اسماعیل جعفری

اسماعیل جعفری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه یادگیری فناورانه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰ مورد.
۱.

از نظریه تا عمل، اجرای هم آفرینی برنامه درسی (مطالعه موردی 10 دانشگاه سراسر جهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی تجربه هم آفرینی در دانشگاه ها مطالعه موردی هم آفرینی برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
امروزه سیستم های آموزشی در سراسر جهان با چالش های متعددی روبه رو هستند و برای دست یابی به اهداف کلیدی خود از راهبردهایی متنوع و نوآورانه متناسب با نیازهای آموزشی بهره می برند. یکی از این راهبردها هم آفرینی برنامه درسی در آموزش عالی است که شامل مشارکت فعال دانشجویان به عنوان یکی از ذی نفعان اصلی، همراه با اساتید، در طراحی محتوا، ساختار دوره ها و به طور کلی، در توسعه برنامه های دانشگاهی است. بر همین اساس، این پژوهش هم آفرینی برنامه درسی در دانشگاه های ملبورن، ادینبورگ، بریتیش کلمبیا، سیدنی، کوئینزلند، پلی تکنیک هنگ کنگ، گلاسگو، هلسینکی، کوئین مری لندن و کیپ تاون را بررسی کرده است. منطق انتخاب نمونه ها در بخش نمونه گیری مقاله به تفصیل شرح داده شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به صورت مطالعه موردی، جنبه های مختلف هم آفرینی برنامه درسی در دنیای واقعی را توصیف، ارزیابی و درک می کند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا 2020 استفاده شده است و از داده ها ۲۰۳ کد باز و ۶ مقوله اصلی شامل هم آفرینی در برنامه درسی، یادگیری بین رشته ای، یادگیری فناورانه، یادگیری عملی و مبتنی بر صنعت، چالش های هم آفرینی و نتایج و مزایای هم آفرینی و ۱۸ زیرمقوله حاصل شده است. طبق یافته های این پژوهش، هم آفرینی در برنامه درسی با مشارکت فعال دانشجویان و ذی نفعان همچون اساتید، صنعت و جامعه در دانشگاه هایی که رویکردهای نوآورانه و مشارکتی دارند، به بهبود تجربه یادگیری و نتایج تحصیلی منجر می شود. این فرایند از طریق کارگاه های مشارکتی، بازخورد مستمر و استفاده از فناوری پیشرفته تسهیل می شود. با این حال، چالش هایی همچون زمان بربودن فرایندها و تعادل قدرت بین دانشجویان و اساتید وجود دارند.  
۲.

هم آفرینی برنامه ریزی درسی در آموزش عالی ایران : تحلیلی بر تجارب دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی ایران تجربیات دانشجویان کارشناسی هم آفرینی برنامه ریزی درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تجربیات دانشجویان کارشناسی درباره هم آفرینی برنامه ریزی درسی در آموزش عالی ایران انجام شد. روش: پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون به روش براون و کلارک Braun & Clarke(2006) انجام گرفت. داده ها به صورت استقرایی تحلیل و مضامین مستقیماً از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استخراج شدند. نمونه گیری هدفمند با بیشینه سازی تنوع، از چهار دانشگاه منتخب با سابقه نوآوری آموزشی صورت پذیرفت. فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع مفهومی ادامه یافت و در مجموع ۱۱ مصاحبه با دانشجویان کارشناسی انجام شد. برای افزایش اعتبار نتایج، بازبینی مشارکت کنندگان به کار گرفته شد و تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد تجربه های دانشجویان شامل مشارکت در طراحی برنامه های درسی، انتخاب محتوا، روش های ارزشیابی و همکاری در تصمیمات آموزشی بود. همچنین، عوامل مؤثر بر تحقق هم آفرینی، مزایا و چالش های اجرایی آن شناسایی شدند. اجرای این رویکرد آموزشی نیازمند بازنگری در ساختارهای سنتی آموزش، تغییر نقش اساتید به تسهیل گر و تقویت توانمندی های دانشجویان برای مشارکت فعال بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد هم آفرینی برنامه درسی در آموزش عالی ایران به عنوان رویکردی نوآورانه و تحول آفرین، نقش مهمی در ارتقای کیفیت یادگیری دارد. اصلاحات سیاستی مانند افزایش انعطاف پذیری در طراحی برنامه های درسی و ترویج فرهنگ آموزشی مبتنی بر مشارکت، از ضرورت های این حوزه است. هم آفرینی برنامه درسی علاوه بر طراحی محتوا، به تعامل بین اساتید و دانشجویان، ساختارهای آموزشی و موانع فردی وابسته بود و اهمیت به کارگیری رویکردهای مشارکتی در تدوین برنامه های درسی را برجسته ساخت.
۳.

comparing the effectiveness of face to face in- service and virtual in-service trainig courses for primary teachers based on the kirkpatrick model(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: effectiveness In-service courses Kirkpatrick model teachers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
The present research was conducted with the aim of measuring the effectiveness of face to face and virtual in-service training of elementary school teachers in Birjand city based on the Kirkpatrick model and comparing them. The current research method is a quasi-experimental pre-test-post-test type. The statistical population of this research includes all primary school teachers of Birjand city who have participated in in-service and virtual courses in the academic year 2023-2024. Using available sampling, 45 teachers participating in face-to-face courses and 45 teachers participating in virtual courses were selected. In the first level, i.e. reaction, participants' opinions were collected in two stages (the beginning of the courses and the end of the courses). The tool used at this level was a researcher-made questionnaire. The second level, i.e. learning, was conducted using a researcher-made test of 19 questions and was performed as a pre-test and post-test. In the third level, i.e. behavior, data was collected 5 months after the end of the courses using the teachers' self-evaluation form and the teachers' evaluation form by their managers. The results of the inter-subject effects test to compare the reaction level components in the post-test stage and the f value obtained for all components are significant at the alpha level of 0.05. The F value obtained in the results of covariance analysis for comparing learning scores in the post-test stage is 26.563. The value of the t statistic and the value of the significance level for comparing the scores of the behavior level show that there is no difference in the variance between the two groups of face-to-face and virtual education The findings of the research show that face-to-face and virtual in-service courses are effective in the levels of reaction, learning and behavior, and there is a significant difference between the effectiveness of face-to-face and virtual courses; So that the obtained averages show that face-to-face training can have a significant effect compared to virtual training in these three levels.
۴.

رویکرد تاریخی بر سیر تحولات برنامه ریزی درسی در آموزش عالی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی افغانستان برنامه ریزی درسی جهت گیری ها دوره های تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی سیر تحولات برنامه ریزی درسی درآموزش عالی افغانستان با استفاده از روش کیفی و ازنوع تاریخی بوده است.به منظور گردآوری اطلاعات ابتدا منابع و مستندات شنایی شد وبراساس محتوا و روش نمونه گیری نظری، از منابع نوشتاری مرتبط استفاده گردید. سپس با مشارکت کنندگان پژوهش(معاون وزارت تحصیلات عالی، اساتید، رؤسا و معاونین دانشگاه ها)که دارای تجربه و تخصص بودند، با استفاده از رویکرد هدفمند و براساس الگوی مصاحبه های کیفی و اشباع نظری با 14 نفر مصاحبه انجام شد. در نتیجه سیر تحول برنامه ریزی درسی در پنج بعد: فرایند، نظام، رشته تحصیلی، حرفه و دانش؛ و در چهار دوره ی عمل گرایی، انزوا وانحصار، رکود و تحول با دیدگاهی تحلیلی شناسایی شد. یافته ها نشان داد که برنامه ریزی درسی از 1311-1400، جهت گیری های متفاوتی داشته است.در دوره عمل گرایی نظام برنامه ریزی درسی نسبتآ مستقل بود و برمبنای منافع ملی انجام می شد. در دوره انزوا و انحصار متآثیر از ایدیولوژی کمونیسم بود ونظام مترکز داشت. در دوره رکود برنامه ریزی درسی نظام مند نبود و بعضآ متآثیر از ایدیولوژی اسلامی بود. در دروه تحول، دانشگاه ها در امر برنامه ریزی درسی مشارکت داشتند و با نظرخواهی از اساتید انجام می شد.
۵.

طراحی و اعتباریابی الگوی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی حس حضور سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
حس حضور در محیط های الکترونیکی، پیش زمینه ای مهم در توسعه کارایی این نوع محیط های یاددهی- یادگیری است؛ از این رو، تلاش برای زیادکردن احساس حضور یادگیرندگان در محیط های یادگیری الکترونیکی اهمیت فراوانی دارد. بر همین مبنا، به منظور شناسایی زمینه های حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی و تدوین الگوی مطلوب، این پژوهش به روش ترکیبی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش پیمایشی بهره گرفته شد. در بخش کیفی با به کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی- قیاسی و همچنین گروه کانونی به شناسایی مؤلفه های سه بُعد شناخته شده از حس حضور (براساس رویکرد قیاسی) و همچنین ابعاد و مؤلفه های جدیدی از حس حضور (براساس رویکرد استقرایی) توجه شده است. در این راستا، جامعه آماری در بخش کیفی را پژوهش های داخلی و خارجی (2010 تا 2021) مرتبط با موضوع پژوهش و همچنین اساتید و متخصصان رشته علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی در حوزه یادگیری الکترونیکی تشکیل دادند. به این منظور، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و هدفمند در دسترس، تعداد 75 مقاله به صورت پالایش سیستماتیک و نیز 9 نفر از اساتید مرتبط برای تشکیل گروه کانونی انتخاب شدند. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل و براساس نتایج به دست آمده پیشنهادهایی برای شکل گیری الگوی تلفیقی حس حضور ارائه شد. در بخش کمی داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گرد آوری شد. برای پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 91/0 محاسبه و روایی محتوایی پرسشنامه با محاسبه دو شاخص نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا تأیید شد. جامعه آماری بخش کمی را نیز اساتید و دانشجویان مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات در آموزش تشکیل دادند که 50 نفر از ایشان به روش نمونه گیری در دسترس برای اعتباریابی درونی الگو انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کمی از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. در بخش کیفی پس از پالایش کدهای باز، مؤلفه ها و ابعاد نهایی حس حضور شامل احساس باهم بودن، تنظیم قواعد مشترک میان اعضا، خودکارآمدی درک شده، موفقیت در کسب تجربیات یادگیری، ایجاد توانمندی در به کارگیری دانش جدید، توانمندی در اثرگذاری بر دیگران، خودراهبری یادگیرنده و درگیری فعال یادگیرنده شناسایی شد. در ادامه، ابعاد نهایی حس حضور شامل: حضور اجتماعی، یادگیری، شناختی، فیزیکی، آموزشی، عاطفی، خودگردانی و زیبایی شناختی هستند. نتایج آزمون تی تک نمونه ای برای ارزیابی اعتبار درونی الگو نشان دهنده آن بود که نظر متخصصان در رابطه با کل مدل طراحی شده با سطح معناداری 001/0 و در سطح آلفای 01/0 بیشتر از حد وسط بوده است (01/0 > p)؛ درنتیجه متخصصان اعتبار درونی الگوی طراحی شده را مطلوب ارزیابی کردند.  
۶.

طراحی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقِ دینی بر اساس دیدگاههای محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محمد غزالی برنامه درسی تربیت اخلاقی عناصر برنامه درسی مبانی و اصول تعلیم و تربیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی آراء ابوحامدغزالی در تربیت اخلاقِ دینی، و ارائه ی الگوی برنامه ی درسی تبیینی او در این زمینه، مشتمل بر مبانی، اصول و عناصر، به روش «تحلیلی-تفسیری» انجام شده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که در بخش مبانی تربیت اخلاقی، تأکید بر «کرامت ذاتی و الهی» و نیز «جنبه ی نفسانی و روحانیِ» وجودِ انسان، «محور و فَعّالِ مایشاء بودن خداوند در جهان»، برخورداری عالَمِ هستی از «دو بُعدِ ماده و ملکوت»، «توجه بر احوالاتِ ایجادکننده ی رفتار به جای خودِ رفتار»، «مخالفت با ریشه کنی غرایز از وجودِ آدمی» و نیز تبیینِ «امکان و نحوه ی کسبِ معرفت»، «غایت اخلاق ورزی»، «چگونگی قضاوت و انگیزش اخلاقی»، «روش های کسب فضائل اخلاقی»، «نقش عقل و اراده در شکل دهیِ رفتارِ اخلاقیِ آدمی» و «ملاک و هدفِ اعتدال قوا» بر اساس امرِ دینی، مهم ترین معتقدات غزالی در این زمینه را تشکیل می دهند. در زمینه ی اصول تربیت اخلاقی، اصول تشریحیِ غزالی، از یک ساختار «پنج وجهی» برخوردار هستند که شامل «امکانِ تربیت اخلاقی»، «پایه های تربیت اخلاقی »، «الزامات و بایسته های تربیت اخلاقی»، «تمهیدات حین تربیت اخلاقی» و «محتوا و فحوای تربیت اخلاقی» می باشند که به واسطه ی «هجده اصل تربیتی»، معتقدات وی در این زمینه را تشریح می نمایند. در زمینه ی عناصر برنامه ی درسی، برای نظام تربیت اخلاق دینیِ غزالی، چهار عنصرِ «هدف»، «محتوا»، «روش های تدریس» و «منطق و چرایی» احصا گردید که در قالب یک برنامه ی درسیِ «موضوع محور»، و الگویی «مفهومی»، اقدام به تزکیه و تهذیب «بیست وشش فضیلت اخلاقی» و «نوزده رذیلت اخلاقی» در متربیان می نمایند.
۷.

نظام تربیتی غزالی؛ مبانی، اصول، ارکان و ساختار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعلیم وتربیت تربیت دینی نظام تربیتی محمد غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۱
به جهت اهمیت «نوع جهت گیری نظام تربیتی» و نیز «مؤلفه های مورداستفاده در طرح ریزی الگو های تربیتی آن» از حیث انطباق با معیارهای اصیل دینی و تأمین غایات این نظام فکری، پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن هدف فوق و به روش «تحلیلی تفسیری»، به احصاء و ارائه نظام تربیتی «محمد غزالی»، به عنوان یک منظومه کاملاً دینی پرداخته است. براین اساس نتایج حاصله حاکی از آن است که در بخش مبانی تعلیم وتربیت، تأکید بر کرامت ذاتی و الهی و نیز جنبه نفسانی و روحانی وجود انسان، محور و فَعّالِ مایشاء بودن خداوند در جهان، برخورداری عالم هستی از دو بُعد ماده و ملکوت، توجه بر احوالات ایجادکننده رفتار به جای خود رفتار، مخالفت با ریشه کنی غرایز از وجود آدمی و نیز تبیین امکان و نحوه کسب معرفت، غایت اخلاق ورزی، چگونگی قضاوت و انگیزش اخلاقی، روش های کسب فضائل اخلاقی، نقش عقل و اراده در شکل دهی رفتار آدمی و ملاک و هدف اعتدال قوا براساس امر دینی، مهم ترین معتقدات غزالی در این زمینه را تشکیل می دهند. در زمینه اصول تعلیم وتربیت، اصول تشریحی غزالی از یک ساختار 5وجهی برخوردار است که شامل «امکان تربیت»، «پایه های تربیت»، «الزامات و بایسته های تربیت»، «تمهیدات حین تربیت» و «محتوا و فحوای تربیت» است که به واسطه 18 اصل تربیتی، معتقدات او در این زمینه را تشریح می کنند. غزالی همچنین نظام تربیتی خویش را بر 3 رکن «نفْس»، «اخلاق» و «علم» استوار کرده و براساس آن ها به سازمان دهی روابط فی مابین مربیان و متربیان و والدین، برنامه درسی، مراحل تربیت و شیوه های تعلیم وتربیت می پردازد.
۸.

بررسی مشارکت دانشجویان در آموزش عالی ایران (فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی ایران فراترکیب مشارکت دانشجویان مشارکت دانشجویان در آموزش عالی

تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف: باهدف بررسی مشارکت دانشجویان در آموزش عالی ایران انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی، باهدف کاربردی و به روش فراترکیب (استراتژی هفت مرحله ای بارسو و سندلوفسکی) انجام و برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شده است.یافته ها: طبق یافته های این پژوهش، مشارکت دانشجویان در آموزش عالی دارای ابعادِ آموزش، مالی، فرهنگ، حکمرانی و پژوهش است و به عواملی چون دانشگاه، استاد و دانشجو بستگی دارد. موانعی نیز برای مشارکت دانشجویان در آموزش عالی شناسایی شد که از آن جمله موانع فردی، آموزشی، فرهنگی، مالی است و این مشارکت پیامدهایی نیز برای استاد، دانشگاه و دانشجو در پی دارد.نتیجه گیری: مشارکت دانشجویان در آموزش عالی تأثیر زیادی بر کنشگران و ذی نفعان دانشگاهی دارد.  طبق این بررسی، بیشترین بُعد مشارکت دانشجویان، مربوط به بُعد آموزش است و افزایش انگیزه و خودباوری در دانشجویان، از مؤثرترین عوامل مشارکت آنان در این زمینه می باشد؛ همچنین از موانع مهم مشارکت دانشجویان کمبود مهارت لازم برای کنشگری در ابعاد دانشگاه است که با اجرای دوره های مهارت آموزی در زمینه های مختلف می توان زمینه مشارکت فعال و موثر آنان را فراهم تر نمود.
۹.

بررسی الگوی روانی اجتماعی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی حس حضور بهبود سامانه مدیریت یادگیری مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه: عدم حضور فیزیکی در محیط های الکترونیکی چالشی است که اثراتی ازجمله احساس انزوای فراگیران از مربی و همسالان، کاهش رضایت تحصیلی و افزایش ترک تحصیل را در بردارد. مرور مطالعات اخیر نشان می دهد وضعیت مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی ازنظر حس حضور مناسب نیست ازاین رو توجه به اهمیت بررسی حس حضور و شناسایی چالش های مذکور جهت کاهش اثرات نامطلوب آن امری ضروری است. هدف: این پژوهش باهدف ارائه الگوی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز یادگیری الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه در مرحله اول اساتید و دانشجویان مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات در آموزش تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند. در مرحله دوم جامعه موردمطالعه اساتید و متخصصان دوره های آموزش الکترونیکی و دانشجویان دکتری بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته با روایی (0/85) و پاپایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0/90) محاسبه گردید. داده ها در مرحله اول با استفاده از آزمون t تک نمونه ای و در مرحله دوم با نرم افزار AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین متغیرهای حس حضور (2/146)، حضور آموزشی (2/663)، حضور عاطفی (2/256)، حضور شناختی (2/263)، حضور یادگیری (2/472)، حضور فیزیکی (2/340)، حضور خودگردان (2/444) و حضور زیبایی شناختی (2/319) به دست آمده از میانگین مورد انتظار (3) کمتر است؛ بنابراین با توجه به مقدار t به دست آمده و با توجه به سطح معناداری (0/05 >p)، میانگین وضعیت حس حضور و ابعاد آن با میانگین مورد انتظار تفاوت معناداری داشتند و پایین تر از حد مورد انتظار بودند. همچنین در بخش دوم نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ابعاد شناسایی شده دارای بار عاملی کافی جهت پیش بینی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری دانشگاه شهید بهشتی است. مؤلفه ها با بار عاملی (بالاتر از 0/70) و با سطح معنی داری 0/05 p< از مدل کلی حذف نشدند و همچنین شاخص های (GFI، NFI، CFI و IFI) با مقدار بیشتر از 0/85 نشان داد، مدل تدوین شده برای حس حضور در محیط یادگیری الکترونیکی مطلوب است. مقدار ریشه دوم میانگین مجذورات با 0/083 نشان دهنده برازش مطلوب مدل است. درکل نتایج شاخص ها نشان دهنده مناسب بودن مدل است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میانگین وضعیت حس حضور و ابعاد آن با میانگین مورد انتظار تفاوت معناداری دارد و پایین تر از حد مورد انتظار است. این مدل نشان داد می تواند مدل مناسبی برای ایجاد حس حضور و پیشرفت آموزش الکترونیکی باشد. همچنین انجام پژوهش های بیشتر با حجم نمونه های بزرگ تر می تواند مفید باشد.
۱۰.

بازاندیشی برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، از ابزار آموزشی تا بستر تمدنی: رهیافتی نو در جنبش چندبسترسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی برنامه درسی آموزش جنبش نوبسترسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه برنامه درسی در تمدن هوش مصنوعی بود. این پژوهش به روش مرور نظامند انجام شد. جامعه آماری 109مقاله بین سال های 2020-2023 بود که 21 مقاله مرتبط به عنوان نمونه انتخاب شد. یافته ها نشان داد که رابطه برنامه درسی و هوش مصنوعی به دو صورت است: هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان بخشی از تمدن هوش مصنوعی که شامل برنامه درسی ساخت هوش مصنوعی، هوش مصنوعی در آموزش های بالینی، تغییر در پارادایم یادگیری الکترونیکی، شبیه سازی محیط های آموزشی، هدایت یادگیری و تعیین مسیرشغلی، تغییر از سیستم های مدیریت یادگیری به پتلفرم های تجربه یادگیری، تلفیق هوش مصنوعی در محیط های کاری، شایستگی های منطبق با تمدن هوش مصنوعی مانند بوم شناسی فناوری و تعامل با هوش مصنوعی در ابعاد مختلف زندگی، تمرکز بر پرورش استعدادها در راستای فناوری هوش مصنوعی، یادگیری مبتنی بر واقعیت افزوده و تلفیق فناوری متاورس در برنامه درسی و محیط های آموزشی و یادگیری بدون محدودیت است.
۱۱.

شناسایی رفتارهای تدریس اثربخش از دیدگاه دانشجویان از طریق تکنیک رویدادهای بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار تدریس تدریس اثربخش تکنیک رویداد بحرانی برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۴۳
هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعه و شناسایی مؤلفه های رفتاری مرتبط با تدریس اثربخش اساتید و مربیان دانشگاه از نظر دانشجویان است. برای این منظور، از تکنیک رویدادهای بحرانی به عنوان روش پژوهش استفاده شده است. محل انجام این پژوهش شهر تهران بود و مشارکت کنندگان پژوهش 50 نفر از دانشجویان رشته ی علوم تربیتی دانشگاه های دولتی تهران بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع  موارد عادی انتخاب شده اند. با توجه به یافته های پژوهش، و بر اساس تحلیل های انجام شده، 7 مؤلفه ی رفتاری اصلی تدریس اثربخش شناسایی شدند که شامل انتخاب راهبرد تدریس و آموزش، نظم و انضباط شغلی، رعایت انصاف و عدالت، ارتباط و تعامل با دانشجویان، آمادگی و داشتن طرح درس، اختصاص زمان به دانشجویان خارج از کلاس درس و مدیریت و کنترل کلاس درس است. به نظر می رسد توجه به این مؤلفه های رفتاری و بهره گیری از آن ها در توسعه و ارتقای شایستگی های معلمان، ارزیابی اثربخشی تدریس، جذب و استخدام اساتید دانشگاه راهگشا خواهد بود. 
۱۲.

چارچوبی برای فهم مسئله مندی اجتماع علمی اعضای هیأت علمی در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی اجتماع علمی اعضای هیئت علمی دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدف: هدف از این تحقیق، ارائه مدلی برای فهم مسأله مندی اجتماع علمی اعضای هیأت علمی در آموزش عالی ایران بود. روش شناسی: در این پژوهش با کاربست روش فراترکیب کیفی، تعداد 25 مقاله علمی پژوهشی منتخب در زمینه اجتماع علمی اعضای هیأت علمی با روش نظریه پردازی داده بنیاد طرح نظام مند اشتراوس و کوربین تحلیل و صورت بندی گردید. یافته ها: مدل تحقیق نشان می دهد که اعضای هیأت علمی تحت تأثیر چه شرایطی، مجالی برای تکوین و توسعه اجتماع علمی می یابند و یا نمی یابند. بنابراین مقوله «مجال یابی شکل گیری اجتماع علمی» به عنوان مقوله اصلی و کانونی مدل تلقی گردید. ضمن اینکه این مدل از طریق موجبات علی توضیح می دهد که چه علت هایی در فرآیند شکل گیری و توسعه اجتماع علمی در دانشگاه تأثیر دارند و اجتماع علمی در کدام زمینه و با چه ویژگی هایی مجال شکل گیری می یابد و یا نمی یابد و چه مداخلات و راهبردهایی می تواند بر این فرآیند اثر بگذارد و چگونه این فرآیند به پیامدهایی که ناشی از بود و نبود اجتماع علمی است، منجر می شود. نتیجه گیری و پیشنهادات: اجتماع علمی اعضای هیأت علمی در آموزش عالی ایران در خلأ شکل نمی گیرد و دائماً تحت تأثیر علت های برآمده از زمینه و متغیرهای مداخله ای، شکلی متفاوت به خود می گیرد و پیامدهای متفاوتی ایجاد می کند؛ بنابراین شناخت و درک این وضعیت توسط سیاست گذاران و اتخاذ تدابیر مناسب در نظام برنامه ریزی آموزش عالی، لازمه تکوین و توسعه اجتماع علمی در آموزش عالی ایران خواهد بود.  نوآوری و اصالت: نوآوری و اصالت این تحقیق در رویکرد جامع انگارانه و فرآیندمحور آن با تکیه بر تحلیل سیستماتیک دانش تثبیت شده موجود در موضوع تحقیق است که تصویر روشنی از وضع موجود و گذر به وضع مطلوب را پیش روی عوامل علمی و مدیریتی برای تکوین و توسعه اجتماع اعضای هیأت علمی در دانشگاه های ایران قرار می دهد.
۱۳.

تبیین تحول و بازنگری برنامه های درسی آموزش عالی افغانستان از 1381-1400(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی بازنگری برنامه درسی پژوهش تاریخی جهت گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
      منظور از انجام این پژوهش، تبیین تحول و بازنگری برنامه های  درسی آموزش عالی افغانستان بعد از سال 1381-1400 در افغانستان است. روش پژوهش کیفی از نوع تاریخی است و پژوهشگران تلاش نموده سیر بازنگری برنامه های درسی را در این دوره که به عنوان دوره تحول[1] یاد می شود، با دیدگاه تحلیلی نشان دهد. نتایج نشان می دهد که بازنگری برنامه های درسی بعد از سال 1381 از نخستین اولویت ها در جهت تحول آموزش عالی شمرده می شد. اگرچه وزارت تحصیلات عالی از سال 1381 برنامه بازسازی آموزش عالی و بازنگری برنامه های درسی را در دستور کار گرفت، اما طرح راهبردی آن بعد از سال 1384 منتشر شد و در سال 1394 توسعه یافت. تجربه ای که بعد از سال 1381 از  برنامه ریزی درسی آموزش عالی حاصل می شود، گذار از یک نظام برنامه ریزی درسی نسبتاً غیرمنظم[2] به سمت نظام برنامه ریزی درسی متمرکز و سرانجام به سمت نظرخواهی و  واگذاری اختیارات نسبی برای برنامه ریزی درسی به دانشگاه ها بود. درنتیجه ۱۶۵ رش ته تحصیلی شناس ایی شد که باید بازنگری می شد؛ ازجمله آن برنامه درسی71 رشته تحصیلی  تا سال1400 بازنگری گردید.   [1] - در این دوره آموزش عالی ظرفیت محدودش شکسته شد و رسالت خود را از سر گرفت. 150 مؤسسه آموزش عالی دولتی و خصوصی تآسیس گردید. رشته های تحصیلی جدید ایجاد شد و برنامه های درسی بازنگرری گردید. دسترسی به آموزش عالی افزایش یافت. [2] - در اثر جنگ های داخلی و حاکمیت احزاب سیاسی در مناطق مختلف، نظام برنامه ریزی درسی واحد نبود. برنامه های درسی دانشگاه ها متفاوت از هم بودند.
۱۴.

شناسایی جایگاه فناوری اطلاعات و نوآوری در برنامه درسی دوره کارشناسی رشته زیست شناسی دانشگاه تعلیم و تربیت کابل- افغانستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی زیست شناسی دانشگاه تعلیم و تربیت کابل داده بنیاد سیاست گذاران فناوری اطلاعات و نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
هدف پژوهش شناسایی جایگاه فناوری اطلاعات و نوآوری در برنامه درسی دوره کارشناسی رشته زیست شناسی دانشگاه تعلیم و تربیت کابل است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد از نوع اکتشافی در بهار سال 1401 انجام شد. جهت گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته هدفمند با دو گروه اساتید و دانشجویان رشته زیست شناسی که ۱۹ تن شرکت کرده بودند به عمل آمد. جهت تحلیل داده ها از رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که سه مؤلفه مهم شامل: جایگاه فناوری اطلاعات و نوآوری در زیبایی های طبیعت و حفاظت محیط زیست، جایگاه فناوری اطلاعات و نوآوری در ژنتیک انسانی، حیوانی و گیاهی، جایگاه فناوری اطلاعات و نوآوری در آموزش مجازی و کاربرد واقعیت افزوده مورد شناسایی قرار گرفت. یافته ها حاکی است که فناوری اطلاعات و نوآوری در رشته زیست شناسی با کمبود وسایل مدرن جهت انجام آزمایش های پیشرفته و کاربرد فعالیت های یاددهی – یادگیری مواجه است. جهت کاهش چالش ها مسئولان و سیاست گذاران فناوری اطلاعات و نوآوری به تجهیز کردن وسایل مدرن آزمایشگاه، ظرفیت سازی منابع انسانی و آگاهی از نوآوری های جدید توجه داشته باشند.
۱۵.

مبانی تادیب و محافظت صغار و مجانین از منظر عرف، شرع و قوانین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تادیب و محافطت تربیت کودکان صغار مجانین حدود متعارف حدود شرعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
تادیب و محافظت از صغار و مجانین همواره یکی از دغدغه های اساسی جوامع و نظام های حقوقی در طول تاریخ بوده است. در این راستا، مرزهای میان حقوق والدین، اولیاء و قیم ها در تربیت و محافظت از افراد آسیب پذیر، از جمله کودکان و مجانین و حقوق و کرامت انسانی این افراد، مسأله ای پیچیده و حساس به شمار می آید. از یک سو، لزوم مراقبت و تربیت صغار و مجانین نیازمند اقدامات اصلاحی و گاه تنبیهی از سوی والدین و سرپرستان است، اما از سوی دیگر، این اقدامات باید در چارچوب های مشخص و مبتنی بر اصول اخلاقی، حقوقی و دینی صورت گیرد تا از تعدی و سوءاستفاده جلوگیری شود. این رساله که به روش توصیفی و تحلیلی تهیه و تنظیم شده است، با هدف تبیین و تحلیل حقوقی و فقهی حدود متعارف و شرعی در تادیب و محافظت از صغار و مجانین، به بررسی تطبیقی منابع اسلامی و قوانین بین المللی حقوق کودک و مجانین می پردازد. در این راستا، رویکردهای فقه اسلامی، به ویژه با تأکید بر نظریات فقهی امامیه و اهل سنت، و نیز اسناد بین المللی همچون کنوانسیون حقوق کودک و قوانین داخلی برخی کشورها، به طور جامع بررسی شده اند. پرسش اصلی این پژوهش این است که مبانی تادیب و محافظت صغار و مجانین از منظر عرف، شرع و قوانین چیست و چه وجوه اشتراک و افتراقی میان این مبانی وجود دارد. نتایج و یافته های پژوهش موید این است که در نظام های فقهی اسلامی، والدین و سرپرستان مجاز به تربیت و تادیب فرزندان و مجانین هستند، اما این اقدامات باید در چارچوب شرع و بر اساس اصول اخلاقی و انسانی باشد. حدود شرعی تادیب به گونه ای تعیین شده که از هرگونه آسیب جسمی، روانی و روحی به کودک و مجانین جلوگیری کند و تادیب باید با نیت اصلاح و تربیت صورت گیرد، نه تنبیه با هدف آسیب رسانی. یافته ها حاکی از آن است که در قوانین موضوعه کشورهای اسلامی، هرچند حق تادیب والدین به رسمیت شناخته شده، اما سازوکارهای قانونی نیز برای جلوگیری از سوءاستفاده و حفظ حقوق صغار و مجانین تدوین شده است. این قوان
۱۶.

مبانی تربیت اخلاقِ دینی بر اساس دیدگاه های محمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تربیت اخلاقی مبانی تعلیم و تربیت اخلاق دینی محمد غزالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۰۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی آرای تربیتی غزالی در حوزه ی اخلاق (به جهت ابتنای آن بر مبانیِ اصیل دینی)، و احصاء و ارائه ی مبانی تبیینی او در این زمینه، با استفاده از «روش تحلیلی-تفسیری»، به مرحله ی انجام رسیده است. نتایج حاصله حاکی از آن است که غزالی در حوزه ی انسان شناسی، نگاهی دو بُعدگرا با تأکید ویژه بر «کرامت ذاتی و الهیِ انسان» و نیز «جنبه ی نفسانی و روحانی وجودِ او» دارد. در مبحث خداشناسی، غزالی، خداوند را «کانون و محورِ عالَم» به شمار آورده و گرایش آدمیان به خداشناسی را «امری فطری» و «مبتنی بر سرشتِ الهی» آنان معرفی می کند. در حوزه ی هستی شناسی، غزالی جهانِ هستی را برخوردار از دو بُعدِ «عالَمِ ماده» و «عالَمِ آخرت» معرفی می کند که مساعی و زیستِ آدمی در هر دوی آن ها، لازم و ملزوم یکدیگر است. در خصوص مبانی روان شناختی، تشریحات غزالی بر «نقش عقل و اراده در شکل دهیِ رفتارِ اخلاقیِ آدمی»، «نحوه ی کسبِ ارزش های اخلاقی»، «چگونگی قضاوت اخلاقی و انگیزش اخلاقی»، «غایت اخلاق ورزیِ آدمی» و «ملاک و هدفِ اعتدال قوا» استوار است. در حوزه ی مبانیِ ارز ش شناختی، تأکید و تمرکز غزالی بر «احوالاتِ ایجادکننده ی رفتار به جای خودِ رفتار»، «مخالفت با ریشه کنی غرایز از وجودِ آدمی به عنوانِ ریشه ی فضائل و رذایل اخلاقی در انسان»، و نیز «تأکید بر هماهنگی و توازن میان قوای سه گانه ی نفس، به عنوان زیبایی اصیل و نهایی» می باشد. و در نهایت در حوزه ی معرفت شناختی، «امکانِ حصول معرفت در حوزه ی اخلاق» و نیز «میزان توسل و تأکید بر عقل و وحی در تشخیصِ حُسن و قُبح اَفعال» از موارد مورداشاره ی غزالی است.  
۱۷.

چالش ها و سطح دشواری محتوای دروس تخصصی برنامه درسی رشته زیست شناسی دوره کارشناسی در دانشگاه تعلیم و تربیت کابل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی زیست شناسی دانشگاه تعلیم و تربیت کابل چالش ها سطح دشواری مفاهیم محتوای دروس تخصصی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
هدف: شناسایی مفاهیم چالش برانگیز و تعیین سطح دشواری آن در محتوای دروس تخصصی برنامه درسی رشته زیست شناسی دانشگاه تعلیم و تربیت کابل است.روش پژوهش: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ گردآوری داده ها به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۰ نفر اساتید و ۱۳۶ نفر دانشجو (۷۲ دختر و ۶۴ پسر) بودند که در بهار سال 1401 شرکت کردند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ساختاریافته استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها، تجزیه وتحلیل آن در ۲ سطح آمار توصیفی شامل جداول و فراوانی مفاهیم و آمار استنباطی جهت نرمال بودن از آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف و از آزمون سطح معنی داری یک دنباله راست استفاده شده است.یافته ها: محتوای دروس تخصصی رشته زیست شناسی در تحلیل توصیفی از دیدگاه دانشجویان با دریافت 03/53 درصد پاسخ های دشوار و 97/46 درصد پاسخ های قابل فهم و ازنظر اساتید 10 مفهوم دشوار شناسایی شده است.نتیجه گیری: یافته ها با استفاده از آزمون سطح معنی داری یک دنباله راست، حاکی آن است که به تعداد 18 مفهوم بافاصله اطمینان 95 درصد اختلاف معنی داری با عدد 3 دارای سطح دشواری بیشتر، 21 مفهوم دارای سطح دشواری در حد متوسط و مفاهیم دیگر در حد قابل درک و فهم بودن دانشجویان قرارگرفته است.
۱۸.

نقش فناوری در رهبری با رویکرد ترکیبی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تیم مجازی رهبری رهبری الکترونیکی رهبران و پیروان فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش فناوری در رهبری از دیدگاه رهبران و پیروان است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی به روش آمیخته اکتشافی- متوالی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه این پژوهش، مدیران و خبرگان آموزشی مدارس دخترانه ابتدایی دولتی شهر تهران بود و روش نمونه گیری کیفی، هدفمند ملاک مدار بود که 9 نفر انتخاب گردید و در مرحله کمی حجم نمونه بر اساس فرمول «کوکران» ۳۶۹ نفر برآورد شد که تعداد ۳۴۰ نفر به عنوان نمونه نهایی با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و طبقه ای انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که پایایی آن با ضریب توافق (75%) مورد تایید قرار گرفت. داده ها در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ، 95/0 برآورد شد. در بخش تحلیل داده های کیفی این پژوهش از روش کدگذاری داده بنیاد بر مبنای رویکرد استرواس و کوربین و در مرحله کمی از تکنیک های آماری t تک نمونه ای، t گروه های مستقل و تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فناوری توانسته است در فعالیت های رهبران تأثیر مثبت بگذارد و با شناسایی مهم ترین چالش های آن ها در زمان استفاده ازفناوری و عوامل اثربخش تیم های مجازی، رهبران و پیروان می توانند خیلی بهتر از فناوری ها استفاده کنند و کارایی آن ها در زمان فعالیت های روزمره بالاتر برود.
۱۹.

شناسایی و سطح بندی عوامل موثر بر نقش اجتماعی نظام دانشگاه بر اساس معادلات ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقش اجتماعی نظام دانشگاه آموزش و یادگیری مسئولیت اجتماعی پروژه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: بررسی عوامل موثر بر نقش اجتماعی نظام آموزش عالی می تواند به بهبود آن کمک نماید. در نتیجه، هدف این پژوهش شناسایی و سطح بندی عوامل موثر بر نقش اجتماعی نظام دانشگاه بر اساس معادلات ساختاری تفسیری بود.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مقطعی بود. جامعه پژوهش بخش کیفی اسناد و متون درباره مرتبط با پژوهش و خبرگان این حوزه بودند. تعداد 50 اسناد و متون با روش نمونه گیری هدفمند و تعداد 10 نفر از خبرگان با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با یادداشت برداری از اسناد و متون و نظرسنجی از خبرگان درباره پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و با روش معادلات ساختاری تفسیری در نرم افزار PLS تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که عوامل موثر بر نقش اجتماعی نظام آموزش عالی شامل 11 عامل چالش انگیزکردن برنامه درسی دانشگاهی، ترویج اشکال مشارکت اجتماعی، آماده سازی دانشجویان برای مشاغل عمومی، برنامه درسی شهروندی فعال، آموزش و یادگیری مسئولیت اجتماعی، پژوهش محوری، پروژه های اجتماعی، پرورش افراد شایسته، توسعه شهروند واجد شرایط، توجه به دیدگاه ذینفعان اجتماعی در نظام دانشگاهی و آموزش حساسیت اجتماعی بودند. نتایج معادلات ساختاری تفسیری نشان داد که عامل ترویج اشکال مشارکت اجتماعی در سطح اول، عوامل پژوهش محوری و پرورش افراد شایسته در سطح دوم، عامل آموزش و یادگیری مسئولیت اجتماعی در سطح سوم، عوامل چالش انگیزکردن برنامه درسی دانشگاهی و آماده سازی دانشجویان برای مشاغل عمومی در سطح چهارم، عوامل برنامه درسی شهروندی فعال، توجه به دیدگاه ذینفعان اجتماعی در نظام دانشگاهی و آموزش حساسیت اجتماعی در سطح پنجم، عامل توسعه شهروند واجد شرایط در سطح ششم و عامل پروژه های اجتماعی در سطح هفتم قرار داشتند و بر اساس آن مدل ساختاری تفسیری عوامل موثر بر نقش اجتماعی نظام دانشگاه طراحی شد.نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، برنامه ریزان و متخصصان آموزش عالی می توانند از نتایج این پژوهش بهره برداری کرده و برای بهبود وضعیت دانشگاه و کسب مزیت رقابتی از عوامل موثر شناسایی شده بر نقش اجتماعی نظام دانشگاه استفاده نمایند.
۲۰.

Identifying and Ranking the Factors Affecting the Social Role of Academic System Based on Interpretive Structural Equations(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Social Role Academic System Training And Learning Social Responsibility Social Projects

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۹
Purpose: Examining the factors affecting the social role of the higher education system can help in its improvement. Thus, this research aimed to identify and rate the factors affecting the social role of the academic system based on interpretive structural equations. Methodology: Regarding aim, this study was of applied type and considering method of implementation, it was cross-sectional. The research population consisted of the qualitative section of documents and texts related to the research and experts of this field. Fifty documents and texts were chosen via purposive sampling method, and 10 experts were selected via purposive sampling method as the sample. The data were collected through taking notes from the documents and texts as well as surveying experts about a researcher-made questionnaire, and analyzed further via interpretive structural equations method in PLS software. Findings: The results indicated that the factors affecting the social role of the higher education system include 11 factors including making the academic curricula challenging, promoting social participation forms, preparing students for public jobs, active civic curriculum, training and learning social responsibility, research-orientedness, social projects, training qualified individuals, attention to the views of social beneficiaries in the academic system, and training social sensitivity. The results of interpretive structural equations indicated that the factor of promoting social participation problem claimed the first rank, followed by research-orientedness and training qualified individuals at the second level, training and learning social responsibility at the third level, factors of making academic curricula challenging and preparing students for public jobs at the fourth level, factors of active civic curriculum factors, attention to the views of social beneficiaries in the academic system and training social sensitivity at the fifth level, factor of developing eligible citizens at the sixth level, and factor of social projects at the seventh level. Based on that, the interpretive structural model of factors affecting the social role of the academic system was designed. Conclusion: Based on the present study results, planners and experts of higher education can benefit from the present study results, and use the identified factors affecting the social role of the academic system for improving the status of university and acquiring competitive advantage.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان