مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت
مجله روانشناسی و روانپزشکی شناخت سال دوزادهم 1404 شماره 4 (پیاپی 61)
مقالات
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراقبت از یک کودک معلول می تواند با پیامدهای روانی و اجتماعی متعددی برای والدین همراه باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رشد پس از سانحه در مادران با کودک مبتلا به معلولیت جسمی- ذهنی انجام شد. روش: تحقیق حاضر یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مرکز آموزشی کودکان با نیازهای ویژه امام جواد شهر ساری در سال 1402-1401 بود که از بین آنها، 45 کودک انتخاب شدند و مادران آنها به طور تصادفی در گروه مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و یا گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه رشد پس از سانحه را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (61/21=F)، اثر گروه (48/13=F) و اثر تعامل گروه زمان (82/7=F) در مورد رشد پس از سانحه در سطح 001/0 معنادار است. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد، تفاوت نمرات رشد پس از سانحه در پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون از نظر آماری معنادار هستند (001/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، رشد پس از سانحه در مادران با کودک مبتلا به معلولیت جسمی- ذهنی از طریق مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد قابل اصلاح است. پیشنهاد می شود در مداخلات مربوط به کودکان دچار معلولیت از این رویکردهای فرزندپروری استفاده شود.
مدل یابی علی علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد: نقش میانجی کنترل بازداری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال شخصیت مرزی با ناپایداری هیجانی، تکانشگری و مشکلات بین فردی همراه است. حساسیت به طرد و ضعف کنترل بازداری از عوامل اصلی تداوم این علائم اند و بررسی آن ها به درک مکانیزم های زمینه ساز و طراحی مداخلات مؤثر کمک می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی علائم شخصیت مرزی بر اساس حساسیت به طرد و با نقش میانجی کنترل بازداری انجام گرفت. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ بود. نمونه ای به حجم ۱۵۳ نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. (طبق قاعده کلاین، نمونه ۱۵۳ نفری کفایت لازم برای انجام مدل یابی معادلات ساختاری را داراست). ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شخصیت مرزی (STB)، مقیاس حساسیت به طرد و آزمون برو/نرو بودند. داده ها با رگرسیون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS 28 و SmartPLS 3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل کلی از برازش مطلوبی برخوردار است. حساسیت به طرد اثر مثبت و معناداری بر علائم مرزی داشت (β = 0.36)، در حالی که کنترل بازداری اثر منفی و معناداری بر این علائم نشان داد (β = −0.33). همچنین نقش میانجی گری کنترل بازداری در رابطه حساسیت به طرد و علائم مرزی تأیید شد (β = 0.12). نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد حساسیت به طرد در بروز و تداوم علائم شخصیت مرزی نقش دارد و کنترل بازداری به عنوان میانجی این ارتباط عمل می کند. بنابراین، کاهش حساسیت به طرد و تقویت بازداری شناختی می تواند از مؤلفه های اساسی در طراحی مداخلات درمانی برای بهبود علائم این اختلال باشد.
پیش بینی اهمال کاری زمان خواب بر اساس روان رنجورخویی در دانشجویان: نقش تعدیل کنندگی خود کنترلی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خواب نقش اساسی در ترمیم ارگانیسم و همچنین حفظ هموستاز و عملکرد کلی فرد دارد. بنابراین توجه به نوعی اختلال خواب مرتبط با ناهنجاری در زمان خواب که به اهمال کاری زمان خواب معروف است، بسیار مهم است. هدف: مطالعه با هدف بررسی نقش تعدیل کنندگی خودکنترلی در رابطه بین روان رنجورخویی و اهمال کاری زمان خواب انجام شد. روش : پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی در سال تحصیلی 1401- 1402 در شهر تهران بود که 343 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس اهمال کاری زمان خواب(BPS)، مقیاس خودکنترلی(SCS) و پرسشنامه شخصیت نئو(FFI-NEO) بود. در نهایت داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون در نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که اهمال کاری زمان خواب با روان رنجورخویی همبستگی مثبت دارد (12/0=r، 05/0>P) و با خودکنترلی همبستگی منفی دارد (37/0-=r، 01/0>P). همچنین خودکنترلی رابطه بین روان رنجورخویی و اهمال کاری زمان خواب را به طور معنی داری تعدیل می کند و 13 درصد از واریانس را توضیح می دهد. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون تأیید می کند که خودکنترلی (029/0-=β، 0001/0=P) به طور قابل توجهی واریانس اهمال کاری زمان خواب را توضیح می دهد. نتیجه گیری: به موقع به رختخواب رفتن، نیاز به خودکنترلی دارد چرا که یکی از پیامدهای خودکنترلی کسب عادات خوب است و بدین ترتیب می تواند از رفتارهای نامطلوب جلوگیری کند پس می توان از طریق بهبود خودکنترلی و انطباق رفتاری به بهبود سبک زندگی افراد کمک شایانی ارائه کرد.
اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.
مدل یابی اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به بازهای رایانه ای به عنوان استفاده بیش از حد از آن ها تعریف شده است که به مشکلات اجتماعی و عاطفی منجر می شود و کاربر با وجود این مشکلات، قادر به کنترل این استفاده نیست. هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل بود. روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی برمبنای معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404 - 1403 بود که 250 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اعتیاد به بازی های رایانه ای زندی پیام و همکاران (1394)، فقدان لذت جویی اسنیت و همکاران (۱۹۹۹)، تحمل پریشانی سیمون و گاهر (۲۰۰۵)، سبک والدگری دیانا بامریند(1972) و پرسشنامه نگرش تحصیلی اکبری (۱۳۸۳) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه26و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم ویژگی روانشناختی (55/0β= ، 004/0= P) و سبک های والدگری به نگرش به تحصیل (43/0β= ، 008/0= P)، ویژگی روانشناختی (31/0β= ، P < 0.001)، سبک های والدگری(46/0β= ، P < 0.001) و نگرش به تحصیل به اعتیاد به بازی های رایانه ای (27/0β= ، P < 0.001)، معنی دار بود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نگرش به تحصیل در این مدل نقش میانجی گری دارد(P < 0.005). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی و سبک های والدگری از طریق میانجی گری نگرش به تحصیل بر اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر می گذارند؛ بنابراین برگزاری کارگاه هایی با هدف کاهش و پیشگیری از اعتیاد به بازی های رایانه ای توصیه می شود.
مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد- فرزند و سبک های دلبستگی: نقش میانجی احساس تنهایی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بی موبایل هراسی به ترس شدید یا اضطراب ناشی از دوری از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن اشاره دارد که می تواند بر سلامت روان و رفتار فرد تأثیر بگذارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد – فرزند و سبک های دلبستگی با میانجی گری احساس تنهایی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل دادند. از میان آن ها، تعداد ۲۹۹ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسش نامه های بی موبایل هراسی یلدریم و کوریا (۲۰۱۵)، کیفیت رابطه والد- فرزندی فاین و همکاران (۱۹۸۳)، سبک های دلبستگی کولینز و رید (۱۹۹۰) و احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) پاسخ دادند. تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در برنامه اسمارت پی ال اس نسخه ۳ انجام گرفت یافته ها: نتایج نشان دادند که کیفیت رابطه والد-فرزند با میانجی گری احساس تنهایی، اثری غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان داشت (β=0/481، p<0/01). همچنین، سبک های دلبستگی نیز از طریق احساس تنهایی، به طور غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشت (β=0/481، p<0/01). کیفیت رابطه والد-فرزند (β=0/163، p<0/01) و سبک های دلبستگی (β=0/328، p<0/01) نیز به طور مستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، برگزاری کلاس های آموزشی برای والدین و دانش آموزان با هدف ارتقاء کیفیت رابطه والد–فرزند، آموزش سبک های دلبستگی و کاهش احساس تنهایی و در نتیجه کاهش بی موبایل هراسی در دانش آموزان پیشنهاد شد.
پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال اضطراب فراگیر، به دلیل شیوع بالا و تأثیرات منفی آن بر سلامت عمومی و روانی، اهمیت زیادی دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس انسجام روانی بر اساس تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۹۵ نفر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره آرامش و شمیم در ارومیه طی سه ماهه چهارم سال ۱۴۰۱ بود. نمونه شامل ۷۶ نفر بود که به روش در دسترس و با استفاده از جدول کرجسی–مورگان انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه حس انسجام آنتونوسکی، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج، تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر، و دلسوزی به خود نف. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ و به کمک آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که احساس انسجام روانی با تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود رابطه مثبت معنادار، و با تنظیم هیجان منفی رابطه منفی دارد (05/0>p). همچنین، تنظیم هیجان مثبت، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود توان پیش بینی معنادار احساس انسجام روانی را در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دارند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت نقش پیش بینی کنندگی تنظیم هیجان، تمایزیافتگی خود و دلسوزی به خود در ارتقاء احساس انسجام روانی تأکید دارد. بر این اساس، توصیه می شود این مؤلفه ها در طراحی مداخلات روان شناختی برای بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مدنظر قرار گیرند.
مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دوره بارداری زنان مشکلات جسمی و روان شناختی گوناگونی را تجربه می کنند. یکی از این مسائل مهم و قابل توجه مشکلات خواب است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و معادلات ساختاری بوده است و جامعه آماری آن شامل تمامی زنان باردار سال 1402 شهر تهران می باشد. با استفاده از فرمول کوهن تعداد 288 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. در بین آن ها چهار پرسش نامه مشکلات خواب، ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری توزیع شد. داده های به دست آمده با نرم افزارهای SPSS-27 و LISREL-8/8 و آزمون های همبستگی «پیرسون» و معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار است. همچنین، قوی ترین رابطه با مشکلات خواب را به ترتیب ناگویی هیجانی (35/0=r)، ترومای دوران کودکی (25/0=r) و تاب آوری (21/0-=r) داشتند (01/0<p) که افزایش میزان تاب آوری نشان دهنده کاهش مشکلات خواب می باشد. ناگویی هیجانی (14/0-=r) و ترومای دوران کودکی (20/0-=r) نیز دارای رابطه معکوس معنا داری با متغیر میانجی تاب آوری هستند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که متغییر های ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری پیش بینی کننده مشکلات خواب هستند. بنابراین با شناخت برخی عوامل موثر بر مشکلات خواب می توان به بهبود کیفیت خواب زنان باردار کمک شایانی نمود.
اثر بخشی پروتکل درمان مبتنی برتحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) بر کاهش شدت درد ، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با وجود پیشرفت در مدیریت بیماری های روماتیسمی، بسیاری از بیماران علاوه بر درد، اضطراب و افسردگی همراه با آرتریت روماتوئید را تجربه می کنند. هدف: در این پژوهش فرض بر این بود که تحریک قشری توسط (tDCS) شدت درد در بیماران آرتریت روماتویید را کاهش داده و به دنبال آن اضطراب و افسردگی بهبود می یابد. روش: پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود که 6 ماهه اول 1403 در بخش روماتولوژی بیمارستان خانواده و شریعتی تهران انجام شد. 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از tDCS آنودال جهت تحریک M1 یا( C3-C4) و کاتودال قشر سوپرااوربیتال SO یا (FP1-FP2) استفاده شد. شرکت کنندگان پیش_ پس از مداخله توسط شاخص درد مزمن مک گیل، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد tDCS بر شدت درد ، اضطراب و افسردگی موثر بوده است (۰۰۱/۰>p، ۸۳.۳=F) .مقدار این تاثیر (eta2) در متغیرهای شدت درد، اضطراب و افسردگی به ترتیب ۳۴/۰، ۶۶/۰ و ۷۱/۰ می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته ها، پروتکل درمانی طراحی شده برای درمان آرتریت روماتوئید، به طورمعناداری شدت درد را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش داد همچنین اضطراب و افسردگی آنها را بهبود بخشید. این درمان به عنوان درمان مکمل می تواند با سایر استراتژی های توانبخشی ترکیب شود.
نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صفات چهارگانه تاریک شخصیت ویژگی های شخصیتی آزاردهنده اجتماعی هستند که مورد توجه روانشناسان و متخصصان سلامت قرار گرفته است و از متغیرهای احتمالاً مرتبط با آن می توان پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص را نام برد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین نقش پرخاشگری غیرمستقیم و تسلط- تشخص در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 17020 دانشجو بودند. بدین منظور 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس کوتاه چهارگانه تاریک شخصیت (پولهاس و همکاران، 2021)، مقیاس پرخاشگری غیرمستقیم (فارست و همکاران، 2005) و مقیاس تسلط- تشخص (چنگ و همکاران، 2010) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص با صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم رابطه مثبت و معنادار داشتند (01/0P<). همچنین، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص به طورمعناداری توانستند 7/10، 0/14، 8/7 و 6/17 درصد از تغییرهای صفات تاریک ماکیاولیسم، خودشیفتگی، جامعه ستیزی و سادیسم را پیش بینی کنند (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص نقش موثری در پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت داشتند. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی با هدف کاهش پرخاشگری غیرمستقیم، تسلط و تشخص جهت کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت تدوین و اجرا شود
اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
تأثیر مداخلات آموزشی بر یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی: مطالعه مروری نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش آموزانی که به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند، در یادگیری مفاهیم چهار عمل اصلی ریاضی (جمع، تفریق، ضرب و تقسیم) و همچنین در طبقه بندی مسائل دچار مشکل می شوند. با این حال، مداخلات آموزشی می تواند به طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد تحصیلی آن ها، به ویژه در یادگیری این مفاهیم ریاضی شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند تاثیر مداخلات آموزشی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مروری نظام مند بود. یافته ها به طور جامع از سال های 1380 تا 1403 در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و از سال های 2000 تا 2024 در پایگاه های اطلاعاتی خارجی با توجه به کلیدواژه های تخصصی مورد بررسی قرار گرفتند. پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل مگ ایران، علم نت و نورمگز بود و پایگاه های اطلاعاتی خارجی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت، اسپرینگر، پاب مد، اسکوپوس، و سیج بود. در پایان براساس فهرست وارسی پریزما 21 مقاله با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و بررسی شد. یافته ها: نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از تاثیر توانبخشی شناختی (7 مطالعه)، بازی های آموزشی (6 مطالعه)، برنامه آموزشی مبتنی بر رویکرد پاسخ به مداخله (3 مطالعه)، برنامه آموزش فراشناخت (3 مطالعه)، آموزش مهارت های حرکتی (3 مطالعه) و برنامه آموزش مستقیم (2 مطالعه) بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی است. نتیجه گیری: مداخلات آموزشی به طور قابل توجهی بر بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی موثر بوده اند و بر این اساس پیشنهاد می شود درمانگران با اختلال یادگیری ریاضی به منظور ارتقای یادگیری مفاهیم ریاضی در این دانش آزموزان از این مداخلات بهره گیرند.