فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
235 - 258
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی چارچوب مفهومی برای سنجش ارزش ادبی کتب درسی ادبیات فارسی دوره اول متوسطه، به صورت کیفی و با استفاده از روش مرور تلفیقی شش مرحله ای کوپر انجام شده است. در این مطالعه، 40 پژوهش مرتبط به عنوان مبنای تحلیل انتخاب و بررسی شدند. یافته ها حاکی از آن است که زیر مضمون فراگیر «سنجش ارزش ادبی» به 12 مضمون سازمان دهنده و 83 مضمون پایه تقسیم شده است. اعتبار داده ها از طریق روش های علمی تأیید شد. مضامین اصلی شامل هنجارگریزی های نحوی، واژگانی، آوایی، معنایی و نوشتاری است که مستقیماً بر ارزش ادبی متون تأثیرگذارند. افزون بر این، هنجارافزایی واژگانی با استفاده از عناصر بلاغی مانند سجع و ترصیعات، به بهبود ارزش بلاغی و زیبایی شناسی متون کمک می کند. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوبی علمی و دقیق برای ارزیابی متون ادبی کتب درسی است که می تواند در ارتقاء تجربه های ادبی دانش آموزان نقش مؤثری ایفا کند.
شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر جمع آوری داده ها آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی و از نوع اکتشافی است و از نظر روش کمی از نوع کاربردی می باشد. راهبرد مورد استفاده در بخش کیفی، تکنیک دلفی است. جامعه آماری بخش کیفی و کمی 19 نفر از خبرگان آموزش و پرورش استان خوزستان بودند که به صورت غیراحتمالی و به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابتدا با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و متون موجود، تمام عوامل و عناصر مرتبط با هوشمندسازی مدارس احصاء شد. همچنین، برای رتبه بندی بخش کمی از روش (AHP) جهت تعیین و رتبه بندی عوامل اصلی و فرعی بهره گرفته شد. روایی ابزار به وسیله متخصصان و پایایی آن با محاسبه نرخ ناسازگاری تأیید شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که عوامل مدیریتی، توانمندسازی معلمان، یاددهی و یادگیری، مشارکت، سخت افزاری، نرم افزاری، عامل اقتصادی و عامل فرهنگی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس به شمار می روند. همچنین عامل مدیریتی با ارزش 152/0 در رتبه اول، توانمندسازی معلمان با ارزش 141/0 در رتبه دوم، سخت افزار با ارزش 136/0 در رتبه سوم، یاددهی و یادگیری با ارزش 0.128 در رتبه چهارم، نرم افزار با ارزش 121/0 در رتبه پنجم، مشارکت با ارزش 115/0 در رتبه ششم، عامل اقتصادی با ارزش 104/0 در رتبه هفتم و نهایتاً عامل فرهنگی با ارزش 096/0 با کمترین تأثیر در رتبه هشتم قرار دارد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گیری نمود که توجه به الزامات شناسایی شده نقش مهیم در هوشمندسازی مدارس استان خوزستان دارند و طبق اولویت باید مورد توجه باشند.
رهبری آموزشی در آیینه زمان: از ریشه های تاریخی تا چشم اندازهای معاصر
حوزههای تخصصی:
رهبری آموزشی به عنوان یک دیسیپلین چندوجهی، از اوایل قرن بیستم تا عصر دیجیتال تحولات عمیقی را تجربه کرده است. این مطالعه با رویکرد مرور نظام مند، سیر تکامل نظری و عملی این حوزه را در چهار دوره کلیدی بررسی می کند: دوره کلاسیک با تأکید بر کارایی و بوروکراسی، چرخش انسان گرایانه دهه های 1970 و 1980 با تمرکز بر فرهنگ و ارزش ها، نظریه های انتقادی، فمینیستی و پست مدرن دهه های 1980 و 1990 با توجه به نابرابری و قدرت، و خوانش های معاصر با محوریت فناوری، جهانی سازی و پیچیدگی های سیستمی. یافته ها نشان می دهند که رهبری آموزشی از یک مفهوم عمل محور به کنشی اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی تکامل یافته که نیازمند بازتعریف نقش مدیران به عنوان تسهیل گران یادگیری و هدایت کنندگان شبکه ای است. چالش های پیاده سازی این رویکردها شامل کمبود زیرساخت های فناوری و پژوهش های محلی است. این مطالعه پیشنهاد می کند که توسعه رهبری آموزشی نیازمند سرمایه گذاری در فناوری، تقویت پژوهش های بومی و ترویج فرهنگ همکاری و عدالت است تا نظام های آموزشی به سوی محیط های یادگیری نوآورانه و فراگیر حرکت کنند.
شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس به منظور ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
33 - 48
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، هم زمان با افزایش پدیده های مهاجرت و جهانی شدن، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط های آموزشی به یکی از چالش ها و اولویت های اصلی نظام های آموزشی تبدیل شده است. این امر به ویژه در راستای تحقق اهداف عدالت آموزشی و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مدارس به عنوان نهادهای اجتماعی کلیدی، نقش محوری در پذیرش، بازتابش و مدیریت تنوع فرهنگی ایفا می کنند تا بتوانند به نیازهای آموزشی و اجتماعی دانش آموزان از پیشینه های مختلف پاسخ دهند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس و ارائه الگویی مناسب، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 مدیر مدرسه دارای تجربه در محیط های آموزشی چندفرهنگی جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فرآیند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری نظری (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته ها: مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس شامل پنج بعد اصلی است: مشارکت خانواده ها، سیاست های چندفرهنگی، محتواها و روش های آموزشی، ایجاد محیط های فراگیر و کاهش تعارضات فرهنگی. بحث و نتیجه گیری: مشارکت خانواده ها در فرآیند یادگیری، طراحی سیاست های چندفرهنگی که تنوع قومی و مذهبی را در برنامه های درسی بگنجانند، و استفاده از روش های آموزشی متنوع، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر و عادلانه شناسایی شدند. همچنین، ایجاد فضای صمیمی و احترام به تفاوت های فرهنگی، به تقویت همدلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان کمک می کند.
بررسی تأثیر ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت بود. روش شناسی پژوهش: تحقیق ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر روش اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بر مبنای مدل معادلات ساختاری و ازنظر زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه دانش آموزان متوسطه اول شهر دهدشت به تعداد 3320 دانش آموز و حجم نمونه تعداد 384 دانش آموز به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه های خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده (1392)، ادراک از محیط کلاس به وسیله فراسر، فیشر و مک روبی (1996)، مسئولیت پذیری کردلو (1389)، و حمایت اجتماعی مالکی و الیوت (1999) بودند.. و تحلیل یافته ها از آزمون ضریب مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شد (05/0 ≥P). یافته ها: ضریب مسیر مستقیم بین (ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی 77/0) (حمایت اجتماعی و خودتنظیمی تحصیلی 24/0)، (ادراک از محیط کلاس و مسئولیت پذیری 6/0)، با (حمایت اجتماعی و مسئولیت پذیری 88/0)، (مسئولیت پذیری و خودتنظیمی تحصیلی 40/0)، با (حمایت اجتماعی و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری 35/0) و (ادراک از محیط کلاس و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری 03/0) در سطح خطای 05/0 به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: مدل از برازش مطلوب برخوردار بود. ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت، تأثیر معنادار دارد.
تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
بررسی درک دانشجویان از فرایندکار گروهی و عملکرد گروه در آموزش مجازی دانشجویان پرستاری در دوران کووید 19(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دوران کووید و با کاربرد آموزش مجازی لازم است توسعه کار تیمی بیشتر مورد توجه قرار گیرد و فارغ التحصیلان علوم پزشکی برای زندگی حرفه ای آماده شوند. لذا این مطالعه با هدف بررسی درک دانشجویان از فرایندکار گروهی و عملکرد گروه در آموزش مجازی دانشجویان پرستاری در دوران کووید 19 انجام گرفت. روش : این پژوهش مقطعی و توصیفی پس از اخذ مجوز اخلاق (IR.IUMS.REC.1400.837) در دانشکده پرستاری مامائی دانشگاه علوم پزشکی ایران اجرا شد. 204 نفر دانشجوی پرستاری به روش در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه ارزیابی کار گروهی که شامل سه بخش ارزیابی کار گروهی، درک فرایند کار گروهی، و عملکرد گروه در آموزش مجازی بود را تکمیل نمودند که اعتبار و پایایی (α=0.939) آن در مطالعات قبلی و فعلی تایید شده بود. داده ها با استفاده از آزمونهای توصیفی میانگین و انحراف معیار و درصد در نرم افزار 16 SPSS تحلیل گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد دانشجویان اکثرا (55.4%) زن و بیش از نیمی(51%) از آنها بالای 20 سال سن داشتند. دانشجویان در مقطع کارشناسی بوده و 76% آنها دارای بیش از 5 درس با کارگروهی را گذرانده بودند. 75.7% در گروههای 5 نفر یا کمتر فعالیت داشتند. در بخش ارزیابی کارگروهی در آموزش مجازی، میانگین کل (0.97)±3.83 بود. در بخش درک فرایند کار گروهی در آموزش مجازی میانگین کل (0.94)±3.57 بود و در بخش عملکرد گروه در آموزش مجازی میانگین کل (0.91)±3.13 بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان به طور کلی کار گروهی را بالاتر از حد متوسط دانسته اند اما فشار بار کاری را در گروه زیاد و تقسیم کار را غیرعادلانه می دانند. لذا لازم است در راستای تقسیم کار و ایفای نقش اساتید برنامه ریزی دقیق تری برای حل این مشکل داشته باشند
مطالعه تجربه زیسته معلمان در خصوص مهارتهای خودتوسعه ای
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 131
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در عصر حاضر، نقش معلمان به عنوان عاملان کلیدی در توسعه آموزشی پررنگتر از همیشه است. این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته معلمان شهرستان کازرون در خصوص مهارتهای خودتوسعه ای صورت پذیرفته است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق کیفی با استفاده از روش پدیدار شناسی می باشد. روش نمونه گیری برای انتخاب معلمان و مربیان با تجربه، هدفمند بوده است. بنابراین،در این پژوهش با 20 نفر از معلمان و مربیان با تجربه (بر اساس قاعده اشباع نظری)مصاحبهنیمه ساختاریافته انجام شده است. در این پژوهش برای افزایش دقت و صحت داده های کیفی، متن مصاحبه ها به مصاحبه شوندگان بازگردانده شد تا صحت و درستی مفاهیم تأیید یا اصلاح گردد. همچنین نمونه ها به گونه ای انتخاب شدند که تنوع دیدگاه ها را پوشش دهند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. علاوه بر این، دو مدرس آشنا با تحقیق کیفی متون و مفاهیم را بازبینی کردند تا اعتبار داده ها افزایش یابد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مهارت های خودتوسعه ای معلمان دارای شش مؤلفه اصلی شامل خودانگیزشی، رشد حرفه ای، سواد رایانه ای، خودرهبری، هنجارگرایی و مهارت های نرم (ادغام شده در خودرهبری) است. این مهارت ها ماهیتی درونی، خودمحور و چندبعدی دارند و بر نقش انگیزش، خودرهبری و یادگیری مستمر تأکید دارند. همچنین، محیط حمایتی و ساختار آموزشی مؤثر نقش مهمی در تسهیل توسعه فردی معلمان ایفا می کنند. در مجموع، مدل پیشنهادی می تواند مبنای برنامه ریزی برای توانمندسازی حرفه ای معلمان باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که مهارت های خودتوسعه ای معلمان شامل مؤلفه هایی چون خودانگیزشی، رشد حرفه ای، سواد رایانه ای، خودرهبری، هنجارگرایی و مهارت های نرم است. در این میان، خودرهبری نقش محوری دارد و سایر مؤلفه ها را در جهت رشد فردی و حرفه ای هدایت می کند. همچنین، محیط حمایتی و ساختار مناسب آموزشی نقش مؤثری در تقویت این مهارت ها دارند. این یافته ها می توانند مبنای طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان قرار گیرند.
مدل های بهبود شایستگی حرفه ای در مدیران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
132 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در دنیای پرشتاب امروز، شایسته سالاری با انتخاب مدیران بر اساس دانش، مهارت و شایستگی های نوین، کلید ارتقای کیفیت آموزشی است. شناسایی مدل های شایستگی مدیران، گامی ضروری برای تحول نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود.براین اساس، هدف این پژوهش، مدل های بهبود شایستگی حرفه ای در مدیران بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، به روش کتابخانه ای بارویکرد توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: مطالعه مدل های شایستگی مدیریتی نشان می دهد که این مفهوم از نظریه های اولیه روان شناختی به سمت الگوهای عملیاتی و پویا تکامل یافته است. مدل های معاصر مانند فیلیپس و برگ کوئیست (با چهار بعد صلاحیت حرفه ای)، لوک و همکاران (با تأکید بر چرخه یادگیری مستمر)، تیمپرلی (با محوریت یادگیری درون سازمانی) و استوارت و براون (با ترکیب آموزش رسمی و روابط توسعه دهنده) همگی بر این نکته تأکید دارند که شایستگی های مدیران باید چندبعدی، انعطاف پذیر و متناسب با نیازهای پویای سازمان های آموزشی طراحی شوند. این مدل ها نشان می دهند که توسعه حرفه ای اثربخش مدیران نیازمند تلفیق دانش تخصصی، مهارت های عملی، شایستگی های اجتماعی و سازوکارهای یادگیری مستمر است که در بستر سازمانی و با توجه به تحولات محیطی به روزرسانی می شوند. نتیجه گیری: مطالعات نشان می دهد که تحوّل در نظام های آموزشی مستلزم به کارگیری مدیرانی شایسته با ترکیبی از دانش، مهارت ها و توانایی های اجتماعی است. الگوهای مختلف شایستگی مدیریتی بر ضرورت انعطاف پذیری، پویایی و هماهنگی با نیازهای متغیر آموزشی تأکید دارند. تحقّق این امر نیازمند استقرار نظام شایسته سالاری، تداوم یادگیری و ارزیابی مستمر است. در مجموع، به کارگیری این رویکردها می تواند به ایجاد مدیریتی اثرگذار و تحوّلی اساسی در نظام های آموزشی بینجامد.
واکاوی چالش های دانش آموزان در حل مسائل کلامی نسبت و تناسب در پایان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
211 - 240
حوزههای تخصصی:
یادگیری حل مسائل کلامی در مباحث مختلف ریاضیِ دوره ابتدایی به منظور پرورش تفکر منطقی، تقویت درک مطلب و توانایی به کارگیری دانش در موقعیت های واقعی زندگی از اهمیت ویژهای برخوردار است. یکی از مباحث کلیدی در دوره ابتدایی نیز نسبت و تناسب است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های دانش آموزان در حل مسائل کلامی حوزه نسبت و تناسب در پایان دوره ابتدایی، با روش کیفی و مصاحبه مبتنی بر تکلیف انجام شده است. شرکت کنندگان این پژوهش هفت دانش آموز بودند که پایه ششم را به پایان رسانده و به صورت داوطلبانه به پنج تکلیف طراحی شده پاسخ دادند. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل محتوای استقرایی داده ها به استخراج ۱۵ زیرمضمون در قالب پنج مضمون اصلی منجر شد که شامل دشواری در خواندن مسئله، عدم استقلال در فرایند حل مسئله، دشواری های درک و پردازش مسئله ، ضعف در عملیات پایه و دشواری های مفهومی در نسبت و تناسب بود. در انتها پیشنهادات مبتنی بریافته های پژوهش در راستای بهبود روش های آموزشی و طراحی برنامه های متناسب با نیازهای واقعی دانش آموزان ارائه شده است.
شناسایی و تبیین شاخصه های رویکرد یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
115 - 150
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی و تبیین مولفه های یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند که 19 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود بازبینی محقق، توصیف غنی داده ها در راستای روایی داده ها و از روش تحلیل موازی و فرایند منظم در ثبت و نوشتن داده ها برای تعیین پایایی داده ها استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که یادگیری تأملیشاخصه های ر وایت گری، یکپارچه سازی تفکر، نقدگرایی، درون نگری، بازآفرینی، گفتمان تحول مدار، عقلانیت گرایی و فرهنگ محیطی، بستری برای تبیین فکورانه برنامه درسی پژوهش محور و معناسازی مطلوب آن فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که در آموزش و اجرای برنامه های درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان رویکرد یادگیری تأملی در توسعه مهارت های کاوشگرانه دانشجویان قرار گیرد تا بتوان معلمانی را پرورش داد که با تحلیل فکورانه مسائل درسی، راهکارهای جدیدی برای بهبود و رفع موانع آموزشی ارائه نمایند.
نقد ساخت گرایانه بر ساخت کتاب «شیوۀ طراحی و تألیف کتاب درسی دانشگاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت گرایی یکی از شاخه های مهم نقد ادبی، متأثر از زبان شناسی و نظریه نشانه شناسی سوسور است. الگوهای م وجود در درون متن زبان، ساخت زبان را نشان می دهد. هدف پژوهش، بررسی ساخت واژگان، تکواژها، تقابل های دوگانه، ساخت افعال و ساخت جمله های کتاب است. روش پژوهش مقاله برپایه روش تحلیلی توصیفی است که براساس رویکرد اسنادی، مواد، مؤلفّه ها و مبانی ساختارشناسی بررسی شده است. روش نقد ساخت گرا، ساخت کتاب را به خوبی تجزیه و تحلیل می کند. بدین جهت ابتدا مبانی نظری ساخت گرایی که به موضوع مقاله مربوط می شود بررسی شده، سپس اجزای درونی (روساخت) و اجزای بیرونی (ژرف ساخت) کتاب نقد و بررسی شده است. یافته های مهمی در بررسی ساختارگرایانه کتاب به دست آمده است. افعال و ساخت آنها؛ واژگان و ساختی که در ترکیب واژگان، تکواژها، واژه بست ها و صورت واژه ها وجود دارد؛ ساخت صرفی واژگان و نوع جمله هایی که نویسندگان در موقعیت های مختلف بحث و استدلال به کار برده اند و جایگاه نثر پارسی در کتاب-های دانشگاهی و مواردی دیگر بررسی شده است.
تحلیل یک دهه از نمرات دانشجویان دانشکدۀ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، با استفاده از پردازش سیگنال های گرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
55 - 76
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، به بررسی عملکرد تحصیلی دانشجویان و شناسایی الگوهای مؤثر بر موفقیت یا افت تحصیلی آنان، با استفاده از ابزارهای پردازش سیگنال گرافی، می پردازیم. جامعه آماری بررسی شده شامل دانشجویان کارشناسی دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، در بازه زمانی 1390 1400، و داده های پژوهشی شامل نمرات دانشجویان در دروس گوناگون، شاخه های تخصصی (گرایش) و زمان پذیرش هر درس است. شایان ذکر است که از تمامی داده ها استفاده و از نمونه گیری پرهیز شده است. در روش استفاده شده، هر دانشجو را یک گره در یک گراف در نظر گرفته و گره ها را، براساس مشابهت عملکرد تحصیلی، به صورت وزن دار متصل کرده ایم. سپس، با استفاده از اتصالات گراف، تطابق نمرات دروس خاص را با عملکرد کلی دانشجویان بررسی کرده ایم. نتایج نشان دهنده تطابق نداشتن نمرات برخی از دروس با عملکرد کلی دانشجویان است که ممکن است به تنوع سیاست های نمره دهی و سبک های آموزشی مرتبط باشد. این بازخورد به بهبود شیوه نمره دهی کمک می کند. همچنین ارزیابی ها نشان می دهد انتخاب گرایش دانشجویان تنها در 44 درصد از موارد با توانایی آنان همخوانی دارد. در تحلیلی دیگر، مشخص شد نمرات 5 درصد از دانشجویان در دوران همه گیری کرونا رشد چشمگیری داشته که ممکن است به تقلب نظام مند در امتحانات مجازی اشاره داشته باشد.
تبیین ویژگی های برنامه درسی دانشگاه خدمت محور (یک مطالعه پدیدار شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی های برنامه درسی دانشگاه خدمت محور براساس تجارب و ادراکات خبرگان انجام گرفت. این پژوهش از بُعد هدف، پژوهشی کاربردی، و از نظر روش گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه هدف این پژوهش، اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند که 14 نفر از آن ها که در زمینه دانشگاه خدمت محور اطلاعات و تجارب لازم را داشتند، با توجه به نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت تدریجی و تا زمان اشباع داده ها انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در بخش کیفی داده ها با استفاده از سیستم کد گذاری اشتراوس و کوربین برای تولید طبقه های اولیه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند یعنی بعد از چندین بار بازخوانی دقیق، به روش سیستم کدگذاری تجزیه و تحلیل و مؤلفه ها استخراج شدند. طبق یافته ها در ارتباط با عناصر برنامه درسی دانشگاه خدمت محور(شامل: اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی-یادگیری، ارزش یابی و محیط آموزشی) 22 مقوله اصلی و 310 مقوله فرعی استخراج شد. طبق تجارب و ادراکات اعضای هیأت علمی، در دانشگاه خدمت محور مقوله های توجه به ابعاد اجتماعی، محتوای عملی، توجه به راهبرد های مهارت محور در فعالیت های یاددهی-یادگیری ارزش یابی چند وجهی، حضور در محیط کار و جامعه از اهمیت بیشتری برخوردارند.
آسیب شناسی عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق و ارائه راهکارهایی جهت تقویت و توسعه استفاده از آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
168 - 197
حوزههای تخصصی:
تفکر خلاق به معنای توانایی تولید ایده ها، راه حل ها یا مفاهیم جدید و نوآورانه است. گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا این مهارت می تواند تأثیرات مثبتی بر رشد فکری، اجتماعی و حتی حرفه ای آنها بگذارد و آنها را برای مواجهه با چالش های آینده آماده می سازد. پژوهش حاضر با هدف کاوش در بررسی عوامل زمینه ساز عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق و ارائه راهکارهایی جهت تقویت و توسعه استفاده از آن صورت گرفته است. پژوهش از نوع کیفی-توصیفی می باشد؛ و به روش فرا مطالعه از نوع فراترکیب و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی اسناد مکتوب و متون علمی به روش مرور سیستماتیک بر اساس قاعده اشباع نظری و جهت تجزیه و تحلیل داده ها با راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد و به روش کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی انجام شده است. نتایج نشان داد که عوامل زمینه ساز عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق عبارتند از: شاکله وجودی، خانوادگی، آموزشی، بوم شناختی، ضمیر ناخوداگاه، اختلالات و عوامل هیجانی. همچنین پیامدهای عدم گرایش به این مهارت منازعه هویتی، تحصیلی، وفاق و همبستگی، انگیزشی و تمرکز، عملکردهای روان شناختی و ساختار محوری مدیریت رفتاری را در بر خواهد داشت. در نهایت، جهت تقویت و توسعه این مهارت؛ راهکارهای خانوادگی، مدیریت فردی، تعلیم و تربیت، حمایت عاطفی، توسعه مهارت ها و توانایی ها و فعالیت های فرهنگی به دست آمد.
مطالعه تطبیقی مبانی معرفت شناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفت شناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی صورت گرفته است تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریه پردازان برنامه ریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد.در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامه ریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایش های مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کرده اند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفت شناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است.الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکس کننده شکاف بین دو نظام معرفت شناختی ایده آلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی،دارای ویژگیهایی چون انعطاف پذیری،ایجاد انگیزه،ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد می باشد لذا با توجه به یافته ها به برنامه ریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد می شود رویکردها ، شیوه ها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفت شناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.
Mediating Role of Problematic Social Media Use in the Relationship Between Perceived Social Support and Academic Procrastination
حوزههای تخصصی:
This study investigated the direct and indirect relationships between perceived social support and academic procrastination, mediated by Problematic Social Media Use (PSMU), based on the Interaction of Person-Affect-Cognition-Execution (I-PACE) model. The sample comprised 354 Iranian high school students (60% female), who completed the Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), the Bergen Social Media Addiction Scale (BSMAS), and the Procrastination Assessment Scale-Students (PASS). The instruments' validity was confirmed using Confirmatory Factor Analysis (CFA), while reliability was assessed with Cronbach's alpha coefficient. The results of Structural Equation Modeling (SEM) indicated that perceived social support has a significant negative effect on both academic procrastination and PSMU. Moreover, PSMU was found to play a significant mediating role in the link between perceived social support and academic procrastination. Overall, a decline in perceived social support from family, friends, and significant others prompts individuals to seek support through unregulated social media use, which subsequently contributes to academic procrastination.
سنتزپژوهی مؤلفه های شایستگی مدرسان آموزش پزشکی در زمینه آموزش مبتنی بر شبیه سازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش مبتنی بر شبیه سازی روشی برای ایجاد تجربه آموزشی بدون قرارگیری در یک محیط واقعی است. در ساله های اخیر این نوع آموزش باتوجه به مبحث ایمنی بیمار جزو اولویت های آموزش پزشکی قرار گرفته است. دراین بین در کنار مزایا و نواقصات آموزش مبتنی بر شبیه سازی، پرداختن به موضوع شایستگی مدرسان آموزش مبتنی بر شبیه سازی نیز حائز اهمیت می باشد؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های شایستگی مدرسان آموزش پزشکی در زمینه آموزش مبتنی بر شبیه سازی است. روش ها: روش پژوهش به صورت کیفی از نوع سنتزپژوهی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی است. لذا از 153 منبع یافت شده، طی روش تحقیق سنتزپژوهی با استفاده از کلیدواژه هایی به زبان فارسی و لاتین در پایگاه های نظیر الزویر، اشپرینگر، پاپ مِد و غیره و همچنین پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند SID، مگ ایران و ایرانداک در بین سال های 2010-2022 انتخاب گردید.32 پژوهش که از لحاظ محتوا مرتبط با موضوع تحقیق بودند انتخاب شدند. سپس مفاهیم شناسایی شده با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. یافته ها: بر اساس تحلیل های انجام گرفته،352 کد اولیه،32 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی شامل دانش تخصصی تدریس، مهارت تخصصی تدریس، طراحی آموزشی، توسعه انگیزه فراگیران، مهارت پژوهشگری و ارزشیابی آموزش مبتنی بر شبیه سازی استخراج گردید. نتیجه گیری: در هنگام جذب، انتخاب، استخدام مدرسان و یا حتی بعد از استخدام و به کارگیری آنان در زمینه آموزش های مبتنی بر شبیه سازی، می توان با استفاده از شاخص های شناسایی شده در این پژوهش، اقدام به ارزیابی مدرسان کرد
الگوی رهبری پایدار فرهنگی مدرسه با تأکید بر «فرهنگ مراقبت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متنوع، در جنبه های مختلف تحصیلی با موانع و چالش های ساختاری متعددی روبرو هستند. این چالش ها گاهی منجر به بی علاقگی و دلزدگی دانش آموزان از تحصیل و در نهایت ترک تحصیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و بازتاب الگوی فرهنگی پایدار از طریق “فرهنگ مراقبت” انجام شد. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بود که با راهبرد گراندد تئوری ساخت گرایانه چارمز به اجرا درآمد. قلمرو تحقیق استان کردستان و مشارکت کنندگان بالقوه کلیه مدیران ابتدایی و مقاطع متوسطه اول و دوم در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر سنندج بودند که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساخت یافته دعوت به مشارکت شدند تا دیدگاه خود را در مورد «سبک رهبری پایدار فرهنگی» بیان کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که چهار شاخص کلیدی تحت عناوین خودآگاهی انتقادی، فروتنی فرهنگی، عدالت ترمیمی و مشارکت خانواده و مدرسه از رهبری پایدار فرهنگی در مدیریت مدرسه قابل احصاء بود. باوجود کثرت نظرات، استعمارزدایی رهبری، کنش متقابل فرهنگی، خوداندیشی، مراقبت هنری و شایستگی فرهنگی از دیگر مضامینی بودند که مدیران تحت شاخص های چهارگانه فوق الذکر بدان اشاره کردند. بحث و نتیجه گیری: باوجود کوشش مدیران برای ارج نهادن به فرهنگ و زبان دانش آموزان پیاده سازی این سبک رهبری به شدت نیازمند تغییرات ساختاری در نگرش سیاست گذاران آموزشی است، این تغییرات ممکن است نمودهای مختلفی از جمله، باور به آموزش چندفرهنگی، کلیشه زدایی، اندیشه باز، خودانتقادی، تلاش برای مشارکت خانواده و مدرسه را در پی داشته باشد.
مدل یابی ساختاری رابطه ی سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در دانش آموزان نابینا و کم بینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعه ی چگونگی سازگاری روانی و اجتماعی در دانش آموزان نوجوان نابینا و کم بینا از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین ، در این مطالعه به پیش بینی سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا براساس تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی پرداخته شده است. روش : این مطالعه از نظر هدف از نوع کاربردی و به لحاظ شیوه های گردآوری اطلاعات ، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی )مدل یابی معادله ی ساختاری( قرار می گیرد . جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل ؛ تمامی دانش آموزان نابینا و کم بینای سنین 12 تا 18 سال مدارس استان تهران در سال تحصیلی 1404 - 1403 بودند که از بین آنها، 180 نفر به عنوان پاسخ گو و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . در این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از مقیاس سازگاری روانی-اجتماعی با بیماری دروگیتس ، پرسشنامه ی احساس انسجام فلسنبرگ، و همکاران، پرسشنامه ی سبک دلبستگی کولینز و رید ، مقیاس ادراک خودکارآمدی شرر و همکاران و پرسشنامه ی تفکر وجودی آلان و شرر استفاده شد . برای آزمون فرضیه ها نیز روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر به کار گرفته شد . همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS.16 و R ا ستفاده شد . یافته ها : نتایج تحلیل های آماری نشان داد که نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مثبت و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 همچنین این یافته نیز حاصل شد که همبستگی انسجام روان شناختی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مستقیم و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 نتیجه گیری : براساس نتایج تحلیل های آماری می توان گفت که مشاوران و روان درمانگران می توانند از بسته های آموزشی و درمانی مبتنی بر آموزش راهبرد های تنظیم هیجانی و رویکرد وجودی در جهت بهبود سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا استفاده کنند .