ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۸۶۱.

مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.
۸۶۲.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۸۶۳.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۸۶۴.

اثربخشی بسته آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
زمینه: درمان چشم انداز زمان با تغییر در نحوه ادراک زمان، به افراد کمک می کند تا تعادل بهتری میان گذشته، حال و آینده خود ایجاد کرده و از تجربیات منفی فاصله بگیرند، درحالی که درمان مثبت نگر با تقویت نقاط قوت و افزایش احساسات مثبت، افراد را به سمت بهزیستی روانشناختی هدایت می کند. با وجود اثربخشی هر یک از این رویکردها به صورت مجزا، مطالعات کافی در مورد تلفیق آن ها و بررسی تأثیر هم افزایی این ترکیب بر روی بیماران افسرده وجود ندارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره امین وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1401 بودکه از میان 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر منجر به افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش تلفیقی در ارتقای بهزیستی روانشناختی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 2 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش توصیه می شود مسئولین نظام بهداشت و سلامت جامعه، با انجام مطالعات عمیق تر، ضمن رصد و پایش عوامل مؤثر بر افسردگی، بر شیوه های بهبود کیفیت زندگی، بیماران افسرده متمرکز شوند و با ایجاد بانک اطلاعات بیماران دارای اختلال افسردگی، برنامه های مدونی را برای درمان پیش بینی نمایند.
۸۶۵.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۸۶۶.

ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) انجام شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کمی و توصیفی است که در جامعه آماری زندانیان مرد محکوم در زندان اردکان انجام شد. ۲۴۴ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) بود. از تحلیل عاملی تأییدی، همبستگی پیرسون و همسانی درونی برای بررسی روایی و پایایی استفاده شد. همسانی درونی از طریق محاسبه ضریب همبستگی هر یک از سؤالات با ابعاد مقیاس محاسبه شد و ضرایب مطلوب بودند. تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج نشان داد بارهای عاملی بالاتر از 0.40 است. مقدار آلفای کرونباخ برای تفکر جنایی فعال، واکنشی و نمره کل تفکر جنایی به ترتیب 0.89، 0.91 و 0.95 بدست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب پرسشنامه بود. بر اساس نتایج این مطالعه، فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) ابزاری مناسب  برای سنجش افکار مجرمانه در زندانیان مرد است.
۸۶۷.

بررسی شاخص های روانسنجی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در دانشجویان علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف: استفاده مفرط و اعتیادگونه از شبکه اینستاگرام می تواند تاثیرات منفی قابل توجهی بر سلامت روانی و جسمانی افراد داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در بین جامعه دانشجویی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و به طور دقیق تر اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دزفول در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل دادند. با در نظر گرفتن تعداد متغیرها 260 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل آزمون اعتیاد به اینستاگرام (دی سوزا و همکاران، 2018؛ TIA-26)؛ آزمون اعتیاد به فیس بوک (اندریسن و همکاران، 2012؛ FAS-6) و فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف و سینگر، 2012؛ (RPWA-18 بودند. جهت ارزیابی ساختار عاملی آزمون از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پایایی آزمون با روش همسانی درونی و روایی همگرا و واگرا نیز مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: شاخص های برازش در تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده انطباق مناسب مدل پنج عاملی آزمون اعتیاد به اینستاگرام با داده ها بودند. ضرایب آلفای کرونباخ نیز از مقادیر قابل قبولی برخوردار بودند. نتایج نشان داد آزمون حاضر با مقیاس FAS-6 رابطه مثبت و معنی دار (روایی همگرا) و با پرسشنامه RPWS-18 رابطه منفی و معنی دار (روایی واگرا) دارد (05/0>p). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که فرم فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) ابزاری روا و پایا برای ارزیابی خطر اعتیاد به اینستاگرام در بین دانشجویان ایرانی است. از این رو، می توان از آن در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
۸۶۸.

Effectiveness of Compassion-Focused Therapy (CFT) and Schema Therapy on Psychological Well-Being and Sense of Psychological Coherence in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۱۴
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of compassion-focused therapy (CFT) and schema therapy on psychological well-being and sense of coherence among infertile women. Methods and Materials: A quasi-experimental, pretest-posttest-follow-up design with a control group was used. Thirty infertile women referring to Saarem Hospital in Tehran during the first half of 2024 were randomly assigned to three groups: CFT (n=10), schema therapy (n=10), and waitlist control (n=10). The CFT group received eight sessions, and the schema therapy group received ten sessions. Psychological well-being was assessed using the 18-item Ryff Psychological Well-Being Scale, and sense of coherence was measured with the Flensborg et al. (2006) Sense of Coherence Questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Bonferroni post-hoc tests. Findings: MANCOVA results showed significant differences between groups on both psychological well-being and sense of coherence at posttest (Wilks’ Lambda = .350, F(4,54)=18.76, p<.001). Univariate tests indicated significant group effects on psychological well-being (F(2,27)=18.45, p<.001) and sense of coherence (F(2,27)=22.13, p<.001). Post-hoc analyses revealed that CFT significantly improved psychological well-being compared to schema therapy and control at posttest (p<.05), while schema therapy led to greater improvements in sense of coherence compared to CFT and control (p<.05). Both interventions maintained their effects at the one-month follow-up. Conclusion: The findings suggest that compassion-focused therapy is more effective in enhancing psychological well-being, whereas schema therapy is more effective in strengthening sense of coherence among infertile women. Both interventions showed sustained benefits over time, highlighting the importance of incorporating structured psychological treatments into infertility care to promote adaptive functioning and resilience.
۸۶۹.

تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بودند که به خانه دیابت شهر اردبیل در سال 1403 مراجعه کردند که از این تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگذاری شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب صفت حالت (STAI) و تست هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 75 دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی دریافت کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و کواریانس تک متغیره (ANCOVA) با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS22 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی تاثیر معناداری بر کاهش اضطراب (اضطراب صفت- حالت) (01/0>P) و قند خون (01/0>P) در بزرگسالان مبتلا به دیابت داشت. نتیجه گیری: این نتایج نشان داد درمان روان شناختی خانواده محور اگر بر پایه نشاط معنوی اجرا گردد می تواند بر کاهش اضطراب و استرس و علایم فیزیولوژیک افراد مبتلا به اختلال دیابت تاثیرات بهبودی داشته باشد و از این نظر مشاوران و درمانگران می توانند از یافته های پژوهش حاضر در راستای مداخلات بالینی و درمانی استفاده نمایند.
۸۷۰.

نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیستون در نیمه دوم سال 1402 بودند که از بین آن ها 296 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی زناشویی انریچ (1989، EMSS)، مقیاس افسردگی بک (1996، BDI) و مقیاس شفقت به خود نف (2003، SCS) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند رضایت زناشویی و شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، رضایت زناشویی با میانجی گری شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت رضایتمندی زناشویی و شفقت به خود منجر به بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات روان شناختی همچون نشانگان افسردگی در معلمان می شود.
۸۷۱.

استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه: مطالعه مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه و هدف: دانش آموزان با نیازهای ویژه برای شکوفایی توانایی های خود به آموزش های ویژه و خدمات حمایتی نیاز دارند، با وجود این، روی آوردهای سنتی آموزشی بیشتر بر نواقص و کشاکش های این دانش آموزان تمرکز داشته اند و کمتر به شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه آنان پرداخته اند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چهارچوب علمی استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه است. روش : پژوهش حاضر یک مرور روایتی است که به بررسی چهارچوب علمی مرتبط با استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه پرداخته است. جستجوی مقالات در پایگاه های معتبر علمی از جمله Google Scholar، Elsevier، PubMed، Scopus و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. راهبرد جستجو شامل ترکیب عملگرهای بولی و محدودیت زمانی برای مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ بود. مقالات بر اساس معیارهای دقیق ورود و خروج بررسی شد که شامل انتشار در مجلات معتبر علمی، ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، و استفاده از روش های کمّی، کیفی، ترکیبی، و مروری بود. به منظور افزایش دقت و اعتبار تحلیل ها، از چارچوب استاندارد PRISMA برای شناسایی، غربالگری و انتخاب مطالعات استفاده شد. داده های حاصل از مقالات منتخب بر اساس اصول تحلیل مطالعات مرور روایتی طبقه بندی شدند تا چهارچوب علمی در حوزه استعدادیابی و پرورش استعداد استخراج شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که روی آورد مبتنی بر نقاط قوت با تکیه بر مفاهیم تنوع عصبی و دوسو استثنایی، ظرفیت های کمتر دیده شده افراد با نیازهای ویژه را شناسایی و تقویت کرده و در ارتقای تحول شناختی، مهارت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، و کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده است. مدل های نظری مانند مدل بونتینکس، هورن، کوپر و همکاران و سوباتنیک و همکاران نیز بر غنای این حوزه افزوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت تغییر نگرش در سیستم های آموزشی و سیاست گذاری های مرتبط با دانش آموزان با نیازهای ویژه تأکید دارد. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندی و استعدادیابی متمرکز شوند.
۸۷۲.

مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۹
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
۸۷۳.

شناسایی فرصت ها و تهدیدهای ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام: با تأکید بر استراتژی های سازمانی، مکانیسم های بازتوانی و شیوه های درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی نقاط ضعف و نقاط قوت استراتژی های سازمانی و شیوه های درمانی انجمن معتادان گمنام پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و اعضای انجمن با تعداد سال های پاکی بالا بود. بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته تا حد اشباع دادهها و اشباع نظری، 18 نفر انتخاب شدند. بنابراین، با استفاده از کدگذاری های پیشنهادی استراوس و کربین، تحلیل داده ها بر اساس مدل سوآت انجام شد. یافته ها: تحقق اهداف انجمن در گرو حفظ تعادل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. علی رغم تاکید بر برابری و دموکراسی مشورتی، قهرمان پروری ایدئولوژیک شخص محور بقای سازمانی را تهدید می کند. در مقابل، کمیته محوری و تلاش برای بازتولید نظم گروهی بر اساس فهم مشترک کنشگران کارکرد مناسبی برای انجمن دارد. به علاوه، شکل گیری تعلق خاطر افراطی به انجمن، اگرچه موجب انسجام درونی شده، نوعی تعصب که مانع از اعمال تغییرات منطبق با مقتضیات زمان در انجمن می شود را نسبت به اساسنامه ایجاد کرده است. همچنین، بروز گزینش گری های سلیقه ای انجمن را به سمت فرقه ای شدن سوق داده که پیامد آن ظهور دو نگرش تقابل جویانه است: انحصارگرایی در تخصصِ درمان اعتیاد و طرد سایر روش های درمانی. نتیجه گیری: انجمن معتادان گمنام با بهره گیری از معنادرمانی، بدنبال تغییر نگرش فرد و بازاجتماعی کردن او از طریق ایجاد بینشی جدید نسبت به خود است. این ساختار در کنار استفاده از روش های پرهیزمدار و گروه درمانی، موفقیت چشمگیری داشته است. هرچند با چالش هایی نظیر طرد سایر رویکردهای درمانی و نقد جایگزینی وابستگی از مواد مخدر به وابستگی به انجمن روبروست، اما همچنان بستری فرصت ساز برای بهبود اعضا فراهم می کند.
۸۷۴.

روابط ساختاری خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار علّی مستقیم و غیرمستقیم خودکارآمدی و کمال گرایی بر علائم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی، با تاکید بر نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، انجام شد. از میان بزرگسالان 20 تا 40 سال شهر تهران 473 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند توسط پرسش نامه وسواس فکری/ عملی، پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، پرسش نامه کمال گرایی و پرسش نامه خودکارآمدی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی و راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان اثر علّی منفی بر علایم وسواس فکری/ عملی داشتند، درحالی که اثر علّی کمال گرایی و راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان بر وسواس فکری/ عملی، مثبت بود. همچنین، راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان میانجی گر رابطه خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی بود، اما راهبردهای سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان تنها رابطه خودکارآمدی با وسواس فکری/ عملی را میانجی گری کرد. بنابراین، می توان اذعان داشت که سازه های کمال گرایی، خودکارآمدی و تنظیم هیجان نقش بنیادین در تبیین علائم وسواس فکری/عملی و حتی طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی دارند.
۸۷۵.

مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه بوده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 10000 دانشجو که در سال تحصیلی 1401-1402 در دانشگاه مشغول تحصیل بوده اند. تعداد نمونه آماری این پژوهش (24*20)، 480 نفر از دانشجویان در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، رشد اجتماعی وایلند (1953)، بخشش هارتلند (2005)، احساس گناه گوکلر و جونز (1988) بوده است. آزمون های مورد استفاده شامل تحلیل عاملی تأییدی، نیکویی برازش، ضرایب مسیر و معنی داری، شاخص های نیکویی برازش، آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و شاخص های نیکویی برازش بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده است: بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با احساس گناه رابطه منفی وجود دارد. بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. بین احساس گناه با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی به طور مثبت بر بخشش تأثیر دارند، در حالی که احساس گناه نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند.
۸۷۶.

نقش خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت در پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان براساس خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. از بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 نمونه ای به حجم 400 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پروژه مداخله مزاحمت سایبری اروپا (ECIPQ، دل ری و همکاران، 2015)، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE، شوارزر و جروسلم، 1995)، مقیاس دوجین کثیف (DD، جوناسون و وبستر، 2010) و مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری (SSIS، اومیرا و همکاران، 2011). استفاده شد. برای تحلیل داده ها روش رگرسیون لوجستیک به کار رفت. یافته های این پژوهش نشان داد که خودکارآمدی (001/0p= ,76/10WALD=) پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان بود. جامعه ستیزی (008/0p= ,96/6WALD=) و سادیسم (001/0p= ,16/41WALD=) پیش بینی کننده قلدری سایبری در دانش آموزان بودند. جامعه ستیزی نیز پیش بینی کننده قلدر-قربانی سایبری در دانش آموزان بود (008/0p= ,03/7WALD=). صفات چهارگانه تاریک شخصیت پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان نبودند (05/0p>). با توجه پیامدهای مخرب روان شناختی و حقوقی مزاحمت س ایبری برای دانش آموزان، سیاست ها و برنامه ها باید با عوامل خطرساز و حفاظت کننده شخصیتی مرتبط با آن، هم خوانی داشته باشد.
۸۷۷.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی گروهی و درمان گروهی پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجان و اهمالکاری تحصیلی دانش آموزان دارای اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
مطالعه ی حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی و درمان گروهی پذیرش و تعهد بر اهمال کاری تحصیلی و تنظیم هیجان دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی دوم دارای اعتیاد به اینترنت انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با مرحله ی پیگیری 3ماهه می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی دوم دارای اعتیاد به اینترنت شهرستان بروجرد در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آنها 36 نفر به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 3 گروه مداخله یک (12 تن)، مداخله دو (12تن) و کنترل (12تن) جای گذاری شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی جمعیت شناختی، پرسشنامه ی اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT، 1998)، پرسشنامه ی تنظیم هیجان گراس و جان (2003 ،ERQ) و پرسشنامه ی اهمال کاری تحصیلی سواری (1390،APQ) بود. گروه های آزمایش، تحت مداخله ی " پذیرش و تعهد " و "طرحواره درمانی گروهی" قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم هیجان و اهمالکاری تحصیلی در سه گروه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بیانگر تفاوت معنادار در سطح 05/0 بین دو گروه آزمایش بود. به طوری که طرحواره درمانی گروهی نسبت به درمان پذیرش و تعهد از اثربخشی بالاتری بر روی دو متغیر وابسته برخوردار بود.
۸۷۸.

نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
۸۷۹.

اثربخشی بازی درمانی عصب شناختی بر کارکردهای اجرایی و حافظه کاری کودکان دارای اختلالات یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی درمانی عصب شناختی بر کارکردهای اجرایی و حافظه کاری کودکان دارای اختلالات یادگیری انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان پایه ابتدایی با اختلالات یادگیری مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنان تعداد 30 نفر از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه گواه و 15 در گروه آزمایش) جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از چهارمین ویرایش آزمون هوش وکسلر کودکان (2003WISC-IV, )، آزمون عصب شناختی کولیج (2002، CNI) و آزمون حافظه کاری کورنولدی و همکاران (1998،CWMT ) استفاده شد. مداخله بر اساس پروتکل بازی درمانی عصب شناختی در یازده جلسه 60 دقیقه ای و هفته ای دوبار صورت گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین پس آزمون حافظه کاری و توجه در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که این مداخله توانسته تأثیر خود را در طول زمان نیز به شکل معناداری حفظ نماید (۰۰۰۱/0>P). در نتیجه بازی درمانی عصب شناختی می تواند به عنوان رویکردی مؤثر برای افزایش حافظه کاری و توجه در کودکان دارای اختلالات یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.
۸۸۰.

بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی، به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۰
اهداف کندگامی شناختی (با نام جدید سندرم عدم درگیری شناختی) با دو مشخصه اصلی رخوت و رویاپردازی، بیشتر در نمونه هایی با کودکان دچار اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد مطالعه قرار گرفته است. علی رغم علائم مشترک رشدی-عصبی اختلال نقص توجه/بیش فعالی و اختلالات طیف اتیسم، مطالعات کمی کندگامی شناختی را در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم بررسی کرده اند. مطالعه حاضر به بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا پرداخته است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بر روی کودکان ۶-۱۲ سال دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا که در مدارس ویژه اتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند، انجام شد. والدین ۱۴۵ کودک دچار اختلالات طیف اتیسم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در ابتدا مقیاس کندگامی شناختی و مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم (GARS-3) از طریق مصاحبه با والدین توسط پژوهشگر تکمیل شد. ۱۲۲ کودک که در مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم نمره بین ۵۵ تا ۷۰ و در مقیاس کندگامی شناختی (SCTS) نمره ای بیشتر از نقطه برش دریافت کردند (در بیشتر از 7 آیتم نمره 1 یا بیشتر گرفتند)، وارد مطالعه شدند. سپس والدین پرسش نامه عادت های خواب کودکان (CSHQ)، آزمون عصب روانشناختی و شخصیتی کولیج (CPNI) و پرسش نامه سوانسون، نولان و پلهام – ویراست چهارم (SNAP-IV) را به صورت آنلاین (پرسلاین) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۲7 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین کندگامی شناختی و مؤلفه های نقص توجه در اختلال نقص توجه/بیش فعالی رابطه مثبت و معنی داری با ضریب همبستگی (r=0/489, P<0/01) وجود دارد، اما کندگامی شناختی با مؤلفه های بیش فعالی/تکانش گری رابطه معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مؤلفه های تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی در کارکردهای اجرایی روزانه به ترتیب با ضریب همبستگی (r=0/414, P<0/01) و (r=0/392, P<0/01 ) مرتبط است اما با مؤلفه های بازداری پاسخ ارتباط معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مشکلات خواب مرتبط نیست. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد تنها مؤلفه های نقص توجه، پیش بینی کننده متوسط کندگامی شناختی می باشد (0/489=r و 0/05>P). نتیجه گیری نتایج حاصل از پژوهش، ادبیات پژوهشی بررسی کندگامی شناختی در اختلالات طیف اتیسم را گسترش داده و شواهدی مبنی بر ارتباط کندگامی شناختی با نشانه های نقص توجه و کارکردهای اجرایی در زندگی روزمره (تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی) در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم ارائه می دهد. این نتایج می تواند در ارزیابی بالینی و درمان اختلالات طیف اتیسم مفید واقع شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان