ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۱۰۱.

تحول در نظام رتبه بندی آموزش محیط زیستی در آموزش عالی: تحلیل انتقادی شاخص گرین متریک و ارائه ی مدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۲
آموزش محیط زیست از اساسی ترین ابزارهای دستیابی به توسعه پایدار به شمار می رود. با این حال اجرای مؤثر آن در دانشگاه ها همچنان با چالش های متعددی روبه رو است. مقاله حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل جامع برای آموزش محیط زیست در نظام آموزش عالی با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با استفاده از منابع معتبر بین المللی شامل مستندات علمی، گزارشات سیاستی و منابع معتبر دانشگاهی در حوزه محیط زیست گردآوری و پس از مقوله بندی در قالب 3 مقوله اصلی و 17 زیر مقوله به منظور ارائه مدل نهایی پژوهش مورد تحلیل گرفته اند. اعتبارسنجی مدل طراحی شده از طریق مشارکت 32 نفر از خبرگان و صاحب نظران در حوزه محیط زیست صورت گرفته است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر براساس سه مؤلفه ی کلیدی آموزش محیط زیست یعنی دانش، نگرش و مهارت در قالب سه مقوله اصلی شامل «آموزش مستقیم»، «آموزش غیرمستقیم» و «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» و 17 زیر مقوله ارائه شده است. مدل نهایی برخلاف مدل ارزیابی فعلی براساس شاخص گرین متریک -که عمدتاً بر شاخص های کمی نظیر تعداد دوره های آموزشی و مقالات پژوهشی تمرکز دارد- علاوه بر توجه بر ابعاد کمی و کیفی آموزش، شیوه های نوین تدریس، ادغام مفاهیم پایداری در رشته های مختلف، و تأثیرگذاری دانشگاه بر جامعه، بر جنبه های کلیدی مانند اثربخشی آموزش، تغییر نگرش و رفتار دانشجویان، توسعه آموزش میان رشته ای، ارتقای نقش دانشگاه در جامعه، و توجه بیشتر به عدالت زیست محیطی متمرکز است. انتظار می رود نتایج مطالعه حاضر نقشی کارآمد در رفع کاستی های روش های ارزیابی فعلی و بهبود سیستم ارزیابی به عنوان ابزاری کارآمدتر برای سنجش واقعی تأثیر دانشگاه ها در مسیر توسعه پایدار با تأکید بر ارتقای نظام های رتبه بندی دانشگاهی و ارتقای آموزش محیط زیست در آموزش عالی ایفا نماید و مدل پیشنهادی به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، مدیران دانشگاهی و پژوهشگران حوزه توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۰۲.

بررسی رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه وهدف:این پژوهش با هدف بررسی نقش رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس انجام شده است. رویکرد اقیانوس آبی که بر خلق فضاهای جدید بدون رقابت و نوآوری تأکید دارد، می تواند راهکاری مؤثر برای مقابله با چالش های رایج نظام آموزشی نظیر کمبود منابع، رقابت های منفی و فشارهای اجتماعی باشد. روش:روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ مدیر مدرسه بوده است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از تحلیل تماتیک بررسی شدند. یافته ها:به کارگیری این رویکرد موجب نوآوری در فرآیندهای آموزشی، کاهش رقابت های منفی، تقویت همکاری، توانمندسازی مدیران، و استفاده بهینه از منابع موجود شده است. نتیجه گیری:نتایج نشان داد که این مدیران توانسته اند منابع موجود را به طور بهینه استفاده کنند و در مواجهه با مشکلاتی مانند کمبود منابع مالی و فیزیکی، به راه حل های خلاقانه تری دست یابند در پایان، توصیه می شود که مدیران مدارس با بهره گیری از این رویکرد، زمینه ساز تحول در ساختارهای آموزشی و مدیریتی شوند.
۱۱۰۳.

Identifying and Analyzing the Components of Educational Games Based on Social Skill Development for Preschoolers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۰
In recent years, many educational experts have concluded that game is one of the key elements in learning various skills in children, especially social skills. The aim of the present study was to identify the components of games based on social skill development for preschools in order to design a desirable model. The present study was conducted using a qualitative approach, specifically the grounded theory method. Data were collected through 25 semi-structured interviews with preschool teachers and educators who had valuable experiences related to the research topic using purposive sampling (snowball), and were analyzed in three main stages: open, axial, and selective coding. Interview data analysis revealed five main categories which affect educational games based on social skill development model; namely, causal factors, contextual factors, intervening factors, strategies, and advantages. It is concluded that proper implementation of a game-based social skills curriculum and paying attention to its various elements can lead to a child's physical, mental, and sensory development.
۱۱۰۴.

مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
مقدمه و هدف: مدیریت استراتژیک منابع انسانی روندی است که طی آن نیازهای فعلی و آینده منابع انسانی برای رسیدن یک سازمان به اهدافش تعیین می گردد.هدف این مقاله مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود. پژوهشگر ضمن توصیف وضعیت موجود، با بهره گیری از مباحث نظری و جستجو در منابع، به بررسی مسئله پرداخت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدیریت استراتژیک منابع انسانی از سه مؤلفه اصلی شامل تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی تشکیل شده است. تکنیک های پرسنلی بر جذب، انتخاب، آموزش، مدیریت عملکرد و نظام های پاداش تمرکز دارند و نقش مهمی در افزایش سودآوری و سهم بازار ایفا می کنند. تکنیک های ساختاری با طراحی مناسب سازمان، ارتباطات و تصمیم گیری های مؤثر را تسهیل می کنند. در نهایت، تکنیک های فرهنگی با ایجاد فرهنگ سازمانی هماهنگ با استراتژی های کسب وکار، رفتار و تعهد کارکنان را شکل می دهند. نتیجه گیری: مدیریت استراتژیک منابع انسانی با به کارگیری تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی، نقش کلیدی در پشتیبانی از استراتژی های کسب وکار و ایجاد مزیت رقابتی ایفا می کند. هماهنگی این سه مؤلفه باعث بهبود عملکرد سازمان و ارتقای تعهد کارکنان می شود.
۱۱۰۵.

استراتژی تلفیق در مدیریت و برنامه ریزی کلاس های چندپایه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۵۷
مقدمه و هدف: باتوجه به تاکیداتی که به وسیله ی روان شناسان یادگیری و مکاتب روان شناسی؛ به ویژه مکتب گشتالت ونظریه ها ودیدگاه های فلسفی؛ مثل نظریه ی ماورای فردی، روی کل شده است؛ طراحی برنامه ها به صورت تلفیقی را ضروری می سازد؛ براین اساس، هدف این پژوهش، تبیین استرتژی تلفیق درمدیریت و برنامه ریزی کلاس های چندپایه بودده است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، به روش کتابخانه ای بارویکرد توصیفی- تحلیلی است؛ دراین تحقیق کیفی، با مطالعه ی کتب و منابع معتبرداخلی وخارجی، مضامین را کشف وبا بهره گیری ازسایت ها و مقالات پژوهشی، یادداشت هایی را به صورت فیش استخراج وبا طبقه بندی موضوعی فیش ها، به نگارش در آمده است. یافته ها: سازماندهی برنامه درسی به شیوه ی تلفیقی، زمینه لازم را برای دست یابی دانش آموزان به وحدت ویکپارچگی درتجربه های یادگیری فراهم می آورد وبا یادگیری عمیق تر ومعنادارتر، میان موضوع های درسی، پیوند منطقی ایجادمی نماید که این رویکرد موجب افزایش رشد مهارت های اجتماعی وپژوهشی در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری: دربرنامه درسی با رویکرد تلفیقی، میان معلم وشاگرد در کلاس های چندپایه، فرصت ارزشیابی سطح ادراک دانش آموز، فراهم می گرددومعلم، باطرح مسأله های مناسب ومعنی دار درکلاس، می کوشد تا با تلفیق اطلاعات وادراک، میان تفکر شهودی وتفکر تحلیلی، موازنه های منطقی، ایجادکندودرمقام تسهیل کننده ی یادگیری، مسؤول طرح مسائلی باشدکه تا حد امکان برای درک مطلب جدید ازآموخته هاوتجارب قبلی دانش آموزان استفاده شود.
۱۱۰۶.

Predicting Life Expectancy Based on Spiritual Health and Self-Efficacy in Students Covered by Welfare and Regular Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۹۷
The present study aimed to predict life expectancy based on spiritual health and self-efficacy in students covered by welfare and regular students. This research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of methodology. The statistical population included all female second-year vocational high school students in the academic year 2021-2022 in Torbat-e Jam, totaling 158 individuals. Among them, 79 welfare-covered students were selected using purposive sampling, and 79 regular students were chosen through convenient random sampling. The research tools included the Hope Questionnaire (Miller & Powers, 1998), the Self-Efficacy Questionnaire (Sherer & Adams, 1983), and the Spiritual Health Questionnaire (Paloutzian & Ellison, 1982). The validity of the questionnaires was content-based, and their reliability was assessed using Cronbach's alpha coefficient, yielding values of 0.90 for the Hope Questionnaire, 0.86 for Self-Efficacy, and 0.92 for Spiritual Health. The results indicated a positive and significant relationship between spiritual health and life expectancy in both welfare-covered and regular students. Additionally, the life expectancy of regular students was higher than that of welfare-covered students. There was also a positive and significant relationship between self-efficacy and life expectancy in students overall. However, while there was a significant positive relationship between self-efficacy and life expectancy in regular students, no significant relationship was found between self-efficacy and life expectancy in welfare-covered students. Among spiritual health and self-efficacy, spiritual health was a better predictor of life expectancy in welfare-covered students. Conversely, in regular students, self-efficacy played a more significant predictive role for life expectancy than spiritual health.
۱۱۰۷.

شناسایی و اعتباریابی ویژگی های واسط کاربر نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان 10 تا 12 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
این پژوهش با هدف شناسایی و اعتباریابی ویژگی های واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان 10 تا 12 سال انجام شد. روش انجام پژوهش از نوع آمیخته با طرح اکتشافی متوالی بود. جامعه ی هدف در بخش کیفی شامل کلیه اسناد مرتبط با واسط کاربری کودکان، متخصصان رایانه، آموزش و نیز دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. جامعه ی آماری بخش کمی نیز کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر همدان بودند که از بین آن ها 350 دانش-آموز به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. در بخش کیفی از روش مرور نظام مند اسناد استفاده شد و داده ها به شیوه کدگذاری باز و مقوله بندی استخراج و از طریق تحلیل محتوا با رویکرد قیاسی تحلیل شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی-پیمایشی بهره گرفته شد و داده ها با استفاده از مقیاس تدوین شده مبتنی بر یافته های کیفی، جمع آوری و با آزمون های توصیفی و استنباطی با کمک نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها در بخش کیفی منجر به استخراج 16 مؤلفه ی اصلی و 62 مؤلفه ی فرعی شد که عناصر رابطه کودکان را تشکیل می دهد. یافته های بخش کمی نیز نشان داد مؤلفه های واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت طراحی واسط کاربری نرم افزارهای آموزشی برای کودکان 10 تا 12 سال متأثر از یکسری ویژگی های شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی آنان است و بایستی برای تعامل بهتر کودکان با نرم افزارهای آموزشی به ویژگی های آنان توجه شود. مؤلفه های مشخص شده در این پژوهش می تواند به طراحان و تولیدکنندگان نرم افزارهای آموزشی مبتنی بر وب برای کودکان در طراحی واسط کاربر اثربخش کمک نماید. همچنین معلمان را در انتخاب و ارزیابی نرم افزارهای آموزشی مناسب کودکان از منظر واسط کاربری یاری می دهد.
۱۱۰۸.

نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان متوسطه دوم از سبک های تدریس انگیزش بخش و (غیر) انگیزش بخش در دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
این پژوهش با هدف بررسی نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس انگیزش بخش (حامی خودمختاری و ساختار) و غیرانگیزش بخش (کنترل و هرج ومرج)، با تکیه بر چارچوب نظریه خودتعیین گری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران بود که از میان آن ها، ۸۰۰ نفر (۴۹۰ دختر و ۳۱۰ پسر) در دامنه سنی ۱۶ تا ۱۸ سال، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند تا تنوع جنسیتی و تحصیلی در نمونه رعایت شود. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه موقعیت های مدرسه (آلترمن[1] و همکاران، 2019) و پرسشنامه خودتنظیمی دانش آموز (گومز[2] و همکاران، 2019) بودند. پژوهش حاضر با روش توصیفی_همبستگی و رویکرد کمی اجرا شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل خطی عمومی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خودتنظیمی با ادراک سبک های تدریس انگیزش بخش رابطه مثبت و معنادار، و با سبک های غیرانگیزش بخش رابطه منفی و معنادار دارد. همچنین، تحلیل مدل خطی عمومی آشکار ساخت که خودتنظیمی توان پیش بینی معناداری در تبیین ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس دارد. این یافته ها با مطالعات اخیر هم سو بوده و نشان می دهد که تقویت راهبردهای خودتنظیمی در کنار به کارگیری سبک های تدریس انگیزش بخش می تواند نقش تعیین کننده ای در ارتقای انگیزش و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کند. در پایان، محدودیت های پژوهش و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
۱۱۰۹.

اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۵
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
۱۱۱۰.

تقویت نگرش مثبت و امید شغلی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان برای کارآفرینی: نقش مربی گری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۸
در سال های اخیر در کشور ما انواع رویدادهای آموزشی کارآفرینی با هدف تقویت امید و ایجاد نگرش مثبت در دانشجویان نسبت به آینده شغلی و راه اندازی کسب و کار در حوزه تخصصی شان در حال برگزاریست. اما اغلب این آموزش ها در حوزه تخصصی علوم فنی و مهندسی صورت پذیرفته است و خلاء آموزش و هدایت دانشجومعلمان برای ترویج کارآفرینی در حوزه علوم انسانی وجود داشته است. بنابراین هدف این مقاله مطالعه آموزش کارآفرینی و بررسی تأثیر آن بر ارتقا سطح امید دانشجومعلمان و بهبود نگرش ایشان نسبت به آینده شغلی و راه اندازی کسب و کار در حوزه علوم انسانی است. در این مطالعه با بهره گیری از روش نیمه آزمایشی و با تمرکز بر دانشجومعلمان رشته های حوزه علوم انسانی در دانشگاه فرهنگیان، نمونه ای به صورت دردسترس از میان افرادی انتخاب شد که در دانشگاه علامه طباطبایی به صورت مهمان در حال تحصیل بودند ولی دارای شغل نبودند. یک گروه به عنوان مداخله (20= n) و گروه دیگری نیز به عنوان کنترل (10= n) به منظور مقایسه اثربخشی مطالعه شدند. هر دو گروه قبل و بعد مداخله، پرسشنامه امید و نگرش مثبت را تکمیل کردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد افرادی که در آموزش شرکت کردند در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری نگرش مثبت و امید بیشتری به آینده شغلی و کاربرد ایده هایشان از طریق راه اندازی کسب و کار دارند. از پیشنهادات این تحقیق به سیاستگذاران حوزه علم و فناوری کشور، حمایت از برگزاری دوره های آموزشی در حوزه علوم انسانی است.
۱۱۱۱.

کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم: یک مطالعه پسا پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجاد شده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی؛ ازنظر نوع داده ها، کیفی و ازنظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند، که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شی (شبکه شاد) و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند، که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناختی مورد تحلیل قرار گرفت. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. معلم با شبکه شاد رابطه آلتریتی برقرار می کند که این رابطه آلتریتی باعث تقویت ها و کاهش هایی در ادراک و رفتار معلم می شود و ساختار های افزایشی و کاهشی را ارائه می دهد.
۱۱۱۲.

نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۲
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
۱۱۱۳.

طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
۱۱۱۴.

ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای: نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
رسانه ها تغییرات نسبتاً زیادی در الگوی یادگیری دانشجویان خلق کرده اند و رویکردهای آموزشی و یادگیری را توسعه بخشیده و موجب بهبود سبک های یادگیری دانشجویان شده اند؛ لذا هدف این پژوهش ارائه مدل عِلی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی در میان دانشجومعلمان پسر شهر کرمانشاه بود. این پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع هم بستگی بود . جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجومعلمان پسر مشغول به تحصیل شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1250 نفر تشکیل می دهد. برای انتخاب نمونه از روش کوکران استفاده شد، به این صورت که با مراجعه به دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد به روش نمونه گیری تصادفی تعداد 294 نفر که هم دانشجو و هم معلم بودند شناسایی و انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در پژوهش، پرسش نامه سواد رسانه ای فلسفی (1393)، پرسش نامه نگرش نسبت به تکنولوژی آموزشی یاوز (2005)، پرسش نامه سبک های یادگیری کلب (2005)، پرسش نامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها ضریب هم بستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. براساس یافته های به دست آمده، تمامی اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیرها تأیید شدند. به طورکلی نتیجه گیری می شود مدل علی سبک های یادگیری بر اساس سواد رسانه ای با نقش میانجی خودتنظیمی و آموزش های ترکیبی با مدل تجربی برازش دارد.
۱۱۱۵.

شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
۱۱۱۶.

مطالعه تطبیقی مبانی معرفت شناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفت شناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی صورت گرفته است تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریه پردازان برنامه ریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد.در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامه ریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایش های مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کرده اند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفت شناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است.الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکس کننده شکاف بین دو نظام معرفت شناختی ایده آلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی،دارای ویژگیهایی چون انعطاف پذیری،ایجاد انگیزه،ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد می باشد لذا با توجه به یافته ها به برنامه ریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد می شود رویکردها ، شیوه ها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفت شناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.
۱۱۱۷.

بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان شهر شیراز بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول منطقه 6 شهر شیراز در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموزان پسر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارش شدند. مداخله آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی به گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای آموزش داده شد. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد (2004) و پرسشنامه آخرت نگری ابراهیمی و بهرامی (1390) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر دلبستگی به خدا و آخرت نگری نوجوانان اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). به عبارت دیگر نمرات آزمودنی ها در پس آزمون در دلبستگی به خدا و آخرت نگری بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از این پژوهش می توان می توان پیشنهاد کرد که در سیستم آموزشی کشور طرحی ب رای آشنایی هر چه بیشتر مدیران، معلمان و دانش آموزان با محتوای هوش معنوی مبتنی بر مبنای مفاهیم قرآنی در نظر گرفته شود تا موضوع تعلیم و تربیت بر مبنای مفاهیم قرآنی در آنان درونی شود.
۱۱۱۸.

رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
۱۱۱۹.

چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.  
۱۱۲۰.

طراحی مدل تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۶
مقدمه و هدف : تعامل و همکاری اثربخش دانشگاه ها با سایر بازیگران زیست بوم نوآوری از مهم ترین فاکتورهای رشد و توسعه فناوری های کاربردی در جامعه می باشد. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی جامع جهت تبیین تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در راستای توسعه نوآوری فناورانه بوده است. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پژوهش فراترکیب نظریه ساز انجام گرفته است، بر این اساس، یافته های مطالعات علمی مرتبط در بازه زمانی 2025-1995 میلادی استخراج و داده های گردآوری شده طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش در قالب 53 کد باز و 12 کد محوری در سه محور پیشایندها، فرایندها و پیامدها ارائه گردید. محور پیشایندها در قالب 3 کد محوری (عوامل فردی، سازمانی، محیطی)؛ محور فرایندها در قالب 5 کد محوری (توسعه زیرساخت های مشترک، انتقال دانش و فناوری، مدیریت پروژه های مشترک، توسعه شبکه های همکاری، مدیریت دانش)؛ محور پیامدها در قالب 4 کد محوری (توسعه محصولات و خدمات نوآورانه، افزایش درآمد سازمانی، توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه، ارتقاء اعتبار دانشگاه) سازماندهی گردیدند. جهت ارتقای اعتبار یافته ها، چهار نوع راهبرد اعتباریابی توصیفی، تفسیری، نظری و پراگماتیک  مورد استفاده قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: اثربخشی تعاملات بین سازمانی دانشگاه ها در توسعه نوآوری فناورانه، حاصل توجه به عوامل پیش نیاز و فرایندهای کارآمد در جریان شکل گیری این تعاملات است. یافته های این پژوهش می تواند به رهبران و سیاست گذاران آموزش عالی در طراحی راهبردهایی هوشمندانه برای توسعه همکاری های اثربخش بین سازمانی کمک کند، به گونه ای که تعاملات دانشگاه ها با سایر سازمان های جامعه را با رویکردی برد-برد و در راستای رفع نیازهای جامعه طراحی و اجرا نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان