ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۳۸۱.

مطالعۀ کیفی شرایط مؤثر در فرآیند شکل گیری تمایزیافتگی خود در خانواده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
تمایزیافتگی خود، فرآیندی پویاست که تحت تأثیر شرایط مختلفی شکلگرفته و تجربه می شود و همچنین وابسته به بافت فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفته می شود. با توجه به همین موضوع، این پرسش مطرح شد که شرایط مرتبط با شکل گیری تمایزیافتگی خود خود در خانواده ها چیست؟ برای یافتن پاسخ، از روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی بهره گرفته شد. از طریق نمونه گیری ملاکی و با توجه به اشباع داده ها با 17 نفر مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از مرحله اول شیوه کدگذاری استراوس و کوربین انجام شد. پس از تحلیل داده ها، 183 کد اولیه شناسایی شد، سپس در فرآیند ادغام و مقایسه 48 زیرمقوله و 9 مقوله تشکیل شده و در بخش های شرایط علّی، زمینه ای و واسطه ای طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که شرایط چالش برانگیز به همراه انگیزه به پیشرفت و تغییر افراد را به متمایز شدن سوق می دهد. علاوه بر آن شرایط علّی، چنانچه افراد در شرایط واسطه ای نظیر کسب تجربه های متفاوت در زندگی، ویژگی های خودتعیین گر و تمایل به موفقیت و همچنین شرایط زمینه ای مانند ارتباط با الگوهای موفق، ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، بسترها و رویدادها در خانواده و همچنین جو مشارکتی و حمایتی خانواده قرار بگیرند، شکل یافتن تمایزیافتگی شان تسهیل و تسریع می شود. یافته های مطالعه حاضر علاوه بر غنی سازی دانش بومی و راهنمایی برای پژوهش های آتی، شناخت عمیق تر شرایط مرتبط با شکل گیری این ویژگی روان شناختی را در بستر فرهنگی فراهم نمود که همچنین می تواند پیامدهای عملی ویژه ای نیز در مشاوره و خانواده درمانی با توجه به مبحث چندفرهنگی داشته باشد.
۱۳۸۲.

Effectiveness of a Mindfulness-Based Acceptance Training Package on the Attitude of Mothers of Children with Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۸۱
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of a mindfulness-based acceptance training package on the attitude of mothers of children with ASD. Methods: This quasi-experimental study used a pre-test and post-test design with a control group. The statistical population consisted of mothers of children with ASD attending the Special Children’s Clinic at Shahid Beheshti University in Tehran. Using convenient sampling, 30 mothers were selected. These mothers were randomly assigned to either the experimental group or the control group, with 15 participants in each group. The experimental group received the 12-session, 120-minute mindfulness-based acceptance training package, while no intervention was applied to the control group. Both groups completed the Parent Attitude Toward Special Needs Children Scale (Gonder, 2002) before and after the intervention. Data analysis was conducted using the covariance matrix analysis method in SPSS version 27. Findings: The results showed that there was a significant difference between the experimental group, which received the mindfulness-based acceptance training package, and the control group in terms of overall attitude (p < 0.001). The effect of the intervention was also stable at the follow-up stage (p < 0.001). Conclusion: Based on the findings of this study, it can be concluded that a mindfulness-based acceptance training package can foster a positive attitude in mothers of children with ASD. Therefore, this training package can be utilized to promote a positive attitude among mothers of children with ASD.
۱۳۸۳.

ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجیگر نشخوار ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
زمینه: شواهد حاکی از این است که گرایش به مصرف مواد ریشه در ویژگی های روانشناختی علی الخصوص تکانشگری داشته و این منجر به اعتیادپذیری در زنان می شود. بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر گرایش به مصرف مواد به ویژه نشخوارذهنی می تواند راهگشای پیشگیری از اعتیادپذیری در زنان گردد. هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی گرایش زنان زندانی به مصرف مواد بر پایه تکانشگری با نقش میانجی نشخوارذهنی بود. روش: روش پژوهش مطالعه حاضر همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان زندانی بند نساء شهر ارومیه در سال 1403 بودند که حداقل سابقه یک سال حبس در زندان داشتند (262=N). نمونه آماری شامل 200 زندانی بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده های این پژوهش از مقیاس آمادگی به اعتیاد (وید و بوچر، 1992)، پرسشنامه تکانشگری (بارات، 1995) و مقیاس نشخوار ذهنی (نولن-هوکسما و مارو، 1991) استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 و SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد رفتار تکانشگری (44/0 =B) و نشخوارذهنی (48/0 =B) بر گرایش به مصرف مواد زنان زندانی و همچنین رفتار تکانشگری بر نشخوار ذهنی (39/0 =B) اثر مستقیم معناداری دارند. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که اثر غیرمستقیم رفتار تکانشگری بر روی گرایش به مصرف مواد زنان زندانی از طریق نشخوارذهنی معنی دار بوده و مدل تایید شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان با روان درمانی نشخوارذهنی زنان زندانی بخش مهمی از تکانشگری را تعدیل و در راستای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد سود برد.
۱۳۸۴.

تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر: یک مطالعه کیفی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی تفسیری و از نوع تحلیل محتوای متون بود که در سال 1404 انجام شد. جامعه پژوهش شامل آثار اندیشمندان معاصر تربیت اسلامی بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند، دو متن شاخص یعنی تعلیم و تربیت در اسلام اثر شهید مطهری (۱۳۹۲) و تربیت دینی کودک اثر آیت الله حائری شیرازی (۱۳۹۵) به عنوان واحدهای تحلیل انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل کیفی با روش کدگذاری باز، مقایسه مستمر و انتزاع مفهومی گردآوری و در نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند. بر اساس مراحل تحلیل، ۱۸۰ واحد معنایی، ۳۸ کد اولیه، ۱۰ زیرمقوله و در نهایت چهار مقوله اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد که مفهوم بازی در تربیت اسلامی واجد چهار ساحت بنیادین ۱) بازی به مثابه میدان شکوفایی فطرت و تجربه لذت های معنادار، ۲) بازی به عنوان بستر سیادت، شادی و امنیت عاطفی کودک، ۳) بازی به منزله میدان آزادی هدایت شده و رشد تدریجی استقلال، و ۴) بازی به مثابه روش تربیت غیرمستقیم و ساخت شخصیت اخلاقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازی در اندیشه اندیشمندان معاصر اسلامی، نه فعالیتی فرعی یا صرفاً تفریحی، بلکه سازوکاری طبیعی، تدریجی و فطرت محور برای رشد همه جانبه کودک است.
۱۳۸۵.

پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان با علائم اختلال شخصیت مرزی بر اساس تکانشگری و تحریف های شناختی با نقش میانجی تنظیم شناختی هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸۶
مقدمه: درک و شناسایی افکار خودکشی در دانشجویان با علائم اختلال شخصیت مرزی می تواند به توسعه مداخلات مؤثر کمک کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین برازش مدل ساختاری افکار خودکشی دانشجویان با علائم اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش : پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی با طراحی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) در جامعه آماری دانشجویان کارشناسی دارای علائم اختلال شخصیت مرزی دانشگاه آزاد سنندج ۱۴۰۱–۱۴۰۲ با روش نمونه گیری هدفمند ۲۸۸ نفری بود. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ی افکار خودکشی (۱۹۶۱)، مقیاس تکانشگری بارت (۱۹۹۵)، پرسشنامه ی تحریف های شناختی (۲۰۰۴)، پرسشنامه ی تنظیم شناختی هیجان (۲۰۰۷) و پرسشنامه ی علائم اختلال شخصیت مرزی (۱۹۸۴) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-26 صورت گرفت. یافته ها: تکانشگری و راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری بر افکار خودکشی داشتند (001/0 > p ؛52/6 =t ، 15/8 =t). در حالی که راهبردهای مثبت تأثیر مستقیم، منفی و معناداری داشتند (05/0 > p، 81/5-=t). تحریف های شناختی نیز تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری بر افکار خودکشی داشت (001/0 > p، 12/3 =t). تاثیر غیرمستقیم تکانشگری و تحریفات شناختی از طریق راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر افکار خودکشی نیز معنادار بود (05/0 > p). نتیجه گیری: تکانشگری، تحریف های شناختی و راهبردهای منفی تنظیم هیجان، پیش بینی کننده های قوی افکار خودکشی هستند و راهبردهای مثبت نقش حفاظتی دارند. لذا پیشنهاد می شود در مراکز آموزشی، مهارت های تنظیم هیجان مثبت در دانشجویان با علائم اختلال شخصیت مرزی برای کاهش افکار خودکشی تقویت شود
۱۳۸۶.

بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: ازدواج یکی از مهم ترین رویدادهایی است که می تواند موجب رشد و شکوفایی زوجین شود که نشان دهنده سبک های حل تعارضات آنها است. البته این سبک ها تحت تاثیر عوامل مختلفی می باشد که نیاز به بررسی دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان تک والد شهر تهران در نیمه ی دوم (شش ماه دوم) سال 1402 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 359 نفر انتخاب و به پرسشنامه های سبک حل تعارض توماس-کیلمن (1974)، حساسیت بین فردی بویسی و پارکر (1989)، احساس تنهایی مقیمی و همکاران (1402)، ذهنیت های طرحواره لوبستال و همکاران (2010) و خشم اسپیلبرگر (1999) پاسخ دادند. جهت محاسبه شاخص های توصیفی و همبستگی از نرم افزار SPSS27 و برای مدل یابی معادلات ساختاری نیز، از نرم افزار AMOS26 استفاده شد. یافته ها: مبتنی بر نتایج در نگاره مدل پژوهش، تمامی مسیرهای مستقیم مفروضه، به غیر از مسیر ذهنیت های طرحواره ای و احساس تنهایی با سبک های حل تعارض، دارای اثر مستقیم و منفی معنی داری هستند (05/0>P). همچنین نقش میانجی حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده، در ارتباط بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره در سطح معنی داری (01/0=P) قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، ذهنیت های طرحواره می توانند سبک های حل تعارض را در زنان تک والد را برمبنای حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد پیش بینی کنند.
۱۳۸۷.

سوگ طولانی مدت، افسردگی و حس انسجام در دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف: اختلال سوگ طولانی مدت به عنوان اختلالی جدید در آخرین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی مطرح شده است که با علائم اصلی اشتیاق و نشخوار ذهنی شدید به فرد فوت شده و درد عاطفی، اختلال در عملکرد روزانه مشخص می شود. تحقیقات نشان داده است که افسردگی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های بالینی سوگ است. حس انسجام یکی از عواملی است که در مدیریت و تجربه سوگ می تواند نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه حس انسجام و افسردگی و سوگ طولانی مدت در دانشجویان پرداخته است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. ۱۱۳ نفر از دانشجویان استان زنجان در سال ۱۴۰۰ به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و پرسشنامه های حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، سوگ بارت و اسکات (۱۹۹۸) و افسردگی بک (۱۹۹۶) را پاسخ دادند. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 22، با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد افسردگی (0/75-=p<0/001،r) با سوگ طولانی مدت رابطه مثبت معنی دار و حس انسجام نیز با سوگ طولانی مدت رابطه منفی معنی دار (0/55-=p<0/001،r) دارند. بین حس انسجام و افسردگی رابطه منفی معنی دار (0/27-=p<0/001،r) وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد ۸۳ درصد از واریانس اختلال سوگ طولانی مدت را متغیر های اختلال افسردگی و حس انسجام با هم به طور مشترک تبیین می کنند. به نظر می رسد میزان حس انسجام نقش مؤثری بر سپری کردن دوره سوگواری و پیشگیری یا ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت دارد، بدین ترتیب ضعف در حس انسجام با افزایش احتمال ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت همراه است
۱۳۸۸.

اثربخشی مداخله گروهی روابط ابژه کوتاه مدت بر خودآگاهی، اضطراب اجتماعی و آلکسی تایمیا در بیماران مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: آسم یک بیماری مزمن با ابعاد جسمی و روان شناختی است که بر کیفیت زندگی بیماران تأثیر می گذارد . این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله گروهی روابط ابژه کوتاه مدت بر خودآگاهی، اضطراب اجتماعی و آلکسی تایمیا در بیماران مبتلا به آسم انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران مبتلا به آسم، بستری در بیمارستان های شهر تهران در سال 1402 بوند. تعداد 40 بیمار به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. در طول مطالعه، چهار نفر (دو نفر از گروه آزمایش و دو نفر از گروه کنترل) از ادامه همکاری انصراف دادند.  ابزارهای پژوهش شامل مقیاس خودآگاهی فنیگستین (1975)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانور و مقیاس آلکسی تایمیا تورنتو بود. گروه آزمایش مداخله گروه درمانی روابط ابژه کوتاه مدت را طی 16 جلسه 45 دقیقه ای در مدت چهار ماه دریافت کرد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS تحلیل شدند . یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر  نشان داد، درمان گروهی روابط ابژه موجب افزایش معنادار خودآگاهی (P<0.001) ، و کاهش آلکسی تایمیا (P<0.001) و اضطراب اجتماعی (P<0.05) تا مرحله پیگیری شد . نتیجه: با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که درمان گروهی روابط ابژه کوتاه مدت روشی مؤثر برای بهبود مشکلات روان شناختی در بیماران مبتلا به آسم بوده و  به طور غیرمستقیم در بهبود مشکلات جسمانی این بیماران نیز نقش دارد.
۱۳۸۹.

اثربخشی آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: افزایش رفتارهای ناسالم و پرخطر در میان زنان آسیب دیده اجتماعی و کمبود آموزش های لازم در این زمینه، موضوعی نگران کننده است که نیاز به توجه فوری دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی بود. روش: طرح کلی پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن کلیه زنان خدمت گیرنده در مرکز حمایت و توانمندسازی زنان آسیب دیده اجتماعی (راه نوین) شهرستان آمل در سال 1401 درنظر گرفته شد که از بین جامعه آماری 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه رفتارهای پرخطر جنسی زارعی و همکاران (1389) و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش قرار گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش، پس آزمون اجرا شد. داده ها با نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی در کاهش رفتارهای پر خطر جنسی و افزایش خودکارآمدی عمومی در زنان آسیب دیده مؤثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغیر خودکارآمدی عمومی بود (01/0>p). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر جنسی و افزایش خودکارآمدی زنان آسیب دیده اجتماعی می شود. این مداخله می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر و کاربردی در بهبود سلامت روانی و جسمانی این گروه مورد توجه قرار گیرد.
۱۳۹۰.

I am living in a different world: Adolescents’ Behavioral Patterns in Facing Family Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
Objective: The present study aimed to investigate adolescents’ behavioral patterns when facing family challenges. Methods: For the present research, a qualitative and grounded theory approach was used. The research population consisted of all female adolescents aged 14 to 18 in Tehran who were studying in the academic year 2023. The data were collected and saturated through semi-structured interviews with 17 adolescents selected via purposive and snowball sampling. Results: The results extracted the 53 open codes, 11 axial codes, and 5 selective codes from interviews with participants. The findings showed that “extreme parental concerns,” “ideological disagreement,” and “the imposition of strict restrictions” were the main family challenges experienced by adolescents. Moreover, efficient and inefficient coping strategies were the most frequent strategies adopted by adolescents when facing family challenges. Finally, intrapersonal and interpersonal consequences were the main consequences of adolescents’ behavioral patterns in facing family challenges. Conclusion: Knowing the behavioral patterns of teenagers when facing family challenges can help provide family counseling services and raise awareness of the developmental characteristics of teenagers.
۱۳۹۱.

نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی در پیش بینی رضایت جنسی زنان متأهل صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان متأهل شهر اردبیل در سال 1402 بودند. از میان جمعیت ذکر شده 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای ناگویی خلقی باگبی و همکاران (TAS-20، 1994)، تحریف شناختی حمام چی و بویاکازترک (ICDS ، 2004)، نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران (RAQ، 1379) و رضایت جنسی یاوری کرمانی و بحرینیان، (SSQ، 1388) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ناگویی خلقی و تحریفات شناختی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنادار و بین نگرش مذهبی با رضایت جنسی در زنان متأهل رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0p<). همچنین با استفاده از رگرسیون گام به گام 53/0 رضایت جنسی زنان متأهل توسط متغیرهای ناگویی خلقی، تحریف شناختی و نگرش مذهبی تبیین گردید (05/0p<). با توجه به تأثیرگذاری ناگویی خلقی، تحریفات شناختی و نگرش مذهبی بر رضایت جنسی در زنان متأهل، به روانشناسان و متخصصان بهداشت پیشنهاد می شود که به نقش این متغیرها در بهبود رضایت جنسی در زنان متأهل توجه بیشتری نشان دهند.
۱۳۹۲.

Constructing Parenthood After Infertility: A Narrative Study of Adoptive Parents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۹
Objective: This study aimed to explore how adoptive parents construct their identities and meaning of parenthood following experiences of infertility. Methods: This qualitative research employed a narrative methodology to investigate the lived experiences of 31 adoptive parents residing in Austria, all of whom had previously experienced infertility. Participants were recruited through purposive sampling, ensuring diversity in gender, relationship status, and duration since adoption. Data were collected through semi-structured interviews, each lasting between 60 and 90 minutes. Interviews were transcribed verbatim and analyzed using thematic narrative analysis with the assistance of NVivo software. Theoretical saturation guided the cessation of data collection. Data analysis focused on identifying shared themes and patterns in the way participants narrated their transition from infertility to adoptive parenthood. Findings: Three major themes emerged from the data: Redefining Parenthood, Emotional Journey, and Social and Relational Adjustments. Within these categories, participants described subthemes such as letting go of biological ties, reconstructing identity, symbolic rituals, emotional ambivalence, hope and renewal, navigating social stigma, and coping with institutional processes. Participants emphasized the importance of narrative reconstruction, spiritual or moral reframing, and peer support in legitimizing their parental identity. Despite the fulfillment found in adoption, many expressed that emotional residues from infertility persisted, shaping their experience of parenthood in both subtle and explicit ways. Conclusion: The findings highlight that adoptive parenthood after infertility is a complex, emotionally layered, and socially negotiated process. Narrative identity construction plays a vital role in helping individuals reconcile reproductive loss with the joys and challenges of adoption.
۱۳۹۳.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه و هدف: اختلالات اضطرابی در کودکان از شایع ترین مشکلات سلامت روان به شمار می روند که پیامدهای منفی گسترده ای بر تحول هیجانی، شناختی، و اجتماعی آنان دارند. این اختلالات می تواند عملکرد تحصیلی و بین فردی کودک را به طور جدی مختل کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فراشناخت، افسردگی، و خودپنداشت کودکان با اختلالات اضطرابی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان با اختلالات اضطرابی 10 تا 15 سال منطقه 6 استان تهران در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 36 کودک بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس اضطراب کودکان (اسپنس، 1997)، پرسشنامه فراشناخت ها در کودکان (باکوو و همکاران، 2009)، سیاهه افسردگی کودکان (کوواکس و همکاران، 1997)، مقیاس خودپنداشت کودکان (پیرز و هریس، 1969) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی سگال و همکاران (2012) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به صورت معناداری موجب افزایش باورهای مثبت درباره نگرانی (41/32=F)، باورهای منفی درباره نگرانی (40/33=F)، نظارت شناختی (94/51=F)، بدگمانی، تنبیه و مسئولیت پذیری (81/49=F)، خودپنداشت (76/43=F)، و کاهش افسردگی (27/53=F) کودکان با اختلالات اضطرابی شد (01/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی با تأکید بر آموزش آگاهی از افکار و پذیرش بدون قضاوت، موجب کاهش باورهای ناکارآمد فراشناختی و تنظیم بهتر هیجان ها شد؛ بنابراین این روش در مداخلات روان شناختی کودکان با اختلالات اضطرابی پیشنهاد می شود.
۱۳۹۴.

مدل علی کیفیت زندگی بر اساس حس انسجام با نقش واسطه ای اضطراب درد در بیماران سرطانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
مقدمه: سرطان یکی از شایع ترین بیماری های مزمن چند دهه اخیر است که بر جنبه های مختلف زندگی فرد مبتلا و خانواده او اثرات مخربی می گذارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی مدل علی کیفیت زندگی بر اساس حس انسجام با نقش واسطه ای اضطراب درد در بیماران سرطانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی-بنیادی و توصیفی (معادلات ساختاری) است. جامعه آماری شامل بیماران سرطانی مراجعه کننده به کلینیک های درمان سرطان شهر سنندج در پاییز ۱۴۰۲ بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و تعداد نمونه با استفاده از نرم افزار GPOWER و با در نظر گرفتن آلفای ۰.۰۵ و توان آزمون ۰.۹۰، ۱۸۶ نفر تعیین گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی، اضطراب درد و حس انسجام بود. داده ها با نرم افزار AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد حس انسجام تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت زندگی دارد (β= +0.218, p≤0.001). اضطراب درد تأثیر منفی بر کیفیت زندگی دارد (β= -0.414, p≤0.001). اثر حس انسجام بر اضطراب درد منفی بود (β= - 0/343785, p≤0/001)؛ و همچنین نقش واسطه ای اضطراب درد در رابطه بین حس انسجام و کیفیت زندگی معنادار بود (β= -0.180, p≤0.001). معیار نیکویی برازش مدل برابر با 0.223 بوده که برازش متوسط مدل تأیید شد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد حس انسجام می تواند با کاهش اضطراب درد، کیفیت زندگی بیماران سرطانی را بهبود بخشد. مداخلات درمانی باید بر تقویت حس انسجام و کاهش اضطراب درد متمرکز شوند تا کیفیت زندگی این بیماران ارتقا یابد.
۱۳۹۵.

مدل مفهومی خطورات ذهنی در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی بر پایه متون اسلامی انجام گرفت. خطورات ذهنی به افکاری گفته می شود که ناگهان وارد ذهن شده و فضای پردازش شناختی را تحت تأثیر قرار می دهد. در منابع اسلامی خطورات با دیدگاه های فلسفی، عرفانی، و اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به دو دسته خطورات اصلی مثبت (ملکی) و منفی (شیطانی) تقسیم شده است. یکی از چالش های مهم روان شناختی تأثیرات افکار مزاحم و ناخواسته بر عملکرد شناختی و روانی فرد و ارتباط آنها با سلامت روان است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (قرآن و احادیث) و معناشناسی واژگان مرتبط استفاده شد. نخست تمام واژگان و مفاهیم مرتبط با خطورات ذهنی از متون گردآوری و سپس مدل مفهومی خطورات با تعیین مؤلفه های ساختاری و فرایندی استخراج شد. برای اعتباربخشی به مدل، شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) با نظر متخصصان محاسبه شد. یافته ها: مدل مفهومی خطورات ذهنی شامل پنج مؤلفه اصلی است: عوامل زمینه ای: شامل عوامل مثبت (مانند ایمان، هدایت الهی، یاد خدا) و عوامل منفی (مانند ضلالت، غفلت، فکر گناه، رذائل اخلاقی و دنیاطلبی). فراخوان ها: شامل فراخوان های مثبت (ملکی: دعوت به خیر و نیکی) و فراخوان های منفی (شیطانی: دعوت به شر و گناه). محتوای خطورات: شامل افکار، هیجانات و رفتارهای مثبت یا منفی؛ محتوای مثبت مثل تقوا، ایمان و اعمال پسندیده و محتوای منفی مثل کذب، حسد و افکار ضلالت. حوزه پردازش: شامل سه حوزه اصلی پردازش ذهنی و شناختی: عقل (تشخیص گر)، قلب (تصدیق گر) و صدر (تعدیل گر). پیامدها: پیامدهای مثبت شامل تقوا و طاعت؛ پیامدهای منفی شامل انحراف فکری، گناه و انحطاط اخلاقی. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش ارائه دهنده یک چارچوب مفهومی مبتنی بر منابع اسلامی برای شناخت و مداخله درمانی در حوزه خطورات ذهنی است. این مدل می تواند ابزار مفیدی برای طراحی پرسشنامه های روان شناختی، درمان فردی و ارائه بسته های آموزشی باشد؛ افزون بر این، داده های ارائه شده راهگشای تحقیقات تجربی در حوزه روان شناسی اسلامی است. تقدیر و تشکر: این پژوهش با حمایت و همکاری اساتید، کارشناسان، مراکز علمی و پژوهشی انجام شد که در اعتباربخشی مدل مفهومی و نقد محتوای اسلامی یاری کردند؛ همچنین از خانواده، همکاران و دوستان که با حمایت های علمی، معنوی و عملی شرایط تحقق اهداف تحقیق را فراهم کردند، صمیمانه قدردانی می شود. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا شخصی در اجرای پژوهش، تحلیل داده ها و تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی براساس منابع اسلامی وجود ندارد. مقاله حاضر به طور مستقل و بدون دریافت حمایت مالی از مؤسسه یا سازمان خاصی انجام شده است. همچنین تمامی مراحل پژوهش ازجمله گردآوری داده ها، تحلیل محتوای متون اسلامی و روایی سنجی یافته ها براساس اصول علمی و اخلاقی صورت گرفته و هیچ گونه سوگیری، جهت گیری شخصی یا وابستگی سازمانی در نتایج پژوهش تأثیرگذار نبوده است. هدف اصلی این مطالعه، تبیین مدل خطورات ذهنی بر پایه منابع اسلامی و ارائه دستاوردی علمی جهت استفاده در روان شناسی اسلامی و کاربردهای درمانی و آموزشی بوده است. نویسندگان تأکید می کنند که مقاله حاضر با رعایت اصول شفافیت علمی، اخلاق پژوهش و بی طرفی کامل تهیه و منتشر شده است.
۱۳۹۶.

اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش افسردگی و اضطراب دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه شهید رجایی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر ۱۴ نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس و از طریق فراخوان انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه های افسردگی بک (1996)، اضطراب بک (1988) و مصاحبه بالینی اولیه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۷n=) و کنترل (۷n=) گمارش شدند. شرکت کنندگان پرسش نامه های اضطراب و افسردگی بک را قبل و بعد از مداخله آزمایشی تکمیل نمودند. گروه آزمایش در ۶ جلسه دوره مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی گروهی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) شرکت نمودند ولی گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) موجب کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان شده است (۰۵/۰p<). نتایج: نتایج حاکی از آن است که استفاده از مدیریت دفاع های تاکتیکی مبتنی بر روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) در کاهش اضطراب و افسردگی دانشجویان مؤثر می باشد
۱۳۹۷.

مدل ساختاری اعتیادپذیری دانش آموزان بر اساس ضربه های دوران کودکی با نقش واسطه ای اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای اضطراب در رابطه ترومای دوران کودکی و اعتیادپذیری دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یایی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه اول شهرستان پاکدشت تشکیل داد که در سال تحصیلی 1403-1404 مشغول به تحصیل بودند. از بین این افراد، تعداد 200 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج بر اساس نظر کلاین (2023) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003)، پرسشنامه گرایش به مصرف مواد مخدر (DUTQ، موسوی و همکاران، 1378) و سیاهه اضطراب (BAI، بک، 1988) بود. تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفته است. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش، اثرات مستقیم ضربه های دوران کودکی و اضطراب بر اعتیادپذیری دانش آموزان معنادار بود (01/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم ضربه های دوران کودکی بر اعتیادپذیری دانش آموزان از طریق اضطراب نیز معنادار بود (01/0>p). در نتیجه اضطراب می تواند در رابطه بین ترومای دوران کودکی و اعتیادپذیری دانش آموزان نقش میانجی را ایفا کند.
۱۳۹۸.

مقایسه امکان سنجی آموزش حافظه آینده نگر با برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم بر فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه امکان سنجی آموزش حافظه آینده نگر با برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم بر فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان 6 تا 12 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم پسر با عملکرد بالا شهر رشت در سال 1402 بود. تعداد 45 کودک به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری جایگذاری شدند. گروه اول تحت آموزش حافظه آینده نگر محقق ساخته در 15 جلسه، گروه دوم تحت برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم در 8 جلسه قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از مقیاس فعالیت روزمره وایزمن (منیر و همکاران، 2013؛ W-ADL) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری معنادار بود (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد تفاوت گروه های آزمایش با گروه کنترل معنادار بود (05/0>P) اما بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). بر این اساس با توجه به آنکه برنامه حافظه آینده نگر والدم با تعداد جلسات کمتر نتایج مشابه بسته آموزشی محقق ساخته را به همراه داشت، می توان این برنامه را به عنوان گزینه ای کارآمدتر و مقرون به صرفه تر برای بهبود فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال اوتیسم با عملکرد بالا توصیه کرد.
۱۳۹۹.

اثربخشی مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر افزایش هوش سیال در دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر هوش سیال دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها در زمره پژوهش های شبه آزمایشی با الگوی پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (10 تا 12 سال) شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 40 نفر از این دانش آموزان با روش خوشه ای مرحله ای انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با آزمون چندوجهی هوش سیال ماهر (MMFIT) صورت گرفت. گروه آزمایش بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر را طی 14 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. گروه کنترل در این فاصله مداخله ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با تحلیل واریانس آمیخته چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بسته مداخله روانی-تربیتی هوش متبلور ماهر بر ابعاد هوش سیال (22/0=h2 تا 83/0=h2) تأثیر معناداری دارد (001/0>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر افزایش هوش سیال (ادراک، استدلال، توجه، حافظه و سرعت پردازش) کودکان 10 تا 12 سال موثر است و می تواند به عنوان یک مداخله اثربخش در این گروه سنی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۰۰.

Self-Esteem in Marital Relationships(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۰
Objective: The objective of this study is to explore the role of self-esteem in marital relationships, examining how self-esteem influences marital satisfaction, communication, and overall relationship dynamics. Methods: This research utilizes a descriptive analytical narrative review approach. Data were collected from valid scientific databases, including both Persian and English sources such as Google Scholar, PubMed, SID, Magiran, and IranDoc. The inclusion criteria focused on peer-reviewed studies that examined the link between self-esteem and marital relationships. A qualitative content analysis was conducted to identify key themes, patterns, and differences across the literature. Findings: The analysis reveals that self-esteem is a critical factor in marital satisfaction, with individuals possessing higher self-esteem experiencing more fulfilling and stable relationships. Self-esteem also plays a significant role in improving communication between couples, reducing marital conflicts, and enhancing emotional intimacy. Furthermore, the review highlights a reciprocal relationship between self-esteem and sexual satisfaction, where individuals with higher sexual self-esteem demonstrate better marital functioning. Cross-cultural comparisons between Persian and English literature suggest similar themes but also reveal cultural nuances in the perception and role of self-esteem within marriages. Conclusion: The findings emphasize the importance of self-esteem in marital relationships, suggesting that higher self-esteem leads to better marital satisfaction, improved communication, and reduced conflicts. Interventions aimed at boosting self-esteem, particularly among women, could have a positive impact on marital dynamics and overall family well-being. The study calls for greater attention from family counselors and institutions to promote self-esteem through workshops and educational programs, ultimately contributing to happier and more stable marriages.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان