ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۸۹۴ مورد.
۱.

بررسی تاثیر روند تغییرات کاربری اراضی / پوشش زمین بر وضعیت منابع آب زیرزمینی با استفاده از تصاویر ماهواره ای، GIS و +GS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
هدف اصلی این تحقیق پایش سطح آب های زیرزمینی با استفاده از علم سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای و رابطه آن با کاربری اراضی می باشد. به همین منظور ابتدا تصاویر مربوطه اخذ و پیش پردازش های لازم بر روی هر کدام اعمال شد. سپس نسبت به مدل سازی و طبقه بندی تصاویر اقدام شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی، نقشه طبقه بندی شده کاربری اراضی برای هر دو سال 2002 و 2023 با استفاده از روش طبقه بندی شی گرا استخراج شد و سپس به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی نقشه تغییرات کاربری اراضی برای بازه زمانی 20 ساله استخراج شد. بعد از استخراج نقشه تغییرات کاربری اراضی به منظور انتخاب بهترین مدل درون یابی از بین مدل های مختلف، RBF، IDW و Kriging تمامی مدل ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. در میان کاربری های تغییریافته، کاربری مسکونی یا همان منطقه شهری و روستایی افزایش داشته است. تقریباً در اکثر کاربری ها مناطق مسکونی رقم چشم گیری در حد خود بوده است که این نشان دهنده توسعه شهری و همچنین دخالت و تخریب انسان به منابع طبیعی را نشان می دهد. نتایج بررسی آب های زیرزمینی نشان داد بیش ترین میانگین تراز آب در سال 2003 برای کاربری منطقه آبی با 12/53 متر و منطقه مسکونی با 17/48 متر ثبت شده است و کم ترین میانگین تراز آب نیز برای محدوده زمین کشاورزی48/45 متر ثبت شده است. ودر سال 2023، بیش ترین میانگین تراز آب متعلق به کاربری منطقه آبی با 89/36 مترو باغات با مقدار 78/32 می باشد و کم ترین میانگین تراز آب ثبت شده مربوط به کاربری منطقه مسکونی با 16/24 متر می باشد.
۲.

مدل سازی حساسیت خطر وقوع سیل با استفاده از تحلیل های مکانی چندمعیاره، مطالعه موردی:بخشی از حوضه رودخانه قطور در شهرستان خوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
سیل یکی از بحران های طبیعی است که سالانه منجر به خسارات اقتصادی و مرگ بسیاری از مردم میگردد؛ در میان بلایای طبیعی، سیل مرگبارترین بحران می باشد گستردگی کشور ایران به همراه تنوع آب و هوایی و تغییرات مکانی زمانی بارندگی ها در حوضه های آبریز آن، هر ساله موجب وقوع سیل های عظیم در این کشور میگردد در سالهای اخیر،تغییرات در ویژگی های محیطی ،افزایش بارندگی ناشی از تأثیر تغییرات آب و هوایی، و تغییرات کاربری ها علت اصلی خطرات سیل بوده است. هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی حساسیت خطر سیلابی حوضه شهرستان خوی می باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از تصاویر لندست و تکنیک طبقه بندی شی گرا استخراج شد و به کلاس های (اراضی کشاورزی و باغی، اراضی شوره زار، اراضی مسکونی، اراضی مراتع و بایر و برون زدهای سنگی طبقه بندی شدند. در مرحله بعد، با شناسایی عوامل موثر در ایجاد سیل منطقه و تهیه لایه های اطلاعاتی هر معیار در GIS، استاتداردسازی لایه ها با استفاده از تابع عضویت فازی، روش رتبه دهی و وزن دهی معیارها با استفاده از روش کرتیک و روش ANP با استفاده از نرم افزار سوپردسیژن و مدل سازی نهایی با استفاده از روش تحلیل چندمعیاره ANP انجام شد. سپس تحلیل حساسیت معیارها با استفاده از داده های آموزشی انجام شد. سپس با اعمال مراحل مختلف مدل بر روی نقشه ها، نقشه پهنه بندی حساسیت سیل حوضه منطقه در 5 طبقه با خطر بسیار زیاد تا خطر بسیار کم، استخراج گردید. روش فرایند تحلیل ANP بیشترین وزن را به 3 معیار(میزان بارش، خواص خاک و کاربری اراضی)وکمترین وزن را به معیار (جهت شیب) تخصیص داده است.
۳.

پیش بینی هوشمند جریان رودخانه با ترکیب الگوریتم های فراکاوشی شیطان تاسمانی و شاهین دم قرمز در حوضه ی دهگلان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
پیش بینی دقیق جریان رودخانه نقش مهمی در مدیریت منابع آب، به ویژه برای کاهش مخاطرات ناشی از سیل، هشدار خشکسالی و بهره برداری از مخازن سدها ایفا می کند. در این پژوهش از آمار 20 ساله ( از سال 1380 لغایت 1400) بارش، دبی رودخانه و دمای میانگین در مقیاس روزانه در حوضه آبریز دهگلان استان کردستان استفاده گردید. برای انتخاب ترکیب بهینه و سناریوهای مدل از مقادیر بارش (Pt)، دمای میانگین (Tt) و دبی از یک تا سه روز تاخیر (Qt-1 تا Qt-3) با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. جهت انجام مدل سازی و پیش بینی جریان رودخانه نیز از مدل های هیبریدی شبکه عصبی مصنوعی-شیطان تاسمانی (ANN-TDO)، ماشین بردار پشتیبان رگرسیونی- شاهین دم قرمز (SVR-RTH) و مدل یادگیری عمیق حافظه طولانی کوتاه مدت - شکارچیان دریایی (LSTM-MPA) استفاده گردد. سپس نتایج مدل سازی بر اساس معیارهای ارزیابی (R2-MAE-RMSE-KGE) مورد سنجش قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که مدل های هیبردی تا حد بسیار خوبی دقت مدل های منفرد را بهبود بخشیدند. همچنین نتایج نشان داد که عملکرد مدل ها بسیاز نزدیک است اما مدل ANN-TDO نسب به سایر مدل ها عملکرد بهتری داشته است. همچنین این مدل در فاز آموزش توانست در سناریوهای یک تا پنج (M1 تا M5) به ترتیب 10.66، 40.25، 39.19، 79.45 و 82.44 درصد عملکرد مدل منفرد ANN را بهبود بخشد.
۴.

شناسایی مناسب ترین مکان های احداث سازه های آبخیزداری در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
مکان یابی احداث سازه های آبخیزداری به صورت سنتی و بر مبنای بازدیدهای صحرایی، مستلزم صرف هزینه و زمان زیاد است. در این پژوهش، جهت شناسایی مکان های مناسب اجرای اقدامات سازه ای آبخیزداری، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. جهت انجام تحقیق سه حوضه آبریز آق اولر تالش، ماسوله فومن و توتکابن رودبار استان گیلان انتخاب شدند. سپس با بهره گیری از نظرات کارشناسی، 21 معیار تاثیرگذار بر مکان یابی اقدامات سازه ای آبخیزداری در 8 دسته کلی مشخص و به صورت دودویی مقایسه شده و نقشه های نهایی با سه طبقه بدون پتانسیل، پتانسیل متوسط و پتانسیل بالا جهت احداث سازه تهیه شد. نتایج نشان داد که معیارهای دبی، بارش، ارتفاع رواناب و شیب، اهمیت بالایی در مکان یابی مناطق مناسب احداث سازه دارند. صحت عملکرد این روش با استفاده از منحنی مشخصه عملکرد (ROC) تعیین و سطح زیر منحنی (AUC) برای حوضه های آق اولر، ماسوله و توتکابن به ترتیب برابر 945/0، 958/0 و 788/0 بدست آمد. مقایسه مکان سازه ها با نتایج تحقیق نشان داد که به ترتیب 90 و 5/99 درصد سازه های سنگی–ملاتی و گابیونی در طبقه با پتاسیل متوسط و بالای نقشه های حاصل شده از این روش قرار گرفتند که موید دقت عملکرد این روش در تعیین مکان مناسب احداث سازه های آبخیزداری است. بنابراین توصیه می شود سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور از این مدل به صورت سیستماتیک در طرح های مکان یابی سازه ها استفاده نماید.
۵.

ارزیابی هیدروگراف سیل بعد فراکتال و مدل های WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS حوضه سد کلان ملایر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
یکی از روش های برآورد سیلاب در این حوضهها، استفاده ازروش مدل سازی هیدرولوژیکی است. هدف ازاین بررسی تحلیل دبی حداکثرسیلابی بعد فراکتال و مدل های WinTR-55 ، NRCS، HEC-HMS در برخی زیرحوضه سد کلان ملایر همدان بااستغاده ازداده های ژئومورلوژی است . بررسی نشان می دهد که در زیر حوضه Ac بین هیدروگراف های واحد NRCS و واحد بعد فراکتال تطابق قابل قبولی وجود دارد و خروجی مدل HEC-HMS نیز بیانگر این است که بین داده های مشاهداتی و خروجی مدل نیز در زیر حوضه Ac انطباق قابل قبولی وجود داردکه دربعد فراکتال وخروجی HEC-HMSبصورت یک هیدروگراف واحد NRCS مشاهده می شود . نتایج محاسبه دبی اوج با استفاده از روش هیدروگراف واحدژئومورفولوژی علیرغم وسعت کم و تغییرات کم پارامترهای ژئومورفولوژی حوضه نشان می دهد که مقادیر دبی اوج برآورد شده در روش GIUH با دبی های مشاهداتی و محاسباتی توسط مدل WinTR-55 اختلاف کمی دارند و به معنای آن است که پارامترهای ژئومورفولوژی نقش مهم و مؤثری در برآورد دبی اوج ایفا می کنند. بررسی ها نشان داد که هیدروگرافهای مدل WinTR-55 در دوره بازگشت های پایین تر از 5 سال سنجش قابل قبولی را نسبت به دادههای مشاهداتی انجام می دهد و هرچقدر دوره بازگشت ها بیشتر می شود از دقت مدل کاسته می شود بعلاوه مدل به مقادیر شماره منحنی CN حساسیت بیشتری نشان میدهدو بیانگر این است که مدل برای زیرحوضه ها نتایج قابل قبولی ارائه داده و برای حوضه های بزرگ تر مناسب نمی باشند . بنابراین پیشنهاد میشود که برای حوضه های کوچک ازمدل winTR-55 و بعد فراکتال با تراکم زهشکی بیشتر و دقیق تر استفاده شود
۶.

ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر دبی رودخانه با استفاده از مدل CMIP6، مطالعه موردی: ایستگاه هیدرومتری کشکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش با هدف ارزیابی کمی و کیفی اثرات تغییرات اقلیم بر دبی رودخانه، ابتدا به مقایسه و انتخاب کارآمدترین مدل هوش مصنوعی هیبریدی(رگرسیون بردار پشتیبان -موجک، رگرسیون بردار پشتیبان –نهنگ و رگرسیون بردار پشتیبان –ازدحام ذرات) برای برآورد دقیق دبی بر اساس داده های تاریخی طی سالهای 2022-1992 می پردازد. در گام بعدی، از پیش بینی های اقلیمی مدل های گردش عمومی جو (GCMs) تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه ای برای پیش بینی روند آتی دبی رودخانه طی سالهای 2043-2023 -استفاده می گردد. همچنین جهت مقایسه عملکرد مدلهای هیبریدی مورد بررسی از شاخص های آماری ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. نتایج حاصل از اریابی مدلهای هیبریدی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک با بیشترین ضریب همبستگی 980/0 ، کمترین ریشه میانگین مربعات خطا 372/0 ، کمترین میانگین قدر مطلق خطا 174/0 و بیشترین ضریب نش ساتکلیف 985/0 عملکرد بهتری نسبت به سایر مدلهای مورد بررسی از خود نشان داده است. همچنین نتایج حاصل از ارزیابی مدل LARS-WG نشان داد که مدل Can ESM5.0 دماهای حداکثر و حداقل را به خوبی پیش بینی می کند، اما در تخمین بارش با خطا همراه است، در حالی که مدل BCC-CSM2-MR بارش بیشتری را در فصول گرم تر تخمین می زند. پیش بینی ها برای دوره 2023 تا 2043 تحت سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانه ای SSP126 و SSP585 حاکی از افزایش دما، به ویژه در سناریوی انتشار بالای SSP585، و نوسانات نامشخص در میزان بارش است که این نوسانات بین مدل های مختلف نیز تفاوت قابل توجه
۷.

ارزیابی خطر زمین لغزش درحوضه ی آبریز اُنارچای مشکین شهر با استفاده از مدل ماباک (MABAC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
حوضه آبریز اُنارچای مشکین شهر با مساحت 36/122 کیلومتر مربع در استان اردبیل، جنوب شرقی شهرستان مشکین شهر در موقعیت جغرافیایی بین ʺ 01 ´50 °47 تا ʺ 16 ´55 °47 طول شرقی و ʺ38 ´14 °38 تا ʺ 06 ´34 °38 عرض شمالی واقع شده است . این حوضه به دلیل ویژگی های خاص زمین شناسی، اقلیمی، ژئومورفولوژیکی پیوسته تحت تأثیر زمین لغزش بوده است. لذا، تحقیق حاضر با هدف پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه انجام شده است. روش مورد استفاده بر اساس مدل تصمیم گیری چند معیاره ماباک (MABAC) و در محیط های نرم افزاری EXCEL و GIS صورت گرفت. در راستای پهنه بندی زمین لغزش اُنارچای از 12 متغیر مهم موثر بر وقوع زمین لغزش: زمین شناسی ، خاک شناسی ، لیتولوژی، فاصله از گسل ، پوشش گیاهی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی ، بارش، فاصله ازآبراهه ، کاربری اراضی، فاصله از جاده استفاده گردید. وزن دهی به معیارهای مورد بررسی در ماباک با استفاده از روش کریتیک (CRITIC) انجام شد. در نهایت، لایه های موضوعی مؤثر بر رویداد زمین-لغزش با توجه به وزن و ضرایب آن ها در محیط نرم افزار GIS با استفاده از روش ترکیب وزنی با یکدیگر ترکیب و نقشه نهایی پهنه بندی خطر زمین لغزش بدست آمد. با توجه به خروجی حاصل از بکارگیری روش ماباک، عوامل شیب،کاربری اراضی، لیتولوژی و زمین شناسی با کسب امتیاز بیشتری در رتبه های اول تا چهارم قرار گرفتند. بدین ترتیب از مجموع 36/122 کیلومتر مربعی مساحت حوضه، 72/22 کیلومتر مربع (50/18درصد ) ، 64/30کیلومتر مربع ( 25 درصد)، 10/29کیلومتر مربع (80/23درصد)، 26/20کیلومتر مربع (60/16درصد) و 64/19 کیلومتر مربع (10/16درصد) به ترتیب در کلاس های با خطر زمین لغزش خیلی زیاد، زیاد ، متوسط ، کم و خیلی کم قرار گرفتند.
۸.

