پیش بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه ای سبک های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
187 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری بود. روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)، نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم افزار smartpls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می کنند. نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت پرورش مهارت های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.