ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۸۸۱.

مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک (با تاکید بر فرهنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راه حل محور بهزیستی درمانی خودکارآمدی والدگری تاب آوری سلیاک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی بر خودکارآمدی والدگری و تاب آوری مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک با تاکید بر فرهنگ می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلا به سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بود. از بین جامعه مذکور، 60 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هرگروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با مرحله پیگیری 3 ماهه بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی والدگری دومکا(1996) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون(2003) استفاده شد. گروه های آزمایش درمان راه حل محور و بهزیستی درمانی را هرکدام 8 جلسه 90 دقیقه ای را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که هر دو مداخله منجر به افزایش معناداری خودکارآمدی والدگری و تاب آوری شدند (P<0.05). و درمان راه حل محور در مقایس ه با بهزیستی درمانی تأثی ر بیش تری ب ر افزای ش خودکارآمدی والدگری داش ت. و بین اثربخشی دو مداخله بر تاب آوری در دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت. به علاوه، این نتایج درطول مرحله پیگیری نسبتا پایدار باقی ماند. بنابراین هر دو مداخله می توانند به عنوان مداخلاتی سودمند برای مادران دارای فرزند مبتلا به سلیاک به کار گرفته شوند.
۸۸۲.

تدوین بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی با رویکرد آموزش مثبت و اثربخشی آن بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان متوسطه پژوهش تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خوش بینی تحصیلی بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی رویکرد آموزش مثبت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه: طی دو دهه گذشته، پژوهش های متعددی در مورد رابطه تاب آوری و خوش بینی تحصیلی دانش آموزان انجام شده است اما هنوز دانش آموزانی در مدرسه حضور دارند که با استرس های تحصیلی در کشمکش هستند. این وضعیت نشان می دهد فرایندی که آنها را به تاب آوری و خوش بینی تحصیلی هدایت می کند، همچنان یک موضوع چالش برانگیز است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی مبتنی بر رویکرد آموزش مثبت و اثربخشی آن بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دختر انجام شد. روش: در این پژوهش از طرح آمیخته اکتشافی مدل تدوین ابزار استفاده شد. ابتدا بسته آموزشی تاب آوری تحصیلی تدوین شد و روایی محتوایی آن تعیین گردید. سپس اثربخشی آن بر خوش بینی دانش آموزان به روش نیمه آزمایشی با ساختار تک آزمودنی ABA همراه با خط پایه چندگانه و پیگیری بررسی شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه یازدهم متوسطه منطقه چهار تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 بودند. روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. نمونه آماری شامل 5 دانش آموز پایه یازدهم یک دبیرستان دخترانه منطقه چهار تهران بود. اندازه گیری خوش بینی تحصیلی با استفاده از پرسشنامه خوش بینی تحصیلی اسچنن – موران و همکاران (2013)، سه مرتبه پیش از اجرای آموزش (خط پایه)، چهار مرتبه در جلسات آموزش (سوم، ششم، نهم و دوازدهم) و یک مرتبه چهار هفته بعد از پایان آموزش (پیگیری) انجام گرفت. از نرم افزار Excel برای انجام تجزیه و تحلیل بصری نمودارها، تحلیل روند، ارزیابی ثبات، درصد داده های غیرهمپوش (PND)، درصد داده های همپوش (POD) و میانگین درصد بهبودی (MPI) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره کلی خوش بینی و تمام خرده مقیاس ه ای آن در هر پنج آزمودنی از شروع خط پایه تا مرحله مداخله و پیگیری رو به افزایش بوده است. درصد بهبودی به ترتیب در آزمودنی اول 24%، در آزمودنی دوم 31%، در آزمودنی سوم 26%، در آزمودنی چهارم 34%، و در آزمودنی پنجم 31% بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان از برنامه آموزشی تاب آوری تحصیلی به عنوان مداخله مؤثر برای بهبود خوش بینی تحصیلی دانش آموزان استفاده کرد.
۸۸۳.

تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه آموزشی چندوجهی کودک خانواده و مدرسه محور حافظه فعال استدلال کمی ناتوانی ویژه یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.
۸۸۴.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت آموزی کودک راه حل محور و برنامه فرندز بر خودکارآمدی در روابط بین فردی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش مهارت آموزی کودک راه حل محور برنامه فرندز خودکارآمدی در روابط بین فردی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه: افزایش خودکارآمدی در روابط بین فردی، موجب تقویت روابط صمیمی با دیگران و در مقابل، مشکلات بین فردی منجر به پریشانی شخصی و عملکرد نامناسب فرد در روابط اجتماعی می شود. برنامه های درمانی مختلفی برای پیشگیری و درمان مشکلات رفتاری، عاطفی و اجتماعی کودکان تدوین شده است که برنامه فرندز و روش مهارت آموزی کودک راه حل محور از آن جمله هستند. در بررسی مقایسه این دو برنامه بر خودکارآمدی در روابط بین فردی کودکان، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش روش مهارت آموزی کودک راه حل محور و برنامه فرندز بر خودکارآمدی در روابط بین فردی کودکان انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی مدارس منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 45 دانش آموزان، با توجه به ملاک های ورود به عنوان نمونه آماری مطالعه حاضر انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (در هر گروه، 15 دانش آموز) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه خودکارآمدی در روابط بین فردی با همتایان در کودکان (ویلِر و لَد، 1982) بود. برنامه فرندز (بارت، 1991) و روش مهارت آموزی کودک راه حل محور (فورمن، 1990)، به صورت جداگانه طی 10 جلسه 60 دقیقه ای در گروه های آزمایش اجرا شدند. تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بنفرونی با بهره گیری از نرم افزار SPSS-21 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش مهارت آموزی کودک راه حل محور و برنامه فرندز، تأثیر معناداری بر افزایش خودکارآمدی در روابط بین فردی دانش آموزان داشتند ولی بین اثربخشی دو برنامه، تفاوت معناداری نبود (05/0 >P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نیز نشان داد که هر دو گروه آزمایش در متغیر خودکارآمدی و زیرمقیاس موقعیت بدون تعارض دارای تفاوت معناداری با گروه گواه هستند و منجر به بهبود معنادار این متغیرها شده اند (05/0 >P). هم چنین، نتایج پس از دو ماه پیگیری همچنان پایدار بود (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، به نظر می رسد با آموزش روش مهارت آموزی کودک راه حل محور و برنامه فرندز به کودکان دوره دوم ابتدایی، می توان خودکارآمدی در روابط بین فردی با همتایان را افزایش داد.
۸۸۵.

ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تکانشگری نشخوارذهنی مصرف مواد زنان زندانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
۸۸۶.

نقش میانجی گر تاب آوری در رابطه انعطاف پذیری تصویر بدن با سبک ارتقادهنده سلامت در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری تصویر بدن تاب-آوری سبک ارتقا دهنده سلامت سندرم تخمدان پلی کیستیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه: سندرم تخمدان پلی کیستیت یکی از شایع ترین اختلالات در زنان است که می تواند تأثیرات روانشناختی گسترده ای داشته باشد. در این میان، انعطاف پذیری تصویر بدن، می تواند تأثیرات مثبتی بر تاب آوری زنان داشته باشد. تاب آوری به عنوان یک متغیر واسطه ای می تواند در تقویت سلامت روان و جسم این زنان نقش مهمی ایفا کند و به بهبود کیفیت زندگی آن ها کمک کند. با این حال، در ادبیات موجود، شکاف هایی در بررسی نقش تاب آوری در این زمینه مشاهده می شود و نیاز به پژوهش های بیشتری در این حوزه احساس می شود. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه انعطاف پذیری تصویر بدن با سبک ارتقاءدهنده سلامت در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان و دختران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به بیمارستان کمالی شهرکرج در سال 1403- 1402 تشکیل داد و از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 600 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (کانر دیویدسون، 2003)، سبک ارتقاءدهنده سلامت (والکر و همکاران، 1981) و انعطاف پذیری تصویر بدن (ماگالانز، 2015) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادد که انعطاف پذیری تصویر بدنی به طور مثبتی بر تاب آوری تأثیر دارد و بالعکس، انعطاف ناپذیری ارتباط معکوس معناداری با تاب آوری را ترسیم می نماید (05/0 >P). همچنین تاب آوری بر سبک ارتقاءدهنده سلامت زنان پژوهش حاضر، تأثیری مثبت را گزارش کرده بود (05/0 >P). همچنین یافته ها نشان داد که تاب آوری به عنوان یک متغیر واسطه ای عمل کرده و می تواند رابطه بین انعطاف پذیری تصویر بدن و سبک ارتقاءدهنده سلامت را تبیین نماید (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند به طراحی مدل های مداخلاتی کمک کند که هدف آن تقویت انعطاف پذیری تصویر بدن و تاب آوری در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک باشد. این مداخلات می تواند بهبود سبک زندگی و افزایش سلامت روان و جسم این زنان را تسهیل کند و در نهایت منجر به افزایش کیفیت زندگی آن ها شود.
۸۸۷.

اختلالات مصرف مواد و رفتارهای خودکشی: مقایسه مواد غیر قانونی و متادون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اختلالات مصرف مواد خودکشی سوء مصرف مواد متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
شیوع خودکشی در میان افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد همچنان یک مسئله مهم سلامت عمومی در سطح جهان است. مرور متون پزشکی نشان می دهد که هم اعتیاد به مواد و هم اعتیادهای رفتاری ارتباط نزدیکی با افزایش افکار و تلاش برای خودکشی دارند. یک بررسی نظام مند که آرمون و همکاران انجام دادند، نشان داد 35 درصد از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد افکار خودکشی را گزارش کردند، درحالی که 20 درصد در سال گذشته اقدام به خودکشی کرده بودند [1]. در بین افراد مبتلا به اعتیادهای رفتاری، افکار خودکشی در اختلال قمار (22/9) و اعتیاد جنسی (18/2) بالاترین میزان بود [2]. عواملی مانند سابقه اقدام به خودکشی قبلی، افسردگی و سوء مصرف چند ماده به طور قابل توجهی خطر خودکشی را افزایش می دهند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین و عدم حمایت خانواده نیز به افزایش آسیب پذیری کمک می کند [2].
۸۸۸.

اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای ارتباطی الگوهای ارتباطی ناکارآمد تعارض زناشویی زوج درمانی شناختی-رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری بر الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی زوجین متعارض بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی میثاق و آفاق شهر رشت در سال 1402 بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 34 زوج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (17 زوج) و گواه (17 زوج) جایگذای شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تعارض زناشویی (MCQ؛ ثنایی و براتی، 1379)، مقیاس الگوهای ارتباطی (CPQ؛ کریستنسن و سالاوی، 1984) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (RBI؛ ایدلسون و اپستین، 1982) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت زوج درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون الگوهای ارتباطی ناکارآمد و باورهای ارتباطی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت زوج درمانی شناختی-رفتاری روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش الگوهای ارتباطی و باورهای ارتباطی ناکارآمد زوجین متعارض است.
۸۸۹.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همجوشی شناختی استرس ادراک شده اختلال ملال پیش از قاعدگی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور، از جامعه آماری دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی دانشگاه آزاد واحد تالش در محدوده سنی 18 تا 25 سال در سال 1402، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی دو ماه در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای یکبار دریافت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ابزار غربالگری ملال پیش از قاعدگی ستینر و همکاران (2003، PSST) و پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (2008، PSS) و همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014، CFS)، استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر این اساس، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی مداخله ای مؤثر در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی می باشد.
۸۹۰.

پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ناگویی هیجانی انعطاف پذیری شناختی دشواری های تنظیم هیجان مادر نوجوانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
۸۹۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درد و کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کفایت اجتماعی درد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد فیبرومیالژیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش درد و کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مراجعه کننده به کلینیک فوق تخصصی درد دکتر سیروس مومن زاده از خرداد ۱4۰۲ تا بهمن 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 24 نفر از این افراد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده درد مگ کیل (2009، MPQ) و پرسشنامه کفایت اجتماعی برمستر و همکاران (1998، SCQ) بود. گروه آزمایش 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون شدت درد و کفایت اجتماعی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 001/0P< وجود داشت. این نتایج بیان می کند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یک روش روان درمانی مناسب برای کاهش شدت درد و بهبود کفایت اجتماعی بیماران مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا است.
۸۹۲.

Investigating the effectiveness of repeated and intensified bifrontal transcranial direct current stimulation (tDCS) on the improvement of love trauma syndrome in romantic relationship breakup: A case report(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: DLPFC love trauma Romantic relationship breakup Transcranial direct current stimulation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۹۹
Objective: Experiencing stress and emotional disturbances due to ending and separating from a romantic relationship is one of the most painful events for some people. We aimed to evaluate a repetitive transcranial direct current stimulation (tDCS) protocol on a girl experiencing an unmarried relationship break-up.Methods: We aimed to evaluate a tDCS protocol to the left dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC) (10 sessions, 2 mA current intensity for 20 minutes, one session each day) on a girl experiencing an unmarried relationship break-up (In Iran, the year 2022). In order to evaluate the effect of this protocol, the assessment of love trauma (Love Trauma Inventory (LTI), depression (Beck Depression Inventory (BDI-II), anxiety Hamilton Anxiety Rating Scale (HAM-A), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) was done at different time intervals, before and after the intervention and follow-up.Results: Repetitive tDCS stimulation protocol with left anodal/right cathodal DLPFC montage may effectively reduce emotional disturbances after the experience of separating from a romantic relationship and lead to improved mood.Conclusion: In order to generalize the introduced stimulation protocol, it is necessary to investigate more in large groups of people who have experienced a romantic relationship breakup.
۸۹۳.

بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: دلبستگی به خدا افسردگی اضطراب استرس فشار خون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون انجام گرفته است. این پژوهش زیردسته تحقیقات کمّی است که از نظر هدف بنیادی و از نظر روش گردآوری یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمام بیماران فشار خون شهرستان خوی در بهار سال 1401 که توسط پزشک متخصص تشخیص این بیماری را گرفته بودند، می باشد. حجم نمونه شامل 150 نفر می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس از افرادی که به مطب پزشکان متخصص مراجعه می کنند و تشخیص این بیماری را دارند، انتخاب شدند و افراد به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه دلبستگی به خدا رووات و کرک پاتریک و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون ارتباط معناداری وجود دارد (05/p <0). دلبستگی به خدا با ایجاد امید و هدفمندی و کاهش تنش باعث می شود فرد اضطراب و استرس کمتری را تجربه کرده و احتمال ایجاد افسردگی در افراد کمتر گردد.
۸۹۴.

مدل یابی اشتیاق تحصیلی بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی با میانجی گری ارزش ذاتی تکلیف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیازهای بنیادین روان شناختی ارزش ذاتی تکلیف اشتیاق تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۱
هدف پژوهش حاضر تبیین اشتیاق تحصیلی براساس نیازهای روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف در قالب یک مدل علی بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع روش تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 245 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های نیازهای بنیادی روان شناختی لاگاردیا و همکاران (2000)، ارزش تکلیف پینتریچ و همکاران (1991) و اشتیاق تحصیلی گونیوس و کوزو (2015) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. جهت اعتبار پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج حاکی از اعتبار مطلوب ابزارها بود. نتایج تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسب داشت و تأثیر نیازهای بنیادین روان شناختی بر ارزش ذاتی تکلیف (01/0P) و اشتیاق تحصیلی (01/0P) و همچنین تأثیر ارزش ذاتی تکلیف بر اشتیاق تحصیلی (01/0P) مثبت و معنادار بود. همچنین نقش واسطه گری ارزش ذاتی تکلیف نیز معنادار (01/0P) بود. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که نیازهای بنیادین روان شناختی و ارزش ذاتی تکلیف از پیشایندهای مهم اشتیاق تحصیلی هستند.
۸۹۵.

عوامل شکل گیری دوستی ها و روابط پیش از ازدواج دختران و پسران: یک مطالعه کیفی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روابط پیش از ازدواج عوامل فردی عوامل خانوادگی عوامل اجتماعی فراترکیب کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
در دهه های اخیر، روابط پیش از ازدواج به یکی از چالش های مهم جامعه ایرانی تبدیل شده است. اسلام به عنوان دین جامع، ضمن به رسمیت شناختن نیازهای طبیعی انسان، چارچوب های مشخصی را برای روابط بین دو جنس تعیین کرده و روابط خارج از این چارچوب را نامشروع می داند. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری روابط دوستی پیش از ازدواج در ایران، با روش فراترکیب کیفی انجام شده است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمی مرتبط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر روابط پیش از ازدواج را می توان در سه مقوله اصلی طبقه بندی کرد: ۱) عوامل فردی (شامل ابعاد گرایشی، بینشی و روانشناختی)؛ ۲) عوامل خانوادگی (شامل فضای درونی، نظارتگری و سبک تربیتی)؛ و ۳) عوامل اجتماعی (شامل عوامل فرهنگی، محیطی، رسانه و گروه همسالان). نتایج نشان می دهد که این پدیده چندعاملی بوده و می تواند پیامدهای منفی متعددی از جمله افت تحصیلی، مشکلات روحی و روانی، آسیب های اجتماعی و مشکلات در زندگی زناشویی آینده را به همراه داشته باشد. درک این عوامل می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان اجتماعی در تدوین راهکارهای مناسب برای مواجهه با این پدیده کمک کند.
۸۹۶.

انطباق فرهنگی در روان درمانی و مشاوره: مروری بر مدل ها و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انطباق فرهنگی مداخلات روان درمانی مدل ها و روش ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۲۹
زمینه: درمانگران متوجه شده اند که درمان باید با شخصیت بیمار و زمینه منحصر به فرد او متناسب باشد. رویکردهای روان درمانی و مشاوره ای که زمینه های فرهنگی را در نظر نگیرند، ممکن است حتی مراجعان را در معرض آسیب قرار دهند. لذا انطباق فرهنگی که یک روند سیستماتیک است، برای متناسب کردن درمان با زمینه فرهنگی مراجعان ضرورتی است که باید طبق مدل های علمی انجام شود. هدف: مطالعه حاضر با هدف مروری روایتی بر مدل ها و الگوهای انطابق فرهنگی در روش های روان درمانی و مشاوره انجام شد. روش: این پژوهش به روش مرور روایتی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتاب ها و مقالات منتشر شده انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی شامل APAPsycNet, Google Scholar, PubMed با کلیدواژه های انطباق فرهنگی، مداخلات روان درمانی، مدل ها و روش ها در بازه زمانی (1990-2023) بود که براساس معیارهای ورود و خروج مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: این مقاله ادبیات مربوط به مسائل فرهنگی مداخلات روان درمانی و همچنین تعریف و انواع تطابق فرهنگی، مؤلفه های اساسی آن و در پایان 8 مدل انطباق فرهنگی را مرور می کند شامل: 1) مدل اعتبار اکولوژیکی، 2) مدل چند بعدی برای درک روان درمانی های پاسخگوی فرهنگی، 3) مدل تأثیر فرهنگ بر درمان، 4) مدل فرآیندی انطباق فرهنگی، 5) مدل برنامه پیشگیری ترکیبی، 6) مدل اقامت فرهنگی لئونگ، 7) چارچوب انطباقی درمان انتخابی و هدایت شده و 8) چارچوب اکتشافی. نتیجه گیری: انطباق فرهنگی یک فرآیند سیستماتیک است که باید طبق اصول و پروتکل های تدوین شده در متون علمی انجام شود و اکثر صاحب نظران خواستار یک فرآیند سیستماتیک و دقیق هستند. مدل های انطباق فرهنگی به اصلاح فرآیند و محتوای درمان ها برای افزایش تعامل، قابلیت پذیرش و همخوانی درمان با فرهنگ درمانجو می پردازند. در این مقاله تلاش شد ضرورت پرداختن به انطباق فرهنگی برجسته گردد و مروری بر تلاش ها و مدل های ارائه شده فعلی صورت گیرد تا زمینه ساز آگاهی اولیه در این حوزه باشد و متخصصان و پژوهشگران ایرانی با استفاده از مدل های ارائه شده، در جهت انطباق مداخلات روان درمانی و مشاوره جهت افزایش اثربخشی این خدمات در حد امکان گام بردارند.
۸۹۷.

پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی بر اساس ابعاد پنج گانه شخصیت با نقش میانجی خودپنداره در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویژگی های شخصیتی مهارت حل مسئله کمک طلبی تحصیلی خودپنداره دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
زمینه: توانایی حل مسئله یکی از اهداف والا در نظام های آموزشی است. از طرفی پرورش روحیه کمک طلبی در ابعاد مختلف در اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش مورد تأکید قرار گرفته است. با بررسی ادبیات این حوزه کمتر مطالعه ای را می توان یافت که زمینه را برای ارائه مدلی برای مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با در نظر گرفتن نقش خودپنداره فراهم ساخته باشد. هدف: هدف مطالعه حاضر، ارائه مدلی برای پیش بینی مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر براساس ابعاد پنج گانه شخصیت با میانجی گری خودپنداره بود. روش: طرح پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تهران به تعداد 98237 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود. مطابق با جدول مورگان 538 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (به نسبت پایه تحصیلی دانش آموزان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت نئو (کاستا و مک کری، 1986)، حل مسئله (هپنر، 2012)، کمک طلبی تحصیلی (ریان و پنتریچ، 2007) و مقیاس خودپنداره (راجرز، 1975) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای Spss25، و Amos24 انجام شد. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که میان ابعاد پنج گانه شخصیت (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی در برابر تجربه، سازگاری و توافق، وظیفه شناسی) و مهارت حل مسئله و کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد، به طوری که ابعاد پنج گانه شخصیت به صورت همزمان 285/0 از واریانس مهارت حل مسئله دانش آموزان و 38/0 از کمک طلبی را تبیین می کنند (05/0 >P). همچنین نقش میانجی خودپنداره
۸۹۸.

طراحی و بررسی ویژگی های روانسنجی ابزار سنجش هوش ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش ورزشی توانایی های شناختی در ورزش انعطاف ذهنی ساختار عاملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
زمینه: هوش ورزشی به عنوان توانایی پردازش و واکنش مؤثر به محرک های محیطی، به ویژه در ورزش های سطح بالا، نقش کلیدی ایفا می کند و شامل مؤلفه هایی چون زمان واکنش، توجه، دقت، مهارت های همزمان و انعطاف پذیری ذهنی است. بسیاری از مطالعات به اهمیت این مؤلفه ها در موفقیت ورزشی پرداخته اند، اما ابزارهای موجود تنها به ارزیابی جنبه های محدودی از هوش ورزشی پرداخته و به طور جامع توانایی های چندگانه ورزشکاران را در شرایط پویا نمی سنجند. این شکاف پژوهشی نیاز به طراحی ابزاری جامع و روان سنجی شده را برجسته می سازد که بتواند با ارزیابی چندبعدی، درک دقیق تری از توانمندی های شناختی و عملکردی ورزشکاران ارائه دهد. بنابراین، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی این ابزار می تواند به شکل گیری معیارهای معتبر در ارزیابی هوش ورزشی و بهبود عملکرد ورزشی منجر شود. هدف: این پژوهش باهدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی ابزار هوش ورزشی در میان ورزشکاران و غیرورزشکاران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع ساخت ابزار بود. جامعه آماری آن شامل تمامی ورزشکاران و غیرورزشکاران 16 تا 55 ساله استان البرز در سال 1401 بود. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، 624 نفر انتخاب شدند. علاوه بر ابزار هوش ورزشی، از آزمون هوش کتل (1961) نیز استفاده شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS نسخه 27 و R نسخه 4.0.2 و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب همبستگی پیرسون، آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد و ضریب همبستگی درون طبقه ای تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که ابزار هوش ورزشی شامل پنج عامل است. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد هوش ورزشی و آزمون هوش کتل مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی ملاکی مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7 /0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که ابزار هوش ورزشی از روایی و اعتبار کافی برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای ارزیابی هوش ورزشی در افراد 16 تا 55 سال مورد استفاده قرار گیرد.
۸۹۹.

رویکرد تربیتی مادران در تعامل با دختران (9- 11 ساله) در مورد نماز و حجاب: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تربیت دینی تربیت دختران حجاب نماز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد مادران در تعامل با دختران 9 تا 11 ساله شان درباره نماز و حجاب صورت گرفت. این پژوهش به لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادی و از لحاظ روش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند دختر 9 تا 11 ساله ساکن در تهران در سال 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس نمونه گیری شد و پس از 17 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. ابزارهای این پژوهش شامل یک مصاحبه نیمه ساختاریافته و دو سوال خودگزارش دهی درباره میزان عمل به نماز و حجاب بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل مضمون به روش براون و کلارک و در چارچوب قیاسی-استقرایی بود. با تحلیل محتوای مصاحبه ها 19 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی بدست آمد و طبق آن مادران به سه دسته تقسیم شدند. یافته ها نشان داد 13 نفر از 17 مادر که خود را اهل انجام نماز و حجاب معرفی کردند، رویکرد تربیتی متفاوتی با قرآن در مورد نماز و حجاب داشتند و علی رغم اینکه رویکرد قرآن تقلیل ندادن اعمال دینی به رفتار ظاهری و انجام اعمال دینی از روی شناخت و آگاهی یا همان رویکرد غیرتقلیل گرایانه است، تأکید اکثر مادران بر روی رفتار و خروجی عینی نماز و حجاب و تقلیل آن ها به رفتاری ظاهری و رویکردی تقلیل گرایانه بود. لذا به نظر میرسد لازم است مادران از روش های تربیتی قرآن آگاهی پیدا کنند تا فرزندان خود را بر اساس آن تربیت کنند.
۹۰۰.

رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن: نقش میانجی کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دشواری در تنظیم هیجان پرخاشگری کیفیت خواب اعتیاد به شبکه های اجتماعی میگرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری کیفیت خواب بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آم اری شامل افراد مراجعه کننده دارای میگرن به کلینیک های نورولوژی استان گیلان در سال 1402-1403 بود. 200 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل خواجه احمدی و همکاران (1394)، دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گراتز و رومر (2004)، کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI) بویس و همکاران (1989)، پرخاشگری (BPAQ) باس و پری (1992) استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). دشواری در تنظیم هیجان بر پرخاشگری و کیفیت خواب اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب بر پرخاشگری اثر مستقیم دارد (05/0>P). کیفیت خواب در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری اثر غیر مستقیم دارد (05/0>P). در نتیجه کیفیت خواب می تواند در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان با پرخاشگری در افراد مبتلا به میگرن نقش میانجی ایفا کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان