ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۳۰۱.

رابطه صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روانشناختی والدین با امنیت روانی فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین در پیش بینی امنیت روانی فرزندان پسر دوره دوم متوسطه بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی جاری بود که 357 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (فرم کوتاه)، مقیاس صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون، پرسشنامه خودانسجامی قربانی و همکاران، و پرسشنامه امنیت روانی مازلو (فرم کوتاه) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه هم زمان تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین با امنیت روانی فرزندان رابطه معناداری وجود دارد. این سه متغیر توانستند به طور مشترک 46 درصد از واریانس امنیت روانی را پیش بینی کنند. در این میان، خودانسجامی قوی ترین پیش بینی کننده امنیت روانی فرزندان بود (β=0.359، p<0.0001)، و پس از آن بهزیستی روان شناختی (β=0.326، p=0.001) و صمیمیت زناشویی (β=0.270، p<0.0001) قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که سلامت روانی، انسجام درونی و کیفیت روابط زناشویی والدین نقش مهمی در ارتقاء امنیت روانی نوجوانان ایفا می کنند. این یافته ها ضرورت توجه به آموزش های خانواده محور، مشاوره زناشویی و ارتقاء مهارت های روان شناختی والدین را در برنامه های سلامت روان کودکان برجسته می کند.
۱۳۰۲.

The Relationship Between Social Support and Relationship Survival With the Mediation of Psychological Vitality(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
Aim: The purpose of this study was to model the mediating role of psychological vitality in the relationship between social support and relationship persistence after marital infidelity. Method: The statistical population consisted of individuals who had experienced marital infidelity at least once and continued their shared life for at least six months thereafter. A sample of 200 individuals (102 women and 98 men) was selected using a convenience sampling method. The research instruments included the Social Support Questionnaire (Zimet et al., 1988), the Subjective Vitality Scale (Ryan & Frederick, 1997), and the Investment Model Scale (Rusbult et al., 1998). Data were analyzed using structural equation modeling with a partial least squares (PLS-SEM) approach and Smart PLS-3 software. Results: The results of the confirmatory factor analysis and structural equation modeling indicated that the research constructs were at an acceptable level in terms of reliability, convergent validity, and discriminant validity. Conclusion: The findings suggest that psychological vitality plays a key role in the process of adapting to and recovering from marital infidelity, mediating the protective effects of social support. This study emphasizes the importance of both internal resources (such as psychological vitality) and external resources (such as social support) in rebuilding relationships after a crisis like infidelity.
۱۳۰۳.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعۀ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد بالای 20 سال در ایران در سال 1403 بود که دانش مقدماتی در زمینه کامپیوتر و هوش مصنوعی داشتند. از میان آنها، 340 نفر (137 مرد و 203 زن) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده شامل مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی، پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی بود. یافته ها: تحلیل عاملی تأییدی چهار عامل کلیدی شامل کمک، تعامل انسان وار، راحتی با هوش مصنوعی و مهارت های تکنولوژیکی را برای مقیاس خودکارآمدی تأیید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان (همگرا و واگرا) این مقیاس نشان داد که بین خرده مقیاس های آن و خرده مقیاس های پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پذیرش هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی مثبت معنادار و با خرده مقیاس ترس از هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همسانی درونی خرده مقیاس های این پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و ضرایب همبستگی بین 83/0 تا 96/0 تأیید شد. نتیجه گیری: این مقیاس از ویژگی های روانسنجی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است و می تواند در تحقیقات مرتبط برای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر و تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در سازمان ها به کار گرفته شود.
۱۳۰۴.

رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی با میانجیگری قلدری سایبری و بی موبایل هراسی در دانشجویان علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی با میانجیگری قلدری سایبری و بی موبایل هراسی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد استان مازندران در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که از بین آنها 340 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی (WHOQOL-SF36؛ وارور شربون، 1992)، اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل (AMQBSN ؛ خواجه احمدی و همکاران، 2017)، قلدری سایبری (CBS ؛ مینه سینی و همکاران، 2011) و بی موبایل هراسی (NMP-Q.؛ ییلدریم و کوریا، 2015) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل، نوموفوبیا و قلدری سایبری بر کیفیت زندگی اثر معکوس و معنادار داشتند (05/0˂p). نتیجه آزمون بوت استراپ نشان داد که نوموفوبیا و قلدری سایبری در رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل و کیفیت زندگی نقش میانجی داشت (05/0˂p). در نهایت می توان نتیجه گرفت اعتیاد به شبکه های اجتماعی مبتنی بر موبایل به صورت مستقیم و با واسطه گری نوموفوبیا و قلدری سایبری بر کیفیت زندگی اثر دارد.
۱۳۰۵.

تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده: فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: رشد و تکامل مشاوران فرآیندی پیوسته و مادام العمر است. از این رو هدف پژوهش تبیین فرآیند رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. روش: این پژوهش کیفی، از نوع فراتحلیل کیفی و جمعیت مورد مطالعه مقالات فارسی و لاتین حوزه رشد و تعالی مشاوران خانواده بود. در این پژوهش، 107 مقاله کیفی فارسی و انگلیسی بررسی شد که از میان آن ها، 18 مقاله به طور کامل مرتبط شناسایی شدند. مقالات مرتبط از طریق جست وجوی گسترده در پایگاه های اطلاعاتی PubMed، Google Scholar، Scopus، Web of Science، سید، نورمگز و مگیران انتخاب شدند. تحلیل داده ها به روش مرور نظام مند و با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون بر اساس روش توماس و هاردن، شامل سه مرحله کدگذاری آزاد، سازماندهی کدها به مضامین توصیفی و در نهایت ایجاد مفاهیم تحلیلی انجام گرفت. یافته ها: تحلیل مضامین موجود در پژوهش های کیفی منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی، 13 مقوله فرعی و 230 زیرمقوله شد. مضامین اصلی شامل «آغاز و جهت گیری؛ فعالیت و کاوشگری؛ انتقال و پیگیری؛ ادغام و هم افزایی» بودند و مقولات فرعی شامل این موارد بود: «یاری رسان غیرحرفه ای؛ دانشجوی مبتدی و خودتردیدی؛ درک فلسفه و ارتقاء دانش حرفه ای؛ عملکرد در سطح پایه؛ ورود به مسیر کارآموزی و دریافت نظارت؛ برچسب زنی به خود به عنوان یک متخصص حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای نوپا؛ درک بافتاری از جامعه حرفه ای؛ عملکرد در سطح حرفه ای باتجربه؛ تعمیق مکاشفه شخصی و شغلی؛ یکپارچگی خود فردی و حرفه ای؛ از خودفراروی و خود تعالی بخشی؛ رسالت محوری». نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که حس مسئولیت و اعتماد به نفس در دوران آموزش به مشاوران کمک می کند تا صدای منحصر به فرد خود را در حرفه پیدا کنند و به یکپارچگی بین خودِ شخصی و حرفه ای دست یابند.
۱۳۰۶.

مسائل ویژه مدیریت و رهبری در تحقق رسالت های نوین مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه و هدف: تحولات سریع اجتماعی، فناوری، و آموزشی در قرن بیست و یکم، مدارس را به مأموریت های نوینی همچون پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و نوآور سوق داده است. در این راستا، مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان عوامل کلیدی در تحقق این مأموریت ها مطرح می شوند. پژوهش حاضر به بررسی چالش های ویژه مدیریت و رهبری و استراتژی های مؤثر در راستای تحقق این مأموریت های نوین پرداخته است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین چالش های مدیران شامل محدودیت منابع، نیاز به توسعه حرفه ای معلمان، مقاومت نسبت به تغییر، عدم مشارکت ذینفعان، و کمبود آمادگی در مواجهه با بحران ها است. استراتژی های پیشنهادی برای مقابله با این چالش ها شامل تخصیص استراتژیک منابع، ارائه برنامه های توسعه حرفه ای منظم، تقویت همکاری با ذینفعان، برنامه های مدیریت تغییر و تدوین چارچوب های آمادگی برای بحران ها می باشد. همچنین، ادغام فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای تحول آموزشی شناسایی شد. نتیجه گیری: مدیریت و رهبری مؤثر در مدارس نیازمند ترکیبی از برنامه ریزی استراتژیک، مشارکت ذینفعان، توسعه حرفه ای، و تقویت فرهنگ نوآوری است. این پژوهش پیشنهاد می کند که رهبران مدارس باید با بهره گیری از استراتژی های نوآورانه و سازگار، مدارس را به محیط های یادگیری پیشرو و پاسخگو تبدیل کنند. یافته ها می توانند به سیاست گذاران و رهبران آموزشی در تدوین راهبردهای عملیاتی برای بهبود کیفیت آموزشی و تحقق مأموریت های نوین کمک کند.
۱۳۰۷.

بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون قضاوت موقعیتی به منظور سنجش شایستگی شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون قضاوت موقعیتی به منظور سنجش شایستگی شغلی کارکنان است. آزمون های قضاوت موقعیتی از ابزارهای مهم در سنجش شایستگی های رفتاری است. استفاده از این آزمون ها در سال های اخیر رو به افزایش است. آزمون های قضاوت موقعیتی دارای یک بدنه و تعدادی گزینه پاسخ است که همانند سایر آزمون های موجود، این شیوه نیز فرایند استانداردسازی را طی می کند و برای ساخت آن مهارت و تخصص ویژه ای نیاز دارد.   روش : این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی در زمره پژوهش های توسعه ابزاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارشناسان ستادی در شرکت های غیردولتی ایرانی بود که از این بین تعداد 300 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون قضاوت موقعیتی محقق ساخته به منظور سنجش شایستگی های مسئولیت پذیری، پیگیری و ارتباط مؤثر بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-23 Jmetrik-V4.0.5 و Lisrel 8.8 استفاده شد. جهت بررسی پایایی این ابزار از روش آلفای کرونباخ، جهت بررسی ویژگی های روان سنجی از درجه دشواری و قدرت تمیز و جهت بررسی روایی سازه آن از تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد این آزمون دارای پایایی و روایی مناسبی است و نمرات هنجار شده برای جامعه آماری موردنظر ارائه شد.   نتیجه گیری : نتیجه آنکه آزمون قضاوت موقعیتی ابزاری مناسب جهت شناسایی و ارزیابی شایستگی های رفتاری کارکنان است و پیشنهاد می شود از این ابزار به منظور غربالگری اولیه و ثانویه انتخاب کارکنان استفاده شود.
۱۳۰۸.

اثربخشی آموزش طرحواره درمانی بر علائم اضطراب، خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش طرحواره درمانی بر علائم اضطراب، خودتنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک های شهر اصفهان در سال 1403 بود که تعداد 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان قبل از اجرای مداخله مقیاس اضطراب کتل (1957، CAS)، پرسشنامه خود تنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010، ESQ) و آزمون جهت گیری زندگی شییر و کارور (1985، LOT-R) را تکمیل کردند. گروه آزمایش آموزش طرحواره درمانی را طی دوازده جلسه، هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون متغیرهای علائم اضطرابی، خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری در سطح 01/0>P تفاوت معناداری وجود داشت و علاوه بر این بین میانگین پس آزمون و پیگیری این سه متغیر نیز تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. در نتیجه آموزش طرحواره درمانی می تواند به عنوان روش درمانی مؤثر در جهت کاهش علائم اضطرابی و افزایش خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۰۹.

تحلیل عملکرد جنسی مردان نابارور: پیامدهای ناباروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف: اگر چه ناباروری به عنوان یک بیماری تهدیدکننده ی زندگی طبقه بندی نمی شود، اما یک بحران در زندگی است که پیامدهایی را در زمینه های روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین پیامدهای ناباروری بر مردان نابارور با تأکید بر عملکرد جنسی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. از این رو با 14 نفر از مردان ناباروری که در طول سال 1402 به دنبال درمان ناباروری خود بودند با روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ای انجام شد و یافته های آن به ترتیب با روش استراوس و کوربین (1999) و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجربه شناسایی 25 کد باز و 4 مقوله ی اصلی شد که در 2 کد محوری ره آوردهای فردی و ره آوردهای زوجی دسته بندی شدند. یافته ها نشان داد که ناباروری تأثیر منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور نابارور دارد و این تأثیر منفی پیامدهای فردی و زوجی را برای این افراد به همراه دارد. ره آوردهای زوجی ناباروری بر مردان نابارور شامل رنج ها و دشواری های عاطفی- رابطه ایِ متأثر از زندگی عاری از فرزند و درماندگی در مدیریت تعارضات جنسی زوجی بود. همچنین ره آوردهای فردی شامل سختی ها و مشکلات جنسی متأثر از زندگی عاری از فرزند و اندوه ناشی از نارضایتی جنسی بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ناباروری پیامدهای منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور دارد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناباروری منجر به بروز اختلالاتی همچون کاهش میل جنسی، انزال زودرس و اختلال در نعوظ در مردان نابارور می شود. همچنین کاهش کیفیت رابطه ی جنسی و کاهش فراوانی مقاربت از پیامدهای دیگر ناباروری بر عملکرد جنسی در بعد فردی بود که مجموعه ی این چالش ها در عملکرد جنسی، منجر به نارضایتی جنسی و به تبع آن غم و اندوهی در مشارکت کنندگان در پژوهش شده بود. تجربه ی رنج ها و دشواری های عاطفی-رابطه ای و درماندگی در مدیریت تعارضات زوجی، ره آوردهای زوجی شناسایی شده در پژوهش حاضر بود. یافته های پژوهش حاضر می توانند به عنوان پیشنهاداتی برای ارجاع افراد یا زوج های نابارور به یک متخصص سلامت جنسی و روابط جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۳۱۰.

مدل یابی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف: هدف این پژوهش، مدلسازی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی در دانشجویان دانشگاه های شهر ساری بود. روش شناسی: این پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری شامل 26250 دانشجو از دانشگاه های مختلف شهر ساری در سال تحصیلی 1402-1403 بود. براساس پروتکل کلاین (2023)، حجم نمونه 400 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های نامعتبر، 376 پاسخ معتبر تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودشناسی انسجامی، پرسشنامه سوگ پیچیده و پرسشنامه توانمندی ایگو بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها: یافته های استنباطی نشان داد که بین سوگ حل نشده و قدرت ایگو رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین، نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند، به گونه ای که قدرت ایگو از طریق ارتقای خودشناسی انسجامی، سوگ حل نشده را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد (ضریب مسیر مستقیم 0.87 و ضریب مسیر غیرمستقیم 0.12-). شاخص های برازندگی مدل نظیر RMSEA=0.041 و CFI=0.96 نشان دهنده برازش خوب مدل بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قدرت ایگو می تواند از طریق بهبود خودشناسی انسجامی، به کاهش سوگ حل نشده در دانشجویان کمک کند. این یافته ها اهمیت مداخلات مبتنی بر تقویت خودشناسی و تاب آوری روانشناختی در بهبود سلامت روان دانشجویان را برجسته می سازد.
۱۳۱۱.

اثربخشی آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان بر رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف این مطالعه بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان - بر رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری تمامی کودکان ۷ تا ۱۰ سال دارای مشکل رفتاری برون نمود در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ شهرستان زرین شهر بودند که از این تعداد ۳۳ نفر از مادران دارای کودک با مشکلات برون نمود با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با کمک مقیاس مشکلات رفتاری کودک آخنباخ، پرسشنامه تنظیم هیجانی گروس وجان و پرسشنامه تاب آوری کونور _ دیویدسون جمع آوری شد. گروه آزمایش مداخله آموزش مدیریت والدین - مدل اورگان - به مدت ۱۰ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای به صورت هفتگی دریافت کردند. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که مداخله بر متغیرهای رفتارهای برون نمود، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان با مشکلات برون نمود تأثیر معناداری داشته است؛ بنابراین باتوجه به نتایج، اقدام به موقع در راستای آموزش مادران این کودکان، توسط مشاوران مدّ نظر قرار گیرد.
۱۳۱۲.

اثربخشی برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
زمینه: سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان به شمار می رود و این زنان اغلب با مشکلات روانشناختی مواجه هستند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر منفی بگذارد. ترس از پیشرفت بیماری، پریشانی روانشناختی و نظم جویی هیجانی از جمله مشکلات مهمی هستند که زنان مبتلا به سرطان پستان با آن مواجه می شوند و روان درمانی هایی می تواند در این زمینه مؤثر باشد که بیمار بتواند این مشکلات را بهتر مدیریت کند. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و آزمون گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان بالای ۲۰ سال در شهرهای بابل و ساری از بهمن ماه سال ۱۴۰۰ تا مردادماه سال ۱۴۰۱ است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ نفر از بین مراکز درمانی شامل بیمارستان روحانی بابل، بیمارستان یحیی نژاد بابل، بیمارستان امام خمینی ساری و بیمارستان بوعلی ساری گروه نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر، ۲۰۰۲)، مقیاس دشواری های نظم جویی هیجانی (گراتز، ۲۰۰۴) و ترس از پیشرفت بیماری (هرشباخ و همکاران، ۲۰۱۱) را تکمیل کردند. شرکت کنندگان گروه آزمایش تحت ۸ جلسه هفتگی ۹۰ دقیقه ای آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه مکرر و نرم افزار ۲۴-SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که شرکت کنندگان گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون نمرات کمتری در پریشانی روانشناختی و ترس از پیشرفت بیماری و نمرات بالاتری در نظم جویی هیجانی گزارش کردند (۰۰۱/۰ >p). همچنین بهبودی در پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری زنان مبتلا به سرطان پستان در گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی در مرحله پیگیری نیز دیده شد (۰۰۱/۰ >p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر به نظر می رسد مداخله ذهن آگاهی درمان مؤثری برای کاهش مشکلات روانشناختی از جمله پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان است. یافته های پژوهش می توانند به متخصصان بهداشت روانی و روان درمانگران کمک کنند تا مداخله مؤثر برای مدیریت پریشانی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان را شناخته و اجرا کنند. مداخل ه ای که می توانند بهبود روانی زنان مبتلا به سرطان پستان را تسهیل کرده و به کاهش عوارض روانی مرتبط با بیماری کمک کنند.
۱۳۱۳.

Effectiveness of Emotional Schema Therapy on the Quality of Relationship Dimensions and Conflict Resolution Styles in Betrayed Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of Emotional Schema Therapy (EST) in improving relationship quality and conflict resolution styles among betrayed spouses. Methods: This study was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with 30 participants from Tehran, Iran, who were recruited through counseling centers and online advertisements. Participants were randomly assigned to either the experimental group (15 participants), which received eight weekly 90-minute EST sessions, or the control group (15 participants), which did not receive any therapeutic intervention during the study period. Data were collected at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up, using standardized measures of relationship quality and conflict resolution styles. Repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests were used to analyze the data using SPSS version 27. Findings: The results indicated significant improvements in both relationship quality and conflict resolution styles in the experimental group compared to the control group. For relationship quality, repeated measures ANOVA revealed a significant interaction effect between time and group (F(2, 54) = 82.46, p < .001). Similarly, for conflict resolution styles, a significant interaction effect was observed (F(2, 54) = 76.92, p < .001). Bonferroni post-hoc tests showed that these improvements were sustained at the five-month follow-up. Conclusion: Emotional Schema Therapy is an effective intervention for enhancing relationship quality and conflict resolution styles in betrayed spouses. By targeting maladaptive schemas and promoting emotional regulation, EST provides a comprehensive framework for addressing relational challenges following infidelity. These findings support the integration of EST into marital therapy practices.
۱۳۱۴.

The Mediating Role of Body Checking Behavior and Body Image in the Relationship Between Emotional Regulation and Coping Styles with Binge Eating Disorder in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۷۵
Objective: The aim of this study was to investigate the mediating role of body checking behavior and body image in the relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Methods: The research design was a cross-sectional descriptive study of a correlational nature. The target population consisted of all women visiting clinics in Shiraz, and a sample of 200 women was selected using the convenience sampling method. The measurement tools used in this study included the Body Checking and Body Image Questionnaire, the Emotion Regulation Questionnaire, the Coping Styles Questionnaire, and the Binge Eating Disorder Scale. The obtained data were analyzed at both descriptive and inferential levels. In the descriptive section, indices such as mean, standard deviation, minimum, and maximum scores were calculated. At the inferential level, Pearson correlation coefficient and path analysis with structural equation modeling were conducted. Findings: The results indicated that body checking behavior and body image, as mediating variables, create a significant relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Both emotional regulation and body checking behavior directly and indirectly predicted binge eating disorder. Additionally, coping styles, particularly problem-focused coping, helped reduce binge eating behaviors, whereas emotion-focused and avoidant coping styles had more negative effects on this disorder. Conclusion: These results emphasize that body image and checking behaviors can increase body dissatisfaction and contribute to the persistence of binge eating disorder.
۱۳۱۵.

اثربخشO34ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان در مراقبان بیماران مبتلا به سرطان بود. روش پژوهش نیمه تجربی، پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل مراقبان بیماران مراجعه کننده به موسسه خیریه امدادگران عاشورا یزد در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ بود که ۴۴ نفر هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه ۲۲ نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پس از ریزش نمونه، ۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۱۹ نفر در گروه کنترل باقی ماندند. ابزار پژوهش پرسشنامه های افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند و ترس از بازگشت سرطان لین و همکاران بود. گروه آزمایش، ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (هفته ای دو بار) دریافت کردند؛ اما گروه کنترل مداخله ای نداشت. داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان دارد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند مداخله ای کارآمد در کاهش پریشانی روان شناختی و ترس از بازگشت سرطان مراقبان باشد.
۱۳۱۶.

تأثیر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در اختلال وسواسی_جبری : مقایسه درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر حساسیت و گرایش به تجربه چندش در افراد مبتلا به اختلال وسواس_جبری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. از بین مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره تحت نظارت سازمان نظام روان شناسی ایران، در سال 1401، منطقه ۳ شهر تهران با تشخیص قطعی اختلال وسواسی_ جبری توسط روان پزشک، 51 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه گمارده شدند. ابزارهای مقیاس وسواس فکری_جبری، ییل-براون و مقیاس حساسیت و گرایش به تجربل چندش ون اورولد و همکاران بود. گروه های مداخله، هر کدام ۱۲جلسه درمان دریافت کردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد هر دو روش بر کاهش حساسیت و گرایش به تجربه چندش مؤثرند و تفاوت معناداری بین اثربخشی دو روش وجود ندارد. بنابراین، درمانگران می توانند از هر یک از دو روش به طور مؤثر بهره مند شوند. این نتایج بر اهمیت پرداختن به ابعاد هیجانی و شناختی تجربه چندش در درمان این اختلال تأکید دارد و می تواند راهگشای بهبود کیفیت خدمات روان درمانی در این حوزه باشد.
۱۳۱۷.

مدل مفهومی رشد انحصار جنسی و نقش آن در پیشگیری از انحراف جنسی و خیانت زناشویی: ارایه یک رویکرد در باره وارستگی جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: انحرافات جنسی و خیانت زناشویی از عوامل آسیب رسان به پایداری رابطه زوج ها محسوب می شوند. هدف این مقاله ارائه یک مدل مفهومی نوین با عنوان «رشد انحصار جنسی» است که تبیین می کند چگونه رشد جنسی سالم می تواند به محدود شدن تمایل جنسی فرد به رابطه متعهدانه با همسر منجر شود و احتمال رفتارهای جنسی آسیب زا را کاهش دهد. روش: روش پژوهش در این مقاله تدوین یک مدل مفهومی بر اساس تجربه نویسنده طی 30 سال کار را افراد مبتلا به انحراف جنسی و خیانت زناشویی و کاربرد نظریه ها مربوطه در این زمینه بوده است. یافته ها: بر اساس حمع بندی نتایج کار با مراجعین دارای سابقه انحراف جنسی و خیانت زناشویی این نتیجه بدست آمد که بلوغ جنسی صرفاً به تغییرات زیستی محدود نمی شود و به عنوان فرآیندی چندبعدی شامل رشد شناختی، هیجانی، اخلاقی و خودتنظیمی در نظر گرفته می شود. بر اساس ادبیات نظری و شواهد بالینی نویسنده، مدل ارائه شده شامل ده مرحله تحول یابنده است که طی آن محرک های جنسی ناهمخوان به تدریج حذف شده و تمرکز جنسی فرد بر رابطه همسرمحور شکل می گیرد. این مقاله ضمن مرور دیدگاه های روان تحلیلی، تکاملی، دلبستگی و یادگیری در زمینه انحرافات جنسی، تبیین می کند که تجارب جنسی زودرس و کاستی های تربیتی می توانند رشد انحصار جنسی را مختل سازند و زمینه ساز احتمال خیانت زناشویی در آینده شوند. نتیجه گیری: در پایان، پیامدهای این مدل برای مشاوره پیش از ازدواج و ضرورت انجام پژوهش های تجربی برای آزمون پذیری آن مطرح شده است.
۱۳۱۸.

نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان ایرانی فعال در شبکه های اجتماعی شهر تهران و قم در سال 1402 بود که ۲۲0 نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پنج مقیاس: سبک های هویت تجدیدنظر شده (ISI-5؛ برزونسکی، ۲۰۱۳)، مقیاس کوتاه شفقت خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، ۲۰۱۱)، مقیاس تعارض کار-خانواده و خانواده-کار (WFC؛ نت مایر و همکاران، ۱۹۹۶)، مقیاس تعارض تصمیم گیری (DCS؛ اوکانر، ۱۹۹۳)، و مقیاس جهت گیری انگیزشی (WOFO؛ هلمریچ و اسپنس، ۱۹۷8) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسب برخوردار بود . تحلیل مسیر نشان داد سبک هویت سردرگم-اجتنابی، شفقت خود و انگیزش پیشرفت بر تعارض تصمیم اثر مستقیم و معنادار داشت (01/0p<). اثر مستقیم سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی بر انگیزش پیشرفت معنادار بود (01/0p<). اما اثر شفقت خود بر انگیزش پیشرفت معنادار نبود و شفقت خود بر تعارض تصمیم و تعارض کار-خانواده اثر مستقیم داشت (05/0p<). براساس آزمون آرویان، انگیزش پیشرفت در رابطه ی سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی با تعارض تصمیم نقش میانجی داشت (05/0p<). یافته ها بر اه می ت توجه به نقش سبک های هویت، شفقت خود و انگیزش پیشرفت در بررسی تعارض نقش های زنان تأکید دارند.
۱۳۱۹.

فراتحلیل اثربخشی درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر عملکرد جنسی زنان با استفاده از روش فرا تحلیل است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع فرا تحلیل است که به منظور ترکیب و تجزیه وتحلیل نتایج پژوهش های مختلف انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پژوهش هایی است که تأثیر درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی بر اختلال عملکرد جنسی زنان را بررسی کرده اند و در پایگاه های Magiran و SID منتشرشده اند. جستجوی مقالات در فاصله زمانی 1393 تا 1403 انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از فرم کاربرگ فرا تحلیل استفاده شد که شامل اطلاعاتی همچون شناسه پژوهش، مشخصات نمونه، و شاخص های آماری بود. با غربال مطالعات درنهایت 23 مطالعه وارد تحلیل نهایی شد. یافته ها: نتایج فرا تحلیل نشان داد که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد جنسی زنان دارند. اندازه اثر در مدل های ثابت و تصادفی به ترتیب 22/1 و 45/1 به دست آمد که نشان دهنده تأثیر مثبت و متوسط درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی است. همچنین، نتایج تحلیل های جزئی تر نشان داد که پروتکل MBSR (درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس 8 جلسه ای) بیشترین تأثیر را بر عملکرد جنسی زنان نسبت به سایر پروتکل ها دارد. پروتکل های شناختی-رفتاری و سکس تراپی مبتنی بر ذهن آگاهی تأثیرات مثبت اما ضعیف تری نسبت به MBSR داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت که درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی می توانند به عنوان یک روش مؤثر برای بهبود جنبه های مختلف سلامت جنسی زنان در نظر گرفته شوند.
۱۳۲۰.

ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در مراجعان به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی: نقش شاخص های جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۰
روان درمانی در درمان اختلالات روانی موفقیت چشمگیری داشته است. اما در دههی اخیر عدم رضایت مراجعان از فرآیند روان درمانی و ترک زودرس جلسات درمانی فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب مراجعان در پدیدآیی ترک زودرس روان درمانی و مشاوره بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مراجعان به کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی شهر مشهد بودند. نمونه مورد نظر شامل 87 مراجع بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند در بازه زمانی شهریور ماه سال 1402 تا فروردین ماه 1403 انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد بررسی از پرسشنامه پیامد درمانی (OQ-45)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSE) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی برای مراجع (DIQFP) استفاده شد. یافته ها نشان داد جنسیت، سن، اضطراب و عزت نفس با ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در ارتباط بوده (0.05>P) و 39 درصد از واریانس آن را پیش بینی می کنند. بین تشخیص بالینی و ترک زودرس روان درمانی و مشاوره همبستگی معناداری وجود نداشت (0.05>P). یافته های پژوهش حاضر نشان داد عوامل جمعیت شناختی، اضطراب و عزت نفس پیش بینی کننده ترک زودرس روان درمانی و مشاوره هستند. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه بررسی بیشتر فرآیند روان درمانی و جلسات درمانی را توسط متخصصین بالینی فراهم کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان