ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲٬۶۸۴ مورد.
۱.

عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای روستایی کوچک مقیاس خانگی (مورد مطالعه: پرورش کرم ابریشم، شهرستان بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف: کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی نقش موثری در تنوع بخشی فعالیت های اقتصادی و کاهش بیکاری دارند. این امر در مناطق روستایی که با محدودیت فرصت های شغلی روبرو هستند، اهمیت ویژه ای دارد. در حال حاضر تعدادی از خانوارهای روستایی شهرستان بجنورد بخشی از درآمد خود را از طریق نوغانداری به دست می آورند. تعداد نوغانداران در روستاهای مورد بررسی در 10 سال گذشته از 570 نفر به 294 نفر کاهش پیدا کرده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده توسعه کسب وکارهای کوچک مقیاس خانگی در زمینه پرورش کرم ابریشم در روستاهای شهرستان بجنورد پرداخته است. روش پژوهش: گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. حجم نمونه در 9 روستای شهرستان بجنورد که کسب وکار نوغانداری در آنها رواج دارد، با استفاده از فرمول کوکران 160 نوغاندار تعیین گردید. در این مطالعه تعداد 43 شاخص ذیل 10 مولفه به عنوان عوامل بازدارنده و تعداد 23 شاخص ذیل 6 مولفه به عنوان عوامل پیش برنده توسعه کسب وکار نوغانداری در روستاهای مورد مطالعه، شناسایی و بررسی شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین عوامل پیش برنده با 3/9 و عوامل بازدارنده با 3/87 به طور معنی داری بیشتر از میانه نظری است. مهمترین عامل پیش برنده در کسب وکارهای نوغانداری، تسهیل در راه اندازی کسب وکار پرورش کرم ابریشم با میانگین 4/14 و مهمترین عامل بازدارنده کیفیت پایین تخم نوغانداری با میانگین 4/48 است. نتیجه گیری: کسب وکارهای خرد با چالش های متعددی روبرو هستند. با این حال، با تمرکز بر تکمیل زنجیره ارزش نوغانداری، حمایت دولتی و شبکه سازی، می توان شتاب دهنده هایی برای رشد این کسب وکارها ایجاد کرد که منجر به موفقیت بیشتر آن ها خواهد شد.
۲.

مروری بر کاربرد و روش های اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
اولویت بندی یکی از اقداماتی است که امروزه در برنامه ریزی پیش از اقدامات اجرایی استفاده می شود و با هدف تعیین تقدم و تأخر در حفاظت میراث معماری، به کار می رود. اولویت بندی، در شرایطی همچون محدودیت زمان و بودجه و تعدد نمونه، ضرورت می یابد. این پژوهش در نظر دارد به کاربرد اولویت بندی در حفاظت روستاهای باارزش و نیز تحلیل و بررسی روش های آن بپردازد. بر اساس هدف پژوهش، بررسی اولویت بندی با 1. بررسی تجارب پژوهشی؛ 2. شناسایی گام ها و روش های علمی آن؛ 3. بررسی مزایا و معایب هریک از روش ها؛ 4. شناسایی و معرفی مناسب ترین روش 5. ارزیابی روش در نمونه موردی روستاها و اولویت بندی روستاهای موردنظر، انجام شده است. روش تحقیق در بخش نخست با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، تحلیلی مقایسه ای است که در بررسی تجربه های پژوهشی، به دنبال شناخت روش ها، گام های ضروری در اولویت بندی و شناسایی مناسب ترین روش برای اولویت بندی روستاهای باارزش بوده است. در بخش دوم از روش آماری و توصیفی- استنباطی استفاده شده است و برای اعتبارسنجی روش موردنظر و اولویت بندی روستاهای منتخب طرح بهسازی بافت های باارزش روستایی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، 55 نمونه روستای منتخب در این طرح مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار گرفته است. باتوجه به نتایج این تحقیق، روش های MDBD و TOPSIS و DEA، برای حل مسئله اولویت بندی روستاهای باارزش، مناسب اند. با استفاده از این روش ها می توان مسائل دارای اولویت بندی پیچیده، چندمعیاره، چندگزینه ای، چند مقیاسی، چندهدفه و چندبعدی را حل کرد. با توجه به سهولت در روش MDBD نسبت به دو روش پیشنهادی دیگر، این روش مناسب ترین روش معرفی شده و با کمک این روش اولویت بندی روستاهای نمونه موردی انجام شده است.
۳.

تحلیل عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مؤثر بر توسعه گردشگری در مناطق روستایی، مطالعه موردی: استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۷
مطالعه حاضر به تحلیل عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مؤثر بر توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. این تحقیق از نظر روش شناسی، توصیفی و تحلیلی و از حیث گردآوری داده ها به طریقه اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. برای دستیابی به هدف از طریق داده کاوی اسناد منطقه ای مرتبط با موضوع تحقیق در استان، تعداد 410 زیر مقوله در قالب دوازده مقوله تبیین کننده عوامل شکل گیری سیاست های فضایی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی منطقه استخراج شدند. به اقتضای محتوای سؤالات، یک مجموعه 35 نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به پرسشنامه مدنظر قرار گرفت. برای شناخت وضعیت سیاست های فضایی در استان، نتایج ضرایب نهایی مقوله ها حاصل از میانگین اوزان روش های وزن دهی تصمیم گیری چند شاخصه نشان داد که مقوله های اقتصاد و تولیدات کشاورزی، توانمندی های فرهنگی و طبیعی و تعادل ساختار سرزمینی با دریافت امتیازات بین 10/0 تا 09/0، بهترین وضعیت برای تحقق توسعه گردشگری روستایی در استان را نشان دادند. همچنین، جهت تشخیص سیاست های فضایی اثرگذار بر توسعه گردشگری روستایی، نتایج حاصل از آزمون های همبستگی کندال و اسپیرمن مشخص نمود که به استثنای اقتصاد و تولیدات کشاورزی، سایر مقوله ها با سطوح کلی توسعه گردشگری روستایی در استان رابطه معنادار و مثبتی برقرار ساخته اند. نتایج ترکیب روش های تصمیم گیری چند شاخصه فازی با سیستم اطلاعات جغرافیایی برای تعیین وضعیت توسعه گردشگری روستایی استان بر پایه تعامل سطوح کلی این جریان با مقوله های سیاست های فضایی نشان داد که سهم طبقات مناسب، متوسط و نامناسب از منطقه به ترتیب 0/20 درصد یا شش شهرستان، 7/26 درصد یا هشت شهرستان و 3/53 درصد یا شانزده شهرستان است.
۴.

واکاوی عوامل بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
پژوهش حاضر باهدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه عوامل بازدارنده کارآفرینی روستایی صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش فرا تحلیل و نرم افزار CMA3 تعداد 29 مطالعه داخلی و خارجی طی سال های 2010 الی 2023 که اطلاعات آنان از طریق پایگاه های علمی معتبر استخراج شد را موردبررسی قرار داد. بر اساس نتایج حاصل شده از مجموع اطلاعات 444 متغیر وارده شده به نرم افزار فرا تحلیل 67 متغیر 354 مرتبه در مقالات موردبررسی دارای درجه تکرار بوده اند. متغیرهای ضعف مالی و کمبود نقدینگی، فقدان یا کمبود آموزش های مربوط به کارآفرینی، ضعف زیرساخت های فیزیکی و زیربنایی مناسب در مناطق روستایی، عدم هماهنگی و همکاری لازم بین سازمان های متولی و پائین بودن سطح مهارت و توانمندی بیشترین درجه تکرارپذیری را داشته اند. مقدار اندازه اثر نشان داده که از 67 متغیر 95/61 درصد دارای اندازه اثر کم، 16/28 درصد دارای اندازه اثر متوسط و 89/9 درصد متغیرها دارای اندازه اثر زیاد بوده اند. متغیرهای عدم دسترسی به بازار مناسب، وجود چالش های متعدد در روستاها و ترس از شکست بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص داده اند. همچنین در بین عامل ها نیز عوامل زیرساختی با مقدار اندازه اثر 372/0، سیاست گذاری با 349/0، آموزشی 334/0، اجتماعی با 314/0، اقتصادی با 308/0، محیطی با 287/0، نهادی با 283/0 و فردی با 277/0 به ترتیب مهم ترین موانع کارآفرینی روستایی شناخته شدند. در نهایت بر اساس نتایج حاصل شده با رویکردی جامع موانع کارآفرینی استخراج و اولویت بندی شدند و بر اساس آن مدل موانع پیش روی کارآفرینی روستایی ترسیم شده است.
۵.

تبیین ویژگی های کالبدی و عملکردی فضاهای نیمه باز و مطابقت آن ها با شرایط اقلیمی در خانه های بومی دوره قاجار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: امروزه باوجود آگاهی از ظرفیت های منحصربه فرد فضاهای نیمه باز در پاسخ گویی به نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی، عدم توجه به شرایط اقلیمی در طراحی این فضاها باعث شده که در مناطق سرد کارایی لازم را نداشته باشند. درحالی که در معماری بومی پیشین ایران که راهکارهای معمارانه اقلیمی اهمیت زیادی در تأمین شرایط آسایش داشت، فضاهای نیمه باز یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده بناهای مسکونی بوده و می توانسته نیازهای عملکردی ساکنان را تأمین کند. این پژوهش دارای هدفی کاربردی است و سعی دارد تا با بررسی و شناخت ویژگی های اقلیمی فضاهای نیمه باز در خانه های بومی، به منظور الگوبرداری از آن ها در طراحی اقلیمی مسکن امروز اقلیم سرد، گامی در جهت ارتقای جایگاه و کیفیت فضاهای نیمه باز بردارد. روش پژوهش: این پژوهش به صورت کیفی و بر پایه روش «نظریه داده بنیاد» انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه موردی 10 خانه تاریخی باقی مانده از دوره قاجار در شهر تبریز جمع آوری شده اند. فرایند این پژوهش در چهار گام انجام شده است. ابتدا ویژگی های کالبدی نمونه ها توصیف و داده های اولیه استخراج شدند. سپس ارتباط دهی بین مؤلفه های کالبدی و عملکردی فضاهای نیمه باز و مقولات اقلیمی به صورت طبقه بندی شده شکل گرفت. در گام بعدی ویژگی های نمونه ها استخراج و تحلیل شده و پس از تطبیق با مطالعات اقلیمی، میزان پاسخ گویی آن ها به نیازهای اقلیمی، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. در انتها، نتیجه گیری نهایی از یافته ها و ارزیابی ها انجام شد. یافته ها: تحلیل و ارزیابی اقلیمی نمونه ها نشان داد که در اقلیم سرد تبریز، ویژگی های اقلیمی فضاهای نیمه باز پاسخ گویی خوبی به نیازهای اقلیمی داشته و در تحقق اهداف معماری اقلیمی و تأمین آسایش در فصول گرم و سرد نقش مؤثری دارند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که ویژگی های کالبدی فضاهای نیمه باز شامل ساختار کالبدی، موقعیت قرارگیری در بنا، جهت گیری، میزان محصوریت، ابعاد و تناسبات، مراتب دسترسی و مجاورت با دیگر فضاها همه در پاسخ گویی به شرایط اقلیمی و تحقق اهداف معماری اقلیمی نقش مؤثر داشته و تحت تأثیر اقلیم شکل گرفته اند. این فضاها دارای عملکرد ارتباطی و زیستی بوده و پذیرای فعالیت های روزمره زندگی و تعاملات اجتماعی ساکنان بوده است. عملکرد زیستی فضاهای نیمه باز نشان از مطابقت کالبد آن ها با شرایط اقلیمی و مناسب بودن شرایط محیطی آن است.
۶.

تاثیر وضوح و خوانایی بر کاهش صدمات ناشی از زلزله در فضاهای آموزشی در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضوح و خوانایی در فضاهای آموزشی که می توانند به تسهیل حرکت و جهت یابی در مدارس منجر شده و در شرایط بحران نظیر زلزله، به تخلیه سریع تر و کاهش خسارات جانی کمک کنند. روش پژوهش: روش تحقیق این پژوهش از دو بخش کیفی و کمی تشکیل شده است. بخش اول به روش تحلیلی-توصیفی است که شامل مطالعات کتابخانه ای و بررسی نمونه های موردی است. در بخش مطالعات کتابخانه ای مفهوم خوانایی و مؤلفه های مؤثر بر آن موردبحث قرار می گیرد. سپس ده مدرسه از مدارس دخترانه شهر شیراز در مقطع متوسطه دوم که در طراحی فضاهای آن ها مؤلفه های مؤثر در ارتقای سطح خوانایی مدنظر قرار گرفته است، انتخاب شدند تا سامان دهی فضایی آن ها موردبررسی قرار گیرد و انطباق یا عدم انطباق ساختار این مدارس با معیارهای خوانایی در نمونه ها تحلیل شوند. در ادامه تحقیق میدانی، با هدف شناسایی میزان اهمیت مؤلفه های خوانایی و میزان تأثیر آن ها بر کاهش صدمات ناشی از بحران، تعداد 450 پرسش نامه میان پرسنل مدارس، معلمان و دانش آموزان مدارس شیراز توزیع گردید. درنهایت تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار Spss منجر به استخراج راهکارهای ارتقای خوانایی فضای مدارس با هدف کاهش صدمات جانی در حین بروز زلزله شد. یافته ها: عواملی چون طول و تعدد راه ها، درجه محصوریت و تمایز حوزه ها، وجود گره های قوی، انعطاف پذیری و شاخص بودن لبه ها، تعدد و تمایز نشانه ها که مؤلفه های خوانایی هستند، تأثیر بسزایی در تسهیل جهت یابی و کاهش صدمات در هنگام زلزله دارند. به ویژه حوزه ها و راه های خروجی با بیشترین تأثیرگذاری شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد بین مؤلفه های مؤثر بر خوانایی کالبدی فضاهای آموزشی که موجب افزایش سهولت جهت یابی حین بحران می شوند و کاهش صدمات ناشی از زلزله، رابطه قوی وجود دارد. به نحوی که با ارتقای سطح خوانایی مسیر و دسترسی های بنا، عملکرد صحیح در خروج اضطراری نیز ارتقا می یابد. به عبارتی می توان بیان کرد برای خروج سریع و صحیح افراد به خوانایی راه ها و دسترسی ها و راهنمایی و کمک به افراد در شرایط بحرانی نیاز است.
۷.

گونه شناسی فضای کالبدی مسکن با تاثیر سکونتگاه های اولیه زاگرس مرکزی؛ مطالعه موردی: منطقه ی آرپناه لالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: هدف از این مقاله، بررسی و گونه شناسی فضاهای کالبدی مسکن در منطقه زاگرس مرکزی، با تأکید ویژه بر تأثیرات سکونتگاه های اولیه در این ناحیه است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه الگوهای فضایی و ساختاری مسکن در طول تاریخ، تحت تأثیر سکونتگاه های باستانی زاگرس مرکزی قرار گرفته و چه عناصری از این سکونتگاه ها همچنان در معماری معاصر مسکن منطقه قابل مشاهده است. هدف اصلی، درک عمیق تر از پیوند بین تاریخ، فرهنگ و معماری بومی منطقه و ارائه پیشنهاداتی برای حفظ و احیای این میراث در طراحی مسکن است. روش پژوهش: برای رسیدن به هدف پژوهش، ابتدا اطلاعات کافی در مورد منطقه از ادارات و منابع کتابخانه ای گردآوری شد و دسته بندی کردن این اطلاعات باعث شناخت بستر منطقه ی مورد پژوهش شد. در ادامه نیز با جمع آوری اطلاعات میدانی شامل برداشت، تصاویر، کروکی، مصاحبه ی شفاهی با افراد باتجربه، پرسشنامه در بین افراد باسواد و نیز با استفاده از نرم افزار گوگل ارث اطلاعات مکانی برای هر نمونه به دست آمد. همچنین در جمع بندی نهایی به معرفی ریز فضاها و تحلیل نمونه های مسکن انتخابی با استفاده از نرم افزار SMART DRAW انجام شد. یافته ها: پس از جمع آوری اطلاعات موردنظر و مشخص شدن معیارها، 16 نمونه مسکن از 16 روستای منطقه انتخاب شد و در هر نمونه روابط فضایی ازجمله جهت گیری مسکن، فضای معیشتی، فضای دروُنگاهی، فضای زیستی، شیب قرارگیری هر مسکن و تعداد خانوارهای ساکن در هر مسکن مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که خانه های روستایی در منطقه تحت تأثیر سکونتگاه های اولیه شکل گرفته اند. همچنین وجود فضاهای مدور یا فضاهای مستطیلی با گوشه های گرد و با مصالح بومی از جنس چوب و سنگ و فرورفتگی قسمتی از بنا درون شیب نشان از تأثیر گرفتن این فضاها از سکونتگاه های اولیه ی انسان ها در این منطقه همچون غارها و دستکند ها دارد.
۸.

اثرات کشت زعفران در تغییرات کالبدی – فضایی روستای فتح آباد (شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۶۲
هدف: بافت کالبدی سکونتگاه های روستایی بسته به گذر زمان و با توجه به شرایط متفاوت قابل تغییر است. این تغییر حاصل تعامل و ارتباط متقابل با عوامل و اثرات محیطی و اقتصادی و اجتماعی است. در این راستا، اقتصاد خانوارهای روستایی نقش قابل تاملی در تغییر بازی می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات درآمدزایی زعفران بر تغییر بافت کالبدی- فضایی روستای فتح آباد در شهرستان رشتخوار بوده است. روش پژوهش: در این پژوهش، نقش درآمدزایی زعفران در 355 خانوار زعفران کار ساکن در روستای فتح آباد بررسی شد. بدین منظور، ابتدا ضمن مطالعات اسنادی و بازدیدهای اولیه میدانی، طیف گسترده ای از شاخص ها متناسب با شرایط روستای مورد مطالعه تعیین گردید. سپس جمع آوری داده ها براساس شاخص های انتخابی، با استفاده از فرم مشاهدات میدانی و پرسشنامه های روستا و خانوار انجام شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل های آماری و نرم افزار SPSS استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش مؤید آن است که بین درآمدزایی زعفران و توسعه مسکن و ساخت وسازها در محدوده مورد مطالعه ارتباط معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی بین سطح زیرکشت زعفران و توسعه مسکن و ساخت وسازها 0/591 است که با توجه به مقادیر حاصل، با سطح اطمینان 99 درصد می توان گفت که بین این دو متغیر، ارتباط مستقیم و معنادار با همبستگی متوسط برقرار است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که هرچه سطح زیرکشت زعفران بیشتر شود، میزان تولید زعفران بیشتر و در نتیجه سطح درآمدزایی بیشتر می شود که در نهایت منجر به بهبود مسکن و توسعه ساخت وسازها در محدوده مورد مطالعه می شود.
۹.

اندازه گیری کارایی مصرف انرژی و عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی مناطق روستایی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۲
سیب زمینی به عنوان یکی از محصولات استراتژیک بخش کشاورزی، نقش اساسی در تأمین امنیت غذایی و اقتصاد روستایی دارد. استفاده بهینه از منابع انرژی در تولید آن، ضمن افزایش کارایی، هزینه ها را کاهش داده و به کاهش اثرات زیست محیطی و پایداری کشاورزی کمک می کند. بدین ترتیب، هدف اصلی تحقیق حاضر اندازه گیری کارایی انرژی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در تولید سیب زمینی در مناطق روستایی شهرستان اردبیل با بهره گیری از رهیافت تولید مرزی تصادفی (تخمین تابع تولید ترانسلوگ همراه با مدل ناکارایی) است. اطلاعات و داده های مورد نیاز با مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه از 160 سیب زمینی کار منطقه در سال زراعی 02-1401 جمع آوری شد. سپس داده ها با استفاده از هم ارزهای استاندارد به میزان انرژی تبدیل شد. نتایج نشان داد که میانگین کارایی انرژی مزارع 86/15 درصد است. این نتیجه بیانگر آن است که در صورت استفاده بهینه و اصولی از منابع انرژی در تولید می توان انرژی خروجی محصول را حدود 14 درصد افزایش داد. بر اساس نتایج حاصل از محاسبه کشش تولید نهاده ها، کشاورزان از عوامل بذر، کود شیمیایی و تراکتور در محدوده اقتصادی تولید بهره می گیرند. همچنین کشش تولید نیروی کار و سم بیانگر استفاده کمتر از حد بهینه این نهاده ها در فرایند تولید است. در مجموع، هرچند که سیب زمینی کاران از برخی نهاده ها به طور اقتصادی استفاده می نمایند، لیکن توصیه می شود که در راستای رعایت اصول و عملیات کشاورزی پایدار، مقادیر بهینه نهاده ها مدنظر زارعین منطقه قرار گیرد. برابر یافته های تحقیق، عوامل سن، تجربه، سطح زیرکشت، مالکیت اراضی و شغل اصلی کشاورز دارای تأثیر معنی دار بر کارایی است. بر همین اساس پرداختن به تولید در مزارع وسیع تر گامی عملی برای بهبود کارایی انرژی محصول سیب زمینی محسوب می شود؛ ضمن اینکه بهره گیری از توانایی و تجربه کشاورزان باسابقه و دارای شغل اصلی کشاورزی نیز عملاً به افزایش کارایی مصرف انرژی منجر خواهد شد.
۱۰.

A Qualitative Meta-Analysis of Factors Influencing the Empowerment of Rural Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
Purpose- Empowering women is essential for the development of any country across economic, social, political, and other dimensions. When a woman is empowered, she gains the opportunity to better understand and advocate for her rights, thereby enhancing her economic and social standing. Accordingly, the aim of this study is to identify and examine the most significant factors influencing the empowerment of rural women and to classify these factors based on their relative importance using a qualitative meta-analysis approach. Design/methodology/approach- In this study, from a total of 73 published articles on the topic of rural women's empowerment, 48 relevant articles were selected based on their alignment with the research objectives and their use of fieldwork and literature-based methodologies. The timeframe for the domestic studies ranged from 2012 to and for international studies from 2011 to 2024. Initially, the research problem and objectives were defined, and then, among the available studies, those meeting the inclusion criteria were sampled. The data extracted from these studies were then collected, coded, and categorized based on the research aims. Ultimately, the findings were standardized to a common scale to allow for comparison. The geographical scope of the selected studies included Iran, as well as countries in Asia, Africa, the Middle East, and Latin America.  Findings- The results indicate that in the economic domain, income generation (17.1%), employment (13.8%), access to loans and banking facilities, and land ownership (9.2%) are among the most influential factors. In the socio-cultural domain, factors such as literacy and education (8.5%), cultural norms (7.6%), and knowledge and skills (6.7%) play a critical role. In the psychological domain, self-confidence (14.4%), the ability to make independent choices (9.8%), and self-esteem (8.5%) were key determinants. Politically, mobility freedom (26.1%), women's participation in managerial and governmental positions (19.1%), and restrictive governmental regulations (14.2%) were the most significant. Among these categories, political factors accounted for the largest share (12.4%), followed by economic (5.5%), psychological (3.5%), and socio-cultural (3.2%) factors in contributing to the overall empowerment of women. Originality / Value- The findings of this study can contribute to identifying the most critical factors affecting the empowerment of rural women and can inform the development of effective support policies. Such policies may include promoting gender awareness through mass media, forming rural self-help groups through governmental and non-governmental organizations to provide social and economic support and etc.
۱۱.

واکاوی عوامل موثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاهای شهرستان تنکابن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
پایداری یا ناپایداری مناطق روستایی، یکی از مباحث اساسی در دستیابی به توسعه پایدار کشور به شمار می رود. در این فرایند، توجه به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، فضایی و اکولوژیکی روستاها ضروری است. ازاین رو، مطالعه حاضر قصد دارد عوامل مؤثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاها را در شهرستان تنکابن واکاوی کند. این تحقیق از نوع پیمایشی با رویکرد کمی بود و جامعه آماری آن را خانوارهای روستایی ساکن در روستاهای شهرستان تنکابن (بخش مرکزی) تشکیل دادند که 250 خانوار با استفاده از فرمول دانیل و به روش نمونه گیری چندمرحله ای با انتساب متناسب  انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود که روایی صوری آن توسط گروهی از متخصصان و صاحب نظران تأیید شد و برای تعیین پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن مناسب بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Win26 SPSS و  SmartPLS V4 بهره گرفته شد. یافته های بخش انعکاسی مدل ارزیابی نشان داد که روایی همگرا و تشخیصی سازه ها در حد مناسب برآورد شدند. نتایج حاصل از مدل مؤلفه های سلسله مراتبی بر روی 55 متغیر تغییرات ساختاری-کارکردی پنج عامل را شناسایی کرد. باتوجه به مقدار ضرایب مسیر به ترتیب سازه های عوامل سیاسی- نهادی (452/0)، عوامل فیزیکی- کالبدی (409/0) و سپس عوامل اجتماعی- فرهنگی (289/0) از مهم ترین سازه های مؤثر بر تغییرات ساختاری-کارکردی روستاها بودند. این نتایج بر اهمیت برنامه ریزی جامع و مشارکت محور برای بهبود وضعیت روستاها و جلوگیری از بروز تغییرات ساختاری-کارکردی منفی در روستاهای موردمطالعه تأکید می کند.
۱۲.

ارزیابی کیفیت محیطی روستاها پس از اجرای طرح هادی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان درگز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر طرح های توسعه ای بر کیفیت محیطی روستاهای بخش مرکزی شهرستان درگز، در قالب یک مطالعه توصیفی–تحلیلی طراحی و اجرا شده است. داده های مورد نیاز از طریق مشاهده میدانی، مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 172 خانوار تعیین و انتخاب پاسخ دهندگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام گرفت. تحلیل داده ها با به کارگیری روش های آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و ArcGIS صورت پذیرفت. یافته ها نشان داد که 123 نفر از پاسخ دهندگان بهبود و 49 نفر کاهش کیفیت محیطی را پس از اجرای طرح ها گزارش کرده اند. آزمون آماری تفاوت معناداری بین وضعیت کیفیت محیطی قبل و بعد از اجرای طرح ها را تأیید کرد (z = -1.114، p = 0.111). از میان روستاهای مورد مطالعه، روستای اوتان لو با کیفیت محیطی «بسیار عالی»، نمونه ای موفق از هم افزایی مدیریت دولتی و طراحی مهندسی است؛ به طوری که بافت کالبدی–فضایی منسجم، شبکه چهارراهی منظم، هماهنگی در ساخت وساز و به کارگیری مصالح باکیفیت در معابر، به طور چشمگیری به ارتقای کیفیت محیطی این روستا کمک کرده است. در مقابل، روستای سعدآباد با وجود اجرای طرح، به دلیل عدم رعایت ضوابط فنی، استفاده از مصالح نامناسب و ساختار فضایی نامنظم، شاهد کاهش کیفیت محیطی بوده است. این یافته ها برجستگی نقش برنامه ریزی دقیق، نظارت کیفی و طراحی فضایی هوشمند در موفقیت طرح های روستایی را آشکار می سازد.
۱۳.

ارائه الگو بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی، مطالعه موردی: روستاهای کریک و کوخدان شهرستان دنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۹
در این پژوهش پس از بررسی روستاهای هدف گردشگری کریک و کوخدان (شهرستان دنا)، الگوی بازاریابی گردشگری روستایی مبتنی بر سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی ارائه شده است. بدین منظور برای تحلیل داده از روش پژوهش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد بهره گرفته شده است. ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری، افراد مطلع واجد شرایط از میان خبرگان محلی، مدیران روستا، صاحبان مشاغل و کارکنان پارک ملی دنا انتخاب شد. داده موردنیاز پژوهش ماحصل بازدیدهای حضوری، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته و جلسات مشارکتی بوده که این فرایند در چندین مرحله تکرار شده است. به منظور تدوین الگوی مناسب بازاریابی گردشگری روستایی، تجزیه وتحلیل اطلاعات در پنج مرحله کلی صورت گرفته است. این مراحل عبارت اند از: 1) کدگذاری باز و تبیین مفاهیم، 2) توسعه مفاهیم و طبقات، 3) تحلیل داده برای زمینه، 4) دستیابی به فرایند تحلیل و 5) یکپارچه سازی طبقات. در نهایت الگوی پارادایمی، بر اساس شرایط علّی (فناوری ارتباطات و تسهیل مشارکت)، بستر (عرضه گردشگری و جذابیت مقصد)، عوامل مداخله گر (چالش های فناورانه و جنبه های مدیریتی_ساختاری)، راهبردها (بازاریابی گردشگری با سامانه های اطلاعات جغرافیایی مشارکتی، ملزومات سیاست گذاری) و پیامدها (توسعه گردشگری مقصد) استخراج شده است. با توجه به یافته های پژوهش، جهت رفع چالش های مدیریتی و فناورانه که مانعی برای تحقق بازاریابی گردشگری روستایی است، راهکارهایی همچون توسعه بستر مکانی-مشارکتی بازاریابی، ایجاد نهاد مستقل گردشگری و توانمندسازی اجتماعی به دست آمده است. درنهایت، زیر مقوله های ایجاد مزیت رقابتی، نگهداشت گردشگران و مردم بومی به عنوان پیامدهای حاصل از اجرای این راهبردها مطرح شده است.
۱۴.

نقش مؤلفه های مذهبی سبک زندگی در شکل گیری فضای زیست روستایی؛ مطالعه موردی: روستای کرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف: الگوی شکل گیری فضای زیست روستایی وابسته به عوامل متعددی است. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار و اصول بنیادین آن، شیوه زیست ساکنین و به عبارتی سبک زندگی ایشان است. در این میان، دین، آیین ها و مؤلفه های مذهبی نقش مهمی را در گزینش سبک زندگی دارد چراکه دین تأثیر قابل توجهی در کنترل فرهنگ، سبک های زندگی، نحوه مصرف، طرز رفتار، طرز تفکر و نگرش و جهان بینی داشته است. این پژوهش درصدد دستیابی به نقش و تأثیر مؤلفه های مذهبی سبک زندگی روستائیان و آیین های مذهبی در شکل گیری فضاهای زیست روستایی است. روش پژوهش: روش این پژوهش از نوع کیفی بوده که ابتدا در قالب مطالعات نظری با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بر اساس روش توصیفی-تحلیلی، سه مقوله سبک زندگی، آیین های مذهبی و رابطه سبک زندگی مذهبی با فضای زندگی و معماری روستایی بررسی و ابعاد و مؤلفه های آن ها مورد تحلیل قرار گرفت. پس از انجام مطالعات نظری و بر اساس مدل به دست آمده از بخش اول، مطالعات میدانی به صورت برداشت های میدانی و با استفاده از ابزار مصاحبه و مشاهده انجام شد. اطلاعات به دست آمده، داده های موردنیاز جمع آوری و ثبت شد و درنهایت آثار مؤلفه های به دست آمده در مطالعات نظری در قالب نمونه های عینی در روستای موردنظر بررسی شد. نمونه موردمطالعه، روستای کرگان از استان آذربایجان شرقی و شهرستان بستان آباد است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که آیین ها و مؤلفه های مذهبی بر جنبه های مختلفی از فضای زیستی روستایی اعم از فضاهای زیستی و معیشتی، معنوی و مذهبی، فرهنگی-اجتماعی و زیست محیطی تأثیرگذار است که نمود جنبه زیستی و معیشتی را می توان در ایجاد فضاهای خدماتی، جنبه زیست محیطی را می توان در عدم تخریب محیط زیست و استفاده از مصالح تجدیدپذیر، جنبه فرهنگی-اجتماعی را می توان در طراحی بناها و فضاهای میدانی و جمعی برای مراسم خاص و جنبه مذهبی و معنوی را می توان در ایجاد مرز و حریم و سادگی و دور از تجمل گرایی در طراحی خانه مشاهده کرد. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که دین و مذهب باعث گزینش خاص زندگی می شود که این سبک زندگی خاص علت ایجاد فضای زیست خاص آن منطقه است؛ بنابراین یکی از عوامل تأثیرگذار در ساخت فضاهای زیستی روستای کرگان، سبک زندگی مذهبی آن منطقه است.
۱۵.

تحلیل نقش کارآفرینی زنان روستایی در توسعه پایدار کشاورزی با تأکید بر محصولات غذایی (مطالعه موردی: شهرستان رامهرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی یکی از مؤلفه های کلیدی در توسعه پایدار کشاورزی به شمار می رود. در بسیاری از جوامع روستایی، زنان نقش اساسی در تولید و فرآوری محصولات کشاورزی دارند و می توانند به عنوان کارآفرینان در این حوزه، تأثیر چشمگیری در بهبود معیشت خانواده ها و توسعه اقتصادی روستاها داشته باشند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی بر توسعه کشاورزی پایدار در بین زنان روستایی شهرستان رامهرمز تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان کارآفرین ساکن در مناطق روستایی شهرستان رامهرمز که طی سال های اخیر در زمینه کارآفرینی محصولات غذایی کشاورزی مشغول به فعالیت بوده اند، تشکیل می دهد. بر این اساس، ۱۵۰ نفر از افراد مذکور به صورت طبقه ای تصادفی ساده انتخاب و داده های پژوهش با استفاده از ابزار تحقیق جمع آوری شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافته های این پژوهش، با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد واریانس محور، نشان داد که قابلیت های کارآفرینی زنان روستایی در تولید محصولات غذایی کشاورزی به عنوان یک متغیر کلیدی، تأثیر مثبت و معناداری بر تحقق توسعه پایدار کشاورزی دارد. این نتایج نشان می دهد که کارآفرینی زنان نه تنها در افزایش بازدهی اقتصادی بخش کشاورزی بلکه در بهبود عدالت اجتماعی و حفظ منابع طبیعی نیز نقشی بنیادین ایفا می کند.
۱۶.

ارزیابی عملکرد تابش و باد در خانه های تاریخی چهارطرف ساخت اقلیم سرد و خشک شهرکرد با هدف دستیابی به فرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: طراحی معماری غیرفعال گرایشی با تأکید بر کاهش مصرف انرژی های فسیلی و استفاده از الگوهای معماری بومی و منطقه ای، امروزه به عنوان یک رویکرد مهم در معماری معاصر مطرح است. استان چهارمحال وبختیاری جزء مناطق سردسیر کشور و مرکز آن شهرکرد، به علت موقعیت جغرافیایی خود، در اصطلاح عامیانه «بام ایران»، قابلیت بالایی برای جذب تابش حرارتی خورشید دارد. این شهرستان دارای 4 خانه تاریخی درون گرا است که نمونه بهینه آن می تواند الهام بخش، معماران معاصر در جهت طراحی غیرفعال باشد. از اهداف ویژه نیز می توان به ارائه تناسبات بهینه حیاط مرکزی، جهت گیری مناسب و نسبت های ارتفاعی مناسب اشاره نمود. روش پژوهش: روش تحقیق به شیوه آمیخته کمی و کیفی است. برای تحلیل ها از نرم افزار انسیس فلوئنت استفاده شده، که در آن بر مبنای میانگین دمای دیوارهای داخلی حیاط های مرکزی، نمونه ها مورد تطبیق قرار گرفته اند. بر اساس آمار ده ساله سازمان هواشناسی این استان، دو ماه دی و تیر، به عنوان بحرانی ترین ماه های سال شناخته شده، بنابراین تحلیل نمونه ها در این دو ماه صورت گرفته است. یافته ها: جهت گیری های متفاوت حیاط های مرکزی می تواند تأثیر زیادی بر دریافت تابش خورشید و بالا بردن مقدار میانگین دمای دیوارهای داخلی داشته باشد. نتیجه گیری: بنابراین در بین نمونه ها خانه مرتضوی ها ازنظر جهت گیری و تناسبات در زمستان با دمای میانگین دیوارهای 74/16 درجه سانتی گراد با تناسبات حیاط 30/1 و جهت گیری 50 درجه نسبت به جنوب، دارای بیشترین دما و نمونه بهینه است. همچنین خانه آزاده در تابستان با دمای میانگین دیوارهای 00/29 درجه سانتی گراد و تناسبات حیاط 33/1 و جهت گیری 8 درجه نسبت به جنوب دارای کمترین دما و نمونه بهینه در تابستان است. بنابراین در طراحی های جدید به عنوان نمونه اقامتگاه های محلی یا بومی، می توان نوع بهینه معرفی شده، ترجیحاً در این اقلیم (خانه مرتضوی ها) انتخاب و اجرا نمود. در بررسی های آتی، پیشنهاد می شود، نمونه بهینه با مصالح مختلف روز در محیط نرم افزار شبیه سازی و مقایسه شود و مصالح مناسب معرفی گردد.
۱۷.

چالش های زنان در جامعه روستایی شهرستان دماوند در دستیابی به معیشت پایدار: دهستان ابرشیوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۰
علی رغم نقش های حیاتی اقتصادی و اجتماعی که زنان روستایی در شهرستان دماوند ایفا می کنند، با موانع قابل توجهی مواجه هستند. بنابراین هدف اصلی این تحقیق، شناسایی چالش های معیشت پایدار زنان روستایی در این شهرستان است. این تحقیق با جامعه آماری 976 نفر از زنان روستایی دهستان ابرشیوه در شهرستان دماوند انجام شد. با استفاده از جدول مورگان 201 نفر از زنان بر طبق روش نمونه گیری طبقه ای برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. داده ها به روش ترکیبی (کمی و کیفی) جمع آوری شدند. مصاحبه های نیمه ساختارمند با 15 نفر از زنان روستایی در بخش کیفی انجام شد و در بخش کمی، پرسش نامه ای بر اساس تحلیل محتوای داده های کیفی تنظیم شد. روایی پرسش نامه ها توسط صاحب نظران تأیید و پایایی آن با آزمون مقدماتی و با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که محدودیت های معیشت پایدار زنان روستایی در پنج عامل (موانع اجتماعی- فرهنگی، مالی، جنسیتی، شخصیتی و خانوادگی) خلاصه می شود که در مجموع 71 درصد واریانس کل را تبیین کردند. مهمترین عامل، موانع اجتماعی- فرهنگی بود که شامل متغیرهایی مانند بافت مردسالاری، تعصبات خانوادگی و ناامنی اجتماعی بود. برای بهبود وضعیت زنان روستایی، اجرای برنامه های آموزشی، سازمان دهی زنان روستایی در قالب گروه ها و شبکه ها، ارائه اعتبارات خرد و وام های کوچک و بهبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی و خدمات اجتماعی و تشویق مشارکت آن ها در فرایندهای تصمیم گیری پیشنهاد شده است.
۱۸.

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان (مورد مطالعه: روستاهای شرق گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۹
افزایش مشارکت سیاسی، دغدغه هر نظام سیاسی است. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت از مهمترین راهکارها برای مدیریت و افزایش مشارکت مردم در انتخابات محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان روستایی استان گیلان انجام شد. جامعه آماری تحقیق را جوانان روستاهای شرق گیلان در سال 1402 تشکیل داده که تعداد 241 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته در خصوص مشارکت سیاسی با 20 گویه و پرسش نامه عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی با 51 گویه بود. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل عامل تأییدی، پنج عامل فرهنگی - اجتماعی، خانوادگی، فردی، سیاسی و اقتصادی در مشارکت سیاسی جوانان روستایی مؤثر هستند که عامل فرهنگی - اجتماعی دارای بیشترین تأثیر و عامل خانوادگی دارای کمترین تأثیر بود. در نهایت بر اساس یافته ها، راهکار هایی به منظور افزایش میزان مشارکت سیاسی جوانان روستایی ارائه شد.
۱۹.

بررسی چالش های کسب و کارهای گردشگری در نواحی روستایی منطقه اورامانات کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
توجه به توسعه کسب وکار در مناطق روستایی با توجه به شرایط موجود روند رو به کاهش جمعیت نواحی روستایی از اهمیت بسیاری زیادی برخوردار است. بر این اساس در روستاهای دارای پتانسیل گردشگری بررسی و شناسایی آسیب ها و چالش های تأثیرگذار بر کسب وکارها مربوطه به عنوان یکی از مهم ترین اقدامات ضروری جهت توسعه و بهبود وضعیت کسب وکارها از ضرورت های اولیه محسوب می شود. در این رابطه می توان نواحی روستایی منطقه اورامانات را مثال زد که به دلایلی نظیر موقعیت جغرافیایی و برگزاری مراسم مختلف با قدمت بالا، به یک مجموعه عظیم گردشگری تبدیل شده اند و کسب وکارهای زیادی در آن ها شکل گرفته است. با این حال کسب وکارهای گردشگری موجود در نواحی روستایی این منطقه همواره با چالش ها و مشکلات عدیده ای روبه رو بوده است که سبب شده تا اغلب کسب وکارهای گردشگری موجود در منطقه دارای ماندگاری و ثبات فعالیت نباشند. از همین رو در پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی – تحلیلی سعی شده است تا ضمن شناسایی چالش های کسب وکار گردشگری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی در نواحی روستایی اورامانات، پیشنهادهای جهت برون رفت از وضعیت ایستا (موجود) به وضعیت مطلوب گردشگری ارائه شود. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، کتابخانه ای- میدانی (مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه)، بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر 11 روستای منطقه اورامانات که در مجموع دارای 422 کسب وکارهای گردشگری بوده اند، می باشد؛ که از این تعداد با استفاده از فرمول کوکران تعداد 201 فرد صاحب کسب وکار به عنوان نمونه انتخاب شده اند. در این راستا برای تجزیه وتحلیل از تکنیک مدیریت ریسک، برای ارزیابی و استخراج ریسک ها و سطح آن ها و سپس از مدل ارجحیت بندی (BWM) برای اولویت بندی پیشنهادها استفاده شده است. همچنین از نظرات و تحلیل های مربوط به 20 نفر کارشناس که به روش گلوله برفی انتخاب شده اند، نیز استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش 37 ریسک در چهار بعد (اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی، مدیریتی) شناسایی شده که از این 37 ریسک 31 ریسک آن معادل 7/83 درصد آن در سطح بارز (خطر جدی) تشخیص داده شده اند که لزوم سیاست گذاری و ارائه راه حل های مطلوب را طلب می کند. در این راستا بر پایه توانمندی های منطقه مورد مطالعه، 16 راه حل پیشنهاد شدند؛ که نتایج عملکردی حاصل از آن ها نشان داده است که 83/7 درصد از ریسک ها به سطح قابل قبول ارتقاء پیدا شده اند و تنها 16 درصد همچنان در سطح ریسک جدی باقی مانده اند، اما بهترین عملکرد در کاهش ریسک های (نبود مدیریت و عدم وضع قوانین و مقررات در جهت کاهش مخاطرات و آلودگی های زیست محیطی، عدم توجه به نیروی انسانی و نبود برنامه های آموزشی برای صاحبان کسب وکارهای گردشگری) حاصل شده است.
۲۰.

Capital Market Efficiency, Financial Innovation and Industrialization in Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۷
Purpose- Nigeria remains heavily import-dependent and under-industrialized despite abundant natural resources and repeated industrial development programmes. This study investigated how capital market efficiency and financial innovation influence industrialization in Nigeria, with specific focus on their relevance for rural and regional economic transformation. Design/methodology/approach- The study employed an ex-post facto research design using secondary annual time-series data from 2010-2023 obtained from the Central Bank of Nigeria Statistical Bulletin. Descriptive statistics and the Autoregressive Distributed Lag (ARDL) model were applied to examine both short-run and long-run relationships among stock market depth and liquidity, stock market efficiency, fintech adoption, credit to the private sector, inflation, and industrial output. The study also emphasized the rural and regional development implications of financial sector performance. Finding- Results showed that Nigeria’s manufacturing sector contribution to GDP remains structurally low, and market depth is highly volatile. Fintech adoption exhibits the highest dispersion due to periodic surges in electronic payments, while stock market liquidity is relatively stable. ARDL estimates reveal that market liquidity and market depth exert positive and significant effects on industrialization, whereas fintech adoption and private-sector credit exert negative significant effects. Inflation is insignificant. The bounds test confirms strong long-run cointegration among the variables. The findings indicated that Nigeria’s industrialisation is largely driven by short-run financial dynamics, particularly stock market liquidity and credit allocation efficiency. High fintech activity, when weakly regulated, may facilitate capital flight and reduce productive sector investment. Strengthening capital-market institutions, stabilising monetary conditions, and improving rural credit access are essential for sustainable industrial development. Originality/value– This study contributed to the industrialization literature by integrating capital-market efficiency, financial innovation, and rural or regional development perspectives within a unified ARDL framework for Nigeria. It provided new evidence on how financial sector dynamics shape industrial growth in emerging economies.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان