اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.