مقالات
حوزههای تخصصی:
ازسال 1378 که اولین کتاب "ژئومورفولوژی ایران" نگاشته شد تا سال 1403 بالغ برهفت کتاب با همین عنوان منتشرشده است و بررسی سرفصل ها و مطالب آن ها، نشان از نوعی تحول در فهم ژئومورفولوژی ایران دارد؛ اگرچه مؤلفان به شدت متأثر از مبانی زمین شناسی ایران بوده اند. همین سیاق در مقالاتی که در زمینه ژئومورفولوژی ایران نگاشته شده، جریان دارد و البته تکوینی قابل تقدیر در کمّی شدن مطالب دیده می شود. ازسال 1390 به بعد، کلیدواژگان جدیدی در ادبیّات ژئومورفولوژی ایران همچون؛ هویت مکانی، الگوی زیست جمعی، اقلیم اختری، دستگاه جغرافیایی ایران، ترامتنیت در ژئومورفولوژی، ژئودوالیتی و سازمندی های اجتماعی وارد شده است که از تغییر نگرش ژئومورفولوژیست های جوان ایرانی و گرایش آن ها به تبیین ارتباط چشم اندازهای ژئومورفولوژی با انسان های ساکن در این سرزمین حکایت دارد. نکته قابل تأمل دیگر این ایده ها آن است که این واژگان ترجمه شده ژئومورفولوژیست های دیگر کشورها نیست و به عبارتی محصول فکری خود این محققان است. این مقاله حاصل تحقیقی در مورد اندیشه ها و نوآوری های نظری در ژئومورفولوژی ایران است که با استناد به روش فراتحلیل ، نظریه ها و ایده های جدید ژئومورفولوژیست های ایران واکاوی شده و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که؛ ادبیات ژئومورفولوژی جدید ایران، تغییر و گرایش پدیدارشناسانه به خود گرفته است. ژئومورفولوژی جدید ایران از کمند تکرار مباحث زمین شناسی، خود را رهانیده و مقولات جدیدی را مطرح می سازد که ادبیات ژئومورفولوژی کلاسیک، کمتر شاهد آن است و بالاخره این که آن چه در این نوشته ها دیده می شود، محصول تعمّق و دریافت های جدید محققان جوان ایرانی است و کمتر صبغه ترجمه دارد .
سنجش میزان توسعه یافتگی بنادر دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زنجیره تأمین جهانی، یک بندر دریایی به عنوان بخش مهمی از شبکه بین وجهی، نقشی محوری در پیوند میان؛ صادرکنندگان و واردکنندگان، تسهیل تجارت و توسعه شهر و مناطق پس کرانه ای ایفا می کند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی سطح توسعه یافتگی بنادر در نوار ساحلی دریای خزر و بررسی جایگاه کشورها در این منطقه از جهت تسهیل تجارت و توسعه مناطق پس کرانه ای می باشد. پس از بررسی های کلی و مقایسه عوامل و معیارها، از میان بنادر دریای خزر؛ ۱۲ بندر ( امیرآباد، انزلی، نوشهر، اکتائو، کوریک، ترکمن باشی، باکو، آلات، دوبندی، آستراخان، ماخاچ قلعه و علیا) به عنوان مهمترین بنادر برای تحلیل انتخاب شدند. در مرحله اول با طراحی پرسش نامه ای از نظرات ۸ خبره برای درک میزان اهمیت هر عامل و معیارهای آن در ارزیابی میزان توسعه یافتگی بندر بهره گرفته شد. سپس با کمک روش «فوکام » وزن هر عامل و معیارهای آن محاسبه شد. طبق نظرسنجی صورت گرفته، عوامل برون زای خشکی با وزن ۰.۴۰۴ در انتخاب بندر بیشترین تأثیر را داشت؛ به این معنا که کاربران بندر ممکن است جذابیت بندر را تنها با ویژگی های سنتی مانند زیرساخت بندر و خدمات اندازه گیری نکنند بلکه برای توسعه شبکه های حمل و نقل داخلی و افزایش امکانات پشتیبانی مانند بنادر خشک ارزش قائل شوند. در مرحله دوم ، با استفاده از نتایج پرسش نامه، وزن معیارها محاسبه شد و براساس روش تصمیم گیری چندمعیاره (مارکوس) به رتبه بندی بنادر دریای خزر براساس سطح توسعه یافتگی آن ها اقدام گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بندر آستراخان روسیه با امتیاز ( 0.739) در رتبه اول، بندر باکو آذربایجان با امتیاز (0.705) در رتبه دوم و بندر ماخاچ قلعه روسیه و ترکمن باشی ترکمنستان به ترتیب با امتیاز (0.531 و 0.522) در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. از میان بنادر ایرانی امیرآباد با امتیاز (0.503) به عنوان توسعه یافته ترین بندر ایران در شمال، بندر انزلی با امتیاز (۰.۳00) و بندر نوشهر با امتیاز (۰.۲73) در رتبه های پنجم، هشتم و دهم شناخته شدند .
ویژگی های درّه های یخچالی ایران، مطالعه موردی: دره سارمساقلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناظر کوهستانی متأثر از یخچال های طبیعی، به بازسازی محیط دیرینه یخچال کمک فراوانی می نمایند. در این مقاله از یک مدل عددی فرسایش یخچالی برای کشف حداکثر گسترش زبانه های یخچالی استفاده شده است. تمرکز این مقاله بر تکامل پروفیل عرضی دره بر اساس موازنه جرم یخ با ابعاد عرضی درّه است که در مقیاس های زمانی هزاران تا صدها هزار سال تکامل یافته است. در بخش شمالی حوضه زنجان رود ، رودخانه «سارمساقلو» به سمت غرب جریان دارد و از طریق زنجان رود، به قزل اوزن می پیوندد. لندفرم های یخچالی حوضه «سارمساقلو»، به کمک مشاهدات میدانی مبتنی بر « GPS »، داده های « DEM » مستخرج از « SRTM »با قدرت تفکیک 30 متر و « Google Earth » (وضوح 15 متر) رقومی شدند. بعد از آن نمایه هایی از درّه که بر اثر توزیع فضایی جرم یخ، متناسب با ارتفاع شکل گرفته بود، در ارتباط با عمق درّه، عرض مقطع، مساحت مقطع و حجم درّه تجزیه وتحلیل شد. همچنین با استناد به یافته های اسنادی (روابط خطی بین دما و بارش با ارتفاع)، شرایط اقلیم کنونی و کواترنری تجزیه وتحلیل گردید. بر اساس برآوردهای حاصله، افزایش ارتفاع دیواره دره «سارمساقلو»، تابعی از فاصله گرفتن از ارتفاع برف مرز دائمی بوده است؛ به گونه ای که در ارتفاع بین 1800-1900 متر به حداکثر خود رسیده است. در این مکان در دوره های سرد کواترنری، سنگ های مقاوم شیل آهکی با توف، مانعی بر سر جریان یخچال بوده و باعث تجمع بیش ازحد یخ شده است. مسلماً تفاوت های زیاد درّه ها، از ماهیت یخچال های طبیعی و لیتولوژی بستر یخی تبعیت می نماید .
ارزیابی شدّت خشکسالی حوضه آبخیز «رضی چای» با استفاده از شاخص های VCI ،TCI ،VHI(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشکسالی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی، امنیت غذایی و منابع آبی را به شدت تهدید می کند. شناسایی و پایش مناطق مستعد خشکسالی با استفاده از روش های نوین، به ویژه در حوضه آبخیز «رضی چای»، از اهمیت زیادی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های محیطی شامل: دمای سطح زمین(LST) ، رطوبت خاک و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در دوره 2016 تا 2022 و با بهره گیری از داده های ماهواره ای « MODIS » در سامانه گوگل ارث انجین انجام شد . در این مطالعه، شاخص های خشکسالی TCI ، VCI و VHI محاسبه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین دمای سطح زمین در جنوب غرب حوضه با 303 کلوین و کمترین دما در شمال شرق با 293 کلوین ثبت شده است. همچنین، رطوبت خاک در جنوب غرب به کمینه مقدار خود (73/6 میلی متر) و در شمال شرق به بیشینه مقدار (16 میلی متر) رسیده است. شاخص « NDVI » نیز بیشترین تراکم پوشش گیاهی را در جنوب غرب و شمال شرق حوضه با مقدار 15/0 نشان داد . بررسی شاخص های خشکسالی نشان داد که در بخش های مرکزی حوضه، شاخص « TCI » با مقدار 42/0 تنش گرمایی را افزایش داده است. همچنین، کاهش شاخص های VCI و VHI به ترتیب با مقادیر 16/0 و 03/0- ، نشان دهنده افت قابل توجه سلامت پوشش گیاهی در این مناطق بوده است . تحلیل همبستگی میان شاخص های خشکسالی و عوامل محیطی نشان داد که شاخص « VHI » بیشترین همبستگی معنی دار را با « NDVI » در حدود 34/0 داشته است. در نهایت، این نتایج نشان می دهد که با افزایش دمای سطح زمین و کاهش رطوبت خاک، خشکسالی تشدید شده و به سلامت پوشش گیاهی آسیب جدی وارد شده است.
تأثیر نابرابری توسعه ای بر امنیت در استان های مرزی و غیر مرزی ایران: یک بررسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط توسعه یافتگی و امنیت در استان های مرزی و غیر مرزی ایران است. روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ نوع، توصیفی-تحلیلی می باشد. داده های این پژوهش به صورت کتابخانه ای استخراج گردیده است. تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده به صورت کمّی و با استفاده از نرم افزارهای « EXCEL »، « GIS » و « SPSS » صورت گرفته است. برای وزن دهی به شاخص ها از مدل « OPA »، برای ارزیابی وضعیت توسعه یافتگی و امنیت از روش تصمیم گیری چندشاخصه ویکور، برای ارتباط یابی میان متغیرها از روش « GWR » و برای بررسی تفاوت وضعیت توسعه یافتگی و امنیت از آزمون t دو نمونه مستقل استفاده شده است. نتایج نشانگر آن است که بر اساس آزمون t دو نمونه مستقل، در دو گروه استان های مرزی و غیر مرزی از نظر میزان توسعه یافتگی و امنیت، تفاوت معناداری مشاهده نشده است. نتایج آزمون « GWR » حاکی از آن است که در استان های مرزی، 42 درصد از سطح امنیت، به وسیله توسعه یافتگی پیش بینی می شود، در حالی که این نسبت در استان های غیر مرزی به 63 درصد می رسد. نظام برنامه ریزی ایران، با اتکاء به نظریه نئوکلاسیک و الگوی مرکز-پیرامون، در طول زمان نابرابری های توسعه ای را در میان استان های مرزی و غیر مرزی به وجود آورده است، علاوه بر این، تحولات اخیر در مناطق مرزی ایران، موجب ایجاد چالش های امنیتی متعددی شده که می تواند تأثیر بسزایی بر روند توسعه ای این مناطق داشته باشد؛ بنابراین برای برطرف کردن نابرابری های موجود و ارتقاء سطح توسعه در مناطق مرزی، لازم است که سیاست های کلان و خرد با در نظر گرفتن تمامی ابعاد و چالش های موجود، به ویژه در زمینه امنیت، طراحی و اجرایی شوند.
آینده پژوهی نقش گردشگری هوشمند در توسعه گردشگری پایدار شهری، مطالعه موردی: شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی گردشگری هوشمند در توسعه گردشگری پایدار شهر اهواز پرداخته است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. ابزارهای گردآوری داده به صورت منابع و اسناد کتابخانه ای و پیمایشی(پرسش نامه) می باشد. قلمرو پژوهش، شهر اهواز است. نمونه آماری این پژوهش 50 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری، فناوری اطلاعات و ارتباطات و برنامه ریزی شهری است. جهت تجزیه وتحلیل دادها از روش دلفی، ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد از میان 17 عامل اصلی تأثیرگذار بر نقش گردشگری هوشمند در توسعه گردشگری پایدار شهر اهواز ، 8 متغیّر به عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده اند که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه نقش گردشگری هوشمند در توسعه گردشگری پایدار شهر اهواز دارند. همچنین نتایج نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم، متغیرهایی مانند سطح نفوذ فناوری، ایجاد اشتغال و علائم راهنمایی هوشمند به ترتیب با امتیاز 41، 39و 37 و متغیرهایی که تأثیری غیر مستقیم بر نقش گردشگری هوشمند در توسعه گردشگری پایدار شهری دارند، مانند: سطح نفوذ فناوری، ایجاد اشتغال و بهبود تجربه گردشگران با امتیاز 45946، 43576 و 41275 به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم واقع شده اند. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری، فعالان بخش خصوصی و سایر ذی نفعان در زمینه گردشگری، کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری در جهت توسعه گردشگری هوشمند و پایدار در شهر اهواز اتخاذ کنند .
تحلیل راهبردی امکان سنجی ایجاد بازارچه های روستایی مشترک با استفاده از روش های «SWOT» «AHP» (مطالعه موردی: روستاهای بخش بهار همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشاورزی ، به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل توسعه در روستاها شناخته شده است و ایجاد بازارچه های روستایی می تواند نقشی کلیدی در افزایش درآمد، اشتغال و توسعه پایدار روستایی ایفا کند. این تحقیق با هدف تحلیل و اولویت بندی راهبردهای ایجاد بازارچه های مشترک روستایی در بخش بهار همدان انجام شده است. جامعه آماری شامل 450 خانوار روستایی، کارشناسان توسعه و مسئولین محلی بود. روش نمونه گیری در بین خانوارها به صورت خوشه ای چندمرحله ای و در میان کارشناسان از روش گلوله برفی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از مدل « SWOT » جهت شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها و همچنین با تکمیل 100 پرسش نامه جدید، از مدل تحلیل سلسله مراتبی « AHP » برای اولویت بندی راهبردها بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که ایجاد بازارچه روستایی در این منطقه به لحاظ اقتصادی برای روستائیان مقرون به صرفه است و امکان پایداری و رشد آن فراهم می شود. از مهم ترین نقاط قوت می توان به آمادگی بالای روستائیان و نزدیکی روستاها به یکدیگر اشاره کرد. در بخش فرصت ها نیز افزایش درآمد پایدار، رونق کسب وکارهای جدید و اشتغال زایی، بهترین نتایج را داشتند. اولویت های راهبردی شامل جذب مشارکت های مردمی و استفاده بهینه از زیرساخت های موجود بود. همچنین اولویت بندی راهبردهای ارائه شده به روش« AHP » نیز با اولویت های خروجی روش « SWOT » تطابق کامل داشت.
تحلیل دستاوردهای اجرای طرح های شاخص زیربنایی و اقتصادی در ناحیه روستایی سیستان با روش «نظریه مبنایی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشکلات ناشی از شرایطخشکسالی و کم آبی در روستاهای سیستان، باعث بروز بحران شدید آبی و تأثیرات منفی در اقتصاد غالب (کشاوزی)، اشتغال، وزش باد همراه با طوفان و گرد و غبار (به طور متوسط 7/80 روز در سال)، تخلیه بیش از ۱۸۰ روستا و مهاجرت ساکنین به مناطق دیگر شده است. طرح ها و برنامه های مختلفی برای تعدیل و کاهش اثرات نامطلوب این پدیده بر زندگی مردم و اقتصاد منطقه انجام شده است اما ا مروز آن چه از شرایط سیستان مشاهده می شود، نشان از ناپایداری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؛ از همین رو این پژوهش با روش کیفی (نظریه مبنایی) و به صورت کاربردی، به بررسی روند تأثیرگذاری طرح ها در زمینه بهبود زیرساخت ها و توسعه اقتصادی روستاها و عواملی که در موفقیت یا عدم موفقیت این طرح ها نقش داشته اند، پرداخته است. طبق نتایج تحقیق، مدل مفهومی تحقیق از ارتباط بین مقوله ها، راهبردهای پیشنهادی و پیامدهای حاصل از آن با ۵ معیار و 35 زیرمعیار به دست آمد. شرایط عل ّ ی با 8 مفهوم در این مدل، تصویر روشنی از ناحیه سیستان ارائه می دهد که با چالش های جدی اقتصادی و اجتماعی روبرو است. این مشکلات به صورت زنجیره ای به هم متصل هستند. شرایط مداخله گر با 7 مفهوم تأکید می کند چالش ها، به دلیل عوامل داخلی و خارجی، پیچیدگی خاصی دارند . شرایط زمینه ای با 4 مفهوم در مدل به دست آمده نشان از چالش های ساختاری و سیستماتیک دارد که به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند. راهبردهای پیشنهادی با 9 مفهوم برای توسعه روستاهای سیستان، مجموعه ای جامع و متنوع از اقدامات است که می توانند به بهبود شرایط زندگی مردم این منطقه کمک کنند. به عنوان مثال؛ ایجاد و توسعه صنعت، پتانسیل های انرژی تجدیدپذیر، سیاست های کشاورزی نوین و توسعه اقتصاد گردشگری می تواند در تجارت مرزی با افغانستان ضروری و الزام آور باشد. پیاده سازی راهبردهای توسعه پایدار مطرح شده، می تواند پیامدها و تحولات شگرفی را در منطقه سیستان ایجاد کند و به بهبود کیفیت زندگی مردم و توسعه پایدار آن کمک نماید. این پیامد ها با 7 مفهوم با توجه به چالش های موجود، نیاز به یک برنامه جامع و بلندمدت دارد که با مشارکت همه ذی نفعان و با استفاده از منابع داخلی و خارجی اجرا شود. موفقیت این برنامه به عوامل مختلفی از جمله؛ حمایت دولت، مشارکت بخش خصوصی، توانمندسازی جامعه محلّی و وجود زیرساخت های مناسب بستگی دارد .