ارزیابی تغییرات فرونشست زمین در آبخوان دشت ارومیه با استفاده از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
این پژوهش با هدف تحلیل تغییرات فرونشست زمین و بررسی ارتباط آن با افت سطح آب زیرزمینی در آبخوان دشت ارومیه، با بهره گیری از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی (DInSAR) و داده های ماهواره سنتینل-۱ طی دوره زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، در محیط نرم افزار SNAP انجام شد. نتایج نشان داد بیشترین نرخ فرونشست در بخش های جنوبی محدوده مطالعاتی به میزان حدود ۹ سانتیمتر در سال رخ داده است. در مقابل، در بخش های شمالی، پدیده بالاآمدگی سطح زمین (فرازنشست) مشاهده گردید. همزمان، داده های هیدروژئولوژیکی ۲۳ چاه پیزومتری طی دوره ۱۳۸۱–۱۴۰۱ نشان دهنده افت شدید سطح آب زیرزمینی (بیش از ۱۳ متر) در طی دو دهه گذشته است. نکته برجسته تحقیق، وجود رابطه غیرخطی بین میزان افت آب و شدت فرونشست است. بر خلاف انتظار، بیشترین وسعت فرونشست در طبقات بالا در محدوده افت متوسط آب (۱.۵- تا ۳.۵- متر) و در طبقات بسیار بالا در محدوده افت کم آب (۰ تا ۱.۵- متر) رخ داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که شدت فرونشست زمین لزوماً با میزان برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی ارتباط مستقیم ندارد. برخلاف انتظار، مناطق مرکزی و جنوبی با افت آب متوسط، بیشترین فرونشست را تجربه کرده اند، درحالی که مناطق شمالی با افت آب شدید، فرونشست ناچیزی داشته اند. این الگوی ناهمگون می تواند نشان دهنده این باشد که ویژگی های زمین شناسی محلی احتمالاً نقش تعیین کننده تری در توزیع مکانی فرونشست دارند.
۹.

بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۹
استقرار جوامع انسانی در سطح زمین همواره در راستای دستیابی به حداکثر منابع طبیعی همچون منابع آبی، پوشش گیاهی مناسب و دسترسی به زمینهای قابل کشت صورت گرفته است. بی شک این تلاش بر پایه اصولی است که امروزه به عنوان علم مکان یابی تعبیر می شود. هدف اصلی از این پژوهش بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA بوده و برای رسیدن به این هدف از متغیرهای توپوگرافی (شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی)، هیدرولوژی (فاصله از رودخانه، فاصله از قنات، فاصله از چشمه)، لیتولوژی، خاک و کاربری اراضی استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه و شیب به ترتیب بیشترین و فاصله از قنات کمترین نقش را در توزیع الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه دارد. همچنین نتایج صحت سنجی نشان داد که در نتایج مدل SWARA به ترتیب 51، 19 و 7 مورد از تپه های باستانی شهرستان مراغه در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها قرار گرفته اند ولی در مدل مکبث به ترتیب 35، 20 و 22 از تپه های باستانی در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها مشاهده می شود. بنابراین می توان گفت که کارایی مدل SWARA در این منطقه بهتر از مدل MACBETH می باشد.
۱۰.

ارزیابی دقت مدلهای فرا ابتکاری در شبیه سازی دبی رودخانه کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
اندازه گیری دبی رودخانه همواره یکی از چالش های اساسی در مدیریت رودخانه است. استفاده از ابزارهای دقیق برای محاسبه آن ضروری است. روش های عددی، تحلیلی، هوش مصنوعی و تجربی، رایج ترین روش ها برای اندازه گیری جریان روزانه رودخانه هستند. در این تحقیق، یک مدل هوشمند ترکیبی مبتنی بر رویکرد مدل رگرسیون بردار پشتیبان برای شبیه سازی دبی رودخانه توسعه داده شده است. بدین منظور در این پژوهش از سه الگوریتم بهینه سازی شامل موجک، تفنگدار خلاق و عنکبوت بیوه سیاه برای شبیه سازی دبی رودخانه استفاده شد. جهت مدلسازی از آمار و اطلاعات ایستگاه های هیدرومتری حوضه آبریز کرخه شامل چم انجیر، کشکان، پل زال و جلوگیر بعنوان مطالعه موردی طی4 سناریو ترکیبی از پارامترهای ورودی در سالهای 1372 تا 1402 استفاده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار پراکنش و خطای نسبی و تیلور استفاده شد. نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. همچنین نتایج حاصل از معیار ارزیابی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک دارای ضریب همبستگی 974-941/0 ، ریشه میانگین مرعات خطا (m3/s) 054-022/0 ، میانگین قدر مطلق خطا (m3/s) 011-025/0 و ضریب نش ساتکلیف 986-962/0 در مرحله صحت سنجی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی موثر در پایداری مهندسی رودخانه باشد.
۱۱.

تحلیل کمّی توان ژئوتوریستی شیروان درّه سی (واقع در شهرستان مشکین شهر استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۳
ژئوتوریسم به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. استفاده صحیح و بهینه از این جاذبه ها درمناطق مختلف، مستلزم شناخت از جنبه های مختلف می باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و تحلیل پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های منطقه شیروان درّه سی است. این منطقه با پتانسیل های طبیعی عظیم، در شهرستان مشکین شهر، دارای ژئوسایت های طبیعی و بکر مختلفی می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی-پیمایشی بوده و شیوه گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی است که با استفاده از پرسش نامه از دو جامعه آماری کارشناسان و گردشگران، اطّلاعات لازم گردآوری شده است. همچنین جهت تحلیل داده ها از مدل دینامیکی هادزیک و آزمون های آماری با استفاده از SPSS.26 و PLS4 Smartاستفاده شده است. براساس نتایج بررسی ارزش علمی، مازاد و آسیب پذیری از نظر کارشناسان و گردشگران، مناطق ژئوتوریستی رودخانه شیروان چای، دریاچه آت گولی، دریاچه جیران گولی و آبشارها، به ترتیب؛ با مقادیر 45/32، 79/27، 63/27 و 85/22، دارای توان ژئوتوریسی متوسط هستند. همچنین براساس نتایج حاصله، توان ژئوتوریسی ژئوسایت های صخره ای و آبگرم شابیل، به ترتیب؛ برابر با 95/47 و 10/41 می باشد که این موضوع، توان خوب ژئوتوریسمی این دو سایت را نشان می دهد. با توجه به بررسی مدل معادلات ساختاری و بانظر به نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرها، مقادیر پایایی سازه و روایی افتراقی، تمامی متغیرها و مولفه های مورد بررسی، تأیید شد. می توان اذعان داشت که علی رغم توان بالقوه و بالفعل کل منطقه مورد مطالعه جهت مقاصد ژئوتوریسم، تنها ژئومورفوسایت آبگرم شابیل، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است و از توان و ظرفیت های سایر ژئومورفوسایت ها، به دلیل دوری از مراکز انسانی، نداشتن مسیر دسترسی مناسب، نبود امکانات اقامتی و نیز عدم معرفی کافی، استفاده حداکثری نشده است. لذا به نظر می رسد که رویکرد توجه به توسعه استراتژی ژئوتوریسم در این مناطق، می تواند بازخوردهای مثبت و رشد اقتصاد محلی را در پی داشته باشند.
۱۲.

مقایسه تطبیقی عملکرد الگوریتم های CODAS , MABAC در پهنه بندی خطر فرونشست زمین با بهره گیری از شاخص های زیست محیطی (مطالعه موردی: محدوده حریم شهرهای استان البرز )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۵۷
یکی از مخاطراتی که طی سال های اخیر در بسیار از مناطق رخ داده، مخاطرات ناشی از فرونشست است . محدوده شهری و مرکزی استان البرز نیز، در طی سال های اخیر با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی مواجه بوده که این عامل سبب گردیده تا این منطقه در معرض وقوع مخاطره فرونشست قرار گیرد. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل مهمترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست محدوده مرکزی و شهری استان البرز و مشخص کردن سطوح مستعد که احتمالا در آینده درگیر فرونشست خواهند شد، با بهره گیری از الگوریتم های چند معیارهMABAC و CODAS است. ضمنا در بحث پهنه بندی به نقش عوامل محیطی (آب های زیرزمینی، کاربری اراضی، افت آب، سطح آب، عمق آب ...) توجه ویژه ای صورت پذیرفته است. با توجه به نتایج حاصل از پهنه بندی خطر فرونشست؛ معیار های عمق آب ، کاربری اراضی و شیب و زمین شناسی با ضریب وزنی 151/0، 147/0، 43/0 و 136/0 مهم ترین عوامل دخیل در ایجاد خطر فرونشست محدوده مورد مطالعه می باشند.با توجه به نقشه پهنه بندی فرونشست با تکنیک MABAC به ترتیب 18/284 و 14/223کیلومتر مربع و تکنیک CODAS 09/236 و 34/512 کیلومترمربع در طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارد. نتایج اعتبار سنجی نشان داده که الگوریتمMABAC ، با سطح زیر منحنی 891/0، در برآورد حساسیت فرونشست محدوده مورد مطالعه نسبت به الگوریتم CODAS با سطح زیر منحنی 714/0، از صحت بیشتر و در نتیجه قابلیت بالاتری برخوردار است. در نهایت می توان گفت مهمترین عامل اصلی دخیل در افزایش مقدار و پتانسیل فرونشت در محدوده شهری استان البرز، بهره ی بی رویه از آب های زیرزمینی و افت سطح آب است.نتایج مطالعه مدیران سازمانی و برنامه ریزان منابع اراضی و خاک ، در زمینه حفاظت و مدیریت منابع آبی و مخاطرات طبیعی و جلوگیری از تخریب سرزمین کمک شایانی نماید.
۱۳.

ارزیابی و پهنه بندی حساسیت زمین لغزش با الگوریتم-های یادگیری ماشین (مطالعه موردی حوضه آبخیز مارگون، زاگرس فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۶
زمین لغزش یکی از مخاطرات ژئومورفولوژی است که همواره در مناطق کوهستانی وجود داشته و خسارات زیادی را به باغات، سکونتگاهها و تاسیسات انسانی وارد می کند. هدف از این تحقیق ارزیابی و پهنه بندی حساسیت زمین لغزش در حوضه آبخیز مارگون در شهرستان سپیدان، استان فارس است. سه مدل یادگیری ماشین (ML) (ماشین بردار پشتیبان (SVM)، خطی تعمیم یافته (GLM) و جنگل تصادفی (RF)) برای شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش استفاده شد. عوامل مؤثر (ارتفاع، شیب، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، سنگ شناسی، نوع خاک، متوسط بارندگی سالانه و فاصله از جاده) است و نقشه فهرست زمین لغزش (119 نقطه لغزش و 99 نقطه عدم لغزش است که از گوگل ارث، مشاهدات میدانی و نرم افزار ArcGIS) به دست آمد. هر مدل با استفاده از 70 درصد داده های آموزشی به طور مستقل آموزش داده شد و در مقابل 30 درصد باقی مانده اعتبارسنجی شد. فاصله از جاده به عنوان تأثیرگذارترین عامل در لغزش زمین در مدل ماشین بردار پشتیبان و مدل جنگل تصادفی و در مدل خطی تعمیم یافته شیب به عنوان تأثیرگذارترین عامل شناخته شد. برای ارزیابی عملکرد مدل ها از سطح زیر منحنی مشخصه عملیاتی گیرنده (AUC) و ضریب Kappa استفاده شد. مدل RF (98/0، 739/0) و SVM (91/0، 638/0) بالاترین سطوح عملکرد را نشان دادند. این تحقیق می تواند به اجرای استراتژی های مدیریت خطر زمین لغزش مؤثر در منطقه کمک کند.
۱۴.

ارزیابی رژیم جریان رودخانه سیمینه رود با رویکرد شاخص های تغییرات هیدرولوژیکی (IHA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۱
رودخانه ها نقش حیاتی در تأمین آب شرب، کشاورزی، صنعت و حفظ اکوسیستم های آبی دارند و رژیم جریان آن ها تحت تأثیر عوامل طبیعی و انسانی است. این پژوهش با هدف ارزیابی تغییرات رژیم جریان رودخانه سیمینه رود در ایستگاه داشبند با استفاده از مدل تغییرات شاخص های هیدرولوژیکی IHA و بررسی 33 پارامتر هیدرولوژیکی انجام شد. نتایج نشان داد که دبی ماه های اکتبر، نوامبر، فوریه و مارس با شیب منفی و سطح معناداری 95 درصد کاهش را طی دوره آماری نشان داده اند. دبی های ژوئن و جولای شیب مثبت دارند، اما این روند معنادار نیست. شاخص های دبی حداقل در بازه های زمانی 1، 3، 7، 30 و 90 روزه روند نزولی معنادار (p کمتر از 01/0) دارند که کاهش جریان پایه را نشان می دهد. دبی های حداکثر نیز روند نزولی دارند، اما معنادار نیست. تعداد روزهای صفر جریان (شیب 4/3) و مدت ضربان کم (شیب 82/2) افزایشی معنادار (p کمتر از 01/0) داشته اند که نشانه تشدید خشکسالی هیدرولوژیک است. زمان وقوع جریان حداکثر با شیب 7/0 و p برابر 005/0 به تأخیر افتاده، در حالی که تغییر زمان جریان حداقل معنادار نیست. شاخص جریان پایه با شیب 001/0 کاهش یافته اما معنادار نیست (p برابر با 25/0). هم چنین نوسانات افزایشی و کاهشی دبی با شیب های 021/0 و 005/0 به طور معنادار افزایش یافته اند که بیانگر بی ثباتی بیشتر جریان است. تعداد برگشت جریان با شیب 1/1 کاهش یافته و با p برابر 01/0 معنادار است که می تواند به کاهش وقوع سیلاب های ناگهانی مربوط باشد. بر اساس نتایج، شاخص های تغییرات هیدرولوژیکی می توانند ابزار مؤثری در مدیریت منابع آب باشند؛ به گونه ای که تحلیل تغییرات هر شاخص (مانند کاهش جریان پایه، افزایش روزهای بدون جریان یا تغییر زمان وقوع دبی های اوج) کاربردهای مدیریتی مهمی در برنامه ریزی تأمین آب شرب، کشاورزی، کنترل خشکسالی و حفاظت از اکوسیستم های آبی در ابعاد مختلف مدیریت آب به همراه دارد.
۱۵.

شناسایی و بررسی تغییرات تپه ماسه ها و مرز ماسه زار ریگ شتران در شمال غرب ژئوپارک طبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
ریگ شتران به عنوان یکی از پهنه های ماسه ای وسیع در ایران، تحت تأثیر مجموعه ای از فرایندهای طبیعی و اقلیمی، دستخوش تغییرات ژئومورفولوژیکی شده است. به منظور شناسایی و پایش تغییرات مکانی تپه های ماسه ای، از تصاویر ماهواره ای لندست با قدرت تفکیک مکانی بین 15 تا 30 متر استفاده شد تا پوشش سطح زمین با دقت مناسبی مورد ارزیابی قرار گیرد.فرایند طبقه بندی اراضی ماسه زار با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری و الگوریتم جنگل تصادفی (Random Forest)، در بستر سامانه ی Google Earth Engine صورت پذیرفت. تصاویر ماهواره ای مربوط به سنجنده های TM، +ETM و OLI طی بازه ای 30 ساله با مقاطع 10 ساله (از سال 1994 تا 2024) به کار گرفته شدند تا روند تغییرات مکانی تپه های ماسه ای و مرزهای ریگ شتران در شمال غرب ژئوپارک طبس تحلیل گردد.نتایج حاصل از تحلیل های مکانی نشان داد که در طول سه دهه ی گذشته، عمدتاً تغییرات موقتی در مرزهای این پهنه ماسه ای رخ داده که بیشتر ناشی از نوسانات اقلیمی بوده است. با این حال، به دلیل محصور بودن منطقه از سمت جنوب و شرق توسط ارتفاعات، از سمت غرب توسط دق، و نیز وجود جهت غالب باد از شمال به جنوب، امکان گسترش پایدار یا جابه جایی دائمی مرزهای ریگ شتران بسیار محدود است. با این وجود، در داخل این پهنه، جابه جایی های محدودی در موقعیت تپه های ماسه ای مشاهده می شود که بیانگر پویایی موضعی درون منطقه است. تحلیل روند زمانی مساحت تجمعی تپه های ماسه ای نشان داد که این مقدار در دوره ی 1994–2004 حدود ۲۳۰۰ کیلومتر مربع بوده است. در بازه ی 2004–2014 افزایش اندکی به میزان ۷۰ کیلومتر مربع رخ داده و مساحت به حدود ۲۳۷۰ کیلومتر مربع رسیده است. با این حال، در دهه ی پایانی (2014–2024) کاهش حدود ۶۰ کیلومتر مربعی مشاهده می شود و مساحت به ۲۳۱۰ کیلومتر مربع کاهش یافته است. این نوسانات اندک نشان دهنده ی پویایی محدود و نسبتاً پایدار تپه های ماسه ای در منطقه طی سه دهه ی گذشته است.
۱۶.

ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های دریاچه گهر، آبشار بیشه و تنگه لی لی به منظور توسعه ژئوتوریسم شهرستان دورود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
امروزه اقتصاد روبه رشد زمین گردشگری، اهمیت جاذبه های ژئوتوریسمی و ویژگی های منحصر به فرد میراث زمین، توجه به ژئوتوریسم و ارزیابی ژئومورفوسایت ها را بیش از پیش ایجاب کرده است. لذا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کمّی ژئومورفوسایت های آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی انجام شد که به لحاظ نوع، کاربردی و از نظر روش، تحلیلی است. بدین منظور از مدل پرالونگ استفاده شد که توانمندی گردشگری ژئومورفوسایت ها را بر پایه چهار شاخص زیبایی، علمی، فرهنگی و اقتصادی، و ارزش بهره وری آنها را ازطریق شاخص های میزان و کیفیت بهره برداری ارزیابی می کند. براین اساس پرسشنامه های تخصصی مدل پرالونگ تدوین و توسط 60 متخصص به صورت مجزا برای هر ژئومورفوسایت تکمیل شد. علاوه براین پرسشنامه عمومی برای بررسی رفتار گردشگران، امکانات و خدمات، و حفاظت از ژئومورفوسایت ها تهیه و توسط 100 گردشگر تکمیل شد. نتایج نشان داد آبشار بیشه، دریاچه گهر و تنگه لی لی به ترتیب با کسب امتیاز گردشگری ۶۳/0، 6/0 و 57/0، و امتیاز بهره وری ۶۲/0، 48/0 و 56/0 در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. دراین بین، آبشار بیشه از نظر عیارهای زیبایی و اقتصادی به ترتیب با کسب امتیاز 85/0 و ۷۵/0 رتبه نخست را دارد که بیانگر بیشترین جذابیت و دسترسی مطلوب این ژئومورفوسایت از طریق جاده با سطح اهمیت ملی است. سایر ژئوسایت ها نیز نیازمند توسعه راه های دسترسی و همچنین افزایش سطح تمهیدات حفاظتی و بهره وری هستند. ازنظر عیار علمی دریاچه گهر با امتیاز ۶۲/0 در رتبه اول قرار گرفت که نشانگر قابلیت علمی و آموزشی این سایت برای توسعه ژئوتوریسم است. عیار فرهنگی در ارزیابی ژئومورفوسایت ها، امتیاز بسیار پایینی را کسب کرد که حاکی از نبود رخدادهای فرهنگی و هنری است و توجه بیشتری را می طلبد. این نتایج می تواند به توسعه پایدار ژئوتوریسم در سایت های مورد مطالعه کمک کند و شرایط ایجاد تجربه ی مطلوب برای گردشگران فراهم آورد.
۱۷.

تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره و GIS مطالعه موردی: حوضه مهران رود، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۵
زمین لغزش ها سالانه باعث آسیب های قابل توجهی به مناطق مسکونی و محیط زیست، از جمله جنگل ها و مزارع می شوند. این مخاطره در ایران اهمیت ویژه ای دارد، چون بخش زیادی از کشور، به ویژه نواحی شمالی، کوهستانی است. این تحقیق با هدف تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز مهران رود، واقع در شمال غربی ایران، انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، لایه های اطلاعاتی مرتبط با ۸ عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش، شامل زمین شناسی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، بارش، فاصله از رودخانه و فاصله از گسل، در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه شدند. سپس، وزن دهی این عوامل با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) در نرم افزار Super Decisions انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که وزن های این هشت عامل به ترتیب 331/0، 080/0، 117/0، 036/0، 055/0، 233/0، 112/0 و 032/0 هستند. در نهایت، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با ادغام لایه های وزندار تهیه شد که حوضه مورد مطالعه را به پنج کلاس خطر شامل مناطق با پتانسیل خیلی زیاد (21 کیلومترمربع)، زیاد (134 کیلومترمربع)، متوسط (94 کیلومترمربع)، کم (60 کیلومترمربع) و خیلی کم (51 کیلومترمربع) تقسیم می کند. مناطق با پتانسیل زیاد بیشترین مساحت حوضه را پوشش می دهند. مقایسه نقشه پهنه بندی با نقاط پراکنده زمین لغزش که از بررسی تصاویر ماهواره ای و فعالیت های میدانی به دست آمده اند، نشان می دهد که 7/85 درصد از زمین لغزش ها در مناطق با پتانسیل بالا و بسیار بالا رخ داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، لازم است در سیاست گذاری های محیطی، اقدامات لازم برای مدیریت این پدیده و کاهش پیامدهای انسانی و مالی آن در مناطق حساس در نظر گرفته شود.
۱۸.

تحلیل ارتباط بین ویژگی سطوح مختلف مخروط افکنه های مروست با مورفومتری حوضه های آبریز بوانات- مدوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۷
در استان یزد نسل های متعددی از مخروط افکنه ها در قسمت های غربی و شرقی مروست متعلق به حوضه های آبریز بوانات و مدوار تشکیل شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش مورفومتری حوضه آبریز در تحول سطوح مخروط افکنه های فعال و غیرفعال می باشد. با استفاده از شاخص های ژئومورفولوژیک سطوح مختلف تفکیک شد. ویژگی های مورفومتری مخروط افکنه ها و حوضه های آبریز محاسبه شدند. همبستگی منفی بین مساحت حوضه آبریز و شیب مخروط افکنه های فعال بیانگر شکل گیری سطوح جدیدتر با شیب زیاد در حوضه های کوچک تر می باشد. همبستگی مثبت مساحت حوضه با شیب مخروط افکنه های غیر فعال بیانگر این است که با افزیش مساحت حوضه، شیب مخروط های قدیمی تر بیشتر می شود. همبستگی منفی شیب حوضه با مساحت و حجم مخروط-افکنه های غیر فعال نشان می دهد سطوح قدیمی تر، با گذشت زمان پایداری بیشتری یافته و شرایط تثبیت رسوب گذاری و افزایش رسوبات ریزدانه تر ناشی از هوادیدگی موجب کاهش رواناب و تراکم زهکشی شده است. همبستگی مثبت شیب حوضه با مساحت و حجم مخروط افکنه های فعال بیانگر افزایش انتقال رسوب در طی فرایندهای سیلابی، همراه با نرخ پائین نفوذپذیری در رسوبات واریزه ای و غیرهوادیده در سطوح جدیدتر زمینه رشد و گسترش سطوح فعال را فراهم می آورد. مطالعه ی تفکیک سطوح مخروط افکنه ها و ارتباط ویژگی های آنها با مورفومتری حوضه آبریز می تواند اولین اقدام موثر در مدیریت چشم اندازها و منابع طبیعی و شناسایی مناطق مستعد سیلاب باشد. همچنین در زمینه برنامه ریزی کاربری اراضی، مخروط افکنه ها به دلیل مواد رسوبی غنی و دسترسی به منابع آبهای زیرزمینی و بنابراین توسعه کاربری های کشاورزی، بشدت مستعد وقوع انواع مخاطرات مانند فرسایش، زمین لغزش، جریانات واریزه ای و سیلاب می باشند. بطوریکه شناسایی این لندفرم ها و عوامل موثر بر ناپایداری سطوح قدیمی و جدید می تواند زمینه ساز تصمیمات بهینه در زمینه بهره برداری از این چشم انداز ها بوده، ضمن اینکه مخروط افکنه های قدیمی آرشیوهای ارزشمندی برای بازسازی های محیطی گذشته مرتبط با تغییرات اقلیمی و زمین شناختی دوران کواترنری می باشند.
۱۹.

ویژگی های مورفومتریک و فرسایشی چین های زاگرس استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
ناهمواری ها همیشه سالم و دست نخورده نمی مانند و پیکره چین خوردگی به وسیله عملکرد زمین ساخت و فرسایش، تغییر می کند. مطالعه ساز وکار چین خوردگی و شرایطی که باعث ایجاد تداوم عوامل ژئومورفولوژی، تغییر ساختمان چین ها و نشان دادن چگونگی عملکرد فرسایش بر روی این ساختارها، نشان دهنده مهّم بودن این مسئله است. باوجوداین، در زاگرس رابطه ای که فرسایش با زمین ساخت ایجاد کرده است، مشخص نیست؛ ازاین رو در پژوهش حاضر، سعی بر این است که ضمن بررسی مورفومتریک طاق-ها، این ارتباط کشف شود و شاخص هایی برای عملکرد رودخانه ها در میزان تخریب طاقدیس های زاگرس چین خورده استان کرمانشاه به دست آید. در این پژوهش، زون زاگرس چین خورده در استان کرمانشاه انتخاب شده است که جهت گیری عمومی آن، شمال غرب - جنوب شرق است. برای جمع آوری داده ها از DEM 10 متر استان و نقشه 1:100000 زمین شناسی برای مشخص-شدن حدود طاق ها، تشخیص و ترسیم شبکه آبراهه ها، ترسیم محدوده حوضه های هر آبراهه استفاده شده است. برای تجزیه و-تحلیل، از آزمون های t جفتی و تیوکی کرامر استفاده شده که در پایان دو شاخص درصد مساحت نسبی حوضه ها و شاخص متوسط میانگین طول آبراهه ها به دست آمد. نتایج نشان می دهد که همه طاق ها به یک اندازه در برابر فرسایش واکنش نشان داده اند و اگر ساختمان نقشی در عملکرد فرسایش داشته است، این نقش دست کم در مقیاس کل طاقدیس ها معنی دار نبوده و در همه آن ها نقش یکسانی ایفا کرده است.
۲۰.

ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۳
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان