تأثیر فاکتورهای جمعیت شناختی بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تفاوت های فرهنگی، سن، جنسیت و تحصیلات، زمینه های مهمی در ارزیابی از حافظه روزمره به شمار می روند. هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر فاکتورهای دموگرافیک مثل سن، جنسیت، تحصیلات و مدت ابتلا بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی انجام گردید. روش: در این مطالعه توصیفی از نوع علی- مقایسه ای که در میان بیماران مبتلا به سکته مغزی، سکته قلبی و دیالیزی شهر زاهدان انجام گرفت تعداد 90 بیمار مبتلا به سکته مغزی (30)، سکته قلبی (30) و دیالیزی (30) شهر زاهدان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه حافظه روزمره ساندرلند همکاران (1983) و مشخصات دموگرافیک شامل سن، جنس، تحصیلات و مدت ابتلا به بیماری جمع آوری و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و t برای مقایسه میانگین های گروه های مستقل در نرم افزار spss نسخه 23 تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد که عملکرد حافظه روزمره به طور معناداری تحت تأثیر سن و تحصیلات قرار داشت (05/0>P). به این صورت که با افزایش سن و تحصیلات اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. جنسیت بر عملکرد حافظه روزمره تأثیر معنی داری نداشت (05/0<P). با افزایش مدت ابتلا در دو گروه بیماران مبتلا به سکته مغزی و سکته قلبی اختلالات حافظه روزمره کمتر می شود. در صورتی که در گروه دیالیزی با افزایش مدت دیالیز اختلالات حافظه روزمره بیشتر می شود. نتیجه گیری: از آنجایی که حافظه و یادآوری از عوامل مؤثر بر پیروی بیمار از درمان است، می توان نتیجه گرفت به هر میزان که افراد از حافظه بهتر و خطای حافظه کمتری برخوردار باشند، میزان پیروی از درمان در آنان بیشتر می شود.