مقالات
حوزههای تخصصی:
آموزش نوین مهندسی در ایران، در نُه دهه ای که از آغاز آن می گذرد، فرازوفرودهایی را پشت سر گذاشته است. ازجمله تغییرات آن گسترش بی سابقه آموزش مهندسی است که از دهه 80 شمسی آغاز شد و در 1390 به اوج خود رسید. بررسی افزایش تعداد دانشجویان در کنار درصد بالای دانش آموختگان مهندسی سؤال هایی را طرح می کند؛ ازجمله: آموزش مهندسی در کشور به کجا می رود و چه فردایی دارد؟ نیاز امروز و فردای صنعت کشور به دانش آموختگان مقاطع فنی و مهندسی چقدر است؟ اعتلای آموزش مهندسی در گرو شناسایی چالش های آن و طرح راهکارهای غلبه بر آنهاست؛ امری که تنها با پژوهش های سامان یافته امکان پذیر است. در مقاله پیش رو، دستاوردهای پژوهشی درخصوص آموزش مهندسی ایران را، در سال تحصیلیِ پیش از آغاز همه گیری کرونا (96 _ 1395)، بررسی کرده ایم. بدین منظور، ضمن ارائه آمارهای مربوط به ارکان آموزش مهندسی در سال بررسی شده، چالش های آموزشی عمده شناسایی آنها و راه کارهای برون رفت از آنها را بیان کرده ایم.
طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای مهندسان بشر دوست: رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای دانشجویان مهندسی، در مقام مهندسان بشردوست، است. پژوهش با رویکرد فراترکیب به بررسی جامع موضوع پرداخته و از مدل شش مرحله ای فینفگلد کانت (2018) بهره گرفته است. داده ها را با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تحلیل کرده ایم. در مرحله ترکیب یافته ها، 71 کد باز استخراج شد که قابلیت های جهان وطنی، ارزش های اخلاقی دانشجویان، مهارت های تفکر سطح بالا و مهارت های پایه دانشجویان مهندسی را به عنوان پیشایندها؛ طراحی الگوی برنامه درسی در قالب بین المللی کردن برنامه های درسی، طراحی محتوای مبتنی بر رویکرد علمی انسانی، آموزش مهارت های تخصصی و آموزش اخلاق مهندسی را فرایند و درنهایت مسئولیت پذیری در قبال بشر و محیط زیست را پیامدهای توسعه حرفه ای دانشجویان بیان می کند. این مطالعه هویت حرفه ای مهندسی بشردوستانه را فراتر از ابعاد فنی می داند که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در جامعه است. این رویکرد، با درنظرگرفتن ابعاد اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اخلاقی، به دنبال طراحی و اجرای راه حل هایی است تا هم زمان به بهبود کیفیت زندگی، ایجاد برابری و توسعه پایدار جوامع، به ویژه در جوامع محروم، کمک کند.
واکاوی وضعیت جاری برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر در مقطع کارشناسی: رویکرد تحلیل زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی وضع کنونی برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد، است. حوزه پژوهش شامل همه اعضای هیئت علمی و دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر بود که ازطریقِ نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها ازطریقِ مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 دانشجو و 16 عضو هیئت علمی جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده کردیم. برای تأمین روایی و پایایی، از معیارهای گوبا و لینکن استفاده کردیم. یافته های پژوهش نشان دهنده 22 مفهوم محوری و 8 مقوله منتخب است که در قالب الگویی، شامل برنامه درسی ناسازگار با تحولات به عنوان شرایط محوری، شرایط علّی (تمرکزگرایی در طراحی، تدوین نامناسب و اجرای معیوب برنامه های درسی)، عوامل زمینه ای (زمینه ابعاد رفتاری، زمینه های سیاسی و زمینه های محیطی)، راهبردهای پیشنهادی (تأسیس دانشکدگان موضوعی، ترویج مطالعات تطبیقی، شبکه سازی، واگذاری اختیار به دفترهای برنامه ریزی آموزشی دانشگاه و طراحی باز برنامه درسی رشته مهندسی کامپیوتر)، عوامل مداخله ای (نیازسنجی، مؤلفه های ساختاری، استانداردهای آموزشی پژوهشی و پایگاه علمی رشته مهندسی کامپیوتر) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت. با توجه به یافته ها، نتیجه می گیریم که بهبود برنامه های درسی رشته مهندسی کامپیوتر نیازمند طراحی باز و مشارکتیِ برنامه های درسی و ایجاد دانشکدگان مهندسی کامپیوتر در دانشگاه هاست.
اثربخشی درس مبانی کارآفرینی بر توسعه مهارت های نرم دانشجویان مهندسی و علوم پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه ها نقشی مهم در آموزش اصول کارآفرینی و ایجاد پیوند میان صنعت و دانشگاه دارند. پژوهش حاضر تأثیر آموزش درس مبانی کارآفرینی را، به عنوان درسی مهارت محور، بر دانشجویان رشته های مهندسی و علوم پایه بررسی می کند. جامعه آماری پژوهش شامل 110 دانشجوی مهندسی و 70 دانشجوی علوم پایه می شود و پژوهش به روش پیمایشی، با استفاده از ابزار پرسشنامه، اجرا شده است. داده ها ازطریقِ نظرسنجی از دانشجویان مهندسسی و علوم پایه گردآوری و با هدف بررسی اثربخشی درس مبانی کارآفرینی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند اثربخشی درس مذکور بر تصمیمات دانشجویان با گذر زمان افزایش می یابد و آنان به درک عمیق تری از ضرورت آن دست می یابند. فعالیت های گروهی، کارهای عملی و آزمون های شخصیت شناسی نقشی مهم در این اثربخشی دارند. همچنین آموزش درس مبانی کارآفرینی با سرفصل های طراحی شده، به مثابه درسی مکمل در کنار دروس تخصصی، تأثیری بسزا بر خودآگاهی و تصمیم گیری دانش آموختگان رشته های فنی مهندسی و علوم پایه دارد. یکی از اهداف پژوهش حاضر مقایسه تجربیات و نیازهای آموزشی دانشجویان مهندسی و علوم پایه بوده است تا سیاست های آموزشی بهبود و کیفیت تحصیلات ارتقا یابد.
نظام آموزش نسل چهار: شناسایی فناوری های نوین و امکان سنجی پیاده سازی آن در دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان امروز در حال تجربه یک موج تغییر با فناوری های دیجیتال و تغییرات فن آورانه است که روندها را تعیین می کنند و بر هر جنبه ای از زندگی تأثیر می گذارد، فناوری های جدید زندگی انسان را به طرق مختلف بهبود می بخشد. برای همگام شدن با این موج تغییر، باید نظام آموزشی کشور را به روز کرد تا این تغییرات از سنین پایین تر در اولویت قرار گیرد. این شامل ادغام فناوری ها در سرفصل آموزشی و پرورش یک محیط یادگیری است تا نوآوری و حل مسئله را تشویق کند و از آن به عنوان آموزش 0/4 یاد می شود. هدف از این مقاله شناسایی فناوری هایی که لازمه ی پیاده سازی آموزش 0/4 است، می باشد و پس از شناسایی بررسی می کند که آیا مراکز آموزش عالی امکان پیاده سازی این فناوری ها را دارد یا خیر؟. برای دستیابی به این هدف بیش از 70 مقاله منتشر شده لاتین موردمطالعه قرار گرفت. با توجه به هدف تحقیق، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) برای انجام تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی و شیوه گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای و میدانی می باشد. پس از بررسی کامل مقالات تعداد 27 مضمون پایه شناسایی شد که در 7 دسته مضمون سازمان دهنده ی: 1-فناوری های ارتباطی و شبکه، 2- محتوای تعاملی، 3- فناوری های مبتنی برهوش مصنوعی، 4-فناوری های آموزشی، یادگیری و تعاملی 5- فناوری های دیجیتال، 6- فناوری های واقعیت و شبیه سازی، 7- فناوری نوآورانه قرار گرفت و در نهایت مضامین سازمان دهنده در 2 دسته بندی فراگیر،1- فناوری های ارتباطی و آموزشی و 2- فناوری های نوین و هوش مصنوعی قرار گرفتند. پس از تهیه و توزیع پرسشنامه، باتحلیل داده های بدست آمده از 6 دانشگاه کشور جهت امکان سنجی پیاده سازی این فناوری ها نتیجه شد که دانشگاه ها آمادگی لازم جهت تهیه و بکارگیری فناوری های مرتبط با نظام آموزش نسل 0/4 را ندارند.
ضرورت توجه دانشکده های معماری به زمینه اجتماعیِ مبتنی بر رابطه متقابل معماری و جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بحث دربابِ رسالت دانشکده های معماری در قبال جامعه و نشان دادن ضرورت توجه این نهاد به زمینه اجتماعی آن است. بدین ترتیب، پرسش اصلی پژوهش این است که، براساس ماهیت دانش معماری، ضرورت توجه دانشکده معماری به زمینه اجتماعی اش در چیست؟ پژوهش پیش رو، با رویکردی کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، از روش های استدلال منطقی و تحلیل تفسیری در تحلیل داده ها بهره می برد. یافته های پژوهش مدلی نظری از رابطه متقابل معماری و جامعه ارائه می دهد که، براساس آن، معماری دانشی ماهیتاً اجتماعی و زندگی اجتماعی عرصه ای درهم تنیده با نیازهای معمارانه تعریف می شود. این درهم تنیدگی بی توجهیِ دانشکده های معماری را به زمینه اجتماعی خود ناممکن می سازد و ضرورت مسئولیت پذیری این نهادها را در قبال جامعه برجسته می کند. ازاین رو، دانشکده های معماری، به منزله نهادهای اصلی تربیت معماران، ملزم به شناخت و معتبرشناختن معماری مردم، به مثابه سندی از وضعیت معماری جامعه، و تلاش برای ارتقای کیفیت آن هستند.