ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۸۴۱.

نقش سبک های دلبستگی در اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.
۸۴۲.

اثربخشی درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی در سالمندان افسرده با تجربه آزاردیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه: افسردگی در سالمندان یکی از چالش های مهم سلامت روان است. علی رغم پژوهش های گسترده درباره افسردگی در سالمندان، خلأ قابل توجهی در بررسی نقش نگرانی های وجودی، به ویژه در سالمندانی که تجربه آسیب دیدگی دارند، و اثربخشی درمان های مبتنی بر بهبود روابط بین فردی در کاهش این مشکلات وجود دارد. درمان بین فردی به عنوان یک رویکرد روان درمانی مبتنی بر بهبود روابط بین فردی و کاهش نشانه های افسردگی، پتانسیل مؤثری در کاهش این مشکلات دارد. هدف: بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی در سالمندان باتجربه آزاردیدگی انجام شد. روش: روش این پژوهش از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان افسرده باتجربه آزاردیدگی ساکن شهر قزوین در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 20 سالمند افسرده باتجربه آزاردیدگی ساکن شهر قزوین که بر اساس نمره برش 21 در پرسش نامه افسردگی بک و نمره برش 4 و بالاتر در پرسش نامه سالمند والک و سنگ استاک (1987) و مصاحبه بالینی شناسایی شدند و در گروه آزمایش درمان بین فردی و گروه گواه با همتاسازی جنسیت جای دهی شدند (هر گروه 10 نفر). در پژوهش حاضر از پرسش نامه های پرسش نامه افسردگی (بک،1994) و نگرانی های وجودی (بروگن و همکاران،2017) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه درمان بین فردی کلرمن و وایزمن را دریافت کردند. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی تأثیر (001/0 <P) داشته و این تأثیر در دوره پیگیری نیز پایدار بود (001/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت درمان بین فردی را به عنوان یک روش مؤثر در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی سالمندان افسرده مورد تأکید قرار می دهد و پیشنهاد می شود که این روش در برنامه های درمانی برای این گروه سنی گنجانده شود.
۸۴۳.

طراحی یادگیری سیار مبتنی بر رویکرد استیم و تأثیر آن بر یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف از اجرای پژوهش حاضر، طراحی یادگیری سیار مبتنی بر رویکرد استیم و تعیین تأثیر آن بر یادگیری دانش آموزان در درس ریاضی پایه ششم ابتدایی بود. تحقیق کاربردی و کمی و از نوع شبه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 70 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به تصادف 35 نفر در گروه کنترل و 35 نفر دیگر در گروه آزمایش به جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها کمی از آزمون محقق ساخته استفاده گردید. جهت تحلیل داده های کمی و آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها بیانگر آن است که تفاوت بین نمرات پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل در سطوح یادگیری (تحلیل، ارزشیابی و آفرینش) درس ریاضی معنادار می باشد. بنابراین طراحی یادگیری سیار مبتنی بر رویکرد استیم، بر یادگیری دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در درس ریاضی تاثیر دارد.
۸۴۴.

طراحی مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین– رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف از این پژوهش، ارائه مدل پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین بود. رویکرد این پژوهش سنتز پژوهی کیفی، از نوع فراترکیب نظریه ساز بود. بر اساس جستجوی نظام مند منابع در پایگاه های اطلاعاتی پرداخته شدو نهایتا 67 مقاله اصیل انتخاب شدند. با تکنیک دسته بندی یافته ها و تکنیک کمی فراچکیده نویسی، ابتدا 66 کد باز استخراج گردیدند و سپس براساس مشابهت ها ارتباط مفهومی و خصوصیات مشترک بین کدهای باز، 17 کد محوری افراد (مانند والدین، مشاوران و...)، برنامه های مداخله ای (شامل برنامه های ویژه دانش آموزان مانند مداخله مبتنی بر هنرهای رزمی، مداخله پیشگیرانه و...) و ویژه والدین (مانند برنامه ویدیویی موردکاوی، برنامه پیشگیری مداخله خانواده و...)، شایستگی ها و توانمندی های دانش آموزان (مانند ترویج و افزایش همدلی، ارتقا رشد شخصیتی و...)، توانمندی های ایجاد شده در سایرین (مانند افزایش آگاهی معلمان و افزایش نقش والدین در نظارت و...)، پیامدهای عاطفی-روانی (مانند ایجاد محیط حمایتی، بهبود حمایت اجتماعی و...) و پیامدهای اجتماعی (مانند کاهش تاثیر قلدری سایبری، کاهش قربانی شدن در قلدری سایبری و...) مشخص شدند و و در مدل نهایی پیشگیری قلدری سایبری مبتنی بر مشارکت دانش آموز، مدرسه و والدین جایابی شدند. با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری و انتقال پذیری، اعتبار یافته های مدل انجام شد. به طور کلی، برای توانمندسازی دانش آموزان در مقابل قلدری سایبری نیاز به آگاهی سازی خود آنان و آگاهی سازی و حمایت والدین و معلمان، مدیران و مشاوران مدرسه در کنار استفاده از برنامه ها و نرم افزارهای ویژه پیشیگیری و آموزش قلدری سایبری است.
۸۴۵.

مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات اصلی سنین نوجوانی به شمار می رود. بدرفتاری والدین و قلدری نوجوانان در تبیین مشکلات نوجوانان می توانند نقش قابل ملاحظه داشته باشند. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود و از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه یکم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403- 1402 و حجم نمونه انتخاب شده برابر با 235 دانش آموز از جامعه آماری بیان شده با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده ها از نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های بدرفتاری والدین (دیمیر،2000)، مقیاس قلدری (ایلی نویز، 2001) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ،1980) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS-24 و AMOS-25 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بدرفتاری والدین (001/0> P، 40/0= β)، و قلدری (001/0> P، 27/0= β) اثر مستقیم و مثبتی بر اعتیاد به اینترنت دارند. مسیر مستقیم بدرفتاری والدین بر قلدری نیز مثبت و معنادار است (001/0> P، 39/0= β). همچنین بدرفتاری والدین به صورت غیرمستقیم و با نقش میانجی قلدری می تواند اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کند (001/0> P، 105/0= β). نتیجه گیری: با توجه به شیوع روزافزون اعتیاد به اینترنت در نوجوانان و پیامدهای منفی آن، طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر خانواده، همراه با آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان، ضرورتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. این اقدامات می توانند نقش مؤثری در کاهش گرایش نوجوانان به مصرف افراطی اینترنت و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان ایفا کنند.
۸۴۶.

بازشناسی مفهومی مؤلفه های روانشناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه؛ پاسخی به کم معناسازی ذهن آگاهی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۹۴
 مقدمه و اهداف: در سال های اخیر، ذهن آگاهی به عنوان یکی از مفاهیم محوری روان شناسی سلامت و درمان های موج سوم جایگاه ویژه ای یافته است. این مفهوم به معنای آگاهی فعال و بی قضاوت از لحظه حال تعریف می شود و در کاهش استرس، ارتقای تاب آوری و بهبود سلامت روانی مؤثر شناخته شده است؛ با این حال، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رویکرد غالب به ذهن آگاهی در روان شناسی غربی، ماهیتی سکولار و فردگرایانه دارد و از ریشه های معنوی و اخلاقی خود فاصله گرفته است. چنین نگرشی ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی ذهن آگاهی را کم رنگ کرده و آن را به ابزاری برای خودتنظیمی تقلیل داده است. در نقطه مقابل، سنت اسلامی و به ویژه نهج البلاغه امام علیj ظرفیت های غنی برای بازتعریف ذهن آگاهی در چارچوبی معنوی، اخلاقی و الهیاتی دارد. این پژوهش با هدف بازشناسی مؤلفه های روان شناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه و بررسی هم راستایی آن با ادبیات علمی معاصر انجام شد. انتظار می رود نتایج این تحقیق زمینه ساز تدوین چارچوبی بومی برای طراحی مداخلات روان شناختی مبتنی بر آموزه های اسلامی و تلفیق روان شناسی مدرن با میراث دینی شود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مفهومی انجام گرفت. در گام نخست، مرور نظام مند منابع علمی حوزه ذهن آگاهی صورت پذیرفت و پنج مؤلفه کلیدی شامل توجه آگاهانه به لحظه حال، پذیرش بدون قضاوت، مشاهده گری ذهنی، خودآگاهی هیجانی و شفقت نسبت به خود و دیگران شناسایی شد. این مؤلفه ها چارچوب تحلیلی مطالعه را تشکیل دادند. سپس متن نهج البلاغه (ترجمه دشتی و شهیدی) با روش تحلیل محتوای قیاسی بررسی و بخش های مرتبط کدگذاری شد. هر عبارت هم راستا با مؤلفه های ذهن آگاهی علامت گذاری و در جداول تطبیقی ثبت شد. برای افزایش اعتبار درونی، تحلیل ها با نظر متخصصان روان شناسی اسلامی و علوم قرآنی بازبینی و اصلاح گردید. این فرایند موجب شفافیت مفهومی، انسجام نظری و جلوگیری از سوگیری شخصی شد. درنهایت داده های کدگذاری شده مورد تحلیل تفسیری و مقایسه ای قرار گرفتند تا وجوه اشتراک و تمایز میان آموزه های علوی و ادبیات روان شناسی مدرن آشکار شود. نتایج: یافته ها نشان دادند که مؤلفه های پنج گانه ذهن آگاهی با آموزه های نهج البلاغه کاملاً هم راستا هستند. امام علیj در حکمت ها و نامه های مختلف به حضور آگاهانه در لحظه اکنون، درنگ پیش از واکنش های هیجانی، مشاهده گری بی طرفانه نسبت به حالات درونی، خودآگاهی اخلاقی و شفقت نسبت به خویشتن و دیگران تأکید کرده است؛ برای نمونه در حکمت ۲۷۹ بر اهمیت بهره گیری از فرصت حال تأکید شده که با حضور ذهنی و توجه به اکنون در روان شناسی مدرن همخوانی دارد. همچنین در نامه ۳۱، امام علیj به خودآگاهی هیجانی و معیار قرار دادن نفس برای تنظیم روابط اجتماعی اشاره می کند؛ افزون بر این، مفاهیم دیگری همچون تذکر، مراقبه، تقوا و احسان نیز در متن نهج البلاغه برجسته است که ابعاد اخلاقی و الهیاتی ذهن آگاهی را غنی تر می سازد؛ ابعادی که در رویکردهای سکولار کمتر دیده می شوند. بدین ترتیب ذهن آگاهی در سنت علوی نه صرفاً یک فن روان شناختی، بلکه سلوکی اخلاقی و معنوی می باشد که مسئولیت پذیری، رشد درونی و پیوند با امر قدسی را دربرمی گیرد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که نهج البلاغه افزون بر پوشش مؤلفه های شناخته شده ذهن آگاهی در روان شناسی مدرن، ابعاد الهیاتی و اخلاقی تازه ای به آن می افزاید؛ از این منظر، ذهن آگاهی در سنت اسلامی تنها به کاهش استرس یا بهبود تمرکز محدود نمی شود، بلکه به مثابه شیوه ای از زیست معنوی و مسئولانه مطرح است. این تفاوت، فرصت ارزشمندی برای طراحی الگوهای بومی ذهن آگاهی فراهم می آورد؛ الگوهایی که هم اثربخشی روان شناختی دارند و هم با بافت فرهنگی و اعتقادی جوامع اسلامی سازگارند. چنین رویکردی می تواند در تربیت معنوی، آموزش مهارت های زندگی و مداخلات روان شناختی مبتنی بر ارزش های اسلامی به کار گرفته شود؛ با این حال، محدودیت هایی همچون تفسیری بودن تحلیل مفهومی و استفاده از تنها یک متن دینی وجود دارد که ضرورت پژوهش های تکمیلی با متون دیگر مانند قرآن و صحیفه سجادیه را برجسته می سازد. درمجموع، این پژوهش گامی نخست برای پیوند میان روان شناسی نوین و معارف اسلامی است و می تواند زمینه ساز توسعه مدل های نظری و کاربردی ذهن آگاهی اسلامی گردد. تعارض منافع: نویسنده اعلام می دارد که هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۸۴۷.

تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری بود. این مطالعه نیمه تجربی با طرح دوگروهی به شیوه قبل، بعد و پیگیری بود که بر روی 30 دختر پایه پنجم که دارای اختلال ریاضی بودند، در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی شهر بیرجند انجام گردید. مداخله 8 جلسه ای با دستورالعمل انتخاب شده از کتاب چهل بازی آپارتمانی نظام آبادی و پیشیاره و با در نظر گرفتن اصل جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی صورت گرفت. برای گروه کنترل مداخله ای انجام نگردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه مسئولیت پذیری کردلو (1389) و پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان (1999) در سه مرحله قبل، بعد و سه هفته بعد جمع آوری شدند و با استفاده از آمار توصیفی مانند میانگین، فراوانی و انحراف معیار و آما استنباطی مانند آنالیز واریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 18 در سطح معناداری 05/0 p<تجزیه وتحلیل شدند. نتایج حاکی از آن بود که بعد از مداخله، بهبود معناداری در نمرات مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به دست آمد (001/0P<). این مطالعه اهمیت استفاده از مداخلات توأم با بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی در بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری را آشکار ساخت. لذا، پیشنهاد می گردد تا این گونه مداخلات در برنامه های آموزشی مدارس موردتوجه مدیران، معلمان و مشاوران روانشناختی قرار گیرد.
۸۴۸.

Analyzing the Phenomenon of Divorce from the Perspective of Expert Family Therapists: A Grounded Theory Sample(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
Objective: This study was conducted with the aim of analyzing the phenomenon of divorce from the perspective of expert family therapists. Method: The research method was qualitative, based on grounded theory (Charmaz, 2014). The research setting included all family therapists in the city of Isfahan in the year 2024, and the participants consisted of ten of the most prominent therapists who were purposefully selected. The research tool was interviews conducted in the form of focus groups. The collected data were analyzed using Charmaz’s (2014) method: first, coding was carried out, followed by conceptualization. Then, during the process of integration, categories were extracted, and finally, the core categories were identified and the theory was formed. Results: The results indicated that the phenomenon of divorce includes three main categories: (1) the reasons behind the occurrence of divorce: the activators of divorce causes, with categories such as changes in cultural and social structures and the prioritization of individuality over couplehood; (2) the nature of divorce causes: causes of divorce categorized as changes in family roles and authority, poor spouse selection, inappropriate communication, and individual problems; and (3) the process through which the causes interconnect: integrators of divorce causes (disturbance-power, disturbance-intimacy, and boundary disturbances). Conclusion: Based on the findings, this study suggests that in order to reduce divorce, the activators of divorce cannot be ignored, as they render society more prone to facilitating the grounds for divorce rather than preserving family stability. Additionally, the identified causes of divorce indicate that many revolve around the philosophy of individualism. Therefore, society and societal discourse must reinforce the value of collectivism so that this value can function as a socio-psychological superstructure acting as a barrier to divorce.
۸۴۹.

اثربخشی بازی درمانی بر توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۸
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارت های ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالش های قابل توجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که به عنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته می شود. بازی درمانی به عنوان یک روش مداخله ای، با هدف بهبود مهارت های اجتماعی و ارتقای توجه اشتراکی طراحی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی بر توجه اشتراکی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی از نوع کیفی و با استفاده از طرح تک آزمودنی A-B به صورت پیش آزمون پس آزمون انجام شد. به منظور اجرای مداخله، چهار کودک 3 تا 4 ساله (سه پسر و یک دختر) به شیوه تصادفی انتخاب شدند. پیش از آغاز مداخله، ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس روابط اجتماعی نخستین که توسط ماندی و همکاران(2013) توسعه یافته است، دو مرتبه برای هر کودک انجام شد. مداخله شامل آموزش های انفرادی بازی درمانی در طی 10 جلسه و به مدت پنج هفته (دو بار در هفته؛ هر جلسه 60 دقیقه) ارائه گردید. ارزیابی های تکمیلی پس از جلسات دوم، پنجم، هشتم و دهم جمع آوری شد و داده ها با استفاده از اندازه اثر D کوهن مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مداخله بازی درمانی تأثیر معناداری بر بهبود مؤلفه های توجه اشتراکی در کودکان با اختلال طیف اتیسم داشته است. به طور مشخص، نتایج حاکی از افزایش معنادار در آغازگری توجه اشتراکی و پاسخ دهی به توجه اشتراکی در کودکان شرکت کننده پس از دوره مداخله بود ( P < 0/05 ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی به عنوان یک رویکرد اثربخش در توجه اشتراکی است. بنابراین، می توان از بازی درمانی به عنوان یک مداخله درمانی برای افزایش توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم استفاده نمود.
۸۵۰.

اثربخشی بازی درمانی آدلری بر پرخاشگری و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی آدلری بر پرخاشگری و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای بود. روش پژوهش حاضر، طرح تک آزمودنی از نوع چند خط پایه (ABA) بود. چهار دانش آموز پنجم ابتدایی مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای بین سنین 11 سال و 3 ماه و 12 سال و 6 ماه که در دبستان شهید محمودیان شهر تبریز، در سال تحصیلی 1403-1402 در حال تحصیل بودند، براساس مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای انتخاب شدند. دانش آموزان با استفاده از طرح پژوهش تک آزمودنی با چندین خط پایه (ABA) به مدت 10 جلسه به صورت جداگانه، مداخله بازی درمانی آدلری را دریافت کردند. سه هفته پس از مداخله نیز مورد پیگیری قرار گرفتند. در نهایت داده های به دست آمده در مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری، با استفاده از روش تحلیل دیداری نمودارها، روش درصد داده های ناهمپوش (PAND)، اندازه اثر و درصد بهبودی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بازی درمانی آدلری موجب کاهش پرخاشگری و افزایش تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای می شود.
۸۵۱.

Impact of a Forgiveness-Based Intervention on Marital Commitment and Trust Restoration(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۱۳
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a forgiveness-based intervention in enhancing marital commitment and restoring trust among married individuals experiencing relational distress. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 married participants from Indonesia, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group received six structured forgiveness-based therapy sessions over six weeks, while the control group received no intervention. Standardized measures of marital commitment and trust were administered at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS version 27. Findings: Results from repeated measures ANOVA revealed significant time × group interaction effects for marital commitment (F(2, 54) = 17.12, p < .001, η² = .39) and trust (F(2, 54) = 19.68, p < .001, η² = .42). Bonferroni post-hoc analyses indicated that both marital commitment and trust significantly increased from pre-test to post-test (p < .001) and were maintained at the five-month follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up (p > .05). Conclusion: The therapeutic gains were not only immediate but also sustained over time, supporting the use of structured forgiveness interventions in marital counseling settings. These findings highlight the potential of forgiveness as a valuable tool in relationship repair and emotional healing.
۸۵۲.

اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
۸۵۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نارسایی هیجانی و شاخص های سلامت روان در اقدام کنندگان به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۳۷
زمینه: خودکشی به عنوان یک معضل اجتماعی در حال گسترش است. اقدام به خودکشی حتی اگر موفقیت آمیز هم نباشد پیامدهای روان شناختی زیادی به همراه دارد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نارسایی هیجانی و شاخص های سلامت در اقدام کنندگان به خودکشی بود. روش: این پژوهش از نظر روش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان با سابقه اقدام به خودکشی مراجعه شده به مراکز خدمات جامع سلامت و بیمارستان شهید راثی شاهین دژ در 4 ماه اول سال 1399 که در یک سال گذشته سابقه اقدام به خودکشی را داشته اند، شامل شد. تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه های نارسایی هیجانی تورنتو بگبی و همکاران (1994) و پرسشنامه سلامت روان SCL—90 دروگاتیس و همکاران (1973) در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسه (هر جلسه 90 دقیقه و هر هفته یک بار) تحت درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار 19 Spss و با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش نارسایی هیجانی (01/0 >p) و شاخص های سلامت روانی شامل شکایات جسمانی، اضطراب و حساسیت (01/0 >p)، افسردگی، روان پریشی، فوبیا و خصومت (05/0 >p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به کاهش نارسایی هیجانی و ارتقاء سلامت روان گردید، پیشنهاد می گردد انجام مداخلات روانشناختی مانند درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت بهبود وضعیت روانی و هیجانی افراد اقدام کننده به خودکشی مورد توجه قرار گیرد.
۸۵۴.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه: اگرچه درمان شناختی-رفتاری به عنوان روشی مؤثر در بهبود رشد پس از سانحه در بیماران قلبی شناخته شده، تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر این متغیر کمتر بررسی شده است. مطالعات موجود عمدتاً بر کاهش علائم روانشناختی متمرکز بوده اند، درحالی که مقایسه مستقیم این دو روش در ارتقای رشد پس از سانحه به ویژه در بیماران قلبی، یک شکاف پژوهشی محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد با بیماری گرفتگی رگ قلب مراجعه کننده به بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز و مطب های تخصصی قلب شهر شیراز در سه ماهه سوم سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به 3 گروه با حجم 15 نفر در هر گروه گمارش شدند. داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) گردآوری شد. درمان شناختی–رفتاری بر اساس پروتکل (رضائیان و همکاران، 1393) و درمان مبتنی بر شفقت بر اساس پروتکل خودشفقتی (گیلبرت، 2009) اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد، بین اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر مؤلفه های رابطه با دیگران، قدرت شخصی، ارزش زندگی و تغییرات معنوی در بین بیماران قلبی تفاوت وجود دارد (05/0 >P) و در هر چهار مؤلفه، اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بیشتر از درمان شناختی رفتار هست (05/0 >P). نتیجه گیری: برای بهبود رشد روانشناختی بیماران قلبی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت به جای درمان شناختی-رفتاری توصیه می شود، چرا که این روش در تقویت روابط بین فردی، افزایش احساس توانمندی، غنای زندگی و تحول معنوی مؤثرتر عمل می کند. متخصصان سلامت روان و تیم های درمانی می توانند این رویکرد را در برنامه های توان بخشی قلبی بگنجانند.
۸۵۵.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
۸۵۶.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۰
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۸۵۷.

Comparison of the Effectiveness of Group Compassion Training and Group Choice Theory Training on Mindfulness and Needs Satisfaction in Couples at Risk of Divorce in Rasht(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of group compassion training and group choice theory training on mindfulness and needs satisfaction in couples at risk of divorce in Rasht. Methods: This research employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group, including a follow-up phase. The statistical population consisted of couples at risk of divorce who referred to counseling centers approved by the Welfare Organization of Rasht in 2023. A total of 60 participants were selected through convenience sampling and randomly assigned to two experimental groups (compassion training and choice theory training) and one control group (20 participants in each group). The research utilized the Mindful Attention Awareness Scale (MAAS) and the Basic Psychological Needs Satisfaction Scale as the main instruments. Both interventions were conducted in eight 90-minute sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA with SPSS 26. Findings: The results revealed significant differences in the effectiveness of group compassion training and group choice theory training (p < .01). Group compassion training was found to be more effective than choice theory training in improving mindfulness and needs satisfaction. Both training types significantly impacted mindfulness and needs satisfaction in couples at risk of divorce (p < .01). Conclusion: Both group compassion training and group choice theory training were effective in improving mindfulness and needs satisfaction among couples at risk of divorce, with compassion training showing greater effectiveness. These findings suggest that compassion training may provide a more suitable approach for enhancing psychological well-being in couples facing marital challenges.
۸۵۸.

نقش پیش بینی کننده کمال گرایی والدین برفرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین کمال گرایی والدین و فرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی ناحیه سه شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد ۷۱۵۳ نفر بود که با استفاده از جدول برآورد مورگان، تعداد ۳۶۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. نوع پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کمال گرایی شورت (SPQ)، تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو (ABQB) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه همزمان نشان داد که بین کمال گرایی والدین با فرسودگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین، بین تاب آوری و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان نیز رابطه معناداری مشاهده شد. نتایج حاصله می تواند به درک بهتر تأثیر کمال گرایی والدین بر وضعیت تحصیلی و روانی دانش آموزان کمک کرده و در طراحی برنامه های مداخله ای و آموزشی برای کاهش فرسودگی و افزایش تاب آوری دانش آموزان مؤثر باشد.
۸۵۹.

ساخت، طراحی و ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدینِ دانش آموزان در دوره های آموزش خانواده مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: مدارس اصلی ترین نهاد تعلیم و تربیت قلمداد می گردند و عملکرد موفق این نهاد بدون حضور پررنگ و مشارکت همه جانبه والدین قابل تحقق نمی باشد. از سوی دیگر والدین اولین معلمان کودکان به شمار می آیند و اهمیت مشارکت و توانمندسازی آن ها در دوره های آموزشی بر هیچ یک از متخصصان امر آموزش و پرورش و سیاست گذاران آموزشی پوشیده نیست. هدف: هدف پژوهش حاضر، ساخت، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین در دوره های آموزش خانواده بود. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی بود که در مرحله اول پژوهش کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد و در مرحله کمی یک مطالعه توصیفی از نوع توسعه ای- کاربردی طراحی و اجرا شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه متخصصان حوزه روانشناسی خانواده و روان سنجی استان زنجان بود؛ نمونه پژوهش 12 نفر از متخصصان نامبرده بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی کلیه والدین دانش آموزان شهر زنجان در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه پژوهش 2217 نفر از والدین دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، با استفاده از نرم افزار SPSS.26 و AMOS.24 انجام شد. یافته ها: نتایج روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی و کمّی تأیید شد. همچنین، با انجام تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی روی گویه های این پرسشنامه، پنج عامل با نام های «تسهیل گرهای شخصی و خانوادگی»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرسه»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرّس و محتوای دوره ها»، «ترجیحات و نیازهای والدین»، «انگیزه های بیرونی والدین» استخراج و نام گذاری شدند. همسانی درونی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای هر کدام از مؤلفه ها بالاتر از 60/0 بود. یافته های تحلیل عامل تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین برازنده داده هاست (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه مذکور به عنوان ابزاری معتبر و پایا می تواند مورد استفاده پژوهشگران حوزه خانواده و تعلیم و تربیت قرار گیرد.
۸۶۰.

تدوین بسته آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثر بخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته ی آموزشی خودراهبری یادگیر ی و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران به صورت طرح نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری یک ماهه همراه با گروه آزمایشی و گروه کنترل) و کاربست روش کیفی به شیوه ی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران در سال تحصیلی 01 -1400است. دو مدرسه از منطقه 5 شهر تهران به شکل هدفمند از میان مدارس متوسطه اول مناطق 19 گانه ی شهر تهران به دلیل دسترسی بهتر پژوهشگر انتخاب شدند. بعد از انتخاب مدارس و هماهنگی با مدیران این مدارس در مرحله ی غربالگری اولیه از میان دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم این مدارس بر اساس فرمول ارائه شده توسط تابانچیک و فیدل (2014) و همچنین پالانت (2020) برای طرح های آزمایشی در مجموع 30 دانش آموز انتخاب و به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که صرف نظر از گروه در طول زمان، متغیر خودراهبری یادگیری و مولفه های آن به غیر از ارتباطات بین فردی در دانش آموزان دختر دوره ی اول بهبود یافته است. به علاوه میانگین گروه آموزش خودراهبری یادگیری در مرحله ی پیگیری به صورت معناداری بالاتر از میانگین گروه گواه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان