فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
83 - 95
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of proactive personality on innovative work behavior and creativity of teachers through the mediation of intrinsic motivation and thriving at work. This study was correlation using descriptive methods and structural equation modeling for applied goals. In this regard, 250 people were selected from 711 senior high school teachers in Urmia City by stratified random sampling method and using Morgan Table. To collect data, the questionnaires, including Buck's proactive personality (2011), Scott and Bruce's innovative work behavior (1994), Tierney et al.'s work creativity (1999), Kern's thriving at work (2018), and Tierney et al.'s intrinsic motivation of employees (1999) were used. After confirming face and content validity, the construct validity of every questionnaire was calculated using confirmatory factor analysis and its concistency was calculated using Cronbach's Alpha. All variables had a Cronbach's alpha coefficient above 0.7. Data analysis was performed using SPSS and PLS3 software. The results of testing research hypotheses showed that the proactive personality had a positive effect on teachers' innovative work behavior and creativity and intrinsic motivation mediated this relationship. Also, teachers' work thriving as a result of these interactions increased creativity and innovation in the teaching process. Based on the findings, it was suggested that schools should strengthen teachers' proactive personality traits and intrinsic motivation by designing educational programs and workshops to develop creative skills. This will not only help improve the quality of teaching, but also can also lead to the creation of a dynamic and creative educational environment.
اثربخشی آموزش راهبردهای حلّ مسئله ریاضی بر کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی بسته آموزشی راهبردهای حلّ مسائل ریاضی بر کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی در مدارس منطقه سیلوانا انجام شد. در دوره شهید همت سال تحصیلی 1403-1402 منطقه سیلوانا شهرستان ارومیه به این مهم پرداخته شد. از بین دانش آموزان ی که معلمان آن ها در این دوره ها شرکت کرده بودند به صورت انتخاب نمونه در دسترس 12 نفر به عنوان گروه آزمایش و 12 نفر دیگر نیز به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. نتایج پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه کیفیت یادگیری این دو گروه با استفاده از تحلیل های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (آزمون کوواریانس) در نرم افزار SPSS 27 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمرات کیفیت زندگی مدرسه در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معنی داری داشت. تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد آموزش راهبردهای حل مسئله به گروه آزمایش به ترتیب با اندازه های اثر 46/0، 42/0، 32/0، 34/0 و 50/0 باعث افزایش معنی دار انسجام اجتماعی، فرصت ها، ماجراجویی و پیشرفت، رضایت عمومی و کاهش عواطف منفی دانش آموزان این گروه شد (01/0 p>).
تأثیر کاربرد برنامه های هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
187 - 202
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: در عصر حاضر، با پیشرفت روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در حوزه های مختلف از جمله آموزش و پرورش رخ داده است. معلمان، به عنوان محور اصلی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند سازگاری با این تغییرات و بهره گیری از ابزارهای نوین آموزشی هستند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : روش انجام پژوهش،شبه آزمایشی و طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی معلمان پایه دوم ابتدایی ناحیه 2و 3 شهر کرج در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ بود و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که از هر دو ناحیه آموزش و پرورش به تصادف دو مدرسه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده شامل به پرسشنامه یادگیری خودراهبردی فیشر و همکاران (۲۰۱۳) و پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای معلمان گروه استانداردهای حرفه ای کنتاکی(۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی ۷ جلسه ۵۵ دقیقه ای مهارت های تدریس اثربخش را با کمک فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی Sider extension, Imagica AI, Taskade آموزش دیدند. گروه کنترل با روش مرسوم در این مدت آموزش دید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از شاخص های آمار توصیفی فراوانی میانگین، انحراف معیار) و جهت بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و زیر مولفه های آن شامل خود مدیریتی و خود کنترلی اثربخش بود. همچنین نتیجه تحقیق نش
راهبردهای غنی سازی برنامه درسی اجراشده آموزش زبان عربی در دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای غنی سازی برنامه درسی اجراشده آموزش زبان عربی در دوره دوم متوسطه و شناسایی الزامات و بسترهای مؤثر در این فرآیند انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارنگاری انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از دبیران، کارشناسان برنامه ریزی درسی و اساتید آموزش عربی جمع آوری شد که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون در سه سطح (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) و با رعایت معیارهای اعتبارسنجی کیفی انجام گردید. یافته ها در قالب پنج مضمون فراگیر اصلی شامل تمرکز بر مهارت های زبانی کاربردی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون تقویت مهارت درک مطلب، توسعه مهارت بیان شفاهی و ارتقاء مهارت نوشتاری)؛ «تعمیق فهم قواعد و ساختارهای زبان عربی (شامل آموزش کاربردی قواعد صرف، آموزش چندسطحی قواعد نحو و آشنایی با بلاغت و زیبایی شناسی زبان عربی)؛ بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی (مشتمل بر استفاده از نرم افزارها و اپلیکیشن های آموزش زبان، به کارگیری منابع صوتی و تصویری آنلاین، ایجاد محیط یادگیری ترکیبی و تعاملی)؛ تنوع بخشی به روش های تدریس و ارزشیابی (مشتمل بر ایجاد محیط یادگیری ارتباطی و تعاملی مبتنی بر فعالیت، شخصی سازی آموزش با رویکرد تمایزی در یادگیری زبان عربی، ارزشیابی عملکردی و فرآیندمحور برای سنجش یکپارچه مهارت ها)؛ ایجاد ارتباط با فرهنگ و تمدن اسلامی-عربی (شامل آشنایی با ادبیات غنی عربی، درک جایگاه زبان عربی در علوم اسلامی و شناخت فرهنگ و آداب ورسوم جوامع عربی) استخراج شد. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی برای برنامه ریزان، معلمان و سیاست گذاران آموزشی در ارتقای کیفیت آموزش زبان عربی در مدارس متوسطه باشد.
طرّاحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان می باشد.پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی متوالی است (کیفی -کمی)، از نظر گردآوری اطلاعات روش میدانی بود.جامعه آماری بخش کیفی صاحب نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی /صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی که با نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب می شوندجامعه آماری بخش کمی شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب می-شوندابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی شامل مصاحبه با صاحبنظران و خبرگان می باشدبعد از انجام بخش کیفی تحقیق و شناسایی مولفه های الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان برای سنجش متغیرهای مدل از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شدهنگام تجزیه و تحلیل دقیق داده های بخش کیفی، مفاهیم از راه کدگذاری، به گونه مستقیم از رونوشت مصاحبه مشارکت کنندگان در پژوهش (کدهای زنده) یا با توجه به موارد مشترک کاربرد آن ها، ایجاد شد.در تحلیل کمی در طراحی مدل و تعیین میزان تاثیرگذاری متغیرها از آزمون های تحلیل مسیر، معادلات ساختاری، برازش مدل و ماتریس کوواریانس در نرم افزار آماری Lisrel نسخه 8.80 استفاده می شود.تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور، واجد ساختاری چندلایه و نظام مند است که مؤلفه ها و ابعاد آن نه به صورت تصادفی، بلکه در پاسخ به تحولات اجتماعی، فناوری، و نظریه های نوین یادگیری شکل گرفته اند. این مؤلفه ها که در قالب چهارده بُعد اصلی طبقه بندی شده اند، هر یک کارکرد مشخصی در جهت تحقق اهداف برنامه درسی مبتنی بر یادگیری دارند.همچنین نتایج به دست آمده از اعتبار الگوی برنامه درسی پدیده محور نشان دهنده آن هستند که این الگو در مجموع برای دانشگاه فرهنگیان از اعتبار مناسبی برخوردار است.
تحول در نظام رتبه بندی آموزش محیط زیستی در آموزش عالی: تحلیل انتقادی شاخص گرین متریک و ارائه ی مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش محیط زیست از اساسی ترین ابزارهای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می رود. با این حال اجرای مؤثر آن در دانشگاه ها همچنان با چالش های متعددی روبه رو است. مقاله حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل جامع برای آموزش محیط زیست در نظام آموزش عالی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با استفاده از منابع معتبر بین المللی شامل مستندات علمی، گزارشات سیاستی و منابع معتبر دانشگاهی در حوزه محیط زیست گردآوری و پس از مقوله بندی در قالب 3 مقوله اصلی و 17 زیر مقوله به منظور ارائه مدل نهایی پژوهش مورد تحلیل گرفته اند. اعتبارسنجی مدل طراحی شده از طریق مشارکت 32 نفر از خبرگان و صاحب نظران در حوزه محیط زیست صورت گرفته است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر براساس سه مؤلفه ی کلیدی آموزش محیط زیست یعنی دانش، نگرش و مهارت در قالب سه مقوله اصلی شامل «آموزش مستقیم»، «آموزش غیرمستقیم» و «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» و 17 زیر مقوله ارائه شده است. مدل نهایی برخلاف مدل ارزیابی فعلی براساس شاخص گرین متریک -که عمدتاً بر شاخص های کمی نظیر تعداد دوره های آموزشی و مقالات پژوهشی تمرکز دارد- علاوه بر توجه بر ابعاد کمی و کیفی آموزش، شیوه های نوین تدریس، ادغام مفاهیم پایداری در رشته های مختلف، و تأثیرگذاری دانشگاه بر جامعه، بر جنبه های کلیدی مانند اثربخشی آموزش، تغییر نگرش و رفتار دانشجویان، توسعه آموزش میان رشته ای، ارتقای نقش دانشگاه در جامعه، و توجه بیشتر به عدالت زیست محیطی متمرکز است. انتظار می رود نتایج مطالعه حاضر نقشی کارآمد در رفع کاستی های روش های ارزیابی فعلی و بهبود سیستم ارزیابی به عنوان ابزاری کارآمدتر برای سنجش واقعی تأثیر دانشگاه ها در مسیر توسعه پایدار با تأکید بر ارتقای نظام های رتبه بندی دانشگاهی و ارتقای آموزش محیط زیست در آموزش عالی ایفا نماید و مدل پیشنهادی به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، مدیران دانشگاهی و پژوهشگران حوزه توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اجرای نظام دوری در مدارس ابتدایی و با استفاده از الگوی سیپ انجام شد. رویکرد پژوهش حاضر، آمیخته اکتشافی بود، در بخش کیفی، روش پدیدارشناسی و در بخش کمی روش توصیفی پیمایشی استفاده شد، نشانگرهای ارزیابی اجرای نظام دوری در بخش کیفی شناسایی شد و سپس در بخش کمی، هریک از نشانگرها ارزیابی شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی، 16 نفر از مدیران و معلمان استان لرستان و دارای تجربه ی اجرای نظام دوری بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک مدار و گلوله برفی انتخاب شدند و در مصاحبه شماره 16 اشباع نظری حاصل و نمونه گیری متوقف شد. جامعه در بخش کمی کلیه مدیران و معلمان ابتدایی استان لرستان بود که در مدرسه محل خدمت آن ها نظام دوری اجرا شده است که شامل 178 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای نسبی 118 نفر به عنوان نمونه این بخش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در قسمت کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. اعتبار پرسشنامه توسط خبرگان و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (955/0) تأیید شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی از روش کدگذاری اشتراوس و کوربین و در قسمت کمی از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بخش کیفی11نشانگر درباره عامل زمینه،7نشانگر درباره عامل درونداد، 7نشانگر درباره عامل فرایند، 8نشانگر درباره عامل برونداد نشان داد. نتایج بخش کمی پژوهش نیز نشان داد که وضعیت اجرای نظام دوری ازنظر عوامل زمینه، فرایند و برونداد مطلوب و از نظر عامل درونداد نامطلوب است
امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی است. ده نفر از اساتید علوم تربیتی، خبرگان و کارشناسان حوزه آموزش و متخصص در زمینه هوش مصنوعی به روش هدفمند (نمونه گیری فرد ماهر) و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده پنج مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. مقوله فراهم سازی ظرفیت ها و زیرساخت ها شامل شش مقوله فرعی توسعه فلسفه، فرهنگ و اهداف زیربنایی، ایجاد قوانین و مقررات، فراهم ساختن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، آموزش معلمان و دانش آموزان، رفع کمبود معلم و ارزیابی بهتر عملکرد نظام آموزشی بود. مقوله فرصت های آموزشی شامل هشت مقوله فرعی افزایش توان معلمان، تقویت یادگیری دانش آموزان، هماهنگ شدن با تغییرات فرهنگی مدرن، افزایش دقت در ارزشیابی، کمک به دانش آموزان با نیازهای ویژه، گرفتن بازخورد و اصلاح به موقع، یادگیری شخصی سازی شده و کمک به والدین در راستای آموزش فرزندانشان بود. مقوله موانع شامل سه مؤلفه فرعی مقاومت، هزینه ها و پشتیبانی خانواده ها بود. مقوله چالش ها شامل سه مؤلفه فرعی تهدیدات سایبری، نادیده گرفتن توان نیروی انسانی و بی عدالتی آموزشی بود. مقوله چشم اندازهای روشن نیز شامل چهار مؤلفه فرعی علم کاربردی، افزایش اشتغال، رشد اقتصادی و پیشرفت صنعت بود. نتایج نشان داد که کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران نیازمند اجرایی کردن برخی زیرساخت ها و ظرفیت ها بوده و علی رغم مزایایی که دارد می تواند با موانع و چالش هایی همراه باشد که توجه به آن ها در رشد چشم اندازهای آتی کشور ضروری است.
تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که استفاده از روش تدریس بدیعه پردازی می تواند به عنوان روش تدریس مناسبی برای بهبود مهارت های تحصیلی و تفکر دانش آموزان باشد. بر این اساس هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی بود.روش ها : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهرستان چابهار در سال 1402 تشکیل دادند. از بین آن ها سی نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه پانزده نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (عابدی، 1372) و چک لیست نمره گذاری انشا (وکیل التجار، 1395) را تکمیل کردند. روش تدریس بدیعه پردازی روی گروه آزمایش به صورت شش جلسه شصت دقیقه ای و هر جلسه هفته ای دو بار اجرا شد. گروه گواه نیز شیوه مرسوم و سنتی کلاسی را دریافت کرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در هر دو متغیر خلاقیت و مهارت های انشانویسی بین گروه های آزمایش و گواه در پس آزمون، پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p<). همچنین روش تدریس بدیعه پردازی 85 درصد خلاقیت و 75 درصد مهارت های انشانویسی دانش آموزان را بهبود بخشید.
تحلیل روایت دفاع مقدس در مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور حاوی هشت داستان کوتاه است. دو داستان «رنگ آتش نیمروزی» و «دریای آرامش» از این مجموعه مستقیماً با دفاع مقدس مرتبط است. در این مقاله به تبیین و تحلیل ساختار روایت و ژرف ساخت این دو داستان می پردازیم. پس از استخراج پی رفت ها، به تحلیل ژرف ساخت و شیوه روایت داستان ها پرداخته ایم. پی رفت مقدماتی و یازده پی رفت داستان «رنگ آتش نیمروزی» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند. شش پی رفت داستان «دریای آرامش» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند و ادامه منطقی و زمانی یکدیگرند. روایت های هر دو داستان، تک محور و ساده هستند و هیچ گونه پیچیدگی روایی ندارند. عمق بخشی مندنی پور به شخصیت های جنگی و نظامی نیز بیانگر مصائب جنگ و ضرورت پرهیز از نزاع است. در داستان «رنگ آتش نیمروزی»، ژرف ساخت درگیری انسان با حیوان و پیروزی خوی حیوانی و بازگشت انسان به خصلت های اولیه او نیز متناسب با بیان عوارض و مضرات جنگ است. نویسنده در «دریای آرامش»، جنگ را از منظری دیگر نگریسته است؛ رزمنده ایرانی به رغمِ کینه اولیه اش، وقتی با سرباز بی اسلحه، بی دفاع و نابینای دشمن مواجه می شود، جنگ را فراموش می کند و حس انسانی اش بر کینه اش می چربد و برای نجات دشمن، زندگی خود را به مخاطره می اندازد. نحوه استفاده نویسنده از علامت تعلیق در هر دو داستان، بخشی از ساخت داستان و خلاقیّت هنری نویسنده است و صرفاً یک کلیشه نگارشی مشخص نیست.
بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18 -14 سال شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
168 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18-14 سال شهر اراک انجام شد در یک طرح شبه آزمایشی، تعداد 22 کودک کار و خیابان از بین کودکان کار و خیابان 18-14 سال تحت پوشش خانه مهر چ به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. برای گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی به مدت 2 ساعت و یکبار در هفته با رویکرد روان نمایشگری اجرا شد. برای ارزیابی سطح ناکامی و تنظیم هیجانی به ترتیب از مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و پرسشنامه ناکامی روزنزوایگ بهره گرفته شد. تاثیر مداخله انجام شده به کمک مقایسهپیش آزمون و پس آزمون ارزیابی گردید. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که رویکرد روان نمایشگری بر کاهش نوع ناکامی در عامل های تسلط مانع و بقای نیاز موثر است اما باعث ایجاد تغییرات معناداری در عامل دفاع از خود نشد .همچنین،. اجرای متغیر مستقل ( روش روان نمایشگری ) باعث ایجاد تفاوت معناداری در تنظیم هیجانی در ابعاد عدم پذیرش، اهداف، تکانه، آگاهی و راهبردها بین دو گروه شده است اما این رویکرد نتوانسته است تفاوت معناداری در شفافیت هیجانی ایجاد نماید. بنابراین به طور کلی می توان رویکرد روان نمایشگری را مداخله ای موثر برای کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان دانست
تحلیل برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی: مطالعه مروری دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
161 - 200
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی، از طریق مرور دامنه ای مبتنی بر راهنمای پریزما انجام شد. تحلیل ۴۵ مطالعه انتخاب شده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ نشان داد حجم پژوهش ها در سال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳ بیش از دو برابر افزایش یافته است. یافته ها نشان داد که آموزش هوش مصنوعی عمدتاً با هدف کلی ارتقاء سواد هوش مصنوعی دانش آموزان و در برخی موارد با تمرکز بر تقویت درک از کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اخلاق هوش مصنوعی یا رفع بدفهمی ها نسبت آن طراحی شده اند و چهار حوزه دانش پایه هوش مصنوعی، کاربردهای عملی، تعامل انسان و هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی چهار حوزه محتوایی برنامه های آموزش را شکل داده اند. یادگیری مشارکتی و یادگیری تجربی به عنوان رویکردهای آموزشی غالب بوده و ابزارهای کمی و کیفی متنوعی برای جمع آوری داده استفاده شده اند. همچنین سازگاری محتوا با زمینه های فرهنگی-زبانی و تفاوت جنسیتی به عنوان چالش های مطرح در آموزش هوش مصنوعی شناسایی شدند.
اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی در عملکرد خواندن دانش آموزان ابتدایی با اختلال خواندن (مروری نظام دار بر مطالعات گذشته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها تأثیرگذار باشد. درواقع عملکرد خواندن در توانایی سلیس و روان خوان و درک مطالب کتاب اهمیت ویژه ای در دانش آموزان دارد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع بنیادی است که در آن به تحلیل کمی و کیفی پژوهش های گذشته ازنظر موضوعاتی همچون سهم موضوعی مقالات، روش های پژوهش، گویه های نگرشی و روند نگرش پرداخت شده است. در این پژوهش و با توجه به هدف آن، از روش نظام دار استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های داخلی و خارجی بود که با استفاده از واژه های کلیدی دانش آموزان با عملکرد ضعیف در خواندن و آ گاهی واجی در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مگیران، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور ایران و در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، ساینس دایرکت، اسپرینگ، ایرانداک و گوگل اسکلر مورد جستجو قرار گرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۱۰۳ پژوهش یافت شد و درنهایت ۲۵ مقاله ) ۸۰ درصد( و ۵ رساله ) 20 درصد( درمجموع 30 مقاله و رساله منطبق با هدف پژوهش و ملاک انت خاب و یافته های پژو هش ا ستخراج شدند. نتیجه گیری: نتایج حا کی از آن بود که آموزش آ گاهی واجی بر بهبود عملکرد خواندن در سرعت، دقت و درک مطلب دانش آموزان با اختلالات خواندن تأثیر بسیار زیادی دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود متخصصان امر از این مداخلات در جهت بهبود علائم این دانش آموزان استفاده نمایند.
شناسایی و اعتباریابی ویژگی های واسط کاربر نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان 10 تا 12 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اعتباریابی ویژگی های واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان 10 تا 12 سال انجام شد. روش انجام پژوهش از نوع آمیخته با طرح اکتشافی متوالی بود. جامعه ی هدف در بخش کیفی شامل کلیه اسناد مرتبط با واسط کاربری کودکان، متخصصان رایانه، آموزش و نیز دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. جامعه ی آماری بخش کمی نیز کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر همدان بودند که از بین آن ها 350 دانش-آموز به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. در بخش کیفی از روش مرور نظام مند اسناد استفاده شد و داده ها به شیوه کدگذاری باز و مقوله بندی استخراج و از طریق تحلیل محتوا با رویکرد قیاسی تحلیل شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی-پیمایشی بهره گرفته شد و داده ها با استفاده از مقیاس تدوین شده مبتنی بر یافته های کیفی، جمع آوری و با آزمون های توصیفی و استنباطی با کمک نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها در بخش کیفی منجر به استخراج 16 مؤلفه ی اصلی و 62 مؤلفه ی فرعی شد که عناصر رابطه کودکان را تشکیل می دهد. یافته های بخش کمی نیز نشان داد مؤلفه های واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت طراحی واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی برای کودکان 10 تا 12 سال متأثر از یکسری ویژگی های شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی آنان است و بایستی برای تعامل بهتر کودکان با نرم افزارهای آموزشی به ویژگی های آنان توجه شود. مؤلفه های مشخص شده در این پژوهش می تواند به طراحان و تولیدکنندگان نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان در طراحی واسط کاربر اثربخش کمک نماید. همچنین معلمان را در انتخاب و ارزیابی نرم افزارهای آموزشی مناسب کودکان از منظر واسط کاربری یاری می دهد.
فراترکیب چهارچوب جامع برنامه درسی کارورزی بر اساس رویکرد یادگیری ترکیبی در نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
91-128
حوزههای تخصصی:
سال هاست در نظام های تعلیم و تربیت بر کاربست فنّاوری و رسانه های برخط در امر آموزش تأکید می شود؛ با این حال تمرکز بر آموزش مجازی و برخط به ویژه درباره درس های عملی نظیر کارورزی که بر تلفیق نظریه و عمل تأکید دارد کاستی های فقدان آموزش حضوری را به همراه خواهد داشت. از رویکردهای تعدیل این مسئله بهره گیری از نظام طراحی و تدوین برنامه های درسی عملی با استفاده از رویکرد یادگیری ترکیبی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوب جامع برنامه درسی کارورزی بر اساس یادگیری ترکیبی در نظام تربیت معلم است. این پژوهش ازنظر ماهیت کیفی، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است. به منظور دستیابی به هدف اصلی چهار پرسش مطرح و برای پاسخ به آن ها از روش فراترکیب با الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو و تحلیل مضمون استفاده شد. نمونه گیری به روش هدفمند انتخابی از میان منابع علمی معتبر برای سال های 1380 تا 1402 و بر اساس روش CASP انجام گرفت. یافته های پژوهش شامل شناسایی سی مضمون اولیه از 118 مفهوم پایه بود. مضامین سی گانه ذیل مضامین ثانویه پنج گانه سازوکارهای سیاستی حمایتی، سازوکارهای آموزشی و پژوهشی، سازوکارهای مدیریتی و ساختاری، سازوکارهای کنشی و تعاملی و سازوکارهای نظارتی و ارزیابی تثبیت و برای ارائه چهارچوب جامع پژوهش جایابی و ارائه شدند. نتایج آزمون آنتروپی شانون اولویت اول تا پنجم را برای مضامین اصلی سازوکارهای مدیریتی ساختاری، سازوکارهای آموزشی و پژوهشی، سازوکارهای سیاستی، سازوکارهای نظارتی ارزیابی و سازوکارهای کنشی تعاملی مشخص کرد. در نهایت، اعتبار الگو با روش کدگذاری مجدد با دو ارزیاب و محاسبه فرمول ضریب کاپای کوهن تأیید شد.
کیفیت آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش در ایران با استناد به پژوهش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
153-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی آموزش کودکان عمیقاً باهوش به منظور ارائه راهکارهایی برای مواجهه با این افراد در کشورمان است. این پژوهش کیفی با روش سنتزپژوهی تفسیری انجام شده است. از میان 352 پژوهش به دست آمده، پس از تطبیق با عوامل ورود و خروج در سه مرحله، 19 پژوهش برای نمونه انتخاب شد. سپس، از طریق متن کاوی در پژوهش های تأیید شده که از سال 2000 تا 2023 انجام شده بود، عبارت های مربوط کدگذاری باز و محوری شد و پس از ترکیب کدهای محوری، شش مضمون به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش باید متناسب با ویژگی ها، نیازهای خاص و عمق چالش پذیری آنان باشد. به عبارت دیگر، تعیین کیفیت آموزش آنان باید بر پایه تنظیم متناسب سه عامل تفکیک، غنی سازی و شتاب صورت گیرد، که از طریق تشکیل مدرسه تمام وقت، ایجاد مراکز آموزش کوتاه مدت و اردوگاهی و تابستانی، و پایگاه های مجازی برای گروه بندی همگن و آموزش متناسب با نیازهای کودکان عمیقاً باهوش در کشور امکان پذیر است. مضامین به دست آمده می تواند زمینه نظری و اجرایی لازم را برای ایجاد مراکز و مدارس آموزش و تربیت دانش آموزان عمیقاً باهوش در کشور فراهم سازد.
The Role of Moral Intelligence and Spiritual Intelligence in Predicting Organizational Flourishing and Job Performance
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to examine the role of moral intelligence and spiritual intelligence in predicting organizational flourishing and job performance. This research was applied in terms of purpose, and descriptive-correlational with regression analysis in terms of methodology. The statistical population consisted of 200 administrative employees of the Education Department of Zahedan, from which 127 individuals were selected through simple random sampling based on Morgan's table. Data were collected using the Moral Intelligence Questionnaire by Lennick, Kiel, and Jordan (2005), the Spiritual Intelligence Questionnaire by Badi et al (2010), the Organizational Flourishing Questionnaire by Spreitzer (2007), and the Job Performance Questionnaire by Patterson (1922). For data analysis, descriptive statistical methods and inferential statistics (Pearson correlation and multiple regression) were employed using SPSS 22 software. The findings revealed that there are positive and significant relationships between moral intelligence and spiritual intelligence with organizational flourishing and job performance. The results of regression analysis showed that moral intelligence and spiritual intelligence jointly explained 53% of the variance in job performance and 50% of the variance in organizational flourishing. Moral intelligence was found to be a stronger predictor of job performance, while spiritual intelligence was a more effective predictor of organizational flourishing. These findings indicate that moral intelligence and spiritual intelligence play distinct yet complementary roles in improving individual and organizational performance. The development of both types of intelligence is essential for achieving optimal performance and sustainable flourishing in educational organizations.
تحلیل راهبردی نقش فناوری های نوین در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 116
حوزههای تخصصی:
امروزه تلفیق فناوری های نو در آموزش عالی از عوامل تعیین کننده ای است که بر فرآیندهای توسعه تفکر پیشروانه در بین دانشجویان مراکز آموزش عالی مدرن تأثیر قابل توجهی گذاشته و توانایی آنها را برای مشاهده شرایط در حال تغییر دنیای بیرون و تطبیق سریع با آنها توسعه می دهند. از این رو هدف این پژوهش کاربردی مبتنی بر پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی، تحلیل راهبردی نقش فناوری های نوین در آموزش عالی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 21 نفر از صاحب نظران این حوزه است. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند و جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. سپس متون مصاحبه با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یادگیری شخصی سازی شده، تجارب یادگیری پیشرفته، ایجاد کلاس های معکوس، روش های نوآورانه ارزیابی و قابلیت دسترسی به عنوان نقاط قوت و حواس پرتی، خطرات امنیتی، تنوع کیفیت محتوا، مسائل تعمیر و نگهداری، چالش های فنی و سرقت ادبی و تقلب، به عنوان نقاط ضعف شناسایی شدند. فرصت های شناسایی شده در این پژوهش مشتمل بر خدمات پشتیبانی دانشجویی پیشرفته، حلقه های بازخورد پیوسته، رایانش ابری، یادگیری اجتماعی و همکاری های بین الملل، و تهدیدات مشتمل بر تغییرات سریع تکنولوژیکی، شکاف های آموزشی، مقاومت در برابر تغییر و پتانسیل استفاده ناکارآمد بود.بنابراین، ضروری است که با توجه به این مسائل با آنها مواجهه منطقی داشته تا نقاط قوت و فرصت ها را به حداکثر و در عین حال نقاط ضعف و تهدید را به حداقل رسانده و در نهایت به حداکثر اثربخشی و کارایی این فناوری ها دست یافت.
طراحی و روان سنجی (اعتبار یابی) ابزارسنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیشران های کارآفرینی در ها می توانند به عنوان فضا و بستری برای توسعه ی سازمان های آموزشی عمل نمایند. این پژوهش با هدف طراحی و روان سنجی ابزار سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی(کمی وکیفی) اکتشافی متوالی بوده، جامعه آماری دربخش کیفی اعضای هیات علمی خبره و محققان صاحب نظر در زمینه نظام آموزش عالی و کارآفرینی و در بخش کمی اعضای هیات علمی دانشگاه های استان گلستان شامل دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی، منابع طبیعی و پیام نور بوده است. نمونه ها در بخش کیفی شامل19 نفر به روش هدفمند و در بخش کمی 279نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پس از انجام مصاحبه و اشباع داده ها، مقوله ها شناسایی و کدگذاری شدند و براساس آن پرسشنامه ای با 5 بعد و 89گویه طراحی گردید. روایی صوری، محتوایی و سازه ای و پایایی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: ابتدا روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بررسی و 16سوال حذف شد و 73سوال باقی ماند. سپس روایی سازه ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بار عاملی تمامی سوالات بالای 5/0و میانگین واریانس استخراج شده بالای 5/0، پایایی هر دو ملاک (آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی) تمام ابعاد بالای7/0 بوده است و در نهایت پرسشنامه با 5 بعد و 73سوال تایید شد. نتیجه گیری: ابزار طراحی شده جهت سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و می تواند به عنوان ابزار مناسب برای ارزیابی توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی مورد استفاده قرار گیرد.