فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
89 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان مقطع ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز بوده است. روش کار: جامعه آماری پژوهش، دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع فوق لیسانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال تحصیلی 1400-1399 بود. تعداد این دانشجویان، 110 نفر بود که تمام جامعه آماری به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. نتایج: نتایج تحقیق با استفاده از نرم افزار لیزرل نشان داده است که شرایط تسهیل کننده بر متغیرهای سهولت استفاده درک شده و سودمندی درک شده تأثیر داشته است. همچنین، سودمندی درک شده بر نگرش تأثیر داشته؛ اما بر سهولت استفاده درک شده تأثیر معناداری نداشته است. سهولت استفاده درک شده بر متغیرهای نگرش و قصد رفتاری نیز تأثیر داشته است. نتایج نشان داد که نگرش بر قصد رفتاری و همچنین، قصد رفتاری بر استفاده دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا تأثیر دارد. نتیجه گیری: دانشجویان به عنوان یکی از ارکان اساسی پذیرش یادگیری الکترونیکی، مطرح می باشند و هر اقدامی که آگاهی و رضایت بیشتر دانشجویان را در پی داشته باشد به اجرای کارامدتر یادگیری الکترونیکی کمک خواهد کرد.
مفهوم تفکرانتقادی از دیدگاه فوکو و دلالت های تربیتی منتج آن (اصول و روش های تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
240 - 253
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، استنتاج دلالت های تربیتی مستخرج از مفهوم تفکر نقادانه میشل فوکواست. جهت دستیابی به این هدف از روش تحلیلی-استنتاجی بهره گرفته شده است. فوکو به عنوان یک نظریه پرداز پست مدرن نگاهی نقادانه به مسائل دارد که آنها چگونه شکل گرفته اند؛ بر اثر چه نیازهایی به وجود آمده اند؛ و چگونه تغییر یافته و جابه جا شده اند. مفهوم تفکرنقادانه از منظر فوکو رد هرگونه کلیت است و نقادی را از طریق شالوده شکنی ممکن می داند. شرط لازم برای نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی نزد فوکو بازآفرینی است؛ فوکو در ارتباط با پرورش تفکر نقادانه بر شرایط موجد اندیشه که در ساخت تجربه ذهنی با گفتمان دارد تأکید می نماید.در زمینه مفهوم تفکر نقادانه در تعلیم و تربیت، فوکو تأکید بسیاری بر تربیت فراگیر نقاد توسط معلمانی با ذهن خلاق دارد به طوری که بتوانند متون و برنامه درسی را همچون مسائل اجتماعی خود با توجه به فرهنگ دیگری نقد و تفسیر نمایند. براساس اصول به دست آمده از اندیشه های فوکو در جامعه تکثرگرای امروزی فراگیران نیاز به توانایی هایی دارند که بتوانند روابط دیدگاه های مختلف در باره مسائل پیچیده را ارزیابی کنند و در تصمیم گیری های اجتماعی سهیم باشند. از دیدگاه فوکو باید به دانش آموزان فرصت داده شود تا ظرفیت نقادانه خود را افزایش دهند و چنین ظرفیتی را برای مبارزه و تغییر صور سیاسی و اجتماعی موجود به جای سازگاری صرف با آنها گسترش دهند. دراین راستا پژوهش حاضر با کشف مفهوم تفکر انتقادی ازمنظر فوکو به استنتاج دلالت های تربیتی برخاسته از این مفهوم وی و با بهره گیری از الگوی فرانکنا پرداخته است.
مقایسه اثربخشی برنامه چرخه والدگری ایمن، برنامه والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و والدگری طرحواره محور بر افسردگی مادران و دلبستگی اضطرابی و اجتنابی کودکان دبستانی دارای علایم اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
178 - 187
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه چرخه والدگری ایمن، برنامه والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و والدگری طرحواره محور بر افسردگی مادران و دلبستگی اضطرابی و اجتنابی کودکان دبستانی دارای علائم اختلال یادگیری انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی و میدانی، از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. از میان والدین دارای کودکان دبستانی دارای علائم اختلال یادگیری در پاییز 1402، 80 نفر به تصادف انتخاب شدند. پرسشنامه استرس، اضطراب، افسردگی ساخته لاویبوند و لاویبوند (1995) و پرسشنامه روابط میانی دلبستگی (KCAQ) ساخته کاپنبرنگ و هالپرن (2006) استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش 26 تحلیل شدند. در افسردگی مادران بین برنامه فرزندپروری چرخه ایمن و فرزندپروری طرحواره محور تفاوت معنادار بود (05/0>p). هر سه برنامه آموزشی با گروه کنترل تفاوت معنادار داشتند (01/0>p). در دلبستگی اضطرابی تفاوت بین برنامه فرزندپروری چرخه ایمن و طرحواره محور با گروه کنترل معنادار بود (01/0>p). ولی در دلبستگی اجتنابی بین سه برنامه فرزندپروری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0
چالش ها و راهکار های آموزش مهارت های اجتماعی به دانش آموزان ابتدایی از منظر معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
87 - 110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای آموزش مهارت های اجتماعی در مدارس ابتدایی شهرستان لردگان انجام شد. این پژوهش، به صورت مطالعه ای کیفی از نوع تحلیل استقرایی با نظام کدگذاری طراحی و اجرا شد. مشارکت کنندگان این پژوهش 16 نفر از آموزگاران دوره ابتدایی بودند که دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته های علوم تربیتی و علوم اجتماعی و سابقه تدریس بیش از پنج سال تدریس در مدارس ابتدایی داشتند و با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته به شیوه هدفمند و با رعایت قاعده اشباع نظری گردآوری شد و تحلیل آنها به شیوه تحلیل محتوای استقرایی انجام گرفت. براساس یافته های پژوهش، چالش های آموزش مهارت های اجتماعی در دوره ابتدایی عبارتنداز: چالش های مرتبط با والدین، چالش های مرتبط با محتوای آموزشی، چالش های مرتبط با تدریس، چالش های اجتماعی، چالش های مرتبط با مدیریت کلاس و چالش های دانش آموزی. یافته های پژوهش نشان داد که، راهکارهای مقابله با چالش ها عبارتنداز: راهکارهای مرتبط با والدین (تشویق والدین و تشریح آسیب ناشی از عدم مهارت های اجتماعی و..)، راهکارهای مرتبط با محتوای آموزشی (ارائه مهارت های اجتماعی در قابل یک درس مستفل تطابق با نیازهای دانش آموزان و..)، راهکارهای مرتبط با تدریس (تدوین ابزار مناسب برا ارزیابی مهارت های اجتماعی، ارائه گواهی در زمینه آموزش مهارت های اجتماعی و..)، راهکارهای اجتماعی (شناسایی دانش آموزان مشکل دار، قول و فعل یکسان از معلمان و...)، راهکارهای مدیریت کلاس (تدوین سیاست های انگیزشی، استفاده از چندرسانه ای ها و..) و راهکارهای مرتبط با شرایط دانش آموزان (شناسایی دانش آموزان از نظر شرایط خانوادگی، از نظر وضعیت مهارت های اجتماعی و..).
واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
39 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی ویژگی های دانش آموزان ساکت، در یادگیری مشارکتی در محیط کلاس درس، است. در این طرح پژوهش از روش فراترکیب کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو استفاده شده است. ابتدا، با جست وجوی واژه های سکوت دانش آموزان و اصطلاحات مشابه در پایگاه های معتبر لاتین اسکوپوس، اشپرینگر، گوگل اسکالر و فارسی مگیران و نورمگز، 93 مقاله در بازه زمانی 1977 تا 2023م، با رویکرد مرور نظام مند، بررسی و، در نهایت، 32 مقاله مرتبط انتخاب شد. با تجزیه وتحلیل مجموع مطالعات نهایی شده، ابتدا 51 مقوله سکوت دانش آموزان استخراج شدند؛ سپس، با شیوه فراچکیده نویسی و دسته بندی، ده مضمون پایه از ویژگی های دانش آموزان ساکت در دو مضمون سازمان دهنده ویژگی های منفی (مانند بی حوصلگی و پایین بودن آستانه تحمل در کلاس، نشان دادن استرس و اضطراب در هنگام پرسش های معلم، مقاومت در مقابل اصرار به مشارکت در فعالیت های کلاسی، پذیرش و تبعیت از نظرهای سایر دانش آموزان برای پرهیز از چالش) و ویژگی های مثبت (مانند عملکرد عالی در تکالیف و فعالیت های انفرادی، در مقایسه با تکالیف و فعالیت های گروهی، استفاده از روش های نگارشی و طراحی برای نشان دادن شیوه تفکر خود، به جای ارتباط کلامی، علاقه و مشارکت عالی در کلاس های برخط، در مقایسه با کلاس های حضوری) معرفی شدند. مدیران، معلمان و سایر کارکنان می توانند از این مطالعه برای شناسایی دانش آموزان ساکت استفاده کنند و به آن ها کمک کنند نقاط قوت و کاستی های خود را بشناسند و محیطی حمایتی برای آن ها فراهم کنند تا توانایی های ارتباطی خود را توسعه دهند. همچنین، انجام این پژوهش می تواند به توسعه دانش، مهارت و نگرش معلمان، درباره روش های تدریس، کاربرد مواد آموزشی و چگونگی ارتباط با دانش آموزان کمک کند و از این طریق، زمینه اصلاح در روش های تدریس و یادگیری را فراهم می آورند.
مؤلفه های «خرد» و دلالت های آنها در اصول تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دین داری بسیاری از متربیان به دلیل قشری گری و سطحی نگری در فهم دین با چالش های جدی مواجه است. استفاده از مؤلفه های خرد در طراحی اصول تربیت دینی می تواند منجر به شکل گیری شناخت عمیق و ژرف متربیان نسبت به معارف دین شود. لذا هدف پژوهش پیش رو استخراج مؤلفه های خرد و استنتاج دلالت های آنها در اصول تربیت دینی است. برای استخراج مؤلفه های خرد از روش توصیفی و تحلیلی و برای استنتاج اصول تربیت دینی از روش استنتاجی فرانکنا استفاده شده است؛ جامعه پژوهش شامل همه نظریات حوزه خرد، و نمونه آن دربردارنده پراستنادترین نظریات این حوزه است. بعد از استخراج مرتبط ترین مؤلفه های این نظریات با تربیت دینی، با مبنا قرار دادن این مؤلفه ها به عنوان گزاره های واقع نگر در ترکیب با گزاره هنجارین اصول تربیت دینی استنتاج شدند. یافته ها شامل اصول جدید تربیت دینی: «افزایش آگاهی و بصیرت دینی»، «کنار گذاشتن تعصبات دینی»، «بهره مندی از تجربیات دینی خود»، «تأمل در معارف دینی»، «بررسی انتقادی باورهای دینی خود و اجتماع»، «تلاش برای پاسخ دادن خلاقانه به سؤالات و شبهات دینی»، «شناختِ شناخت های دینی خود و تنظیم آنها»، «بهره مندی از معارف دینی در حل چالش های زندگی»، «تقویت معنویت دینی در راستای تعالیم دینی» و «مدیریت نمودن هیجانات» است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که ژرف نگری در معارف دینی مستلزم توجه به سه حیطه شناختی، عاطفی و عملی- تجربی است؛ به طوری که فرد با ایجاد تغییرات مطلوب در هر سه حیطه، به خصوص بُعد شناختی، می تواند به ژرف نگری دینی دست یابد. پیشنهاد می شود در طراحی برنامه درسی تربیت دینی از این اصول جدید استفاده شود.
واکاوی تجربه زیسته مدیران مدارس از تامین منابع مالی مدارس
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از چالش های اساسی نظام آموزش و پرورش، تأمین منابع مالی پایدار برای اداره مؤثر مدارس است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تأمین منابع مالی مدارس از منظر مدیران، به واکاوی تجربه زیسته ایشان در این حوزه پرداخته است . روش شناسی پژوهش: این پژوهش با بهره گیری از رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 20نفر از مدیران مدارس گردآوری که پس از رسیدن به اشباع نظری ، با روش تحلیل مضمون به روش کلایزی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . جهت بررسی روایی و پایایی پژوهش و جهت اطمینان از صحت و استحکام پژوهش از معیارهای لینکولن و گوبا (1985) استفاده شد. در این پژوهش از دو شاخص باورپذیری و انتقال پذیری استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که مدیران مدارس، در مواجهه با محدودیت های بودجه ای، راهکارهایی مبتکرانه برای تأمین منابع مالی اتخاذ کرده اند. می توان راههای تامین منابع رادر 5 بعد تقسیم بندی کرد: بعد مدیریتی، بعد اجتماعی ،بعد اقتصادی ، بعد نهادی و بعد آموزشی که هر کدام از این ابعاد شامل 3 مولفه می باشد .از مهم ترین مؤلفه هایی که در پاسخ های شرکت کنندگان شناسایی شد، می توان به مشارکت های مردمی، جلب حمایت خیرین، بهره گیری از ظرفیت های مدارس، تعامل با نهادهای محلی و همکاری با سازمانهای دولتی اشاره کرد. نتیجه گیری: به باور مدیران، تعامل سازنده با خانواده ها و نهادهای اجتماعی، نقش کلیدی در جذب منابع و ارتقای کیفیت آموزش دارد. همچنین، تجربه مدیران نشان می دهد که موفقیت در تأمین مالی مدارس تا حد زیادی به مهارت های ارتباطی، توان چانه زنی، و خلاقیت مدیریتی بستگی دارد.
Effectiveness of mindfulness-based education intervention on emotional competence and school belonging in high school students
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effectiveness of a mindfulness-based education intervention on enhancing emotional competence and school belonging among high school students. A quasi-experimental pretest-posttest control group design was employed with a sample of 30 students (15 experimental, 15 control) from a public high school in Iran. The intervention group participated in an 8-week mindfulness training program integrated into their school schedule, while the control group received no such intervention. Standardized scales were used to measure emotional competence and school belonging before and after the intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results revealed significant improvements in both emotional competence and school belonging for the experimental group compared to the control group (p < 0.05), demonstrating the positive impact of mindfulness practices on students’ emotional and social well-being. The findings are consistent with previous research suggesting that mindfulness fosters emotional regulation, empathy, and a greater sense of connectedness in school settings. This study highlights the value of incorporating mindfulness into educational programs to support students’ psychological and social development. It suggests the potential of mindfulness-based interventions to improve learning environments and recommends further longitudinal and large-scale research to validate and expand upon these findings.
How Explicit Argumentative Training Improves EFL Students’ Argumentative Performance in English and Persian: Insights from Iranian IELTS Candidates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
107 - 122
حوزههای تخصصی:
The study on second language (L2) argumentative writing has explored various surfaces and dimensions of learner behavior and presentation, although fewer studies have studied effective pedagogical strategies to boost students’ argumentative skills. The current study mentions the gap by exploring the effect of explicit argumentative instruction on the writing abilities of 30 Iranian IELTS candidates, according to CEFR ranging from B1 to B2, in an English Language Institute in Karaj - Iran in both Persian and English, the former their native language and the latter their foreign language . As a set of authentic IELTS Task 2 prompts were used and taken from the language learners, the study analyzed 180 argumentative essays, both in English and Persian, written by the participants prior, while and after instruction. The outcomes had shown noteworthy enhancement in the students’ English argumentative performance, with the recurrent use of argumentation key elements such as ‘claim’, ‘data’, and the ‘counterarguments’. Though, less emphasis was put on advanced argumentative structures such as ‘counterclaims’ and ‘rebuttals’. The results suggest that structured pedagogy in teaching argumentation can positively influence learners’ proficiency in both first language (L1) and second language (L2) writing. The insinuations for teaching argumentative writing in multilingual contexts will be further discussed.
Cultural Influences in Political Discourse: A Comparative Study of U.S. Presidents and European Leaders(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
123 - 134
حوزههای تخصصی:
The aim of this research paper is to explore how the rhetorical means employed by the United States of America are produced in cultural, historical, and political contexts. The public speeches will be delivered by the Presidents of the United States and other European leaders during the tenure of 2017-2024. The aim of this paper is to determine the extent to which cultural norms, political institutions, and historical backgrounds mold leadership engagement strategies of leaders from both regions through an analysis of a large corpus of political speeches. Importantly, the results show significant differences in political rhetoric styles, especially regarding individualism, power distance, and uncertainty avoidance. These are represented through the use of the Critical Discourse Analysis framework, Aristotle's Three Appeals, and Hofstede's Cultural Dimensions Theory. Based on the data analysis, it would appear that the United States of America. Generally speaking, presidents have a predisposition to utilize direct and forceful forms of communication, which must be that of American culture concerning individualism and leadership. Whereas in American politics, leaders do follow the straight and often inflexible line, in Europe, politicians are more diplomatic and multilateral, their approach emphasizing collective decision-making and cultural coherence.
The Influence of Task Type and Pre-Task Planning Condition on the Speaking Accuracy of Iranian EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This research investigated the impact of varying planning conditions and task types on the accuracy of pupils' speaking abilities. Utilizing the Oxford Placement Test (OPT), 80 intermediate female participants nominated for the research and assigned to four untouched classes. These classes were planned as the individual-planning personal task class (IPPT class), the individual-planning decision-making task class (IPDT class), the class-planning personal task class (CPPT class), and the class-planning decision-making task class (CPDT class). Two concurrent decision making tasks were planned to be conducted both at the beginning and at the end of the experiment, while a six-week intervention was scheduled in between. Three sessions were dedicated to administering the OPT test, the pretest, and the posttest; and the students accomplished two dissimilar task types under two diverse planning situations throughout the other three treatment meetings. The results from the one-way ANOVA discovered that pre-task planning conditions and task types significantly influence the accuracy of speaking. These outcomes reinforce the notion that planning conditions have meaningful results on pupils' accomplishment in personal and decision-making tasks. Consequently, both planning conditions proved real in enhancing students' performance in speaking tasks. It is suggested that educators should give considerable attention to pre-task planning to alleviate EFL pupils' challenges in attaining upper ranks of accuracy in their speaking abilities.
Investigating Intercultural Awareness: Iranian EFL Teachers’ Perceptions and Challenges
حوزههای تخصصی:
In recent decades, the importance of applying cultural dimension into language pedagogy has received extensive emphasis worldwide. The problem arises when EFL teachers are afraid of referring to cultural notions in their classes just because it seems that they lack sufficient cultural knowledge of the target language. This research study intended to inspect Iranian EFL teachers’ intercultural awareness by evaluating their opinions about the importance of cultural teaching. Sercu et al. (2005) adopted questionnaire was used to gather the anticipated data. The participants were comprised of 102 teachers who were provided with questionnaires in person using hard copies. An interview was conducted as well with participants in order to explore the difficulties they encounter in the way of teaching culture. the collected data were analyzed via statistical package for social sciences (SPSS) software. Content analysis was used for analyzing the qualitative data gathered from interview. The results showed that Iranian EFL teachers have favorable opinions about intercultural learning. They were unwilling to implement the intercultural approach to their teaching method because of time constraints, lack of suitable materials, and guidelines. Several implications are emergent from the findings including suggestions for educational policy-makers, material designers, language institutes, and teacher training programs.
ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای: نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها تغییرات نسبتاً زیادی در الگوی یادگیری دانشجویان خلق کرده اند و رویکردهای آموزشی و یادگیری را توسعه بخشیده و موجب بهبود سبک های یادگیری دانشجویان شده اند؛ لذا هدف این پژوهش ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی در میان دانشجومعلمان پسر شهر کرمانشاه بود. این پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی بود . جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجومعلمان پسر مشغول به تحصیل شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1250 نفر تشکیل می دهد. برای انتخاب نمونه از روش کوکران استفاده شد، به این صورت که با مراجعه به دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 294 نفر که هم دانشجو و هم معلم بودند شناسایی و انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، پرسش نامه سواد رسانه ای فلسفی (1393)، پرسش نامه نگرش نسبت به تکنولوژی آموزشی یاوز (2005)، پرسش نامه سبک های یادگیری کلب (2005)، پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها ضریب هم بستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. براساس یافته های به دست آمده، تمامی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها تأیید شدند. به طورکلی نتیجه گیری می شود مدل علی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی با مدل تجربی برازش دارد.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه تسهیل مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، ساخت پرسشنامه تسهیل مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی بود که به روش آمیخته اکتشافی انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش، معلّمان پژوهشگر استان سمنان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. به منظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای بسته پاسخ بر اساس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 21 گویه پنج گزینه ای به روش نمره گذاری لیکرت تنظیم شد. جامعه آماری شامل 380 نفر از معلّمان خبره و پژوهشگر بود. حجم نمونه آماری در بخش کیفی به روش شبکه ای 35 نفر و در بخش کمّی به روش تصادفی طبقه ای 181 نفر تعیین شد. برای روایی سؤالات مصاحبه (بخش کیفی) از بررسی توسّط اعضاء و تحلیل موارد منفی و برای سنجش پایایی از ضریب هولستی استفاده شد. تحلیل داده های مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی اشتراوس و کوربین انجام شد. در مرحله پایانی کدِ انتخابی «راهکارهای تسهیل کننده مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی» شامل 3 مؤلفه «اقدامات مشارکت جویانه آموزش وپرورش»، «اقدامات مشارکت جویانه پژوهش سراها» و «اقدامات مشارکت جویانه مدارس» با 21 شاخص شناسایی گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه (بخش کمّی) با تأیید اساتید راهنما و مشاور و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ به مقدار 957/0 محاسبه گردید و برای تحلیل داده های حاصل از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد که نشانگر راهکارهای تسهیل کننده در هر یک از محورها است. با توجّه به نتایج، این پرسشنامه از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری کاربردی به منظور تسهیل مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی مورداستفاده قرار گیرد.
اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
67 - 104
حوزههای تخصصی:
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
A Critical Writing Scoring Rubric: Development and Validation for Iranian EFL Learners in Computer-Mediated Communication(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
85 - 104
حوزههای تخصصی:
Given the increasing prevalence of online learning and the absence of a validated instrument for assessing the critical writing skills of Iranian EFL learners in Computer-Mediated Communication (CMC) contexts, this study aimed to develop and validate an analytic rubric to enhance critical writing in CMC environments. The participants were 236 EFL students and 10 EFL/ESL teachers, representing a diverse range of demographics, experiences, and qualifications. The rubric development process was guided by a comprehensive literature review, the administration of a critical thinking questionnaire, expert feedback, thematic analysis of semi-structured interviews, integration of Paul and Elder’s (2019) Intellectual Standards, and the development and application of a Likert-scale critical writing questionnaire. Subsequent pilot testing facilitated refinements based on feedback. Accordingly, the finalized analytic rubric featured four principal components: (1) Clarity, Accuracy, and Precision (CAP); (2) Relevance and Logic (RL); (3) Depth and Significance (DS); and (4) Breadth and Fairness (BF). A rigorous validation process, including expert evaluation, factor analysis, and structural equation modeling (SEM), confirmed the rubric's reliability and validity. The findings demonstrated satisfactory internal consistency, as well as convergent and discriminant validity. This study offers valuable pedagogical implications for English as a Foreign Language (EFL) teachers, learners, researchers, and curriculum developers.
شناسایی بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان در رشد مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مدارس شهرستان زرین دشت در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 1000نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، یک مدرسه ابتدایی انتخاب شد و ۶۰ نفر از دانش آموزان آن به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، دو پرسش نامه استاندارد مدیریت استرس (کوبین و همکاران، 1990) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (روش تحلیل کوواریانس) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش فلسفه به دانش آموزان تأثیر مثبتی بر مدیریت استرس و مدیریت احساس دانش آموزان داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش فلسفه به کودکان باعث افزایش مهارت زندگی در بعد مدیریت استرس و مدیریت احساس در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شده است. با توجه به تأثیر مثبت آموزش فلسفه به دانش آموزان ابتدایی در جهت مدیریت استرس و احساس به عنوان دو مهارت اساسی زندگی، پیشنهاد می گردد در حیطه برنامه ریزی درسی در ارتباط با محتوای درسی مدارس ابتدایی، داستان هایی با مضمون و روش آموزش فلسفه در برنامه های آموزشی طراحی و استفاده شود. با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد آموزش فلسفه به کودکان در مدیریت احساس تأثیر مثبت دارد، پیشنهاد می شود با برگزاری دوره های ضمن خدمت برای معلمان، جایگاه آموزش فلسفه به کودکان و روش های آموزش فلسفه برای کودکان آموزش داده شود.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
شناسایی مولفه های اصلی دانشگاه دوسوتوان با رویکرد موازنه بین بهره برداری و اکتشاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
31 - 55
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : دانشگاه ها در عصر حاضر جهت حفظ پویایی و پاسخ گویی به تحولات، نیازمند رویکردهایی نوین مانند دوسوتوانی سازمانی هستند که بر بهره برداری از ظرفیت های موجود و اکتشاف فرصت های نو تمرکز دارد. این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های اصلی دانشگاه دوسوتوان با رویکرد توازن میان بهره برداری و اکتشاف، در راستای ارتقاء مدیریت راهبردی در دانشگاه های جامع انجام شده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش براساس هدف کاربردی و به علت تازگی موضوع با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شده است. موردِ مطالعه دانشگاه های جامع ایران بوده اند. جهت جمع آوری داده ها، به صورت هدفمند و با کمک تکنیک گلوله برفی با مدیران خبره آموزش و پژوهش دانشگاهی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت که پس از 14 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون انجام گرفت و تطبیق نتایج با یافته های کتابخانه ای، رواسازی و درصد پایایی بازآزمون و پایایی بین دو کدگذارِ قابل قبول بر اعتبار یافته ها صحه گذاشت. یافته ها : پس از تحلیل مضمون مصاحبه ها، در بخش بهره برداری 6 مضمون اصلی (14 مضمون فرعی) شامل سیاست های دانشگاهی، ساختارهای دانشگاهی، تعامل دانشگاه و صنعت، توسعه آموزش و پژوهش، مالی و بودجه، فرهنگ دانشگاهی و در بخش اکتشاف، 6 مضمون اصلی (12 مضمون فرعی) شامل نیازسنجی و آموزش، ساختار و فناوری آینده نگر، بودجه و منابع مالی، سیاست و فرهنگ نوآورانه، مدیریت استراتژیک، پژوهش و آینده پژوهی استخراج گردید. همچنین 6 راهبرد جهت موازنه بین بهره برداری و اکتشاف در دانشگاه در قالب 2 مضمون اصلی 1)سیاست و ارزیابی و2) منابع و ساختار، معین و نتایج در قالب مدلی اکتشافی ارائه گردید بحث و نتیجه گیری: مدل دوسوتوانی دانشگاهی این پژوهش، راهکاری راهبردی جهت تلفیق بهره برداری عملیاتی و نوآوری آینده نگر در مدیریت دانشگاه های جامع ایران است. این مدل با تأکید بر توازن بهره برداری–اکتشاف، مسیر توسعه در نسل پنجم دانشگاه ها و طراحی راهبردهای بلندمدت پاسخگو به تحولات محیطی را فراهم می سازد.