ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۱۸۱.

بررسی محتوای کتاب درسی جامعه شناسی دوره متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
محتوای کتاب های درسی، یکی از عناصر اساسی برنامه درسی است. در صورتی که انتخاب و سازماندهی محتوای کتاب های درسی متناسب با نیازهای فراگیران و ضرورت های اجتماعی انجام نشود، موجب عدم موفقیت برنامه درسی در نظام آموزشی می شود. هدف این مقاله، بررسی مسائل و مشکلات محتوای درس جامعه شناسی در دوره های دهم، یازدهم و دوازدهم متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان است. روش تحقیق از نوع کیفی بوده و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر است. دانشجو معلمان رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر، ورودی سال 1401 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 28 نفر تعیین شدند. تعداد نمونه ها بر اساس اصل اشباع نظری مشخص گردیدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، روایت های دانشجو معلمان کدگذاری و مضمون سازی شدند. تجربیات دانشجویان از مسائل مرتبط با محتوای درس جامعه شناسی در پنج مضمون: بی ارتباط با واقعیت های اجتماعی، دشوار و انتزاعی، سوگیری ایدئولوژیک به غرب، کاربردی نبودن و فعالیت های تکمیلی نامناسب دسته بندی شدند.
۱۱۸۲.

تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملا احمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف این پژوهش تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملااحمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش بوده است. در این راستا، از روش تحقیق کیفی مقایسه تطبیقی جرج بردی بهره گرفته شده که به شناسایی و میزان توجه به مؤلفه تربیت اخلاقی و دریافت وجوه شباهت یا اختلاف بین این دو رویکرد می پردازد. بنابراین، پژوهش حاضر می تواند به بهبود رویکردهای تربیتی در سیستم آموزشی کشور کمک کند. یافته ها مبین این مطلب است که همواره تأکید بر اهمیت تربیت اخلاقی و تأثیر آن بر همه جنبه های زندگی انسان، میان اندیشه های ملااحمد نراقی و دیدگاه اسناد بالادستی آموزش وپرورش وجود داشته است. اما، در رویکرد ملااحمد نراقی توجه به جنبه های فردی در تربیت اخلاقی پررنگ تر بوده است. همچنین تأکید بر عادت و تلقین در مراحل ابتدایی تربیت ازجمله نکات اساسی موردنظر ایشان است، بدین لحاظ رویکرد ایشان رویکردی مستقیم به تربیت اخلاقی بوده و به رویکرد تربیت منش نزدیک است. درحالی که رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش را می توان تلفیقی از چند رویکرد تبیین ارزش ها، رویکرد تحلیل ارزش ها، رویکرد غیرمستقیم یا رویکرد تلویحی و ضمنی و رویکرد تربیت منش دانست.
۱۱۸۳.

Enhancing Learning, fun, and Learning interest through Juiciness in Gamified Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
This study investigated the impact of juiciness-enhanced gamified leaderboards on learning, fun, and learning interest in fourth-grade literature education. the research employed a quasi-experimental, applied quantitative pretest–posttest design with a control group. A sample of 75 fourth-grade female students from a school in District 18 of Tehran was selected through convenience sampling and randomly assigned to three groups: the Juiciness Leaderboard group (JLG), the Simple Leaderboard group (SLG), and the Control Group (CG). Research instruments included a 16-item parallel-form learning test, the 18-item Fun Questionnaire (FunQ), and a 9-item learning interest questionnaire. The intervention lasted six weeks, using standard literature curriculum materials. Statistical analyses with pairwise comparisons showed that the JLG significantly outperformed both the SLG and CG in learning outcomes, fun, and learning interest, while the SLG also performed significantly better than the CG across all variables. The findings indicate that the design of leaderboards plays a critical role in shaping students’ educational experiences. Specifically, the Juiciness Leaderboard intervention consistently produced superior outcomes compared to both the Simple Leaderboard and the Control group, highlighting the added value of sensory-rich features in fostering fun, learning interest, and academic achievement. This study contributes to the growing literature on gamification by emphasizing the importance of incorporating juiciness-enhanced elements into educational environments. By leveraging such strategies, educators can create more dynamic and immersive learning contexts that not only boost short-term performance but also nurture sustained motivation and a lifelong interest in learning.
۱۱۸۴.

تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده در آموزش حسابداری با میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری: مطالعه موردی دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۹
بازی ها نقشی حیاتی در آموزش حسابداری ایفا می کنند و می توانند به طرزی جالب توجه انگیزش دانش آموزان را ارتقا دهند. ترکیب انگیزش و بازی در  فرایند آموزش باعث افزایش مشارکت فعال دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق و ماندگار و در نهایت ارتقای عملکرد تحصیلی آنها می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده با تأثیر میانجی خودکارآمدی و انگیزه یادگیری در دانش آموزان انجام شد. در این پژوهش، 100 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران که با اصول اولیه ثبت حسابداری آشنا بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی لوپز-هرناندز و همکاران (2022) استفاده شد و با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS، مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. چهار متغیر یادگیری تجربی، خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و عملکرد تحصیلی خودادراک شده در نظر گرفته شدند. نتایج فرضیه های مستقیم نشان داد یادگیری تجربی بر خودکارآمدی و انگیزه یادگیری تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودکارآمدی و انگیزه یادگیری به صورت مستقیم بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیر دارد و یادگیری تجربی به تنهایی تأثیری جالب توجه بر عملکرد تحصیلی ندارد. نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد یادگیری تجربی از طریق میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیرگذار است. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که در معرض یادگیری تجربی قرار گرفته اند، احساس توانایی بیشتری در انجام وظایف تحصیلی (خودکارآمدی) داشته و انگیزه بیشتری برای یادگیری از خود نشان داده اند که در نهایت به بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر شده است.
۱۱۸۵.

واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با تاکید بر نقش های جنسیتی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
۱۱۸۶.

بررسی تأثیر باورهای دینی- مذهبی بر تصمیمات اقتصادی افراد بر مبنای ابعاد شخصیت شناسی (مطالعه موردی معلمان منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر باورهای دینی-مذهبی بر تصمیمات و رفتارهای اقتصادی افراد بر مبنای ابعاد شخصیت شناسی (مطالعه موردی معلمان شاغل در منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران) انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش شناسی از نوع کمی و توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش همه معلمان منطقه 6 آموزش و پرورش شهر تهران بودند که دستکم یک بار از تسهیلات بانکی و اعتباری بهره گرفته اند. تعداد نمونه آماری پژوهش با به کارگیری فرمول کوکران 217 نفر تعیین شده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این پژوهش به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد سنجش دینداری، پرسشنامه محقق ساخته دریافت تسهیلات و پرسشنامه استاندارد شخصیت شناسی هگزاکو (فرم کوتاه) استفاده شده است. همه پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته از منظر روایی محتوایی، صوری و سازه و همچنین پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مجدداً بررسی و تأیید شده اند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه های پژوهش از تکنیک رگرسیون لجستیک دودویی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که رابطه مثبت و معنادار میان میزان باورهای دینی-مذهبی افراد دیندار و نحوه اخذ تصمیمات اقتصادی آنان وجود دارد. همچنین رابطه ای مثبت و معنادار میان ابعاد ویژگیهای شخصیتی شامل صداقت و تواضع، تهییج پذیری، برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی و گشودگی به تجربه و تصمیمات اقتصادی افراد دیندار مشاهده می شود (P 0.05) . بر این اساس می توان چنین نتیجه گیری کرد که ویژگیهای شخصیتی افراد دیندار می تواند منشأ تأثیرگذاری معناداری به هنگام اتخاذ تصمیمات اقتصادی و مالی آنها باشد.
۱۱۸۷.

طراحی و تبیین الگوی شایستگی های مدیران مدارس برای رهبری اثربخش در مدارس ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین شایستگی های ضروری مدیران برای رهبری اثربخش در مدارس انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با معلمان و مدیران مدارس، به بررسی و تحلیل شایستگی های مدیران پرداخته است. روش شناسی پژوهش: در بخش فراترکیب، 164 مقاله مورد بررسی قرار گرفت که از میان آنها 25 مقاله با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. همچنین، 20 نفر از اساتید دانشگاهی، معلمان و مدیران مدارس نیز به عنوان نمونه در بخش مصاحبه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. داده های به دست آمده از تحلیل مقاله ها و مصاحبه ها با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. پایایی کدگذاری ها از طریق ضریب توافق کاپا در نرم افزار SPSS و با مقدار 0.77 تأیید شد. روایی پژوهش نیز با استفاده از نظر متخصصان تحقیق کیفی تأیید گردید. یافته ها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 111 کد باز شد که در 8 مقوله کلی شامل شایستگی های فردی و شخصیتی، شایستگی های اخلاقی و فرهنگی، شایستگی های ارتباطی و بین فردی، شایستگی های مدیریت سازمانی، شایستگی های رهبری تحولی و الهام بخش، شایستگی های فناورانه، شایستگی های رهبری آموزشی و شایستگی های فنی و تخصصی دسته بندی شدند. نتایج حاصل از مصاحبه ها نیز نتایج فراترکیب را تأیید کرده و 46 کد باز دیگر به آن افزوده شد و در نهایت با حذف کدهای تکراری الگوی پژوهش در قالب 128 کد باز تدوین شد . بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که رهبری اثربخش در مدارس نیازمند مجموعه ای از شایستگی های چندگانه است که شامل شایستگی های فردی، میان فردی، مدیریتی و علمی و تخصصی می شود.
۱۱۸۸.

بر رسی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در نظام آموزشی با تاکید بر توسعه حرفه ای اساتید با روش آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۰
امروزه سرعت بخشیدن به یادگیری و توسعه حرفه ای معلمان و اساتید با توجه به توسعه استفاده از هوش مصنوعی در آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی با تاکید بر توسعه حرفه ای معلمان بود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی-کمی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون در سال 1403 پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و اساتید در حوزه آموزش پرورش و آموزش عالی 135 نفر بودند که از بین آنها 12 نفر به روش نمونه گیری هدفمند با استفاده از قاعده حداشباع برای قسمت کیفی و 100 نفر بعنوان نمونه با روش کوکران برای بخش کمی انتخاب شدند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق ، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با ۷۹ درصد است . با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از ۶۰ درصد است ، پایایی کدگذاری تأیید شد. لذا می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است . همچنین جهت تحلیل کیفی و کدگذاری از نرم افزار Atlasti 8جهت تحلیل داده ای کمی از SPSS26 استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در خصوص فرصت ها و چالش ها و 9 مضمون سازمان دهنده برای توسعه حرفه ای معلمان طبقه بندی کرد. فرصت ها با 4 مضمون سازمان دهنده به ترتیب شامل: همگریی تکنولوژی با اهداف آموزشی، قابلیت شبکه سازی آموزشی، جهانی سازی آموزش و ارزش آفرینی شغلی معلمان شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب ۵ مضمون سازمان دهنده با ترتیب شامل فاصله استعدادها، امنیت و حریم خصوصی معلمان و دانش آموزان، تعمیر و نگهداری مداوم سیستم ها و عدم قابلیت های یکپارچه سازی، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی و کمی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه حرفه ای معلمان ارائه گردید. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی جهت توسعه حرفه ای معلمان مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
۱۱۸۹.

عوامل موثر بر توسعه میدان یادگیری مفاهیم درس ریاضی برای دانش آموزان پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۵
هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر توسعه میدان یادگیری مفاهیم درس ریاضی برای دانش آموزان پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی بوده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی، جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر اراک به تعداد 496 نفر و شیوه نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای در سال تحصیلی 1403-1402 و بر حسب فرمول حجم نمونه کوکران تعداد 217 نفر در نهایت انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری «SPSS 28» و «AMOS 28» انجام شد.نتایج بطور کلی نشان داد، یادگیری فناورانه دارای بارعاملی(98/0)، یادگیری مبتنی بر بازدید دارای بارعاملی(98)، یادگیری مبتنی بر همکاری گروهی دارای بارعاملی(00/1)، یادگیری مبتنی بر شبیه سازی دارای بارعاملی(98/0)، یادگیری مبتنی بر تغییرپذیری دارای بارعاملی(99/0)، یادگیری مبتنی بر معکوس دارای بارعاملی(00/1)، و یادگیری مبتنی بر طبیعت دارای بارعاملی(00/1) بوده است.همچنین نتایج نشان داد، الگوی مورد مطالعه از برازش مطلوب برخوردار بوده است.
۱۱۹۰.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
۱۱۹۱.

تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
پیشینه و اهداف: نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که استفاده از روش تدریس بدیعه پردازی می تواند به عنوان روش تدریس مناسبی برای بهبود مهارت های تحصیلی و تفکر دانش آموزان باشد. بر این اساس هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی بود.روش ها : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهرستان چابهار در سال 1402 تشکیل دادند. از بین آن ها سی نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه پانزده نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (عابدی، 1372) و چک لیست نمره گذاری انشا (وکیل التجار، 1395) را تکمیل کردند. روش تدریس بدیعه پردازی روی گروه آزمایش به صورت شش جلسه شصت دقیقه ای و هر جلسه هفته ای دو بار اجرا شد. گروه گواه نیز شیوه مرسوم و سنتی کلاسی را دریافت کرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در هر دو متغیر خلاقیت و مهارت های انشانویسی بین گروه های آزمایش و گواه در پس آزمون، پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p<). همچنین روش تدریس بدیعه پردازی 85 درصد خلاقیت و 75 درصد مهارت های انشانویسی دانش آموزان را بهبود بخشید.
۱۱۹۲.

رویکرد پدیدارشناسانه به چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
۱۱۹۳.

تأثیر کاربرد برنامه های هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
پیشینه و اهداف: در عصر حاضر، با پیشرفت روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در حوزه های مختلف از جمله آموزش و پرورش رخ داده است. معلمان، به عنوان محور اصلی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند سازگاری با این تغییرات و بهره گیری از ابزارهای نوین آموزشی هستند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : روش انجام پژوهش،شبه آزمایشی و طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی معلمان پایه دوم ابتدایی ناحیه 2و 3 شهر کرج در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ بود و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که از هر دو ناحیه آموزش و پرورش به تصادف دو مدرسه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده شامل به پرسشنامه یادگیری خودراهبردی فیشر و همکاران (۲۰۱۳) و پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای معلمان گروه استانداردهای حرفه ای کنتاکی(۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی ۷ جلسه ۵۵ دقیقه ای مهارت های تدریس اثربخش را با کمک فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی Sider extension, Imagica AI, Taskade آموزش دیدند. گروه کنترل با روش مرسوم در این مدت آموزش دید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از شاخص های آمار توصیفی فراوانی میانگین، انحراف معیار) و جهت بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و زیر مولفه های آن شامل خود مدیریتی و خود کنترلی اثربخش بود. همچنین نتیجه تحقیق نش
۱۱۹۴.

مقایسه نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره ی متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه دوم شهر اصفهان بود که از میان آنان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۰ دانش آموز تیزهوش و ۳۰ دانش آموز عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار گزینش دانش آموزان تیزهوش، تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خلاقیت تحول آفرین (معتمدی، ۱۴۰۴) و پرسشنامه ی خلاقیت تورنس عابدی (۱۳۷۲) بود. برای تحلیل داده ها و مقایسه ی میزان خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس بین دو گروه، از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه در نمرات کلی خلاقیت تحول آفرین و مؤلفه های (خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین) آن تفاوت معناداری وجود نداشت؛ درحالی که در خلاقیت تورنس تفاوت معناداری مشاهده شد، به گونه ای که دانش آموزان تیزهوش در بعد سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار نمرات بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند، ولی در بعد بسط هیچ تفاوت معناداری بین گروه دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت تحول آفرین، برخلاف خلاقیت تورنس، الزاماً با توانایی های شناختی بالا همبسته نیست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی، آموزشی و تجربی شکل می گیرد. از این رو، می توان نتیجه گرفت درحالی که خلاقیت تورنس بیشتر به ابعاد شناختی و تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات و حل مسئله وابسته است، خلاقیت تحول آفرین نوعی ظرفیت پویا و قابل پرورش است که از تعامل فرد با محیط، نظام آموزشی و تجربه های یادگیری معنادار حاصل می شود.
۱۱۹۵.

اثربخشی آموزش مهارت های جرأت ورزی بر همدلی و امید به زندگی دانش آموزان با ناتوانی هوشی و رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های جرأت ورزی بر بهبود همدلی و امید به زندگی در دانش آموزان دختر با ناتوانی هوشی و رشدی انجام شد. روش: این مطالعه به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل ۸۴ دانش آموز دختر ۱۶ تا ۲۱ ساله با ضریب هوشی ۵۰ تا ۷۰ در مدارس استثنایی اصفهان بود که ۳۰ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، ۱۱ جلسه ۴۰ دقیقه ای آموزش جرأت ورزی دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی و و امید به زندگی بودند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش جرأت ورزی به صورت معناداری منجر به افزایش نمرات همدلی (۶۱/۰ =η² ) و امید به زندگی(۶۱/۰ =η² ) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (05/0> P). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که آموزش مهارت های جرأت ورزی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود همدلی و امید به زندگی در دانش آموزان با ناتوانی هوشی و رشدی به کار رود. پیشنهاد می شود این برنامه در کنار سایر مداخلات آموزشی و روان شناختی برای توانمندسازی این گروه مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۹۶.

سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه: مطالعه مروری نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
نارسایی های یادگیری ویژه شامل اختلالی عصب-تحولی است که در سال های اخیر از منظر روان شناسی مثبت موردتوجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر ترسیم نقشه مفهومی سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه بود. طرح پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام مند بود. از طریق الگوی پریسما یافته های پژوهشی مرتبط با متغیرهای سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه موردبررسی قرار گرفت. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی سازه های روان شناسی مثبت و نارسایی های یادگیری ویژه (شامل اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال ریاضی)، به جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ازجمله Pubmed, Eric, Scopus, Sid, Irandoc,Noormags Ebsco,Science Direct,ProQuest, Springer پرداخته شد و مقالات و اطلاعات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که سازه های روان شناسی مثبت شامل متغیرهای بهزیستی روانی، تاب آوری، خوش بینی، سلامت روان، کیفیت زندگی، شادکامی، امید، رضایت از زندگی، سپاسگزاری و معنویت تأثیرگذارترین کلمات کلیدی در شبکه هم رخدادی هستند و پژوهش های روان شناسی مثبت محور بر سازه های ذکرشده تأکید دارند. شواهد پژوهشی بیانگر این است که تقویت و بهبود سازه های روان شناسی مثبت می تواند برای دانش آموزان با نارسایی های یادگیری ویژه بسیار مفید واقع شود. این مطالعه نشان دهنده ی اهمیت سازه های روان شناسی مثبت در حوزه ی اختلالات یادگیری ویژه بود، لذا برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه ادغام فعالیت های شواهدمحور و پژوهشی با فعالیت های بالینی و مداخله ای پیشنهاد می گردد.
۱۱۹۷.

واکاوی موضع گیری دیدگاه های فلسفی پیرامون مفهوم صدای دانش آموز در برنامه درسی و استخراج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
پژوهش حاضر به تحلیل مفهوم صدای دانش آموز از منظر دیدگاه های مختلف فلسفه تربیت می پردازد و در پی آن است که موضع گیری آنها را با مفروضه های مفهوم صدای دانش آموز سنجیده و دیدگاهی منطبق با مفروضه های صدای دانش آموز انتخاب نماید. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نقد فلسفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که هر یک از رویکردهای فلسفی (اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، کنش ارتباطی هابرماس، پداگوژی انتقادی، پست مدرنیسم و کنش متقابل نمادین، عاملیت) به جنبه ای از مفهوم صدای دانش آموز بیشتر توجه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای تقویت استقلال، قدرت و مشارکت آن ها در محیط آموزشی تفسیر می کنند. بررسی این دیدگاه ها نشان می دهد که موضع گیری هر یک با مفروضه های صدای دانش آموز چگونه بوده و چطور می توانند به ارتقاء نقش صدای دانش آموز در برنامه های درسی کمک کنند. تحلیل مقایسه ای نشان داد که نظریه عاملیت به دلیل تأکید بر نقش فعال و تعاملی دانش آموز، توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی، پویایی قدرت و اصالت فردی در بهبود یادگیری، بیشترین همخوانی با مفروضه های صدای دانش آموز را داراست. این نظریه بر توانمندسازی دانش آموزان، مشارکت دموکراتیک و ایجاد فرصت هایی برای بیان نظرات و اثرگذاری آن ها در فرآیند آموزشی تمرکز می کند.
۱۱۹۸.

امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی است. ده نفر از اساتید علوم تربیتی، خبرگان و کارشناسان حوزه آموزش و متخصص در زمینه هوش مصنوعی به روش هدفمند (نمونه گیری فرد ماهر) و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده پنج مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. مقوله فراهم سازی ظرفیت ها و زیرساخت ها شامل شش مقوله فرعی توسعه فلسفه، فرهنگ و اهداف زیربنایی، ایجاد قوانین و مقررات، فراهم ساختن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، آموزش معلمان و دانش آموزان، رفع کمبود معلم و ارزیابی بهتر عملکرد نظام آموزشی بود. مقوله فرصت های آموزشی شامل هشت مقوله فرعی افزایش توان معلمان، تقویت یادگیری دانش آموزان، هماهنگ شدن با تغییرات فرهنگی مدرن، افزایش دقت در ارزشیابی، کمک به دانش آموزان با نیازهای ویژه، گرفتن بازخورد و اصلاح به موقع، یادگیری شخصی سازی شده و کمک به والدین در راستای آموزش فرزندانشان بود. مقوله موانع شامل سه مؤلفه فرعی مقاومت، هزینه ها و پشتیبانی خانواده ها بود. مقوله چالش ها شامل سه مؤلفه فرعی تهدیدات سایبری، نادیده گرفتن توان نیروی انسانی و بی عدالتی آموزشی بود. مقوله چشم اندازهای روشن نیز شامل چهار مؤلفه فرعی علم کاربردی، افزایش اشتغال، رشد اقتصادی و پیشرفت صنعت بود. نتایج نشان داد که کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران نیازمند اجرایی کردن برخی زیرساخت ها و ظرفیت ها بوده و علی رغم مزایایی که دارد می تواند با موانع و چالش هایی همراه باشد که توجه به آن ها در رشد چشم اندازهای آتی کشور ضروری است.
۱۱۹۹.

طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
۱۲۰۰.

معرفی فناوری های جدید آموزشی برای آموزش افراد با کم توانی ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۴
زمینه و هدف: در حال حاضر جهان با مشکل کمبود روش های آموزشی ویژه برای دانش آموزان کم توان ذهنی و تحولی مواجه است و به این دلیل که روش های سنتی فرصت های مناسبی را برای این گروه از دانش آموزان فراهم نمی کند، هدف پژوهش حاضر پیگیری امکانات آموزشی مختلف برای کمک به حل این مشکل و همچنین یافتن روش های بهبود آموزش به کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی است به نحوی که ناتوانی این افراد از یادگیری شان جلوگیری نکند، بلکه هر فرد آموزش منحصر بفرد و متناسب با نیازهایش را دریافت نماید. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری است. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله گوگل اسکولار، پاب مد، ساینس دایرکت، اشپرینگر، سمنتیک اسکولار، پروکوئست، کتابخانه دیجیتال یونسکو و آمازون با کمک کلیدواژه هایی از قبیل فناوری آموزشی و کودکان با نیازهای ویژه، روش های جدید آموزش کودکان با نیازهای ویژه، تکنولوژی و کودکان کم توان ذهنی و تحولی مابین سال های 2001 تا 2023 استفاده شد. در جستجوی اولیه، 93 مقاله انتخاب شد که از بین آنها، 3 مقاله به علت تکراری بودن، 10 مقاله به علت مروری بودن و 40 مقاله به علت غیرقابل استناد بودن و عدم تناسب با موضوع پژوهش حذف شدند. در پایان، با استفاده از آخرین ویرایش سیاهه ی استاندارد تلفیقی گزارش کارآزمایی ها ) کنسورت؛ 2017 (، 40 مقاله جهت بررسی انتخاب شد. یافته ها: با توجه به بررسی های انجام شده، روش جدید مورد استفاده در آموزش دانش آموزان با کم توانی ذهنی و تحولی شامل واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و مقایسه این دو، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، چت بات ها، ساعت هوشمند، نرم افزارهای آموزشی و برنامه های کاربردی تلفن همراه و رایانه می شود. نتیجه گیری: همانند همه انسان ها، افراد با کم توانی ذهنی و تحولی نیز برای کنارآمدن با خواسته های جامعه می بایست دانش و توانایی های مورد نیاز خود را کسب کنند. باید درنظر داشت که نیازهای آموزشی این افراد، متفاوت از سایرین است و اینکه آنها به سبب محدودیت های ذهنی و عملی که بر توانایی شان اثرگذار است، نیازهای آموزشی ویژه دارند. بنابراین دسترسی به مراتب آموزش رسمی بویژه از طریق فناوری های کمکی و برنامه های کاربردی آنلاین برای افراد با کم توانی ذهنی بسیار مفید و مطلوب است. زیرا آنها از این راه می آموزند تا در زندگی روزمره خود مستقل تر باشند و می توانند فعالیت های خود را بدون کمک مراقبان یا شخص دیگری انجام دهند. به علاوه، کاربران این ابزارهای فناورانه قادرند سرعت، مکان و زمان استفاده از نرم افزار کمکی را براساس نیاز خود تنظیم کنند. البته هنوز حجم زیادی کار در زمینه برنامه های کاربردی مبتنی بر وب با هدف بهبود عملکرد افراد کم توان ذهنی در یادگیری و زندگی روزمره مورد نیاز است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان