فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی زوج درمانی رفتار یکپارچه نگر بر خود تنظیمی هیجانی و خود شفقتی زوج های دچار تعارض انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره نوید آرامش آمل طی سال 1402 بود که به علت تعارضات زناشویی به این مرکز مراجعه کرده بودند. بر این اساس 120 زوج متقاضی دریافت مشاوره، با روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه کنترل (10 زوج، 20 نفر) و آزمایش (10 زوج، 20 نفر) قرار گرفتند. جلسات مشاوره به صورت زوجی اجرا شد و هر زوج در 10جلسه ) ۹۰ دقیقه ای به صورت یک جلسه در هفته( تحت مداخله درمانی مبتنی بر زوج درمانی رفتار یکپارچه نگر قرار گرفتند. جلسات آموزشی گروه زوج درمانی با استفاده از زوج درمانی رفتار یکپارچه نگر اجرا شد. پرسشنامه های مورد پژوهش، پرسشنامه تنظیم هیجان، پرسشنامه شفقت بر خود و پرسشنامه سازگاری زناشویی بود. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که زوج درمانی رفتار یکپارچه نگر بر خود تنظیمی هیجانی (P=0/000 , F=17/58) و خود شفقتی (P=0/000 , F= 32/25) زوجین دچار تعارض اثرگذار بوده است . بنابراین، باتوجه به یافته های به دست آمده نتیجه گرفتیم، زوج درمانی رفتار یکپارچه نگر روش مناسبی برای بهبود خودتنظیمی هیجانی و خودشفقتی زوجین دچار تعارض است.
بررسی اثر بخشی درمان هیجان مدار بر حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
61 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آن ها، ۳۰ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت درمان هیجان مدار قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجان مدار به طور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت درمان هیجان مدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفه های شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.
نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۴۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان انجام شد. این پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه در این مطالعه 251 نفر در نظر گرفته شد که به روش نمونه گیری در دسترس از طریق مدارس انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مشکلات بین فردی (IIP-32؛ بارخام و همکاران، 1996)، فرم کوتاه مقیاس نه گویه ای اختلال بازی اینترنتی (IGDS9-SF؛ پونتز و گریفث، 2015) و پرسشنامه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانر و همکاران، 2000) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری گویای این بود که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم اختلال بازی اینترنتی و مشکلات بین فردی بر اضطراب اجتماعی معنادار بود، همچنین اثر اختلال بازی اینترنتی بر مشکلات بین فردی معنادار بود (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج دلالت بر این داشت که اختلال بازی اینترنتی به صورت مستقیم و با میانجی گری مشکلات بین فردی بر میزان اضطراب اجتماعی نوجوانان تاثیر دارد.
اثر بخشی آموزش عزت نفس بر روی شفقت برخود در دوران بلوغ دختران متوسطه اول (مدرسه عصمت نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش عزت نفس بر میزان شفقت برخود در دوران بلوغ دختران پایه نهم متوسطه اول در مدرسه عصمت نوشهر بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۱۱۰ نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم بود که ۶۰ نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش عزت نفس بر اساس بسته های آموزشی معتبر شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه شفقت برخود فرم کوتاه بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش عزت نفس تأثیر معناداری بر افزایش سطح کلی شفقت برخود دارد (p < 0.05). همچنین، این آموزش به طور معناداری موجب افزایش مهربانی به خود، تجارب مشترک انسانی، ذهن آگاهی و کاهش قضاوت گری و احساس انزوا شد. اما در بعد همانندسازی افراطی، تفاوت معناداری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آموزش عزت نفس می تواند به عنوان مداخله ای اثربخش در بهبود مؤلفه های روان شناختی مرتبط با خودپذیری و کاهش خودانتقادی در دختران نوجوان به کار گرفته شود. چنین مداخلاتی در بافت مدرسه می تواند در ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان مؤثر واقع شود.
Work Stress as a Correlate of Mental Well-being: A Study of Private School Teachers
حوزههای تخصصی:
Objective : The increasing demands of the teaching profession, especially in private schools, have made work-related stress a major contributor to the decline of mental well-being among teachers. Understanding the relationship between work stress and mental well-being is crucial in order to help teachers deal with this overwhelming problem. This study examined work stress as a correlate of mental well-being among private secondary school teachers, and to assess whether gender, marital status, and teaching experience moderate this relationship. Methods : A descriptive correlational research design was adopted for this study. The target population of the study was 1,253 private school teachers and a sample of size of 424 private school teachers was utilised using stratified random sampling method. The instruments utilised for data collection are the School Teachers Job Stressor Scale (STJSS) and the General Health Questionnaire (GHQ-12). Pearson correlation and hierarchical multiple regression analyses were used to analyze the data. Results: The results showed a significant negative correlation between work stress and mental well-being (r = -0.767, p < 0.001). Gender significantly moderated the relationship (β = .187, p < 0.001), with male teachers showing greater susceptibility. Marital status (β = -0.191, p < 0.001) and teaching experience (β = .187, p < 0.001) also significantly moderated the relationship, indicating that married and less experienced teachers were more negatively affected by work stress. Conclusion : The study concludes that high work stress significantly diminishes the mental well-being of private school teachers, with the magnitude of this impact varying significantly across demographic variables such as gender, marital status, and years of teaching experience.
Psychophysiological Responses to Mindful Equanimity Induction in Virtual Reality: An Exploratory Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Equanimity, as a critical feature of well-being can be strengthened and Virtual reality (VR) can be employed to cultivate this capacity. No previous study has directly investigated the impact of different equanimity practices within VR and compared people’s preferences for different practices. This study was conducted to explore whether practicing equanimity within three VR scenarios can increase mind-body calmness. Three VR scenarios (<10 min) were developed. A within-subject study (n=75) was designed to assess impact of these practices in improving calmness indices. Participants were exposed to VR practice sessions combining sound of a teacher and three animation environments including Mountain, Ocean, and Sky facing with changes during a year or day. Participants’ experience of each session was assessed using heart rate variability (HRV), respiratory rate, and self-reported ratings. Subjective state anxiety was also assessed at baseline and after the end of three VR sessions. Physiological indices were improved in Ocean practice compared to baseline and two other practices. Results showed that physiological indices during practices were correlated with self-reports of mindfulness, self-knowledge, and interoceptive awareness (p<.05). A significant reduction was observed in self-reported assessment of state anxiety. Generally, VR practices of equanimity were shown to induce mind-body calmness.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر الگوی شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افراد کم توان ذهنی افزون بر مشکلاتی در زمینه یادگیری و تحصیل، دارای مشکلات رفتاری ناشی از ضعف در فرایندهای شناختی اجتماعی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر ۹ تا ۱۳ سال با کم توانی ذهنی شهر اراک در سال 1403 بود. تعداد 36 نفر از این دانش آموزان با بهره هوشی 55 تا 70 از یکی از مدارس استثنایی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از آخررین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه مشکلات رفتاری- فرم معلمان (راتر، 1967) در ایران استفاده شد. گروه آزمایش طی ۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه ای برنامه آموزشی مهارت اجتماعی را بر اساس مدل شناختی اجتماعی کرک و داج دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار بودند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش مهارت اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش بود (598/0=η2 ، 001/0=p، 57/50=(68، 2)F). نتیجه گیری: آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی توانسته است با بهبود در مراحل پردازش شناختی از جمله تفسیر دقیق تر نشانه های اجتماعی، انتخاب پاسخ های سازش یافته تر و تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی، به کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی منجر شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این مدل آموزشی در مدارس به عنوان روی آوردی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای سازش یافتگی اجتماعی کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
مدل علّی امید به تحصیل دانش آموزان براساس ادراک حمایت اجتماعی و بهزیستی روانی: نقش واسطه ای اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
33 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علّی امید به تحصیل دانش آموزان براساس ادراک حمایت اجتماعی و بهزیستی روانی با نقش واسطه ای اشتیاق تحصیلی بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه اول شهر یاسوج در سال تحصیلی 1403-1402. بود که از میان آنها نمونه ای به تعداد 360 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی ریو و تسینگ (2011)، ادراک حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988)، امید به تحصیل خرمایی و کمری (1396) و بهزیستی روانی ریف (1995) استفاده گردید. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری و همچنین، از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد بهزیستی روانی و اشتیاق تحصیلی توانستند به طور معناداری امید به تحصیل را پیش بینی کنند اما ادراک حمایت اجتماعی قادر به پیش بینی نمرات امید به تحصیل نبود؛ نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در مسیر ادراک حمایت اجتماعی با امید به تحصیل معنادار نیست؛ همچنین اثر غیر مستقیم اشتیاق تحصیلی در این مسیر معنادار نیست. اما اثر غیر مستقیم اشتیاق تحصیلی بر امید به تحصیل از مسیر بهزیستی روانی معنا دار است (16/0ß=). اشتیاق تحصیلی در رابطه بین بهزیستی روانشناختی و امید به تحصیل نقش میانجیگرانه دارد. در واقع بهزیستی روانشناختی با افزایش اشتیاق تحصیلی منجر به افزایش امید به تحصیل در دانش آموزان می گردد. بنابراین، تقویت بهزیستی روانی و اشتیاق تحصیلی می تواند نقش مهمی در افزایش امید به تحصیل دانش آموزان داشته باشد. پیشنهاد می شود برنامه هایی برای ارتقای بهزیستی روانی و اشتیاق تحصیلی طراحی و اجرا شود. مدارس و مشاوران می توانند با ایجاد محیط های حمایتی و ارائه فعالیت های انگیزشی، اشتیاق تحصیلی دانش آموزان را افزایش دهند و به این ترتیب به بهبود امید به تحصیل آنان کمک کنند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
121 - 130
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/بازداری از پاسخ بر بدتنظیمی هیجانی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردانی که در پاییز سال 1401 به کلینیک ها و مراکز مشاوره و روان درمانی تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره منطقه 3 شهر تهران مراجعه کردند و توسط روانپزشک تشخیص قطعی اختلال وسواسی-جبری دریافت نمودند، بودند. تعداد 51 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی به شیوه هدفمند وارد مطالعه شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول (درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی) و دوم (درمان مواجهه سازی/بازداری پاسخ) هر یک طی 12 جلسه 60 دقیقه ای به صورت فردی، تحت مداخله قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس وسواس فکری-جبری ییل-براون (Y-BOCS، گودمن و همکاران، 1989)، و پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، 2006)، بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بونفرونی انجام شد. یافته های بدست آمده نشان داد که هر دو روش مداخله در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری موجب کاهش بدتنظیمی هیجانی می شوند (01/0P<) و بین میزان اثربخشی دو روش تفاوت معناداری وجود ندارد (01/0<P). بطورکلی با بکارگیری هر یک از روش های مداخله ای درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی /بازداری از پاسخ می توان گام مهمی در تنظیم هیجان بیماران OCD برداشت.
رابطه جهت گیری های هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی: نقش واسطه ای ادراکات خودکارآمدی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
103 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش واسطه ای ادراکات خودکارآمدی در رابطه جهت گیری های هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی انجام شد. از جامعه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 تعداد 235 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)،پرسشنامه کانون کنترل راتر (1966)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که اثر مستقیم جهت گیری های عملکردی- گرایشی، تسلطی- گرایشی، عملکرد ی-اجتنابی، کانون کنترل درونی و ادراکات خود کارآمدی بر اشتیاق تحصیلی مثبت و معنادار است. در مقابل، جهت گیری تسلطی-اجتنابی اثر مستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی نداشت. همچنین، اثر مستقیم جهت گیری های عملکردی- گرایشی، تسلطی- گرایشی، عملکردی- اجتنابی و کانون کنترل درونی بر ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنا دار است؛ در حالی که اثر مستقیم جهت گیری تسلطی-اجتنابی بر ادراکات خودکارآمدی معنادار نبود. بعلاوه اثر غیرمستقیم جهت گیری های عملکرد ی-گرایشی، تسلطی -گرایشی، عملکردی- اجتنابی، کانون کنترل درونی بر اشتیاق تحصیلی بواسطه ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنا دار است؛ اما جهت گیری تسلطی-اجتنابی از لحاظ آماری اثر غیرمستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی از مسیر ادراکات خودکارآمدی نداشت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقویت ادراک خودکارآمدی و جهت گیری هدف مثبت می تواند نقش مؤثری در افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان ایفا کند. به ویژه، ایجاد حس کنترل و تسلط در امور تحصیلی می تواند انگیزه و تعهد تحصیلی آن ها را ارتقا بخشد و زمینه ساز موفقیت بیشتر شود.
بررسی مدل علی سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
133 - 163
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علی رابطه سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان منطقه 7 شهر تهران بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع مطالعات پیش بین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران نوجوان 15 تا 18 سال منطقه 7 شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه 306 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های اعتیاد به شبکه های اجتماعی خواجه احمدی و همکاران (1395)، سبک های دلبستگی سیمپسون (1990)، مدیریت اوقات فراغت وانگ (2019) و مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1985) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافته ها نشان داد بین ابعاد سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دختران نوجوان رابطه معنی دار وجود دارد (05/0>P). همچنین بر اساس یافته های به دست آمده، متغیرهای سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مدیریت اوقات فراغت در میزان اعتیاد به شبکه های اجتماعی تاثیر معنادار دارند و تاثیر متغیر مدیریت اوقات فراغت بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی بیشتر است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در طراحی برنامه های درمانی آموزشی اعتیاد به اینترنت نوجوانان استفاده گردد و با افزایش آگاهی در زمینه تاثیرات سبک های دلبستگی، ویژگی های شخصیت و مهارت مدیریت اوقات فراغت در جهت کاهش اثرات نامطلوب آن ها و کاهش استفاده اعتیادگونه از شبکه های اجتماعی مجازی به نوجوانان یاری رساند.
طراحی کارگاه آموزشی فنون کلاس داری امور تربیتی و تاثیر آن بر مدیریت کلاس معلمان پرورشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
171 - 205
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی یک کارگاه آموزشی برای فنون کلاس داری در امور تربیتی و بررسی تأثیر آن بر مدیریت کلاس معلمان پرورشی انجام شد. روش تحقیق ترکیبی با رویکرد اکتشافی (کیفی و کمی) بود. در مرحله اول، برای طراحی کارگاه آموزشی از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شد. در مرحله دوم، تأثیر کارگاه بر مدیریت کلاس معلمان با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل ارزیابی شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان پرورشی مقطع متوسطه اول شهر بهار در سال تحصیلی 1403-1402 بود، که از بین آنها 33 نفر (17 نفر گروه کنترل و 16 نفر گروه آزمایش) به طور تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه ابتدا در پیش آزمون پرسشنامه مدیریت کلاس عالی و امین یزدی (1387) را پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای فنون کلاس داری را یاد گرفتند، اما گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان آموزش، پس آزمون مدیریت کلاس برای هر دو گروه انجام شد. داده ها با تحلیل کواریانس و کواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS25 تحلیل شد. نتایج نشان داد که کارگاه آموزشی فنون کلاس داری بر توانایی مدیریت کلاس معلمان تأثیر معناداری داشته است. همچنین تأثیر آن بر ترکیب خطی مدیریت آموزش، مدیریت رفتار و مدیریت افراد نیز معنادار بود. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که برای افزایش اثربخشی آموزش های مدیریت کلاس، باید روش های تعاملی، فناوری های آموزشی، و فعالیت های عملی بیشتری در دوره های آموزشی معلمان پرورشی گنجانده شود تا آنان بتوانند با چالش های جدید کلاس های تربیتی به طور مؤثرتری مواجه شوند.
ادراک دانش آموزان دوره دوم متوسطه از آموزش ریاضی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
7 - 35
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین درک دانش آموزان دوره دوم متوسطه در ایران از آموزش ریاضی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مصاحبه پدیدار شناسی و به شکل نیمه ساختاریافته، تا رسیدن به اشباع نظری صورت پذیرفته است. میدان پژوهش، متشکل از دانش آموزان دوره دوم متوسطه ایران، که از میان آنها ده نفر به عنوان مشارکت کنندگان پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند و از نوع معیارمدار انتخاب گردید و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش موستاکاس انجام پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دادها331 مفهوم، 61 مضمون و 31 کد توصیفی و در نهایت برای چهار سوال مطرح شده 11 کد ساختاری استخراج شده است.کدهای ساختاری استخراج شده عبارتند از: درک با توجه به ماهیت ریاضی؛ درک با نگاه به معلم؛ درک با توجه به دیدگاهشان به کتاب؛ درک با نگاه به کنکور؛ ارزشها در ویژگی های معلم؛ ارزشها در ویژگی های دانش اموز؛ ارزشها درمسئولیتهای وزارت خانه؛ نحوه تدریس ( توانمندی در تدریس )؛ ارزشیابی و حل تمرین (رعایت حقوق دانش اموز و تسلط بر تمرینها )؛ رفتار معلم ( معلم حرفه ای )؛ رفتاردانش اموزان ( اخلاق مداری دانش اموزان )
کیفیت والدگری متأثر از وضعیت ذهنی سازی در مادران با تجربه ترومای عاطفی دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تبیین کیفیت والدگری متأثر از وضعیت ذهنی سازی در مادرانی که تجربه ترومای عاطفی در کودکی خود داشتند بود. روش این پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بوده و داده ها با روش پدیدارشناختی هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. میدان پژوهش شامل مادران فرزندان ۳ تا ۶ سالی بوده که تجربه ترومای عاطفی در کودکی داشتند. از این میان با درنظرگیری اصل اشباع، ۹ نفر با روش نمونه گیری هدف مند جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. در نتیجه تحلیل داده ها، پنج مضمون اصلی به دست آمد که شامل «وضعیت ذهنی سازی مادر»، «حالات درون روانی مادر»، «رابطه مادر و فرزند»، «وضعیت انتقال تروما» و «وضعیت فرزندپروری» مادر بود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مادرانی که توانایی بالایی در ذهنی سازی دارند، حالات درون روانی مثبت تری را تجربه کرده، قادر به برقراری رابطه امن با فرزند بوده، رفتار آسیب زای والدین خود را تکرار نکرده و یا سعی در جبران افراطی آن داشتند و در فرزندپروری خود رفتارهای مطلوبی را از خود نشان دادند. درحالی که مادرانی که نقص در ذهنی سازی داشتند، حالات درون روانی نسبتاً منفی تری را تجربه کرده، قادر به ایجاد امنیت در رابطه با فرزند نبوده، رفتار آسیب زای والدین خویش را تکرار کرده و در فرزندپروری خود عملکرد ضعیفی داشتند.
اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر اضطراب و تحمل ابهام در زنان مبتلا به وسواس فکری–عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش اضطراب و افزایش توانایی تحمل ابهام در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) بود. این مطالعه با طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به OCD مراجعه کننده به مرکز مشاوره سروهانا در تهران در سال 1404 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش در ده جلسه درمان روان پویشی کوتاه مدت شرکت کرد؛ در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیل برگر، پرسشنامه وسواس فکری–عملی مادزلی و مقیاس تحمل ابهام فریستون بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان روان پویشی کوتاه مدت موجب کاهش معنادار اضطراب آشکار و پنهان و افزایش توانایی تحمل ابهام در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p < 0.01). این یافته ها از اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت در بهبود مؤلفه های هیجانی و شناختی مرتبط با OCD در زنان حمایت می کند و بر کاربرد بالینی این رویکرد در تنظیم هیجانی، پذیرش ابهام و کاهش نشخوار فکری در این گروه تأکید دارد.
الگوی ساختاری تعادل کار زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دوره ابتدایی: نقش میانجی گر شادکامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (مهر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
۱۱۶-۹۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: مفهوم خردمندی در متون فلسفی و دینی دارای قدمتی دیرینه است، اما از حدود دو سه دهه اخیر این موضوع وارد مباحث و پژوهش های تجربی در عرصه های مختلف روان شناسی شده است. لذا بررسی پیشایندهای خردمندی در معلمان و نقش تأثیرگذار آن ها بر دانش آموزان یک حوزه تحقیقاتی نو در جهت درک سلسله مراتب تأثیرگذار بر خرد و دانایی معلمان و متعاقب آن دانش آموزان داشت. هدف: پژوهش حاضر با هدف الگویی ساختاری تعادل کار زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دوره ابتدایی: نقش میانجی گر شادکامی انجام شد. روش: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 310 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بدین صورت که هر منطقه به عنوان یک خوشه در نظر گرفته شد و در ادامه 5 منطقه به صورت تصادفی انتخاب و در ادامه از هر منطقه نیز 62 نفر انتخاب شند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خردمندی (آردلت، 2003)، پرسشنامه تعادل کار و زندگی (وانگ و کو، 2009)، پرسشنامه تحمل ابهام (مک لین، 2009) و فرم کوتاه پرسشنامه شادکامی آکسفورد (هیلز و آرگیل، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS. 28 و AMOS.28 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداکثر درست نمایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی با داده ها از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تحمل ابهام اثر مثبت و مستقیمی بر خردمندی (45/0 β=، 05/0 >P) دارد. اثر مستقیم تعادل کار و زندگی بر خردمندی (30/0 β=، 05/0 >P) معنی دار بود. در نهایت اثر مستقیم شادکامی بر خردمندی (12/0 β=، 05/0 >P) مثبت و معنی دار بود. 20 درصد از واریانس شادکامی توسط تعادل در زندگی و کار و تحمل ابهام تبیین می شود. همچنین 45 درصد از واریانس خردمندی توسط تعادل در زندگی و کار، تحمل ابهام و شادکامی تبیین می شود. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که با آموزش مهارت تعادل کار و خانواده و تحمل شرایط مبهم می توان بخشی از شادکامی را به دلیل غیرقابل پیش بینی نبودن موقعیت ها و شرایط بهبود بخشید؛ و با ادراک شادمانی سطحی از دانایی، فضیلت و خرد را در زندگی اجرا و عملیاتی کرد.
مدل مفهومی فرزندپروری عزت نفس محور بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
47 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تدوین مدل مفهومی فرزندپروری عزت نفس محور بر اساس منابع اسلامی بود. روش پژوهش، کیفی به شیوه نظریه داده بنیاد بود؛ به این صورت که آیات و روایات مرتبط با عزت نفس در کودکان، استخراج شد. در جهت تحلیل داده ها، آیات و روایات، کدگذاری شد و مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی طی شد و از مجموع 159 آیه و روایت، در نهایت 271 کد باز، 61 مفهوم، 23 مقوله و یک مدل استخراج شد. برای اطمینان از اتکاپذیری داده ها و کمی سازی آن، دو شیوه شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR)، ملاک عمل قرار گرفت. نمره ها در شاخص CVI، بالاتر از مقدار CVI بحرانی، یعنی 78/0 بود، و همین طور در شاخص CVR، بالاتر از میزان لازم، یعنی 62/0 بود، مورد تأیید قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که عوامل زمینه ساز شامل محبت کلامی و محبت غیرکلامی؛ عوامل آشکارساز: تربیت عملی و اختصاص زمان؛ موانع: آسیب رسانی روانی هیجانی و آسیب رسانی فیزیکی و مؤلفه ها شامل پذیرش و حمایت، احترام به شخصیت کودک، اعتماد به توانایی های کودکان، الگوی رفتار مثبت بودن، استفاده از تشویق و تمجید به جای تنبیه، تعیین مرزهای روشن و منطقی، ارتباط مؤثر با کودکان و تشویق به خودمختاری و استقلال و پیامدها شامل حفظ کرامت فرزندان، پرورش شخصیت مستحکم و مستقل، تلاش برای خودتوانمندسازی و آراستگی به کمالات اخلاقی بودند.
الگوی ساختاری فرسودگی تحصیلی مبتنی بر راهبردهای منفی تنظیم هیجان با نقش میانجی خودراهبردی در یادگیری دانش آموزان دروه دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
۱۸۹-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به سوگ طولانی مدت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
241 - 259
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال سوگ می تواند کارکردهای عادی فرد را تا حد زیادی مختل نماید. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی اختلالات بررسی شده ولی در مورد اثربخشی آن بر اختلال سوگ شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (18 تا 60 سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR، در شهر قزوین در سال 1401 بود؛ که از میان آن ها 16 نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه تجربه سوگ (EGQ) (بارت و اسکات، 1989)، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت (SCIP) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه رشد پس از ضربه (PGTI) (تدسچی و کالهون، ۱۹۹۶) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری علائم سوگ طولانی مدت را کاهش داده (332/9 t= و 001/0 =P) و باعث تسهیل معنادار رشد پس از ضربه شده است (203/6- t= و 001/0 =P). لازم به ذکر است مواجهه درمانی روایتی باعث کاهش معنادار در تمامی زیر مقیاس های سوگ طولانی مدت به جز بدنامی شد و تمامی ابعاد رشد پس از ضربه را تسهیل بخشید (01/0 >p). نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، در مراکز روانشناختی برای درمان مبتلایان به اختلال سوگ طولانی مدت، پیشنهاد نمود.
مقایسه چشم انداز زمان، هیجان ابراز شده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
167 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه تاب آوری، خردمندی، هیجان ابرازشده و چشم انداز زمان در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی و مادران دارای کودک سالم بود. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای بود که نمونه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و مادران دارای کودکان عادی 7 تا 12 ساله در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر ارومیه بودند که از میان آنان 120 مادر،60 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی و 60 مادر دارای فرزند عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های چشم انداز زمان زیمباردو و بوید، مقیاس تاب آوری کونور و دیودسون، ابرازگری هیجانی کینگ و امونز و پرسشنامه خرد آردلت پاسخ دادند. تحلی ل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد مؤلفه های چشم انداز زمان، هیجان ابرازشده، تاب آوری و خردمندی در مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک سالم تفاوت معناداری دارد. به بیان دیگر، مادران دارای کودک ناتوان ذهنی در مقایسه با مادران دارای کودک عادی، خردمندی کمتر، حال جبرگرای بیشتر، گذشته مثبت و حال آینده نگر کمتری، تاب آوری کمتر، هیجان منفی بیشتر و هیجان های مثبت کمتری را تجربه می کنند. این یافته ها اهمیت مطالعه متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان شناختی مراقبان کودکان کم توان ذهنی را روشن می سازد.