تحقیقات علوم رفتاری
تحقیقات علوم رفتاری دوره 22 تابستان 1404 شماره 1 (پیاپی 80) (مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
مقالات
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از تغییرات و چالش های اصلی و اساسی در جامعه ی ایرانی گرایش به زندگی مجردی و رویگردانی از امر ازدواج و درواقع بی رغبتی به ازدواج است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر نگرش به عشق و کمال گرایی در زنان مجرد بی رغبت به ازدواج انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانشجویان دختر دانشگاه های آزاد شهر اصفهان در سال 1402 بودند. افراد شرکت کننده در پژوهش بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و از طریق گمارش تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل قرار داده شدند (در هر گروه 15 نفر). سپس از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد، درنهایت گروه آزمایش طرحواره درمانی، طی 8 جلسه مداخله مربوط به خود را دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه نگرش به عشق هندریک و هندریک (1998)، پرسشنامه کمال گرایی هیل و همکاران (2004) و پرسشنامه رغبت سنج ازدواج حیدری و همکاران (1383)، جمع آوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد طرحواره درمانی موجب کاهش کمال گرایی و بهبود نگرش به عشق در زنان مجرد بی رغبت به ازدواج گردید و اثرات درمان در مرحله پیگیری نیز باقی ماند.(F=9.95 and P<0.01) نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از طرحواره درمانی جهت بهبود نگرش به عشق و کاهش کمال گرایی در زنان مجرد بی رغبت به ازدواج بهره گرفت
کشف عوامل موثر بر مشکلات رفتاری کودکان نوپا: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مشکلات رفتاری در کودکان نوپا یکی از چالش های مهم در حوزه روان شناسی است. این مشکلات می توانند بر رشد و توسعه کودک تأثیرات جدی داشته باشند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر مشکلات رفتاری کودکان نوپا انجام شد. روش ها: این پژوهش به شیوه کیفی پدیدارشناسی و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی انجام شد. جمعیت مورد مطالعه 20 مادر به همراه کودکان 12 تا 24 ماه در سال 1403 بودند. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شدند سپس مورد مصاحبه نیمه ساختارمند قرار گرفتند و این روند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: پس از تحلیل محتوای داده ها، 3 مقوله اصلی و 15 مضمون فرعی از پیامدهای مشکلات رفتاری کودکان در خانواده بدست آمدکه شامل؛ عوامل فردی-زیستی (تولد زودرس، وراثت، مشکلات جسمانی، خلق و خو، اختلالات تنظیمی، مشکلات مرتبط با دلبستگی، مشکلات رشد زبان)، عوامل خانوادگی(تعارضات والدین، اختلالات روان شناختی والدین، دشواری تنظیم هیجان مادر، دلبستگی ناایمن مادر، والدین سوء استفاده گر، سبک تربیتی والدین)، عوامل محیطی (وضعیت اقتصادی، وضعیت اجتماعی) می باشد. نتیجه گیری: مشکلات رفتاری کودکان نوپا حاصل تعامل پیچیده عوامل فردی و زیستی، خانوادگی و محیطی است. این عوامل با هم ترکیب شده و در چارچوب روابط و شرایط محیطی خاص، رفتار کودک را شکل می دهند. شناسایی و درک این تعاملات برای طراحی مداخلات مؤثر و هدفمند ضروری است زیرا نه تنها به بهبود سلامت روانی و رفتاری کودکان کمک می کند، بلکه از بروز مشکلات جدی و پرهزینه در آینده جلوگیری می کند. بنابراین، نظام سلامت باید توسعه برنامه های مداخله ای، حمایت از خانواده ها و آموزش والدین را در دستور کار خود قرار دهد تا زمینه رشد سالم کودکان فراهم شود.
تدوین بسته آموزشی تقویت رابطه والد -کودک بر مبنای نظریه ذهنی سازی و سنجش اثر بخشی آن بر ظرفیت تاملی والدین، تنظیم هیجانی والدین و همچنین استرس فرزندپروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش فرزندپروری نقش کلیدی در ارتقای آگاهی، مهارت های والدین و کودکان و در نهایت سلامت روان فردی و اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی اثربخشی یک بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد والدگری تأملی (ذهنی سازی) صورت گرفته است؛ رویکردی که با تکیه بر ویژگی های مادران موفق و نظریه ذهنی سازی، به بهبود ابعاد کلیدی رابطه والد–کودک می پردازد. این بسته آموزشی هشت جلسه ای به صورت آنلاین برگزار شد و تمرکز آن بر ارتقای ظرفیت تأملی والدین، بهبود مهارت های تنظیم هیجانی، و کاهش استرس والدگری بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل (لیست انتظار) بود. گروه آزمایش شامل 13 مادر بود که طی هشت جلسه هفتگی در مداخله شرکت کردند و 14 مادر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان از میان مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال که به مرکز مشاوره مهرروان در تهران مراجعه کرده بودند و با مشکلات رفتاری و هیجانی کودک خود مواجه بودند، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ظرفیت تأملی والدین، چک لیست تنظیم هیجانی والدین، و نسخه کوتاه شاخص استرس فرزندپروری بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر ذهنی سازی منجر به بهبود معنادار ظرفیت ذهنی سازی در رابطه والد–کودک و مهارت های تنظیم هیجانی مادران در گروه آزمایش شده است. با این حال، کاهش استرس فرزندپروری به مداخله های چندبعدی یا مکمل نیاز دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گامی مؤثر در جهت توسعه مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی در حوزه فرزندپروری و انطباق آن با بافت فرهنگی ایران محسوب می شود، و می تواند به غنای ادبیات نظری و کاربردی این حوزه کمک کند
تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 پرستار بیمارستان امام صادق (ع) شهرستان دلیجان و بیمارستان امام خمینی محلات در سال 1403 بود که از آن میان، تعداد 215 پرستار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوس کیس و واروی ک و همکاران(1989)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولزوکاترایت-هاتون (1997) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)بود. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار های SPSS و LISREL و مدل معادلات ساختاری مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد مدل فرضی پژوهش از برازش کافی برخوردار است و بین باورهای فراشناختی با میانجی گری سبک های مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با استرس و مؤلفه های آن بر اضطراب سلامت تأثیرگذار است. بین باورهای فراشناخت و سبک مقابله ای هیجان مدار (711/0) رابطه معناداری به صورت مثبت وجود دارد. همچنین رابطه بین باورهای فراشناخت با اضطراب سلامت(604/0) نیز مثبت و معنادار می باشد. همچنین رابطه بین سبک مقابله ای مسئله مدار با اضطراب سلامت با مقدار 604/0 مثبت و معنادار و رابطه بین سبک مقابله ای هیجان مدار با اضطراب سلامت با مقدار 484/0- منفی و معنادار است. قابل ذکر است که ماتریس همبستگی بین متغیرها در سطح 01/0 ≥p معنادار می باشد. نتیجه گیری: نقش اضطراب به عنوان یک عامل مهم در سلامت روان پرستاران باید به عنوان مبنایی در مطالعات جدید برای شناسایی شیوع علائم اصلی اضطراب؛ و همچنین اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با آن مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول هیجانی- کارکردی پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی- همبستگی، نمونه ای به حجم 211 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403، به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس تحول یکپارچه پایه نوجوان (ABIDS)، مقیاس تحول یکپارچه پیشرفته نوجوان (AAIDS) و فرم کوتاه مقیاس طرح واره های ناکارآمد اولیه (SF-YSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد انجام شد. یافته ها: درمجموع یافته ها نشان داد که از میان قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته، به ترتیب مبادله و حل مساله اجتماعی و صمیمیت و جذب شدن به انسان ها بیشترین تأثیر را بر طرح واره های حوزه بریدگی و طرد داشته و نیازمند مداخله جدی تری هستند. همچنین، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین نقش را در شکل گیری طرح واره های حوزه خودگردانی و عملکرد مختل ایفا کرده اند. در مورد طرح واره های مربوط به محدودیت های مختل، مؤلفه های تفکر چندعلیتی، تنظیم عواطف و رفتار، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین تأثیر را داشته اند. افزون بر این، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر مبتنی بر معیار درونی، بیشترین تاثیر را در شکل گیری طرح واره های حوزه دیگر جهت مندی داشته اند. در نهایت، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری مهم ترین سازه های تأثیرگذار بر طرح واره های حوزه گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری شناخته شدند. نتیجه گیری: درمجموع با نظر به یافته های پژوهش به نظر می رسد که طراحی و اجرای مداخلات درمانی با هدف تقویت قابلیت های تحول هیجانی-کارکردی پایه و پیشرفته می تواند نقش بسزایی در تعدیل طرح واره های ناکارآمد نوجوانان داشته باشد
نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه و بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که با ویژگی هایی مانند تکانشگری و ضعف در تفکر آینده نگر همراه است. هدف این پژوهش، بررسی نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر 10 تا 12 ساله با نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی در مدارس منتخب شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و از میان ۱۵۰ دانش آموز، پس از غربالگری با مقیاس درجه بندی کانرز، ۱۰۰ نفر واجد شرایط شرکت در مطالعه بودند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه های کانرز والدین، تکانشگری بارت (1995)، عملکرد خانواده مک مستر (1950)، و تفکر آینده نگر (2020) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده و تفکر آینده نگر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(001/0>p) و بین تکانشگری و تفکر آینده نگر رابطه منفی و معنادار مشاهده شد (001/0>p). نتیجه گیری: تکانشگری و عملکرد خانواده نقش مهمی در تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی دارند. بنابراین، مداخلات آموزشی و درمانی با تمرکز بر بهبود عملکرد خانواده و کاهش تکانشگری می تواند به ارتقاء توانایی تفکر آینده نگر این کودکان کمک کند
اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمالگرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوگیری های شناختی الگوی مشخصی از انحراف در تفکر هستند که خطاهایی را در قضاوت و تصمیم گیری فرد ایجاد می نماید و می توانند در ابراز رفتار ناسازگارانه و در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی نقش داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی بر کمال گرایی و انعطاف پذیری شناختی در اختلال شخصیت وسواسی جبری انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی همراز آموزش و پرورش گنبدکاووس در سال 1403 که با استفاده از پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت وسواسی جبری مارتوکوویچ (2010) ، و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور دو ، مبتلا به اختلال تشخیص داده شده بودند و نمونه شامل 40 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل با پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفته و در 8 جلسه مداخله با نرم افزار اصلاح سوگیری شناختی شرکت کردند که مدت دو ماه به طول انجامید. آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس کمال گرایی چند بعدی فراست (1990) ، و مقیاس انعطاف پذیری شناختی دنیس و همکاران (2010) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد اصلاح سوگیری های شناختی طی جلسات منجر به کاهش کمال گرایی و مولفه های آن و افزایش انعطاف پذیری شناختی و مولفه های آن می شود. نتیجه گیری: مداخلات اصلاح سوگیری شناختی می توانند به عنوان درمان کمکی مقرون به صرفه در کنار سایر روش ها به ویژه برای افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری که به خاطر ویژگی های اختلال کمتر از درمان های موجود بهره می برند، اثربخش باشد
هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در دانش آموزان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و بررسی رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در میان دانش آموزان ایرانی است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توسعه ای و با رویکرد همبستگی انجام شده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم استان تهران در سال تحصیلی 1403–1404 (حدود 65 هزار نفر) بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 415 نفر تعیین شد و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترس از شادی جوشنلو، پرسشنامه ناامیدی بک، مقیاس احساس ناکامی، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه سرزندگی ذهنی بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 25 و استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ 883/0 نشان دهنده همسانی درونی مطلوب است و تحلیل عاملی با KMO برابر با 872/0 و آزمون بارتلت معنادار، روایی سازه ابزار را تأیید کرد. توزیع نمرات نیز نرمال گزارش شد. فرضیه پژوهش مبنی بر وجود یک رابطه معنادار و مثبت بین ناامیدی و ناکامی تایید می شود. نتیجه گیری: در نهایت، این نتایج می تواند در مداخلات روان شناختی و مشاوره های تحصیلی کاربرد داشته باشد، به ویژه برای دانش آموزانی که ممکن است به طور همزمان با مشکلات روانی همچون ناامیدی و ناکامی روبرو باشند.
تاثیر تمرین هوازی و مکمل افرودیت بر سطح برخی فاکتورهای آنتی اکسیدانی در زنان یائسه مبتلا به افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یائسگی با کاهش هورمون های جنسی و تغییرات نوروهورمون-های تعیین کننده اتیوپاتوژنتیک رخ می دهد و خطر اختلالات روانی را افزایش می دهد. در این مطالعه تاثیر دوازده هفته تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل افرودیت (یک مکمل گیاهی است که از ترکیب چند گیاه مانند زنجبیل، زعفران، دارچین و خارخاسک تشکیل شده است که هر یک از ترکیبات بالا تأثیر درمانی ویژ ه ای دارد) را بر سطح برخی عوامل نورونی و نوروترانسمیترهای مرتبط با اختلالات روحی و روانی در زنان یائسه با افسردگی خفیف بررسی شد. مواد و روش ها: در یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی 1۰2 زن یائسه ساکن شهرستان اصفهان که طبق پرسشنامه بک افسردگی خفیف داشتند مورد بررسی قرار گرفت که با توجه به معیار های ورود به مطالعه، در چهار گروه شامل گروه کنترل- گروه تمرین هوازی – گروه مکمل افرودیت و گروه تمرین هوازی+مکمل افرودیت تقسیم شدند . برنامه تمرینات هوازی پیاده روی و دوی سبک با شدت متوسط ۶۵ الی ۷۰ درصد ضربان قلب روی تردمیل انجام شد و دوز استفاده از مکمل افرودیت دو دوز در روز بود. پس از جمع آوری داده های مربوط به اطلاعات آزمودنی ها ، ابتدا نرمال بودن داده ها به کمک آزمون کولوموگروف اسمیرنوف سنجش شد. سپس داده های بدست امده در هر گروه توسط ازمون تحلیل واریانس بین گروهی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد سطح پلاسمایی آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (SOD) (05/0>p) و سطح گلوتاتیون پلاسما (GSH) (05/0>p) افزایش یافته و این آنتی اکسیدان ها می توانند یا از تولید گونه های اکسید کننده جلوگیری کنند یا اثرات اکسیداتیو ROS را کاهش دهند. به طور معنی داری در گروه تمرین هوازی به همراه مکمل افرودیت نسبت به سایر گروه ها افزایش نشان داده شد (05/0>p). در حالیکه سطح مالون دی آلدهید (MDA) کاهش یافت (05/0>p). نتیجه گیری: تمرینات هوازی و مکمل آفرودیت به صورت هم افزایی استرس اکسیداتیو و علائم افسردگی را بهبود می بخشد.
مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افسردگی یکی از مشکلات بسیار شایع در افراد مبتلا به سایبرکندریا است که نیازمند اقدامات و مداخلات موثر است، از این رو در این مطالعه به مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر در قالب یک طرح آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را نوحوانان مبتلا به سایبرکندریا شهر اصفهان تشکیل می دادند که در این میان تعداد ۴۵ پسر ۱۴ تا ۱۸ ساله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در ادامه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده در گروه های آزمایش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری و گروه کنترل قرار گرفتند . این افراد در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به تکمیل پرسش نامه افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پرداختند، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حکایت از آن داشت که درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری علائم افسردگی را کاهش داده است (05/0>P). از طرفی دیگر درمان شناختی رفتاری نیز در کاهش علایم افسردگی به طور معناداری نتیجه بخش بوده است (05/0>P). اما بین مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری تفاوت معناداری در کاهش افسردگی مشاهده نشد. نتیجه گیری: این یافته ها از اثربخشی هر دو مداخله در کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا حمایت می کنند و درمانگران می توانند برای کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا از این مداخلات استفاده کنند.
اثربخشی بسته آموزش گروهی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه از رفتار های ناسازگارانه دوره ی نوجوانی است که در دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حیطه ی روانشناسی تربیتی را به خود معطوف ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پی گیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج به همراه پدرشان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین داوطلبان واجد شرایط و بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه قلدری ایلی نویز (2001) با مولفه های قلدری، نزاع و قربانی بود. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) آموزش مبتنی بر تقویت خانواده دریافت کرد؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر معنادار بود و این تأثیرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن مؤثر است. بنابراین این یافته می تواند مبنای طراحی مداخلات پیشگیرانه در مدارس قرار گیرد.
تدوین و اعتبارسنجی بسته ی آموزشی ادراکی-شناختی و بررسی اثربخشی آن بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین بسته ی آموزشی بر اساس مولفه های ادراکی-شناختی و بررسی میزان اثربخشی بسته ی تدوین شده بر متغیر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش ترکیبی-اکتشافی است که ماهیت کیفی و کمی دارد در بخش کیفی از تحلیل مضمون به شیوه آتراید-استرلینگ (2001) و در بخش کمی روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که بعد از دو ماه نیز پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی شهرستان سامان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 40 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه گنجانده شدند. گروه آزمایش 18 جلسه در طول 8 هفته و هر جلسه 50 دقیقه تحت آموزش بسته آموزشی ادراکی-شناختی به صورت انفرادی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل خرده مقیاس کارکردهای اجرایی آزمون عصب-روانشناختی کولیج (CNI؛ 2002) و چک لیست نشانگان نارساخوانی (میکائیلی منیع و فراهانی، 1384) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی ادراکی-شناختی ویژه کودکان نارساخوان از نظر متخصصان دارای روایی محتوایی کافی است. همچنین این بسته ی آموزشی بر کارکردهای اجرایی (0001/0>P؛ 57/0>Eta؛ 43/51>F) دانش آموزان نارساخوان تاثیر داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ادراکی-شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مورد استفاده قرار گیرد.
شیوع شناسی علائم اختلال اعتیاد به شبکه های اجتماعی و عوامل جمعیت شناختی مرتبط در دانشجویان شهر مشهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: باتوجه به اهمیت سلامت روان و شیوع بالای استفاده از شبکه های اجتماعی در کشور، هدف از انجام این مطالعه برآورد شیوع علائم اختلال اعتیاد به شبکه های اجتماعی و عوامل جمعیت شناختی مرتبط در بین دانشجویان شهر مشهد در سال 1403 بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر مقطعی با هدف توصیفی و همبستگی بود و داده ها از طریق روش پیمایشی جمع آوری شدند. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه های سطح شهر مشهد تشکیل می دادند. در این پژوهش تعداد 1549 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای و داوطلبانه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از مقیاس اختلال شبکه های اجتماعی ون دن ایدن و همکاران (2016) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آماری توصیفی و آزمون آماری خی دو و نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد حدود 2/33 درصد از دانشجویان شهر مشهد دارای نشانگان اختلال اعتیاد به شبکه های اجتماعی در سطح بالینی هستند. میانگین ساعت استفاده از شبکه های اجتماعی در طول شبانه روز در جمعیت دانشجویان 12/4 ساعت بود. بیشترین استفاده دانشجویان از شبکه های اجتماعی تلگرام 2/35 درصد، اینستاگرام 7/26 درصد، ایتا 6/15 درصد، روبیکا 4/9 درصد، یوتیوب 9 درصد و سایر بود. مهم ترین انگیزه دانشجویان در استفاده از شبکه های اجتماعی به ترتیب سرگرمی 6/24 درصد، ارتباطات اجتماعی 9/23 درصد، علمی و آموزشی 9/18 درصد، کاهش استرس و افکار منفی 1/14 درصد، اتلاف وقت و بی هدف 3/9 درصد، کسب درآمد 6/4 درصد و سایر عوامل 6/4 درصد بود. آزمون خی دو نشان داد که یک ارتباط معنادار بین اعتیاد شبکه های اجتماعی و جنسیت، وضعیت تاهل و شغل، مقطع تحصیلی و نوع دانشگاه وجود ندارد (005/0<p). نتیجه گیری: نتایج فوق نشانگر اهمیت برنامه ریزی بهداشتی و درمانی برای گروه دانشجویان به عنوان یک گروه در معرض خطر می باشد و لزوم توجه به وضعیت روانی و مداخلات روان درمانی مناسب به عنوان نیاز فوری برای دانشجویان ضروری است
اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری در زنان مبتلا به سرطان سینه: یک کارآزمایی بالینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از بیماری های ناتوان کننده در جهان شناخته می شود که آثار روانشناختی آن برای بیمار و خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش به بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری و ادراک بیماری زنان مبتلا به سرطان سینه پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دچار سرطان سینه شهر اصفهان تشکیل دادند. تعداد ۳۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بیمارستان سیدالشهدا انتخاب شدند. از پرسش نامه امیدواری اسنایدر و پرسش نامه کوتاه ادراک بیماری جهت بررسی نتایج درمان استفاده شد. جلسات طرح واره درمانی هیجانی بر اساس طرح واره درمانی هیجانی لیهی با ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای انجام شد. ابزار پژوهش پرسش نامه امیدواری اسنایدر و فرم کوتاه پرسش نامه ادراک بیماری بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه_گیری_های مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی هیجانی در مرحله پس آزمون و پیگیری بر ادراک بیماری تأثیر معنی داری داشت (۰۵/۰p<). همچنین طرحواره درمانی هیجانی بر امیدواری در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود (۰۵/۰p<).
اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن اگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از چالش های نوجوانان دارای قلدری، مشکلات رفتاری، عدم مهارت های ارتباطی و عدم همدلی می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری صورت گرفت. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دارای رفتارهای قلدری در شهر تبریز بود که در سال 1403 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای رفتار قلدری بود که برای انتخاب این نمونه ابتدا غربالگری انجام گرفت و پس از دسترسی به افراد مورد نظر، نمونه ها به روش تصادفی با روش قرعه کشی در قالب گروه های آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل در این زمان هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده مشکلات رفتاری، مقیاس همدلی شناختی و پرسشنامه مشکلات در ارتباط با دوستان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش همدلی شناختی و کاهش مشکلات ارتباط با دوستان، مشکلات رفتاری و مؤلفه های اختلال سلوک، پرخاشگری اجتماعی، مشکلات توجه – ناپختگی و اضطراب - گوشه گیری به طور معناداری مؤثر بوده است. در حالی که در خرده مقیاس های رفتار روان پریشی و حرکات اضافی تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی جهت کاهش مشکلات رفتاری، بهبود مهارت ارتباط با دوستان و افزایش همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری بهره گرفت
بررسی تبیین مدل ساختاری خستگی هیجانی بر اساس جو مدرسه: نقش میانجی اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خستگی هیجانی معلمان می تواند تاثیر منفی بر عملکرد معلمان بر جای بگذارد، بر این اساس شناسایی عوامل موثر بر خستگی هیجانی معلمان ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تببین مدل ساختاری بین جو مدرسه با خستگی هیجانی با نقش میانجی اشتباق شغلی و عاطفه شغلی است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان شهر رومشکان بود که در سال 1403-1404 در این شهر تدریس می کردند که از بین آنها تعداد 340 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه پژوهش پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و Spss در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. متغیرهای جو مدرسه (337/0-=β)، اشتیاق شغلی (234/0-=β) و عاطفه شغلی (350/0-=β) تاثیر علی مستقیمی بر خستگی هیجانی معلمان داشته اند (05/0>p)، از سویی دیگر متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی در ارتباط بین جو مدرسه با خستگی هیجانی معلمان تاثیر نقش میانجی معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که جو مدرسه به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین خستگی هیجامی معلمان دارد، همچنین بخشی از تاثیر جو مدرسه بر خستگی هیجانی معلمان به طور غیر مستقیم از طریق متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی معلمان اعمال می گردد.