فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲٬۵۹۵ مورد.
منبع:
اقتصاد فضا و توسعه روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
107 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تحلیل مکانی– فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی مورد مطالعه شهرستان نطنز است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری ۳۸۱ نفر بر اساس فرمول کوکران در ۲۴ روستا از شهرستان نطنز به صورت نمونه گیری مطبق شناسایی شد. داده های تحقیق از طریق مطالعات، مشاهده، مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه و میان یابی کریجینگ در نرم افزار ArcGis بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در بُعد سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری در نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی به ویژه روستاهای اوره و گودرزن با میانگین 3/75 بوده است. در بُعد توسعه زیرساخت، یافته ها نشان می دهد در مرکز و نیمه جنوبی با میانگین 4/8 و پهنه مهم دوم در شمال شهرستان با میانگین ۴ قرار دارد. در بُعد توسعه تقاضای خدمات، بالاترین امتیاز مربوط به روستاهای نیمه شمالی و تا حدودی نیمه جنوبی با میانگین ۴ است؛ اما در نواحی غربی و شرقی شهرستان کمترین میزان توسعه تقاضا با میانگین 2/47 مشاهده می شود. در بُعد درآمدزایی، شاخص ها در روستاهای نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی با میانگین 3/5 است. نتیجه گیری: با توجه به جذابیت روستاهای شهرستان نطنز به ویژه روستاهایی که دارای مزایایی چون آسانی دسترسی به شهر، مجاورت با شهر، استقرار در نزدیکی کانون های گردشگری، ارتفاع مناسب، و دمای مناسب، ظهور موجی بزرگ از مهاجرت به این مناطق دور از انتظار نخواهد بود.
برنامه ریزی استراتژیک جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد در نواحی روستائی با هدف تنوع بخشی به اقتصاد روستاها (مطالعه موردی: شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد فضا و توسعه روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
145 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به این اصل که لازمه حل هر معضلی، برنامه ریزی برای حل آن است، پژوهش کاربردی حاضر نیز، با این هدف در نواحی روستایی مرزی شهرستان مریوان انجام گرفته و به دنبال آن است که با تدوین برنامه راهبردی که انعطاف پذیر و آینده نگر می باشد، در جهت تنوع بخشی به اقتصاد روستاهای منطقه بواسطه جذب سرمایه ها حرکت نماید. روش پژوهش: داده های این پژوهش در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی به روش پیمایشی، مبتنی بر مصاحبه، توزیع پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش حاضر، رویکرد کیفی است که مبتنی بر مصاحبه و قضاوت گروه دلفی است. بر این مبنا؛ با بهره گیری از تیم دلفی پژوهش، برنامه استراتژیک تنوع بخشی به اقتصاد منطقه بواسطه جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد، تدوین گردید. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر 24 نفر از مسئولین توسعه منطقه، متخصصین، صاحبان کسب وکار خرد و مدیران محلی هستند که به روش هدفمند انتخاب گردیدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در نواحی روستایی مورد مطالعه، تعداد 8 نقطه قوت در مقابل 18 نقطه ضعف (عوامل درونی) و 6 فرصت در مقابل 9 تهدید (عوامل بیرونی) در برابر ایجاد محیط متنوع اقتصادی و فضای مطلوب کسب وکار بواسطه جذب سرمایه ها، شناسایی و مورد تایید قرار گرفتند. همچنین تلاقی مجموع وزن های عوامل داخلی (3/40) با مجموع وزن های عوامل خارجی (2/49)، نشان دهنده قرارگیری منطقه مورد مطالعه در موقعیت محافظه کارانه است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که الگوی مطلوب، برای جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی به اقتصاد منطقه، الگوی محافظه کارانه است و بایستی با رویکردی بازنگرانه، برنامه ها، سیاست ها و اقدامات انجام گرفته در راستای تغییر وضعیت نامطلوب موجود محیط کسب وکار منطقه مورد مداقه و تغییر قرار گیرند. همچنین چشم انداز آینده فضای کسب وکار منطقه با تنوع بخشی اقتصادی بواسطه جذب سرمایه ها نشان داد که این منطقه روستایی در دورنمایی 15 ساله متناسب با توانمندی ها و پتانسیل هایش می تواند به عنوان مرکز ممتاز تجارت مرزی، مرکز ممتاز کشاورزی، مرکز ممتاز تولیدی های خرد و مرکز ممتاز گردشگری روستایی در سطح استان کردستان و در کنار سایر رقبا (شهرستان های دیگر استان) شناخته شود.
The Role of Agricultural Tourism in Sustainable Rural Development (Case Study: Mazandaran Province)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
21 - 37
حوزههای تخصصی:
Purpose- Agritourism provides a sustainable substitute that supports international initiatives to address environmental issues and the increasing depletion of natural resources. The aim of this research is to investigate the role of agricultural tourism in sustainable rural development. Design/methodology/approach - The present study is a mixed research (qualitative-quantitative) type that was designed in two stages. In the first stage, In order to identify and extract the factors affecting the role of agricultural tourism in sustainable rural development, 18 semi-structured interviews were conducted with experts in this field using purposive sampling method and considering the theoretical saturation index of data. Second stage: In the second stage, in order to ensure the accuracy of the first stage process and observe changes, exploratory factor analysis was performed without any initial division for the factors extracted from the first stage. Exploratory factor analysis and confirmatory factor analysis were used in data analysis. The statistical population of the study at this stage was villages with agricultural tourism potential in the four cities of Tonekabon, Nowshahr, Sari, and Babol, which were selected based on a stratified random sampling method with proportional assignment, with a total of 320 people. Findings - The results of the second-order confirmatory factor analysis also showed that among the second-order factor loadings, the economic and infrastructure structure (0.94) has the greatest impact, followed by the political and institutional structure (0.87), the social and educational structure (0.76), and the human and climatic structure (0.69) respectively, which have the least impact on the main structure (the role of agricultural tourism in sustainable rural development). Practical Implications - Since Mazandaran province has high tourism potential, the results of this study can help policymakers to formulate an appropriate program in the field of agritourism in line with the sustainability of rural communities. Originality/Value - This study works towards sustainable development by providing a complete strategy for the development of agricultural tourism, and this study has attempted to fill the gaps and gaps in previous studies.
Analyzing the Pattern of Creative Rural Tourism in the Target Villages of Kermanshah Province(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
61 - 79
حوزههای تخصصی:
Purpose- In today's world, where the trend of tourism has changed from mass to individualistic patterns and tourists give more priority to flexibility and meaningful experiences, creative tourism is a new and interesting aspect in the field of tourism, where more attention is paid to tangible heritage to intangible heritage. From the point of view of the villagers, creative tourism means that the residents are passionate and proud of the cultural, natural, and physical environment of the village, evaluate the effects of tourism positively, and accept participation in tourism development programs, to finally be a suitable host in the relationship. To achieve this kind of tourism, various factors are effective in realizing this. The purpose of this study is to investigate the role of behavioral and environmental factors in villagers' hospitability in tourism target villages of Kermanshah province with the structural equation analysis approach.
Design/methodology/approach- Questionnaires were randomly distributed among residents. The statistical population of the research is 14 tourism target villages of Kermanshah province, which according to the census of 2016 (According to the latest population and housing census in Iran) has a population equal to 10039 people, and the size of the studied sample was estimated to be 380 people based on the Cochran formula. Also, an average of 10 domestic and foreign tourists from each village filled out questionnaires, resulting in a total of 140 questionnaires.
Finding- The results showed that the effect of the behavioral factor on hosting was greater. In the sense that the perception, attitude, and participation of villagers will be good predictors for the realization of creative hosting. Also, the results showed that the highest average acceptance of host was in the villages Considering the geographical and environmental conditions and tourism of Shamshir, Harir and Hajij, which had the best condition.
تحلیل راهبردی توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی (مورد مطالعه: شهرستان بدره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر در قالب رویکرد کیفی و با هدف تحلیل راهبردی توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه، 18 نفر از کارشناسان صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی و مدیران صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی در شهرستان بدره بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از فن مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند، گروه متمرکز، مشاهده و یادداشت برداری میدانی، صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از فن تحلیل محتوا و بر مبنای روش تحلیل راهبردی و ماتریس سوات، صورت پذیرفت و جهت اعتبارسنجی یافته های پژوهش نیز از روش های تنوع در جامعه مورد مطالعه، جمع آوری داده ها در مکان-های متنوع، حداکثر تنوع در انتخاب نمونه ها و کنترل توسط اعضا استفاده گردید. نتایج نشان داد که «ترغیب و تشویق اعضای صندوق ها به راه اندازی کسب وکارهای خانوادگی و مشارکتی در زمینه محصولات کشاورزی و صنایع دستی»، «طراحی و اجرای دوره هایی برای ارتقای صلاحیت های فنی و تخصصی اعضای صندوق ها در جهت بهره برداری از فرصت های کشاورزی و صنایع دستی» و «معرفی و تشویق الگوها و کارآفرینان موفق زن در حوزه کسب وکارهای تعاونی و مشارکتی در سطح ملی، استانی و محلی به منظور تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان»، از جمله راهبردهای توسعه کارآفرینی در صندوق های اعتبارات خرد زنان روستایی شهرستان بدره هستند.
فراتحلیل نقش کسب وکارهای خرد در توانمندسازی زنان روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: طی دهه های اخیر موضوع توانمندسازی زنان روستایی مورد توجه بسیاری از برنامه ریزان روستایی قرارگرفته است. یکی از عواملی که بر توانمندسازی زنان روستایی مؤثر هست ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد است. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر ایجاد و توسعه کسب وکارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از روش فراتحلیل بعنوان یک روش آماری و نظام مند برای ترکیب یافته های پژوهش های دیگر در زمینه مورد مطالعه بهره برده است. جامعه آماری این پژوهش، پژوهش های در دسترس مرتبط با رابطه کسب وکار با توانمندسازی زنان روستایی منتشر شده در پایگاههای علمی (Sid، Ensani، Noormags، Magiran، Scienc direct، Google Scholar، Scopus) طی سال های 2000 تا 2024 بود. در مجموع، 720 مطالعه در این موضوع به دست آمد که 30 مورد از آن ها بر اساس معیارهای ورود و خروج، شرایط ورود به فرا تحلیل را داشتند و با استفاده از نرم افزار CMA2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش با توجه به نتایج بررسی ناهمگنی از طریق شاخص Q و مجذور I مدل اثرات تصادفی انتخاب گردید. همچنین، برای ترسیم شبکه موضوع پژوهش و دستیابی به واژگان پرتکرار در این حوزه، از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. بنابراین، کلیدواژه های تحقیق در پایگاه های خارجی جستجو و داده های مقالات انتخابی در فایل CSV ذخیره و به VOSviewer وارد شدند. برای منابع داخلی نیز، جستجو به طور جداگانه انجام و مقالات واجد شرایط انتخاب و اطلاعات آنها به صورت دستی وارد نرم افزار گردید. سپس شاخص های علم سنجی با این نرم افزار تحلیل شدند. یافته ها: نتایج ترسیم شبکه موضوعی پژوهش به وسیله نرم افزار VOSviewer بیانگر وجود هم رویدادی بین توانمندسازی زنان روستایی با موضوعاتی مانند کارآفرینی، اعتبارات خرد و درآمد بود. بر اساس نتایج آزمون همبستگی بگ و مزدار، مطالعات واردشده از تقارن نسبی برخوردار بودند و عدم سوگیری پژوهش حاضر مورد تائید قرار گرفت. بر اساس نتایج، میزان اندازه اثر ترکیبی 0/453 به دست آمد که این اندازه اثر بر اساس معیار کوهن، بیانگر میزان متوسط تأثیرگذاری ایجاد کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه بیانگر تأثیر معنی دار ایجاد و توسعه کسب و کارهای خرد بر توانمندسازی زنان روستایی است. بنابراین توجه به کسب وکار زنان روستایی یکی از عوامل موثر بر تقویت توانمندی آنان است که مستلزم سیستم های حمایتی است.
مدل معادلات ساختاری رابطه ویژگی های زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی سکونتگاههای روستایی با ناپایداری جمعیتی آنها (نمونه موردی: سکونتگاههای روستایی شهرستان فردوس)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پایداری جمعیتی و استمرار سکونت در روستاها تابعی از وضعیت مهاجرتی آن ها است. ویژگی ها و شرایط زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی هر نظام فضایی روستایی در ناپایداری جمعیتی آن مؤثّر است ولی تاثیر این شرایط در سکونتگاه های روستایی مختلف شدت و ضعف متفاوتی دارد. این تحقیق به بررسی رابطه ویژگی ها و شرایط زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی روستاهای دارای سکنه شهرستان فردوس با ناپایداری جمعیتی آن ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری پرداخته است. جهت بررسی کیفیت مدل از معیارR2، معیارQ2 ،آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی همگرا استفاده شده است. مقدارR2 مدل، 35/0 و بیشتر از 33/0 و مقادیرQ2 متغیر ناپایداری برابر با 297/0 و نشانگر قابلیت متوسط پیش بینی مدل است. مقدار آلفای کرونباخ برای هر سه متغیر اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی و نیز مقادیر پایایی ترکیبی هر سه متغیر بالاتر از7/0 و نشانگر پایایی مناسب و مورد پذیرش بودن اعتبار ترکیبی سازه ها است. مقدار AVE برای هر سه متغیر بیشتر از4/0 و نشان دهنده همگرای مناسب مدل است. نتایج تحقیق نشان داد؛ مقدار آماره t اثر ویژگی های طبیعی بر ناپایداری برابر با 01/5 بر ویژگی های اجتماعی برابر با 03/3 و بر ویژگی های اقتصادی برابر 36/2 و بیشتر از رقم 96/1 و سطح معناداری آزمون از سطح خطای 05/0 کمتر است که نشانگر ارتباط ویژگی های زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی مورد استفاده در این مدل با ناپایداری جمعیتی روستاها می باشد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که با کاهش منابع آب، افزایش ارتفاع، کاهش میزان سواد، افزایش افراد بالاتر از 65 سال، کاهش تعداد امکانات خدماتی، کاهش نسبت شاغلان صنایع دستی و شاغلان بخش صنعت و خدمات و افزایش مالکان غایب از روستا، ناپایداری جمعیتی روستاها افزایش یافته است.
بررسی اثرات تغییر کاربری زمین کشاورزی بر معیشت پایدار خانوارهای روستایی، مطالعه موردی: دشت سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
125 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر؛ بررسی اثرات تغییر کربری زمین کشاورزی بر معیشت پایدار خانوارهای روستایی در دشت سیستان است. جهت بررسی از تصاویر ماهواره ای لندست و همچنین پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تعداد 40 نفر از جامعه نمونه در روستای در چهار روستای منتخب قلعه نو، سارانی، ده گرگ و غلامعلی مورد پرسشگری قرار گرفتند. نتایج تحلیل پوشش زمین-کاربری زمین در بازه زمانی 1368 تا 1397 نشان داد که در سال های اخیر از وسعت زمین های کشاورزی و کاربری آبی به شدت کاسته شده و زمین بایر افزایش یافته است. روند این تغییرات در روستاهای منطقه سیستان که اکثر با کشاورزی و دامداری معیشت خود را تأمین می کنند بیانگر این است که این تغییرات کاربری زمین در معیشت روستاییان اثرات منفی بسیار زیادی گذاشته است که در نتیجه ناپایداری روستایی را به دنبال داشته است. همچنین نتایج نشان داد که تغییرات زمین در سال های اخیر بسیار زیاد بوده و اثرات زیادی بر معیشت روستائیان داشته است. در بخش بهره برداری از منابع، نتایج نشان داد که تغییر کاربری زمین موجب استفاده بیش ازحد از منابع طبیعی این منطقه شده که باعث از بین رفتن بوته زارها و مراتع، منابع آب های سطحی و زیرسطحی، افزایش بیش ازحد چرای دام و غیره شده و منجر به تخریب زمین های منطقه بخصوص زمین های کشاورزی و فرسایش خاک ها شده است. همچنین اثرات منفی دیگری مانند کاهش شیر و فراورده های شیری، کاهش تعداد دام های روستاییان، افزایش هزینه نگهداری دام همچون هزینه خرید علوفه و غیره، جابجایی و حرکت دام ها به خارج از روستا به منظور چرا داشته است.
تحلیل فرایند توسعه گردشگری غذاهای محلی استان گیلان؛ مسیر تحقق پایداری روستایی و موانع پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
147 - 168
حوزههای تخصصی:
گردشگری غذا، از پویاترین فعالیت های اقتصادی عصر حاضر است که نقش مهمی در توسعه جوامع محلی ایفا می کند. این صنعت از طریق ترکیب و بکارگیری همزمان منابع داخلی و خارجی، منافع اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و فرهنگی زیادی را به همراه دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرایند توسعه گردشگری غذاهای محلی استان گیلان با رویکرد پایدارسازی جوامع روستایی انجام شده است، از این رو، از نظر هدف؛ کاربردی و دارای ماهیت اکتشافی و از لحاظ روش در گروه پژوهش کیفی قرار دارد، و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تئوری زمینه ای و مدل (DEMATEL) استفاده شد. نتایج نشان داد، مقولات: حمایت دولت و بخش خصوصی، در نظر گرفتن اصالت غذایی، آموزش و کسب دانش و اطلاع رسانی؛ از عوامل علی؛ اقدامات بازاریابی، رویکرد نامتمرکز توسعه گردشگری، توجه به هویت فرهنگی، محلی و ملی روستاها و بهره گیری از تجربیات سایر روستاهای ایران به عنوان عوامل زمینه ای، و مقولات: حمایت از خلاقیت در گردشگری، مدیریت یکپارچه در بین سازمان ها، برنامه ریزی و مدیریت، رفع موانع حقوقی و قانونی و توسعه زیرساخت ها، از عوامل مداخله گر مؤثر در توسعه گردشگری محسوب شدند. همچنین، مقولات: فراهم نمودن بستر گفتمان سازی در راستای توسعه گردشگری، سناریوهای آینده نگاری جامع در تصمیمات مدیران، شناسایی اهمیت و ضرورت توسعه گردشگری خوراک و توسعه مشارکت در دسته راهبردهای توسعه گردشگری شناخته شدند، و سپس مقولات: پایداری سکونتگاه های روستایی، توزیع منافع گردشگری در بین همه ذینفعان و بسترسازی در توسعه مهارت ها از پیامدهای حاصل از توسعه گردشگری، و در نهایت مقولات: عدم چابکی در ساختار سازمان های ذی ربط، نگاه بخشی، جزیره ای به طرح های گردشگری، موانع سیاسی و فقدان نگاه مناسب به طرح های گردشگری غذا، از موانع مهم بر سر راه توسعه گردشگری روستاهای گیلان هستند.
تبیین نقش ظرفیت فناوری های نوین اطلاعاتی در توسعه گردشگری هوشمند (مطالعه موردی روستاهای هدف گردشگری استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف انجام پژوهش بررسی تاثیر استفاده از ظرفیت های هوشمندسازی بر بهبود وضعیت گردشگری روستایی و همچنین کاهش مشکلات و مسائل روستایی در روستاهای هدف گردشگری استان خراسان رضوی می باشد. روش پژوهش: از نظر روش شناسی، نمونه های پژوهش شامل 261 نفر گردشگرانی بودند که به روستا سفر داشته اند و از امکانات فضای مجازی جهت سفر به روستا استفاده نموده اند که برای انتخاب تعداد نمونه باتوجه به متمرکز نبودن جامعه آماری، از روش گلوله برفی استفاده گردید. در این تحقیق داده ها با ابزار پرسشنامه جمع آوری و با نرم افزار spss از طریق آزمون های آماری تجزیه و تحلیل شده اند. در ادامه به منظور بررسی تاثیر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر توسعه گردشگری هوشمند در روستاهای مورد مطالعه از مدل PLS استفاده گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که وجود ظرفیت های گردشگری می تواند تاثیر مستقیم و معناداری بر روی توسعه گردشگری هوشمند برجای گذارد. بیشترین اثرگذاری در بین مولفه ها برای حمل و نقل هوشمند مانند مسیریابی آنلاین و آفلاین، اطلاع از ترافیک مسیر، استفاده از خدمات بین راهی و سایر موارد از مزایای حمل و نقل هوشمند می باشد. پس از حمل و نقل هوشمند دومین مولفه اثرگذار در تحقق گردشگری هوشمند، استفاده از وسایل ارتباطی مانند ایمیل، تلفن، سایت های اینترنتی، عضویت در کانال های پیام رسان ها و... بوده است. همچنین در درجه بعدی محیط هوشمند نیز تاثیر بسیار زیادی بر روی توسعه گردشگری هوشمند داشته است که از شاخصه های آن می توان به شبکه آنتن دهی مناسب، شبکه های اینترنت در سطح روستا، خدمات بانکداری الکترونیک در روستا و سایر موارد مشابه اشاره داشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت که میانگین شاخص های پژوهش در بخش امکانات مجازی در روستاهای مورد مطالعه از مقدار نرمال بالاتر بوده و روستاها دارای امکانات و ظرفیت زیرساختی و انسانی برای توسعه گردشگری هوشمند می باشند. همچنین تحلیل نتایج اثرگذاری بیان داشت که ظرفیت های هوشمند روستایی بر توسعه گردشگری هوشمند اثرگذار بوده است.
Explaining the Effects of Rural - Urban Linkages on Changing the Rural Lifestyle (Case Study: Lasht-e Nesha District, Guilan, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
65 - 80
حوزههای تخصصی:
Purpose-Various factors influence changes in rural lifestyles, with one of the most important being rural-urban linkages. The aim of this paper is to examine the role of rural-urban linkages in changing the lifestyle of rural households across three dimensions: social, economic, and cultural. Design/methodology/approach- The research method is descriptive-analytical, and data collection was conducted through library research for theoretical studies and via questionnaires for the field study. The statistical population includes the villages of the Lasht Nesha district in Rasht County. A sample of 360 respondents was selected using Cochran's formula and a simple random sampling method. Data were analyzed using linear regression and multivariate regression tests. Finding- The research findings regarding the linear relationship between rural-urban linkages and changes in rural household lifestyles revealed a significant relationship between these two variables. Additionally, the results showed that the most significant impacts of rural-urban linkages were in the cultural, social, and economic dimensions, respectively. Specifically, in the cultural dimension, consumerism and cultural and linguistic changes were most prominent; in the social dimension, changes in clothing and behavior; and in the economic dimension, materialism, wealth accumulation, and income generation experienced the greatest changes.
تحلیل اثرات تنوع معیشتی بر روی تاب آوری خانوارهای روستایی در مواجه با تغییرات آب و هوایی مطالعه موردی: روستاهای پیرا شهری شهر دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی وضعیت تنوع معیشتی و اثرات آن برافزایش تاب آوری روستاهای موردمطالعه است. روش پژوهش: نوع تحقیق کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی، تحلیلی می باشد. روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه و صورت گرفته و برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، T تک نمونه ای و تحلیل مسیر) استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستاهای پیرا شهر شهر دهدشت می باشد. برای تعیین حجم نمونه روستاها به صورت تصادفی از فرمول کوکران 21 روستا تعیین گردیده است، روستاهای انتخاب شده دارای 3538 خانوار می باشد. برای محاسبه حجم نمونه در بین خانوارها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 358 نمونه انتخاب و نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شده است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد، بین تنوع معیشتی و تاب آوری خانوارهای روستایی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد، بر اساس ضریب همبستگی به دست آمده (799/0) و سطح معناداری آزمون (000/0) می توان گفت با افزایش تنوع معیشتی، تاب آوری خانوارهای روستایی در برابر خشکسالی افزایش پیدا می کند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان می دهد، ریسک پذیری با اثرات کلی 200/0 کمترین تأثیر و دارایی و پس انداز با اثرات کلی 479/0 بیشترین تأثیر را بر تاب آوری خانوارهای روستایی در منطقه مطالعه داشته است. نتیجه گیری: افزایش تنوع معیشتی منجر به افزایش توانایی خانوارها در امر مقابله با تحولات ناشی از تغییرات آب و هوایی می شود.از این رو، اقداماتی که به تقویت تنوع معیشتی و در نتیجه تاب آوری خانوارهای روستایی منجر می شوند، باید از اولویت های برنامه های توسعه روستایی باشند. فعالیت هایی چون ترویج فنون کشاورزی متنوع، افزایش دسترسی به امکانات بیمه، تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقاء فن آوری های کشاورزی و ترویج استفاده بهینه از منابع طبیعی، می توانند از جمله اقدامات مؤثر برای افزایش تنوع معیشتی و بهبود تاب آوری خانوارهای روستایی باشند.
اثرات راهبردهای انطباقی بر امنیت غذایی خانوارهای روستایی در حوضه آبریز بختگان و طشک: کاربرد رویکرد تطبیق نمرات تمایل (PSM)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
47 - 82
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی همواره آسیب پذیری بالایی در برابر تغییر اقلیم داشته و این موضوع امنیت غذایی خانوارهای روستایی را تحت تأثیر قرار داده است. در این شرایط، مهمترین اقدام، بکارگیری راهبردهای انطباقی با تغییر اقلیم است. لذا در پژوهش پیش رو، اثر اتخاذ اقدامات تطبیقی بر امنیت غذایی با رویکرد تطبیق نمرات تمایل (PSM) و عوامل مؤثر بر اتخاذ راهبردهای تطبیقی با بهره گیری از مدل پروبیت چندمتغیره در سطح حوضه آبریز بختگان و طشک مورد مطالعه قرار گرفت. در این راستا، نمونه ای متشکل از 300 زارع جهت مصاحبه و جمع آوری داده های مورد نیاز خانوار با روش نمونه گیری چندمرحله ای در حوضه آبریز بختگان و طشک انتخاب شدند. نتایج رویکرد تطبیق نمرات تمایل نشان داد که چنانچه زارعین، راهبردهای تطبیقی تنوع فعالیت های معیشتی، نوین سازی سیستم های آبیاری، احداث استخرهای آبیاری و استفاده از ارقام اصلاح شده با نیاز آبی کم را اتخاذ نمایند، کالری روزانه دریافتی خانوارهای نمونه به ترتیب حدود 219/85، 182، 137/82 و 83/23 کالری افزایش می یابد. بنابراین، مهمترین راه حل جهت تعدیل پیامدهای منفی تغییر اقلیم بر ناامنی غذایی، تنوع بخشی فعالیت های معیشتی است. همچنین نتایج حاصل از مدل پروبیت چندمتغیره نشان داد که سن زارع، تحصیلات زارع، بعد خانوار، درآمد خانوار زارع، دسترسی به اعتبارات، دسترسی به آب آبیاری، مالکیت ماشین آلات کشاورزی، دسترسی به خدمات ترویج کشاورزی، تعداد محصولات کشت شده و کیفیت خاک به عنوان تعیین کننده های معنی دار راهبردهای تطبیقی محسوب می شوند. ازاین رو، پیشنهاد می شود که نتایج پژوهش به ویژه اثرات اتخاذ راهبردهای تطبیقی با تغییر اقلیم بر امنیت غذایی در تدوین برنامه های ملی امنیت غذایی مدنظر قرار گیرد.
سنجش امنیت غذایی شالی کاران و تبیین عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر آن در استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
165 - 192
حوزههای تخصصی:
برنج به عنوان دومین غله اساسی پس از گندم، نقشی کلیدی در تأمین انرژی و تغذیه ایفا می کند. این محصول همچنین منبع درآمد شالی کاران محسوب می شود و با کمک به افزایش قدرت خرید، دسترسی اقتصادی آن ها را به غذا تسهیل می کند. با توجه به ویژگی های خاص آب و هوایی و موقعیت جغرافیایی استان گیلان، این منطقه از پتانسیل بسیار مناسبی برای تولید انواع ارقام محصول استراتژیک برنج برخوردار است. شالی کاران گیلان با کسب رتبه دوم در تولید شلتوک در سطح کشور، به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد استان شناخته می شوند. بنابراین مطالعه حاضر به بررسی کمی وضعیت امنیت غذایی شالی کاران و عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر آن در استان گیلان پرداخته است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شد و با تعیین حجم نمونه از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش میدانی از شالی کاران استان گیلان در سال 1401 جمع آوری شد. به منظور محاسبه امنیت غذایی از پرسش نامه استاندارد و برای بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی بر امنیت غذایی از مدل لاجیت ترتیبی استفاده شد. نتایج نشان داد که تنها 25/73 درصد از خانوارهای شالی کار تحت بررسی استان گیلان در سال 1401 در شرایط امن غذایی قرار گرفته اند و بیش از دوسوم خانوارها (74/27درصد) با درجات گوناگون ناامنی غذایی مواجه هستند. نتایج حاصل از مدل لاجیت رتبه ای نشان داد که متغیرهای تحصیلات سرپرست خانوار، تعداد افراد شاغل در خانوار، محل سکونت، وضعیت محل سکونت، وضعیت اشتغال سرپرست خانوار، درآمد ماهانه، تنوع غذایی، متغیر مجازی مرکز استان، متغیر مجازی مالکیت زمین و سطح زیر کشت بر سطح امنیت غذایی خانوارها در سطح استان گیلان تأثیر مثبت و معنی داری دارند. به عبارت دیگر، با افزایش در سطح متغیرهای مستقل فوق، این احتمال که خانوارهای شالی کار استان گیلان در سطوح بهتری از امنیت غذایی قرار بگیرند، افزایش می یابد. از سوی دیگر، متغیر بعد خانوار در جهت منفی بر سطح امنیت غذایی خانوارهای شالی کار استان گیلان مؤثر است. بر اساس نتایج مطالعه، افزایش درآمد تأثیر مثبتی بر امنیت غذایی دارد. بنابراین، پرداخت های جبرانی به خانوارها می تواند به عنوان یک راهکار مؤثر برای کاهش ناامنی غذایی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، با توجه به تأثیر مثبت شغل دوم سرپرست خانوار بر وضعیت امنیت غذایی، ایجاد شرایط لازم برای فعالیت های اقتصادی غیرکشاورزی در کنار فعالیت های کشاورزی می تواند به افزایش درآمد و بهبود امنیت غذایی کمک کند.
بررسی مؤلفه های بهبود رفاه خانوارهای روستایی عضو و غیر عضو شرکت های تعاونی تولید روستایی در شهرستان میاندوآب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش، بررسی مؤلفه های بهبود رفاه خانوارهای روستایی عضو و غیر عضو شرکت های تعاونی تولید روستایی در شهرستان میاندوآب است. برای دستیابی به هدف از روش توصیفی- همبستگی استفاده شد. جامعه آماری را 17493 خانوار روستایی عضو و غیر عضو شرکت های تعاونی تولید روستایی تشکیل دادند و 377 خانوار به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه ای بود که روایی آن بر اساس نظرات گروهی از متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس تأیید شد و برای تعیین میزان پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. پرسش نامه با توجه به ضرایب به دست آمده از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بود. به منظور شناسایی مؤلفه های بهبود رفاه خانوارهای روستایی و بررسی شاخص خوبی برازش مدل تحقیق از تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت استقرارپذیری مؤلفه های رفاه بین خانوارهای روستایی عضو و غیر عضو تفاوت معنی داری دارد. به طوری که در مؤلفه های ایمنی و امنیت، آزادی فردی، حکمرانی، سرمایه اجتماعی، محیط سرمایه گذاری، شرایط کارآفرینی، دسترسی به بازار و زیرساخت، کیفیت اقتصادی، شرایط زندگی، بهداشت و سلامت و آموزش بین خانوارهای عضو و غیر عضو تفاوت معنی داری وجود داشت و تنها در مؤلفه محیط زیست طبیعی تفاوت معنی داری دیده نشد. بنابراین شرکت های تعاونی تولید روستایی نقش مؤثری در بهبود رفاه خانوارهای روستایی در شهرستان میاندوآب داشتند و میانگین آن 3/56 محاسبه شد که نشان از تأثیر مثبت تعاونی ها در بهبود کلی رفاه خانوارهای روستایی دارد. از همین رو پیشنهاد می شود آموزش های کارآفرینی به منظور افزایش تولیدات کشاورزی، تنوع در اقتصاد روستایی و بسترسازی لازم برای افزایش ثروت ارائه شود.
الگوی پذیرش هاب دیجیتال روستایی بر پایه ی رویکرد نظریه ی داده بنیاد (مورد مطالعه: استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در راستای بهره مندی مناطق روستایی از قابلیت های دیجیتال در سال های اخیر هاب های دیجیتال روستایی به عنوان بسترهایی معرفی شده اند که می توانند امکان توسعه پایدار روستاها در بلندمدت را فراهم آورند. به دلیل عدم شناخت این مراکز در ایران هنوز بهره برداری مناسبی از آن ها صورت نگرفته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و شرایط دخیل در پذیرش هاب های دیجیتال در نواحی روستایی است. روش پژوهش: در این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی و بطور خاص استراتژی پژوهشی نظریه داده بنیاد در صدد ارائه ی الگویی از شرایط و عوامل موثر بر پذیرش هاب های دیجیتال روستایی با تمرکز بر روستاهای استان کردستان هستیم داده های پژوهش از طریق مصاحبه با خبرگان دانشگاهی، مقامات دولتی و فعالین سازمان های مردم نهاد گردآوری و با کمک نرم افزار مکس کیو دی ای مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج پژوهش به اتکا ابعاد پنج گانه نظریه داده بنیاد، ارائه شده است. بر این اساس "کاستی های اقتصادی و فرهنگی-اجتماعی"، "زیرساخت ها، ویژگی ساختاری روستا، ترکیب جمعیت شناختی"، "عدم یکپارچگی در سیاست گذاری، تدبیر ناکارآمد امور روستایی، اقتصاد مبتنی بر سوداگری"، "شناسایی ظرفیت ها، کارکردهای مراکز هاب دیجیتال، پیش آموزش" و "توسعه فرهنگی - اجتماعی، توسعه اقتصادی، و تقویت خرد سیاسی" به ترتیب شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها را در برمی گیرند. نتیجه گیری: در مجموع عوامل اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، سیاسی و محیطی تعیین کننده علل، راهبردها، پیامدها و شرایط زمینه ای و مداخله گر پذیرش هاب های دیجیتال روستایی بوده اند. شناسایی شرایط اثرگذار بر پذیرش این بسترهای دیجیتال امکان طراحی و پیاده سازی سیاست های اثربخش در مسیر بهره گیری از هاب های دیجیتال روستایی را تسهیل خواهد کرد.
ارزیابی آثار فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی زنان روستایی: مطالعه موردی بخش کاغذکنان، استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
237 - 258
حوزههای تخصصی:
استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در تسهیل و تسریع بیشتر تبادل اطلاعات میان زنان روستا مفید و تأثیرگذار بوده و می تواند توانمندسازی آنان را در ابعاد مختلف به همراه داشته باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر ارزیابی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در توانمندسازی زنان روستایی است. جامعه آماری تحقیق، زنان بالای 18 سال ساکن در نه روستای انتخاب شده با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده (روش قرعه کشی) بخش کاغذکنان استان آذربایجان شرقی است که دارای 2134 زن بالای 18 سال بود. تعداد نمونه لازم برای تکمیل پرسش نامه با استفاده از فرمول کوکران 318 زن روستایی محاسبه شد. جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شد. روایی پرسش نامه با استفاده از نقطه نظرهای ده نفر از اساتید دانشگاه تبریز و زنجان مورد بررسی قرار گرفت و اصلاحات لازم بر روی آن اعمال شد. جهت ارزیابی میزان پایایی شاخص های تحقیق از روش آلفای کرونباخ برای 30 نمونه اولیه استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ برابر 75/0 به دست آمد که نشان دهنده مناسب بودن پایایی ابزار تحقیق است. جهت تحلیل مطلوبیت مؤلفه های توانمندسازی زنان از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. براساس نتایج آزمون، به ترتیب مؤلفه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیشترین مطلوبیت را داشته اند و مؤلفه روان شناختی نیز نامطلوب بوده است. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین تأثیر را در توانمندسازی روان شناختی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان روستایی به ترتیب با مقدار بار عاملی 0/481، 0/354، 0/301 و 0/247 دارند. ارتقای دسترسی زنان به فناوری اطلاعات و ارتباطات همراه با آموزش های مرتبط مهم ترین پیشنهادهای تحقیق حاضر بود.
بررسی عوامل موثر در پذیرش سامانه های آبیاری تحت فشار در شهرک های گلخانه ای (مطالعه موردی: کیشستان شهرستان صومعه سرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در سال 1402 در استان گیلان، شهرک گلخانه ای کیشستان شهرستان صومعه سرا انجام گرفت. روش پژوهش: این پژوهش علی و پس از وقوع و از لحاظ هدف ک اربردی است. روایی پرسشنامه محقق ساخته با ارائه به 15 کارشناس و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مقدار 9/0 به دست آمد. جامعه آماری 103 گلخانه دار بوده که به دو گروه دارای سامانه آبیاری تحت فشار و فاقد آن تقسیم شدند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 82 گلخانه دار برآورد شد. یافته ها: نتایج توصیفی نشان داد سابقه گلخانه داران در گروه دوم، بیشتر از گروه اول بود. گروه دوم نسبت به گروه اول از نظر سطح تحصیلات، مهارت فنی، سطح زیرکشت، عملکرد در واحد سطح و درآمد سالانه، پایین تر بودند و برای فعالیت خود از نیروی کار بیشتری استفاده می کنند. گروه اول دسترسی بیشتری به افراد ماهر دارند و نیز اکثر آنان می توانند به خدمات پس از نصب و لوازم یدکی دسترسی یابند. گروه دوم، از خدمات بیمه ای رضایت ندارند و برنامه های آموزشی و ترویجی رضایت آنان را به خوبی جلب نکرده و به مراکز پژوهشی و خدماتی دسترسی ندارند و از خدمات آن ناراضی هستند. آنها رغبت مناسبی برای بازدیدهای علمی، ملاقات با مروجین، بهره گیری از رایانه و اینترنت و نشریات ترویجی ندارند و رضایتشان را جلب نمی کند. یافته های آمار استنباطی نیز این تفاوت ها را در بین دو گروه به صورت معنی دار نشان داد. آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد که مقادیر ضریب تعیین در گام اول برابر 57/0، در گام دوم 71/0، در گام سوم 82/0، در گام چهارم 89/0 و در گام پنجم 93/0می باشند، بنابراین 93 درصد از تغییرات متغیر وابسته به وسیله متغیرهای مستقل ناشی می شود. نتیجه گیری: با ایجاد نهادهای اعتباری مناسبی برای اعطای وام با نرخ سود کمتر و همچنین داشتن تنفس برای بازپرداخت و باز پرداخت طولانی تر، گلخانه داران کم درآمد می توانند تجهیزات ضروری سامانه آبیاری تحت فشار را خریداری و اجرا کنند.
Non-Revenue Water Implications on Organisation Operation Cost and Customer Satisfaction: A Case of Musoma Urban Water Supply and Sanitation Authority (MUWASA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
73 - 81
حوزههای تخصصی:
Purpose- This study examined the effects of non-revenue water (NRW) on organisation running costs and customer satisfaction. The intention was to describe the NRW's effects on the MUWASA's performance as a case study. Specifically, it identified factors prompting non-revenue water; described the NRW effects on organisation running costs; and examined the level of customer satisfaction towards service provision.Design/methodology/approach- A purposive sampling technique was used to pick respondents for the household survey and key informant interview. The study included 100 respondents (70 connected customers and 30 employees of the authority). MUWASA serves 5 zones of the municipality; therefore, the study obtained 70 connected customers from the five zones of the authority. The household survey and the key informant interviews (KII) were the main data collection methods, the survey technique was used to collect data from 100 respondents and seven were involved in key informant interviews. Descriptive and inferential statistics and content analysis were used in data analysis.Findings- The findings have indicated that NRW affects the water utility revenue collection, and organisation running costs, which jeopardizes customer satisfaction with the organizational service delivery. Originality/value- Based on the National Water Policy of 2002 which aims at achieving sustainable, effective, and efficient development and management of Water Supply and Sanitation one of its objectives is to create an enabling environment and appropriate incentives for the delivery of reliable, sustainable, and affordable water supply and sanitation services. Therefore, the findings of this study are a catalyst for the improvement of the set policy objectives and enhance interventions where necessary.
بررسی اثرات زیست محیطی گردشگری بر جامعه روستا شهر تاریخی رادکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
117 - 134
حوزههای تخصصی:
گردشگری سومین صنعت دنیا شناخته شده است و ارتباط آن با محیط، مشکلات زیست محیطی را در روستاهای توریستی افزایش داده است؛ ازجمله تخریب و آلودگی خاک، تغییر کاربری، افزایش قیمت زمین و... با توجه به پیوند روستا با طبیعت ضرورت حفاظت از محیط زیست مشهود می باشد. مسائل محیط زیست ازجمله مسائل اجتماعی است که درنتیجه شرایط عینی و قابل شناسایی می باشد. در این تحقیق سعی گردیده اثرات مثبت و مخرب محیطی گردشگری در روستا شهر تاریخی رادکان بررسی گردد. این پژوهش ازنظر هدف توصیفی، تحلیلی وکاربردی و از نوع تحقیقات پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه است. ابزارهای مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته در قالب طیف لیکرت می باشد. جامعه آماری بر مبنای فرمول کوکران تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار (Spss) و جهت تهیه نقشه از نرم افزار (Gis) استفاده گردید. با توجه به اینکه این شاخص ها از توزیع نرمال برخوردار نمی باشند، از آزمون ویلکاکسون یک نمونه ای استفاده شده است؛ بالاخره با توجه به نتایج به دست آمده به طور خلاصه، می توان گفت، عواملی مانند آلودگی محیط زیست و تغییر کاربری اراضی از نتایج منفی گردشگری در روستاهای رادکان هستند که پاسخ ها به طور معناداری مخالف با عدد 3 بوده و نشان دهنده تأثیرات منفی و مخرب این عوامل است در مقابل، دو عامل دیگر یعنی جمع آوری بهداشتی زباله ها و فضولات و حفاظت از طبیعت و محیط اطراف در سطح روستا، دارای میانه ای بالاتر از 3 هستند که نشان دهنده تأثیرات مثبت و مفید این عوامل در نظر پاسخ دهندگان است. با استفاده از آزمون نا پارامتری فریدمن، رتبه بندی عوامل زیست محیطی نشان می دهد که "مناظر طبیعی"، "هوای پاک" و "جذابیت های کشاورزی و تاریخی" به عنوان مهم ترین عوامل مثبت زیست محیطی گردشگری شناخته می شوند. در نهایت با توجه به تحلیل نتایج، پیشنهادات کاربردی ارائه شده است.