سیروس قنبری

سیروس قنبری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۹۶ مورد.
۱.

ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم روستایی با تاکید بر روابط اقتصادی درون منطقه ای (مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری ساردوئیه، شهرستان جیرفت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
زمینه و هدف:گردشگری یکی از اصلی ترین راه های توسعه نواحی در تنوع بخشی به اقتصاد ملی و منطقه ای است و در بسیاری از کشورها، سرمایه گذاری در این صنعت و زیرساخت های مرتبط با آن جزء اولویت های اساسی به شمار می رود. هدف این پژوهش ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم روستایی با تاکید بر روابط اقتصادی درون منطقه ای روستاهای بخش ساردوئیه می باشد. روش شناسی: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و پیمایشی انجام گرفته است، به طوری که که بعد از انجام مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، مطابق با موضوع و بررسی پیشینه و ادبیات تحقیق، یافته ها را از دو جنبه ی ارزیابی پیامدهای اکوتوریسم و بررسی روابط اقتصادی از طریق پرسشنامه و متشکل از دو گروه افراد بومی به تعداد 90 نفر و افراد کارشناس به تعداد 10 نفر با نرم افزار SPSS22موردتحلیل قرار گرفتند. گروه اول شامل: روستاییان (ساکنین محلی) برای تعیین حجم نمونه، جهت تکمیل پرسشنامه در 5 روستا که به سه دسته روستاهای با جاذبه تاریخی، مذهبی و طبیعی طبقه بندی شده و به صورت تصادفی توزیع گردیدند. و دیگری انتخاب کارشناسان است که به منظور سنجش روایی یا قابلیت اعتبار از نظرات کارشناسان و پژوهشگران صاحب نظر در این زمینه استفاده شدو قابلیت اعتماد پرسشنامه بر اساس میزان رضایت گردشگران مورد سنجش قرار گرفت که با استفاده از فرمول الفای کرونباخ، با استفاده از 100 پرسشنامه مقدماتی، با 95 درصد مورد تأیید قرار گرفت. نتایج و یافته ها: نتایج بیانگر بهره برداری حداکثری شهر از منابع روستایی و کمتر تائید کننده وجود روند گسترش وتوسعه در منطقه موردمطالعه است. به طور کلی، تقاضای بالفعل برای گردشگری در منطقه ضعیف است، لذا برنامه ریزی مناسب و اولویت دهی به توسعه گردشگری با استفاده از توانمندی های موجود، می تواند تهدیدها و ضعف های توسعه گردشگری بخش ساردوئیه را برطرف نماید و نهایتاً به عنوان گام مهمی برای توسعه پایدار روستایی این منطقه عمل نماید.
۲.

شناسایی ویژگی های معلمان تاب آور و راهکارهای تقویت تاب آوری آنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۲
آموزش وپرورش به عنوان رکن اصلی توسعه، مسئول پرورش نیروی انسانی است و معلمان ابتدایی نقشی مهم در انتقال دانش و شکل دهی شخصیت کودکان دارند. با این حال، چالش هایی مانند کلاس های شلوغ، کمبود امکانات و فشارهای روانی ممکن است زمینه ساز فرسودگی شغلی معلمان شوند. تاب آوری به عنوان توانایی سازگاری با شرایط دشوار، نقشی اساسی در حفظ عملکرد حرفه ای معلمان ایفا می کند؛ با وجود این، تجربه های زیسته معلمان ابتدایی در این زمینه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ انجام شد و هدف آن شناسایی ویژگی های معلمان تاب آور و استخراج راهکارهای تقویت تاب آوری آنان بود. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی ناحیه یک کرمانشاه بود که ۱۵ نفر از آنان به روش هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون دست کم پنج سال سابقه خدمت، عملکرد حرفه ای مثبت و تمایل به همکاری انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ای گردآوری و با استفاده از شناسه گذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند که به استخراج ۹۳ شناسه باز، ۶ شناسه محوری و ۲ مقوله اصلی انجامید. برای افزایش روایی یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و نظر متخصصان استفاده شد. نتایج نشان داد تاب آوری معلمان در چهار بُعد رفتاری، هویت حرفه ای، ادراکی-شخصیتی و دانشی-مهارتی قابل تبیین است و راهکارهای تقویت آن در دو سطح عملی-میدانی و ساختاری-مدیریتی قرار می گیرد. در مجموع، تاب آوری معلمان فرایندی پویا و چندبُعدی است که از تعامل ویژگی های فردی و حمایت های محیطی شکل می گیرد و تقویت آن نیازمند رویکردی تلفیقی شامل توانمندسازی فردی و اصلاحات ساختاری است.
۳.

