ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۱۴۱.

ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در مراجعان به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی: نقش شاخص های جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۶
روان درمانی در درمان اختلالات روانی موفقیت چشمگیری داشته است. اما در دههی اخیر عدم رضایت مراجعان از فرآیند روان درمانی و ترک زودرس جلسات درمانی فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب مراجعان در پدیدآیی ترک زودرس روان درمانی و مشاوره بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مراجعان به کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی شهر مشهد بودند. نمونه مورد نظر شامل 87 مراجع بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند در بازه زمانی شهریور ماه سال 1402 تا فروردین ماه 1403 انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد بررسی از پرسشنامه پیامد درمانی (OQ-45)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSE) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی برای مراجع (DIQFP) استفاده شد. یافته ها نشان داد جنسیت، سن، اضطراب و عزت نفس با ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در ارتباط بوده (0.05>P) و 39 درصد از واریانس آن را پیش بینی می کنند. بین تشخیص بالینی و ترک زودرس روان درمانی و مشاوره همبستگی معناداری وجود نداشت (0.05>P). یافته های پژوهش حاضر نشان داد عوامل جمعیت شناختی، اضطراب و عزت نفس پیش بینی کننده ترک زودرس روان درمانی و مشاوره هستند. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه بررسی بیشتر فرآیند روان درمانی و جلسات درمانی را توسط متخصصین بالینی فراهم کند.
۱۱۴۲.

The Role of Authentic Leadership in Job Enrichment and Employee Turnover

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۰
The purpose of this study was to investigate the relationship between authentic leadership, job enrichment, and employee turnover among university staff, conducted through a descriptive-correlational research method. The statistical population consisted of all 659 employees of the Islamic Azad University, Zahedan Branch. Using the Krejcie and Morgan (1971) sample size table, a sample of 247 individuals was determined, and simple random sampling was employed. Data were collected using the Authentic Leadership Questionnaire by Walumbwa et al. (2008), the Job Enrichment Questionnaire by Dehghan et al. (2010), and the Employee Turnover Questionnaire by Ghasemkhani (2013). The results indicated a significant relationship between authentic leadership and its dimensions (self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing) with job enrichment and employee turnover. Furthermore, the regression results showed that 78% of the variance in job enrichment and 48% of the variance in employee turnover could be predicted by the authentic leadership variable. 
۱۱۴۳.

مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
پژوهش حاضر باهدف مقایسه میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان با و بدون نشانه های افسردگی و اضطرابی انجام شد. نوع پژوهش توصیفی و روش آن نیز علی – مقایسه ای بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 1402 – 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 260 نفر (130 نفر در گروه با نشانه های افسردگی و اضطرابی و 130 نفر بدون این نشانه ها) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک (1996، BDI) و اضطراب بک (1990، BAI)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های هوشمند کوون و همکاران (2013، SAS) و پرسش نامه خودکنترلی – فرم کوتاه شده تانجی و همکاران (2004، BSCS) بود. روش تحلیل این پژوهش تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خودکنترلی در دانشجویان مبتلا و غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P<). میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان اعتیاد به گوشی های هوشمند و خرده مقیاس های آن بالاتر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). همچنین میانگین نمرات گروه دانشجویان مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی در میزان خودکنترلی پائین تر از گروه دانشجویان غیر مبتلا به نشانه های افسردگی و اضطرابی بود (05/0P<). این نتایج بر اهمیت توجه به مشکلات روانی در تبیین رفتارهای مرتبط با استفاده از گوشی های هوشمند تأکید دارد.
۱۱۴۴.

پیش بینی گرایش به خودکشی در نوجوانان دختر بر اساس جو روانی اجتماعی کلاس، میزان پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۰۵
هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به خودکشی نوجوانان دختر براساس جو روانی اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود، جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول ناحیه 2 شهرستان خرم آباد در اردیبهشت ماه سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این پژوهش 380 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از مقیاس گرایش به خودکشی بک (BSSI، 1961)، پرسشنامه ادراک جو روانی اجتماعی کلاس فرایزر و همکاران (PCSMCQ، 1995)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (ABQ، 2008) و نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه هدف پیشرفت الیوت و موریاما (AGQ-R، 2008) استفاده شد. همچنین جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد گرایش به خودکشی با جو روانی-اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف-پیشرفت رابطه معناداری دارد (05/0>p). این متغیرها در مجموع 39 درصد گرایش به خودکشی را تبیین کردند. بنا به یافته های حاصل شده جو روانی اجتماعی فضای مدرسه و کیفیت تحصیل دانش آموزان، می تواند با افکار خودکشی در نوجوانان در ارتباط باشد.
۱۱۴۵.

مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۸۷
زمینه: رفتارهای پرخطر در نوجوانان می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بنابراین به کارگیری مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد برای این نوجوانان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای پرخطر شهر بهبهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش 45 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر بهببهان بود که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های پژوهش مقیاس سنجش رفتارهای پرخطر (مرکز پیشگیری و کنترل بیماری های آمریکا، 1995)، مقیاس مشکلات در نظم جویی هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های هر کدام از گروه های آزمایش، آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت را در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی آزمودنی های گروه گواه در لیست انتظار بودند و هیچ گونه مداخله ای در طول اجرای پژوهش دریافت نکردند. پس از اتمام مداخله ها مجدداً همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.24 و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت به طور معنادار بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان تأثیرمعناداری دارند (05/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان مبتنی بر شفقت بر بهبود نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر تأثیر بیشتر داشته است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های تنظیم هیجانی و شفقت به خود می توان نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین به متولیان آموزشی پیشنهاد می شود با اجرای آزمون های غربالگری برای رفتارهای پرخطر و متناسب سازی مداخلات از آموزش تنظیم هیجانی و شفقت به خود به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد در جهت بهبود مهارت های رفتاری، شناختی و هیجانی این افراد استفاده کنند.
۱۱۴۶.

نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۴
زمینه: خیانت زناشویی به عنوان یکی از عوامل استرس زای شدید، می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان افراد داشته باشد. باورهای مذهبی و معنا در زندگی به عنوان منابع روانشناختی، نقش مهمی در کاهش اثرات منفی حوادث استرس زا ایفا می کنند. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی نقش میانجی این متغیرها در ارتباط میان شدت حوادث استرس زا و سلامت روان، به ویژه در زنان خیانت دیده، پرداخته اند. این شکاف پژوهشی ضرورت بررسی دقیق تر این روابط را برجسته می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی باورهای مذهبی و معنا در زندگی در رابطه شدت حوادث استرس زا با سلامت روان در زنان خیانت دیده بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی، بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهرستان جهرم طی 3 ماهه دوم سال 1402 بودند که از این میان تعداد 360 با روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سلامت روانی (ویتوویر، 1983)، ارزیابی میزان فشار روانی استرس (هولمز و راهه، 1967)، باورهای مذهبی (جورج، 1998)، معنا در زندگی (استگر و اویشی، 2004) بودند. داده ها با نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Smart PLS نسخه 3 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد شدت حوادث استرس زا و سلامت روانی (05/0 <P)، رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و معنا و هدف زندگی (05/0 <P) و رابطه مستقیم شدت حوادث استرس زا و باورهای مذهبی (05/0 <P) رابطه مستقیم نداشتند، رابطه مستقیم معنا و هدف زندگی و سلامت روانی (05/0 >P)، رابطه مستقیم باورهای مذهبی و سلامت روانی (05/0 >P) و رابطه مستقیم باورهای مذهبی و معنا و هدف زندگی (05/0 >P) از نظر آماری معنی دار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، باورهای مذهبی و معنای زندگی در زنان قربانی خیانت نقش واسطه ای در کاهش شدت حوادث استرس زا بر سلامت روان داشتند، از این رو، آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این مدل می تواند در جهت ارتقای سلامت روان این دسته زنان بسیار مؤثر و کمک کننده باشد.
۱۱۴۷.

طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روان شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: خشونت خانگی و خیانت زناشویی از جمله رویدادهایی است که ضمن متأثر کردن روابط زوجین به صورت منفی، می توانند موجب از هم گسیختگی خانواده و جدایی زوجین از یکدیگر شوند. مطالعات پیشین به بررسی روبط بین عملکرد عصب شناختی و سرمایه روانشناختی با خشونت خانگی و خیانت زناشویی پرداخته اند، اما تا کنون پژوهشی که گرایش به خشونت خانگی را بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بررسی کند، انجام نشده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری سرمایه روانشناختی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی-همبستگی بود که با روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان درگیر با مسئله خیانت زناشویی همسر بود که در سال 1401 به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران مراجعه کرده بودند. 323 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش در دسترس از بین زنان درگیر در خیانت زناشویی مراکز مذکور انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش شامل چهار پرسشنامه خیانت زناشویی (ینیسری و کوکدمیر، 2006)، سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) خشونت خانگی (محسنی تبریزی و همکاران، 1391) و توانایی شناختی (نجاتی، 1392) بود. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 3 نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد (05/0 P<). بین عملکرد عصب شناختی با گرایش به خشونت خانگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی با میانجی گری سرمایه روانشناختی رابطه غیرمستقیم وجود دارد (05/0 P<). هم چنین مدل گرایش به خشونت خانگی بر اساس عملکرد عصب شناختی با میانجی گری عامل سرمایه روانشناختی دارای برازش مطلوب است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده پیشنهاد می شود زوج درمانگران در جهت پیشگیری از خشونت خانگی و متعاقب آن خیانت زناشویی، از راهکارهای لازم جهت کاهش اثرات عملکرد عصب شناختی و تقویت سرمایه روانشناختی استفاده کنند.
۱۱۴۸.

بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
۱۱۴۹.

نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
۱۱۵۰.

پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
۱۱۵۱.

How did the Mindfulness-based Cognitive Therapy (MBCT) change family employee females through Single case experimental designs (SCED)? Decreased the Work-family conflict and increased the psychological well-being(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
Objective: Managing occupational burnout facilitates the restoration of psychological well-being and is influenced by factors such as work-family conflict. Methods:  The current research aimed to determine the effectiveness of MBCT on work-family conflict and psychological well-being in women with a Single Case Experimental Design of the AB type. The statistical population comprised all employed women who sought counseling at the Mehrazin Center in 2023. For data collection, Rastegar Khaled's Work-Family Conflict Questionnaire (2006) and Ryff's Psychological Well-Being Scale (1989) were utilized. It was observed that an improvement percentage below 50% indicates the intervention is not clinically significant, except for Participant 3. Additionally, the fact that the Reliable Change Index is greater than 1.96 at P < 0.05 suggests that the intervention holds statistical significance. With 95% confidence, it can be stated that the observed change in post-test scores is statistically significant. The analysis of the data was conducted through chart analysis, the Percentage of Non-overlapping Data (PND), and the Percentage of Overlapping Data (POD). Results: The research revealed that the psychological well-being scores of the three subjects improved by 30.6% overall, and their work changes and overall improvement percentage were 36.9%. These scores indicate a change and increase in psychological well-being, as well as a reduction in work-family conflict. In all three participants, the acceptable change index (RCI) for both variables was RCI≥1.96, at the 95% confidence level, indicating that the intervention was statistically significant. Conclusion: It is recommended that this method be explored and utilized as an effective intervention for enhancing psychological well-being and reducing work-family conflict.
۱۱۵۲.

آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف پژوهش حاضر آزمون مدل علّی پریشانی روانشناختی نوجوانان براساس آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی گرانه کیفیت خواب بود. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش انجام نیز توصیفی -همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش تمام دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از بین آن ها تعداد 352 نفر به شکل دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات نیز مقیاس های آشفتگی روانشناختی (DASS؛ لاویبوند و لاویبوند، 1995)؛ ناگویی هیجانی (TAS؛ بگبی و همکاران، 1994)؛ پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، 2003) و شاخص کیفیت خواب (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) بود. برای توصیف یافته ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای استنباط اطلاعات نیز از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 استفاده شد نتایج این پژوهش نشان داد که این مدل پژوهشی از برازش مطلوبی برخوردار بوده و آزاردیدگی دوران کودکی و ناگویی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم و از طریق میانجی گری کیفیت خواب بر پریشانی روانشناختی نوجوانان اثرگذار هستند. از این نتایج می توان برای طراحی مداخلاتی با هدف پیشگیری از پریشانی های روانشناختی استفاده نمود.
۱۱۵۳.

باور به دنیای خطرناک و تجربۀ هیجانات در دوران همه گیری کرونا: نقش میانجی باورهای توطئه و اعتماد به مرجع قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: باور به دنیای خطرناک باوری پایدار مبنی بر تهدیدآمیز بودن جهان است. هدف از پژوهش حاضر آزمودن نقش این باور در تعیین تجربه هیجانات در بافت همه گیری کووید-۱۹ به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا به عنوان مرجع قدرتِ مرتبط با این بافت بود. روش: شرکت کنندگان در این پژوهش همبستگی ۴۳۱ نفر (۷۱% زن، میانگین سنی ۷/۳۳ سال) بودند که به مقیاس باور به دنیای خطرناک، باور های توطئه پیرامون کرونا، اعتماد به ستاد مقابله با کرونا و مقیاس هیجانات مثبت و منفی پاسخ دادند. برای آزمودن نقش باور به دنیای خطرناک در پیش بینی هیجانات به میانجی گری باور های توطئه و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: آلفای کرونباخ مقیاس باور به دنیای خطرناک مطلوب (۸۰/۰) بود و حذف گویه نهم به دلیل بار عاملی ضعیف در تحلیل عاملی تأییدی پیشنهاد شد. باور به دنیای خطرناک تجربه هیجانات مثبت را به طور منفی اما هیجانات منفی را به طور مثبت پیش بینی نمود (۰۵/۰ > ps). باور های توطئه پیرامون کرونا و اعتماد به ستاد مقابله با کرونا رابطه بین باور به دنیای خطرناک و هیجانات منفی (۰۵/۰ > p) اما نه مثبت را میانجی گری کردند. نتیجه گیری: رابطه باور به دنیای خطرناک با ادراکات و هیجانات پیرامون کرونا مطابق انتظار بود، اما سهم بیشتری از تجربه هیجانات منفی نسبت به مثبت پیش بینی شد که بیانگر در کار بودن سازوکار های متفاوتی برای تبیین اثرپذیری هیجانات مثبت از این باور است.
۱۱۵۴.

مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی نشانه های اختلال بدریخت انگاری بر اساس نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نقش میانجی عزت نفس در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تهران در پاییز سال ۱۴۰۳ بودند. بر اساس مدل کلاین (۲۰۲۳) و با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۳۰۰ نفر زن مبتلا به سرطان پستان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (BDDS) هانلی و همکاران (۲۰۲۰)، سیاهه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (۲۰۰۵)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNE) لری (۱۹۸۳) و مقیاس عزت نفس (RSEs) روزنبرگ (۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که عزت نفس در رابطه بین نگرانی از تصویر بدنی و ترس از ارزیابی منفی با نشانه های اختلال بدریخت انگاری نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و عزت نفس توسط روانشناسان می تواند به تبیین نشانه های بدریخت انگاری بدن در مراجعه کنندگان مبتلا به سرطان پستان کمک نماید. بر این اساس یافته های پژوهش حاضر می تواند برای روانشناسان سلامت در مداخله های روان شناختی جهت کاهش نشانه های بدریخت انگاری بدن دارای تلویحات کاربردی باشد.
۱۱۵۵.

اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی بر خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن درسرای سالمندان کمال شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف از این پژوهش شناسایی اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی در خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن در سرای سالمندان کمال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با یک گروه کنترل بوده است. جامعه این پژوهش را تمامی سالمندان ساکن در سرای سالمندان، تشکیل دادند. نمونه این پژوهش سالخوردگان زن و مرد ساکن در سرای سالمندان کمال، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 30 سالمند در دو گروه 15 نفری آزمایش و 15 نفری گواه قرار داده شدند. ابزار این پژوهش از پرسشنامه خلق مثبت و منفی PANAS( 1988)و خودارزشمندی کروکر CSWS ( 2003 )استفاده گردید. مدل آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته است و یافتهها نشان داد که طراحی خانه سالمندان بر اساس عوامل فضایی معماری داخلی به ترتیب شدت اثرگذاری، در افزایش خلق مثبت، کاهش خلق منفی و احساس رضایتمندی موثر است.
۱۱۵۶.

The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۸۶
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
۱۱۵۷.

رابطه عامل هاى شخصیتى با روابط فرازناشویى: نقش میانجى کیفیت رابطه زناشویى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
روابط فرازناشویی شکلی از رابطه عاطفی بین یکی از زوجین با فردی دیگر در خارج از چارچوب های رسمی پذیرفته شده است که در بلندمدت به آسیب دیدگی شکل، محتوا و ساختار روابط زناشویی منتهی می گردد. پژوهش حاضر  با هدف تعیین نقش میانجی کیفیت روابط زناشویی در روابط عامل های شخصیتی با روابط فرازناشویی صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی بود. از جامعه زوجین شهر تبریز در سال 1401، تعداد 300 نفر انتخاب شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه شخصیتی 5 عامل بزرگ، نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی، ATIS) و کیفیت زندگی زناشویی (QMI) استفاده شد. نتایج نشان داد روان رنجورخویی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/10 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و مثبت تبیین نماید. برونگرایی  به واسطه  کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نماید. اثر گشودگی به تجربه بر روابط فرازناشویی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی از نظر آماری معنی دار نیست. وظیفه شناسی به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادر است 0/11 و توافق پذیری به واسطه کیفیت زندگی زناشویی قادرند 0/09 از تغییرات روابط فرازناشویی را به طور معنی دار و منفی تبیین نمایند. بنابراین، کیفیت زندگی زناشویی قادر است روابط عامل های شخصیت و روابط فرازناشویی را میانجی گری کند.
۱۱۵۸.

اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
مقدمه: میزان بالای کورتیزول در بدن یکی از عوامل خطر برای بیماری های قلبی عروقی است. بنابراین این تحقیق با هدف اثر مقابله درمانگری بر میزان کاهش سطح کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی انجام شد. روش: در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری، تعداد 30 نفر از زنان دارای بیماری قلبی-عروقی مراجعه کننده به مطب یکی از متخصصان قلب وعروق شهر قم در سال 1402، که به روش در دسترس به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. معیارهای ورود شامل ابتلا به بیماری قلبی-عروقی، داشتن سن حداقل 40 و حداکثر 55 سال و معیارهای خروج غیبت در دو جلسه از برنامه آموزشی بود. میزان سطح کورتیزول، گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آزمون اندازه گیری شد. تعداد 12 ﺟﻠﺴﻪ به ﻣ ﺪت ۲ ﺗﺎ ۳ ﺳﺎﻋﺖ در هفته برای گروه مداخله انجام شد. یک ماه پس از آن در مرحله پیگیری میزان سطح کورتیزول خون در زمان ناشتا و ساعت 8 صبح اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 آنالیز شد. یافته ها: میانگین سطح کورتیزول خون برای گروه آزمایش (مقابله درمانگری) در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون کاهش داشت. همچنین بین مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بین گروه درمانی و گروه کنترل در میزان کورتیزول تفاوت وجود دارد. بنابراین میزان کورتیزول بین گروه آزمایش (مقابله درمانگری) و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد(P<0.05). نتیجه گیری: اثر مقابله درمانگری باعث کاهش کورتیزول در زنان مبتلا به بیماری های قلبی عروقی می شود. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده در حوزه تأثیر گروه درمانی بر بهبود عملکرد بیماران قلبی عروقی، لذا پیشنهاد می شود این درمان برای بهبود کیفیت زندگی این افراد در جنبه های دیگر نیز به صورت گسترده اجرا شود.
۱۱۵۹.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طراحی پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بودند. در این تحقیق، ۴۵ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (هر کدام ۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگذاری شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل فرم ۲ افسردگی بک (BDI-II) (۱۹۶۱)، مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) و مقیاس اجتناب تجربه ای (EAQ) گامز و همکاران (۲۰۱۱) بودند. گروه آزمایش اول ۹ جلسه طرحواره درمانی هیجانی و گروه آزمایش دوم ۸ جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را به صورت هفتگی دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین های پس آزمون مربوط به تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای در سه گروه در سطح ۰۵/۰ مشاهده شد (۰۵/۰>p). همچنین، یافته ها نشان داد که بین بین اثربخشی مداخلات بر تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای تفاوت معناداری وجود نداشت (۰۵/۰<p)؛ بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد که هر دو نوع مداخله قادر به بهبود تحمل پریشانی و اجتناب تجربه ای بودند.
۱۱۶۰.

پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی استرس شغلی پرستاران بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل پرستاران شاغل در بیمارستان های شهر مشهد در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 365 نفر از افراد واجد شرایط به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس شغلی پرستاران (NSS، گری تافت و اندرسون، 1981)، مقیاس تنظیم هیجان (ERQ، گراس و جان، 2003) و مقیاس راهبردهای مقابله ای (WOCQ، لازاروس و فولکمن، 1988) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که سبک مقابله ای مسأله مدار (215/0- =r)، سبک مقابله ای هیجان مدار (199/0 =r)، ارزیابی مجدد (250/0- =r) و سرکوبی (161/0 =r) با استرس شغلی پرستاران رابطه معنی داری دارند (05/0>P). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که 18 درصد از واریانس استرس شغلی پرستاران، توسط ابعاد تنظیم هیجان و راهبردهای مقابله ای تبیین می شود. در مجموع با توجه به نقش متغیرهای سبک های مقابله ای و تنظیم هیجان، میتوان گفت که استرس شغلی متأثر از سازه های هیجانی و شناختی می باشد که شناسایی آن ها میتواند در مدیریت و کنترل استرس شغلی مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان