ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۲۲۱.

شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۸۳
مربیگری آموزشی درحکم یک روش نوین و کارآمد در توسعه حرفه ای معلمان شناخته شده است و در بسیاری از نظامهای آموزشی دنیا به منظور توسعه مدارس، دانشگاهها و مؤسسات به کار بسته شده است. داشتن حضوری فعال و سازنده در عرصه جهانی مستلزم رصد تحولات و رویکردهای نوین حوزه تعلیم و تربیت است که مؤثر و مفید واقع شده اند و با بررسی ابعاد آن باید در جهت بومی ساختن آنها مطابق شرایط و چارچوبهای کشور اقدام کرد. هدف پژوهش حاضر شناسایی راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان بوده است. این پژوهش کوشیده است با رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی به تشخیص این راهبرد ها دست یابد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه باز پاسخ گرد آوری شده است. مشارکت کنندگان بالقوه دانشجویان علوم تربیتی در نظر گرفته شدند که در نظام آموزش وپرورش مشغول به کار بوده اند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاکی انجام شده است. نمونه آماری از میان مربیان دوره طرح ملی مربیگری یادگیری الکترونیکی در دانشگاه شهید بهشتی انتخاب شده و 12 مصاحبه صورت پذیرفت. راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش برای معلمان در پنج مضمون کلی «نیازآفرینی مقدم بر نیاز سنجی»، «گسترش تعاملات با نهاد های اثر بخش»، «توسعه مربیگری در نهادهای آموزشی»، «تاکتیکها در سطح آموزش وپرورش» و «تاکتیکها در سطح دولت و سیاستگذاری» منعکس شده اند. مضمونهای به دست آمده نشان دادند که راهبرد های استقرار مربیگری آموزشی در نظام آموزش وپرورش را باید در کوتاه مدت و بلندمدت در نظر گرفت و در این زمینه سرمایه گذاری را به موقع در سطوح مختلف انجام داد.
۱۲۲۲.

الگوی تربیت دینی در نهج البلاغه بر اساس تحلیل روان شناختی «سازوکار دفاع روانی» و کاربرد آن در اصلاح رفتارهای ناسازگار با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۲
در این پژوهش، یکی از اساسی ترین بحث های روان شناسی، یعنی سازوکارهای دفاع روانی، از میان گفتگوهای شخصیت های مخالف و منافق در سیره اهل بیت(ع)، بویژه دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع) کشف و استخراج گردیده اند، تا به گونه مصداقی و مشخص، الگوی بروز این موارد در نوع ویژه ای از عناصر روانکاوی با عنوان مکانیزم های دفاعی، ارائه و تشریح شود. در مرحله بعد، توجه کردن به تعارض ها و اضطراب های روحی و درمان نابسامانی های روانی است که یکی از مهم ترین آنها نحوه مواجهه، کنترل و تصحیح این رفتارهای ناسازگار توسط امام جامعه است. مسئله اصلی پژوهش بررسی نگاه نهج البلاغه نسبت به کنش های روانی ناسازگارانه گروه های مختلف است، تا از این رهگذر نحوه ی کنترل و مدیریت این رفتارها از جانب رهبر الهی به زبان روان شناسی ارائه شود؛ و اینکه چگونه مدل تربیت دینی نسبت به رفتارهای ناشی از دفاع روانی ناسالم در متون روایی، بویژه نهج البلاغه قابل ترسیم است. روش تحقیق در بخش مطالعات روایی با رعایت «قواعد فهم حدیث» و در بخش تحلیل داده با استفاده از روش «داده بنیاد» است. به این ترتیب مؤلفه های تربیتی مستخرج از نهج البلاغه از طریق کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، مقوله بندی و در نهایت الگوی آنها اصطیاد شد. با توجه به نتایج پژوهش، پنج رفتار ناسازگار با تحلیل سازوکار دفاع روانی شامل «دلیل تراشی، فرافکنی، والایش ساختگی، بی ارزش سازی و همه کارتوانی» در میان مخالفان مشاهده شد. چهار روش تصحیح رفتار ناسازگار در دو سطح 1) سلبی: عدم تلقین بهانه، 2) اثباتی: آگاه سازی، رفتار دوگانه نما و افشاء قاطعانه صورت گرفته است.
۱۲۲۳.

تجارب زیسته دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی و ضد انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته ی دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی – یادگیری انجام شده است. با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه، پژوهش حاضر از حیث هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از حیث روش پژوهش، از نوع پدیدار شناسی توصیفی با رویکرد کیفی است. میدان مطالعه این پژوهش، مدرسه دخترانه ی امام رضا (ع)، دوره اول متوسطه واقع در منطقه تبادکان مشهد بوده است و نمونه پژوهش دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم دبیرستان بوده که به صورت نمونه ی هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختار یافته فردی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش سه مرحله ای کدگذاری اشتراوس و کوربین استفاده شده است. جهت کسب اعتبار پژوهش از روش های بررسی توسط مشارکت کنندگان، کدگذاری ثانویه، تبادل نظر با همتایان و تحلیل موارد منفی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اقدامات انگیزشی معلمان، شامل ۳ مرحله ی ایجاد انگیزه، تداوم انگیزه و ماندگاری انگیزه می باشد؛ و اقدامات ضد انگیزشی آنان شامل ۳ محوراست که عبارتند از: اقداماتی که سبب عدم برقراری ارتباط مناسب می شود، اقداماتی که سبب احساس عدم کفایت و شایستگی دردانش آموزان می شود و اقداماتی که سبب احساس عدم اعتماد در دانش آموزان می شود.
۱۲۲۴.

نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
مشارکت فعال دانش آموز در کلاس یکی از الزامات اساسی یادگیری و موفقیت تحصیلی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری، دانش آموزان پایه دوازدهم شهر کرمانشاه بودند که نمونه ای به حجم 210 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها سه مقیاس تأیید معلم (Ellis, 2000) پیوستگی کلاس درس ( Maloney & Matthews, 2020) و مشارکت کلاسی (Li, 2022) بودند. روایی مقیاس ها با استناد به نظر متخصصان و پایایی آن ها با استناد به ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ برای سه پرسش نامه تأیید معلم، پیوستگی کلاس درس و مشارکت کلاسی به ترتیب 79/0، 74/0 و 71/0 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های آزمون هم بستگی نشان داد که رابطه بین تأیید معلم و مشارکت کلاسی (r: .51; p < .05)، رابطه بین تأیید معلم و پیوستگی کلاس درس (r: .56; p < .05) و رابطه بین پیوستگی کلاس و مشارکت کلاسی (r: .54; p < .05) معنادار است. یافته های مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که اثر تأیید معلم بر مشارکت کلاسی معنادار نیست (03; p > .05/0 = β)، اما اثر تأیید معلم بر پیوستگی کلاس (85; p < .05/0 = β) و اثر پیوستگی کلاس بر مشارکت کلاسی (90; p < .05/0 = β) معنادار است. بر اساس یافته های به دست آمده، نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در ارتباط بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان تأیید شد (RMSEA: .02; CFI: .99). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که پایبندی معلمان مدارس به رفتارهای ارتباطی و بین فردی مثبت زمینه ساز ایجاد جو کلاسی منسجم و صمیمی می گردد و چنین جوی در نهایت افزایش مشارکت کلاسی دانش آموزان را به همراه دارد.
۱۲۲۵.

طرّاحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۷
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان می باشد.پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی متوالی است (کیفی -کمی)، از نظر گردآوری اطلاعات روش میدانی بود.جامعه آماری بخش کیفی صاحب نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی /صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی که با نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب می شوندجامعه آماری بخش کمی شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب می-شوندابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی شامل مصاحبه با صاحبنظران و خبرگان می باشدبعد از انجام بخش کیفی تحقیق و شناسایی مولفه های الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان برای سنجش متغیرهای مدل از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شدهنگام تجزیه و تحلیل دقیق داده های بخش کیفی، مفاهیم از راه کدگذاری، به گونه مستقیم از رونوشت مصاحبه مشارکت کنندگان در پژوهش (کدهای زنده) یا با توجه به موارد مشترک کاربرد آن ها، ایجاد شد.در تحلیل کمی در طراحی مدل و تعیین میزان تاثیرگذاری متغیرها از آزمون های تحلیل مسیر، معادلات ساختاری، برازش مدل و ماتریس کوواریانس در نرم افزار آماری Lisrel نسخه 8.80 استفاده می شود.تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور، واجد ساختاری چندلایه و نظام مند است که مؤلفه ها و ابعاد آن نه به صورت تصادفی، بلکه در پاسخ به تحولات اجتماعی، فناوری، و نظریه های نوین یادگیری شکل گرفته اند. این مؤلفه ها که در قالب چهارده بُعد اصلی طبقه بندی شده اند، هر یک کارکرد مشخصی در جهت تحقق اهداف برنامه درسی مبتنی بر یادگیری دارند.همچنین نتایج به دست آمده از اعتبار الگوی برنامه درسی پدیده محور نشان دهنده آن هستند که این الگو در مجموع برای دانشگاه فرهنگیان از اعتبار مناسبی برخوردار است.
۱۲۲۶.

شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری در مدرسه مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۵
این تحقیق به شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری در مدارس مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی پرداخته و با استفاده از روش پژوهش کیفی و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی، ابعاد کلیدی رهبری شامل نوآوری، مشارکت، ارزش آفرینی، رهبری تحول گرا و فناوری شناسایی شدند. محیط پژوهش شامل مدارس ابتدایی در منطقه ای مشخص بوده و مشارکت کنندگان شامل مدیران و معلمان این مدارس بودند. یافته های حاصل از تحلیل نشان می دهد که مولفه های مربوط به هر بعد شامل خلاقیت، تفکر انتقادی، هم افزایی و استفاده از ابزارهای دیجیتال است. همچنین، ویژگی ها و مهارت های ضروری برای رهبران مدارس نظیر تفکر استراتژیک، مهارت های ارتباطی و توانمندسازی معلمان از طریق پرسشنامه های کمی شناسایی شدند. عوامل تسهیل کننده و موانع در پیاده سازی مدل رهبری نیز تحلیل گردید که حمایت مدیریتی و فرهنگ سازمانی مثبت به عنوان تسهیل کننده و مقاومت در برابر تغییر و کمبود منابع مالی به عنوان موانع اصلی مشخص شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین ابعاد رهبری و نتایج آموزشی است، به طوری که رهبری تحول گرا و مشارکت بالاترین همبستگی را با نتایج آموزشی دارا بودند. این یافته ها می تواند مبنایی برای توسعه رهبری مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی در مدارس قرار گیرد و بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف رهبری در فرآیند نوآوری و بهبود آموزشی تاکید نماید. همچنین، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی برای توسعه مهارت های رهبری مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی با تمرکز بر تسهیل کننده ها و موانع طراحی گردد.
۱۲۲۷.

بررسی قابلیت های هوش مصنوعی در فرآیند شخصی سازی آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن بیست و یکم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۳ تعداد دانلود : ۳۵۳
عصر فناوری اطلاعات و ظهور هوش مصنوعی بر ابعاد مختلف اجتماع تأثیر گذاشته است. یکی از این ابعاد، آموزش و یادگیری است. یادگیری هوشمند در جوامع مختلف نتایج چشمگیری داشته است. هدف این پژوهش، بررسی نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش بود. بستر ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن ۲۱ نیز بررسی شد. در این پژوهش از مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط استفاده شد. نتایج نشان داد هوش مصنوعی از الگوریتم های پیچیده استفاده می کند. این فناوری شیوه های ارزیابی و محیط یادگیری را تغییر می دهد. این تغییرات موجب بهبود شخصی سازی آموزش می شود. هوش مصنوعی محیط های یادگیری تعاملی ایجاد می کند و سکوهای یادگیری مشارکتی را ممکن می سازد و مهارت های قرن ۲۱ را در فراگیران توسعه می دهد. با توجه به یافته ها، استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توصیه می شود. در این راستا، برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی باید تدوین شود و مهارت های فنی و سبک های یادگیری شخصی باید تقویت شود. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان می دهد که ادغام هوش مصنوعی در نظام آموزشی نیازمند زیرساخت های فنی مناسب است. همچنین، ایجاد دستورالعمل های اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و حفظ حریم خصوصی داده های فراگیران از ضروریات پیاده سازی موفق این فناوری در عرصه آموزش محسوب می شود چرا که تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، و ارتباطات را بهبود بخشیده و رشد چندبعدی فراگیران را با توجه به برهه دیجیتال کنونی به همراه دارد.
۱۲۲۸.

وضعیت جاری مدیریت دانش سازمانی مدیران مدارس (ارائه یک الگو با رویکرد نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود مدیریت دانش سازمانی مدیران مدارس متوسطه است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. حوزه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در مدیریت مدارس هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. یافته ها: یافته ها پژوهش نشان دهنده ی نوزده مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل عدم آگاهی نسبت به ضرورت و چارچوب های اجرایی مدیریت دانش در مدرسه به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (عدم توجه به شبکه سازی در راستای مدیریت دانش، ضعف رهبری در فعالیت های درون مدرسه ای، عدم تجهیز مدارس به ابزارهای مدیریت دانش)، عوامل زمینه ای (عوامل محیطی، مدیریتی و منابع)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(خصوصیات فردی، پشتیبانی و حمایت سازمانی و الزامات فرایندی مدیریت دانش)، شرایط مداخله گر محدودکننده(موانع ساختاری، موانع آموزشی و مدیریتی، موانع فرهنگی)، راهبردها (بهبود فرهنگ سازمانی و جو مدرسه ای، تلفیق آموزش و پژوهش، توجه به توسعه فردی مدیران و معلمان) و پیامد (عدم توازن در چرخه مدیریت دانش مدارس و غفلت از ساخت و اشتراک دانش در مدارس) سازمان یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که برای اجرای مدیریت دانش در سازمان عوامل فردی، سازمانی و مدیریت مؤثر بوده و باید این عوامل در کنار هم مورد توجه قرار گیرد. واژه های کلیدی: مدیریت دانش، مدیران، مدارس متوسطه، داده بنیاد
۱۲۲۹.

طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی: مطالعه ای آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
مدارس سمپاد مهارتی با مأموریت پرورش استعدادهای برتر در حوزه های فنی-حرفه ای، نیازمند الگوهای آموزشی نوین جهت بهره گیری از مزایای آموزش ترکیبی هستند. این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی ویژه دروس مهارتی این مدارس انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از متخصصان آموزش از دور، هنرآموزان و کارشناسان فنی-حرفه ای سمپاد (تا حد اشباع نظری)، مؤلفه های الگو شناسایی شد. داده های کیفی با کدگذاری نظری (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۸) تحلیل گردید. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای مبتنی بر یافته های کیفی طراحی و بین ۲۰۰ نفر از جامعه هدف (هنرآموزان و کارشناسان) توزیع شد. داده های کمّی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. الگوی نهایی شامل ۵ مؤلفه اصلی و ۱۶ زیرمؤلفه است: ۱. پداگوژیک (۴ زیرمؤلفه: طراحی مبتنی بر شایستگی، یادگیری فعال، انعطاف پذیری مسیر یادگیری، تلفیق نظریه های یادگیری). ۲. فناوری (۳ زیرمؤلفه: زیرساخت های پایدار، پلتفرم های تعاملی، دسترسی پذیری). ۳. طراحی رابط و محتوا (۴ زیرمؤلفه: سازماندهی بصری، چندرسانه ای بودن، تطابق با نیاز کارگاهی، استانداردهای تولید محتوا). ۴. ارزشیابی (۳ زیرمؤلفه: تکوینی مستمر، ترکیبی ، معتبرسازی مهارت های عملی). ۵. پشتیبانی و مدیریت (۲ زیرمؤلفه: پشتیبانی فنی-آموزشی، مدیریت منابع و زمان). الگو از برازش مطلوب (SRMR=0.048, NFI=0.92) و پایایی عالی (α>0.8 برای همه سازه ها) برخوردار بود. درنتیجه الگوی طراحی شده، چارچوبی علمی و عملیاتی برای استقرار اثربخش آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی فراهم می کند. توجه همزمان به ابعاد فنی، پداگوژیک و پشتیبانی، کلید موفقیت این الگو است.
۱۲۳۰.

تربیت فناورانه در دوره اول متوسطه و ارائه چارچوب مفهومی مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۳
مساله بررسی شده در این پژوهش چگونگی ترکیب دو رویکرد کل نگر و جزءنگر ابزار محور در فناوری آموزشی و تربیت فناورانه در دوره اول متوسطه است. تدوین چارچوب مفهومی در این خصوص هدف اصلی تحقیق را تشکیل می دهد. چارچوب مفهومی مجموعه ای از گزاره های نظام مند است که به برنامه ریزی درسی و طراحی برنامه جهت می دهد. رویکرد پژوهشی از نوع کیفی است و برای پاسخ به سؤالات اول و دوم از روش تحلیل مضمون و سؤال سوم از تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. به دلیل کیفی بودن، جامعه آماری و نمونه گیری موضوعیت ندارد و اشباع اطلاعات حد و حجم نمونه را تشکیل می دهد. چارچوب مفهومی تربیت فناورانه دوره اول متوسطه شامل عناصر: مبانی، هدف، روش ها و فنون، محیط، مواد و رسانه، زمان و شرکاء یافته کلی پژوهش را تشکیل می دهد. تاکید بر تفکر نقاد، تاکید بر رویکرد بین رشته ای، جامعیت عناصر برنامه درسی، توجه به شرکای تربیت از جمله خانواده، توجه به زمینه کلی محیط تربیت فناورانه و بهره مندی از مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی مورد توجه و تاکید قرار گرفت.
۱۲۳۱.

مؤلفه های هویت ملی به روایت کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
هویت ملی یکی از مقوله های مهم در برنامه ریزی توسعه کشور است. حفظ و بازتولید آن از مهم ترین نقش های آموزش و پرورش رسمی به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای برنامه درسی دوره ابتدایی بر مبنای مولفه های هویت ملی است. روش تحقیق،تحلیل محتوی کیفی و واحد تحلیل، مفاهیم و مضامین بود. جامعه آماری پژوهش کتاب های درسی دوره ابتدایی و نمونه آماری پژوهش به شیوه هدفمند از نوع موارد مطلوب، شامل محتوی کتاب های مطالعات اجتماعی بوده است.مولفه های پژوهش شامل: نماد، ارزش، میراث فرهنگی، مشاهیر و شخصیت ها می باشد. نتایج تحقیق نشان داد، که محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی پایه چهارم، پنجم و ششم، مولفه های ارزش ها و نماد، را به درستی بازتولید نموده؛ اما درباره دو مولفه میراث فرهنگی و مشاهیر و شخصیت ها، محتوای کتاب ها به خوبی نتوانسته این دو مولفه را در راستای تحکیم هویت ملی دانش آموزان بازتولید نماید.لذا برنامه درسی به یک بازنگری اساسی برمبنای مولفه های هویت ملی نیاز دارد. چون دوره آموزش ابتدایی اساس دوره های بالاتر دانش آموزان است، بهتراست آموزش مفاهیم حتی اگر بسیار اندک ازاین دوره آغاز و در دوره های بالاتر تکمیل گردد.دراین راستا، توجه کردن و لحاظ کردن مولفه های مغفول به صورتی دقیق و درست در کتب درسی با هدف تحکیم هویت ملی دانش آموزان دوره ابتدایی پبشنهاد می شود.
۱۲۳۲.

پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان نورآباد ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۱
مقدمه و هدف: هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی درگیری شغلی معلمان بر اساس خودکارآمدی، سرمایه روانشناختی و تاب آوری معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ممسنی (750 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، 256 نفر به عنوان نمونه مورد آزمون قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد درگیری شغلی درگیری کاری معلمان هان (2020)، تاب آوری مورگان لیون (2001)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) و خودکارآمدی معلم اسچانن و همکاران (2001) استفاده شد. به منظور آزمون به فرضیه های تحقیق از تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: بر اساس تحلیل های آماری:خودکارآمدی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۷۲۵ و ضریب بتای ۰.۵۶۱، پیش بین معنی دار درگیری شغلی هستند. سرمایه روانشناختی و ابعاد آن با ضریب همبستگی ۰.۶۵۷ و ضریب بتای ۰.۵۹۵، قابلیت پیش بینی درگیری شغلی را دارند. تاب آوری با ضریب همبستگی ۰.۶۹۵ و ضریب بتای ۰.۵۴۱، پیش بین مناسبی برای درگیری شغلی است. درگیری شغلی معلمان زن (میانگین ۴.۲۳) به طور معنی داری بالاتر از معلمان مرد (میانگین ۳.۹۶) می باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیرهای خودکارآمدی، سرمایه روان شناختی و تاب آوری، پیش بین کننده های معنادار و قوی ای برای درگیری شغلی معلمان هستند. همچنین، سطح درگیری شغلی در معلمان زن به طور قابل توجهی بالاتر از معلمان مرد است.
۱۲۳۳.

شناسایی مدل های توسعه حرفه ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه و هدف : مدارس به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در شکل دهی آینده جامعه، نقشی حیاتی در تربیت نیروی انسانی آگاه، خلاق و متعهد دارند. در این میان، توسعه حرفه ای مدیران و معلمان به عنوان راهبردی اساسی برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش اثربخشی یادگیری و تحقق اهداف کلان نظام آموزشی مطرح است. تغییرات سریع فناوری، اجتماعی و فرهنگی، ضرورت بازنگری در دانش، مهارت و نگرش مدیران و معلمان را دوچندان کرده است. لذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مدل های توسعه حرفه ای مدیران و معلمان بر اساس مبانی نظری و رویکردهای نوین یادگیری است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق این مطالعه از نوع توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای است. برای گردآوری داده ها از فیش برداری، تحلیل محتوای نظری و مرور نظام مند پیشینه پژوهش استفاده شد. یافته ها: سیر تحول مدل های توسعه حرفه ای از تمرکز تک بعدی بر دانش، نگرش یا فرآیند، به سوی الگوهای تلفیقی و چندبعدی حرکت کرده است که ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اخلاقی را همزمان پوشش می دهند.رویکردهای یادگیری از پداگوژی (مربی محور) و آندراگوژی (خودراهبر) به سمت هیوتاگوژی (یادگیریِ چگونه یادگرفتن) تکامل یافته اند که پاسخگوی نیاز به انطباق پذیری در شرایط پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. مدل های بومی مؤکداً بر زمینه گرایی، عمل محوری و توجه به موانع ساختاری و چالش های اجرایی (همانند الگوهای طاهرپور کلانتری و خروشی) تأکید دارند، که شرط لازم برای اثربخشی برنامه هاست. یک یافته کلیدی نوظهور، ضرورت گذار از توسعه انفرادی به توسعه اکوسیستم یادگیری مدرسه است، که در آن تقویت ظرفیت جمعی، شبکه های حرفه ای و فرهنگ مشارکتی، بستر تحقق همه مدل های پیشرفته فردی را فراهم می کند. نتیجه گیری: توسعه حرفه ای اثربخش باید از مدل های مکانیکی فراتر رود و بر ایجاد اکوسیستم های یادگیری پایدار تمرکز کند. در این پارادایم، یادگیری خودرهبر معلمان در بستری غنی از تعامل، حمایت سازمانی و اخلاق حرفه ای پرورش می یابد .
۱۲۳۴.

بازتاب وضعیت بازار کار صنعت برق در کاهش گرایش به تحصیل در رشته های فنی- مهندسی در آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
هدف مقاله حاضر بررسی تأثیرات بازار کار صنعت برق بر جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص و روند گرایش به تحصیل در رشته های مهندسی است. رویکرد پژوهش ترکیبی است و شامل تحلیل ثانویه داده های آماریِ جمعیت دانشجویان و فارغ التحصیلان (۱۳۶۸ تا ۱۴۰۰) و نیز تحلیل کیفی مضمون مبتنی بر مصاحبه با مدیران و کارشناسان صنعت برق می شود. یافته ها نشان می دهد جمعیت دانشجویان مهندسی از 5/1 میلیون نفر در ۱۳۹۳ به کمتر از ۷۶۲ هزار نفر در ۱۳۹۹ و فارغ التحصیلان مهندسی برق از ۵۶۵۹۱ نفر در ۱۳۹۴ به ۲۰۴۳۱ نفر در ۱۴۰۰ کاهش یافته است. بخشی از علل این روند به وضعیت بازار کار صنایع کشور، ازجمله صنعت برق، بازمی گردد. در صنعت برق،  وضعیت اقتصادی نامناسب، کاهش سرمایه گذاری، محدودیت های استخدامی و چالش های مالی بنگاه های خصوصی انگیزه تحصیل مهندسی و  ماندگاری در صنعت برق را کاهش و مهاجرت متخصصان را افزایش داده است. نتیجه گیری و پیشنهادهای پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاست های جذب و نگهداشت نیروی انسانی صنعت برق، افزایش سرمایه گذاری در صنعت، ارتقای محیط نوآورانه صنعت برق و تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت تأکید دارد.
۱۲۳۵.

تأملی در آموزش های مبتنی بر آزمایشگاه در رشته های مهندسی: پل ارتباطی بین تئوری و عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر وضعیت اجرای دروس آزمایشگاه محور را در رشته های فنی و مهندسی بررسی می کند. این پژوهش از نوع زمینه یابی است و جامعه آماری آن همه دانشجویان و دانش آموختگان دوره کارشناسی را در رشته های فنی و مهندسی تا سال 1402 در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان شامل می شود. تعداد کل آنان 5321 نفر بود که 357 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. در انتخاب حجم نمونه، از روش نمونه گیری تصادفی نظام مند استفاده کردیم. برای جمع آوری اطلاعات نیز پرسش نامه محقق ساخته را به کار گرفتیم. رواییِ صوری و محتوایی پرسش نامه به تأیید پنج کارشناس آموزش با مدرک تحصیلی دکترا رسید. برای بررسی پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده کردیم که برای کل پرسش نامه 781/0 برآورد شد. به منظور تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی برای پاسخ به پرسش های پژوهش، از آزمون های تی تک نمونه ای و فریدمن استفاده کردیم. یافته ها حاکی بود که وضعیت اجرای دروس آزمایشگاهی در عناصر شش گانه اهداف، محتوا، مواد و امکانات، فعالیت ها و روش ها، زمان یادگیری و فضای آموزش در حد بالاتر از متوسط قرار دارد. همچنین نتایج آزمون فریدمن بُعد محتوا را با بالاترین میانگین در رتبه اول، بُعد فعالیت ها و روش ها را در رتبه دوم و مؤلفه اهداف را در رتبه آخر نشان داد.
۱۲۳۶.

واکاوی مؤلفه های خلاقیت در کتاب های درسی تکمیلی علوم تجربی ویژه دانش آموزان تیزهوش: رویکرد نظریه خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش باهدف تحلیل محتوای کتاب های درسی علوم تجربی تکمیلی پایه های هفتم، هشتم و نهم دوره اول متوسطه ویژه دانش آموزان تیزهوش، بر اساس چارچوب نظری خلاقیت تحول آفرین استرنبرگ و کرمی (2024) انجام شد. این چارچوب بر چهار مؤلفه اصلی شامل خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین تأکید دارد که می تواند مبنایی برای ارزیابی محتوای آموزشی باشد. روش تحقیق کمی و از نوع تحلیل محتوای توصیفی بود. در این پژوهش، کتاب های مذکور با استفاده از چک لیستی ساخت یافته که شامل چهار مؤلفه اصلی خلاقیت تحول آفرین بود، موردبررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که در کتاب علوم پایه هفتم، بیشترین تمرکز محتوایی بر مؤلفه خلاقیت خود تحول آفرین بوده است که سهم آن 40% از کل مضامین را تشکیل می داد. پس از آن، خلاقیت تحول آفرین دیگران با سهم 34% در رتبه دوم قرار گرفت. مؤلفه خلاقیت تحول آفرین حدود 16% و خلاقیت شبه تحول آفرین کمترین سهم را با حدود 10% به خود اختصاص داده بود. در کتاب علوم پایه هشتم نیز الگوی مشابهی مشاهده شد؛ خلاقیت خود تحول آفرین با سهمی معادل 42.31% بیشترین فراوانی را داشت، خلاقیت تحول آفرین دیگران 32.69%، خلاقیت تحول آفرین 15.39% و خلاقیت شبه تحول آفرین 9.61% از محتوا را شامل شده بودند. در پایه نهم نیز، هرچند خلاقیت خود تحول آفرین با 41.37% همچنان برجسته بود، سهم خلاقیت تحول آفرین افزایش یافته و به 17.24% رسید. همچنین خلاقیت تحول آفرین دیگران با 32.76% و خلاقیت شبه تحول آفرین با 8.61% در این پایه ثبت شدند. تمرکز کتاب ها بر خلاقیت فردی بوده و ابعاد اجتماعی و اخلاقی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. همچنین نوسان میان پایه ها نشان دهنده نبود انسجام در محتوای درسی است. پژوهش نشان داد تمرکز آموزش بر خلاقیت فردی است و ابعاد اجتماعی کمتر موردتوجه قرار گرفته اند؛ بنابراین بازنگری محتوای علوم تجربی برای تقویت خلاقیت چندبعدی ضروری است.
۱۲۳۷.

مدل یابی معادلات ساختاری بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
بهزیستی روانشناختی به عنوان یکی از ارکان سلامت روان معلمان، تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد. که از جمله این عوامل خودکارآمدی خلاق و حس انسجام می باشد. بنابراین این پژوهش با هدف مدل یابی معادلات ساختاری بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل معلمان زن متوسطه اوّل آموزش وپرورش ناحیه دو شهر سنندج در سال تحصیلی1402-1401 بود؛ که 162 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی ریف (1989)؛ خود کارآمدی خلاق لی (2008) و حس انسجام آنتونووسکی (1993) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آماره های توصیفی و استنباطی مدل یابی معادلات ساختاری با نرم فزارهای SPSS25 و AMOS24 انجام گرفت. نتایج نشان داد مدل بهزیستی روانشناختی معلمان بر اساس خودکارآمدی خلاق با نقش میانجی حس انسجام از برازش قابل قبولی برخوردار است (96/1=X2/Df، 873/0=GFI، 922/0=IFI، 92/0=CFI و 077/0RMSEA=). به طوری که که بین خودکارآمدی خلاق و حس انسجام رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p<87/0β=). بین خودکارآمدی خلاق و بهزیستی روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p<50/0β=). بین حس انسجام و بهزیستی روانشناختی رابطه معناداری وجود دارد، (05/0 , p< = 23/0β=) و حس انسجام رابطه بین خودکارآمدی خلاق و بهزیستی روانشناختی نقش میانجی دارد (001/0>p). نتایج این پژوهش تقویت خودکارآمدی خلاق و حس انسجام را برای بهبود بهزیستی روان شناختی معلمان برجسته می کند و تقویت مهارت های روان شناختی نظیر خودکارآمدی خلاق و حس انسجام می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در بهبود ک بهزیستی روان شناختی معلمان مورد توجه قرار گیرد.
۱۲۳۸.

بررسی میزان تاثیر آموزش مبتنی بر مشاهده بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی در درس علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر به کارگیری رویکرد آموزش مبتنی بر مشاهده بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی در درس علوم تجربی طی سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ انجام پذیرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از منظر هدف در زمره تحقیقات بنیادی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه دوم ابتدایی شهرستان ساوه بود. برای انتخاب نمونه، یکی از مدارس شهرستان به شیوه نمونه گیری در دسترس گزینش گردید و تعداد ۳۴ دانش آموز پایه دوم به صورت تصادفی ساده در دو کلاس ۱۷ نفری تقسیم شدند؛ بدین ترتیب یک کلاس به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل در پژوهش مشارکت داشتند. برای گردآوری داده های پژوهش، از پرسشنامه استاندارد نیوجرسی (۱۹۸۱) به عنوان ابزار پیش آزمون و پس آزمون بهره گرفته شد. مداخله آموزشی مبتنی بر مشاهده در گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۴۵ دقیقه ای اجرا گردید. جهت تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل، تحلیل کوواریانس و محاسبه اندازه اثر استفاده شد و کلیه تحلیل ها با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۵ انجام پذیرفت.نتایج تحلیل آزمون تی و کوواریانس نشان داد که رویکردها و شاخص های آموزش مبتنی بر مشاهده همچون تصاویر،بازدید علمی، فیم و آزمایش بر ارتقای مهارت های استدلالی دانش آموزان در درس علوم تجربی تاثیر معناداری دارد(004/0 > P ). در نهایت پیشنهاد می گردد مدیران مدارس زمینه مشارکت معلمان در در کارگاه های راهبردهای نوین تدریس را فراهم نمایند تا معلمان بتوانند از رویکردهای نوین تدریس از جمله آموزش مبتنی بر مشاهده در کلاسهای درس بهره مند گردند.
۱۲۳۹.

واکاوی انتظارات متقابل معلمان، والدین و دانش آموزان: گامی به سوی بهبود ارتباطات در مدرسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
هدف این پژوهش بررسی انتظارات متقابل معلمان، والدین و دانش آموزان از یکدیگر به منظور اطلاع از میزان آگاهی هریک از این سه گروه از خواسته ها و نیازهای دو طرف دیگر این مراوده است. با توجه به اینکه مدرسه نهاد اصلی آموزش رسمی است اطلاع از انتظارات متقابل گروه های ذی نفع حاضر در آن می تواند به شکل گیری روابط سازنده تر میان آنها یاری برساند. بدین منظور در پارادایم کیفی و با استفاده از مصاحبه های گروهی و فردی نیمه ساختاریافته با مشارکت-کنندگانی شامل معلمان، والدین و دانش آموزان یک دبستان دخترانه ناحیه 2 شهر شیراز به گردآوری داده اقدام شد. نمونه -ها به صورت هدفمند از نوع نمونه در دسترس انتخاب شدند. شیوه تحلیل داده ها نیز روش تحلیل مضمونی بوده است. برای اطمینان بخشی یافته ها نیز از مسیر ممیزی و بازبینی همکاران استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که انتظارات معلمان، والدین و دانش آموزان را می توان در سه دسته ی کلی اخلاقی، آموزشی و عاطفی طبقه بندی کرد. تحلیل و مطابقت انتظارات متقابل گروه ها نشان می دهد هرچه در جهت یافتن نقاط اشتراک بین این سه گروه پیش می رویم، میزان اشتراکات کاهش می یابد. به گونه ای که از مجموع 90 انتظاری که بیان شده، تنها ۷ مورد بین هر سه گروه مشترک است. این امر نشان می دهد که معلمان، والدین و دانش آموزان آگاهی کافی از افکار و خواسته های یکدیگر ندارند و این ناآگاهی موجب فاصله ی قابل توجهی بین انتظارات آن ها شده است. بر این اساس، به نظر می رسد تقویت گفت وگو و تعامل بیشتر میان این سه گروه می تواند به آگاهی و درک عمیق تر آنها نسبت به دیدگاه ها، نیازها و انتظارات یکدیگر بینجامد.
۱۲۴۰.

Design and Validation of a Mindfulness Model for School Educational Principals(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
The present study aimed to design and validate a mindfulness model for school educational principals. To achieve this objective, an exploratory mixed-method approach was employed. The qualitative phase was based on grounded theory methodology. Participants included 18 experienced, specialized, and knowledgeable educational principals in the study topic, selected through theoretical purposive sampling. Data were collected via semi-structured interviews and analyzed using Strauss and Corbin's systematic approach (open, axial, and selective coding). Validation strategies included data and researcher triangulation, member checking by participants, and peer review of results. The paradigmatic model dimensions consisted of: Causal conditions (Pain and suffering, Demand, Study, Meditation, Interaction); Core phenomenon (Cultivating mindful educational principals); Contextual conditions (Educational system, Family institution, Attendance at spiritual gatherings, Attendance in nature); Intervening conditions (Educational and training system status, Welfare and economic status, Social and cultural status); Actions/interactions (Metacognitive awareness, Metacognitive skills); and Consequences (Spiritual growth and personal transformation, Improving the quality of personal and professional life). Based on these dimensions, the mindfulness model for educational principals was designed. In the quantitative phase, a questionnaire was developed based on qualitative findings and administered to 448 educational principals from seven educational districts in Razavi Khorasan Province. Collected data were analyzed descriptively, through exploratory factor analysis (EFA), confirmatory factor analysis (CFA), and structural equation modeling (SEM), confirming the validity of the overall model. The results can assist stakeholders and researchers in understanding mindfulness dimensions—particularly for educational principals—and provide a foundation for cultivating their development and equipping them with new competencies.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان