سلامت روان کودک

سلامت روان کودک

سلامت روان کودک دوره 12 تابستان 1404 شماره 2 (پیاپی 43) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلالات اضطرابی فراشناخت افسردگی خودپنداشت درمان شناختی مبتنی بر ذهن-آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی در کودکان از شایع ترین مشکلات سلامت روان به شمار می روند که پیامدهای منفی گسترده ای بر تحول هیجانی، شناختی، و اجتماعی آنان دارند. این اختلالات می تواند عملکرد تحصیلی و بین فردی کودک را به طور جدی مختل کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلالات اضطرابی 10 تا 15 سال منطقه 6 استان تهران در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 کودک بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس اضطراب کودکان (اسپنس، 1997)، پرسشنامه فراشناخت ها در کودکان (باکوو و همکاران، 2009)، سیاهه افسردگی کودکان (کوواکس و همکاران، 1997)، مقیاس خودپنداشت کودکان (پیرز و هریس، 1969) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (2012) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معناداری موجب افزایش باورهای مثبت درباره نگرانی (41/32=F)، باورهای منفی درباره نگرانی (40/33=F)، نظارت شناختی (94/51=F)، بدگمانی، تنبیه و مسئولیت پذیری (81/49=F)، خودپنداشت (76/43=F)، و کاهش افسردگی (27/53=F) کودکان با اختلالات اضطرابی شد (01/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی با تأکید بر آموزش آگاهی از افکار و پذیرش بدون قضاوت، موجب کاهش باورهای ناکارآمد فراشناختی و تنظیم بهتر هیجان ها شد؛ بنابراین این روش در مداخلات روان شناختی کودکان با اختلالات اضطرابی پیشنهاد می شود.
۲.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی فرهنگ ایرانی افسردگی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۳.

تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه - فزون کنشی سبک های دلبستگی رفتارهای معمول خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه - فزون کنشی، تأثیرات عمیقی بر نظام روانی و عملکرد خانواده می گذارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه_ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناسی منطقه یک شهر تهران در سال 1402 بودند. تعداد 276 نفر از جامعه مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تجدید نظرشده دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید،1990)، سیاهه مشکلات رفتاری کودکان (فرم والدین) (آخنباخ، 1991)، و پرسشنامه زمان و روال های رایج روزمره خانواده (کوبین و تامپسون، 1987) بود. داده ها با روش الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS27 و SmartPLS4 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مسیر بین دلبستگی اضطرابی بر اساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر روی رفتارهای مشکل ساز درون نمود (004/0 =p، 096/0=r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (005/0 =p، 059/0=r) مثبت و معنادار بود. همچنین مسیر بین دلبستگی ایمن براساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر رفتارهای مشکل ساز درون نمود (005/0 =p، 081/0- =r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (016/0 =p، 050/0- =r)، منفی و در سطح 05/0 معنا دار بود. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، با کاهش سبک دلبستگی اضطرابی، افزایش دلبستگی ایمن، و رفتارهای معمول خانواده می توان رفتارهای مشکل ساز درون نمود وبرون نمود را کاهش داد. نقش دلبستگی ایمن در افزایش رفتارهای معمول خانواده و نقش دلبستگی ناایمن در کاهش آن، لزوم توجه به سبک دلبستگی را در این پژوهش مورد تأکید قرار می دهد.
۴.

مقایسه اثربخشی درمان چند سیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتارهای جامعه ستیزی درمان چندسیستمی طرحواره درمانی واکنش پذیری بین فردی نوجوانان دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه و هدف: پژوهش های اخیر حاکی از آن است که نوجوانان جامعه ستیز در واکنش پذیری بین فردی دچار مشکل هستند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم 4 مدرسه دولتی دخترانه شهرکرج در سال تحصیلی 1402_ 1403 بود. از میان 520 دانش آموز این مدارس، 30 نوجوان دارای رفتارهای جامعه ستیز براساس نمره برش 27 در پرسشنامه جامعه ستیزی لونسون به عنوان نمونه پژوهش با روش در دسترس، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (در هر گروه 10 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش یکم به مدت 12 جلسه هفتگی درمان چندسیستمی و گروه آزمایش دوم به مدت 12 جلسه هفتگی طرحواره درماتی به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودسنجی جامعه ستیزی (لونسون، ۱۹۹۵) و مقیاس واکنش پذیری بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی با نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران در مقایسه با گروه گواه در واکنش پذیری بین فردی مؤثر بوده است (001/0>p). با این وجود، درمان چندسیستمی بیشتر از طرحواره درمانی بر بهبود واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر جامعه ستیز اثر داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، درمان چندسیستمی روش مؤثرتری برای مقابله با پیامدهای روان شناختی دانش آموزان با رفتارهای جامعه ستیز است. بنابراین از این درمان ها می توان به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های دیگر در درمان و برنامه های پیشگیرانه استفاده کرد.
۵.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیکی پریشانی روان شناختی افکار خودکشی آسیب به خود نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلج مغزی نشانگان خستگی مزمن تنیدگی والدگری انگ اجتماعی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: نگرانی های مربوط به امکانات درمانی، تحمیل تغییرات در زندگی روزمره، فشارهای مالی، و کیفیت زندگی موجب کاهش سلامت روانی مراقبین کودکان دارای فلج مغزی می شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک فلج مغزی شهر رشت در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 34 مادر که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس نشانگان خستگی مزمن (چالدر و همکاران، 1993)، شاخص تنیدگی والدگری (آبیدین، 2012)، و پرسشنامه انگ اجتماعی (مک و ووک، 2010) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش خستگی جسمی (85/31=F)، خستگی ذهنی (43/46=F)، آشفتگی والدین (71/30=F)، تعاملات ناکارآمد والد- کودک (09/37=F)، ویژگی های کودک مشکل آفرین (47/45=F)، و انگ اجتماعی (87/32=F) مادران دارای فلج مغزی شد (01/0>P). نتیجه گیری: با اجرای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی قادر به کاهش خستگی جسمی و ذهنی، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی بودند. این نتایج نشان می دهد که این نوع درمان می تواند یک راهکار مؤثر در مدیریت و کاهش نگرانی ها و مشکلات روانی مادران داشته باشد و از طریق افزایش سلامت روانی، کیفیت مراقبت از کودکان را بهبود بخشد.
۷.

ارائه مدل آسیب پذیری به اعتیاد در نوجوانان براساس مزاج های عاطفی- هیجانی با نقش میانجی حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مزاج های عاطفی- هیجانی حساسیت به طرد آسیب پذیری به اعتیاد نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: در چند دهه گذشته شاهد افزایش نگران کننده شیوع و تنوع مشکلات مصرف مواد مخدر در سراسر جهان بوده ایم. با توجه به این که پیش گیری بهتر از درمان است، بنابراین شناسایی عواملی که باعث افزایش آسیب پذیری به اعتیاد می شود، ضروری به نظر می رسد. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف مدل یابی علّی آسیب پذیری نوجوانان به اعتیاد براساس مزاج های عاطفی- هیجانی با توجه به نقش میانجی حساسیت به طرد انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه (پایه های دهم، یازدهم، و دوازدهم با دامنه سنی 19-16 سال) شاغل به تحصیل در سال 1403-1402شهرستان اسکو به تعداد 4667 نفر بودند. ینابراین 465 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند که به پرسشنامه شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد انیسی(1392)، مقیاس مرکب مزاج عاطفی و هیجانی لارا و همکاران (2012)، مقیاس حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996)، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در محیط SPSS-23 و SmartPLS-3 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد مزاج عاطفی (000/0=P، 283/0 R=) و مزاج هیجانی (000/0=P، 267/0 R=)، و حساسیت به طرد (000/0=P، 377/0 R=)، رابطه مثبت و معناداری با آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند. همچنین نتایج نشان داد که مزاج هیجانی (01/0 ≥ P؛ 267/0= ß) و مزاج عاطفی (01/0 ≥ P؛ 283/0= ß) و حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 657/0= ß) اثر مستقیم و مثبتی بر آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند و مزاج هیجانی از طریق حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 113/0= ß) و مزاج عاطفی نیز از طریق حساسیت به طرد (01/0 ≥ P؛ 515/0= ß)، اثر غیر مستقیم بر آسیب پذیری نسبت به اعتیاد دارند. در پایان نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش تلویحات مهمی برای استفاده از مدل ارائه شده با هدف شناسایی نوجوانان در معرض خطر اعتیاد دارد و می تواند برای طراحی مداخلات پیشگیرانه به منظور کاهش خطر آسیب پذیری به اعتیاد در دانش آموزان استفاده شود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۴