ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۶۲۱.

شناسایی راهبردهای مقابله ای سازگارانه و ناسازگارانه در نوجوانان خودآسیب رسان: یک پژوهش پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای مقابله ای سازگارانه و ناسازگارانه در نوجوانان خودآسیب رسان انجام شد. پژوهش کیفی حاضر از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش، شامل نوجوانان خودآسیب رسان شهر تهران در سال 1403 بودند که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه داشتند. جهت اجرای مطالعه پدیدارشناسی، 20 نفر از نوجوانان بر اساس معیار اشباع نظری به روش هدف مند انتخاب شدند و در این پژوهش مشارکت نمودند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006)، در سه دسته مضامین فرعی، اصلی و هسته ای تلخیص و طبقه بندی شدند. یافته ها نشان داد فراوانی رفتارهای خودآسیب رسانِ خودجرحی در دختران نسبت به پسران بیشتر بود؛ در مقابل سوءمصرف سیگار، مواد مخدّر و الکل در پسران فراوانی بیشتری داشت. نتایج تحلیل مصاحبه ها در دو مضمون هسته ای راهبردهای مقابله ای سازگارانه و راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه طبقه بندی شدند؛ مضمون هسته ای اول (راهبردهای مقابله ای سازگارانه) شامل 9 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی بود؛ همچنین مضمون هسته ای دوم (راهبردهای مقابله ای ناسازگارانه) شامل 6 مضمون اصلی و 19 مضمون فرعی بود. از مجموع یافته ها می توان نتیجه گرفت راهبردهای مقابله ای در نوجوانان خودآسیب رسان شامل مجموعه ای از راهبردهای سازگارانه و ناسازگارانه است که می بایست مداخلات روان شناختی مناسب برای آنان ارائه گردد.
۶۲۲.

اثر ساختاری سازمان شخصیت و روابط ابژه بر علائم غیر قابل تبیین از لحاظ پزشکی و دردهای سایکوسوماتیک: نقش واسطه ای ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری بین سازمان شخصیت و روابط ابژه بر علائم غیرقابل تبیین پزشکی و دردهای سایکوسوماتیک با توجه به نقش واسطه ای ذهنی سازی انجام شد. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع کمی است که با روش مدل سازی معادلات ساختاری به شکل میدانی اجرا گردید. جامعه آماری شامل 450 نفر (18-45 سال) از مراجعه کنندگان به مراکز درمانی تهران در سال های 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پنج ابزار استاندارد شامل سیاهه سازمان شخصیت کرنبرگ (IPO)، پرسشنامه روابط ابژه و واقعیت آزمایی بل (BORRTI)، ابزار سرند علائم جسمانی (SOMS-2)، پرسشنامه دردهای سایکوسوماتیک (PSQ) و پرسشنامه ذهنی سازی (MentS) استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-22 انجام گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که سازمان شخصیت اثر مستقیم مثبت و معناداری بر علائم غیرقابل تبیین پزشکی (β=0.697، p<0.001) و دردهای سایکوسوماتیک (β=0.711، p<0.001) داشت. روابط ابژه نیز اثر مستقیم مثبت و معناداری بر دردهای سایکوسوماتیک (β=0.669، p<0.001) دارد، اما اثر منفی و معناداری هم بر ذهنی سازی (β=-0.075، p<0.001) داشت. نتایج دیگر مطالعه نشان داد که ذهنی سازی اثر منفی و معناداری بر علائم غیرقابل تبیین پزشکی (β=-0.283، p<0.001) داشت، اما اثر آن بر دردهای سایکوسوماتیک (β=-0.261) معنادار نبود. در پایان نقش واسطه ای ذهنی سازی در ارتباط بین سازمان شخصیت و علائم غیرقابل تبیین پزشکی و دردهای سایکوسوماتیک، و همچنین بین روابط ابژه و علائم غیرقابل تبیین پزشکی و دردهای سایکوسوماتیک تأیید نشد. شاخص های برازش مدل نهایی حاکی از برازش مطلوب با مقادیر (RMSEA=0.11، GFI=0.848، NFI=0.750، RFI=0.893)می باشد. نتیجه گیری: برازش مدل ساختاری حاکی از وجود اثر مستقیم و معنادار سازمان شخصیت و روابط ابژه بر علائم غیرقابل تبیین پزشکی و دردهای سایکوسوماتیک است. علاوه بر این، سازمان شخصیت از طریق نقش واسطه ای ذهنی سازی نیز بر این علائم تأثیرگذار است. این یافته ها دارای پیامدهای کاربردی است که می تواند در طراحی و اجرای مداخلات روانشناختی در جمعیت بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۶۲۳.

تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فراشناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۸
این تحقیق با هدف تدوین مدل ساختاری اشتیاق تحصیلی بر اساس طرح واره های هیجانی و مهارت های فرا شناختی با میانجی گری هیجان های تحصیلی در دانشجویان مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت. این مطالعه بر اساس هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات و به دلیل بررسی روابط بین متغیرها جزو مطالعات همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانشجویان در حال تحصیل در مراکز و واحدهای دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی بوده که تعداد آنها تقریباً 9000 نفر است. به دلیل استفاده از روش معادلات ساختاری از این جامعه، نمونه ای به حجم 647 نفر انتخاب و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss 27 و Smartpls4 استفاده شد. جهت سنجش متغیرها از پرسش نامه های اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، طرح واره های هیجانی لیهی (2009)، مهارت های فراشناختی ولز و کارترایت (1997) و هیجان های پیشرفت پکران و همکاران (2005) استفاده شد. شاخص برازش مدل استخراج و مدل پژوهش تأیید شد. همچنین طرح واره هیجانی مثبت، فراشناخت و هیجان های پیشرفت مثبت به صورت مستقیم اشتیاق تحصیلی دانشجویان را پیش بینی نمودند (05/0≥P). نتایج این پژوهش شامل تلویحاتی به دانشگاه ها و مراکز آموزشی عالی در زمینه اشتیاق تحصیلی است.
۶۲۴.

دریافت تاریخچه در روان درمانی و تعارض با تجسس از دیدگاه اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
مشاوره و روان درمانگری شامل مراحلِ آغازین، میانی و پایانی است؛ مرحله آغازین، خود شامل ارزیابی اولیه، ارزیابی مسئله مراجع، ارزیابی چندبعدی، مصاحبه، آزمون، تشخیص و مفهوم سازی یا فرمول بندی می باشد. اطلاع همه جانبه از مشکل مراجع و نحوه پدیدآیی و تحول آن، اطلاع از تأثیر دوران تحول و عوامل اجتماعی، خانوادگی و پزشکی و نیز علائم بالینی وضعیت روانی در مرحله اولیه نشان می دهد که نقطه شروع در این فرایند عبارت است از کسب اطلاعات مربوط به پیشینه مراجع و این کسب اطلاعات در تمام فرایند درمان نیز حضور دارد. بنابراین یکی از موضوعات شایسته پژوهش در عرصه مشاوره و روان درمانی گرفتن تاریخچه اختلال در اتاق مشاوره است که از فرایندهای مهم و مشترک در همه رویکردهای مشاوره و روان درمانی بوده و هست. دریافت «تاریخچه اختلال» در اتاق مشاوره به شیوه های مختلف صورت می پذیرد که در بعضی موارد یادآور عنوان «تجسس» خواهد بود؛ «تجسس» یکی از مفاهیم و رفتارهای منفی از دیدگاه اسلامی به حساب می آید. در جامعه اسلامی و در تعامل مشاور و مراجعِ مسلمان، باید آداب اسلامی رعایت شود و از رفتارهای منفی، کاملا اجتناب شود. درمان یک اختلال از طریق انجام رفتارهای منفی، قابل پذیرش نیست. برای مثال «تداعی آزاد» که یکی از تکنیک هایی درمانی مورد تأکید فروید بود، از این مقوله است؛ فروید معتقد بود و اینگونه عمل می کرد که آزمودنی روی تخت به صورت ریلکس دراز می کشید و با جهت دهیِ درمانگر از طریق ارائه یک سوال، یا حتی ارائه یک کلمه، مراجع هر آنچه به ذهنش خطور می کرد، با صدای بلند برزبان جاری می کرد، بنابراین بر اساس این تکنیک، مراجع ممکن است بسیاری از کلمات، مفاهیم، جریانات و رفتارهای زشت گذشته به ذهنش خطور کند و آنها را بر زبان جاری کند. این گونه رفتار کردن از دیدگاه اسلامی ممنوع است. سؤال پژوهش این بود که این دو رویکرد چگونه با هم جمع می شوند؟ از یک سو، اطلاع از تاریخچه اختلال، ضرورت دارد و بدون آن امکان درمان نیست؛ از سوی دیگر اسلام به مشاور گفته است که در مسائل خصوصیِ مُراجِع جستجو نکن! و نیز به مراجع گفته است که خطاهای گذشته ات را فقط با خداوند به منظور توبه کردن، درمیان بگذار و دیگران را از خطاهای خودت مطلع نساز! آیا این دو رویکرد در اتاق مشاوره قابل جمع هستند؟ آیا اتاق مشاوره یک استثناء به حساب می آید؟ آیا روش پژوهش در متون دینی که با نام «روش اجتهادی» شناخته می شود، راه حلی برای این موقعیت ارائه می کند؟ اگر راه حلی ارائه شده است، آن راه حل کدام است؟ این تحقیق با رویکرد، «علمی - دینی» انجام شده و به لحاظ روشی، مبتنی بر روش «اجتهادی» است. منظور از روش اجتهادی عبارت است از: «پژوهش، سنجش، استدلال و اکتشاف گزاره های دینی براساس کتاب، سنت و بر پایه ادله کتاب، سنت، عقل و اجماع» و دارای مراحل متعددی است از جمله: «طرح مسئله» و «تبیین موضوع»، «گردآوری داده های متنی: آیات، روایات و قواعد فقهی و اصولی»، «بررسی سند و دلالت داده ها»، «تحلیل داده ها بر اساس سند و دلالت»، «تحلیل داده ها بنابر سازگاری درونی»، «تحلیل داده ها بر پایه سازگاری بیرونی»، «حل مسئله و نتیجه گیری». بر این اساس، این پژوهش به لحاظ روشی، از دو مقدمه و یک تحلیل نهایی برخوردار است؛ اثبات مقدمات، با استفاده روشمند از منابع و ادله روانشناختی و منابع دینی حاصل شده است و تحلیل نهائی که محصول درهم کرد آن دو مقدمه است، از بررسی آن دو مقدمه به دست آمده است؛ مقدمه اول این است که «در مشاوره و روان درمانگری از نظر صاحب نظران، کسب اطلاعات از سوابق بیماری و گذشته مراجع ضرورت تام دارد. روش اثبات این مقدمه عبارت است از گردآوری و مرور بر اطلاعات تخصصی و مؤلفه های دخیل؛ این مطالعات بیشتر مربوط است به منابع روانشناختی، اما مقدمه دوم که ناظر به «حکم تجسس» از نظر اسلام است، با روش اجتهادی براساس مؤلفه های سابق انجام گرفت؛ از این روی، با بررسیِ کامل روایات، پنجاه روایت در این مورد به دست آمد که از چند بُعد مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر چند نکته است:  الف. رویکردهای مختلف مشاوره و روان درمانگری تأکید دارند که تلاش برای فراهم سازی اطلاعات مختلف، باید با رضایت مراجع باشد و خود مراجع باید در این مسیر همراهی کند. تعبیرهایی مانند «یادآوری بدون سانسور» (شارف، 1399، ص47 و 48)، «بیان آزادانه»، «باور به رهایی بخشی رهنمود روان کاو»، «اتحاد با روان کاو»، «ابراز به صورت هیجانی»، «تشریح با وجود تکانه آوربودن»، «جرئت مندی بازگشت از واقعیت به عقب» و «بازگشت به واقعیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و 56)؛ «بازگویی موبه مو»؛ «بیان صادقانه» (پروچاسکا و نورکراس، ص274) و «افزایش جرئت و جسارت مندی و پذیرش خطر خودفاش سازی» (زهراکار و جعفری، 1400، ص190)، که در سخنان صاحب نظران آمده، گویا این مطلب است؛ ب. «موضوعات مورد خودافشائی» نیز متعدد است و موارد سخت و ناراحت کننده را نیز شامل می شود؛ تعابیری همچون «همه خاطرات حتی واپس رانده شده و دردناک»، «همه خطورات ذهنی»، «وقایع فراموش شده» و «مواد ناهوشیار» (شارف، 1399، ص47-52)؛ «مطالب زننده و زشت»، «مطالب پیش پا افتاده و بی اهمیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و56)؛ «حداکثر جزئیات» (زهراکار و جعفری، 1400، ص156)؛ «رازهای بسیار ناراحت کننده» (شارف، 1399، ص124) گویای این مطلب است؛ ج. تجسس در امور دیگران» از نظر اسلام، قابل تأیید و جایز نیست؛ قرآن می فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! از بیشتر گمان ها بپرهیزید که پاره اى از آنها گناه است و تجسّس مکنید...» در استفاده «حرمت تجسس» از این آیه شریفه، بین فقیهان اختلافی نیست. علتی که در جمله «أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَنْ یَأکُلَ لَحمَ أَخیهِ» برای حرمت غیبت ذکر شده، برای حرمت تجسس نیز هست (طباطبایی، 1417، ج18، ص323). د. بر اساس آنچه در روایات آمده است، اصل تجسس استثناءپذیر است؛ «ضرورت درمان» از دیدگاه اسلام موجب می شود که «تجسس در حد ضرورت برای درمان» با شرایط خاص خودش استثناء دانسته شده، و مجاز شمرده شود؛ لکن باید به قید «در حد ضرورت» توجه کامل داشت. اذن به درمان، مستلزم اذن به لوازم آن نیز هست؛
۶۲۵.

پیش بینی امنیت روانی بیماران مبتلا به سرطان گوارش بر اساس بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب با نقش میانجی باورهای مثبت فرا هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف پژوهش حاضر تعیین برازش مدل ساختاری رابطه بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب با امنیت روانی با نقش میانجی باورهای فرا هیجانی در بیماران سرطان گوارش بود. مطالعه از نوع همبستگی و روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلابه سرطان گوارش مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر (عج) و مرکز مهرانه زنجان در سال 1402 بودند. از این جامعه تعداد 100 نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش پرسشنامه بنیان های اخلاقی هایت و گراهام (2007)، مقیاس رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996)، مقیاس امنیت روانی مازلو فرم کوتاه (1952) و پرسشنامه فراشناخت و فرا هیجان مثبت بئر (2011) بود. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و PLS نسخه ۳/۳ تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم باورهای فرا هیجانی بر امنیت روانی در بیماران سرطان گوارش، معنادار است (0/57=P<0/05 ,β). اثر مستقیم رشد پس از آسیب بر باورهای فرا هیجانی در بیماران سرطان گوارش، معنادار است (β=0/42, p<0/05). باورهای فراهیجانی مثبت در رابطه بین رشد پس از آسیب و امنیت روانی در بیماران سرطان گوارش نقش میانجی دارند (β=0/24, p<0/05). همچنین مدل نقش میانجی باورهای فرا هیجانی مثبت در رابطه بین بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب در بیماران مبتلابه سرطان گوارش از برازش مطلوبی برخوردار است (SRMR=0/08, NFI=0/91). باتوجه به یافته ها می توان مداخلاتی را باهدف بهبود باورهای فراهیجانی مثبت، رشد پس از آسیب و بنیان های اخلاقی برای افزایش امنیت روانی در بیماران مبتلا به سرطان طراحی واجرا نمود.
۶۲۶.

اثربخشی نظریه یادگیری سازنده گرایی بر تفکر علمی، خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی دانشجویان عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
زمینه: با توجه به اینکه دنیای امروز با مائل دشوار و آسان فراوانی مواجه است، باید با استفاده از فرایندهای شناختی و فکری بارآور به دنبال راهکارهای جدید بود تا بتوان م ائل را به صورت علمی، خلاق و کارآمد حل کرد. به نظر می رسد پرداختن به این موضوع مهم باید از مدارس و دانشگاه ها آغاز شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر اثربخشی نظریه یادگیری سازنده گرایی بر تفکر علمی، خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی بود. روش: پ ژوهش حاض ر ی ک ط رح شبه آزم ایشی میدانی با پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان رشته طراحی دانشگاه بغداد در سال تحصیلی 2022-2023 تشکیل می دادند. نمونه پژوهش 60 نفر از دانشجویان رشته طراحی بود که از بین 229 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). قبل از آموزش برنامه مبتنی بر نظریه سازنده گرایی از هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه های خودکارآمدی تحصیلی (موریس، 2001) تفکرعلمی از لیانگ و همکاران (2006)، خودپنداره تحصیلی (چن و تامپسون، 2004) پیش آزمون به عمل آمد. سپس به گروه آزمایش در 10 جلسه نظریه یادگیری سازنده گرایی آموزش داده شد و به گروه گواه هیچ آموزشی ارائه نشد. پس از اتمام دوره آموزشی دوباره از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS.27 و به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش نظریه یادگیری سازنده گرایی باعث افزایش معنی دار تفکر علمی خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی دانشجویان شده است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان گفت، اجرای آموزش مبتنی بر نظریه سازنده گرایی باعث می شود دانشجویان با استفاده از فرضیه سازی، آزمایشگری و ارزیابی و توانایی حل مسائل و موضوعات درسی خودپنداره و خودکارآمدی تحصیلی بالاتری داشته باشند و به صورت علمی تفکر خلاق، منطقی و شهودی را پرورش دهند.
۶۲۷.

توانبخشی تصویرسازی ذهنی حرکتی- فضایی و تصویر بدن در افراد با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۸۳
زمینه: آسیب بینایی فرد را با مسائل و مشکلات زیادی روبرو می کند که زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین عوامل روانشناختی و محیطی می تواند منجر به ایجاد تصویر بدن منفی در افراد با آسیب بینایی شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر، مروری بر تحقیقات صورت گرفته در زمینه مداخلات مبتنی بر تصویرسازی ذهنی حرکتی-فضایی و تصویر بدن در افراد با آسیب بینایی است. روش: روش بررسی داده ها در مطالعه فعلی به صورت مروری نظام مند بود. روش شناسی آن مبتنی بر جمع آوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی- پژوهشی مرتبط با مداخلات تصویرسازی ذهنی حرکتی- فضایی و تصویر بدن در افراد با آسیب بینایی که بین سال های 2010 تا 2023 میلادی برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، گوگل اسکالر، پابمد، ابسکو، اریک، ساینس دایرکت و همچنین پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، ایران داک، مگیران، نورمگز با کلیدواژه های مداخلات تصویرسازی ذهنی، توانبخشی حرکتی، ادراک فضایی، تصویر بدن کودکان باآسیب بینایی و کودکان با آسیب بینایی انجام شده است. در جستجوی اولیه 68 مقاله انتخاب گردید و در ادامه 16 مقاله که عنوان آن ها تصویرسازی ذهنی، توان بخشی حرکتی و فضایی و تصویر بدن در افراد با آسیب بینایی بود، انتخاب شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که این مداخله برای بهبود تصویر بدن در افراد با آسیب بینایی مناسب است. همچنین تصویرسازی ذهنی می تواند باعث بهبود عوامل تأثیرگذار بر تصویر بدن از جمله رسانه ها و شبکه های اجتماعی، تفاوت های جنسیتی، توصیفات کلامی، فعالیت بدنی و قلدری شود. نتیجه گیری: با بررسی پژوهش ها انجام شده می توان نتیجه گرفت که مداخلات تصویرسازی ذهنی حرکتی-فضایی یکی از درمان های مرتبط برای افراد با آسیب بینایی است و می تواند تصویربدن را در این افراد بهبود بخشد.
۶۲۸.

رابطۀ اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن با نقش میانجی گر شفقت به خود و اجتناب تجربه ای در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه: با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی و مقایسه های اجتماعی، نگرانی از تصویر بدن به دغدغه ای رایج در میان دانشجویان تبدیل شده است. عوامل روانشناختی مانند شفقت به خود و اجتناب تجربه ای می توانند در شدت و پیامدهای این نگرانی مؤثر باشند. اگرچه پژوهش ها به طور جداگانه به این متغیرها پرداخته اند، بررسی همزمان آن ها می تواند دیدگاه جامع تری از فرآیندهای روانشناختی مرتبط ارائه دهد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن با نقش میانجی شفقت به خود و اجتناب تجربه ای در دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از بین آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، تعداد 353 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون، 2003)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل (خواجه احمدی و همکاران، 1395)، شفقت به خود (نف، 2003) و اجتناب تجربه ای (گامز و همکاران، 2011) بود. از روش مدل یابی معادلات ساختاری جهت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای Spss-27 و Amos-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی (36/0 =β) و اجتناب تجربه ای (29/0 =β) به طور مثبت و شفقت به خود (32/0- =β) به طور منفی بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اعتیاد به شبکه های اجتماعی به طور منفی بر شفقت به خود (25/0- =β) و به طور مثبت بر اجتناب تجربه ای (54/0- =β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نقص در شفقت به خود و اجتناب تجربه ای نقش کلیدی در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن دارند، لذا توجه به این متغیرها هم در حیطه پیش گیری و هم در حیطه درمان حائز اهمیت است.
۶۲۹.

The Effectiveness of Imago Therapy on Love Styles and Communication Problems in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۱
Objective: The purpose of this research was the effectiveness of Imago Therapy on love styles and communication problems of married women. Methods: The research design was quasi-experimental with pre-test post-test control group. The statistical population of this study consisted of all women attending counseling centers in Alborz province in 2022. Since the research method was semi-experimental, 76 married women volunteered to participate in the study through availability sampling. After completing the Love Scale questionnaires (Hatfield & Sprecher, 1986) and the Queendom Communication Skills Questionnaire (CSTR), those who obtained the lowest averages on these two questionnaires were selected using simple random sampling (30 individuals, 15 in the experimental group and 15 in the control group). The data analysis in this research was conducted in the inferential statistics section, taking into account the nature of the study and the distance of the scale of the dependent variables. The parametric analysis of covariance test was used in the SPSS-22 software environment. Results: Findings showed that the value of F resulting from the analysis of covariance of multiple variables (Wilks Lambda=0.347.0, 2=653, P=0.001, F (25 and 2) =23.56) is significant. This indicates that the implementation of Imago Therapy has had a significant effect on communication skills and passionate love. Conclusions: Based on this, the hypothetical test concluded that Imago Therapy affects the styles of love and communication issues of married women.
۶۳۰.

تبیین مدل سازگاری زناشویی بر اساس درستکاری اخلاقی و معنویت با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی و نقش تعدیل گر عمر زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل سازگاری زناشویی بر اساس درستکاری اخلاقی و معنویت، با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی و نقش تعدیل گر عمر زندگی زناشویی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل تمام زوجین ساکن تهران در سال 1403 بود. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای انجام شد و شامل 453 مرد و 453 زن بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر (1986)، التزام به اخلاق جعفری روشن (1395)، معنویت شریفی و همکاران (1392)، و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندورال (2010) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-21 و AMOS-7 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مدل مفهومی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار بود (RMSEA=0.074، GFI=0.952). بین درستکاری اخلاقی و معنویت با سازگاری زناشویی رابطه مثبت معناداری وجود داشت. همچنین، درستکاری اخلاقی و معنویت از طریق انعطاف پذیری شناختی بر سازگاری زناشویی اثر غیرمستقیم معناداری داشتند. نقش تعدیل گر عمر زناشویی نیز در روابط بین متغیرها تأیید شد. نتیجه گیری: درستکاری اخلاقی و معنویت از طریق افزایش انعطاف پذیری شناختی، می توانند به بهبود سازگاری زناشویی کمک کنند و این روابط با توجه به طول عمر زناشویی دستخوش تغییر می شوند. تقویت این ابعاد در برنامه های مشاوره ای می تواند در ارتقاء رضایت زناشویی مؤثر باشد.
۶۳۱.

تدوین مدل شکست تحصیلی بر اساس اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی با میانجی گری ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۲۲۵
هدف: هدف اصلی این پژوهش تدوین مدل شکست تحصیلی براساس اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی با میانجی گری ذهن آگاهی است. روش شناسی: روش پژوهش معادلات ساختاری متشکل از چهار متغیر: اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی به عنوان متغیرهای مستقل، متغیر ذهن آگاهی به عنوان متغیر میانجی و متغیر شکست تحصیلی به عنوان متغیر وابسته مورد ارزیابی قرار گرفت. در این تحقیق از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۴)، فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997)، ذهن آگاهی بائر و همکاران (۲۰۰۶) استفاده شد. شرکت کنندگان ها به تعداد 510 نفر از دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل که شکست تحصیلی را تجربه کرده اند و یا در انتظار شکست تحصیلی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: نتیج نشان داد که در بررسی اثرات مستقیم اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی اثر مستقیم، منفی و معناداری بر ذهن آگاهی دارد (001/0=p). اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی بر شکست تحصیلی تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارد(001/0=p). ذهن آگاهی بر شکست تحصیلی تأثیر مستقیم، منفی و معناداری دارد(001/0=p). هم چنین در بررسی اثرات غیر مستقیم: اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی بر شکست تحصیلی با میانجی گری ذهن آگاهی اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار دارد(001/0=p). نتیجه گیری: در نهایت مدل شکست تحصیلی براساس اهمال کاری تحصیلی و فرسودگی تحصیلی با میانجی گری ذهن آگاهی از برازش مناسبی برخوردار بود.
۶۳۲.

Humor in Families and Stress Reduction: The Mediating Role of Positive Affect(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۳۴
Objective: This study aimed to investigate the relationship between humor and stress in families, with positive affect as a mediating variable. Methods and Materials: The study employed a descriptive correlational design with 409 participants selected from families in South Africa, based on the Morgan and Krejcie sample size table. Data were collected through standardized questionnaires measuring humor, stress, and positive affect. Pearson correlation analysis was conducted using SPSS-27 to explore bivariate associations among variables. Structural Equation Modeling (SEM) was performed in AMOS-21 to test the hypothesized mediation model. Model fit was evaluated using multiple indices, including χ², df, χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. Findings: The results revealed significant correlations between the study variables. Humor was positively correlated with positive affect (r = 0.53, p < .001) and negatively correlated with stress (r = −0.41, p = .001). Stress showed a significant negative correlation with positive affect (r = −0.47, p < .001). The structural model demonstrated acceptable fit (χ²(61) = 124.36, χ²/df = 2.04, GFI = 0.93, AGFI = 0.90, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.049). Path analysis confirmed that humor had a direct positive effect on positive affect (β = 0.39, p < .001) and a negative effect on stress (β = −0.34, p = .001). Stress negatively influenced positive affect (β = −0.28, p < .001). Positive affect mediated the relationship between humor and stress, with a significant indirect effect (β = 0.09, p = .002). Conclusion: The findings highlight the protective role of humor in family contexts, showing that it reduces stress both directly and through the mediating role of positive affect. Integrating humor into family-based interventions may enhance resilience and emotional well-being.
۶۳۳.

The Relationship Between Sexist Parenting Style and Cognitive Emotion Regulation Styles in Men With Perpetration of Domestic Violence Against Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
Objective: This study aimed to investigate the relationship between sexist parenting style, cognitive emotion regulation strategies, and the perpetration of domestic violence against women by married men. Methods and Materials: A correlational design was used involving 300 married men selected through convenience sampling from medical centers in Qazvin. Participants completed the Mohseni Tabrizi Domestic Violence Questionnaire and the Garnefski Cognitive Emotion Regulation Questionnaire. Descriptive statistics, Pearson correlations, and structural equation modeling using LISREL 8.80 were conducted to analyze the data. Model fit was assessed using indices including Chi-square, RMSEA, CFI, and TLI. Findings: Results indicated that sexist parenting style was positively associated with domestic violence perpetration (β = .51, p < .001). Maladaptive cognitive emotion regulation strategies were also significantly associated with increased violent behavior (β = -.39, p < .001). Model fit indices demonstrated a good fit (χ²/df = 1.41, RMSEA = .037, CFI = .97, TLI = .96). Additionally, sexist parenting and emotion regulation interacted positively in predicting violence, suggesting that both factors jointly contribute to abusive behavior. Conclusion: The findings underscore the critical role of sexist parenting and maladaptive cognitive emotion regulation strategies in perpetuating domestic violence against women. These results highlight the need for preventive interventions focusing on gender-sensitive parenting practices and training in adaptive cognitive emotion regulation strategies among men to reduce the prevalence of domestic violence.
۶۳۴.

نقش تعدیل کننده سرمایه روانشناختی در رابطه بین استرس مربوط به مدرسه و پیامدهای تحصیلی مشکلات پیشرفت و رفتار در بین دانش آموزان با اختلالات سلامتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
تحقیقات متعددی رابطه بین استرس مربوط به مدرسه و پیامدهای پیشرفت تحصیلی و مشکلات رفتاری را بررسی کرده اند. با این حال، مطالعات بسیار کمی برای ارزیابی نقش تعدیل کننده سرمایه روان شناختی در این رابطه، به ویژه با تمرکز بر دانش آموزان دارای آسیب های سلامت انجام شد. مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط استرس و سرمایه روان شناختی مرتبط با مدرسه با پیشرفت تحصیلی و مشکلات رفتاری در دانش آموزان دارای اختلالات سلامت و همچنین تأثیر تعدیل کننده احتمالی سرمایه روان شناختی در روابط استرس و مشکلات رفتاری با مدرسه انجام شد. این مطالعه شامل 174دانش آموز مبتلا به اختلالات سلامت در شهرساری بود. ابزارهای مورد استفاده برای مطالعه شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس استرس مربوط به مدرسه ادراک شده، پرسشنامه سرمایه روانشناختی، پرسشنامه مشکلات رفتاری و بررسی سوابق تحصیلی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، مدل سازی معادلات ساختاری و مدل سازی معادلات ساختاری چند گروهی استفاده شد. نتایج نشان داد که استرس مربوط به مدرسه با پیشرفت تحصیلی به طور معنادار و منفی و با مشکلات رفتاری ارتباط مثبت دارد. سرمایه روانشناختی با پیشرفت تحصیلی به طور مثبت و معنادار و با مشکلات رفتاری رابطه منفی داشت. سطوح بالاتر سرمایه روان شناختی نقش تعدیل کننده معناداری در روابط بین استرس ناشی از مدرسه و هر دو پیامد پیشرفت تحصیلی و مشکلات رفتاری داشت. این یافته نشان می دهد که سرمایه روانشناختی منبعی مثبت برای مقابله با تأثیرات مخرب استرس مربوط به مدرسه بر پیشرفت تحصیلی و مشکلات رفتاری دانش آموزان دارای اختلالات سلامت است.
۶۳۵.

اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه گواه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه یازدهم ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1403 -1404 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 دانش آموز دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری (CD- RISC) کانر و دیویسون (2003) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (AVQ) دهقانی زاده و حسین چاری (1391) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش مداخله توانمندی منش با رویکرد مثبت نگر را (در هشت جلسه نود دقیقه ای و هرهفته یک جلسه) دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش تفاوت پیش آزمون با مرحله پس آزمون و پیگیری برای هر پنج مولفه تاب آوری و سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0=P) و به غیر از شایستگی فردی و اعتماد به غرایز بین پس آزمون و پیگیری متغیرها در گروه های آزمایش تفاوت وجود ندارد (05/0<P) . نتایج نشان داد که آموزش توانمندی منش با رویگرد مثبت نگر، احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود تاب آوری و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان است.
۶۳۶.

نقش واسطه ای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود که از این جامعه نمونه ای به حجم 365 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های کمال گرایی مثبت Terry Short et al (1995)، حساسیت اخلاقی Narvaez (2001) و بی صداقتی تحصیلی McCabe & Treviño (1996) میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با داده ها برخوردار است. در خصوص اثرات مستقیم یافته ها نشان دادند کمال گرایی مثبت بر حساسیت اخلاقی اثر مثبت و معنادار و بر بی صداقتی تحصیلی اثر منفی و معنی دار دارد. همچنین حساسیت اخلاقی بر بی صداقتی تحصیلی اثر معنادار نداشت. دیگر یافته ها نشان داد حساسیت اخلاقی در رابطه میان کمال گرایی مثبت و بی صداقتی تحصیلی نقش واسطه ای ندارد؛ لذا پیشنهاد می شود برای افزایش حساسیت اخلاقی و در نتیجه کاهش بی صداقتی تحصیلیِ دانشجویان، پرورش کمال گرایی مثبت آن ها مورد توجه قرار گیرد.
۶۳۷.

رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدنی با نقش میانجی شرم از تصویر بدن و شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۹۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و نگرانی از  تصویر بدنی با نقش میانجی شرم از تصویر بدن و شفقت به خود بود. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 320 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد شبکه های اجتماعی (SNAS) گریفیث (2005)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005)، مقیاس شفقت خود (SCS) نف (2003) و پرسش نامه شرم از تصویر بدن (BISS) دوارت و همکاران(2014) بود. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نرم افزار تحلیل داده ها AMOS نسخه 28 بود. یافته های پژوهش نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی (0/33=β و 0/05=p) بر نگرانی از تصویر بدنی اثر مستقیم و معنادار دارد. در نهایت شرم از تصویر بدنی درونی(0/32=β و 0/006=p)، شرم از تصویر بدن برونی(0/72=β و 0/05>p) و شفقت به خود (0/31- =β و 0/05>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بر نگرانی از تصویر بدنی بودند و توانستند در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی با نگرانی از تصویر بدنی نقش میانجی معنادار ایفا کنند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/032=RMSEA و 0/05>p) و 97 درصد نگرانی از تصویر بدنی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار شرم از تصویر بدن و شفقت به خود، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همانند آموزش مدیریت استفاده از فضای مجازی، آموزش مبتنی بر شففت خود با هدف کاهش شرم از تصویر بدنی از بروز نگرانی از تصویر بدنی در دانشجویان پیشگیری کرد.
۶۳۸.

اثربخشی آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش زدایی بر بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: یائسگی یک مرحله طبیعی از زندگی زنان است و زمانی در زندگی آنان رخ می­دهد که زنان، قدرت باروری خود را از دست­ می­دهند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش روانی - اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی در زنان یائسه اجرا شد. روش: روش تحقیق با استفاده از طرح دو گروهی همسان با پیش آزمون و پس آزمون صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنانی که دارای علائم پیش از یائسگی در کرج در سال 1401-1402 بودند. نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از زنان تحت علائم پیش از یائسگی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان شناختی و انزوای اجتماعی بودند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش روانی- اجتماعی همراه با فنون تنش‌زدایی بر بهبود بهزیستی روانشناختی و انزوای اجتماعی مؤثر است (05/0p<). نتیجه‌گیری: این آموزش به دلیل احساس آرامیدگی در فرد می‌تواند بهبود در بهزیستی و انزوای اجتماعی زنان یائسه ایجاد کند و آنها را قادر سازد تا با استرس و اضطراب یائسگی مقابله کنند. لذا پیشنهاد می­شود که در تحقیقات آتی، افراد سنین مختلف نیز مورد مطالعه قرار گیرند.
۶۳۹.

اثربخشی مداخله حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای وسواس فکری و عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای علائم غیربالینی اختلال وسواس فکری_عملی بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ اجرا شد. جامعه آماری شامل ۲۳۷ دانش آموز مراجعه کننده به مرکز مشاوره روشن در خرم آباد بود که از میان آنها، ۲۴ نفر واجد شرایط به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه وسواسی_جبری مادزلی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ای آموزش حل مسئله گروهی شرکت کرد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله به طور معناداری خودکارآمدی (در ابعاد میل به آغازگری و ادامه تلاش) و انگیزه پیشرفت را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش داد و این اثرات در پیگیری دو ماهه پایدار ماند. این یافته ها بر اثربخشی مداخلات شناختی_رفتاری در بهبود مؤلفه های روان شناختی و حمایت از سلامت روان دانش آموزان در نظام آموزشی تأکید دارد.
۶۴۰.

اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی در بین نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و مقایسه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان پسر 14 ساله شاغل به تحصیل در مدارس زیرمجموعه اداره آموزش و پرورش منطقه کامفیروز در استان فارس بود که تعداد 30 نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. سپس آزمودنی ها در محدوده زمانی آبان تا آذر سال 1402 طی 8 جلسه 90 دقیقه ای در کلاس درس فرهنگ و هنر، مورد آموزش گروهی هنر داستان نویسی توسط معلم مجرب در این زمینه قرار گرفتند. آزمودنی های این پژوهش در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری پس از 45 روز از اتمام پژوهش با استفاده از مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) و معنای زندگی استگر (2006) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش هنر داستان نویسی باعث افزایش عزت نفس و تأثیر مثبت بر میزان معنای زندگی اعم از وجود معنا و جست وجوی معنا در بین نوجوانان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان