ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲٬۱۲۰ مورد.
۲۱.

بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: نقش واسطه ای بی اعتمادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلات زدگی شغلی پنهان سازی دانش بی اعتمادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: با نقش واسطه ای بی اعتمادی بود. روش شناسی پژوهش : روش انجام پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد که از آزمون مدل معادلات ساختاری و برآوردهای بیشینه درست نمایی با تعدیل چولگی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری در نظر گرفته شد که در نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به خدمت بودند. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و طبق جدول مورگان، تعداد 232 نفر تخمین زده شد. برای برآورد اعتبار مقدماتی پرسشنامه های فلات زدگی شغلی، پنهان سازی دانش و بی اعتمادی، یک نمونه اولیه شامل 40 نفر مورد آزمون قرار گرفت. روایی محتوایی پرسشنامه ها از نظر اساتید و کارشناسان مثبت ارزیابی گردید؛ همچنین، میزان پایایی به واسطه ی ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات متغیر ها به ترتیب، 95/0 برای فلات زدگی شغلی، 97/0 برای پنهان سازی دانش و 95/0 برای بی اعتمادی بدست آمد. یافته ها : مطابق با یافته های این پژوهش، فلات زدگی شغلی هم به شکل مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم، به واسطه بی اعتمادی در سطح معناداری 001/0 نقش ویژه ای در میزان پنهان سازی دانش کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیران و برنامه ریزان موسسات آموزش عالی می توانند از نتایج پژوهش حاضر در به کار گیری برنامه ها و راهبرد های ویژه در جهت کاهش پنهان سازی دانش و ابعاد و عوامل موثر بر آن، نهادینه کردن اشتراک دانش در فرهنگ های سازمانی دانشگاه ها و کاهش بی اعتمادی و فلات زدگی در بین کارکنان استفاده نمایند.
۲۲.

هم آفرینی برنامه ریزی درسی در آموزش عالی ایران : تحلیلی بر تجارب دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی ایران تجربیات دانشجویان کارشناسی هم آفرینی برنامه ریزی درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تجربیات دانشجویان کارشناسی درباره هم آفرینی برنامه ریزی درسی در آموزش عالی ایران انجام شد. روش: پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون به روش براون و کلارک Braun & Clarke(2006) انجام گرفت. داده ها به صورت استقرایی تحلیل و مضامین مستقیماً از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استخراج شدند. نمونه گیری هدفمند با بیشینه سازی تنوع، از چهار دانشگاه منتخب با سابقه نوآوری آموزشی صورت پذیرفت. فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع مفهومی ادامه یافت و در مجموع ۱۱ مصاحبه با دانشجویان کارشناسی انجام شد. برای افزایش اعتبار نتایج، بازبینی مشارکت کنندگان به کار گرفته شد و تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد تجربه های دانشجویان شامل مشارکت در طراحی برنامه های درسی، انتخاب محتوا، روش های ارزشیابی و همکاری در تصمیمات آموزشی بود. همچنین، عوامل مؤثر بر تحقق هم آفرینی، مزایا و چالش های اجرایی آن شناسایی شدند. اجرای این رویکرد آموزشی نیازمند بازنگری در ساختارهای سنتی آموزش، تغییر نقش اساتید به تسهیل گر و تقویت توانمندی های دانشجویان برای مشارکت فعال بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد هم آفرینی برنامه درسی در آموزش عالی ایران به عنوان رویکردی نوآورانه و تحول آفرین، نقش مهمی در ارتقای کیفیت یادگیری دارد. اصلاحات سیاستی مانند افزایش انعطاف پذیری در طراحی برنامه های درسی و ترویج فرهنگ آموزشی مبتنی بر مشارکت، از ضرورت های این حوزه است. هم آفرینی برنامه درسی علاوه بر طراحی محتوا، به تعامل بین اساتید و دانشجویان، ساختارهای آموزشی و موانع فردی وابسته بود و اهمیت به کارگیری رویکردهای مشارکتی در تدوین برنامه های درسی را برجسته ساخت.
۲۳.

طراحی مدل تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعاملات بین سازمانی نوآوری فناورانه دانشگاه شبکه سازی مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه و هدف : تعامل و همکاری اثربخش دانشگاه ها با سایر بازیگران زیست بوم نوآوری از مهم ترین فاکتورهای رشد و توسعه فناوری های کاربردی در جامعه می باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی جامع جهت تبیین تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه بوده است. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پژوهش فراترکیب نظریه ساز انجام گرفته است، بر این اساس، یافته های مطالعات علمی مرتبط در بازه زمانی 2025-1995 میلادی استخراج و داده های گردآوری شده طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش در قالب 53 کد باز و 12 کد محوری در سه محور پیشایندها، فرایندها و پیامدها ارائه گردید. محور پیشایندها در قالب 3 کد محوری (عوامل فردی، سازمانی، محیطی)؛ محور فرایندها در قالب 5 کد محوری (توسعه زیرساخت های مشترک، انتقال دانش و فناوری، مدیریت پروژه های مشترک، توسعه شبکه های همکاری، مدیریت دانش)؛ محور پیامدها در قالب 4 کد محوری (توسعه محصولات و خدمات نوآورانه، افزایش درآمد سازمانی، توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه، ارتقاء اعتبار دانشگاه) سازماندهی گردیدند. جهت ارتقای اعتبار یافته ها، چهار نوع راهبرد اعتباریابی توصیفی، تفسیری، نظری و پراگماتیک  مورد استفاده قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: اثربخشی تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در توسعه نوآوری فناورانه، حاصل توجه به عوامل پیش نیاز و فرایندهای کارآمد در جریان شکل گیری این تعاملات است. یافته های این پژوهش می تواند به رهبران و سیاست گذاران آموزش عالی در طراحی راهبردهایی هوشمندانه برای توسعه همکاری های اثربخش بین سازمانی کمک کند، به گونه ای که تعاملات دانشگاه ها با سایر سازمان های جامعه را با رویکردی برد-برد و در راستای رفع نیازهای جامعه طراحی و اجرا نمایند.
۲۴.

الگوی رهبری پایدار فرهنگی مدرسه با تأکید بر «فرهنگ مراقبت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رهبری پایدار فرهنگی فرهنگ مراقبت عدالت خودآگاهی مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه و هدف : دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متنوع، در جنبه های مختلف تحصیلی با موانع و چالش های ساختاری متعددی روبرو هستند. این چالش ها گاهی منجر به بی علاقگی و دلزدگی دانش آموزان از تحصیل و در نهایت ترک تحصیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و بازتاب الگوی فرهنگی پایدار از طریق “فرهنگ مراقبت” انجام شد. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بود که با راهبرد گراندد تئوری ساخت گرایانه چارمز به اجرا درآمد. قلمرو تحقیق استان کردستان و مشارکت کنندگان بالقوه کلیه مدیران ابتدایی و مقاطع متوسطه اول و دوم  در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر سنندج بودند که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساخت یافته دعوت به مشارکت شدند تا دیدگاه خود را در مورد «سبک رهبری پایدار فرهنگی» بیان کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که چهار شاخص کلیدی تحت عناوین خودآگاهی انتقادی، فروتنی فرهنگی، عدالت ترمیمی و مشارکت خانواده و مدرسه از رهبری پایدار فرهنگی در مدیریت مدرسه قابل احصاء بود. باوجود کثرت نظرات، استعمارزدایی رهبری، کنش متقابل فرهنگی، خوداندیشی، مراقبت هنری و شایستگی فرهنگی از دیگر مضامینی بودند که مدیران تحت شاخص های چهارگانه فوق الذکر بدان اشاره کردند. بحث و نتیجه گیری: باوجود کوشش مدیران برای ارج نهادن به فرهنگ و زبان دانش آموزان پیاده سازی این سبک رهبری به شدت نیازمند تغییرات ساختاری در نگرش سیاست گذاران آموزشی است، این تغییرات ممکن است نمودهای مختلفی از جمله، باور به آموزش چندفرهنگی، کلیشه زدایی، اندیشه باز، خودانتقادی، تلاش برای مشارکت خانواده و مدرسه را در پی داشته باشد.
۲۵.

وضعیت جاری مدیریت دانش سازمانی مدیران مدارس (ارائه یک الگو با رویکرد نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش مدیران مدارس متوسطه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود مدیریت دانش سازمانی مدیران مدارس متوسطه است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. حوزه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در مدیریت مدارس هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. یافته ها: یافته ها پژوهش نشان دهنده ی نوزده مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل عدم آگاهی نسبت به ضرورت و چارچوب های اجرایی مدیریت دانش در مدرسه به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (عدم توجه به شبکه سازی در راستای مدیریت دانش، ضعف رهبری در فعالیت های درون مدرسه ای، عدم تجهیز مدارس به ابزارهای مدیریت دانش)، عوامل زمینه ای (عوامل محیطی، مدیریتی و منابع)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(خصوصیات فردی، پشتیبانی و حمایت سازمانی و الزامات فرایندی مدیریت دانش)، شرایط مداخله گر محدودکننده(موانع ساختاری، موانع آموزشی و مدیریتی، موانع فرهنگی)، راهبردها (بهبود فرهنگ سازمانی و جو مدرسه ای، تلفیق آموزش و پژوهش، توجه به توسعه فردی مدیران و معلمان) و پیامد (عدم توازن در چرخه مدیریت دانش مدارس و غفلت از ساخت و اشتراک دانش در مدارس) سازمان یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که برای اجرای مدیریت دانش در سازمان عوامل فردی، سازمانی و مدیریت مؤثر بوده و باید این عوامل در کنار هم مورد توجه قرار گیرد. واژه های کلیدی: مدیریت دانش، مدیران، مدارس متوسطه، داده بنیاد
۲۶.

به مناسبت انتشار کتاب «خُم پنیر»: زندگی نامه دکتر حسن کاردان استاد مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زندگی نامه حسن کاردان مدیریت آموزشی تاریخ آموزش و پرورش ایران کارآفرینی تحولات اجتماعی-فرهنگی روابط انسانی تربیت اخلاقی دانشگاه علامه طباطبائی خُم پنیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
کتاب «خُم پنیر»، زندگی نامه دکتر حسن کاردان، استاد مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی، در بهار ۱۴۰۳ منتشر شد. این اثر به شیوه «زندگی نامه نویسی دیگرنوشت» با نثری روان و طنزآمیز، خاطرات کودکی، تحصیل در دانشسرای سپاه دانش و آمریکا، تدریس دانشگاهی و تأسیس کارخانه های صنعتی را روایت می کند. کاردان، دانش آموخته دکتری از کالج پی بادی (۱۹۷۷)، به مستندسازی تاریخ آموزش و پرورش ایران کمک شایانی می کند.اهمیت کتاب: جایگاه منحصربه فرد در مدیریت آموزشی، بازنمایی تحولات اجتماعی-فرهنگی نیم قرن اخیر، کاربرد عملی نظریه های روابط انسانی در صنعت (مانند تشویق کارگران و بهداشت محیط کار)، و درس های تربیتی همچون سخت کوشی، صداقت و قدردانی. خُم پنیرسرمشقی الهام بخش برای جوانان ناامید، به ویژه دانشجویان، است و پلی میان آموزش، صنعت و تربیت اخلاقی می سازد.
۲۷.

شناسایی مؤلفه های جذب و انتخاب معلمان کارآمد در نظام آموزش و پرورش کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معلم کارآمد جذب معلمان انتخاب معلمان آموزش و پرورش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر جذب و انتخاب معلمان کارآمد در نظام آموزش و پرورش کشور انجام گرفته است. در این راستا زمینه های جذب و انتخاب معلمان کارآمد بررسی شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف کابردی و با رویکرد کیفی و روش اکتشافی انجام شد. مشارکت کنندگان پژوهش متخصصان و صاحب نظران حوزه تعلیم و تربیت و مدیران ستادی سطوح مختلف آموزش و پرورش در سال تحصیلی 03-1402 بودند که 16 نفر برمبنای اصل اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند از نوع نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در زمینه موضوع پژوهش بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های بازخورد مشارکت کننده، بازخورد همکار و ناظر بیرونی اعتباریابی شدند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد. یافته ها : نتیجه تحلیل داده ها منجر به شناسایی مؤلفه های جذب و انتخاب معلمان کارآمد شد. مضامین فراگیر در سه سطح مؤلفه های فردی، تعاملی و سازمانی طبقه بندی شد. مؤلفه های فردی شامل دو مقوله فرعی تعهد و تخصص بوده است. مؤلفه های تعاملی در دو مقوله فرعی ارتباط و اقدام دسته بندی شده است. مؤلفه های سازمانی شامل دو مقوله تعلق و تغییر بوده است. زمینه های جذب و انتخاب معلمان کارآمد عبارت اند از: الزامات و زیرساخت های سیاسی، ساختاری، مدیریت منابع انسانی، سیمای سازمانی، نظام جذب، شیوه های انتخاب و تأمین معلم و نظام گزینش. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش به سیاست گذاران و مدیران آموزشی یاری می رساند تا با ایجاد برنامه های مؤثر و بازنگری در تدوین شاخص ها، معلمان شایسته را جذب کنند و از خسارات و هزینه های انتخاب نیروی انسانی ناکارآمد جلوگیری کنند. در نهایت، این اقدامات به بهبود کیفیت آموزش و پرورش و افزایش عملکرد دانش آموزان خواهد انجامید.
۲۸.

پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آوای سازمانی اعتماد به مدیر سبک رهبری امنیت مدار معلمان مدارس ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران بود. روش شناسی پژوهش : از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل 365 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان رزن در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. از این تعداد 191 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه سبک رهبری امنیت مدار (Coombe, 2010)، پرسشنامه اعتماد به مدیر (Hoy et al., 2006) و پرسشنامه آوای سازمانی (Hames, 2012) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه های پژوهش، مورد تأیید متخصصان قرار گرفت و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 96/0، 82/0 و 96/0 تأیید گردید. یافته ها : نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک رهبری امنیت مدار مدیران و آوای سازمانی معلمان (709/0) و بین اعتماد به مدیر و آوای سازمانی معلمان  (619/0) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام ، دو مؤلفه «مشاهده پتانسیل» و «بررسی» از میان مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و متغیر اعتماد معلمان به مدیر، توان پیش بینی آوای سازمانی معلمان را دارند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران از عوامل کلیدی در ارتقای آوای سازمانی اند؛ به گونه ای که با ایجاد فضای حمایتی و مملو از اعتماد، بستر مناسب برای مشارکت، نوآوری، تعامل مؤثر و تحقق اهداف آموزشی فراهم می آید.
۲۹.

اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی و اعتبار سنجی آن در نظام آموزشی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهداف برنامه درسی دوره ابتدایی شهروند جهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: هدف پژوهش حاضر اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی و اعتبار سنجی آن در نظام آموزشی دوره ابتدایی ایران بود. روش: پژوهش حاضر دردوبخش کیفی و کمی تشکیل شد، بخش کیفی، روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی، جامعه آماری متخصصین رشته های برنامه ریزی درسی، علوم اجتماعی ، فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه های ارومیه و تبریز بودند نمونه گیری هدفمند. داده ها از طریق مصاحبه کدگذاری و با روش تحلیل تماتیک، گردآوری و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه بود .بخش کمی، روش تحقیق مورد استفاده با رویکرد کمی روش پیمایشی، جامعه آماری مدیران،کارشناسان ستادی آموزش ابتدایی، سرگروه های آموزشی، راهبران آموزشی، معلمان دوره ابتدایی شهر ارومیه در نواحی 2 گانه ، حجم نمونه بر اساس جدول کرچسی و مورگان برابر با 368نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه از 7 نفر اساتید در مورد اعتبار آن نظر خواهی شد. برای ارزیابی برازش داده ها از آزمون تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم و برای نتایج آزمونTتک نمونه ای،استفاده شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد، اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی، از زیر مضمون اهداف برنامه درسی ،ویژگی اهداف برنامه درسی و مبانی اهداف برنامه درسی تشکیل شد و اعتبار مضامین اهداف برنامه درسی تربیت شهروند جهانی در حد بالاتر از متوسط می باشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج از مضامین بدست آمده می توان به عنوان چارچوبی در فرایند برنامه ریزی درسی تربیت شهروند جهانی دوره ابتدایی استفاده کرد.
۳۰.

زنان در گفتمان رهبری و مدیریت آموزشی

کلیدواژه‌ها: رهبری و مدیریت آموزشی رهبری آموزشی زنان عادت واره جنسیتی فمینیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
رهبری، مفهومی محوری در نظریه های مربوط به عملکرد سازمان هایی مانند مدارس و بوروکراسی های آموزشی است، اما اخیراً به دلیل کوری جنسیتی، عادت واره های جنسیتی، پیامدهای تقسیم کار جنسیتی و سلسله مراتبی، در سطوح مختلف، بسیاری از مفاهیم مدیریت آموزشی با دیدگاه ها و پرسش های انتقادی مواجه شده است. این انتقادها بر ادعاهای دانش و رویکردهای پژوهشی پوزیتیویستی است که فرض جهان شمولی تجربه مردانه را به تصویر می کشند. این الگوها در طول دهه 1970 و اوایل دهه 1980 موجب شکل گیری سیاست های مداخله گرایانه لیبرال در مورد فرصت های برابر شده بود. چنین سیاست هایی بر اساس نظریه اجتماعی شدن نقش جنسیتی بنا شده و به دنبال تسهیل پذیرش «نقش های رهبری توسط زنان» در مدارس بودند تا تعادل جنسیتی عادلانه تری ایجاد کنند؛ اما کاهش زنان در چنین موقعیت هایی در این دوره نشان می دهد که مسئله پیچیده تر از صرفاً اطلاعات آماری است. این مقاله براساس رویکرد پژوهش نظری با بازسازی مفهوم فمینیستی رهبری آموزشی، موفقیت ها و ناکامی های زنان در این عرصه در مقابله با قدرت های چندجهته و چندوجهه را مورد بررسی قرار می دهد. این مطالعه، با نگاهی انتقادی به گفتمان زنان در رهبری و مدیریت آموزشی، چارچوبی را برای ذینفعان جهت درک و حمایت از رهبران زن ارائه می دهد. یافته ها، نیاز به سیاست های هدفمند و تغییرات نهادی برای تقویت برابری جنسیتی در نقش های رهبری را برجسته می کند.
۳۱.

واکاوی موانع و راهکارهای توسعه قصه گویی کلاسی در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قصه گویی کلاس درس تدریس موانع راه کارها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۶۲
هدفهدف: علیرغم شواهد تجربی ارزشمند در خصوص بروندادهای قصه گویی کلاسی، این روش چندان موردتوجه مدارس نبوده است. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر شناسایی موانع و راهکارهای توسعه قصه گویی در مدارس ابتدایی ایران بود. روش: پژوهش حاضر ازلحاظ بنیان فلسفی مبتنی بر پارادایم تفسیرگرایی است. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورداستفاده، تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر رهیافت عرفی بوده و میدان مطالعه مدارس ابتدایی شهر سنندج بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش 11 نفر از معلمان مدارس ابتدایی در سال تحصیلی 04-1403 بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و هر مصاحبه حدود 45 دقیقه به طول انجامید. داده های متنی با استفاده از کدگذاری و مقوله بندی تحلیل شدند و با روش زاویه بندی تحلیل گر، از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. یافته ها: یافته ها بیانگر دستیابی به 52 مانع توسعه قصه گویی بود که در 12 مؤلفه و 4 بعد فردی، فرهنگی، سازمانی و آموزشی دسته بندی شدند. یافته ها همچنین بیانگر شناسایی 34 راهکار توسعه قصه گویی در مدارس بودند که در 9 مقوله دسته بندی شدند. مقوله های احصا شده عبارت از مدرسه قصه گو، پداگوژی داستان وار، نظام آموزشی قصه گو، دانش آموز قصه گو، جشنواره ها و مناسبت ها، جامعه دوستدار قصه، تعامل قصه و تکنولوژی، کارگاه های قصه گویی و قصه گویی درمانگر بودند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش به کارگیری راهکارهایی همچون توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در سیاست های آموزشی، ایجاد بسترهای ساختاری و فرهنگی حمایتگر در حوزه قصه گویی و نهادینه سازی رویکرد روایت محور در برنامه های درسی و ارتقای فرهنگ قصه گویی می تواند زمینه ساز بهره مندی نظام آموزشی از مزایای شناختی، عاطفی، زبانی و اجتماعی قصه گویی باشد.
۳۲.

اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی رهبری مربیگری عملکرد خلاقانه محیط های آموزشی مدیران مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
۳۳.

تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزشیابی کیفی - توصیفی اضطراب یادگیری انگیزه تحصیلی پیشرفت تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه و هدف : یکی از مهم ترین پیامدهای متوجه نظام آموزشی استفاده از رویکرد سازنده گرایی با تأکید بر ارزشیابی کیفی– توصیفی آموخته های دانش آموزان است. اما برخی معلمان به دلیل عدم آگاهی با این نوع ارزشیابی مخالفت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان ششم ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی - همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان و معلمان پایه ی ششم ابتدایی استان اردبیل، می باشد که در سال تحصیلی 1401-1400 مربوطه مشغول به تحصیل و کار هستند.ابزاهای اندازه گیری شامل 4پرسشنامه است که بعد از تکمیل آنها توسط معلمان و دانش آموزان جمع آوری وتجزیه وتحلیل وبعد از نمره گذاری،داده های به دست آمده نرمافزارspss باروش آماری کیفی-توصیفی واستنباطی موردتجزیه وتحلیل قرار دادیم.برای معادلات ساختاری از برنامه smartPlSاستفاده شده است. یافته ها : آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 4/89 درصد از تغییرات انگیزه ی تحصیلی را پیش بینی می کند و تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 8/89 درصد از تغییرات اضطراب یادگیری را پیش بینی می کند و تأثیر منفی و معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی باعث بالارفتن شناخت معلم از فراگیر و ارزشیابی مناسب با خصوصیات آن می شود که این عمل باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و انگیزه ی تحصیلی در دانش آموز می شود.
۳۴.

تصویرپردازی از الگوی چند بعدی شایستگی های مربیان مراکز پیش دبستانی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مربیان شایستگی های مربیان مراکز پیش دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۷
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تصویرپردازی چندبعدی از شایستگی های مربیان مراکز پیش دبستانی انجام شده است. روش شناسی پژوهش : داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع فراترکیب و با استفاده از گام های هفت گانه ساندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷) جمع آوری شده اند. انتخاب نمونه با استفاده از ملاک های پذیرش و عدم پذیرش و برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی  صورت گرفت. منابع اولیه فارسی و انگلیسی طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ غربال و تعداد ۲۴ منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از تحلیل تماتیک، کدگذاری باز و محوری انجام شد. جهت بررسی قابلیت اعتبار یافته ها از ضریب توافق بین دو کدگذار استفاده شد که مقدار 76/. به دست آمد. یافته ها : یافته های این تحلیل، شناسایی 4 بعد و ۱۱ مؤلفه بود. بعد اول شایستگی های علمی، حرفه ای و فناورانه با مولفه های (شایستگی های آموزشی و تربیتی، شایستگی های حرفه ای و مهارتی، شایستگی های تکنولوژیکی و دیجیتالی)؛ بعد دوم شایستگی های پایه ای با مولفه های (شایستگی های ورودی، شایستگی های اخلاقی و معنوی، شایستگی های حمایتی و مراقبتی)؛ بعد سوم شایستگی های روانشناختی و محیطی با مولفه های (شایستگی های روانشناختی، شایستگی های هنری و محیطی) و بعد چهارم شایستگی های فردی، اجتماعی و سازمانی با مولفه های (شایستگی های فردی و شخصیتی، شایستگی های ارتباطی و اجتماعی، شایستگی های رهبری و مدیریت) است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مدیران مراکز پیش دبستانی می بایست برای ارتقای شایستگی های مربیان خود، سالانه نسبت به ارزیابی و رتبه بندی مربیان براساس شایستگی های شناسایی شده اهتمام ویژه داشته و نسبت به برگزاری دوره های مرتبط اقدام نمایند. همچنین یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران حوزه تعلیم وتربیت در گزینش و جذب شایسته سالارانه مربیان برای مراکز پیش دبستانی مورد توجه قرار گیرد.
۳۵.

طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول علوم انسانی برنامه درسی آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی است .روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. در قسمت کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، براساس نظر متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت داده ها گردآوری و مضامین تعیین شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت با انجام 15 مصاحبه، حد اشباع نظری به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله، مصاحبه نیمه ساختارمند است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل مضمون براون و کلارک (2013) استفاده شده است. در بخش کمی برای بررسی اعتبار درونی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 50 نفر از اعضای هیات علمی در حوزه علوم تربیتی و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ معادل 85/0 بدست آمد. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل عاملی تاییدی) و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر، شناسایی 44 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر بود. در بخش کمی، مولفه های انسانی، فنی، آموزشی و اجرایی به ترتیب با مقدار 731/21، با 209/8، 55/33 و 133/17 مورد تایید قرار گرفت؛ برای رتبه بندی هر یک از مولفه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده شد.
۳۶.

شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس از دیدگاه مدیران (مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انگیزه یادگیرنده سازی فضای کالبدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه و هدف : فضای کالبدی مدارس، نقشی اساسی در فرآیند یادگیری و رشد همه جانبه دانش آموزان ایفا می کند و توجه به طراحی یادگیرنده محور این فضاها به ویژه در مدارس ابتدایی اهمیت فزاینده ای یافته است. هدف این پژوهش کیفی، شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس ابتدایی دخترانه در ناحیه دو شهر اهواز از دیدگاه مدیران مدارس است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک انجام شده است. از نظر هدف، پژوهش کاربردی است؛ از نظر ماهیت، کیفی؛ و از نظر شیوه اجرا، میدانی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش زنجیره ای تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد و با ۲۱ نفر از مدیران مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. سؤالات مصاحبه از لحاظ روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان بررسی و اصلاح شد. برای سنجش پایایی تحلیل داده ها، از روش توافق بین کدگذاران استفاده شد که با مقایسه ۳۰ درصد از داده ها توسط پژوهشگر دوم، میزان توافق ۸۵٪ به دست آمد. داده ها پس از کدگذاری و تحلیل، در قالب شش دسته راهکار شامل رشد جسمانی، رشد اجتماعی، رشد ذهنی، رشد عاطفی، ایجاد شرایط محیطی مطلوب و ارتقای آموزش و یادگیری سازمان دهی شد. یافته ها : بر اساس یافته ها، مهم ترین مبنای راهکارهای ارائه شده از جانب مدیران مدارس توجه به کلیه عوامل اثرگذار بر رشد جسمانی، اجتماعی، ذهنی و عاطفی و آموزش و یادگیری دانش آموزان است و این راهکارها عبارت اند از توجه به نقش فعال یادگیرنده، تسهیل یادگیری  باتوجه به  تنوع مواد و منابع یادگیری، استفاده از رنگ های شاد، توجه به محوطه سازی و انعطاف پذیری فضا، ایجاد محیط های اجتماعی غیررسمی، توجه به  دما، تهویه، نور و سروصدا، معماری داخلی و چیدمان کلاس، فضاهای بازی، فضاهای ش خصی، فضای عمومی یادگیری. بحث و نتیجه گیری: فضای کالبدی محیط های آموزشی تأثیر مستقیمی بر چگونگی یادگیری و کاهش مشکلات یادگیری دانش آموزان بر جای می گذارد. یک محیط آموزشی و به ویژه یک مدرسه ابتدایی با داشتن فضای کافی و مناسب که همسو با نیازهای  دانش آموزانی است که در آن محیط مشغول به تحصیل و یادگیری هستند می تواند بر چگونگی یادگیری و شکوفایی و پرورش استعداد آنان تأثیرگذار باشد که در نهایت منجر به ارتقای یادگیری در دانش آموزان گردد.
۳۷.

ارزیابی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم

کلیدواژه‌ها: رهبری تحول آفرین ادغام فناوری آموزشی آموزش علوم معلمان ابتدایی غرب استان مازندران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش کیفی با هدف بررسی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم در مقطع ابتدایی در مدارس غرب استان مازندران انجام شده است. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی این منطقه است که به دلیل نقش مستقیم در فرایند تدریس و تعامل با فناوری های آموزشی انتخاب شدند. نمونه گیری به روش هدفمند و نظری صورت گرفت به گونه ای که معلمان دارای تجربه کافی در استفاده از فناوری های آموزشی و آشنایی با سبک رهبری تحول آفرین به عنوان نمونه های کلیدی برگزیده شدند. تعداد نمونه ها تا رسیدن به اشباع داده ای (۱۵ تا ۲۰ نفر) ادامه یافت تا غنای داده ها و جامعیت تحلیل تضمین شود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین با ایجاد انگیزه، حمایت و توانمندسازی معلمان، نقش مهمی در تسهیل ادغام فناوری در آموزش علوم ایفا می کند. همچنین، زیرساخت های فناوری، آموزش مستمر و حمایت سازمانی از عوامل کلیدی موفقیت این فرآیند هستند. این پژوهش می تواند راهنمایی عملی برای مدیران و سیاست گذاران آموزشی در غرب استان مازندران برای بهره برداری مؤثر از فناوری در آموزش باشد.
۳۸.

تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزشیابی بازی وارسازی شده خودکارآمدی خلاق دانشجویان هوش مصنوعی یادگیری خودجهت دهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که 50 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر در گروه آزمایش و 25 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. یافته ها: داده ها با روش کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر انگیزش یادگیری طرح ریزی و اجرا، خودنظارتی و ارتباط بین فردی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر خودکارآمدی خلاق تاثیر دارد. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت دانش آموزانی که در معرض ارزشیابی بازی وار قرار گرفتند، خودمختاری بیشتری در مدیریت فرایند یادگیری از خود نشان دادند و اعتمادبه نفس بالاتری در به کارگیری خلاقیت در موقعیت های آموزشی داشتند. با توجه به تأثیر مثبت ارزشیابی بازی وار بر یادگیری خودجهت ده و خودکارآمدی خلاق، به دانشجویان پیشنهاد می شود از فرصت های یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی بهره مند شوند و به طور فعال در فعالیت های آموزشی تعاملی شرکت کنند. استفاده از این رویکردها می تواند به تقویت مهارت های خودتنظیمی، اعتماد به توانمندی های فردی و پرورش خلاقیت آن ها در حل مسائل آموزشی منجر شود.
۳۹.

Evaluation of the Effectiveness Model of Educational Organizations Based on Social Systems Model in Shiraz High Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Organization Educational Organization organizational effectiveness Social Systems Organizational Effectiveness Model

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
This research aimed to design and evaluate the effectiveness model of educational organizations based on the social systems model in high schools of Shiraz city. This research employed a sequential exploratory mixed-method (qualitative-quantitative) design and conducted as a case study in some high schools in Shiraz. The research, in the form of a thematic network, was designed as one overarching theme, 6 organizing themes, and 42 foundational themes. The organizing themes included components related to: teacher's human factors, student's human factors, parents' human factors and, structural, social, and educational-research components. Based on these, a proposed research model Introduced. In the instrument development phase, a researcher-made questionnaire on school effectiveness, derived from the qualitative findings, designed. The statistical population consisted of teachers and included students majoring in mathematics - physics, in Shiraz high schools. For evaluating the research model, exploratory and confirmatory factor analysis methods employed. The fit indexes were indicators of the validity of the organizational effectiveness model with an approach toward the effectiveness of educational organizations. The findings of this research revealed that, in sequence, the human factors of the teacher are educational, the parents' human factors are structural and student's human factors are social research. Accordingly, it emphasizes the imperative attention of the relevant executives and officials towards implementing the research model.
۴۰.

Micro Politics in Schools: A Narrative from Two Perspectives on School Politics(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: School politics Political perspective on schools School Principals

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
In the literature of school leadership, two perspectives often conflict. The first is a rational perspective that focuses on the truth-seeking and truth-accepting nature of humans, while the second is a political perspective based on the premise that different groups within a school have varied interests and desires, which they pursue through power struggles. This research aimed to examine these two perspectives in schools to determine which can explain the mechanisms of the school. To achieve this goal, an explanatory mixed-methods strategy was employed. In the first phase of the research, quantitative data were collected to compare and measure the effectiveness of school principals in regular and gifted schools in Kashan. For this purpose, one exemplary school and eight public (regular) schools were selected using stratified sampling. The quantitative data collection tool was Parsons' standard questionnaire for school management effectiveness. The results of the quantitative phase indicated that the management of exemplary schools was more effective than that of public schools. In the second phase, a phenomenological strategy was used to explore whether public school principals accepted that these findings could be utilized in educational policy-making. In this section, eight public school principals were selected and interviewed. The results showed that none of the public school principals, contrary to the assumptions of the rational perspective, accepted these findings, and they employed various political strategies to defend their performance. These findings suggest that the political perspective can explain many realities of school management.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان