فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
187 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی مؤلفه های توسعه حرفه ای معلمان دوره ابتدایی مبتنی بر فناوری های نوظهور و خودکارآمدی آنان بود. برای اجرای آن از روش مرور سیستماتیک استفاده شد. فرایند انتخاب مقالات بر اساس ساختار پیشنهادی پریسما انجام شد. در راستای اهداف تحقیق، پایگاه های علمی معتبر در حوزه های آموزش، فناوری اطلاعات و ارتباطات، و علوم اجتماعی که توسط محققان پیشین در پژوهش های مرتبط مورداستفاده قرار گرفت. کلیدواژه های جستجو در این تحقیق بر اساس سه مفهوم اصلی توسعه حرفه ای، فناوری های نوظهور و خودکارآمدی، و با استفاده از جستجوی مترادف ها انجام شد. محققان فرآیند جستجوی پایگاه های داده را به صورت مستقل انجام دادند. پس از بررسی 649 مقاله بر اساس عنوان و چکیده، تعداد 190 مقاله به عنوان مقالات مرتبط باقی ماند. درنهایت، پس از غربالگری نهایی و حذف مقالات نامرتبط، 14 مقاله برای استفاده در تحقیق انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که یکپارچه سازی فناوری دیجیتال، تقویت باورهای فردی و کاهش فرسودگی دیجیتال، ارائه آموزش های شغلی و غنی سازی شغلی از طریق سبک های مدیریت مشارکتی و تفویض اختیار، تغییر نگرش معلمان نسبت به فرآیندهای توسعه حرفه ای و تقویت همکاری های بین سازمانی، استفاده بهینه از فناوری های نوظهور و بهره مندی از سیستم های دیجیتال آموزشی علاوه بر بهبود تعاملات میان فراگیران و معلمان، می تواند به عنوان محرکی برای بهبود دستاوردهای تحصیلی و ارتقای کیفیت آموزش در محیط های آموزشی تلقی شود. درنهایت، رفع موانع زیرساختی و فرهنگی، سیاست گذاری های ناکافی می تواند زمینه ساز پیشرفت قابل توجهی در توسعه حرفه ای معلمان گردد.
اعتبار یابی الگوی ارتقای پایبندی به اخلاق پژوهشی در معلمان پژوهشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
297 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء پایبندی به اخلاق پژوهش در بین معلمان پژوهشگر بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها آمیخته با رویکرد کیفی- کمی بود. در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی علاوه بر پیمایش از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر و بررسی شاخص های مطلوبیت مدل استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان بود که از بین اعضای هیات علمی با حداقل ده سال سابقه پژوهش و مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند و در حد اشباع انتخاب شدند و در بخش کمی شامل کل معلمان پژوهشگر شهر اراک بود و نمونه آماری طبق فرمول کوکران شامل 248 نفر بصورت تصادفی خوشه ایی انتخاب شد. گردآوری داده های کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با پرسش نامه 46 سوالی محقق ساخته با طیف 5 درجه لیکرتی انجام شد. برای روایی پرسشنامه ها از بازبینی مجدد، روایی صوری، محتوایی، سازه، CVR&CVI استفاده و پایایی ابعاد آن طبق آلفای کرونباخ بین 0.85 تا 0.97بود. در تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر با نرم افزار هایSPSS27 و AMOS استفاده شد. یافته ها: در مرحله اول تحلیل کیفی 212 کد اولیه استخراج و در مراحل بعدی با حذف کدهای همپوش و تکراری به 58 کد محوری تقلیل یافت و پس از پالایش به 42 مضمون و 10 شبکه کاهش یافت. ملاک کفایت نمونه گیری کیسر– مایر- الکین0.96و کرویت بارتلت p<0/001 بود که بیانگر کفایت حجم داده ها برای تحلیل و همبستگی کافی برای اجرای تحلیل بود. در تحلیل عامل های اصلی،6 عامل با ارزش ویژه بزرگتر از 1 شناسایی شد که در مجموع 0.64 از واریانس مشترک را تبیین نمود. طبق شاخص های مطلوبیت مدل مبتنی بر مولفه های شناسایی شده، کای اسکوار 1.554 و شاخص های تطبیقی نسبی بالاتر از0.90 و بیانگر مطلوبیت مدل است. یافته ها نشان داد که مولفه های کلیدی اخلاق پژوهشی شامل اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی، اصول نگارش مسئولانه، ملزومات کلیدی در طراحی و اجرا، انگیزش و تعهد، مشارکت آگاهانه و عدالت، و بی طرفی و استقلال است. همچنین الگوی مبتنی بر یافته های بخش کمی بر اساس شاخص های مطلوبیت، از برازش مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان مدلی کاربردی برای ارتقای رفتار اخلاقی پژوهشی در میان معلمان پژوهشگر استفاده شود.
نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی با استفاده از روش های مدل یابی علّّی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مددجویان با ناتوانی های جسمی که در سال 1402 در اداره بهزیستی شهرستان های رشت و دامغان دارای پرونده بودند، تشکیل دادند. تعداد 225 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مقیاس عملکرد اجتماعی و انطباقی کودک و نوجوان پرایس و همکاران ) 2003 (، مقیاس انگ درونی بیماری روانی ریشر و همکاران ) 2003 (، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون ) 2003 ( و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر ) 1982 ( بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاب آوری در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش میانجیگری دارد p>0/001( (. همچنین خودکارآمدی رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش را میانجی می کند ) 001 / .)p>0 نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نوجوانان با ناتوانی های جسمی نقش میانجی گرانه ایفا می کنند؛ به طوری که استفاده از راهبردهای تاب آوری و خودکارآمدی منجر به کا هش راب طه ا نگ درونی شده و عمل کرد اجتما عی در نوجوا نان با ناتوانی های ج سمی می شود.
Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
بررسی رابطه بین هویت سازمانی با یکپارچگی سازمانی و نقش میانجی اعتماد سازمانی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
170 - 180
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هویت سازمانی، اعتماد و یکپارچگی از مهم ترین مؤلفه های تقویت کننده سرمایه اجتماعی در سازمان ها به شمار می آیند. بررسی رابطه این عوامل می تواند به درک بهتر سازوکارهای ارتقای انسجام و کارایی در نهادهای آموزشی منجر شود. ب ررسی رابط ه بین هویت سازمان ی با یکپارچگ ی سازمانی و نقش میانجی اعتمادسازمان ی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرست ان ک ازرون بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. و جامعه آماری شامل 1700 نفر از کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 313 نفر و به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد هویت سازمانی (چنی، 1983)، اعتماد سازمانی (پاین، 2003) و یکپارچگی سازمانی (کاپتن، 2005) بودند که روایی آنها به تأیید خبرگان و استاد راهنما رسیده و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب78/. ، 89/0 و 86/0 تائید شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هویت سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری بر اعتماد سازمانی و یکپارچگی سازمانی دارد. همچنین اعتماد سازمانی نیز به طور معنادار بر یکپارچگی سازمانی اثرگذار است.همچنین نتایج بیانگر آن بود که اعتماد سازمانی نقش میانجی در رابطه بین هویت سازمانی و یکپارچگی سازمانی ایفا می کند. نتیجه گیری: هویت سازمانی با تقویت اعتماد سازمانی می تواند به شکل مستقیم و غیرمستقیم موجب افزایش یکپارچگی سازمانی شود. به طور کلی، اعتماد سازمانی نقش میانجی مهمی در ارتقای انسجام و کارایی سازمان ایفا می کند.
مدلسازی نقش هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
26 - 38
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، مدلسازی نقش هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی (3700 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، 348 نفر به عنوان نمونه مورد آزمون قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد هوش مصنوعی مدیریت چن و همکاران (2022)، خلاقیت کارکنان (سیمون ، 1991)، مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا (1990) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2001) استفاده شد. به منظور پاسخ به فرضیه های تحقیق از همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. یافته ها: نتایج همبستگی پیرسون نشان داد رابطه معناداری بین هوش مصنوعی، خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی برقرار بوده است. نتیجه گیری: نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که هوش مصنوعی در بهبود خودکارآمدی، خلاقیت و تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ممسنی نقش مثبت و معناداری داشته است.
دنیای نوین یادگیری با سرفصل های خلاقانه: راهکارها و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
137 - 165
حوزههای تخصصی:
در دنیای پُرشتاب آموزش مهندسی مدرن، نیاز به روش های نوآورانه برای جلب توجه و ارتقای یادگیری دانشجویان بیش از همیشه احساس می شود. مقاله حاضر به معرفی سرفصل های خلاقانه ای می پردازد که با هدف ایجاد تجربه تعاملی و جذاب برای دانشجویان طراحی شده اند. به کمک روش هایی، مانند داستان سرایی، فعالیت های تعاملی و ابزارهای دیجیتال، نمونه هایی از سرفصل های جذاب ارائه و راهکارهای اجرای موفق و مقابله با چالش های احتمالی بررسی شده است. تجربه های حاصل از اجرای این سرفصل ها طی چندین سال در دانشگاه شهیدبهشتی، در رشته های مهندسی، تحلیل و جمع آوری شده است. دیدگاه های دانشجویان با تحلیل مضمون دسته بندی و بازخوردهای کمّی آنان ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد روش های خلاقانه به افزایش تعامل دانشجویان، بهبود درک مطالب و انگیزه بیشتر در یادگیری کمک می کنند. همچنین فضای دوستانه و کاهش نگرانی دیگر دستاوردهای این سرفصل ها هستند. مطالعه حاضر برای مدرسان و طراحان دوره هایی که به دنبال نوآوری در آموزش هستند مفید خواهد بود. روش های خلاقانه معرفی شده در سرفصل ها در رشته ها و مقاطع آموزشی قابل اجرا و بهره برداری خواهند بود.
اثر بخشی آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان مرند در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
90 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی شهرستان مرند در درس ریاضی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع پژوهش های تحلیلی بود. این پژوهش به صورت یک آزمایش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با 60 دانش آموز در دو گروه آزمایشی و کنترل انجام شد. گروه آزمایشی آموزش مفهوم محور دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل آموزش سنتی را دریافت کردند در این پژوهش از آزمون های استاندارد ریاضی پایه ششم استفاده شد و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مفهوم محور بهبود معناداری در درک دانش آموزان از مفاهیم ریاضیاتی نسبت به آموزش سنتی داشته است. همچنین نتایج نشان دادند که دانش آموزان در گروه آموزش مفهوم محور نتایج بهتری در آزمون های مفاهیمی ریاضیاتی داشتند.نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر الگوی مفهوم محور می تواند به عنوان یک روش موثر برای بهبود درک دانش آموزان از مفاهیم ریاضیاتی در پایه ابتدایی شناخته شود. این روش به دلیل تمرکز بر مفاهیم و ارتباط آنها با واقعیات جهان واقعی، می تواند اثربخشی بالاتری نسبت به روش های سنتی داشته باشد.
رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
197 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
تبیین اهداف تربیتی نظام خانواده بر مبنای آسیب شناسی وضع موجود جهت استفاده در طراحی های آموزشی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
32 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، آسیب شناسی وضع موجودِ نهاد خانواده به عنوان متولی اصلی تعلیم و تربیت است به گونه ای که مبتنی بر این آسیب شناسی اهداف تربیتی اولویت دار برای لحاظ کردن آن ها در طراحی های آموزشی در نظام تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی کشور مشخص گردند. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، با تعداد 18 نفر از صاحبنظران و افراد ذی صلاح شامل مشاورین خانواده، قضات، اعضای هیأت علمی و کارشناسان دینی با معیار انتخاب نمونه هدفمند و تکنیک اشباع نظری، مصاحبه عمیق صورت گرفت. در نهایت یافته های پژوهش حاکی از آن است که اهداف تربیتی در سه بُعد شناختی، اخلاقی و عملی در 35 مفهوم و اقدامات بسترساز والدین برای دنبال کردن آن اهداف تربیتی در سه بُعد پایه ای، محیطی و درونی در 21 مفهوم طبقه بندی شدند. یافته های این مطالعه می تواند مبنای مطالعات میدانی، تدوین و اجرای برنامه های آموزشی قرار گیرد و همچنین می تواند مبنایی باشد برای تولیدکنندگان کالاهای فرهنگی تا با محور قرار دادن مقولات اشاره شده در آن در راستای تقویت بنیان خانواده قدم بردارند.
The Effect of Play Therapy on Sensory Processing and Distress Tolerance in Adolescents with Mild Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
27-35
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
بررسی رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
17 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه وهدف:این پژوهش با هدف بررسی نقش رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس انجام شده است. رویکرد اقیانوس آبی که بر خلق فضاهای جدید بدون رقابت و نوآوری تأکید دارد، می تواند راهکاری مؤثر برای مقابله با چالش های رایج نظام آموزشی نظیر کمبود منابع، رقابت های منفی و فشارهای اجتماعی باشد. روش:روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ مدیر مدرسه بوده است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از تحلیل تماتیک بررسی شدند. یافته ها:به کارگیری این رویکرد موجب نوآوری در فرآیندهای آموزشی، کاهش رقابت های منفی، تقویت همکاری، توانمندسازی مدیران، و استفاده بهینه از منابع موجود شده است. نتیجه گیری:نتایج نشان داد که این مدیران توانسته اند منابع موجود را به طور بهینه استفاده کنند و در مواجهه با مشکلاتی مانند کمبود منابع مالی و فیزیکی، به راه حل های خلاقانه تری دست یابند در پایان، توصیه می شود که مدیران مدارس با بهره گیری از این رویکرد، زمینه ساز تحول در ساختارهای آموزشی و مدیریتی شوند.
بررسی محتوای کتاب درسی جامعه شناسی دوره متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محتوای کتاب های درسی، یکی از عناصر اساسی برنامه درسی است. در صورتی که انتخاب و سازماندهی محتوای کتاب های درسی متناسب با نیازهای فراگیران و ضرورت های اجتماعی انجام نشود، موجب عدم موفقیت برنامه درسی در نظام آموزشی می شود. هدف این مقاله، بررسی مسائل و مشکلات محتوای درس جامعه شناسی در دوره های دهم، یازدهم و دوازدهم متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان است. روش تحقیق از نوع کیفی بوده و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر است. دانشجو معلمان رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر، ورودی سال 1401 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 28 نفر تعیین شدند. تعداد نمونه ها بر اساس اصل اشباع نظری مشخص گردیدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، روایت های دانشجو معلمان کدگذاری و مضمون سازی شدند. تجربیات دانشجویان از مسائل مرتبط با محتوای درس جامعه شناسی در پنج مضمون: بی ارتباط با واقعیت های اجتماعی، دشوار و انتزاعی، سوگیری ایدئولوژیک به غرب، کاربردی نبودن و فعالیت های تکمیلی نامناسب دسته بندی شدند.
بررسی نحوه اجرای طرح کلاس گویا از منظر مدیران و مربیان پیش دبستانی شهرستان مهاباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
34 - 67
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نحوه اجرای طرح کلاس گویا از دیدگاه مدیران و مربیان پیش دبستانی شهرستان مهاباد و با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و مربیان مراکز پیش دبستانی این شهرستان بود. برای انتخاب نمونه، از روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد و در نهایت سیزده نفر از مشارکت کنندگان واجد شرایط به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی آن بررسی و تأیید شد. پایایی آن از طریق هدایت دقیق مصاحبه ها، طراحی فرایندهای ساختاریافته، تفسیر همگرا و تحلیل مستقل داده ها توسط دو مصاحبه گر مجزا تضمین شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه اسمیت و همکاران تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیران و مربیان به طور کلی نگرشی مثبت نسبت به اهداف و تأثیرات طرح کلاس گویا بر ارتقای مهارت های زبانی و تقویت مهارت های زندگی کودکان دارند، اما اجرای این طرح با چالش هایی مانند کمبود منابع، محدودیت های زمانی، نبود حمایت های کافی و نیاز به ارتقای سطح دانش و مهارت های حرفه ای مربیان مواجه است. همچنین، ضرورت بازنگری در محتوای آموزشی و انطباق آن با بافت فرهنگی، زبانی و اجتماعی منطقه مورد تأکید قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت اجرای طرح ارائه شد و بر اهمیت انجام پژوهش های آتی با رویکرد تطبیقی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و جلب مشارکت والدین تأکید گردید.
چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.
Enhancing Learning, fun, and Learning interest through Juiciness in Gamified Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigated the impact of juiciness-enhanced gamified leaderboards on learning, fun, and learning interest in fourth-grade literature education. the research employed a quasi-experimental, applied quantitative pretest–posttest design with a control group. A sample of 75 fourth-grade female students from a school in District 18 of Tehran was selected through convenience sampling and randomly assigned to three groups: the Juiciness Leaderboard group (JLG), the Simple Leaderboard group (SLG), and the Control Group (CG). Research instruments included a 16-item parallel-form learning test, the 18-item Fun Questionnaire (FunQ), and a 9-item learning interest questionnaire. The intervention lasted six weeks, using standard literature curriculum materials. Statistical analyses with pairwise comparisons showed that the JLG significantly outperformed both the SLG and CG in learning outcomes, fun, and learning interest, while the SLG also performed significantly better than the CG across all variables. The findings indicate that the design of leaderboards plays a critical role in shaping students’ educational experiences. Specifically, the Juiciness Leaderboard intervention consistently produced superior outcomes compared to both the Simple Leaderboard and the Control group, highlighting the added value of sensory-rich features in fostering fun, learning interest, and academic achievement. This study contributes to the growing literature on gamification by emphasizing the importance of incorporating juiciness-enhanced elements into educational environments. By leveraging such strategies, educators can create more dynamic and immersive learning contexts that not only boost short-term performance but also nurture sustained motivation and a lifelong interest in learning.
نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملا احمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملااحمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش بوده است. در این راستا، از روش تحقیق کیفی مقایسه تطبیقی جرج بردی بهره گرفته شده که به شناسایی و میزان توجه به مؤلفه تربیت اخلاقی و دریافت وجوه شباهت یا اختلاف بین این دو رویکرد می پردازد. بنابراین، پژوهش حاضر می تواند به بهبود رویکردهای تربیتی در سیستم آموزشی کشور کمک کند. یافته ها مبین این مطلب است که همواره تأکید بر اهمیت تربیت اخلاقی و تأثیر آن بر همه جنبه های زندگی انسان، میان اندیشه های ملااحمد نراقی و دیدگاه اسناد بالادستی آموزش وپرورش وجود داشته است. اما، در رویکرد ملااحمد نراقی توجه به جنبه های فردی در تربیت اخلاقی پررنگ تر بوده است. همچنین تأکید بر عادت و تلقین در مراحل ابتدایی تربیت ازجمله نکات اساسی موردنظر ایشان است، بدین لحاظ رویکرد ایشان رویکردی مستقیم به تربیت اخلاقی بوده و به رویکرد تربیت منش نزدیک است. درحالی که رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش را می توان تلفیقی از چند رویکرد تبیین ارزش ها، رویکرد تحلیل ارزش ها، رویکرد غیرمستقیم یا رویکرد تلویحی و ضمنی و رویکرد تربیت منش دانست.
اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
83 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، نیمهآزمایشی )پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل( بود .جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره مهرآذین شهر تهران در سال 1402 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 28 نفر از میان جامعه آماری مذکور انتخاب شد و به صورت تصادفی 14 نفر در گروه کنترل و 14 نفر در گروه آزمایش قرار داده شد. سپس با استفاده از پرسشنامه تمایز یافتگی خود و مقیاس بلوغ عاطفی از افراد نمونه پیشآزمون گرفته شد. سپس مداخله طرحواره درمانی گروهی بر گروه آزمایش صورت گرفت. پس از آن پسآزمون اجرا شد و نتایج مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی، درصد و غیره برای گزارش توصیفی نتایج پژوهش استفاده شد و در قسمت آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل دادهها به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد .نتایج حاکی از آن بود که طرحواره درمانی گروهی بر تمایز یافتگی و بلوغ عاطفی اثر معناداری دارد. مبنی بر اینکه میانگین تمایز یافتگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر شده است در حالی که میانگین عدم ثبات بلوغ عاطفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است
ارزیابی برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی(آموزگاری) دوره مهارت آموزی ماده 28 دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه اساتید و مهارت آموزان جهت ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی (آموزگاری) دوره مهارت آموزی ماده 28 دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه اساتید و مهارت آموزان جهت ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی است. پژوهش، ترکیبی و از نوع اکتشافی متوالی است. در بخشِ کمّی، از روش پژوهش پیمایشی و در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری شامل اساتید و مهارت آموزان ماده 28 در سال تحصیلی 1403-1402 در استان همدان بود که بر اساس جدول مورگان به شیوه تصادفی ساده، 173 مهارت آموز ماده 28 رشته آموزگاری و 24 مدرس در بخش کمی؛ و 14 مدرس نیز در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (ملاک محور) تا حد اشباع داده ها انتخاب شدند و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. برای جمع آوری داده های پژوهش در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته اقتباس شده از پرسشنامه (قادری و شکاری، 1393) و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی پرسشنامه توسط اساتید متخصص، تأیید شد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ، 8/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمونt تک نمونه ای و t مستقل، و آزمون مدل اندازه گیری انعکاسی، آزمون های مدل ساختاری، آزمون برازش کلی مدل (SRMR) و نیکویی برازش GOF) و برای بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاد شد. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری بین نتایج به دست آمده و میانگین فرضی (3) وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت برنامه موجود مهارت آموزان ماده 28 از دیدگاه مهارت آموزان و اساتید این دوره، نیازمند بازنگری است و این امر سبب شد طراحی برنامه درسی، انجام و در نهایت، الگو و مدل قابل قبولی به دست آید.