ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴٬۹۴۸ مورد.
۱.

ارزیابیِ تلفیقِ شبکه عصبی بازگشتی LSTM با الگوریتم هایِ فراکاوشیِ یادگیریِ عمیق به منظور مدلسازی سیلاب در حوزه آبخیز طالقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
پیش بینی دقیق دبی رودخانه ها یکی از چالش های اساسی در مدیریت منابع آب و طراحی سامانه هایِ هشدار سیلاب است. در پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کارایی مدل های نوین یادگیریِ عمیق در پیش بینی دبی بیشینه روزانه، چهار مدل شامل LSTM GRU -LSTM، ConvLSTM و S-LSTM در پنج ایستگاه هیدرومتری حوزه آبخیز طالقان مقایسه شدند. پس از پیش پردازش داده ها و استخراج سناریوهای تأخیر زمانی، مدل ها بر اساس شاخص هایRMSE ، MAE، NSE و ضریب همبستگی در مجموعه های آموزش و آزمون ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که مدل های مبتنی بر حافظه زمانی LSTM و GRU-LSTM عملکرد به مراتب دقیق تری نسبت به مدل های مکانی زمانی و نسخه های توسعه داده شده ارائه دادند. مدلGRU-LSTM بهترین دقت را با NSE بالاتر از 95/0 و خطای بسیار پایین ثبت کرد اما نتایج آزمون آماری t-student نشان داد که اختلاف آن با مدل LSTM معنادار نیست؛ به گونه ای که الگوریتم LSTM تقریباً همان سطح دقت را با هزینه محاسباتی کمتر ارائه می دهد. در مقابل، ConvLSTM و S-LSTM عملکرد ضعیف تری داشتند و پراکندگی بیشتر نقاط در نمودارهای همبستگی بیان گر محدودیت آن ها در مدل سازی سری های زمانی تک متغیره بود. تحلیل بصری نمودارهای همبستگی نیز نشان داد که LSTM و GRU-LSTM بیشترین انطباق را با خط همبستگی داشته و قادر به بازسازی الگوهای زمانی جریان به ویژه پیک ها و افت ها بودند. با توجه به تعادل میان دقت، پایداری و هزینه محاسباتی، مدل LSTM به عنوان گزینه نهایی و بهینه برای پیش بینی دبی بیشینه روزانه در حوضه آبخیز طالقان پیشنهاد می شود
۲.

بررسی تاثیر روند تغییرات کاربری اراضی / پوشش زمین بر وضعیت منابع آب زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهواره ای، GIS و +GS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
هدف اصلی این تحقیق پایش سطح آب های زیرزمینی با استفاده از علم سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای و رابطه آن با کاربری اراضی می باشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ و پیش پردازش های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل سازی و طبقه بندی تصاویر اقدام شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی، نقشه طبقه بندی شده کاربری اراضی برای هر دو سال 2002 و 2023 با استفاده از روش طبقه بندی شی گرا استخراج شد و سپس به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی نقشه تغییرات کاربری اراضی برای بازه زمانی 20 ساله استخراج شد. بعد از استخراج نقشه تغییرات کاربری اراضی به منظور انتخاب بهترین مدل درون یابی از بین مدل های مختلف، RBF، IDW و Kriging تمامی مدل ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. در میان کاربری های تغییریافته، کاربری مسکونی یا همان منطقه شهری و روستایی افزایش داشته است. تقریباً در اکثر کاربری ها مناطق مسکونی رقم چشم گیری در حد خود بوده است که این نشان دهنده توسعه شهری و همچنین دخالت و تخریب انسان به منابع طبیعی را نشان می دهد. نتایج بررسی آب های زیرزمینی نشان داد بیش ترین میانگین تراز آب در سال 2003 برای کاربری منطقه آبی با 12/53 متر و منطقه مسکونی با 17/48 متر ثبت شده است و کم ترین میانگین تراز آب نیز برای محدوده زمین کشاورزی48/45 متر ثبت شده است. ودر سال 2023، بیش ترین میانگین تراز آب متعلق به کاربری منطقه آبی با 89/36 مترو باغات با مقدار 78/32 می باشد و کم ترین میانگین تراز آب ثبت شده مربوط به کاربری منطقه مسکونی با 16/24 متر می باشد.
۳.

مدل سازی حساسیت خطر وقوع سیل با استفاده از تحلیل های مکانی چندمعیاره، مطالعه موردی:بخشی از حوضه رودخانه قطور در شهرستان خوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
سیل یکی از بحران های طبیعی است که سالانه منجر به خسارات اقتصادی و مرگ بسیاری از مردم میگردد؛ در میان بلایای طبیعی، سیل مرگبارترین بحران می باشد گستردگی کشور ایران به همراه تنوع آب و هوایی و تغییرات مکانی زمانی بارندگی ها در حوضه های آبریز آن، هر ساله موجب وقوع سیل های عظیم در این کشور میگردد در سالهای اخیر،تغییرات در ویژگی های محیطی ،افزایش بارندگی ناشی از تأثیر تغییرات آب و هوایی، و تغییرات کاربری ها علت اصلی خطرات سیل بوده است. هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی حساسیت خطر سیلابی حوضه شهرستان خوی می باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از تصاویر لندست و تکنیک طبقه بندی شی گرا استخراج شد و به کلاس های (اراضی کشاورزی و باغی، اراضی شوره زار، اراضی مسکونی، اراضی مراتع و بایر و برون زدهای سنگی طبقه بندی شدند. در مرحله بعد، با شناسایی عوامل موثر در ایجاد سیل منطقه و تهیه لایه های اطلاعاتی هر معیار در GIS، استاتداردسازی لایه ها با استفاده از تابع عضویت فازی، روش رتبه دهی و وزن دهی معیارها با استفاده از روش کرتیک و روش ANP با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن و مدل سازی نهایی با استفاده از روش تحلیل چندمعیاره ANP انجام شد. سپس تحلیل حساسیت معیارها با استفاده از داده های آموزشی انجام شد. سپس با اعمال مراحل مختلف مدل بر روی نقشه ها، نقشه پهنه بندی حساسیت سیل حوضه منطقه در 5 طبقه با خطر بسیار زیاد تا خطر بسیار کم، استخراج گردید. روش فرایند تحلیل ANP بیشترین وزن را به 3 معیار(میزان بارش، خواص خاک و کاربری اراضی)وکمترین وزن را به معیار (جهت شیب) تخصیص داده است.
۴.

تحلیل اقلیمی پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی شمال غرب ایران (مورد: استان آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
پوشش گیاهی به عنوان شاخصی حساس از سلامت اکوسیستم های کوهستانی، مستلزم پایش دقیق با رویکردهای چندبعدی است و به همین دلیل، بررسی پوشش گیاهی استان آذرب ایجان شرقی به دلیل قرارگیری در گره گاه کوهستانی شمال غرب کشور از اهمیت بسزایی برخودار است. لذا در پژوهش حاضر، روند زمانی- مکانی پوشش گیاهی استان آذربایجان شرقی در بازه زمانی 24 ساله از 2000 تا 2024 میلادی با استفاده از یک چارچوب ترکیبی مبتنی بر داده های ماهواره ای MODIS و چهار روش آماری-فضایی تحلیل شد که عبارتند از: (1) شاخص NDVI به عنوان معیار کمّی پوشش گیاهی، (2) رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) برای مدل سازی رابطه غیریکنواخت ارتفاع و پوشش گیاهی، (3) تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) برای شناسایی الگوهای زمانی ماهانه و (4) آزمون کولموگروف-اسمیرنف (K-S) برای ارزیابی نرمال بودن توزیع NDVI. یافته ها نشان داد که بیشترین تراکم پوشش گیاهی در مناطق شمالی استان در منطقه ارسباران، ارس، ورزقان، کوه های قازان داغی و قندرات باشی واقع شده است و کمترین تراکم آن نیز در بخش های غربی و مرکزی استان متمرکز شده است. همچنین مدل رگرسیون وزن دار جغرافیایی با ضریب تعیین 76 درصد، کفایت و دقت بالای مدل در پیش بینی پوشش گیاهی استان را تایید و ناهمگونی رابطه ارتفاع-پوشش گیاهی را در سطح استان آشکار ساخت. نتایج تحلیل مولفه اصلی نشان داد که مدل های برآوردی با 49/93 درصد از واریانس کل، 3 گروه اکولوژیک از پوشش گیاهی در طی سال بازشناسایی کردند که عبارتند از: ماه های ژوئن، جولای، آگوست و سپتامبر(تراکم بالای پوشش گیاهی)؛ ماه های ژانویه، فوریه، مارس و می(تراکم متوسط) و ماه های اکتبر، نوامبر و دسامبر(تراکم اندک و ضعیف). در این میان، ماه ژوئن بیش ترین تراکم پوشش گیاهی را به دلیل اوج گستره پوشش گیاهی در باغات و مزارع استان و افزایش کشت بهاره به خود اختصاص داده است. همچنین نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنف حاکی از این است که در ماه های ژوئن، جولای و آگوست پوشش گیاهی استان آذربایجان شرقی دارای توزیع نرمال و در ماه سپتامبر، پوشش گیاهی دارای توزیع غیرنرمال می باشد.
۵.

ارزیابی و تحلیل زمانی- مکانی خشکسالی در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
خشکسالی یکی از مهم ترین مخاطرات اقلیمی با اثرات گسترده بر منابع آب، کشاورزی و معیشت جوامع است. درک الگوی زمانی و فصلی آن در مناطق حساس، به ویژه در اقلیم های ناپایدار، از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه روند ماهانه، فصلی و سالانه شاخص های خشکسالی SPI و SPEI در استان گلستان طی بازه بلندمدت ۱۹۵۰ تا ۲۰۲۴ و تحلیل تفاوت های ساختاری آن ها در بازتاب شرایط رطوبتی منطقه می باشد. در این مطالعه، داده های بارش و تبخیر و تعرق پتانسیل با تفکیک مکانی 0.1×0.1 درجه از پایگاه ERA5 اخذ و سپس روند و نوسانات ماهانه، فصلی و سالاته این شاخص ها با روش درون یابی IDW و Hotspot با Arcmap برآورد، ترسیم و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که شاخص SPI در فصل بهار و اوایل تابستان با کاهش چشمگیری مواجه شده و مقادیر آن در برخی ماه ها به کمتر از ۳- رسیده است. در مقابل، شاخص SPEI نوسانات متعادل تری حول مقدار صفر نشان داده است. این تفاوت حاکی از آن است که شاخص SPEI با در نظر گرفتن مؤلفه های حرارتی، تحلیل دقیق تری از وضعیت رطوبتی منطقه ارائه می دهد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده توأم از شاخص های SPI و SPEI می تواند در پایش و تحلیل جامع تر خشکسالی مؤثر واقع شود. همچنین پیشنهاد می گردد بررسی این شاخص ها در مقیاس های محلی و با در نظر گرفتن سایر عوامل محیطی پیگیری شود.
۶.

پیش نگری شاخص های بارش حدی تحت سناریوهای تغییر اقلیم در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات شاخص های حدی بارش در تهران تحت تأثیر سناریوهای مختلف تغییر اقلیم انجام شد. برای این منظور داده های روزانه بارش و دما از سه ایستگاه سینوپتیک آبعلی، دوشان تپه و مهرآباد طی دوره ی ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۵ و خروجی پنج مدل منتخب از مجموعه مدل های اقلیمی CMIP6 شامل CAN-ESM2-0، FGOALS-G3، IPSL-CM6A-LR، MIROC6 و MRI-ESM2-0 در سه سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 مورد استفاده قرار گرفت. داده ها پس از ریزمقیاس نمایی و تصحیح بایاس با روش Linear Scaling، برای محاسبه شش شاخص حدی بارش (CDD، CWD، PRCPTOT، R20mm، R99p و SDII) در نرم افزار RClimDex و تحلیل روند با آزمون های Mann–Kendall و شیب سن به کار گرفته شدند. نتایج نشان داد که عملکرد مدل ها در شبیه سازی دما مطلوب اما در بازسازی بارش محدود است و در میان آن ها، مدل های FGOALS-G3 و IPSL-CM6A-LR دقت بالاتری دارند. تحلیل روندها نشان داد که در ایستگاه آبعلی، بارش سالانه و شاخص های شدید بارش در سناریوی خوش بینانه SSP1-2.6 کاهش و در سناریوی بدبینانه SSP5-8.5 افزایش می یابند؛ در حالی که دو ایستگاه دوشان تپه و مهرآباد عمدتاً روندهای پایدار یا افزایشی خفیف را در سناریوهای با انتشار بالا تجربه می کنند. این یافته ها بیانگر تفاوت مکانی و وابستگی شدید تغییرات بارش های حدی به نوع سناریو است. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که افزایش شدت و فراوانی بارش های سنگین در سناریوهای پرانتشار می تواند خطر وقوع سیلاب های شهری را افزایش دهد، در حالی که کاهش بارش در سناریوهای کم انتشار، ریسک خشکسالی در مناطق کوهستانی را تقویت می کند. این نتایج اهمیت بررسی تفصیلی تغییرات حدی اقلیمی را در مدیریت منابع آب و برنامه ریزی سازگاری شهری تهران برجسته می سازد.
۷.

پیش بینی هوشمند جریان رودخانه با ترکیب الگوریتم های فراکاوشی شیطان تاسمانی و شاهین دم قرمز در حوضه ی دهگلان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
پیش بینی دقیق جریان رودخانه نقش مهمی در مدیریت منابع آب، به ویژه برای کاهش مخاطرات ناشی از سیل، هشدار خشکسالی و بهره برداری از مخازن سدها ایفا می کند. در این پژوهش از آمار 20 ساله ( از سال 1380 لغایت 1400) بارش، دبی رودخانه و دمای میانگین در مقیاس روزانه در حوضه آبریز دهگلان استان کردستان استفاده گردید. برای انتخاب ترکیب بهینه و سناریوهای مدل از مقادیر بارش (Pt)، دمای میانگین (Tt) و دبی از یک تا سه روز تاخیر (Qt-1 تا Qt-3) با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جهت انجام مدل سازی و پیش بینی جریان رودخانه نیز از مدل های هیبریدی شبکه عصبی مصنوعی-شیطان تاسمانی (ANN-TDO)، ماشین بردار پشتیبان رگرسیونی- شاهین دم قرمز (SVR-RTH) و مدل یادگیری عمیق حافظه طولانی کوتاه مدت - شکارچیان دریایی (LSTM-MPA) استفاده گردد. سپس نتایج مدل سازی بر اساس معیارهای ارزیابی (R2-MAE-RMSE-KGE) مورد سنجش قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که مدل های هیبردی تا حد بسیار خوبی دقت مدل های منفرد را بهبود بخشیدند. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد مدل ها بسیاز نزدیک است اما مدل ANN-TDO نسب به سایر مدل ها عملکرد بهتری داشته است. همچنین این مدل در فاز آموزش توانست در سناریوهای یک تا پنج (M1 تا M5) به ترتیب 10.66، 40.25، 39.19، 79.45 و 82.44 درصد عملکرد مدل منفرد ANN را بهبود بخشد.
۸.

شناسایی مناسب ترین مکان های احداث سازه های آبخیزداری در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
مکان یابی احداث سازه های آبخیزداری به صورت سنتی و بر مبنای بازدیدهای صحرایی، مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد است. در این پژوهش، جهت شناسایی مکان های مناسب اجرای اقدامات سازه ای آبخیزداری، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. جهت انجام تحقیق سه حوضه آبریز آق اولر تالش، ماسوله فومن و توتکابن رودبار استان گیلان انتخاب شدند. سپس با بهره گیری از نظرات کارشناسی، 21 معیار تاثیرگذار بر مکان یابی اقدامات سازه ای آبخیزداری در 8 دسته کلی مشخص و به صورت دودویی مقایسه شده و نقشه های نهایی با سه طبقه بدون پتانسیل، پتانسیل متوسط و پتانسیل بالا جهت احداث سازه تهیه شد. نتایج نشان داد که معیارهای دبی، بارش، ارتفاع رواناب و شیب، اهمیت بالایی در مکان یابی مناطق مناسب احداث سازه دارند. صحت عملکرد این روش با استفاده از منحنی مشخصه عملکرد (ROC) تعیین و سطح زیر منحنی (AUC) برای حوضه های آق اولر، ماسوله و توتکابن به ترتیب برابر 945/0، 958/0 و 788/0 بدست آمد. مقایسه مکان سازه ها با نتایج تحقیق نشان داد که به ترتیب 90 و 5/99 درصد سازه های سنگی–ملاتی و گابیونی در طبقه با پتاسیل متوسط و بالای نقشه های حاصل شده از این روش قرار گرفتند که موید دقت عملکرد این روش در تعیین مکان مناسب احداث سازه های آبخیزداری است. بنابراین توصیه می شود سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از این مدل به صورت سیستماتیک در طرح های مکان یابی سازه ها استفاده نماید.
۹.

پایش خشکسالی بر مبنای شاخص بارش- تبخیروتعرق استاندارد شده SPEI تحت تأثیر تغییر اقلیم و الگوریتم XGBoost(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
در سال های اخیر، به دنبال بروز پدیده ی گرمایش جهانی و تغییر در الگوهای اقلیمی و پارامترهای هواشناسی، فراوانی وقوع خشکسالی در بسیاری از مناطق جهان افزایش یافته است. در این مطالعه به پایش خشکسالی با استفاده از شاخص SPEI و بررسی خصوصیات این پدیده (شدت، بزرگی، مدت) در شرایط تغییر اقلیم در ایستگاه سینوپتیک قزوین در دوره تاریخی 2014-1986 و دوره های آینده 2050-2026، 2075-2051 و 2100-2076 تحت سناریوهای SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مقیاس های زمانی 3، 6، 9 و 12 ماهه پرداخته شده است. به منظور کاهش عدم قطعیت مدل های منفرد و افزایش قابلیت اعتماد برآوردها، از یک رویکرد ترکیب چندمدلی مبتنی بر یادگیری ماشین (Multi-Model Ensemble) با استفاده از الگوریتم XGBoost جهت ترکیب غیرخطی و بهینه خروجی سه مدل اقلیمی CMIP6شامل MIROC6،ACCESS-CM2 و CNRM-CM6-1 استفاده شد. ویژگی های خشکسالی بر اساس داده های مدل ترکیبی (Ensemble) حاصل از سه مدل اقلیمی محاسبه شدند. در سناریویSSP2-4.5، تغییرات خشکسالی نسبت به گذشته روندی افزایشی ملایم نشان داد. در دوره ی 2026–2050، میانگین شدت بین 03/2 تا 02/3 و بزرگی بین 91/0 تا 25/1 مشاهده شد. در سناریوی بدبینانه SSP5-8.5، روند افزایش شدت و بزرگی خشکسالی ها واضح تر بود. در نیمه ی اول قرن (2026–2050)، شدت بین 91/1 تا 70/3 و بزرگی بین 1/1تا 14/1 متغیر بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که هر دو شاخص شدت و بزرگی خشکسالی از گذشته به آینده روندی افزایشی دارند، اما افزایش شدت چشمگیرتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که در آینده، منطقه ی مورد مطالعه با افزایش فراوانی، شدت و پایداری خشکسالی ها مواجه خواهد شد و این امر ضرورت برنامه ریزی سازگاری، مدیریت منابع آب و توسعه ی راهبردهای کاهش اثرات خشکسالی را بیش از پیش آشکار می سازد.
۱۰.

تحلیل مکانی -زمانی و شناسایی منشاء آلودگی گردوغبار در استان کردستان با استفاده از شاخص های ماهواره ای و مدل HYSPLIT (2024- 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
گردوغبار از مهم ترین چالش های زیست محیطی استان کردستان است و تأثیر گسترده ای بر کیفیت هوا و سلامت دارد. این پژوهش با استفاده از داده های ماهواره ای MODIS و Sentinel-5P و شاخص های AOD، AAI، AOD-Sum و DECM در دوره ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ انجام شد. داده ها در GEE پردازش و مسیرهای انتقال گردوغبار با مدل HYSPLIT شبیه سازی گردید. از داده های سرعت باد مدل ECMWF برای بررسی نقش باد در پراکنش گردوغبار استفاده شد. میانگین AOD بین 25/0 تا 31/0 متغیر بوده و بیشینه آن در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ به ترتیب 31/0 و 29/0 ثبت شد. شاخص AAI از 01/0 در ۲۰۲۰ به 67/0 در ۲۰۲۲ افزایش و در ۲۰۲۴ به 41/0 کاهش یافت. شاخص AOD-Sum بیش از ۷۰ روز گردوغبار را در ۲۰۱۸ و 128 روز را در ۲۰۲۲ نشان داد. شاخص DECM نیز از کمتر از ۵۰ روز در ۲۰۱۸ به بیش از ۱۵۰ روز در ۲۰۲۲ رسید و در ۲۰۲۴ به ۶۵ روز کاهش یافت. تحلیل مدل HYSPLIT نشان داد که منشأ اصلی گردوغبار ورودی از بیابان های الانبار عراق، نفوذ عربستان و بیابان سوخنه سوریه است و ذرات گردوغبار در ارتفاع ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ متر شکل گرفته و با کاهش ارتفاع تا زیر ۵۰۰ متر وارد کردستان شدند. بیش از ۹۰ درصد مسیرها از مرز ایران و عراق عبور کرده و مرزهای کردستان و ایلام به عنوان مسیرهای اصلی ورود شناسایی شدند. بررسی سرعت باد نشان داد که باد در شرق استان 2/3 تا 4/3 متر بر ثانیه و در غرب کمتر از 1/1 متر بر ثانیه است و اوج گردوغبار سال ۲۰۲۲ با باد 4/3 متر بر ثانیه همزمان شد که نقش مستقیم باد قوی در تشدید گردوغبار را تأیید می کند. همچنین فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی و توپوگرافی شرق استان در تشدید گردوغبار مؤثر بوده اند و نشان می دهد که علاوه برمنابع خارجی، منابع محلی نیز نقش مهمی در گردوغبار دارند.
۱۱.

ارزیابی هیدروگراف سیل بعد فراکتال و مدل های WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS حوضه سد کلان ملایر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از روش های برآورد سیلاب در این حوضهها، استفاده ازروش مدل سازی هیدرولوژیکی است. هدف ازاین بررسی تحلیل دبی حداکثرسیلابی بعد فراکتال و مدل های WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS در برخی زیرحوضه سد کلان ملایر همدان بااستغاده ازداده های ژئومورلوژی است . بررسی نشان می دهد که در زیر حوضه Ac بین هیدروگراف های واحد NRCS و واحد بعد فراکتال تطابق قابل قبولی وجود دارد و خروجی مدل HEC-HMS نیز بیانگر این است که بین داده های مشاهداتی و خروجی مدل نیز در زیر حوضه Ac انطباق قابل قبولی وجود داردکه دربعد فراکتال وخروجی HEC-HMSبصورت یک هیدروگراف واحد NRCS مشاهده می شود . نتایج محاسبه دبی اوج با استفاده از روش هیدروگراف واحدژئومورفولوژی علیرغم وسعت کم و تغییرات کم پارامترهای ژئومورفولوژی حوضه نشان می دهد که مقادیر دبی اوج برآورد شده در روش GIUH با دبی های مشاهداتی و محاسباتی توسط مدل WinTR-55 اختلاف کمی دارند و به معنای آن است که پارامترهای ژئومورفولوژی نقش مهم و مؤثری در برآورد دبی اوج ایفا می کنند. بررسی ها نشان داد که هیدروگرافهای مدل WinTR-55 در دوره بازگشت های پایین تر از 5 سال سنجش قابل قبولی را نسبت به دادههای مشاهداتی انجام می دهد و هرچقدر دوره بازگشت ها بیشتر می شود از دقت مدل کاسته می شود بعلاوه مدل به مقادیر شماره منحنی CN حساسیت بیشتری نشان میدهدو بیانگر این است که مدل برای زیرحوضه ها نتایج قابل قبولی ارائه داده و برای حوضه های بزرگ تر مناسب نمی باشند . بنابراین پیشنهاد میشود که برای حوضه های کوچک ازمدل winTR-55 و بعد فراکتال با تراکم زهشکی بیشتر و دقیق تر استفاده شود
۱۲.

ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر دبی رودخانه با استفاده از مدل CMIP6، مطالعه موردی: ایستگاه هیدرومتری کشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش با هدف ارزیابی کمی و کیفی اثرات تغییرات اقلیم بر دبی رودخانه، ابتدا به مقایسه و انتخاب کارآمدترین مدل هوش مصنوعی هیبریدی(رگرسیون بردار پشتیبان -موجک، رگرسیون بردار پشتیبان –نهنگ و رگرسیون بردار پشتیبان –ازدحام ذرات) برای برآورد دقیق دبی بر اساس داده های تاریخی طی سالهای 2022-1992 می پردازد. در گام بعدی، از پیش بینی های اقلیمی مدل های گردش عمومی جو (GCMs) تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه ای برای پیش بینی روند آتی دبی رودخانه طی سالهای 2043-2023 -استفاده می گردد. همچنین جهت مقایسه عملکرد مدلهای هیبریدی مورد بررسی از شاخص های آماری ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. نتایج حاصل از اریابی مدلهای هیبریدی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک با بیشترین ضریب همبستگی 980/0 ، کمترین ریشه میانگین مربعات خطا 372/0 ، کمترین میانگین قدر مطلق خطا 174/0 و بیشترین ضریب نش ساتکلیف 985/0 عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلهای مورد بررسی از خود نشان داده است. همچنین نتایج حاصل از ارزیابی مدل LARS-WG نشان داد که مدل Can ESM5.0 دماهای حداکثر و حداقل را به خوبی پیش بینی می کند، اما در تخمین بارش با خطا همراه است، در حالی که مدل BCC-CSM2-MR بارش بیشتری را در فصول گرم تر تخمین می زند. پیش بینی ها برای دوره 2023 تا 2043 تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه ای SSP126 و SSP585 حاکی از افزایش دما، به ویژه در سناریوی انتشار بالای SSP585، و نوسانات نامشخص در میزان بارش است که این نوسانات بین مدل های مختلف نیز تفاوت قابل توجه
۱۳.

ارزیابی خطر زمین لغزش درحوضه ی آبریز اُنارچای مشکین شهر با استفاده از مدل ماباک (MABAC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
حوضه آبریز اُنارچای مشکین شهر با مساحت 36/122 کیلومتر مربع در استان اردبیل، جنوب شرقی شهرستان مشکین شهر در موقعیت جغرافیایی بین ʺ 01 ´50 °47 تا ʺ 16 ´55 °47 طول شرقی و ʺ38 ´14 °38 تا ʺ 06 ´34 °38 عرض شمالی واقع شده است . این حوضه به دلیل ویژگی های خاص زمین شناسی، اقلیمی، ژئومورفولوژیکی پیوسته تحت تأثیر زمین لغزش بوده است. لذا، تحقیق حاضر با هدف پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه انجام شده است. روش مورد استفاده بر اساس مدل تصمیم گیری چند معیاره ماباک (MABAC) و در محیط های نرم افزاری EXCEL و GIS صورت گرفت. در راستای پهنه بندی زمین لغزش اُنارچای از 12 متغیر مهم موثر بر وقوع زمین لغزش: زمین شناسی ، خاک شناسی ، لیتولوژی، فاصله از گسل ، پوشش گیاهی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی ، بارش، فاصله ازآبراهه ، کاربری اراضی، فاصله از جاده استفاده گردید. وزن دهی به معیارهای مورد بررسی در ماباک با استفاده از روش کریتیک (CRITIC) انجام شد. در نهایت، لایه های موضوعی مؤثر بر رویداد زمین-لغزش با توجه به وزن و ضرایب آن ها در محیط نرم افزار GIS با استفاده از روش ترکیب وزنی با یکدیگر ترکیب و نقشه نهایی پهنه بندی خطر زمین لغزش بدست آمد. با توجه به خروجی حاصل از بکارگیری روش ماباک، عوامل شیب،کاربری اراضی، لیتولوژی و زمین شناسی با کسب امتیاز بیشتری در رتبه های اول تا چهارم قرار گرفتند. بدین ترتیب از مجموع 36/122 کیلومتر مربعی مساحت حوضه، 72/22 کیلومتر مربع (50/18درصد ) ، 64/30کیلومتر مربع ( 25 درصد)، 10/29کیلومتر مربع (80/23درصد)، 26/20کیلومتر مربع (60/16درصد) و 64/19 کیلومتر مربع (10/16درصد) به ترتیب در کلاس های با خطر زمین لغزش خیلی زیاد، زیاد ، متوسط ، کم و خیلی کم قرار گرفتند.
۱۴.

ارزیابی تغییرات فرونشست زمین در آبخوان دشت ارومیه با استفاده از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات فرونشست زمین و بررسی ارتباط آن با افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان دشت ارومیه، با بهره گیری از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR) و داده های ماهواره سنتینل-۱ طی دوره زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، در محیط نرم افزار SNAP انجام شد. نتایج نشان داد بیشترین نرخ فرونشست در بخش های جنوبی محدوده مطالعاتی به میزان حدود ۹ سانتیمتر در سال رخ داده است. در مقابل، در بخش های شمالی، پدیده بالاآمدگی سطح زمین (فرازنشست) مشاهده گردید. همزمان، داده های هیدروژئولوژیکی ۲۳ چاه پیزومتری طی دوره ۱۳۸۱–۱۴۰۱ نشان دهنده افت شدید سطح آب زیرزمینی (بیش از ۱۳ متر) در طی دو دهه گذشته است. نکته برجسته تحقیق، وجود رابطه غیرخطی بین میزان افت آب و شدت فرونشست است. بر خلاف انتظار، بیشترین وسعت فرونشست در طبقات بالا در محدوده افت متوسط آب (۱.۵- تا ۳.۵- متر) و در طبقات بسیار بالا در محدوده افت کم آب (۰ تا ۱.۵- متر) رخ داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که شدت فرونشست زمین لزوماً با میزان برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی ارتباط مستقیم ندارد. برخلاف انتظار، مناطق مرکزی و جنوبی با افت آب متوسط، بیشترین فرونشست را تجربه کرده اند، درحالی که مناطق شمالی با افت آب شدید، فرونشست ناچیزی داشته اند. این الگوی ناهمگون می تواند نشان دهنده این باشد که ویژگی های زمین شناسی محلی احتمالاً نقش تعیین کننده تری در توزیع مکانی فرونشست دارند.
۱۵.

ارزیابی دقت مدل های شبیه ساز اقلیمی CMIP6 در برآورد و پیش بینی بارش در ایستگاههای پر بارش استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
پیش بینی تغییرات بارش در مناطق پربارش ایران، نظیر استان گیلان، برای مدیریت منابع آبی و کاهش مخاطرات طبیعی نظیر سیل بسیار حائز اهمیت است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی عملکرد هفت مدل مختلف CMIP6 در پیش بینی تغییرات بارش در سه ایستگاه آستارا، بندر انزلی و رشت طی دوره زمانی 1987 تا 2014 (دوره پایه) و پیش بینی آن از سال 2024 تا سال 2050 است. در این پژوهش از روش اصلاح بایاس خطی برای بهبود دقت پیش بینی ها و از سه سناریویSSP1-2.6 ، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 برای شبیه سازی تغییرات اقلیمی استفاده شده است. شاخص های آماری نظیر RMSE، PBIAS و R² برای ارزیابی دقت مدل ها به کار گرفته شده اند. علاوه بر این، تحلیل پایداری مدل به روش Sobol و شاخص حساسیت Monte Carlo برای بررسی پایداری و حساسیت مدل ها به تغییرات پارامتریک مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از اصلاح بایاس خطی نشان داد که مدل ACCESS-ESM1-5 با ضریب تعیین (R²) بالای 99/0، میانگین خطای مطلق (MAE) کمتر از 2 میلی متر و درصد اریبی (PBIAS) نزدیک به صفر، بهترین عملکرد را در هر سه ایستگاه آستارا، بندر انزلی و رشت دارد. این مدل توانست تغییرات ماهانه و فصلی بارش را با دقت بالاتری نسبت به سایر مدل ها شبیه سازی کند. پیش بینی بارش نشان داد که بر اساس سناریوی SSP5-8.5، از سال 2024 تا سال 2050، بارش در ماه های دسامبر و ژانویه در بندر انزلی و رشت به ترتیب به میزان 22% و 25% افزایش و در ماه های ژوئیه و اوت در هر سه ایستگاه مورد مطالعه بین 12% تا 20% کاهش خواهد یافت. در مجموع، استفاده از روش اصلاح بایاس خطی همراه با مدل ACCESS-ESM1-5 می تواند دقت پیش بینی تغییرات اقلیمی را در ایستگاه های پربارش مورد مطالعه و ایستگاه های مشابه آنها بهبود بخشد.
۱۶.

بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۰
استقرار جوامع انسانی در سطح زمین همواره در راستای دستیابی به حداکثر منابع طبیعی همچون منابع آبی، پوشش گیاهی مناسب و دسترسی به زمینهای قابل کشت صورت گرفته است. بی شک این تلاش بر پایه اصولی است که امروزه به عنوان علم مکان یابی تعبیر می شود. هدف اصلی از این پژوهش بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA بوده و برای رسیدن به این هدف از متغیرهای توپوگرافی (شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی)، هیدرولوژی (فاصله از رودخانه، فاصله از قنات، فاصله از چشمه)، لیتولوژی، خاک و کاربری اراضی استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه و شیب به ترتیب بیشترین و فاصله از قنات کمترین نقش را در توزیع الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه دارد. همچنین نتایج صحت سنجی نشان داد که در نتایج مدل SWARA به ترتیب 51، 19 و 7 مورد از تپه های باستانی شهرستان مراغه در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها قرار گرفته اند ولی در مدل مکبث به ترتیب 35، 20 و 22 از تپه های باستانی در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها مشاهده می شود. بنابراین می توان گفت که کارایی مدل SWARA در این منطقه بهتر از مدل MACBETH می باشد.
۱۷.

ارزیابی دقت مدلهای فرا ابتکاری در شبیه سازی دبی رودخانه کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۸
اندازه گیری دبی رودخانه همواره یکی از چالش های اساسی در مدیریت رودخانه است. استفاده از ابزارهای دقیق برای محاسبه آن ضروری است. روش های عددی، تحلیلی، هوش مصنوعی و تجربی، رایج ترین روش ها برای اندازه گیری جریان روزانه رودخانه هستند. در این تحقیق، یک مدل هوشمند ترکیبی مبتنی بر رویکرد مدل رگرسیون بردار پشتیبان برای شبیه سازی دبی رودخانه توسعه داده شده است. بدین منظور در این پژوهش از سه الگوریتم بهینه سازی شامل موجک، تفنگدار خلاق و عنکبوت بیوه سیاه برای شبیه سازی دبی رودخانه استفاده شد. جهت مدلسازی از آمار و اطلاعات ایستگاه های هیدرومتری حوضه آبریز کرخه شامل چم انجیر، کشکان، پل زال و جلوگیر بعنوان مطالعه موردی طی4 سناریو ترکیبی از پارامترهای ورودی در سالهای 1372 تا 1402 استفاده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار پراکنش و خطای نسبی و تیلور استفاده شد. نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. همچنین نتایج حاصل از معیار ارزیابی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک دارای ضریب همبستگی 974-941/0 ، ریشه میانگین مرعات خطا (m3/s) 054-022/0 ، میانگین قدر مطلق خطا (m3/s) 011-025/0 و ضریب نش ساتکلیف 986-962/0 در مرحله صحت سنجی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی موثر در پایداری مهندسی رودخانه باشد.
۱۸.

تحلیل کمّی توان ژئوتوریستی شیروان درّه سی (واقع در شهرستان مشکین شهر استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۴
ژئوتوریسم به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. استفاده صحیح و بهینه از این جاذبه ها درمناطق مختلف، مستلزم شناخت از جنبه های مختلف می باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و تحلیل پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های منطقه شیروان درّه سی است. این منطقه با پتانسیل های طبیعی عظیم، در شهرستان مشکین شهر، دارای ژئوسایت های طبیعی و بکر مختلفی می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی-پیمایشی بوده و شیوه گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی است که با استفاده از پرسش نامه از دو جامعه آماری کارشناسان و گردشگران، اطّلاعات لازم گردآوری شده است. همچنین جهت تحلیل داده ها از مدل دینامیکی هادزیک و آزمون های آماری با استفاده از SPSS.26 و PLS4 Smartاستفاده شده است. براساس نتایج بررسی ارزش علمی، مازاد و آسیب پذیری از نظر کارشناسان و گردشگران، مناطق ژئوتوریستی رودخانه شیروان چای، دریاچه آت گولی، دریاچه جیران گولی و آبشارها، به ترتیب؛ با مقادیر 45/32، 79/27، 63/27 و 85/22، دارای توان ژئوتوریسی متوسط هستند. همچنین براساس نتایج حاصله، توان ژئوتوریسی ژئوسایت های صخره ای و آبگرم شابیل، به ترتیب؛ برابر با 95/47 و 10/41 می باشد که این موضوع، توان خوب ژئوتوریسمی این دو سایت را نشان می دهد. با توجه به بررسی مدل معادلات ساختاری و بانظر به نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرها، مقادیر پایایی سازه و روایی افتراقی، تمامی متغیرها و مولفه های مورد بررسی، تأیید شد. می توان اذعان داشت که علی رغم توان بالقوه و بالفعل کل منطقه مورد مطالعه جهت مقاصد ژئوتوریسم، تنها ژئومورفوسایت آبگرم شابیل، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است و از توان و ظرفیت های سایر ژئومورفوسایت ها، به دلیل دوری از مراکز انسانی، نداشتن مسیر دسترسی مناسب، نبود امکانات اقامتی و نیز عدم معرفی کافی، استفاده حداکثری نشده است. لذا به نظر می رسد که رویکرد توجه به توسعه استراتژی ژئوتوریسم در این مناطق، می تواند بازخوردهای مثبت و رشد اقتصاد محلی را در پی داشته باشند.
۱۹.

واکاوی پویایی پوشش گیاهی حوضه های آبریز کشور ایران در ارتباط با شرایط خشکسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از دو پایگاه داده متفاوت با یک دوره زمانی مشترک 23 ساله (2000-2022) استفاده شد: اول، محصولات ترکیبی 16 روزه MODIS NDVI (MOD13A3) ماهواره Terra و دوم، پایگاه داده ای شاخص بارش-تبخیر و تعرق استاندارد شده ( SPEI ) در مقیاس زمانی 12 ماهه. ابتدا جهت دستیابی به نوع خشکسالی، شاخص SPEI در 7 آستانه طبقه بندی شد. سپس طبق آستانه ها، نقشه هر 6 حوضه آبریز اصلی ایران استخراج شد و برای طبقه بندی نوع پوشش گیاهی 10 آستانه جهت شاخص   NDVI استخراج گردید و نقشه های مربوطه حوضه های آبریز در قالب یک نقشه برای هر سال در 5 نوع پوشش گیاهی دسته بندی شد. سپس برای بررسی ارتباط بین دو شاخص SPEI و NDVI ، در ابتدا تفیک مکانی دو پایگاه داده به کمک روش نزدیکترین همسایه یکسان سازی شد. آنوقت به کمک آزمون همبستگی پیرسون ارتباط بین دو شاخص در میانگین داده های شبکه بندی شده به صورت پیکسلی مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت برآورد نرخ تغییرات از تخمینگر شیب سن بهره گرفته شد. نتایج نشان داد شیب روند منفی شاخص SPEI ، ۲۶۴ ماهه، در گستره ی اکثر حوضه های آبریز افزایشی است به طوری که روند منفی این شاخص بر روی مناطق جنوب غرب (حوضه خلیج فارس و دریای عمان) و بر روی مناطق شمالی کشور (شمال حوضه مرکزی و مرکز حوضه دریای خزر) شدیدتر است و به لحاظ آماری در سطح اطمینان 90 درصد معنادار است. نرخ کاهش شاخص آن به میزان 9/0- به ازای هر دهه رسید. برای شاخص NDVI  هم روند مثبت (در مناطق جنوبی و جنوب غرب) و هم روند منفی (مناطق شمالی) در گستره ی ایران حاکم است. برای حوضه های با روند معنادار، شیب روند تغییرات (01/0 به ازای هر دهه) است.
۲۰.

مقایسه تطبیقی عملکرد الگوریتم های CODAS , MABAC در پهنه بندی خطر فرونشست زمین با بهره گیری از شاخص های زیست محیطی (مطالعه موردی: محدوده حریم شهرهای استان البرز )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۵۷
یکی از مخاطراتی که طی سال های اخیر در بسیار از مناطق رخ داده، مخاطرات ناشی از فرونشست است . محدوده شهری و مرکزی استان البرز نیز، در طی سال های اخیر با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی مواجه بوده که این عامل سبب گردیده تا این منطقه در معرض وقوع مخاطره فرونشست قرار گیرد. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل مهمترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست محدوده مرکزی و شهری استان البرز و مشخص کردن سطوح مستعد که احتمالا در آینده درگیر فرونشست خواهند شد، با بهره گیری از الگوریتم های چند معیارهMABAC و CODAS است. ضمنا در بحث پهنه بندی به نقش عوامل محیطی (آب های زیرزمینی، کاربری اراضی، افت آب، سطح آب، عمق آب ...) توجه ویژه ای صورت پذیرفته است. با توجه به نتایج حاصل از پهنه بندی خطر فرونشست؛ معیار های عمق آب ، کاربری اراضی و شیب و زمین شناسی با ضریب وزنی 151/0، 147/0، 43/0 و 136/0 مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست محدوده مورد مطالعه می باشند.با توجه به نقشه پهنه بندی فرونشست با تکنیک MABAC به ترتیب 18/284 و 14/223کیلومتر مربع و تکنیک CODAS 09/236 و 34/512 کیلومترمربع در طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارد. نتایج اعتبار سنجی نشان داده که الگوریتمMABAC ، با سطح زیر منحنی 891/0، در برآورد حساسیت فرونشست محدوده مورد مطالعه نسبت به الگوریتم CODAS با سطح زیر منحنی 714/0، از صحت بیشتر و در نتیجه قابلیت بالاتری برخوردار است. در نهایت می توان گفت مهمترین عامل اصلی دخیل در افزایش مقدار و پتانسیل فرونشت در محدوده شهری استان البرز، بهره ی بی رویه از آب های زیرزمینی و افت سطح آب است.نتایج مطالعه مدیران سازمانی و برنامه ریزان منابع اراضی و خاک ، در زمینه حفاظت و مدیریت منابع آبی و مخاطرات طبیعی و جلوگیری از تخریب سرزمین کمک شایانی نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان