ارزیابی فرآیند توزیع و جابجایی قدرت در مدیریت نوین (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان زبرخان در استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت، برآیند روابط و کثرت مناسبات انسان هاست. قدرت رابطه ای است که فرد به کمک آن اراده خویش را بر دیگران اعمال می کند و یا سرنوشت و امور آنها را در دست می گیرد. بنابراین مهم ترین مسئله در ارتباط با مدیریت نوین روستایی، به کارگیری ابزارها و تفکراتی است که زمینه را برای کاهش چالش های روستایی مانند فقر گسترده، نابرابری فزاینده، بیکاری، مهاجرت و تخریب های زیست محیطی فراهم کند. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی فرایند توزیع و جابه جایی قدرت در مدیریت نوین روستاهای شهرستان زبرخان در استان خراسان رضوی است. نوع تحقیق، کاربردی و روش مورد استفاده، توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی (با ابزار پرسشنامه) استفاده شد. جامعه آماری تحقیق بر اساس آمار 1402، برابر با 28771 نفر است که بر اساس فرمول کوکران، تعداد 384 پرسشنامه به روش تصادفی توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری (t و تحلیل واریانس) و مدل مارکوس و مریک استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که انتقال و توزیع قدرت در نواحی روستایی شهرستان زبرخان، پدیده ای اتفاقی نیست؛ بلکه تابعی از عوامل شش گانه ویژگی های شخصی و ذهنی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردها و دستاوردهای کالبدی، محیطی و نهادی-مدیریتی افراد است. نتایج آزمون ها بیانگر تفاوت معنادار شاخص های فرایند توزیع و جابه جایی قدرت در مدیریت نوین روستایی است و سطح معناداری آنها کمتر از 0.05 است. به طوری که ویژگی های شخصی و ذهنی با میانگین (3.49)، اقدامات و دستاوردهای کالبدی با (3.26)، نهادی و مدیریتی با (3.23)، اجتماعی با (3.21)، اقتصادی با (3.11) و محیطی و طبیعی با (3.10) به ترتیب، بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده اند. همچنین پیشنهاد می شود که نظارت و کنترل بر شاخص های مؤثر در کسب قدرت، از سوی ارگان ها و سازمان های دولتی مورد توجه قرار گیرد و افرادی که لیاقت فردی و عمومی بالاتری دارند، تقویت شوند و عرصه حضورشان در مدیریت روستا فراهم شود.