوهش با هدف پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا بر روی دانش آموزان و راهکارهای آن انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کمّی_ کیفی) بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان، معلمان، و والدین پایه ششم دبستان های استان اردبیل در سال تحصیلی1403-1402 بودند که در دو مرحله نمونه گیری انجام شد؛ در مرحله یکم 45 نفر از جامعه آماری مذکور (هر گروه 15 نفر) به صورت هدفمند انتخاب و داده های کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در مرحله دوم 90 دانش آموز از سه منطقه (نمین، خلخال، و پارس آباد) با روش نمونه گیری خوشه ای به عنوان نمونه کمّی انتخاب شدند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و آزمون تشخیص مشکلات رفتاری کودکان ایرانی (معتمدین و همکاران، 1400) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه به روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MAXQDA- 20 و داده های کمّی با استفاده از تحلیل واریانس دوعاملی و آزمون خی دو با نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: در بخش کیفی نتایج نشان داد شش مضمون اصلی تحت عناوین آموزش و درمان، محیط اجتماعی و خانوادگی سالم، استفاده از آموزش الکترونیکی، پیشگیری از ویروس کرونا، توانمندسازی والدین و معلمان، و بالابردن کیفیت آموزشی به عنوان راهکارهای مؤثر در جهت کاهش پیامدهای روان شناختی و تحصیلی ایام کرونا است و در بخش کمّی، یافته ها نشان داد که شدّت مشکلات رفتاری دانش آموزان بعد از همه گیری ویروس کرونا افزایش یافته است. همچنین بین جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا در مشکلات هیجانی_ رفتاری دانش آموزان تعامل وجود ندارد (485/2 χ²= ، 289/0=p) و بین وضعیت تحصیلی (301/6 χ²= ، 178/0=p) و روان شناختی (038/2 χ²= ، 729/0=p) دانش آموزان بعد از ایام کرونا در تعامل با جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج تحلیل واریانس دوعاملی نشان داد اثرات متقابل جنسیت و ابتلا به ویروس کرونا بر مشکلات هیجانی- رفتاری دانش آموزان پس از ایام کرونا معنادار نبود (688/0= (54, 1)F، 411/0= p، 013/0= η2). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده، ضرورت طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و توانمندسازی معلمان را متناسب با نیازهای دانش آموزان در دوران پساکرونا نشان می دهد. همچنین نتایج این مطالعه می تواند به عنوان یک چارچوب نظری و عملی، راهنمای متخصصان تعلیم و تربیت، مشاوران، و درمانگران در ارائه خدمات بهینه به دانش آموزان قرار گیرد.
۶.

بازنمایی نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر آموزش و پرورش: مرور نظام مند فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری های هوشمند هوش مصنوعی تحول اخلاقی کودکان مرور نظام مند فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: گسترش فناوری های هوشمند، الگوهای تربیت اخلاقی کودکان را در خانواده، مدرسه، و جامعه دگرگون کرده و نظام آموزش و پرورش را با فرصت ها و کشاکش های تازه ای روبه رو ساخته است. این پژوهش با هدف مرور نظام مند و فراترکیب مطالعات مربوط به نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر ابعاد آموزشی، تربیتی، و ارائه چارچوبی تحلیلی در این حوزه انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه مرور نظام مند از نوع فراترکیب بود که مطابق دستورالعمل پریزما و معیارهای ارتقای شفافیت در گزارش فراترکیب پژوهش های کیفی انجام شد. جست وجوی جامع در پایگاه هایScopus, Web of Science, PubMed, PsycINFO, Education Resources Information Center, Google Scholar از سال 2010 تا سال ۲۰۲۵ انجام شد. جست وجو با استفاده از واژگان کلیدی مرتبط با کودک، فناوری های هوشمند، هوش مصنوعی، مفاهیم اخلاقی، و روش های کیفی (به صورت ترکیبی با عملگرهای بولی) انجام گرفت. بر اساس معیارهای ورود و خروج در مجموع ۱۳ مقاله واجد شرایط انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون توماس و هاردن در سه مرحله کدگذاری آزاد، توصیفی، و تحلیلی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA نسخه 2024 انجام شد. یافته ها: بر اساس کدهای شناسایی شده 3 مضمون تحلیلی و 11 مضمون توصیفی استخراج شد. مضمون تحلیلی نخست فرصت های یادگیری و تحول اخلاقی در تعامل با فناوری های هوشمند بود که مضامین توصیفی (1) انسان انگاری و نسبت دادن ذهن/ هیجان به فناوری های هوشمند، (2) مسئولیت اخلاقی و پاسخ گویی، (3) ابهام در مرز انسان_ فناوری های هوشمند، (4) عدالت، انصاف، و صداقت، (5) تحول اخلاقی و یادگیری ارزش ها، و (6) فرصت های مثبت و کارکردهای تربیتی فناوری های هوشمند را شامل می شد . مضمون تحلیلی دوم مخاطرات و تهدیدهای اخلاقی _ تربیتی فناوری های هوشمند شامل سه مضمون توصیفی (1) مخاطرات چندبعدی کودکان، (2) اعتماد، اتکا، و وابستگی به فناوری (3)، ابهام و کشاکش نقش های تربیتی والدین و مربیان را پوشش داد. مضمون تحلیلی سوم چارچوب ها و زمینه های کلان در سطح مضامین توصیفی بر تأثیر (1) زمینه های فرهنگی و تفاوت های تحولی و (2) چارچوب های نظری و سیاستی در اخلاق و فناوری های هوشمند تأکید داشت. نتیجه گیری: تعامل کودکان با فناوری های هوشمند ماهیتی دوگانه دارد و نیازمند روی آوردی انتقادی، بافت محور، و حساس به مرحله تحولی است. توسعه چارچوب های اخلاقی کودک محور، ارتقای سواد دیجیتال و اخلاقی، و مداخله فعال والدین و مربیان برای استفاده ایمن و سازنده از فناوری های هوشمند ضروری است. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت تربیت اخلاقی در نظام آموزش و پرورش ایران یاری رساند؛ نظامی که امروزه بهره گیری از فناوری های هوشمند به بخشی جدایی ناپذیر از فرایندهای آموزشی و تربیتی آن تبدیل شده است.
۷.

ویژگی های روان سنجی نسخه کوتاه پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پرسش نامه مشارکت پدران والدگری ویژگی های روان سنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: با توجه به تحولات اجتماعی اخیر در ایران که به تدریج نقش پدران را از تأمین کنندگان مالی صرف به والدین فعال در تربیت فرزندان تغییر داده است، نیاز به ابزارهای روان سنجی دقیق برای ارزیابی میزان مشارکت پدران در خانواده های ایرانی احساس می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی پدران ایرانی که دارای حداقل یک فرزند زیر ۱۲ سال بودند و در بازه زمانی آذر تا تا دی۱۴۰۳ به پلتفرم های آنلاین دسترسی داشتند. نمونه مورد مطالعه شامل ۲۸۰ پدر از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس شیوه داوطلبانه و با رعایت شرایط ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل نسخه کوتاه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری (هاوکینز و همکاران، 2002) و پرسش نامه ابعاد و رفتارهای والدگری (رید و همکاران، 2015) بود. برای بررسی روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای اعتبار از ضرایب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد، و اعتبار ترکیبی استفاده شد. روایی همگرا و واگرا از طریق همبستگی و شاخص روایی یگانه-دوگانه بررسی شد. تحلیل ها با نرم افزارهایSPSS-26 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل نه عاملی پرسش نامه برازش مطلوبی دارد (مقدار خی دو=234.08، درجه های آزادی=263، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد=062/0، شاخص برازندگی تطبیقی=91/0، شاخص تاکر-لویس=90/0). ضرایب اعتبار برای همه خرده مقیاس ها در دامنه ۰.۷۱۶ تا ۰.۸۹۰ قرار گرفت. همچنین همبستگی معنادار بین نمره کل دو پرسش نامه (60/0=r،001/0>p) و همبستگی بین خرده مقیاس های مرتبط (دامنه 45/0 تا 50/0، 05/0>p) روایی همگرای ابزار را تأیید کرد. روایی واگرا نیز با مقادیر شاخص روایی یگانه-دوگانه در محدوده 276/0 تا 841/0 (کمتر از حد آستانه 85/0) برای همه ابعاد مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد نسخه فارسی پرسش نامه مشارکت پدران در والدگری از ویژگی های روان سنجی مطلوب برخوردار است. تأیید ساختار نه عاملی در نمونه ایرانی، همسویی با تحولات اجتماعی اخیر در تغییر نقش پدران از تأمین کننده مالی به والد مشارکت کننده را نشان می دهد. این ابزار می تواند در مطالعات آینده برای تعیین اثربخشی مشارکت پدری بر سلامت روان و تحول شناختی-اجتماعی کودکان، و در مراکز مشاوره خانواده برای ارزیابی و طراحی مداخلات والدگری مبتنی بر شواهد به کار رود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۴