بررسی تأثیر مدیریت تعارض شغلی بر سایش اجتماعی با نقش میانجی بخشودگی بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت تعارض شغلی بر سایش اجتماعی با نقش میانجی بخشودگی بین فردی معلمان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس ابتدایی شهرستان تویسرکان به تعداد 301 نفر بود که از میان آنان، نمونه ای به حجم 233 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد سبک های مدیریت تعارض شغلی پوتنام و ویلسون (1982)، بخشودگی بین فردی احتشام زاده و همکاران (1389) و سایش اجتماعی دافی و همکاران (2002) گردآوری شدند. داده های گردآوری شده با بهره گیری از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد مدیریت تعارض شغلی تأثیری منفی و معنادار بر سایش اجتماعی دارد؛ به این معنا که بهبود در نحوه مدیریت تعارضات می تواند به کاهش رفتارهای تضعیف کننده در محیط کار منجر شود. همچنین، مدیریت تعارض شغلی دارای تأثیر مثبت و معنادار بر بخشودگی بین فردی بود و بیانگر آن است که مدیریت سازنده تعارضات زمینه ساز تقویت نگرش های بخشاینده در روابط بین فردی است. افزون بر این، بخشودگی بین فردی نیز تأثیری منفی و معنادار بر سایش اجتماعی داشت و به عنوان عاملی بازدارنده در بروز رفتارهای مخرب ایفای نقش می کند. نتایج بررسی نقش میانجی نشان داد بخشودگی بین فردی در رابطه بین مدیریت تعارض شغلی و سایش اجتماعی نقش میانجی معناداری دارد و موجب تقویت اثر کاهشی مدیریت تعارض بر سایش اجتماعی می شود. در مجموع، یافته های پژوهش بر اهمیت توجه به مدیریت اثربخش تعارضات و تقویت مؤلفه های روان شناختی مثبت مانند بخشودگی در محیط های کاری تأکید دارد و نشان می دهد این عوامل می توانند در کاهش سایش اجتماعی و بهبود کیفیت تعاملات حرفه ای نقشی تعیین کننده ایفا کنند.
۴.

رابطه رعایت حریم اخلاقی و ترس از صمیمیت با نقش تعدیل گر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
روابط اخلاقی در محیط کار نقش ایفا کند، با درک این مهم پژوهش حاضر با هدف رابطه رعایت حریم اخلاقی و ترس از صمیمیت با نقش تعدیل گر جنسیت انجام شده است. روش تحقیق توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مقطع ابتدایی آموزش و پرورش شهر کرمانشاه می باشد که 167 نفر از مدیران با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه استاندارد رعایت حریم اخلاقی و ترس از صمیمیت استفاده شد. داده های تحقیق پس از جمع آوری از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تکنیک تحلیل گروه های چندگانه در مدل سازی ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری Amos و SPSSتحلیل شدند. نتایج بررسی نشان داد که رابطه رعایت حریم اخلاقی و ترس از صمیمیت با نقش تعدیل گر جنیست منفی و معنی دار می باشد و در نتیجه برای کاهش ترس از صمیمیت در محیط های کاری می توان به رعایت حریم اخلاقی توجه نمود.
۵.

سنجش قابلیت استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی با تأکید بر کارایی اقتصادی و ظرفیت منطقه ای (مطالعه موردی: بخش مرکزی بندرگز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ظرفیت ها و تعیین اولویت های استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی در دهستان های انزان شرقی و انزان غربی بخش مرکزی شهرستان بندرگز انجام شده است. با توجه به محدودیت بهره برداری اقتصادی از تولیدات زراعی و باغی، توسعه صنایع تبدیلی به عنوان راهکاری مؤثر در افزایش ارزش افزوده محصولات، ایجاد اشتغال و ارتقاء درآمد روستاییان مطرح است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت میدانی و کتابخانه ای بوده و حجم نمونه 300 سرپرست خانوار با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شد. تحلیل داده ها با آزمون t تک نمونه ای، ضرایب همبستگی پیرسون، رگرسیون و مدل تصمیم گیری TOPSIS انجام گردید. یافته ها نشان داد منطقه از ظرفیت های مناسبی در منابع طبیعی، نیروی کار، زیرساخت ها و بازار برخوردار است که ظرفیت سنجی استقرار صنایع تبدیلی را تقویت می کند. استقرار این صنایع موجب افزایش درآمد خانوارها، کاهش نرخ بیکاری و بهبود بهره وری نیروی کار می شود. همچنین بر اساس نتایج حاصل از مدل TOPSIS، روستاهای گز شرقی، گز غربی و کارکنده به ترتیب با ضرایب 71/0، 68/0 و 32/0 در رتبه های اول تا سوم از نظر قابلیت استقرار صنایع تبدیلی کشاورزی قرار دارند. این رتبه بندی می تواند مبنای مناسبی برای تدوین برنامه های توسعه پایدار در منطقه باشد. یافته های پژوهش همچنین بر لزوم سرمایه گذاری هدفمند در حوزه صنایع تبدیلی تأکید دارند؛ اقدامی که می تواند نقش مؤثری در بهبود شاخص های اقتصادی و اجتماعی روستاهای منطقه ایفا کند.
۶.

ارزیابی و اولویت بندی صنایع دستی جهت توسعه گردشگری استان سیستان و بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۰۹
صنایع دستی از مهمترین مؤلفه های فرهنگ بومی و تولید ملی کشورها می باشند که می تواند در کنار گردشگری بیشترین اشتغال را با کمترین سرمایه گذاری ایجاد کند. صنعت گردشگری به عنوان مکمل صنایع دستی است که می تواند در جهت ایجاد و رونق بازار صنایع دستی، نقش مهمی ایفا کند. با توجه به پتانسیل های بالای صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان، شناسایی و اولویت بندی این صنایع به منظور برجسته کردن اهمیت گردشگری برای سیاست گذاران و برنامه ریزان، امری مهم و اجتناب ناپذیر است. هدف پژوهش شناخت و اولویت بندی صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان با توجه به شاخص های مورد مطالعه می باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شناخت هنرهای دستی، با استفاده از شاخص هایی مانند: تهیه مواد اولیه، قابلیت رقابت، راندمان تولید، جذابیت و سطح تبلیغات در چارچوب مدل تصمیم گیری چند معیاره الکتره و فرایند تحلیل شبکه ای فازی به اولویت بندی صنایع دستی  پرداخته است. جامعه آماری تحقیق، 5 هنر دستی مهم می باشد که بر اساس شاخص های: تهیه مواد اولیه، قابلیت رقابت، راندمان تولید، جذابیت و سطح تبلیغات با استفاده از مدل تصمیم گیری چند معیاره الکتره سطح بندی شده اند. در تکمیل پرسشنامه ها، 75 نفر از کارشناسان اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ۱۹ شهرستان استان مشارکت داشته اند. بر اساس نتایج پژوهش، هنر سوزن دوزی با تعداد 4 برد و بدون باخت در رتبه نخست قرار گرفت. سکه دوزی با 2 برد و 2 باخت در رتبه دوم، سفال گری با 1 برد و 3 باخت در رتبه سوم و در نهایت گلیم بافی و حصیربافی با 4 باخت و بدون برد به طور مشترک در رتبه چهارم قرار گرفتند. نتایج نشان داد که توجه به هنر سوزن دوزی توانسته است میزان اشتغال بین جامعه روستایی و شهری افزایش دهد و در آمد حاصل از فروش این محصول اثر نسبتاً چشمگیری در اقتصاد خانوارها داشته است.           
۷.

بررسی رابطه بین رهبری هوشمند و تاب آوری سازمانی و وفاداری سازمانی معلمان به واسطه نقش میانجی دانش آفرینی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف پژوهش بررسی نقش رهبری هوشمند در تاب آوری سازمانی و وفاداری سازمانی با میانجی گری دانش آفرینی سازمانی بود. جامعه پژوهش معلمان مقطع متوسطه دوم استان چهارمحال و بختیاری، که تعداد آنان برابر با 2687 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه-ای نسبتی بر مبنای فرمول کوکران در سطح آلفای 0.05 به تعداد 337 نفر تعیین شدند. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های رهبری هوشمند براساس مدل سیدانمانلاکا (2008)، دانش آفرینی سازمانی براساس مدل نوناکاو تاکوچی، تاب آوری سازمانی از پرایاگ و همکاران (2018) و وفاداری سازمانی از ولز و همکاران (2011)، استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها با تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شدند، مقادیر پایایی پرسشنامه ها به ترتیب رهبری هوشمند (95/0)، تاب آوری سازمانی (93/0)، وفاداری سازمانی (0.90) و دانش آفرینی سازمانی (94/0) گزارش شد. جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری از نرم افزار Amos23 و SPSS V 25 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری هوشمند در تاب آوری سازمانی معلمان بواسطه دانش آفرینی سازمانی با ضریب 38/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد. رهبری هوشمند با میانجی گری دانش آفرینی سازمانی در و وفاداری سازمانی اثر مثبت و معنادار در سطح 05/0 دارد. رهبری هوشمند در وفاداری سازمانی معلمان از طریق دانش آفرینی سازمانی با ضریب 49/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد.
۸.

نقش میانجی اخلاق کار اسلامی در رابطه بین رهبری معنوی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۱
این پژوهش با هدف بررسی رابطه رهبری معنوی با رفتار شهروندی سازمانی معلمان و نقش میانجی اخلاق کار اسلامی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان اسدآباد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 201 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی برای مطالعه انتخاب شدند. روش برآورد حجم نمونه آماری جدول مورگان بود. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسش نامه استاندارد رهبری معنوی فرای (2005)، اخلاق کار اسلامی یوسف (2001) و رفتار شهروندی سازمانی کانوسکی و ارگان (1996) استفاده شد. داده های پژوهش پس از جمع آوری با استفاده از ضریب هم بستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که رابطه رهبری معنوی با اخلاق کار اسلامی و رفتار شهروندی سازمانی مثبت و معنادار است. رابطه اخلاق کار اسلامی با رفتار شهروندی سازمانی مثبت و معنادار است. نقش میانجی اخلاق کار اسلامی در ارتباط بین رهبری معنوی و رفتار شهروندی سازمانی مثبت و معنادار است. نتایج بیان کننده این است که رهبری توأم با معنویت همراه با اخلاق کار اسلامی زمینه بهبود و ارتقای رفتار شهروندی سازمانی معلمان را فراهم خواهد کرد.        
۹.

تحلیل فضایی میزان برخورداری جامعه محلی از شاخص های نهادی موثر بر تاب آوری در برابر مخاطرات محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه:   سوانح طبیعی تأثیرات بسیار مخربی را بر روی سکونتگاه های انسانی گذاشته و خسارات و تلفات اجتماعی و اقتصادی متعددی را بر جوامع تحمیل کرده اند. در این بین جوامع روستایی به دلیل ارتباط تنگاتنگ با محیط طبیعی بیشترین اثرات را از سوانح طبیعی می بینند. به طوری که این گونه حوادث اغلب با تخریب منابع اقتصادی و امکانات رفاهی و زیستی، سلامت ساکنان را به خطر می اندازند و همیشه خطر جدی برای توسعه مناطق روستایی به شمار می روند. هدف پژوهش:   هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان برخورداری خانوارهای روستایی از عوامل نهادی موثر بر تاب آوری در برابر مخاطرات محیطی در روستاهای منطقه سیستان می باشد. روش شناسی:   این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تمامی سرپرستان خانوراهای 373 روستای بالای 50 خانوار در منطقه سیستان بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 نفر از سرپرستان خانوارها به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و WASPAS و Arc GIS استفاده شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش:   قلمرو جغرافیایی شامل روستاهای منطقه سیستان می باشد . یافته ها و بحث:   نتایج آزمون رگرسیون در خصوص تأثیر عوامل نهادی بر تاب آوری اجتماعات روستایی در منطقه سیستان حاکی از آن است که میزان همبستگی چندگانه برابر با (R=0.01) و ضریب تعیین برابر با (R2=0.000) می باشد که نشان می دهد عوامل نهادی هیچ تأثیری بر تاب آوری روستاییان منطقه سیستان ندارد. همچنین نتایج حاصل از تکنیک رتبه بندی WASPAS موید آن است که، روستائیان واقع در شهرستان های زهک و هیرمند دارای بیشترین میزان تاب آوری نهادی در برابر مخاطره طبیعی و روستائیان واقع در شهرستان زابل دارای کمترین میزان تاب آوری نهادی در برابر مخاطرات طبیعی می باشند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، عوامل نهادی تأثیر معناداری بر تاب آوری روستاییان منطقه سیستان در برابر مخاطرات محیطی نداشته اند. این امر نشان دهنده ضعف زیرساخت های نهادی و ناکارآمدی سیاست های حمایتی در این منطقه است. بنابراین، بازنگری در سیاست گذاری ها و تقویت نهادهای محلی برای ارتقاء تاب آوری ضروری به نظر می رسد.
۱۰.

اثر مدیریت منابع انسانی دانش محور بر کیفیت زندگی کاری معلمان با میانجی گری بهزیستی روانشناختی در معلمان مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۸
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر مدیریت منابع انسانی دانش محور بر کیفیت زندگی کاری معلمان با نقش میانجی بهزیستی روان شناختی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۹۰۶ معلم ابتدایی ناحیه یک شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که ۲۸۰ نفر از آن ها با روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد شامل کیفیت زندگی کاری (ایلگان و همکاران، ۲۰۱۴)، مدیریت منابع انسانی دانش محور (کیانتو و همکاران، ۲۰۱۷) و بهزیستی روان شناختی (ریف و همکاران، ۱۹۸۹) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با نرم افزار LISREL انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدیریت منابع انسانی دانش محور بر کیفیت زندگی کاری (β=0.32، t=2.44) و بهزیستی روان شناختی (β=0.76، t=10.43) تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، بهزیستی روان شناختی نیز بر کیفیت زندگی کاری (β=0.65، t=4.20) اثر مثبت و معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی دانش محور از طریق بهزیستی روان شناختی، به طور غیرمستقیم تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت زندگی کاری معلمان دارد (β=0.49، t=3.89). یافته ها بر اهمیت نقش راهبردهای مدیریت منابع انسانی دانش محور در ارتقای بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی کاری معلمان تأکید دارند.
۱۱.

نقش میانجی سواد اطلاعاتی در رابطه بین توسعه حرفه ای و ظرفیت یادگیری سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی سواد اطلاعاتی در رابطه بین توسعه حرفه ای و ظرفیت یادگیری سازمانی معلمان بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان آموزش و پرورش نواحی 1 و 2 شهر همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بود که نمونه ای به شیوه تصادفی ساده با حجم  423  نفر انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد ظرفیت یادگیری سازمانی نیکلوا و همکاران (2014)، توسعه حرفه ای معلمان نیوجرسی (2014) و سواد اطلاعاتی سیامک و داورپناه (1388) استفاده شد. روایی سازه پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی بررسی و تایید گردید. برای تعیین پایایی نیز از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد و ضرایب آلفا به ترتیب  96/0، 95/0 و 97/0 به دست آمدند. همچنین داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که توسعه حرفه ای معلمان اثر مستقیم و معناداری بر ظرفیت یادگیری سازمانی داشت و این اثر از طریق سواد اطلاعاتی تقویت می شود. توسعه حرفه ای همچنین به طور مستقیم موجب ارتقای سواد اطلاعاتی می شود و سواد اطلاعاتی نیز اثر معناداری بر یادگیری سازمانی داشت. این یافته ها نشان می دهد که سواد اطلاعاتی نه تنها یک شایستگی فنی بلکه ظرفیتی فراشناختی و تحلیلی است که می تواند تعاملات یادگیری را در سطح فردی، گروهی و سازمانی ارتقا دهد. بر اساس نتایج، توجه به تقویت مهارت های اطلاعاتی در برنامه های توسعه حرفه ای معلمان، راهکاری مؤثر در جهت ارتقای یادگیری سازمانی در نهادهای آموزشی محسوب می شود.
۱۲.

پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران بود. روش شناسی پژوهش : از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل 365 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان رزن در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. از این تعداد 191 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه سبک رهبری امنیت مدار (Coombe, 2010)، پرسشنامه اعتماد به مدیر (Hoy et al., 2006) و پرسشنامه آوای سازمانی (Hames, 2012) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه های پژوهش، مورد تأیید متخصصان قرار گرفت و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 96/0، 82/0 و 96/0 تأیید گردید. یافته ها : نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک رهبری امنیت مدار مدیران و آوای سازمانی معلمان (709/0) و بین اعتماد به مدیر و آوای سازمانی معلمان  (619/0) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام ، دو مؤلفه «مشاهده پتانسیل» و «بررسی» از میان مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و متغیر اعتماد معلمان به مدیر، توان پیش بینی آوای سازمانی معلمان را دارند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران از عوامل کلیدی در ارتقای آوای سازمانی اند؛ به گونه ای که با ایجاد فضای حمایتی و مملو از اعتماد، بستر مناسب برای مشارکت، نوآوری، تعامل مؤثر و تحقق اهداف آموزشی فراهم می آید.
۱۳.

تحلیل میزان رضایت مندی خانوارهای روستایی از وام های اشتغال زایی کمیته امداد امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
جمعیت روستایی کشور با چالش هایی مانند بیکاری، فقر و مهاجرت مواجه است که نیازمند تقویت راهکارهای توانمندسازی اقتصادی است. تسهیلات اشتغال زایی کمیته امداد امام خمینی (ره) به عنوان ابزاری مؤثر برای ایجاد اشتغال پایدار و بهبود معیشت خانوارهای محروم ارائه شده است. با این حال، بررسی میزان رضایت مندی دریافت کنندگان این وام ها و ارزیابی اثربخشی آن ها می تواند راهنمای مناسبی برای بهینه سازی سیاست ها و عملکردهای حمایتی باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان رضایت مندی خانوارهای روستایی دهستان نهضت آباد شهرستان رودبار جنوب از این وام ها انجام شده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و کاربردی بوده و داده ها از طریق پرسش نامه گردآوری و با آزمون t تک نمونه ای و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی خانوارهای دریافت کننده وام (220 خانوار) در دهستان نهضت آباد بود. نتایج نشان داد که میانگین رضایت مندی خانوارهای روستایی از این تسهیلات (میانگین 89/3) به طور معناداری بالاتر از مقدار معیار بوده و در سطح رضایت متوسط به بالا ارزیابی شد. همچنین یافته های رگرسیونی حاکی از آن بود که افزایش مبلغ وام اثر مثبت و معناداری بر سطح خوداشتغالی، درآمد و بهبود وضعیت اقتصادی خانوارهای روستایی داشته است، به طوری که وام های بیش از 6۰ میلیون تومان تأثیر قابل توجه تری در ایجاد شغل های پایدار و افزایش معیشت روستاییان نسبت به وام های خرد داشتند.
۱۴.

تحلیل دستاوردهای اجرای طرح های شاخص زیربنایی و اقتصادی در ناحیه روستایی سیستان با روش «نظریه مبنایی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
مشکلات ناشی از شرایطخشکسالی و کم آبی در روستاهای سیستان، باعث بروز بحران شدید آبی و تأثیرات منفی در اقتصاد غالب (کشاوزی)، اشتغال، وزش باد همراه با طوفان و گرد و غبار (به طور متوسط 7/80 روز در سال)، تخلیه بیش از ۱۸۰ روستا و مهاجرت ساکنین به مناطق دیگر شده است. طرح ها و برنامه های مختلفی برای تعدیل و کاهش اثرات نامطلوب این پدیده بر زندگی مردم و اقتصاد منطقه انجام شده است اما ا مروز آن چه از شرایط سیستان مشاهده می شود، نشان از ناپایداری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؛ از همین رو این پژوهش با روش کیفی (نظریه مبنایی) و به صورت کاربردی، به بررسی روند تأثیرگذاری طرح ها در زمینه بهبود زیرساخت ها و توسعه اقتصادی روستاها و عواملی که در موفقیت یا عدم موفقیت این طرح ها نقش داشته اند، پرداخته است. طبق نتایج تحقیق، مدل مفهومی تحقیق از ارتباط بین مقوله ها، راهبردهای پیشنهادی و پیامدهای حاصل از آن با ۵ معیار و 35 زیرمعیار به دست آمد. شرایط عل ّ ی با 8 مفهوم در این مدل، تصویر روشنی از ناحیه سیستان ارائه می دهد که با چالش های جدی اقتصادی و اجتماعی روبرو است. این مشکلات به صورت زنجیره ای به هم متصل هستند. شرایط مداخله گر با 7 مفهوم تأکید می کند چالش ها، به دلیل عوامل داخلی و خارجی، پیچیدگی خاصی دارند . شرایط زمینه ای با 4 مفهوم در مدل به دست آمده نشان از چالش های ساختاری و سیستماتیک دارد که به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند. راهبردهای پیشنهادی با 9 مفهوم برای توسعه روستاهای سیستان، مجموعه ای جامع و متنوع از اقدامات است که می توانند به بهبود شرایط زندگی مردم این منطقه کمک کنند. به عنوان مثال؛ ایجاد و توسعه صنعت، پتانسیل های انرژی تجدیدپذیر، سیاست های کشاورزی نوین و توسعه اقتصاد گردشگری می تواند در تجارت مرزی با افغانستان ضروری و الزام آور باشد. پیاده سازی راهبردهای توسعه پایدار مطرح شده، می تواند پیامدها و تحولات شگرفی را در منطقه سیستان ایجاد کند و به بهبود کیفیت زندگی مردم و توسعه پایدار آن کمک نماید. این پیامد ها با 7 مفهوم با توجه به چالش های موجود، نیاز به یک برنامه جامع و بلندمدت دارد که با مشارکت همه ذی نفعان و با استفاده از منابع داخلی و خارجی اجرا شود. موفقیت این برنامه به عوامل مختلفی از جمله؛ حمایت دولت، مشارکت بخش خصوصی، توانمندسازی جامعه محلّی و وجود زیرساخت های مناسب بستگی دارد .
۱۵.

پیش بینی تسهیم دانش در بین معلمان از طریق فرهنگ سازمانی مشارکتی و اعتماد سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۷
مقدمه و هدف: از آن جایی که، بررسی نقش فرهنگ مشارکتی و اعتماد سازمانی می تواند به شناسایی زمینه های مؤثر در شکل گیری رفتارهای دانشی در مدارس کمک کند، این پژوهش با هدف پیش بینی تسهیم دانش در بین معلمان، از طریق فرهنگ سازمانی مشارکتی و اعتماد سازمانی در مدارس ابتدایی شهر قم انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل ۳۹۹۰ معلم شاغل در مدارس ابتدایی شهر قم بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای به تعداد ۳۵۱ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد فرهنگ مشارکتی دنیسون و همکاران (۲۰۱۴)، تسهیم دانش واندن هوف و وان وینن (۲۰۰۴)، و اعتماد سازمانی هوی، گیج و تاتر (۲۰۰۶) گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها به تأیید متخصصان مدیریت آموزشی رسید و پایایی آن ها به ترتیب 90/0، 95/0 و 88/0 با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین متغیرهای فرهنگ سازمانی مشارکتی، اعتماد سازمانی و تسهیم دانش معلمان، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که فرهنگ سازمانی مشارکتی 5/30 درصد و اعتماد سازمانی 9/39 درصد از تغییرات تسهیم دانش را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای فرهنگی و ارتباطی در مدرسه تأکید دارند که با تقویت همکاری، احترام متقابل و امنیت روانی، شرایط لازم برای تبادل مؤثر تجربیات، اطلاعات و دانش حرفه ای میان معلمان را فراهم می سازند.
۱۶.

چرایی الزام به بازساخت اقتصادی در ناحیه روستایی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۲۶
در پی  خشکسالی های نیم قرن اخیر و با از بین رفتن بخش کشاورزی، اقتصاد نواحی روستایی سیستان رو به افول نهاد. متولیان امر در زمینه توسعه روستایی، شروع به تهیه طرح ها و برنامه های مختلف جهت بهبود شرایط رفاه مردم مبتنی بر اقتصاد پایدار در نواحی روستایی سیستان نمودند اما شواهد، نشان از ناپایداری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؛ بنابراین تجدید نظر در ساختار طرح ها به ویژه اقتصاد روستایی این ناحیه به عنوان بازساخت ضروری می باشد چرا که بازساخت اقتصادی، علاوه بر احیای منابع معیشتی گذشته، تقویت همزمان ظرفیت های محلی را برای ایجاد منابع اقتصادی جدید مد نظر قرار می دهد. تحقیق به لحاظ ماهیت، کاربردی و روش آن کیفی مبتنی بر روش فراتحلیل است. نتایج نشان می دهد شاخص ترین طرح های رفاهی در ناحیه سیستان، مربوط به چاه نیمه ها و توزیع آب آشامیدنی لوله کشی توانسته است موجب ماندگاری جمعیت شود اما کاربری اقتصادی این طرح نسبت به شرب آن در درجه دوم اهیمت بوده و تنها حمایت اقتصادی آن در قسمت های  تجاری و صنعتی خرد، کشاورزی محدود و دامداری ها مشهود بوده است. ایجاد بازارچه میلک، طرح های اشتغالزایی دولتی و همچنین غیر دولتی (مشارکتی) در طرح های خدماتی علی رغم اهداف پیش بینی شده آن جهت بهبود اقتصاد ناحیه، نتوانسته ثبات و پایداری در اشتغال نواحی روستای را به استناد داده های سازمان آمار ایران به ارمغان بیاورد. همچنین از انواع دیگر این طرح ها می توان به راه اندازی منطقه آزاد تجاری- صعنتی اشاره نمود که همچنان نتایج فعالیت های آن پس از مصوب شدن در سال 1400 محسوس نبوده است. از نظر زیرساختی؛ احداث نیم لوله ها، طرح آبرسانی به 46 هزار هکتار، طرح آب ژرف و تامین آب از دریای عمان به جهت پایداری در سیستان به ویژه نواحی روستایی آن یا به مرحله اجرا درآمده یا در حال اجرا می باشد. طرح نیم لوله بدون نتیجه رها شده و طرح آبرسانی به 46 هزار هکتار، بدون توجه به نوسان آب رودخانه هیرمند و عدم توجه به شرایط زیست محیطی آن، چالش های اساسی در این طرح را مطرح کرده است. طرح آب ژرف جدا از نقطه قوت آن در رفع بحران کم آبی، با سوالات زیادی در زمینه حجم و ذخیره ، کیفیت، هزینه های مراحل اکتشاف و استحصال روبرو می باشد و ادامه روند اجرای آن را با ابهام روبرو نموده است. در طرح تامین آب از دریای عمان که هم اکنون در حال اجرا می باشد می توان گفت، باعث افزایش امید در بین مردم ناحیه شده اما نمی توان صرفا با تامین آب آشامیدنی شرایط و فعالیت های اقتصادی را بهبود بخشید و مشکلات زیست محیطی (خشکی و طوفان های شن) را مرتفع نمود. علاوه بر این ها هزینه بالای انتقال و شیرین سازی، نوع مصرف آب (مصارف خانگی یا کشاورزی) را با چالش روبرو خواهد نمود. این نتایج حاکی از آن است که هنوز نظام برنامه ریزی ما بخشی و دارای رویکردی از بالا به پایین است. طرح ها به صورت مستقل و جدا از هم، اجرا و در نهایت با صرف هزینه های عظیم اقتصادی و اجتماعی به باد فراموشی سپرده می شوند. هر طرحی در سیستان معمولا راه حلی موقتی است چرا که پایه و اساس همه طرح ها، به نوعی نشان از نظام برنامه ریزی شتاب زده دارد و فاقد نظریه و رویکردی کامل و جامع می باشد. اسناد طرح ها هیچ اشاره ای به شبکه تولید، فعالیت های مکمل و ساخت زنجیره ارزش اقتصادی مبتنی بر برنامه آمایش سرزمین و نگاه جغرافیایی ندارد. علاوه بر آن، برنامه ریزی ها بدون توجه به رژیم آبی رودخانه و سیاست های کشور همسایه و صرفا با تکیه بر گذشته تاریخی به عنوان انبار غله صورت گرفته است. روند ادامه طرح ها هیچ الگوی پایداری در مسیر رشد و توسعه ناحیه را نشان نمی دهد؛ از این رو بازساخت اقتصادی میتنی بر واقعیت، محرک های توسعه درون زا و ایجاد زیر ساخت ها، لازم و ضروری می باشد.
۱۷.

Investigate the Role of Resonant Leadership on the Quality of Virtual School Education Mediated by Teachers' Innovative Work Behavior(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
The aim of the research was to investigate the role of resonant leadership on the quality of virtual school education mediated by the innovative work behavior of teachers. The study population consisted of all secondary school teachers in Hamedan province during the academic year 2021-2022 (N=1797). A sample of 316 teachers was chosen through proportional stratified random sampling, following Cochran's formula. This descriptive correlational research employed the structural equation modeling (SEM) approach. Data collection utilized Wagner's Resonant Leadership Questionnaire (2010), Janssen's Innovative Work Behavior Scale (2000), and a researcher-developed questionnaire on the quality of virtual education in schools. A significant finding of the study indicates that the indirect effect of resonant leadership on the quality of virtual education, mediated by innovative work behavior, surpasses its direct effect. Therefore, school leaders are advised to capitalize on teachers' innovative behaviors to enhance the quality of virtual education and cultivate an environment that values teachers' ideas and creativity more than strict adherence to rules and regulations.
۱۸.

نقش فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس در رفتارهای ناب مدیران مدارس با میانجی گری رهبری مربی گرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس در رفتارهای ناب مدیران مدارس با میانجی گری رهبری مربی گرایانه انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی استان ایلام در سال تحصیلی 1400-1399 بود. از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 339 معلم انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های فرهنگ سازمانی مبتنی بر ثبات دنیسون (2000)؛ رهبری مربی گرایانه پیلاز زوبوربوهلر و همکاران (2021) و پرسشنامه محقق ساخته رفتارهای ناب مدیران مدارس استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها با تکنیک های آلفای کرانباخ، نسبت روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شدند، جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Lisrel10.30 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس اثر مثبت بر رفتارهای ناب مدیران مدارس در سطح 05/0 دارد؛ فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس به واسطه رهبری مربی گرایانه مدیران اثر مثبت غیرمستقیم بر رفتارهای ناب مدیران در سطح 05/0 دارد؛ همچنین فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس و رهبری مربی گرایانه مدیران قادر به تبیین 36 درصد واریانس رفتارهای ناب مدیران مدارس هستند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش توجه به نقش فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس در بروز و تقویت رفتارهای ناب مدیران مدارس حائز اهمیت است، لذا مسئولان آموزش وپرورش باید نسبت به تحلیل نوع فرهنگ سازمانی مدارس اقدام نموده و بر نقش فرهنگ مبتنی بر ثبات مدارس تأکید نمایند.
۱۹.

نقش میانجی تصمیم گیری هوشمند در رابطه بین انعطاف پذیری فناوری و تیم پذیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۹۱
این پژوهش با هدف مطالعه نقش میانجی تصمیم گیری هوشمند در رابطه بین انعطاف پذیری فناوری و تیم پذیری انجام گرفت. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از بعد شیوه ی اجرا رویکرد مدل سازی معادله ساختاری ماتریس همبستگی- کوواریانس محور است. جامعه ی پژوهش، کلیه ی مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه بودند که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 320 نفر انتخاب شد. ابزارها شامل پرسشنامه های انعطاف پذیری فناوری و تصمیم گیری هوشمند محقق ساخته و تیم پذیری سلطانی (2008) بود که روایی محتوایی آن ها از نظر متخصصان مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برای انعطاف پذیری فناوری 91/0، تصمیم گیری هوشمند 95/0 و تیم پذیری 89/0 محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تحلیل توصیفی و تحلیل استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد: انعطاف پذیری فناوری تأثیر مستقیم بر تیم پذیری و تصمیم گیری هوشمند دارد، همچنین تصمیم گیری هوشمند تأثیر مستقیم بر تیم پذیری دارد و در پایان انعطاف پذیری فناوری تأثیر غیرمستقیم از طریق تصمیم گیری هوشمند بر تیم پذیری دارد.
۲۰.

تأثیر مهارت های کوانتومی مدیران بر چابکی سازمانی با میانجیگری آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵ تعداد دانلود : ۳۴۹
مقدمه و هدف: پیچیدگی شرایط محیطی، پویایی و نامطمئن بودن از جمله نشانه های عصر جدید کوانتومی است. اجرای مدل کوانتومی باعث می شود که سازمان ها مدام در حال تغییر، چابک و در آنها ابتکار و معلومات آزادانه در جریان باشد. روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر از نظر ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی و روش اجرای پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان به تعداد 512 نفر تشکیل دادند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های کوانتومی مدیران میرصفیان (1395)، آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی گراهام (2006) و چابکی سازمانی شریفی و ژانک (1999) استفاده گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری توسط دو نرم افزار Spss و Lisrelتحلیل شدند. یافته ها: یافته های فرضیات پژوهش نشان داد اثر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی بر آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی 76/0 و بر چابکی سازمانی 33/0 مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 52/0 مثبت و معنادار است. اثر غیر مستقیم مهارت های مدیریت کوانتومی از طریق آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی بر چابکی سازمانی 39/0 مثبت و معنادار است. بحث و نتیجه گیری: آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی می تواند به عنوان نقش میانجی، میزان همبستگی مهارت های کوانتومی مدیران و چابکی سازمانی را افزایش دهد. قرن بیست و یکم نیازمند یک جهان بینی کوانتومی است. پیشنهاد می شود مبانی مهارت های کوانتومی مدیریت به مدیران ادارات آموزش و پرورش شهرستان همدان و حتی مدیران مدارس آموزش داده شود تا بدین طریق زمینه افزایش آمادگی کارکنان برای تغییر سازمانی و به تبع آن چابکی سازمانی فراهم گردد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان