ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۲۰۱.

بر رسی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی در نظام آموزشی با تاکید بر توسعه حرفه ای اساتید با روش آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۷
امروزه سرعت بخشیدن به یادگیری و توسعه حرفه ای معلمان و اساتید با توجه به توسعه استفاده از هوش مصنوعی در آموزش از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی با تاکید بر توسعه حرفه ای معلمان بود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی-کمی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون در سال 1403 پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و اساتید در حوزه آموزش پرورش و آموزش عالی 135 نفر بودند که از بین آنها 12 نفر به روش نمونه گیری هدفمند با استفاده از قاعده حداشباع برای قسمت کیفی و 100 نفر بعنوان نمونه با روش کوکران برای بخش کمی انتخاب شدند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق ، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با ۷۹ درصد است . با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از ۶۰ درصد است ، پایایی کدگذاری تأیید شد. لذا می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است . همچنین جهت تحلیل کیفی و کدگذاری از نرم افزار Atlasti 8جهت تحلیل داده ای کمی از SPSS26 استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در خصوص فرصت ها و چالش ها و 9 مضمون سازمان دهنده برای توسعه حرفه ای معلمان طبقه بندی کرد. فرصت ها با 4 مضمون سازمان دهنده به ترتیب شامل: همگریی تکنولوژی با اهداف آموزشی، قابلیت شبکه سازی آموزشی، جهانی سازی آموزش و ارزش آفرینی شغلی معلمان شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب ۵ مضمون سازمان دهنده با ترتیب شامل فاصله استعدادها، امنیت و حریم خصوصی معلمان و دانش آموزان، تعمیر و نگهداری مداوم سیستم ها و عدم قابلیت های یکپارچه سازی، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی و کمی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه حرفه ای معلمان ارائه گردید. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی جهت توسعه حرفه ای معلمان مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
۱۲۰۲.

عوامل موثر بر توسعه میدان یادگیری مفاهیم درس ریاضی برای دانش آموزان پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۹
هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر توسعه میدان یادگیری مفاهیم درس ریاضی برای دانش آموزان پایه پنجم و ششم دوره ابتدایی بوده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی، جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر اراک به تعداد 496 نفر و شیوه نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای در سال تحصیلی 1403-1402 و بر حسب فرمول حجم نمونه کوکران تعداد 217 نفر در نهایت انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری «SPSS 28» و «AMOS 28» انجام شد.نتایج بطور کلی نشان داد، یادگیری فناورانه دارای بارعاملی(98/0)، یادگیری مبتنی بر بازدید دارای بارعاملی(98)، یادگیری مبتنی بر همکاری گروهی دارای بارعاملی(00/1)، یادگیری مبتنی بر شبیه سازی دارای بارعاملی(98/0)، یادگیری مبتنی بر تغییرپذیری دارای بارعاملی(99/0)، یادگیری مبتنی بر معکوس دارای بارعاملی(00/1)، و یادگیری مبتنی بر طبیعت دارای بارعاملی(00/1) بوده است.همچنین نتایج نشان داد، الگوی مورد مطالعه از برازش مطلوب برخوردار بوده است.
۱۲۰۳.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۴
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
۱۲۰۴.

تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۱
پیشینه و اهداف: نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که استفاده از روش تدریس بدیعه پردازی می تواند به عنوان روش تدریس مناسبی برای بهبود مهارت های تحصیلی و تفکر دانش آموزان باشد. بر این اساس هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی بود.روش ها : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهرستان چابهار در سال 1402 تشکیل دادند. از بین آن ها سی نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه پانزده نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (عابدی، 1372) و چک لیست نمره گذاری انشا (وکیل التجار، 1395) را تکمیل کردند. روش تدریس بدیعه پردازی روی گروه آزمایش به صورت شش جلسه شصت دقیقه ای و هر جلسه هفته ای دو بار اجرا شد. گروه گواه نیز شیوه مرسوم و سنتی کلاسی را دریافت کرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در هر دو متغیر خلاقیت و مهارت های انشانویسی بین گروه های آزمایش و گواه در پس آزمون، پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p<). همچنین روش تدریس بدیعه پردازی 85 درصد خلاقیت و 75 درصد مهارت های انشانویسی دانش آموزان را بهبود بخشید.
۱۲۰۵.

رویکرد پدیدارشناسانه به چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
۱۲۰۶.

Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
۱۲۰۷.

تأثیر کاربرد برنامه های هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۵
پیشینه و اهداف: در عصر حاضر، با پیشرفت روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در حوزه های مختلف از جمله آموزش و پرورش رخ داده است. معلمان، به عنوان محور اصلی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند سازگاری با این تغییرات و بهره گیری از ابزارهای نوین آموزشی هستند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : روش انجام پژوهش،شبه آزمایشی و طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی معلمان پایه دوم ابتدایی ناحیه 2و 3 شهر کرج در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ بود و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که از هر دو ناحیه آموزش و پرورش به تصادف دو مدرسه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده شامل به پرسشنامه یادگیری خودراهبردی فیشر و همکاران (۲۰۱۳) و پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای معلمان گروه استانداردهای حرفه ای کنتاکی(۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی ۷ جلسه ۵۵ دقیقه ای مهارت های تدریس اثربخش را با کمک فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی Sider extension, Imagica AI, Taskade آموزش دیدند. گروه کنترل با روش مرسوم در این مدت آموزش دید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از شاخص های آمار توصیفی فراوانی میانگین، انحراف معیار) و جهت بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و زیر مولفه های آن شامل خود مدیریتی و خود کنترلی اثربخش بود. همچنین نتیجه تحقیق نش
۱۲۰۸.

مقایسه نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره ی متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه دوم شهر اصفهان بود که از میان آنان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۰ دانش آموز تیزهوش و ۳۰ دانش آموز عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار گزینش دانش آموزان تیزهوش، تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خلاقیت تحول آفرین (معتمدی، ۱۴۰۴) و پرسشنامه ی خلاقیت تورنس عابدی (۱۳۷۲) بود. برای تحلیل داده ها و مقایسه ی میزان خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس بین دو گروه، از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه در نمرات کلی خلاقیت تحول آفرین و مؤلفه های (خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین) آن تفاوت معناداری وجود نداشت؛ درحالی که در خلاقیت تورنس تفاوت معناداری مشاهده شد، به گونه ای که دانش آموزان تیزهوش در بعد سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار نمرات بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند، ولی در بعد بسط هیچ تفاوت معناداری بین گروه دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت تحول آفرین، برخلاف خلاقیت تورنس، الزاماً با توانایی های شناختی بالا همبسته نیست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی، آموزشی و تجربی شکل می گیرد. از این رو، می توان نتیجه گرفت درحالی که خلاقیت تورنس بیشتر به ابعاد شناختی و تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات و حل مسئله وابسته است، خلاقیت تحول آفرین نوعی ظرفیت پویا و قابل پرورش است که از تعامل فرد با محیط، نظام آموزشی و تجربه های یادگیری معنادار حاصل می شود.
۱۲۰۹.

اثربخشی آموزش مهارت های جرأت ورزی بر همدلی و امید به زندگی دانش آموزان با ناتوانی هوشی و رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های جرأت ورزی بر بهبود همدلی و امید به زندگی در دانش آموزان دختر با ناتوانی هوشی و رشدی انجام شد. روش: این مطالعه به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل ۸۴ دانش آموز دختر ۱۶ تا ۲۱ ساله با ضریب هوشی ۵۰ تا ۷۰ در مدارس استثنایی اصفهان بود که ۳۰ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، ۱۱ جلسه ۴۰ دقیقه ای آموزش جرأت ورزی دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی و و امید به زندگی بودند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش جرأت ورزی به صورت معناداری منجر به افزایش نمرات همدلی (۶۱/۰ =η² ) و امید به زندگی(۶۱/۰ =η² ) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (05/0> P). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که آموزش مهارت های جرأت ورزی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود همدلی و امید به زندگی در دانش آموزان با ناتوانی هوشی و رشدی به کار رود. پیشنهاد می شود این برنامه در کنار سایر مداخلات آموزشی و روان شناختی برای توانمندسازی این گروه مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲۱۰.

سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه: مطالعه مروری نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۳
نارسایی های یادگیری ویژه شامل اختلالی عصب-تحولی است که در سال های اخیر از منظر روان شناسی مثبت موردتوجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر ترسیم نقشه مفهومی سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه بود. طرح پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام مند بود. از طریق الگوی پریسما یافته های پژوهشی مرتبط با متغیرهای سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه موردبررسی قرار گرفت. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی سازه های روان شناسی مثبت و نارسایی های یادگیری ویژه (شامل اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال ریاضی)، به جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ازجمله Pubmed, Eric, Scopus, Sid, Irandoc,Noormags Ebsco,Science Direct,ProQuest, Springer پرداخته شد و مقالات و اطلاعات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که سازه های روان شناسی مثبت شامل متغیرهای بهزیستی روانی، تاب آوری، خوش بینی، سلامت روان، کیفیت زندگی، شادکامی، امید، رضایت از زندگی، سپاسگزاری و معنویت تأثیرگذارترین کلمات کلیدی در شبکه هم رخدادی هستند و پژوهش های روان شناسی مثبت محور بر سازه های ذکرشده تأکید دارند. شواهد پژوهشی بیانگر این است که تقویت و بهبود سازه های روان شناسی مثبت می تواند برای دانش آموزان با نارسایی های یادگیری ویژه بسیار مفید واقع شود. این مطالعه نشان دهنده ی اهمیت سازه های روان شناسی مثبت در حوزه ی اختلالات یادگیری ویژه بود، لذا برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه ادغام فعالیت های شواهدمحور و پژوهشی با فعالیت های بالینی و مداخله ای پیشنهاد می گردد.
۱۲۱۱.

واکاوی موضع گیری دیدگاه های فلسفی پیرامون مفهوم صدای دانش آموز در برنامه درسی و استخراج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۸۵
پژوهش حاضر به تحلیل مفهوم صدای دانش آموز از منظر دیدگاه های مختلف فلسفه تربیت می پردازد و در پی آن است که موضع گیری آنها را با مفروضه های مفهوم صدای دانش آموز سنجیده و دیدگاهی منطبق با مفروضه های صدای دانش آموز انتخاب نماید. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نقد فلسفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که هر یک از رویکردهای فلسفی (اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، کنش ارتباطی هابرماس، پداگوژی انتقادی، پست مدرنیسم و کنش متقابل نمادین، عاملیت) به جنبه ای از مفهوم صدای دانش آموز بیشتر توجه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای تقویت استقلال، قدرت و مشارکت آن ها در محیط آموزشی تفسیر می کنند. بررسی این دیدگاه ها نشان می دهد که موضع گیری هر یک با مفروضه های صدای دانش آموز چگونه بوده و چطور می توانند به ارتقاء نقش صدای دانش آموز در برنامه های درسی کمک کنند. تحلیل مقایسه ای نشان داد که نظریه عاملیت به دلیل تأکید بر نقش فعال و تعاملی دانش آموز، توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی، پویایی قدرت و اصالت فردی در بهبود یادگیری، بیشترین همخوانی با مفروضه های صدای دانش آموز را داراست. این نظریه بر توانمندسازی دانش آموزان، مشارکت دموکراتیک و ایجاد فرصت هایی برای بیان نظرات و اثرگذاری آن ها در فرآیند آموزشی تمرکز می کند.
۱۲۱۲.

امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۴
پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی است. ده نفر از اساتید علوم تربیتی، خبرگان و کارشناسان حوزه آموزش و متخصص در زمینه هوش مصنوعی به روش هدفمند (نمونه گیری فرد ماهر) و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده پنج مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. مقوله فراهم سازی ظرفیت ها و زیرساخت ها شامل شش مقوله فرعی توسعه فلسفه، فرهنگ و اهداف زیربنایی، ایجاد قوانین و مقررات، فراهم ساختن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، آموزش معلمان و دانش آموزان، رفع کمبود معلم و ارزیابی بهتر عملکرد نظام آموزشی بود. مقوله فرصت های آموزشی شامل هشت مقوله فرعی افزایش توان معلمان، تقویت یادگیری دانش آموزان، هماهنگ شدن با تغییرات فرهنگی مدرن، افزایش دقت در ارزشیابی، کمک به دانش آموزان با نیازهای ویژه، گرفتن بازخورد و اصلاح به موقع، یادگیری شخصی سازی شده و کمک به والدین در راستای آموزش فرزندانشان بود. مقوله موانع شامل سه مؤلفه فرعی مقاومت، هزینه ها و پشتیبانی خانواده ها بود. مقوله چالش ها شامل سه مؤلفه فرعی تهدیدات سایبری، نادیده گرفتن توان نیروی انسانی و بی عدالتی آموزشی بود. مقوله چشم اندازهای روشن نیز شامل چهار مؤلفه فرعی علم کاربردی، افزایش اشتغال، رشد اقتصادی و پیشرفت صنعت بود. نتایج نشان داد که کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران نیازمند اجرایی کردن برخی زیرساخت ها و ظرفیت ها بوده و علی رغم مزایایی که دارد می تواند با موانع و چالش هایی همراه باشد که توجه به آن ها در رشد چشم اندازهای آتی کشور ضروری است.
۱۲۱۳.

طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۲
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
۱۲۱۴.

معرفی فناوری های جدید آموزشی برای آموزش افراد با کم توانی ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۱۷
زمینه و هدف: در حال حاضر جهان با مشکل کمبود روش های آموزشی ویژه برای دانش آموزان کم توان ذهنی و تحولی مواجه است و به این دلیل که روش های سنتی فرصت های مناسبی را برای این گروه از دانش آموزان فراهم نمی کند، هدف پژوهش حاضر پیگیری امکانات آموزشی مختلف برای کمک به حل این مشکل و همچنین یافتن روش های بهبود آموزش به کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی است به نحوی که ناتوانی این افراد از یادگیری شان جلوگیری نکند، بلکه هر فرد آموزش منحصر بفرد و متناسب با نیازهایش را دریافت نماید. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری است. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله گوگل اسکولار، پاب مد، ساینس دایرکت، اشپرینگر، سمنتیک اسکولار، پروکوئست، کتابخانه دیجیتال یونسکو و آمازون با کمک کلیدواژه هایی از قبیل فناوری آموزشی و کودکان با نیازهای ویژه، روش های جدید آموزش کودکان با نیازهای ویژه، تکنولوژی و کودکان کم توان ذهنی و تحولی مابین سال های 2001 تا 2023 استفاده شد. در جستجوی اولیه، 93 مقاله انتخاب شد که از بین آنها، 3 مقاله به علت تکراری بودن، 10 مقاله به علت مروری بودن و 40 مقاله به علت غیرقابل استناد بودن و عدم تناسب با موضوع پژوهش حذف شدند. در پایان، با استفاده از آخرین ویرایش سیاهه ی استاندارد تلفیقی گزارش کارآزمایی ها ) کنسورت؛ 2017 (، 40 مقاله جهت بررسی انتخاب شد. یافته ها: با توجه به بررسی های انجام شده، روش جدید مورد استفاده در آموزش دانش آموزان با کم توانی ذهنی و تحولی شامل واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و مقایسه این دو، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، چت بات ها، ساعت هوشمند، نرم افزارهای آموزشی و برنامه های کاربردی تلفن همراه و رایانه می شود. نتیجه گیری: همانند همه انسان ها، افراد با کم توانی ذهنی و تحولی نیز برای کنارآمدن با خواسته های جامعه می بایست دانش و توانایی های مورد نیاز خود را کسب کنند. باید درنظر داشت که نیازهای آموزشی این افراد، متفاوت از سایرین است و اینکه آنها به سبب محدودیت های ذهنی و عملی که بر توانایی شان اثرگذار است، نیازهای آموزشی ویژه دارند. بنابراین دسترسی به مراتب آموزش رسمی بویژه از طریق فناوری های کمکی و برنامه های کاربردی آنلاین برای افراد با کم توانی ذهنی بسیار مفید و مطلوب است. زیرا آنها از این راه می آموزند تا در زندگی روزمره خود مستقل تر باشند و می توانند فعالیت های خود را بدون کمک مراقبان یا شخص دیگری انجام دهند. به علاوه، کاربران این ابزارهای فناورانه قادرند سرعت، مکان و زمان استفاده از نرم افزار کمکی را براساس نیاز خود تنظیم کنند. البته هنوز حجم زیادی کار در زمینه برنامه های کاربردی مبتنی بر وب با هدف بهبود عملکرد افراد کم توان ذهنی در یادگیری و زندگی روزمره مورد نیاز است.
۱۲۱۵.

ارایه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه بود. روش: این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مبنای فلسفی پژوهش، تفسیری و مبتنی بر رهیافت استقرایی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل متخصصان حوزه ورزش دانش آموزی، همگانی، معلولان و استثنایی نظیر متخصصان تربیت بدنی و تعلیم و تربیت با گرایش های مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی، مدیریت آموزشی و علوم تربیتی و آ گاه به موضوع پژوهش بودند، نمونه گیری براساس روش هدفمند و مبتنی بر رویکرد نظری بود. معیار کفایت نمونه گیری اشباع نظری داده ها بود و بر این اساس، تعداد 16 مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و اکتشافی انجام گرفت. جهت ممیزی پژوهش و قابلیت اعتماد از معیارهای مقبولیت، باورپذیری )روش اسکات(، انتقال پذیری و تأیید پذیری )روش تحلیل اعضای پژوهش( استفاده شد و برای اتکاپذیری از روش بازآزمون مصاحبه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در طی 3 مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تفکیک شدند و یافته های پژوهش در چارچوب مدل پارادایمی شامل مقوله های اصلی عوامل زمینه ای مانند اثربخش نمودن محتوای آموزشی-ورزشی کودکان معلول با نیازهای ویژه و توسعه سواد حرکتی آنان، شرایط علّّی مانند، تحول آفرینی در آموزش تربیت بدنی دانش آموز معلول با نیازهای ویژه و ترویج دیدگاه سلامت محور، عوامل مداخله گر مانند، هم افزایی با رویکرد بهبود عملکرد ورزش این کودکان و چالش های فراروی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی، راهبردهایی مانند، توسعه و طراحی فضاهای ورزشی و شهری معلولان، توان بخشی دانش آموزان با معلولیت با نیازهای ویژه و توسعه فوق برنامه های آموزشی-ورزشی توان یابان و در نهایت پیامدهایی نظیر توانمندسازی اجتماعی-ورزشی شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، مواردی نظیر احقاق حقوق شهروندی با حق بر سلامت، ورزش و آموزش دانش آموزان توان یاب، ایجاد حس ورزش خواهی در سبد فکری دانش آموزان و والدین، ترویج و آموزش فعالیت های ورزشی تلفیقی و فراگیر، توان بخشی این دانش آموزان با راه اندازی کانون های حرکات اصلاحی و کلوپ های حرکات درمانی، توسعه سواد حرکتی این دانش آموزان با ترویج مهارت های بنیادی در قالب بازی، جذب و توزیع عادلانه بودجه و اعتبارات لازم، طراحی و احداث اماکن و فضای شهری و ورزشی با در نظر گرفتن شرایط جسمانی و ذهنی دانش آموزان با نیازهای ویژه و توان یاب پیشنهاد می شود.
۱۲۱۶.

رویکرد تفسیری انتقادی به جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه: رشد و تعالی چندجانبه دانش آموزان در دوران ابتدایی به عنوان هدف اصلی آموزش و پرورش مورد تأکید واقع شده است. در این زمینه تصاویر کتب درسی به عنوان یک ابزار کلیدی و قدرتمند مطرح می شوند که می توانند تأثیرات چشم گیری بر رشد خلاقیت دانش آموزان ابتدایی داشته باشند. هدف: هدف اصلی از انجام این پژوهش، واکاوی جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی با رویکرد تفسیری انتقادی بوده است. روش: این فراترکیب کیفی با استفاده از روش پنج مرحله ای تفسیری انتقادی دیکسون- وودز و همکاران انجام شده است. تیم فراترکیب متشکل از 15 نفر متخصص برنامه ریزی درسی و یک نفر مسلط به روش پژوهش فراترکیب، با رویکرد تفسیری انتقادی بود. در ابتدا 30 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط، نهایتاً 17 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج مدل مشتمل بر پنج مضمون سازمان دهنده توسعه یادگیری و بهسازی، توسعه خلاقیت، توسعه مهارت های سوادآموزی، توسعه مهارت های اجتماعی و توسعه مهارت های فردی بود. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید شد. نتایج: به طور کلی یافته های این مقاله نشان داد که تصویرسازی کتاب دانش آموزان نه تنها یک وسیله برای انتقال مفاهیم و داستان ها به فراگیران است، بلکه یک وسیله توانمند برای ارتقاء فرآیندهای تفکری و خلاقیت در دانش آموزان می باشد. این مولفه ها می توانند تجربه مطالعه کتاب را برای دانش آموزان جذاب تر و نیز پرمفهو
۱۲۱۷.

شناسایی و تبیین شاخصه های رویکرد یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقاله حاضر با هدف شناسایی و تبیین مولفه های یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند که 19 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود بازبینی محقق، توصیف غنی داده ها در راستای روایی داده ها و از روش تحلیل موازی و فرایند منظم در ثبت و نوشتن داده ها برای تعیین پایایی داده ها استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که یادگیری تأملیشاخصه های ر وایت گری، یکپارچه سازی تفکر، نقدگرایی، درون نگری، بازآفرینی، گفتمان تحول مدار، عقلانیت گرایی و فرهنگ محیطی، بستری برای تبیین فکورانه برنامه درسی پژوهش محور و معناسازی مطلوب آن فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که در آموزش و اجرای برنامه های درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان رویکرد یادگیری تأملی در توسعه مهارت های کاوشگرانه دانشجویان قرار گیرد تا بتوان معلمانی را پرورش داد که با تحلیل فکورانه مسائل درسی، راهکارهای جدیدی برای بهبود و رفع موانع آموزشی ارائه نمایند.
۱۲۱۸.

عوامل مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشی مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۰۴
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشی مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی، با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای است. روش : پژوهش از نوع کاربردی و روش آن آمیخته(کمّی و کیفی) است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی خبرگان، متخصّصان و استادان دانشگاه فرهنگیان است. نمونه گیری در بخش کیفی، از روش گلوله برفی با شناسایی خبرگان از 30 خبره و استاد مصاحبه به عمل آمد و در بخش کمّی، با استفاده از روش نمونه گیری سرشماری، تعداد 300 معلّم ابتدایی و 25 استاد به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، در بخش کیفی شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقّق ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش، در بخش کیفی از تحلیل آمیخته و در بخش کمّی از تحلیل تأییدی، استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، در بخش کیفی 6 عامل عوامل فرهنگی_اجتماعی، مهارت های مبتنی بر فنّاوری، رویکردها و راهبردهای آموزشی، دانش و آگاهی، ویژگی های روانی_شخصیّتی و زیرساخت ها و برنامه ریزی آموزشی بر کارآمدی آموزشی و پژوهشیِ مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای، تأثیرگذار بودند و در بخش کمّی از دیدگاه خبرگان، متخصّصان و استادان دانشگاه فرهنگیان، وضعیّت مؤلفه های مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشیِ مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای، در سطح مطلوبی قرار دارد.  نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که از نظر خبرگان، متخصصان و اساتید دانشگاه فرهنگیان، مهارت های مبتنی بر فناوری در وضعیت موجود از بالاترین کیفیت برخوردار است، در حالی که ویژگی های روانی-شخصیتی کمترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
۱۲۱۹.

The Effect of Educational Computer Games on Students' Accuracy and Concentration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۲۰۵
Background and Objective: It should be noted that the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of students depends on several factors, including the type of game, content, design, and duration of use. This research was conducted to investigate the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of eighth-grade female students in Kerman. Methods: Quasi-experimental research method and pre-test-post-test design with a control group were used. The statistical population of the research was all female students in the eighth grade of secondary school in Kerman City in the academic year 2022-2023 and a sample of 80 people was selected in the form of two classes of 40 people from the society by multi-stage cluster sampling method. Two Toulouse and Pieron accuracy questionnaires (1911) and Savary & Oraki concentration questionnaires (2015) were used to collect pre-test-post-test information and computer game software was used as an experimental practice. Results:Data analysis was also done with the statistical method of analysis of covariance and using SPSS19 software. The results showed that computer educational games have been effective in improving the accuracy and concentration of students in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Therefore, due to the flexibility of the structure of educational computer games and their non-linear organization, the motivational features of computer games and the benefit of learning rules and principles such as immediate reinforcement, they can contribute to increasing concentration and accuracy.
۱۲۲۰.

مقایسه حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلالات یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
اهداف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلالات یادگیری خاص انجام شد. مواد و روش ها: روش انجام این پژوهش، توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری خاص شهر تهران که در سال تحصیلی 1402-1401 به مراکز آموزشی و درمانی وابسته به آموزش و پرورش مراجعه کرده و تحت مداخلات آموزشی و توانبخشی قرار گرفته بودند، تشکیل می داد. از میان جامعه مذکور 100 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با 100 نفر از دانش آموزان عادی مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه فرم کوتاه مقیاس نیمرخ حسی(SSP)- فرم والدین و پرسشنامه عادات خواب کودک (CSHQ) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری(ANCOVA)، و نرم افزارSPSS-27 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین بین حساسیت پردازش حسی و مولفه های آن حساسیت شنیداری، حساسیت دیداری، حساسیت تعادلی، حس لمس، حس دهانی در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.05). این درحالی است که بین پردازش چند حسی در بین دو گروه تفاوت معناداریافت نشد، همچنین نتایج نشان داد بین کیفیت خواب و مولفه های آن شامل مقاومت در برابر خواب، تاخیر در شروع خواب، مدت زمان خواب، اضطراب خواب، بیداری های شبانه، پاراسومنیا (شبه خواب)، اختلالات تنفسی خواب در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت وجود دارد (P<0.05)، و در نهایت نمره کلی حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص تفاوت معناداری وجود داشت (P<0.05). نتیجه گیری: در نتیجه یافته های این پژوهش پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات درمانی و آموزشی برای کودکان با اختلال یادگیری خاص، به حساسیت پردازش حسی و کیفیت خواب در کودکان توجه بیشتری شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان