ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۴۴۱.

مدل یابی ساختاری رهبری اخلاقی معلمان تربیت بدنی با هویت ورزشی و انگیزش درونی دانش آموزان: نقش میانجی اشتیاق ورزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: رهبری اخلاقی به عنوان یک سبک حمایتی و ارتقاء دهنده سلامت روانی-اجتماعی در نظر گرفته شده که می تواند به مشارکت پایدار دانش آموزان در فعالیت های بدنی کمک کند. هدف: هدف اصلی این مطالعه، بررسی نقش میانجی گرانه اشتیاق ورزشی در رابطه بین رهبری اخلاقی معلمان و پیامدهای مثبت روان شناختی دانش آموزان بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که ۴۰۳ پرسشنامه از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای جمع آوری و تحلیل شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های استاندارد رهبری اخلاقی، هویت ورزشی، ادراک منبع علیت در تربیت بدنی (PLOC-PE) و اشتیاق ورزشی بود. روایی و پایایی ابزارها نیز با تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ تأیید گردید. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: نتایج کلیدی این پژوهش نشان داد که رهبری اخلاقی معلمان با انگیزش درونی، اشتیاق ورزشی و هویت ورزشی رابطه مثبت و معناداری دارد(05/0 ≥ P). اشتیاق ورزشی نیز با انگیزش درونی و هویت ورزشی رابطه مثبت و معناداری دارد(05/0 ≥ P). تحلیل بوت استرپ نشان داد که اشتیاق ورزشی به عنوان یک متغیر میانجی گر، به طور معناداری در رابطه بین رهبری اخلاقی با انگیزش درونی و هویت ورزشی نقش ایفا می کند. نتیجه گیری: این یافته ها تأیید می کنند که رهبری اخلاقی معلمان، از طریق افزایش اشتیاق دانش آموزان به ورزش، می تواند به تقویت انگیزش درونی و شکل گیری هویت ورزشی پایدار در آن ها منجر شود. بنابراین، پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای معلمان تربیت بدنی بر توسعه مهارت های رهبری اخلاقی و حمایت هیجانی-اجتماعی متمرکز شود تا سلامت روانی- اجتماعی و مشارکت پایدار نسل جوان در فعالیت های بدنی ارتقاء یابد.
۱۴۴۲.

نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود-راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین یادگیری خود_راهبر و توانایی حل مسئله سازنده در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت در دسترس 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه یادگیری خود- راهبر (SDLRS؛ فیشر و همکاران، 2001)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی کالج (CASES؛ اون و فرامن، 1988)، و پرسشنامه راهبرد های حل مسئله (PSSQ؛ کسیدی و لانگ، 1996) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهاد شده از برازش مطلوبی برخوردار است و 63% واریانس حل مسئله سازنده را تبیین می کند. همچنین نتایج نشان داد یادگیری خود-راهبر بر حل مسئله سازنده (65/0=β) و خودکارآمدی تحصیلی (61/0=β) اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P )؛ همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده (21/0=β) اثر مستقیم معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی رابطه بین یادگیری خود- راهبر و حل مسئله سازنده (13/0=β) را میانجی گری می کند (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که یادگیری خود-راهبر به صورت مستقیم و با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی بر حل مسئله سازنده در دانشجویان اثرگذار است.
۱۴۴۳.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
۱۴۴۴.

Components of Collective Coping in Families Facing Chronic Illness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
Objective: This study aimed to explore the core components of collective coping in families managing the challenges of chronic illness, focusing on how emotional, relational, and social processes interact to sustain resilience. Methods and Materials: A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 20 family members of patients living with chronic illness in Ireland. Participants were recruited through purposive sampling to ensure variation in roles, including spouses, parents, adult children, and siblings. Interviews were conducted either face-to-face or via secure online platforms, with each lasting between 60 and 90 minutes. Data collection continued until theoretical saturation was reached. Transcripts were analyzed thematically using NVivo software version 14, following an iterative coding process of open coding, categorization, and theme development. Reflexivity and peer debriefing were used to enhance credibility and trustworthiness. Findings: Four overarching themes emerged, each encompassing multiple subthemes. Emotional solidarity captured shared emotional expression, empathic support, hope maintenance, anxiety management, and the protection of vulnerable members. Collaborative problem-solving included shared decision-making, role and task distribution, resource pooling, adaptive planning, and conflict resolution. Meaning-making and resilience reflected reframing illness as a shared challenge, strengthening family identity, engaging in collective spiritual practices, and narrative sharing. External support and community connection encompassed reliance on social networks, healthcare partnerships, institutional support, peer networks, and advocacy. Collectively, these themes highlighted coping as a relational and communal process rather than an individual endeavor. Conclusion: The findings underscore that coping with chronic illness within families is fundamentally collective, rooted in shared appraisals, collaboration, and external resource integration. Recognizing these dynamics offers valuable insights for healthcare professionals and policy makers seeking to design family-centered interventions that enhance resilience and well-being.
۱۴۴۵.

بررسی نقش خودکنترلی و شفقت به خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه : یکی از اثرات غیرمستقیم پاندمی کرونا بر روی سلامت روان، استرس ادراک شده است. ناگویی هیجانی می تواند رابطه بین استرس ادراک شده و سلامت روان را تعدیل کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش میانجیگری خودکنترلی و شفقت خود در پیش بینی تاب آوری براساس استرس ادراک شده و ناگویی هیجانی در پرستاران انجام شد. روش کار : مطالعه به صورت مقطعی و از نوع همبستگی، بر روی 246 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های پاستور و بوعلی استان قزوین در سال 1400، اجرا شد. افراد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استرس ادراک شده، ناگویی هیجانی، خودکنترلی- فرم کوتاه، شفقت به خود و مقیاس تاب آوری انجام شد. یافته ها: ضریب مسیر کل بین استرس ادراک شده و تاب آوری (01/0> P ، 456/0- =β)، ناگویی هیجانی و تاب آوری (01/0> P ، 302/0- =β)، منفی و معنادار و بین شفقت به خود و تاب آوری (01/0> P ، 268/0=β)، خودکنترلی و تاب آوری (01/0> P ، 447/0=β)، مثبت و معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق شفقت به خود (01/0> P، 100/0- =β)، استرس ادراک شده و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 144/0- =β) و بین ناگویی هیجانی و تاب آوری از طریق خودکنترلی (01/0> P، 167/-0=β) منفی و معنادار بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد میزان شفقت به خود و خودکنترلی می تواند به طور مثبت و معناداری تاب آوری را در پرستاران پیش بینی کند. یعنی پرستاران با نمره بالاتر شفقت به خود و خودکنترلی میزان تاب آوری بیشتری داشتند. عوامل روانشناختی از جمله خودکنترلی و شفقت به خود می توانند در عملکرد کادر بهداشتی درمانی، دقت و مهارت آن ها در ارائه خدمات مراقبتی مؤثر و همچنین حفاظت از خودشان در مقابل بیماری را تحت تاثیر قرار دهد.
۱۴۴۶.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۶
طلاق یکی از تجارب تنش زای خانواده است که می تواند منجر به تاب آوری پایین در بین زوجین شود. هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر تاب آوری زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی بود. روش این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم سال 1402-1401 تشکیل می دهد که از این بین تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری تصادفی و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (در هر گروه 20 نفر) گمارش تصادفی شد. پیش آزمون و پس آزمون بعد از مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی اجرا گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و برای تحلیل فرضیه ها نیز از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر روی متغیر تاب آوری اثربخشی داشتند (0/05>p). با توجه به نتایج پژوهش حاضر بین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی در متغیر وابسته تفاوت وجود داشت که میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشتر از طرحواره درمانی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش تاب آوری و بهبود وضعیت زنان مطلقه تاثیر دارد.
۱۴۴۷.

رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود.  روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
۱۴۴۸.

اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفیت دوستی در بین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفت دوستی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. نمونه آماری شامل تعداد ۴۰ نفر از آنان بر اساس نقطه برش نمرات پایین از75 برای مقیاس های سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران و نمرات پایین از28 برای کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند به صورت در دسترس و داوطلبانه  انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (۲۰ نفر در هر گروه) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران (1979) و پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند (1380) بود. برنامه مداخله ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گروس و تامسون (2007) به گروه آزمایش مدت ۱۰ جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شده و در نهایت پس آزمون و پیگیری از دو گروه آزمایش و گواه گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر با نرم افزار 23 spss-تحلیل شدند. نتایج نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر متغیر سرسختی روان شناختی و مؤلفه های آن، کنترل، تعهد و چالش طلبی و متغیر کیفیت دوستی و مؤلفه های آن، مجاورت، صمیمیت و افشای خود و وفاداری و اعتماد مؤثر بود (01/0>P). همچنین، اثربخشی در مرحله پیگیری 4 ماهه تداوم داشت. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این راهبردها می توانند به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر برای تقویت سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت روابط دوستی در نوجوانان مورد استفاده قرار گیرند.
۱۴۴۹.

اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: دیابت یک بیماری کشنده و خاموش است که سالانه باعث مرگ میلیون ها تن در جهان می شود این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان انجام شد. روش: تحقیق حاضر نیمه آزمایشی و به شیوه پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع دو در انجمن دیابت شهر گرگان در سال 1402 تشکیل دادند و 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و معیار زخم واگنر بود. گروه آزمایش درمان ذهن آگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کرد، اما گروه گواه تا پایان پژوهش هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکردند. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس چندمتغیری و استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی بر واکنش پذیری به استرس، تبعیت از درمان و بهبود زخم پای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر گرگان اثربخش است (05/0>P). نتیجه گیری: درمان ذهن آگاهی منجر به کاهش واکنش پذیری به استرس، افزایش تبعیت از درمان و تسریع ترمیم زخم در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 می شود. لذا می توان از این مدل درمانی به عنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض دیابت نوع 2 استفاده نمود.
۱۴۵۰.

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. نمونه آماری به منظور اعتباریابی بسته آموزشی تولید شده شامل 15 نفر از صاحب نظرانی بود که در موضوع یادگیری سازگار با مغز دارای تخصص بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. نمونه آماری در بخش کمی 4۰ نفر از دانش آموزان دوره مقطع ابتدایی منطقه 2 تهران بود که با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مجذوبیّت تحصیلی (ریو،2013) بود. این پرسش نامه پیش و پس از اجرای بسته آموزشی، از دو گروه آزمایش و کنترل به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پس از 3 ماه گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری در بخش کمّی، با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که که بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از روایی مناسبی برخوردار است. در بخش کمّی، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین مجذوبیّت تحصیلی گروه دریافت کننده آموزش یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین از دانش آموزان در گروه کنترل بیشتر بود (001/0sig = ). تأثیر این مداخله آموزشی پس از گذشت سه ماه نیز پایدار بود. بنابراین بسته آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریه کاین بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مؤثّر بود.این بسته آموزشی می تواند ابزار مؤثّر و کاربردی در راستای ایجاد یادگیری معنی دار و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر باشد.
۱۴۵۱.

رابطه فابینگ و سلامت روان دانشجویان: نقش واسطه ای خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۳۵۴
پدیده نوظهور فابینگ و ارتباط آن با سلامت روان اخیرا نگرانی هایی را ایجاد نموده که به دلیل عدم غنای مطالعاتی درباره نوع این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین فابینگ و سلامت روان در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعه بنیادی و از نوع روش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی ۱۴۰۰۰ دانشجوی دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از بین جامعه مذکور ۲۵۵ نفر (۱۵۱ زن و ۱۰۴ مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه عمومی فابینگ (چوتپیتایاسونوند و داگلاس، ۲۰۱۸)، پرسش نامه خودکنترلی (تانجی، بون و بامیستر، ۲۰۰۴) و پرسش نامه سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و شیوه مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 27 و JASP 0.18.3.0 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از رابطه منفی و معنادار بین فابینگ و خودکنترلی بود.همچنین بین خودکنترلی و سلامت روان نیز رابطه مثبت و معناداری وجود داشت . به علاوه، بین فابینگ و سلامت روان نیز رابطه منفی و معناداری یافت شد. در پژوهش حاضر رابطه غیرمستقیم فابینگ و سلامت روان ازطریق خودکنترلی معنادار بود. براساس نتایج، تمرکز بر افزایش آگاهی دانشجویان درباره تأثیرات منفی و زیان بخش این پدیده نوظهور و کوشش روان درمانگران و مشاوران در این حیطه بسیار حائز اهمیت است.
۱۴۵۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
زمینه و هدف: نگرانی های مربوط به امکانات درمانی، تحمیل تغییرات در زندگی روزمره، فشارهای مالی، و کیفیت زندگی موجب کاهش سلامت روانی مراقبین کودکان دارای فلج مغزی می شود. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانگان خستگی مزمن، تنیدگی والدگری و انگ اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به فلج مغزی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک فلج مغزی شهر رشت در سال 1403 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 34 مادر که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. ابزار گردآوری شامل مقیاس نشانگان خستگی مزمن (چالدر و همکاران، 1993)، شاخص تنیدگی والدگری (آبیدین، 2012)، و پرسشنامه انگ اجتماعی (مک و ووک، 2010) بود. گروه آزمایش هشت جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2011) را دریافت کردند. در انتها داده های به دست آمده با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت معناداری موجب کاهش خستگی جسمی (85/31=F)، خستگی ذهنی (43/46=F)، آشفتگی والدین (71/30=F)، تعاملات ناکارآمد والد- کودک (09/37=F)، ویژگی های کودک مشکل آفرین (47/45=F)، و انگ اجتماعی (87/32=F) مادران دارای فلج مغزی شد (01/0>P). نتیجه گیری: با اجرای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، مادران دارای کودکان مبتلا به فلج مغزی قادر به کاهش خستگی جسمی و ذهنی، تنیدگی والدگری، و انگ اجتماعی بودند. این نتایج نشان می دهد که این نوع درمان می تواند یک راهکار مؤثر در مدیریت و کاهش نگرانی ها و مشکلات روانی مادران داشته باشد و از طریق افزایش سلامت روانی، کیفیت مراقبت از کودکان را بهبود بخشد.
۱۴۵۳.

رابطه آسیب های دوران کودکی و محیط بی اعتبارساز با پرخوری افراطی: مدل یابی میانجیگری ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف اصلی این پژوهش آزمونِ میانجیگری ناگویی هیجانی در رابطه محیط بی اعتبار ساز و آسیب های دوران کودکی با نشانه های پرخوری افراطی بود. در این پژوهش همبستگی از جامعه آماری دانشجویان زن و مرد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1403-1402 تعداد 493 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (برنستاین و همکاران، 2003)، مقیاس محیط ناارزنده سازِ کودکی (مانفورد و همکاران، 2007) و مقیاس پرخوری (گورمالی و همکاران، 1982) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل یابی معادله ساختاری در محیط نرم افزار ایموس انجام شد. یافته ها نشان داد اثر مستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی ، اثر مستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی و اثر مستقیم محیط بی اعتبار ساز بر ناگویی هیجانی معنی دار نبود . در نهایت، اثر غیرمستقیم آسیب های دوران کودکی بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، معنی دار و از اثر غیرمستقیم محیط بی اعتبارساز بر پرخوری افراطی از طریق ناگویی هیجانی، غیرمعنی دار بود. در مجموع، نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودگی از طریقِ تسهیل ناتوانی در شناسایی و توصیف هیجان های فردی، احتمال استفاده از رفتارهای خوردن ناایمن را به مثابه یک پاسخ هیجانی، افزایش می دهد.
۱۴۵۴.

واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
تجارب فرزندان از خانواده مبدأ در روابط زناشویی آنها در بزرگسالی اثرگذار است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های اثرگذار خانواده مبدأ بر تعارضات زناشویی زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دربرگیرنده زنان و مردان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهرستان مرند بود. اندازه نمونه شامل 18 نفر (12 زن و 6 مرد) مشارکت کننده بود که با روش غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها به روش تحلیل درون مایه کدگذاری و تحلیل شدند. پس از کدگذاری مصاحبه ها و دسته بندی درون مایه ها، 3 درون مایه اصلیی فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، و خانوادگی به دست آمد. نتایج حاصل نشان داد چنان چه خانواده مبدأ از کیفیت لازم در تربیت فرزندان برخوردار نباشد و الگوی رفتاری مناسب و بالیده را به آنها نیاموخته باشد، احتمال دارد که آنها در زندگی بعدی خودشان با مشکلات مختلفی و از جمله تعارض زناشویی روبرو شوند.
۱۴۵۵.

اثربخشی چند رسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف سنجش اثربخشی ارائه چندرسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان چهارم ابتدایی شهرستان ایوان غرب در نیم سال اول تحصیلی 1402 - 1403 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 15 مدرسه شهرستان، یک مدرسه به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و دانش آموزان آن (32 نفر) به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. ابتدا از نمونه ها پیش آزمون یادگیری گرفته شد. سپس، آموزش به هر دو گروه به ترتیب با استفاده از ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی عاطفی و ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی ساده و عاری از عناصر عاطفی انجام شد. آموزش در هر دو گروه در 8 جلسه ارائه شد. در پایان آموزش، پس آزمون یادگیری و پرسشنامه نگرش کنکتا و همکاران (2020) اجرا شد، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی دو گروهی مستقل استفاده شد. مقایسه نمرات یادگیری در گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری پس از اجرای آموزش در گروه چندرسانه ای عاطفی به شکل معناداری افزایش یافته است (0/01>p) و نگرش به درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل بهتر شده است (0/01>p). براساس یافته های این پژوهش، معلمان در صورت استفاده از آموزش چندرسانه ای با طراحی عاطفی در درس علوم تجربی ضمن افزایش کیفیت آموزش به ارتقای یادگیری و بهبود نگرش دانش آموزان کمک موثری می کنند.
۱۴۵۶.

روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف این مطالعه تعیین روابط ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک شخصیت بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 که حدود 24 هزار دانشجو بود. بر اساس نظر کلاین (2023) 415 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (بر اساس دانشکده ها) انتخاب شد و با استفاده از مقیاس صفات پنج گانه تاریک شخصیت (یوسفی، احمدی و میرزا زاده، 1400)، فرم کوتاه مقیاس بهره سیستم سازی (واکابایاشی و همکاران، 2006) و مقیاس همدلی پایه (جولیف و فارینگتون، 2006) متغیّرهای پژوهش اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد مدل ساختاری سیستم سازی، همدلی شناختی و همدلی عاطفی/ هیجانی با پنج گانه تاریک از برازش مناسب برخوردار است (CFI = 0/90, NFI = 0/90, RMSEA = 0/05). همدلی شناختی بر ماکیاولیسم و خودشیفتگی اثر مثبت و معنی دار و بر کینه توزی و جامعه ستیزی اثر منفی و معنی دار دارد (0/05>p). همدلی عاطفی اثر منفی و معنی دار بر ماکیاولیسم، جامعه ستیزی، دیگرآزاری و کینه توزی دارد (0/05>p). همچنین سیستم سازی اثر منفی و معنی دار بر خودشیفتگی و دیگرآزاری و اثر مثبت و معنی دار بر جامعه ستیزی دارد (0/05>p). نتایج نشان داد سبک همدلی در تعیین و شکل گیری صفات تاریک شخصیت نقش موثر دارد لذا در مداخلات روانشناختی می توان با تمرکز بر تغییر مولفه های همدلی در صفات تاریک شخصیت تغییرات قابل توجه ایجاد کرد.
۱۴۵۷.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بر اساس نظام ارزشی شوارتز در دوران پاندمیک کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
بهزیستی روان شناختی، جنبه های متعددی از عملکرد مثبت را در بر می گیرد و با فعالیت هایی مرتبط است که به تحقق خود و رشد شخصی، اهداف و رشد منجر می شوند. عوامل مختلفی می توانند در بهزیستی روانشناختی نوجوانان نقش داشته باشند. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش نظام ارزشی شوارتز در پیش بینی بهزیستی روان شناختی نوجوانان بود. روش پژوهش، توصیفی_همبستگی بود و جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر قزوین بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۱_۱۴۰۰ به تعداد ۷۳۴۰ نفر بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۲۴۰ دانش آموز، به عنوان نمونه آماری پژوهش، با روش نمونه گیری در دسترس از جامعه آماری فوق انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989) و نظام ارزشی (شوارتز، 2006) گردآوری شدند. به کمک نرم افزار Spss نسخه 26 از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کلیه مؤلفه های نظام ارزشی (به جز برانگیختگی) با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری داشتند (0۰1/۰p‹) و همچنین مؤلفه های نظام ارزشی توانستند 30 درصد از متغیر ملاک، یعنی بهزیستی روان شناختی نوجوانان را پیش بینی نمایند. بنابراین می توان گفت نظام ارزشی نوجوانان نقش تعیین کننده ای در بهزیستی روان شناختی آن ها دارد و نیاز است در مدارس، بیشتر به این امر پرداخته شود.
۱۴۵۸.

The effectiveness of Couple Emotion-Focused Therapy on alexithymia and marital disaffection in working women with marital conflicts

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
The present study aimed to determine the effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy on alexithymia and marital disaffection in working women experiencing marital conflicts. This research was applied in terms of purpose and used a semi-experimental method with a pre-test, post-test, and follow-up design, including a control group. The statistical population consisted of all working women with marital conflicts who were referred to counseling centers in Tehran in 2024. The sample included 30 participants who were randomly selected and homogenized by age into two groups: intervention and control. Participants completed the Toronto Alexithymia Scale by Bagby et al. (1994) and the Marital Disaffection Scale by Kayser (1996) during the pre-test, post-test, and follow-up phases. Couple Emotion-Focused Therapy was conducted according to Johnson's protocol (2019) over 12 weekly sessions, each lasting 90 minutes. Data were analyzed using repeated measures ANOVA with significance levels set at 0.05 and 0.01, employing SPSS-22 software. The results showed that Couple Emotion-Focused Therapy significantly reduced alexithymia (P=0.001). The interaction effect of time and group also resulted in a significant decrease in alexithymia (P = 0.001) compared to the control group. Additionally, the therapy significantly reduced marital disaffection (P=0.001), with the time*group interaction showing a significant decrease in marital dissatisfaction (P=0.001) relative to controls. Overall, the findings indicate that Couple Emotion-Focused Therapy targeting emotional alexithymia and marital disaffection is effective for working women with marital conflicts.
۱۴۵۹.

مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۳
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام-اس) بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه زنان مبتلا به ام-اس مراجعه کننده به انجمن ام-اس تهران در سال 1403 بود که 306 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل: سیاهه افسردگی (بک، 1996، (BDI، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006، (CERQ، و مقیاس سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، (BIS/BAS بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری و راهبردهای ناسازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، مثبت و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری و راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، منفی و معنادار بود (01/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی، مثبت و معنادار بود (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی زنان مبتلا به ام-اس نقش میانجی دارد.
۱۴۶۰.

اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش-آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۱
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دختر دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی متوسطه دوره دوم شهر تبریز در سال تحصیلی 1404-1403بودند که تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (19 نفر) و کنترل (20 نفر) به طور تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش هشت جلسه ی 75 دقیقه ای و به صورت هفتگی تحت ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس اهمال کاری تحصیلی (PASS، سولومون و راث بلوم، 1984)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (PWB، ریف، 1989) و مقی اس افس ردگی، اض طراب و اس ترس (DASS، لاوبیوند و لاوبیوند، 1995) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی و پریشانی روان شناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس به عنوان یک روش روان درمانی موثر برای بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان