مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی احساس شکست افراد در دارای اختلال شخصیت مرزی بر اساس الگوی به تعویق انداختن، عدم برنامه ریزی و حساسیت به طرد انجام شد. روش پژوهش توصیفی– همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه ی افرادی بود که از طریق فراخوان شرکت در پژوهش، در پاییز و زمستان ۱۴۰۲ به تعداد ۳۵۷ نفر به مرکز روان شناسی پذیرش و تعهد در شهر تهران مراجعه کرده بودند. از جامعه مذکور، به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد ۸۲ نفر با تشخیص اختلال شخصیت مرزی (حدود ۲۳ درصد از داوطلبین) طی مصاحبه بالینی بر اساس DSM 5-TR غربالگری شدند. ابزارهای سنجش پژوهش شامل مقیاس احساس شکست (DS)، پرسشنامه اجتناب تجربه ای (MEAQ)، پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ) و مقیاس تکانشگری بارت (BIS-11) بود. داده ها با تحلیل رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها نشان داد، الگوی به تعویق انداختن و حساسیت به طرد، پیش بینی کننده های احساس شکست مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است. با این حال، عدم برنامه ریزی نتوانست احساس شکست افراد دارای اختلال شخصیت مرزی را پیش بینی کند. از این یافته ها می توان استنباط کرد، افراد دارای اختلال شخصیت مرزی در زمان مناسب انجام یک کار، آن را انجام نمی دهند و این موضوع به خودی خود می تواند احساس شکست خورده بودن را در آنها ایجاد کند و این امر ارتباطی با عدم برنامه ریزی کردن آنها ندارد. همچنین حساسیت به طرد واکنش های نامناسب را در تعاملات روزمره آنها ایجاد می کند که روابط بین فردی آنها را تحت الشعاع قرار داده و احساس شکست برای فرد تجربه می شود.
اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود در دانش آموختگان روان شناسی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود دانش آموختگان روان شناسی بررسی شد. طرح پژوهش آمیخته توضیحی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموختگان کارشناسی ارشد روان شناسی در شهر مشهد تشکیل می دادند. در ابتدا در یک مطالعه نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۴ جلسه ۸ ساعته آموزش درمان هیجان مدار پیشرفته را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود و داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. در ادامه به منظور آگاهی از تجربه زیسته افراد شرکت کننده، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نتایج از طریق تحلیل محتوا کدگذاری شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود شرکت کنندگان گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد (0.01>P). تحلیل مصاحبه ها نیز نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش، دریافت مداخله را بر کاهش ترس از ورود به فرایند درمانگری و افزایش آگاهی و اعتماد به نفس موثر می دانستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان از کارگاه آموزشی درمان هیجان مدار به منظور افزایش شفقت به خود به عنوان یک مهارت شخصی جهت آماده سازی درمانگران بهره برد.
تحلیل کتب درسی و محتوای شبکه آموزشی دانش آموزی (شاد) مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر انطباق با مولفه های کار گروهی ماکسول
حوزههای تخصصی:
در شناسایی علل ضعف در مهارت کار گروهی، یکی از فرضیه های محققین کم توجهی به آموزش این مقوله در دوره کودکی است. به همین جهت هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتب درسی و محتوای شبکه آموزشی دانش آموزی (شاد) در درس مطالعات اجتماعی ابتدایی از منظر انطباق با مولفه های کار گروهی ماکسول بود. این پژوهش کاربردی بود و با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی در کشور ایران در سال تحصیلی 1403-1402 و محتوای رسمی شبکه آموزش دانش آموزی (شاد) با روش سرشماری انتخاب و با آمار توصیفی و آنتروپی شانون تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد در کتب درسی مطالعات اجتماعی و در محتوای رسمی شبکه شاد، از منظر میزان اشاره و ترویج مولفه های کار گروهی ماکسول، رتبه اول به مولفه «تشریک مساعی» تعلق می گیرد و به مولفه «سازگاری» و «بها دادن» اصلاً اشاره ای نشده است. نتایج نشان از همبستگی میان رتبه مولفه های کتب درسی و شبکه شاد داشت. همچنین فراوانی کم مولفه های مطرح شده، نشان دهنده توجه کم برای آموزش این مهارت در بستر کتب درسی مطالعات اجتماعی و محتوای شبکه شاد درس مطالعات اجتماعی است.
اثربخشی آموزش هوش های چندگانه گاردنر بر توانایی شناختی و شایستگی تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش های چندگانه گاردنر بر توانایی شناختی و شایستگی تحصیلی دانش آموزان بود. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. تعداد 40 نفر از دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر یزد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با پرسش نامه توانایی های شناختی (CAQ) و مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی (ACES) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه یک ساعته آموزش هوش های چندگانه گاردنر را دریافت کردند؛ ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج تحلیل کواریانس نشان دادکه آموزش هوش های چندگانه گاردنر بر توانایی های شناختی (حافظه، توجه انتخابی، شناخت اجتماعی، تصمیم گیری) و نیز بر شایستگی های تحصیلی (ریاضی، تفکر انتقادی، مهارت های مطالعه) تأثیر معناداری دارد (0.05>P). بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که آموزش هوش های چندگانه گاردنر منجر به ارتقای توانایی های شناختی و شایستگی های تحصیلی دانش آموزان دختر پایه پنجم دوره ابتدایی می شود و می تواند تبدیل به جزئی از برنامه آموزشی مدارس شود.
پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان مدارس دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها 380 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل سیاهه پیوند والدینی (PBI)، سیاهه سازگاری بل (BAI)، پرسشنامه خودآگاهی (SAQ) و مقیاس استفاده آسیب زا از اینترنت (GPIUS2) بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی در کل 44.1 درصد از واریانس نمرات رفتارهای پرخطر آنلاین را تبیین می کند. مراقبت والدین، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی به صورت منفی و حمایت افراطی به صورت مثبت قادر به پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان بودند (0.05>P). بر اساس یافته های این پژوهش و از آنجا که تغییرات سریع فناوری می تواند رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان را افزایش دهد، مشاوران و روان شناسان می توانند نتایج پژوهش حاضر را مدنظر قرار دهند.
اثربخشی آموزش گروهی شناختی-رفتاری بر مدیریت عواطف و خودارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد دارای اضطراب اجتماعی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی شناختی-رفتاری بر مدیریت عواطف و خودارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد دارای اضطراب اجتماعی انجام شد. در یک طرح نیمه تجربی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل تعداد 40 نفر از دانش آموزان دختر تک والد دبیرستان های دخترانه متوسطه اول شهر بهشهر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با مقیاس کنترل عواطف (ACS)و مقیاس وابستگی های ارزش خود (CSWS) انجام شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش گروهی شناختی- رفتاری قرار گرفتند و شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس نشان داد که در مدیریت عواطف و خود ارزشمندی در شرکت کنندگان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (0.001>P). این پژوهش نشان داد که می توان از آموزش گروهی شناختی رفتاری در افزایش مدیریت عواطف و خود ارزشمندی دانش آموزان دختر تک والد استفاده کرده و از بروز مشکلات رفتاری و آسیب های اجتماعی در این دختران پیشگیری کرد.
مقایسه سخت رویی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرسختی روان شناختی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. تعداد 50 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز (25 دختر و 25 پسر) در سال تحصیلی 1403-1402 به روش خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سرسختی کوباسا (HQ)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) و مقیاس امید اسنایدر (SHS) انجام شد. تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که دانشجویان پسر در سرسختی روان شناختی و رضایت از زندگی نمرات بالاتری نسبت به دانشجویان دختر کسب کردند، در حالی که امیدواری در دانشجویان دختر بیشتر از پسران بود (0.05>P). این یافته ها بر تأثیر تفاوت های جنسیتی بر ویژگی های روان شناختی تأکید می کند و اهمیت بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی در تبیین این تفاوت ها را مورد تأکید قرار می دهد. پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی با استفاده از نمونه های بزرگ تر و متنوع تر انجام شود تا درک بهتری از این متغیرها و تأثیرات طولی آن ها حاصل گردد.